كارتونهايي چون پلنگ صورتي، مورچه و مورچهخوار، باخانمان، هاكلبري فين، هاچ زنبور عسل، بل و سباستين، ماركوپولو، گوريل انگوري، بامزي، پسر شجاع، پينوكيو، بلفي و ليليبيت، حنا، سرندپيتي، مهاجران و... را به ياد داريد. با يادآوري اين كارتونها به روزهاي گذشته ميرويم، روزهايي كه براي خيليها، خاطرات خوبي به ارمغان داشت. ميخواهيم سلسلهوار اشارهاي به اين كارتونها داشته باشيم... كارتونهايي كه ما را ساعات زيادي پاي جعبه جادويي مينشاند، شما را چهطور؟
«مهاجران» را به طور حتم به ياد داريد، اين كارتون به كارگرداني «هيروشي سايتو» معروفترين كارگردان ژاپني و جهان در ساخت كارتون و انيميشن در سال 1982 ساخته شد و موضوعي خانوادگي داشت. اين كارتون، زندگي يك خانواده اروپايي را روايت ميكند كه به استراليا ميروند، به كشوري تازه تاسيس... شخصيتهاي اصلي اين داستان را سه خواهر به نام لوسي مي، كيت وكلارا هستند، آنان در آن كشور با بوميان سرخپوست، باحيوانات عجيب و غريب و همچنين با شخصي بداخلاق به نام آقاي «پتيبل» كه يك سگ بدجنس دارد آشنا ميشوند و مجبورند هر روز او را ببينند. مهاجران 25 سال پيش در 05 قسمت 24 دقيقهاي تهيه شده بود، كه البته 22 سال قبل براي اولين بار در ايران پخش شد. مجموعه ديگر «حنا» بود، اين كارتون هم به كارگرداني هيروشي سايتو و محصول كشور ژاپن است كه به داستان يك دختر بچه در كشور فنلاند ميپردازد و داستانهاي او را در يك مزرعه روايت ميكند، او منتظر مادرش است كه براي كار به آلمان سفر كرده، اما بروز جنگ اول جهاني اجازه نميدهد تا مادر براي او و پدر و مادرش در مزرعه پول بفرستد، همچنين نميتواند به كشورش بازگردد. از اين رو حنا مجبور ميشود به مزرعهاي دور از پدربزرگ و مادربزرگ برود و در آنجا به كار مشغول شود. اما اخلاق خوبش باعث ميشود كه در دل همه افراد آن مزرعه پرجمعيت جا باز كند. حنا در سال 1984 در 49 قسمت 24 دقيقهاي ساخته شده. اما مجموعه ديگر كه بسيار پرطرفدار بود، مجموعه «بنر»بود كه داستان يك سنجاب را به تصوير ميكشيد،... اين مجموعه محصول مشترك ژاپن و آلمان بود كه توسط ارنست تامپسون در سال 1979، در 26 قسمت ساخته شد... در اين مجموعه ديديم كه سنجاب كوچولويي پس از به دنيا آمدن، از بخت بدش به دست انسانها گرفتار ميشود و در هر قسمت آن اتفاق جديدي براي او ميافتد. انسانها سنجاب را به دست گربه ميدهند تا گربه او را بخورد، اما دل گربه به حال او ميسوزد و او را به فرزندي قبول ميكند و نامش را «بنر» ميگذارد. آنها روزهاي خوشي را با هم ميگذرانند، اما مزرعه آتش ميگيرد و بنر از مادر گربهاش جدا ميشود و ناچار به جنگل فرار ميكند، اما با محيط و حيوانات آنجا آشنا نيست و...مجموعه ديگري كه بايد به آن اشاره داشت، «دختري به نام نل» بود، دختري انگليسي كه با پدربزرگش به دنبال مادرش ميرود، اين كارتون هم مثل خيلي ديگر از كارتونها محصول كشور ژاپن است، يكي از شخصيتهاي به ياد ماندني آن مجموعه برادر نل بود كه موهاي بسيار بلندي داشت و او از دور مراقب خواهر و پدربزرگش بود والبته جعبه موسيقي...
يك كارتون ديگر كه طرفداران خيلي زيادي داشت، خانواده دكتر ارنست بود، يك خانواده سوئيسي كه در مسير استراليا، كشتيشان غرق ميشود و آنها به جزيرهاي دورافتاده ميروند، تنها همزيستشان درآنجا، حيوانات هستند، اين مجموعه شبيه داستان مجموعه مهاجران بود، با اين تفاوت كه در مهاجران خانواده سالم به مقصد ميرسند و در آنجا
مشكلاتشان شروع ميشود، اما خانواده دكتر ارنست كه با كشتي قصد داشتند به استراليا بروند در راه گرفتار، طوفان ميشوند و به ناچار وارد جزيرهاي ناشناخته ميشوند.شخصيت اصلي اين خانواده، دختري دهساله به نام «فلون» است، آنها بايد خود را با طبيعت وفق دهند و اميد به نجات داشته باشند، كارتون «خانواده دكتر ارنست» پر از نكات آموزنده است و به زنده بودن اميد در انسانها ميپردازد، كارتوني كه در سال 1983 توسط شركت نيپون، همان شركت معروف ژاپني توليد شد... البته نام اصلي اين كارتون «فلون در جزيره شگفتانگيز» بود. كارتون معروف بعدي، نامش «رامكال و استرلينگ» بود، كه به داستان پسر بچهاي ميپرداخت كه با يك «راكن» كه نامش را رامكال گذاشته بود، ارتباط حسي شديدي برقرار كرده بود، آن دو هيچگاه از هم جدا نميشدند، اما سرانجام استرلينگ (پسربچه) بايد از رامكال جدا ميشد، در همين زمان، رامكال به مزرعه ذرت همسايه يورش ميبرد و دشواريهاي زيادي را به وجود ميآورد. اين كارتون در سال 1977 در 52 قسمت 24 دقيقهاي توسط هيروشي سايتو توليد شد. كارتون ديگري كه بسيار پرطرفدار بود، كارتون «بارباپاپا» است، داستان اين مجموعه داستان بارباپاپا و باربامامان را روايت ميكند كه هفت فرزند دارند، فرزنداني به رنگهاي زرد، سبز، نارنجي، سياه، ارغواني، آبي و قرمز كه به هر شكلي در ميآيند، اين مجموعه در سال 1975 در چهل قسمت تهيه شده و محصول كشور فرانسه است. كارتون بارباپاپا در بيش از هفتاد كشور پخش شد. كارتون بعدي كه بسيار پرطرفدار بود اين بار درباره يك شخصيت ژاپني است و در سال 1975 به كارگرداني «كيميو يابوكي» در 298 قسمت توليد شد و به مدت هفت سال در ژاپن به صورت هفتگي پخش شد. «ايكيو» در واقع پسر يك امپراتور بود، اما حكومت از دست آنان خارج شد و از قدرت آنان كاسته شد، از اينرو مادرش او را به يك معبد ميفرستد، او در معبد بسيار زود پيشرفت كرد و هر كاري كه به او ميسپارند از خود خلاقيت نشان ميدهد، هر زماني هم كه عقلش به جايي قد نميداد، دو انگشتش را روي سرش ميچرخاند و شروع به فكر كردن ميكرد و سرانجام راه حلي براي آن مييافت.
بلفي و ليلي بيت، همان مردمان سرزمين كوچولوها، يكي ديگر از كارتونهايي بود كه ما را به دوران كودكيمان ميبرد... داستان بلفي و ليليبيت در يك دهكده كوچك به وقوع ميپيوندد، چند بچه كوچك و حيوان، شخصيتهاي اصلي اين مجموعه را رقم ميزنند، بلفي در سال 1980 در 26 قسمت ساخته شد. اين مجموعه محصول مشترك ژاپن، ايتاليا و فرانسه بود.ديگر مجموعه به يادماندني آن روزها، «باخانمان» بود كه طرفدارانش، بيش از ديگر مجموعهها بودند... باخانمان در سال 1978 در 53 قسمت 24 دقيقهاي ساخته شد، باخانمان، داستان دختري است كه پس از مرگ مادر بايد يك زندگي جديد و البته تنها را تجربه كند.ديگر مجموعه پربيننده، بامزي قويترين و مهربانترين خرس دنياست به كارگرداني رون آندرياسون كه در سال 1966 ساخته شد، ساخت اين كارتون به 41 سال قبل برميگردد.«بامزي» خرس قهوهاي مهرباني است كه با خوردن كوزهاي از عسل كه مادربزرگش براي او تهيه ميكند، قدرت دوچنداني ميگيرد و به افراد مختلف كمك ميكند و با افرادي كه حرف زور ميزنند و سعي ميكنند حق ديگري را بخورند مقابله ميكند.شخصيت بامزي به سرعت در اروپا و آمريكا گسترش يافت و مورد توجه بچهها قرار گرفت.«بچههاي آلپ» كارتوني ديگر بود كه در سال 1983 توسط پوزوكوسبا در 48 قسمت ساخته شد. «آنت» دختر نوجوان، برادري به نام «دني» دارد، آنها با پدرشان در مزرعهاي در دامنه آلپ زندگي ميكنند و مادرشان پس از به دنيا آوردن دني كوچولو ميميرد. در همسايگي آنها لوسين با خانوادهاش زندگي ميكند كه با آنت خيلي صميمي است.داستان به نيمه راه كه ميرسد، طي يك حادثه دلخراش دني از پرتگاهي ميافتد و فلج ميشود، مقصر لوسين شناخته ميشود و پس از اين حادثه لوسين و آنت، دوستيشان به نفرت تبديل ميشود.اما مجموعه پرطرفدار «پسرشجاع»، در سال 1975، در 26 قسمت 30 دقيقهاي ساخته شد... اين مجموعه ماجراهاي يك سگ آبي جوان و شجاع را بازگو ميكرد كه هر زمان دوستانش به دردسر ميافتادند، او نجاتدهنده آنها ميشود. درسالهاي 64- 1363شمسي، شخصيتهاي اصلي اين كارتون بسيار معروف بودند مثل، خانم كوچولو، خرس مهربون، شيپورچي، خرس قهوهاي و پدر پسر شجاع.مجموعه سرندپيتي به كارگرداني «سونهيسا ايتو» كه در سال 1983 در 26 قسمت توليد، مجموعهاي ديگر بود كه در دهه 60 شمسي، از تلويزيون پخش شد. داستان اين مجموعه درباره يك بچه به نام كنا و يك موجود عجيب مثل پري دريايي بود، آنها با نجات دادن حيوانات جزيره، محبوب اهالي جزيره ميشوند. ديگر كارتونهاي به ياد ماندني از ديگر كارتونهاي به ياد ماندني آن زمان بايد سندباد، گاليور، پينوكيو، پت پستچي، هاكلبريفين، رابينهود، معاون كلانتر، مورچه و مورچهخوار، پروفسور بالتازار، سايمون در سرزمين نقاشي، لولك و بولك، واتو واتو، افسانه سه برادر، يوگي و دوستان، پت و مت، مزرعه سبزيجات، دهكده حيوانات، پلنگ صورتي، يوگي و دوستان، مسافر كوچولو، دوقلوهاي افسانهاي و... اشاره داشت كه هنوز هم پس از حدود 20 سال و اندي از زمان اولين پخش آنها، در خاطر همه ما باقي است و به اين راحتيها از بين نميرود، چندي پيش بزرگترين شركت انيميشنسازي در دنيا كه همين شركت نيپون در ژاپن است، طي يك آمارگيري متوجه شد، كه كارتونهاي دهه 70 و 80 ميلادي طرفداران بيشتري داشت، تا كارتونهاي حال حاضر كه بيشتر به شكل سه بعدي و بسيار تخيلي ساخته ميشود.شايد برايتان جالب باشد بدانيد كه تاكنون در دنيا هيچ كارتوني مانند كارتون فوتباليستها، پرطرفدار و پربيننده شناخته نشده، تا جايي كه در بيش از 120 كشور جهان به زبانهاي گوناگون به نمايش درآمد.
ksabz

