یـه نفر خوابش میاد و واسه خواب جا نداره
یـه نـفـر یـه لـقـمـه نـون بـرای فـردا نـداره
مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
مدیر انجمن: شوراي نظارت

- پست: 151
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۸۶, ۱۱:۰۹ ق.ظ
- محل اقامت: اصفهان
- سپاسهای ارسالی: 1 بار
- سپاسهای دریافتی: 11 بار
- تماس:
هر نيمه شب آسمان ستوه آيد-----------از گريه ي سخت و ناله ي زارم
بنديست گران به دست و پايم در-----------ششايد كه بس ابله و سبكبارم
محبوس چرا شدم نميدانم -----------دانم كه نه دزد و نه عيارم
بسيار اميد بود بر طبعم ------------اي واي اميد هاي بسيارم
قصه چه كنم دراز بس باشد------------چون نيست گشايشي از كارم
بنديست گران به دست و پايم در-----------ششايد كه بس ابله و سبكبارم
محبوس چرا شدم نميدانم -----------دانم كه نه دزد و نه عيارم
بسيار اميد بود بر طبعم ------------اي واي اميد هاي بسيارم
قصه چه كنم دراز بس باشد------------چون نيست گشايشي از كارم

- پست: 151
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۸۶, ۱۱:۰۹ ق.ظ
- محل اقامت: اصفهان
- سپاسهای ارسالی: 1 بار
- سپاسهای دریافتی: 11 بار
- تماس:
يكي را پسر گم شد از راحله****شبانگه بگرديد در قافله
ز هر خيمه پرسيد و هر سو شتافت****به تاريكي آن روشنايي بيافت
چو آمد بر مردم كاروان****شنيدم كه ميگفت با ساروان
نداني كه چون راه بردم به دوست****هر آنكه پيش آمدم بگفتم اوست
از آن اهل دل در پي هر كسند****كه باشد كه روزي به مردي رسند
برند از براي دلي بارها****خورند از براي گلي خارها!
بوستان -سعدي
ز هر خيمه پرسيد و هر سو شتافت****به تاريكي آن روشنايي بيافت
چو آمد بر مردم كاروان****شنيدم كه ميگفت با ساروان
نداني كه چون راه بردم به دوست****هر آنكه پيش آمدم بگفتم اوست
از آن اهل دل در پي هر كسند****كه باشد كه روزي به مردي رسند
برند از براي دلي بارها****خورند از براي گلي خارها!
بوستان -سعدي

-
- پست: 341
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۸۷, ۱۱:۴۹ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 434 بار
- سپاسهای دریافتی: 553 بار


