صندلی داغ با حضور Mahshid-banoo...!

صندلي داغ مرکز انجمنهاي تخصصي

مدیران انجمن: AGeNiS1, MASTER, ASHKAN95, شوراي نظارت

Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 486
تاریخ عضویت: جمعه ۲۷ مرداد ۱۳۸۵, ۳:۵۸ ق.ظ
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 4873 بار
سپاس‌های دریافتی: 2877 بار

Re: پرسشهاي The Passenger از mahshid-banoo

پست توسط mahshid-banoo »

The Passenger نوشته شده:درود بر شما بر شما هم درود

دو نكتۀ خيلي بارز بود كه راغب پيوستن به اين جمع صميمي شدم؛ من هم متولد اسفند ماه ام، جوابهاي اين بانو صادقانه و دلنشين ست.
مهشيد بانو؛ كمتر پيش ميآيد يك روانشناس اينطور صادقانه به ابراز شخصيت اش بپردازد، پس به فال نيك ميگيرم و سپاسگزار هستم كه پرسشهاي بنده را هم پاسخ گوئيد؛ ضمناً پاسخ گفتن تعهد ميهمان نيست، بلكه از لطف اوست.
خیلی لطف دارید.تصویر

- اعتقاد شما در بارۀ اشتراك ويژگيهاي شاخص شخصيتي بين افراد متولد يك ماه خاص چيست؟ شايعترين جائي كه ميتوان اين اعتقاد را ديد در طالع بيني ماه ها ست كه خيلي ها به اين معقتدند، نظر شما چيست؛ خرافه است يا واقعيت؟ البته از ديد تجربي شما نه ديد تئوريك.
من چون خودم به این مباحث علاقه مندم از لحاظ روان شناسی از استاد شخصیتم پرسیدم. ایشون گفتن این هست که جو زمین و ماه و خورشید روی افراد تاثیر میزاره اما سیاره ها رو نمیدونستند.مثلا بعلت تابش نور خورشید صبح ها کورتیزول بیشتری ترشح میشه و افراد سرحال ترند خوب با این حساب افرادی که تابستان به دتیا میان در کل باید شادتر از افرادی باشن که در زمستان به دنیا میان. در نظریه های ستاره شناسی هم هست که سیاره ها تاثیر دارند رو ماه تولد و خصوصیات شخصیتی. البته یادمه دوست خوبمون sadafG با ارسال چندین مطلب این قضیه رو رد کردن.در کل من به طالع بینی های هفتگی که در مجلات چاپ میکنه اعتقادی ندارم اما فکر میکنم افراد هر ماه خصوصیات کلی مشارکی دارند. (مثل علاقه به هنر یا سیاست و ...)


- بنظرتان نسل نُوي بانوي ايراني چه تفاوتهاي عمده اي با نسل مادرش دارد؟ حال دربارۀ خودتان چه؟
بهره بردن از تکنولوژی و پیشرفت تحصیلی فکر میکنم تفاوت عمده دو نسل رو تشکیل میده. در باره خودمم همینطور. این باعث میشه من نوعی کمتر به هنرهای خانه داری وارد باشم.

- بنظر شما از زماني كه عصر جديد ارتباطات اجتماعي در ايران شروع شد، يعني زماني كه اينترنت عموميت يافت و ارتباط تنها از طريق يك كليك ميسر شد، تعداد كانال هاي ماهواره اي آزاد به هزاران رسيد، و آزادي بيشتري در نشر كتب پديد آمد؛ چقدر از ديدگاه هاي مرد سالارانه بين مردم -و نه سيستم دولتي- دور گشته ايم؟
ببینید وقتی یه جریان در حال شکل گیری باشه همه چی رو تحت شعاع قرار میده.یکی از مسائلی که با اومدن تکنولوژی تغییر کرد همین جو مردسالارانه بود. قبلا فقط مردها کار میکردند و زن ها تو خونه بودند(بعضا کمک دست هم داشتن). الان دارن دوشادوش هم کار میکنن و زحمت میکشن.مسلما جو تغییر میکنه.یادمه تو کتاب شهر اشوب که درباره زندگی فروغ فرخزاد هست به خوبی تغییر جو مردسالاری به تصویر کشیده شد. از دل اون فضای سنتی یه دختر مدرن مثل فروغ بوجود اومد.

- در امور سرنوشت ساز چقدر به سنت ها يا به خواست خانواده اهميت ميدهيد و يا آنها را برخواست خويش مقدم ميدانيد؟ اصلاً آدم سنت شكني هستيد؟
در مورد سوال اولتون میتونم بگم 50 درصد.بالاخره هم تصمیم من مهمه و هم رضایت خانواده ام. سنت شکنی خاصی هم انجام ندادم.یعنی سنتی سر راه من نبود که بخوام بشکنم. اگه هم بوده جزو ارزشها بوده و من بهش احترام گذاشتم.

- تقريباً هر آدمي علاقمند است كه بخاطر ويژگيهاي شخصيتي اش او را دوست بدارند تا ويژگيهاي ديگرش، بنظر خودتان مهمترين ويژگيهائي كه ميان عامه افراد، شما را از بقيه دوست داشتني تر ميكند چيست؟
سوال سختیه. فیدبک هایی داشتم مثل ارامشم . خنده رو بودنم. گاهی شیطنت های خانوادگی و حاضرجوابیهام.(در محیط های مختلف فرق داره).

- در زندگي تان چقدر استقلال و آزادي عمل داشتيد؟ و طبق خواست هايتان، اين چقدر برايتان اهميت داشته؟
90 درصد خودم تصمیم گرفتم.. خیلی مهم بوده. مثلا پدرم دوست داشتن من برم رشته ریاضی. حالا تصور کنید من یه مسئله ساده هم نمیتونم حل کنم. حالا اصرار که ما خانوادگی استعداد خوبی در ریاضی داریم.(راست میگفتن ولی این شامل من نمیشد). اگه الان به تصمیم پدرم عمل کرده بودم تاحالا دیپلم هم نداشتم.

- فكر ميكنيد علاوه بر خانوادۀ خويش، خانواده هاي ايراني تا چه اندازه در پي درك و برآوردن نيازهاي دخترانشان هستند و تا چه حد توفيق مي يابند؟
خیلی اهمیت میدن. یا لااقل در اطراف من که اینطوره. این برمیگرده به سبک های مختلف خانواده و شیوه تربیتشون.

- اميرالمؤمنين علي (ع) فرموده اند: مُقارَبَة النّاسِ فِي أخلاقِهِم أمْنٌ مِن غَوَائِلِهِم. يعني پيوستن با مردم در اخلاقشان در امان بودن از شرّ شان است. يعني همان ضرب المثل قديمي مان «خواهي نشوي رسوا همرنگ جماعت شو».
اين چقدر با ويژگيهاي اخلاق شما همخواني دارد؟ كجاها نميتوانيد اينطور باشيد؟
وقتی که تو یه جمع ساز مخالف زده بشه بدتر میشه. من شخصا اگه یه جمعی رو قبول نداشته باشم سکوت اختیار میکنم. این به معنای همرنگ شدن نیست. صرفا اعتراضی صورت نمیدم چون یه نفر نمیتونه از پس یک گروه بربیاد.

- چطور يك مرد ميتواند عشق واقعي اش را به همسرش ثابت كند؟ با از خودگذشتگي؟ درك متقابل؟ يا اصلاً اين را ميتوان در قالب يك نظر يا تئوري گنجاند؟
من فکر میکنم با همدلی .اين شعر را سالها پيش يك پسري به اسم «حميد مصدق»، شاعر بلند آوازۀ امروز سرود؛ «تو به من خنديدي، و نميدانستي من به چه دلهره از باعچۀ همسايه سيب را دزديدم.

باغبان از پي من تند دويد
سيب را دست تو ديد، غضب آلوده به من كرد نگاه، سيب دندان زده از دست تو افتاد بخاك... و تو رفتي و هنوز سالهاست كه در گوش من، آرام آرام خش خش گام تو
تكرار كنان
ميدهد آزارم و من انديشه كنان غرق اين پندارم؛ كه چرا... خانۀ كوچك ما سيب نداشت...»- اگر بعد از سالها يك نفر اين را به شما بگويد فكر ميكنيد چه احساسي پيدا كنيد؟چه خواهيد گفت؟ چه خواهيد كرد؟میخکوب میشم.هیچی نمیگم و برمیگردم میرم. و تو راه اشک میریزم.شعر قشنگی بود.شهریور 1341 مهدی اخوان ثالث این شعر رو تقدیم دکتر حمید مصدق میکنه:پیوندها و باغ هالحظه ای خاموش ماند،آنگاهبار دیگر سیب سرخی را که در کف داشتبه هوا انداخت.سیب چندی گشت و باز امد.سیب را بویید.-" گپ زدن از ابیاریها و از پیوندها کافی است.خوب،تو چه می گویی؟"-"آهچه بگویم؟هیچ"(این شعر ادامه داره ولی فکر میکنم تا همین جا کافی باشه).
- پنج كتابي كه بنظر شما اگر هر كسي نخواند، بابت هركدام يك دهه از عمرش بيهوده گذشته كدامهاست؟
نمیدونم. شخصیت ها و علایق متفاوته.ولی یه کتاب هست که زیادم معروف نیست اما خیلی قشنگ و دلچسبه." در آفریقا همیشه مرداد است" ترجمه حمید زرگرباشی.یه معلم ایتالیایی انشاهای بچه ها رو جمع اوری کرده و تحت این عنوان به چاپ رسونده.

- لطفاً چند تَن از مفاخر شهر اجدادي تان را نام ببريد و ما را به شناخت بيشتر آنها راغب كنيد.
متاسفانه در این زمینه اطلاعات کمی دارم.چون شناخت کمی از اون شهر دارم.

- «محتسب در دفع مي از حد تجاوز ميكند
مي بَرد اين فعل منكَر رونق اسلام را»
لطفاً يك مصداق براي اين سخن، در ايران امروز بيابيد. و نظرتان را بفرمائيد.

(حد، اينجا بمعني حد زدن براي دفع مستي ست)
بيت از خاتم الشعرا جامي ست
نمونه بارزش گشت ارشاد خودمونه که باعث میشه جوونا زده بشن.


- «نقش فَرَوَهَر» با توجه به انديشۀ فروهر در باور ايراني، يك انسان را در لباس هخامنشي نشان ميدهد كه خصوصيات يك انسان كامل را ترسيم ميكند. انساني كه فروهر وجودی اش را بال انديشه نيك، گفتار نيك، كردار نيك داده است و با اهورا مزدا (خداي يكتا) پيمان بسته كه تنها او را ستايش كند و بسوي تعالي و سپنته مَن شدن به پيش رود. ايرانيان از ديرباز اين را سرلوحۀ زندگي خويش قرار ميدادند و هر جاي مُلك ايران كه برويم اين نشان را خواهيم ديد.
بنظر شما ايرانيان امروز چقدر به اين انديشه باورمند و پايبندند؟ بالاخص خود شما؟
بنظر من هر دینی و به دنبال اون هر فردی به راه کمال میره.اقیه افراد رو نمیدونم ولی من خودم گفتار و کردار نیک برام مهمه و سعی میکنم رعایت کنم.

- چقدر دربارۀ باورهاي ايرانيان باستان، يعني باورهاي اجداد خويش ميدانيد؟
در حد اداب و رسوم مرسوم.

- چقدر با آموزه هاي پيامبران الهي پيش از اسلام، و يا ديگر مكاتب و آيين هاي مينوي آشنائي داريد؟
زیاد نیست متاسفانه.

- به كدام معتقدات و سنتهاي ميهني يا ديني تان مفتخريد؟
احترام به اطرافیان و صله رحم.

- به چه هنرهائي علاقمنديد؟ به چه هنرهائي مسلّط هستيد؟ پتانسيل كدام هنر را در خويش مي بينيد؟
به هنر که بطور کلی علاقه دارم. مهمترینهاش شامل نقاشی. عکاسی. موسیقی. خطاطی. گریم . طراحی دکور و لباس و تزیینات.نویسندگی و شاعری.و... میشه.مسلط که نمیشه گفت ولی بعضی هنر ها رو کار میکنم. تار میزنم(البته در حال اموزشم).ابرنگ کار میکنم.یه دوره نقد ادبی رفتم. گاهی شعر می نویسم.فکر میکنم در عکاسی و دکوراتوری هم استعداد داشته باشم.


- لطفاً هركدام از اين گزينه ها را كه علاقمند هستيد شرح بدهيد
- زيباترين نامها براي فرزند
پرنیان. باران. بهار. ترانه. امید. علی.و...


- كشورهاي مورد علاقه براي گردشگري
ایتالیا (بخصوص ونیز).فرانسه. اسپانیا. هند. افریقا.


- يك شعر مورد علاقه كه در خاطرتان هست
تو چه دانی که پس این نگه ساده من....چه نیازی چه جنونی چه غمی است


- فرهنگ غير ايراني مورد علاقه
کلا فرهنگ های شرقی دلنشینه.

- موريس مترلينگ گفت: «آدمي زادۀ افكار خويش است، فردا همان خواهد شد كه ديروز مي انديشيده است»
چقدر به اين گفته معتقديد؟
خیلی. به قول نجم الدین رازی: بیرون ز تو نیست انچه در عالم هست.... در خود بطلب هر انچه هستی که تویی.بارها شده چیزی در خیالم بوده که به واقعیت تبدیل شده.

- نظر شما راجع به اين جمله چيست: «دنيا را زياد جدي نگير، چون از آن زنده بيرون نخواهي رفت» مضحك است يا قابل تأمل؟
جمله ی جالبیه. ولی به همین راحتی هم که نمیشه . جهان بعدی هم وجود داره. بهر حال قابل تامله.

- و دوست داريد سؤالهاي بعدي بيشتر در چه زمينه هائي باشند؟
ترجیحا درباره روانشناسی نباشه. فکر میکنم در صندلی داغ علم روان شناسی رو به حد کافی گسترش دادمتصویر

اگر سؤالهام خسته كننده نبودند و ديگرباره وقت و حوصلۀ پاسخ داشتيد انشاءالله باز هم در اين صندلي شركت خواهم كرد.
باز هم سپاسگزارم از توجه و حوصله اي كه قائل هستيد.
خواهش میکنم.تصویردر پناه حضرت دوست باشيد
آشنایان ره عشق درین بحر عمیق
غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 486
تاریخ عضویت: جمعه ۲۷ مرداد ۱۳۸۵, ۳:۵۸ ق.ظ
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 4873 بار
سپاس‌های دریافتی: 2877 بار

Re: صندلی داغ با حضور Mahshid-banoo...!

پست توسط mahshid-banoo »

Eagle_of_sky نوشته شده:سلام.


چیزی که خیلی جالبه و کنجکاوی دیگران رو بر می انگیزه همین روانشناس بودم مهشید خانوم هست .
و اما اگر اجازه هست سوال هام رو بپرسم.

با سلام.

سلام و درود


1-آیا خود شما تمامی حرفهای یک روانشناس را باور می کنید و قبول دارید؟
فقط یه ادم بی ارده هر حرفی که بهش زده میشه قبول میکنه.
اما وقتی مسئله ای با منطق جور در نمیاد باید اول دلایل طرف مقابل هم بپرسیم بعد تصمیم بگیریم.

2- چه پیشنهادی برای کسانی که علاقه مند به روانشناسی هستند می نمایید؟(نه به عنوان شغل و یا حرفه)
اینکه هر کس گفت روانشناسم یا هر کتابی که نوشته بود درباره روانشاسیه قبول نکنید. متاسفانه در این زمینه سوءاستفاده های زیادی میشه.


3-همچنین چه کتابهایی را توصیه می کنید؟
در پست های قبلی ام اشاره کردم. کلا در مورد روانشاسی اگر به انتشاراتی مراجعه کنید که کتب درسی روانشناسی دارند بهتره. مثل سَمت. رشد.و...

4-از خواندن چه کتابی بیشتر لذت میبرید (چه نوعی)؟
شعر.داستان.علمی....محدودیت نداره. هرچی که قشنگ باشه و بهم معرفی شده باشه.


5-نظر شما چه به عنوان یک روانشناس و چه نظر شخصی تان درباره ذهن و پیچیدگیهای توانایی های انسان و هم چنین درباره بازی با کلمات چیست؟
درباره ذهن و پیچیدگیهای اون که باید بگم یه دنیایه فوق العاده است. یادمه ترم های اول که فیزیولوژیک داشتیم از اینکه میدیدم همچی انقدر سیستماتیکه به حیرت اومده بودم وقتی نظریه های فروید مبنی بر ناهشیار رو خوندم که دیگه واقعا کم اوردم.
در پایان از شما تشکر میکنم و آرزوی بهترین ها را برایتان دارم. تصویر تصویر تصویر تصویر
ممنون منم امیدوارم در این زمینه به نتایج خوبی برسی.
تصویر
آشنایان ره عشق درین بحر عمیق
غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 486
تاریخ عضویت: جمعه ۲۷ مرداد ۱۳۸۵, ۳:۵۸ ق.ظ
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 4873 بار
سپاس‌های دریافتی: 2877 بار

Re: صندلی داغ با حضور Mahshid-banoo...!

پست توسط mahshid-banoo »

Eagle_of_sky نوشته شده:درود.
من نمیخواستم پست جدید بزنم و هر کاری کردم پست قبلی رو ویرایش کنم نشد .
حالا مجبورم که 2 تا از سوال های دیگرم رو در اینجا یان کنم.
1-نظر شخصی تان درباره هیپنوتیزم چیست؟ و اگر میشه درباره خطرات آن نیز بگویید؟

2- آیا تا کنون(با توجه به اینکه اکثر روانشناسان معمولا به این جور چیزها برخورد میکنند تا به حال با هیپنوتیزم برخورد داشتید(هیپنوتیزم شده باشید یا کسی را هیپنوتیزم کرده باشند؟) اگر جواب مثبت اندکی درباره مشاهداتتون برامون بگید با تشکر :razz: :razz: :razz: :razz:


درود
اگه اجازه بدید به طور کلی پاسختونو بدم.
بعضی از روان شناسان از هیپنوتیزم استفاده میکنن تا افکار ناهشیار رو به هشیار بیارن.
اساتید خود من این روش رو قبول ندارن و در تجربه ای که داشتند توسط یه روانشناس معروف مقاومت کردن و هیپنوتیزم نشدن.
در کل چون خود فرد در این روش اگاه نیست و هشیاری نداره خیلی پسندیده نیست(بنظر من)
به همین علت من خیلی این قضیه رو پیگیری نمیکنم و علاقه ای بهش ندارم.
بهر حال شاگردا معمولا راه استاداشونو پیگیری میکنن دیگه تصویر
آشنایان ره عشق درین بحر عمیق
غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 486
تاریخ عضویت: جمعه ۲۷ مرداد ۱۳۸۵, ۳:۵۸ ق.ظ
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 4873 بار
سپاس‌های دریافتی: 2877 بار

Re: صندلی داغ با حضور Mahshid-banoo...!

پست توسط mahshid-banoo »

Negar.int نوشته شده:از فرصت باید استفاده کرد. سوالات زیر را با دقت پاسخ بده، یادت باشه اینها سوال در مورد گذشته تو نیست بلکه سوال در مورد آینده هست.


امکانش هست روزی ...

... قتل انجام بدی؟
شاید باشه. ممکنه یه روز مجبور بشم از خودم یا شخص دیگه ای دفاع کنم!

... دین خودت را عوض کنی؟
بالاخره وقتی اخرالزمون میشه افراد با ایمان کمی وجود خواهد داشت.امیدوارم من جزو اونا باشم.

... کشور دیگه ای را برای زندگی انتخاب کنی؟
شاید بله.

... کودکی را به فرزندی قبول کنی؟
احتمالش هست.

... به علت جرمی که مرتکب شدی از مامورین قانون گریزان باشی؟
شاید بشه.

امکانش هست روزی ...

... به جرمی که کردی در برابر قانون اعتراف کنی؟
بله.

... کاندید انتخابات ریاست جمهوری بشی؟
ابدا.

... کاندید نمایندگی در مجلس یا شورای شهر بشی؟
شاید بله. به هر حال الان وقت ندارمتصویر

... از درد جسمی گریه کنی؟
بله میشه.


... تا پایان عمر با کسی قطع رابطه (همون قهر :-) ) کنی؟
من که نه ولی اگه اون طرف بخواد شاید بله.

امکانش هست روزی ...

... خودکشی کنی؟
امیدوارم که نه.

... معتاد بشی؟
مستعدش هستمتصویر.

... برای دفاع از کشورت به جنگ بری؟
شاید بله. اگر بچه داشته باشم نه.

... برای دفاع از آرمان خودت به جنگ بری؟
امکانش زیاده.

... ارزش های خودت را به خاطر دیگران تغییر بدی؟
فکر نکنم.


امکانش هست روزی ...

... از کسی متنفر باشی؟
شاید بله.

... روزی الگوی زنان ایران، آسیا یا جهان باشی؟
چه هیجان انگیز. البته امیدوارم اگر اینطور بشه یه الگوی مثبت باشمتصویر.

... منزوی و گوشه نشین بشی؟
اووه. در این مورد احتمالش زیاده.

... هنرپیشه بشی؟
تصویر

... شنیدن موسیقی را به طور کامل کنار بزاری؟
در صورت ناشنوا شدن.

امکانش هست روزی ...

... رضایت به قطع عضوی از بدن خودت بدی؟
ای بابا چه سوال هایی می پرسید!!! ادم یاد بدهکاریهاش میفته.
من که دوست ندارم ولی اگه مجبور باشن قطع میکنن دیگه.

... اجازه بدی دیگران برات تصمیم بگیرن؟
نه .مگر اینکه این دیگری رو قبول داشته باشم.

و آخرینش :grin:

... از نشستن روی صندلی داغ پشیمون بشی؟
  ولی : نفس برامد و کام از تو بر نمی  ... تصویر.

تشکر از پاسخ های پیشین.
خواهش میکنم.

تصویر
آشنایان ره عشق درین بحر عمیق
غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 486
تاریخ عضویت: جمعه ۲۷ مرداد ۱۳۸۵, ۳:۵۸ ق.ظ
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 4873 بار
سپاس‌های دریافتی: 2877 بار

Re: صندلی داغ با حضور Mahshid-banoo...!

پست توسط mahshid-banoo »

JavadRadical نوشته شده:سلام دوستان :razz:
و یک سلام به خانم mahshid-banoo, :razz: :D
سلام به شما.

اگر دوستان اجازه بدن اول یک نقد در مورد سوالاتی که بعضی از عزیزان زحمت میکشند و مطرح میکنند داشته باشم و بعد من هم به سهم خودم مزاحم mahshid-banoo, عزیز و محترم بشم و چند سوال از ایشون بپرسم .

به نظر من بهتره اگر سوالی پرسیده میشه سوالاتی باشه که به شناخت کامل فرد و خصوصیات اون یا توانایی های اون کمک بکنه , نه پرسیدن سوالات امتحانات پایان ترم یا چیزهایی از این قبیل , جواب این سوالات رو با کمی جستجو در اینترنت یا مطالعه کتب مربوطه میشه به طور کامل و جامع پیدا کرد . البته منظور من سوالاتی نیست که مربوط به اگاهی فرد از مطالعات یا شغلش میشه .
بهتره از فرصتی که برای سوال پرسیدن در اختیار قرار میگیره نهایت استفاده رو داشت و به شناخت فردی پرداخت :D

اگر اجازه بدید سوالاتم رو مطرح میکنم ;
خواهش میکنم.


- علاقه به تحصیل و مطالعه تا چه حدی در شما وجود داره و قصد ادامه تحصیل رو تا چه مقطع و یا جایگاهی دارید ؟
علاقه به دانش دارم ولی نمیدونم ادامه تحصیل بدم یا نه. توی ارشد دانشجوها دنبال ترجمه و سمینار و کنفرانس هستند و در کنارش خودشون باید درس بخونن. خوب چه کاریه من میشینم خمدم کتاب ها رو میخونم و از اساتیدم کمک میگیرم.مدرک خیلی برام مهم نیست.اما اگه ارشد برم احتمالا دکترا هم شرکت میکنم.
ضمن اینکه من بخاطر علاقه و اشنایی با این رشته اومدم دانشگاه و خدا رو شکر به جوابی که میخواستم رسیدم . بخاطر همین شاید رفتم سراغ علاقه مندی های دیگه ام.


- ایا به چیزی به عنوان هوش تهاجمی اعتقاد دارید ؟
در این مورد چیزی نشنیدم تصویر
-نظر شخصی تون در مورد فروید ؟
فروید زمان خودش یه تحول رو بوجود اورد. گاهی نظراتش تلخه ولی واقعا جالبه. البته متاسفانه گاهی تعابیر اشتباه و غلطی از نظریه هاش میشه.


-به نظر شما ایا دین یا اعتقاد میتونه درمانی برای مشکلات روانی باشه ؟ ایا دین یا اعتقاد هم میتونه زمینه ساز بیماری های روانی باشه ؟
جواب هردو بله است. وقتی شخصی به دین خاصی خیلی ایمان داشته باشه میشه برای درمان ازش کمک گرفت. مثلا شخصی که خیلی میترسه با گذاشتن قران کنارش احساس ارامش میکنه .
در مورد سوال دوم هم باید بگم دین و اعتقاد میتونه زمینه ساز وسواس فکری-عملی بشه. شخصی که مدام در وضو گرفتنش شک میکنه. شخصی که از پاک بودن لباسش مطمئن نیست و مدام لباسشو عوض میکنه.

و اگر اجازه بدید چند سوال شخصی تر . :D

- تابحال چقدر بطور جدی به تشکیل خانواده و زندگی مشترک فکر کردید ؟ ایا نگرانی هم دارید ؟
خیلی جدی جدی بخواهید در نظر بگیرید نه. چون فکر میکنم سنم کمه برای تشکیل خانواده. ولی فکر کردم. بزرگترین نگرانی من مسئولیت زندگیه و خوب خیلی از مهارت ها که من هنوز بلد نیستم. بالاخره زندگی مشترک که فقط بار عاطفی اون نیست.


-چقدر به اسان گرفتن شرایط ازدواج اعتقاد دارید ؟ ایا خودتون هم حاظر به اجرای این شرایط هستید ؟
اعتقاد دارم. خودم به شرایط اقتصادی طرف مقابلم نگاه میکنم و خواسته هایم رو مطابق وضیعت اون مطرح میکنم.


(ایه ای از قران کریم در مورد ازدواج جوانان و توکل به خدا در شروع زندگی مشترک حرف میزنه حتی اگر شرایط لازم و کافی وجود نداشته باشه , نظرتون در این مورد ؟ )
خوب اینطور که نمیشه. ولی باز باید معنی دقیق ایه رو دونست.شاید از این ایه این معنی استنباط شده باشه.


-تابحال شده حسادت بکنید ؟حسادت سازنده یا مخرب ؟
نمیدونم. شاید شده باشه که حقی رو بجای من به کس دیگه ای داده باشن و من حسادت کنم. ولی هیچ مورد خاصی در ذهنم نیست.


-اگر زمانی قانون مخالف خواسته های شما( هرچند منطقی ) باشه ایا بازهم برخواسته هاتون پافشاری میکنید ؟
اگه اون قانون رو قبول نداشته باشم و فقط نفع خودم در میان نباشه بله.

با تشکر از شما :razz: :razz:
موفق و سربلند باشید

ممنون از شما
تصویر
آشنایان ره عشق درین بحر عمیق
غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده
Major
Major
نمایه کاربر
پست: 854
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۴ دی ۱۳۸۶, ۶:۴۲ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 361 بار
سپاس‌های دریافتی: 834 بار

Re: صندلی داغ با حضور Mahshid-banoo...!

پست توسط renger »

mahshid-banoo, عزیز سلام
میخوام تشکری که خیلی وقت پیش باید ازتون میکردم و نکردم بکنم
متشکرم بابت همه چیز
ایشون کسی بود که از همون اولین روز با راهنماییهاشون و با پستهاشون به من کمک میکردن.
و واقعا براتون احترام زیادی قایلم.
خوب بریم سر سوال ها
1- چی شد که این رشته رو انتخاب کردین؟ و اگه باز هم حق انتخاب داشته باشین این رشته رو انتخاب میکنین؟
2- هر کسی تو زندگیش اصول و قواعدی داره که خودش ملزم به رعایت اونها میدونه. شده تا حالا اونها رو به دلیلی زیر پا بذاری؟
3- واقعا عشق یک احساس یا یک نیاز؟ و آیا در مورد همه آدمها صدق میکنه؟ امکان داره کسی این حس رو نداشته باشه؟
4- روان شناس ها خیلی راحت نیات درونی انسان ها رو میفهمن. با چند تا سوال و پرسش. کاش من هم این تخصص داشتم چون الان به شدت نیاز دارم از دل یه نفر با خبر بشم.
چه جوری میشه فهمید یه نفر داره بهت دروغ میگه؟
5-چه جوری میشه فهمید یه نفر دوست داره؟
6- چه جوری میشه یه نفر فراموش کرد؟
7-امکانش هست یه نفر از سر دلسوزی تظاهر به علاقه کنه؟
8- شما که در جریان امور هستین. به نظرتون من کار درستی میکنم؟
9- اگه امکانش هست شخصیت من از دید یک روانشناس توضیح بدین.
10-به نظرت ما به دنیا سخت میگیریم یا دنیا به ما؟
11-تا حالا شده تو یه دوراهی گیر کنی؟ چیکار میکنی؟
ممنون :D
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 3309
تاریخ عضویت: شنبه ۱۰ آذر ۱۳۸۶, ۵:۵۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 3096 بار
سپاس‌های دریافتی: 11996 بار

Re: صندلی داغ با حضور Mahshid-banoo...!

پست توسط Mil@d »

حملة الوداع!

یک نامه اعتراضی نوشتم به شورای امنیت از دست کاربران سنترال کلابز! چون صندلی داغ که بیشتر بحث شناخت محوری افراد است رو با مرکز مشاوره روانشناسی اشتب گرفته اند! تصویرالبته خانم مهشید انشالله بعد از فارغ التحصیلی اگر دفتر مشاوره زدند از همین الان تعداد زیادی مشتری جذب شده است و من تضمین تخیلی میدهم ظرف 1 ماه بار خود را خواهند بست!تصویر

و اما ادامه نبرد!تصویر

حساب کار تا این لحظه 2-2 مساوی به نفع داور!
سیستم مجددا تغییر کرده و به 11-0 تبدیل می شود! دورازه بان و مدافع و هافبک هم نمیخوایم!همه برن خط حمله! 11 نفری!تصویر

1.دیگه تست از مهشید خانم نخواهیم گرفت...با 10.25پاس شدین و رفتین ترم بعد!

2.با توجه به پست سوزناک محمد 1985 از همین به روح آن عزیز سفر کرده درود می فرستیم...یادش گرامی و راهش پر رهرو باد!مرد خوبی بود..خوب شد قبل از رفتنش مصاحبه آخر هم گرفتیم ازش!

3.در رابطه با تعیین جنسیت لیلی نیز بین علما محل اختلاف است!تشکیک شما در جنسیت لیلی نیز محل اختلاف را عمیق تر نمود!
4.در رابطه با سالروز ولادت باسعادت شما که سالهاست این روز تعطیل رسمی است!!!!بنده فقط قصدم نقل هر دو روایت وارده از اهل تشیع و تسنن دال بر دوگانه بودن تاریخ ولادت شما بود که با تاکید مجدد جنابعالی روایت اهل تشیع(29 اسفند)مورد تایید نهایی قرار گرفته و تصویب می شود!

5.و اما در رابطه با بی ادبی اینجانب...این شایعات که از توطئه های شوم رسانه های صهیونیستی و استکباری سرچشمه میگیرد اکیدا و شدیدا تکذیب می شود! اینجانب پسری افتاده- خجالتی- کم رو- کم حرف- ساکت و بی زبان هستم که مورچگان نیز آزاری از ما در طول عمر بی برکتمان ندیده اند چه رسد به اشرف مخلوقات و تازه آن هم جنس مخالف که دوبل اشرف است!!!
ولی در شرحی پیرامون جنایت صورت گرفته در کلاس ادبیات نکاتی را لازم به یادآوری میدانم! خدا بیامرز آیزاک (اسحاق)نیوتن حدود 350 سال پیش در کتاب principiaکه پیرامون حرکت اجسام به رشته تحریر درآورده بود قانون سوم را اینطور تعریف نمود:هرگاه جسمی به جسمی دیگر نیرو وارد کند جسم دوم نیز نیرویی به همان بزرگی ولی در خلاف جهت بر جسم اوّل وارد می‌کند...بر اساس این قانون تهمت وارد شده به بنده نیز باید با تهمت پاسخ داده شود!ولی تهمت زدن به دختر مردم ذنب لایغفر محسوب می شود. برای اینکه تهمت درد نگیرم به شکلی متفاوت- کوبنده و سریع السیر- پاسخ داده می شود تا دیگر جرات گزافه گویی نکند!این روش به ورژن 3.01 نیوتن که اخیرا به ان پیوست کرده ام معروف شده است و در دسترس همگان و آماده بهره برداری است!
(البته دوستان در جریان باشند مورد مربوطه در روز امتحان پایان ترم ادبیات رویت شد و مراتب عذرخواهی طرفین از یکدیگر طی مراسمی رسما صورت پذیرفت)تصویر

6..با دیدن مارمولک -موش -سوسک به صورت ناگهانی و غافلگیرکننده جلوی چشمتان ودر فاصله 10 سانتی متری به روش رایج اکثریت خانمها جیغ بلند و یا ...؟تصویر
7.حالا با همه این تفاصیل یک واقعه محتمل برای شما در نظر میگیریم!اگر روزی روزگاری در جمعی با فردی طرف شوید که در جریان رشته تحصیلی شما نباشد و بیاد بگه روانشناسا و روانپزشک ها خودشون روانی هستن برخوردت چطوریه!تصویر
8.راستی میگم تا حالا با کاربری مواجه شدی که به نظرت روانی باشه؟اتصویراگه مشاوره میخواست حوصله داشتی بهش مشاوره بدی؟
-----------------------------------
1.اصوات زیر تداعی کننده آهنگهای یک کارتون-برنامه عروسکی-آهنگ بندری-آهنگ پاپ-و آهنگ معروفی غربی است...اگه گفتی چیه؟

rata tata tatta rattata tata

lin lin lin lin lililili lin lin lin lin lilili

ey looppak take loombada

diri rin rin rin diririri rin rin

my heart will go on

2.چرا دختر همسایه شبهای تابستون گاهی میومد روی بوم؟(میخواست دیش تنظیم کنه-هواخوری-آفتاب گیری-انداختن لباسهای شسته شده روی بند...)
3.چرا توی خونمون بمون میگن فراری..تو غربت دم به دم انگشت نگاری..دیگه حتی صاحب اون خونه نیستییم...بیرون خونه میگن ما تروریستیم..وقتی خونه شده بود مثل جهنم..ما با ویزای بهشت بریدیم از هم..حالا تو برزخ بدبینی اسیریم..نمی تونیم ریشه مونو پس بگیریم...چاره ای نمونده جر رفتن و رفتن...انگار اینو رو پیشونی مون نوشتن ..که سفر تقدیر ماست واسه همیشه..ما همینینم جنگل بدون ریشه
-------------------
4.یحتمل اولین مصاحبه عمرت بوده! چیز خاصی توجهت رو جلب کرد که قبل از این مصاحبه زیاد در مظان توجهاتت نبود! چیزی هست تو این مصاحبه که به درد یک پروژه بخوره؟
5.انتظار این استقبال رو داشتی...و کلا به نظرت چقدر الان در درک متقابل با سایر کاربران به جایگاه بهتر و نزدیک تری رسیدی که قبل از مصاحبه این حس رو نداشتی؟
----------------------------------------------------

واما جنگ و درگیری خونین با وقایع زیر!

مهشید با خودش سر یک جریانی کنار نمی آید و 24 ساعت به تفکر عمیق فرو می رود!
مهشید بر فراز دماوند!
مهشید در اعماق خلیج فارس(با زیر دریایی)
مهشید و جمعه صبح!
مهشید و شنبه صبح!
مهشید و پنج شنبه شب!
مهشید و کابوس خانه ای تاریک و پر سر و صدا و مملو از جن و اشباح!
مهشید و خواب بدون خوردن شام!
مهشید و سایلنت کردن گوشی و نداشتن حوصله!
مهشید و جواب ندادن به اس ام اس!
مهشید و شنیدن خبری خوش و تلخ به فاصله 2 دقیقه!
مهشید در ونیز!
مهشید و دیپورت شدن!
مهشید و گشت ارشاد!
مهشید و وزنجیره انسانی سبز!
مهشید و صبح 23 خرداد!
مهشید و سوژه خنده در مترو!
مهشید و سوژه در کوچه خیابون!
مهشید و متکدیان!
مهشید و صندوق صدقات!
مهشید و اهدای خون!
مهشید و بازیگری در سینما!
مهشید و باغی پر از میوه و دست و دل باز بودن صاحب باغ!
مهشید و اسکیت!
مهشید واسکی!
مهشید و موتور سواری!
مهشید و رانندگی تریلی!
مهشید و آهنگ راننده تریلی!
مهشید به سربازی می رود!
مهشید و استادی دانشگاه و دانشجویانی که سر کلاسش میخوابند!
---------------------------------------------
نحوه رفتار روزانه مهشید با افراد زیر!
1.پدر
2.مادر
3.برادر
4.خواهر
5.دوست صمیمی
6.به ظاهر دوست!
7.دوست مجازی!
8.فردی سمج! که تحت هیچ شرایطی ول کن نیست!
-----------------------------
باند ممیم(میلاد-میلاد نگار-یاسر-محمد(خدا بیامرز)) به دفتر مشاوره خانم مهشید مراجعه می کنند! مشکلات هریک از این افراد به شرح ذیل است!

1.میلاد:عدم جدیت در انجام هر کاری حتی تشییع جنازه و فرار و پیچوندن اموری که حسش نیست با تاکتیک های فوق سری و استراتژیک و مخوف!تصویر

2.میلاد نگار:عدم تعادل عقیدتی! سرعت تغییر نگرش برابر با 60 نگرش در روز!تصویر
3.یاسر:دید شیمیایی نسبت به هر موضوعی...نامبرده در جریان یکی از سخنرانی هایش در مجامع علمی در اعتراض به میزان پایین املاح ومواد معدنی موجود در لیوان آبی که جلویش گذاشته اند جلسه را ترک نموده و حماسه ای شبیه حماسه ژنو آفریده است!تصویر
4.محمد:وی از روز جمعه تاکنون متواری و ماهواره های جاسوسی سیا نیز از پیگیری وی بازمانده اند!وی در آخرین اختلال روانشناسی ثبت شده اش تمایل عجیبی به نوازش کردن گردن گربه و همچنین تماشای زد و خورد خونین دو گربه نر بر سر ازدواج با گربه ای ماده داشته است! همچنین وی در مصاحبه با خبرنگار خبرگزاری سنترال نیوز افزود:به دلیل شکست 8 بر صفر عشقی اش به جای همسر داری قصد گربه داری در ابعاد وسیع(40 فروند) دارد!تصویر

خانم مهشید در پاسخ به این چهار نفر گفت...
-----------------------------------------------------
خوب اینم از این صندلی..دیگه بعد از من کسی سوال نپرسه که بنده خدا خانم مهشید دیگه نای تایپ کردن نداره!!! تصویر

یا حق...!تصویر
  بی  
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 486
تاریخ عضویت: جمعه ۲۷ مرداد ۱۳۸۵, ۳:۵۸ ق.ظ
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 4873 بار
سپاس‌های دریافتی: 2877 بار

Re: صندلی داغ با حضور Mahshid-banoo...!

پست توسط mahshid-banoo »

renger نوشته شده:mahshid-banoo, عزیز سلام

سلام به شما

میخوام تشکری که خیلی وقت پیش باید ازتون میکردم و نکردم بکنم
متشکرم بابت همه چیز
ایشون کسی بود که از همون اولین روز با راهنماییهاشون و با پستهاشون به من کمک میکردن.
و واقعا براتون احترام زیادی قایلم.

خواهش میکنم.
کوچکترین کاری بود که از دستم بر میومد.
تصویر
خوب بریم سر سوال ها
1- چی شد که این رشته رو انتخاب کردین؟ و اگه باز هم حق انتخاب داشته باشین این رشته رو انتخاب میکنین؟

خوب یه بار که اول دبیرستان بودم یه روانشناس داشت تو تلویزیون صحبت میکرد همون موقع با خودم گفتم چه جالبه که ادم از روان ادما سر در بیاره و تصمیم گرفتم که به این رشته بیام و چون از مشاوره دادن خوشم نمیومد و کار تو سازمان ها برام جالبتر بود رفتم روان شناسی صنعتی سازمانی. برای کارشناسی فکر میکنم دوباره همین رشته رو انتخاب میکردم.


2- هر کسی تو زندگیش اصول و قواعدی داره که خودش ملزم به رعایت اونها میدونه. شده تا حالا اونها رو به دلیلی زیر پا بذاری؟

بله. فکر میکنم چند بار برخلاف میلم مجبور شدم دروغ بگم .


3- واقعا عشق یک احساس یا یک نیاز؟ و آیا در مورد همه آدمها صدق میکنه؟ امکان داره کسی این حس رو نداشته باشه؟

ببینید مزلو (روانشناس انسان گرا) اعتقاد داره برای رسیدن به خود شکوفایی باید باید یه سری نیازها برطرف بشه.
بعد از برطرف کردن نیاز فیزیولوژیک و امنیت ، میرسیم به تعلق و دوست داشتن. باید این مرحله رو بگذرونیم تا برسیم به احترام به خود و دیگران و در نهایت خودشکوفایی.
با توجه به این نظریه بعضی ها به این مرحله رسیدن و بعضی خیر.( البته نیاز به عشق فقط در جنس مخلف نیست.یعنی لزوما نیست).


4- روان شناس ها خیلی راحت نیات درونی انسان ها رو میفهمن. با چند تا سوال و پرسش. کاش من هم این تخصص داشتم چون الان به شدت نیاز دارم از دل یه نفر با خبر بشم.

به همین راحتی هم نیست برادر. من میشناسم روانشناس فوق العاده مطرح و خوبی که از همسرش جدا شده! اگه اون میتونست به همین راحتی از نیات درونیش با خبر بشه که کارش به طلاق نمیکشید. در کل باید بگم روان شناسا حل المسائل نیستن!تصویر
چه جوری میشه فهمید یه نفر داره بهت دروغ میگه؟
اگه به همین راحتی بود مجرمین رو به جای دادگاه میبردن پیش روان شناستصویر. اما به طور کلی از ضربان قلب و لرزش دست و پریدگی رنگ و علایم فیزیولوژیک شاید بشه فهمید. افرادی که نمیخوان ارتباط برقرار کنن معمولا از ارتباط چشمی دوری میکنن (دور از حجب و حیا البته). اگر بعد از 6 ماه طرف مقابل راحت اطلاعات در اختیارتون نذاشت هم یعنی مایل به ارتباط نیست.(البته در دوران اشنایی).


5-چه جوری میشه فهمید یه نفر دوست داره؟

تصویر میگن در افرادی که عاشق اند با دیدن عشقشون یه ماده ای در بدنشون ترشح میشه (نمیدونم ادرنالین بود یا دوپامین) که باعث باز شدن مردمک چشمشون میشه تصویر اما از صحت او اعتبار این قضیه اطلاعی ندارم.


6- چه جوری میشه یه نفر فراموش کرد؟

مسئله رو باید حل کرد. وقتی چیزی رو سعی میکنیم فراموش میکنیم در واقع اون موضوع رو به ناهشیار ذهنمون بردیم. و ناهشیار هم مدام میخواد خودشو بیاره تو نیمه هشیار. بخاطر همین گاهی خواب چیزایی رو میبینیم که اونا رو فراموش کرده بودیم.


7-امکانش هست یه نفر از سر دلسوزی تظاهر به علاقه کنه؟

ممکنه نخواد دل طرف مقابل رو بشکونه. اما اگه زیاده روی کنه در حق خودش و طرف مقابل ظلم کرده!


8- شما که در جریان امور هستین. به نظرتون من کار درستی میکنم؟

تا الان بله ولی نباید بیشتر از این مداومت کنید. بهتره بزارید این جریان چند سال بگذره تا خودتون و اون دختر خانوم بزرگتر بشید. البته نمیشه در این باره نظر قطعی داد. بهر حال افراد متفاوتن.


دوست نزدیکتر از من به من ست ....... وینت مشکل که من از وی دورم

چه کنم با که توان گفت که او ......... در کنار من و من مهجورم


-سعدی

9- اگه امکانش هست شخصیت من از دید یک روانشناس توضیح بدین.

یه کم عجول و احساساتی اما صاف و صادق . بهتره تصمیماتون بیشتر براساس شناخت باشه تا هیجان. به هر حال به نظرم همین که جرات کردی مسئولیت عشقو بدوش بکشی خیلی خوبه تصویر


10-به نظرت ما به دنیا سخت میگیریم یا دنیا به ما؟

سخت میگیرد جهان بر مردمان سخت کوش.
هرچی تو دنیا رو سخت بگیری ، دنیا بیشتر بهت سخت میگیره.


11-تا حالا شده تو یه دوراهی گیر کنی؟ چیکار میکنی؟

دوراهی ها باهم فرق دارن. معمولا مشورت میگیرم. یا بسته به موضوع از احساسام کمک میگیرم.


ممنون

خواهش میکنم.

امیدوارم صلاحت هرچی که هست عاقبت بخیری باشه.

تصویر:D
آشنایان ره عشق درین بحر عمیق
غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 4395
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۸۴, ۱:۱۴ ب.ظ
محل اقامت: کرج پلاک 43!
سپاس‌های ارسالی: 6717 بار
سپاس‌های دریافتی: 12105 بار
تماس:

Re: صندلی داغ با حضور Mahshid-banoo...!

پست توسط Mohammad 1985 »

سلام مجدد !
خدمت میلاد خان عرض کنم که زهی خیال باطل !!! تصویر خطر به طرز فجیعی ار بغل گوشم گذشت ! ولی به جاش به طلاعات بسیار جالبی رسیدم !
در ضمن من هر گونه تماس فیزیکی با گربه ها رو تکذیب می کنم ! مگر در مواردی بسیار محدود که گربه لیاقتش رو داشته ! و بسیار تمیز بوده و زیبا ! و البته وایساده تا من لمسش کنم !
اینم لینک عکسهای من ( مگه شما راجع به عکسهایی که من گرفتم توی صندلی داغ سوال نکردی ؟!!!! )
forum-f37/topic-t54973.html#p223677
آیا میشه با اینگونه سوالات شخصیت فردی رو شناخت ؟
آیا نگار موفق میشود با اینگونه سوالات به اطلاعاتی از کاربران دست پیدا کنه ؟
نظرتون راجع به این عکس چیه ؟ تصویر
تصویر
به همه سياستمداران مشکوک باش.
جکسون براون
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 486
تاریخ عضویت: جمعه ۲۷ مرداد ۱۳۸۵, ۳:۵۸ ق.ظ
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 4873 بار
سپاس‌های دریافتی: 2877 بار

Re: صندلی داغ با حضور Mahshid-banoo...!

پست توسط mahshid-banoo »

Mil@d نوشته شده:حملة الوداع!

یک نامه اعتراضی نوشتم به شورای امنیت از دست کاربران سنترال کلابز! چون صندلی داغ که بیشتر بحث شناخت محوری افراد است رو با مرکز مشاوره روانشناسی اشتب گرفته اند! تصویرالبته خانم مهشید انشالله بعد از فارغ التحصیلی اگر دفتر مشاوره زدند از همین الان تعداد زیادی مشتری جذب شده است و من تضمین تخیلی میدهم ظرف 1 ماه بار خود را خواهند بست!تصویر

و اما ادامه نبرد!تصویر

حساب کار تا این لحظه 2-2 مساوی به نفع داور!
سیستم مجددا تغییر کرده و به 11-0 تبدیل می شود! دورازه بان و مدافع و هافبک هم نمیخوایم!همه برن خط حمله! 11 نفری!تصویر

1.دیگه تست از مهشید خانم نخواهیم گرفت...با 10.25پاس شدین و رفتین ترم بعد!
اوه. بعد این همه مچ گیری تازه ده میدی؟؟؟؟ امیدوارم هیچوقت معلم و قاضی و ... نشید.

2.با توجه به پست سوزناک محمد 1985 از همین به روح آن عزیز سفر کرده درود می فرستیم...یادش گرامی و راهش پر رهرو باد!مرد خوبی بود..خوب شد قبل از رفتنش مصاحبه آخر هم گرفتیم ازش!
خوب خدا رو شکر که خودشون صحیح و سالم تشریف اوردن و پاسختونو دادن.

3.در رابطه با تعیین جنسیت لیلی نیز بین علما محل اختلاف است!تشکیک شما در جنسیت لیلی نیز محل اختلاف را عمیق تر نمود!
تصویر
4.در رابطه با سالروز ولادت باسعادت شما که سالهاست این روز تعطیل رسمی است!!!!بنده فقط قصدم نقل هر دو روایت وارده از اهل تشیع و تسنن دال بر دوگانه بودن تاریخ ولادت شما بود که با تاکید مجدد جنابعالی روایت اهل تشیع(29 اسفند)مورد تایید نهایی قرار گرفته و تصویب می شود!
اوه از نگرانی درومدم.

5.و اما در رابطه با بی ادبی اینجانب...این شایعات که از توطئه های شوم رسانه های صهیونیستی و استکباری سرچشمه میگیرد اکیدا و شدیدا تکذیب می شود! اینجانب پسری افتاده- خجالتی- کم رو- کم حرف- ساکت و بی زبان هستم که مورچگان نیز آزاری از ما در طول عمر بی برکتمان ندیده اند چه رسد به اشرف مخلوقات و تازه آن هم جنس مخالف که دوبل اشرف است!!!
بله مشخصه!
ولی در شرحی پیرامون جنایت صورت گرفته در کلاس ادبیات نکاتی را لازم به یادآوری میدانم! خدا بیامرز آیزاک (اسحاق)نیوتن حدود 350 سال پیش در کتاب principiaکه پیرامون حرکت اجسام به رشته تحریر درآورده بود قانون سوم را اینطور تعریف نمود:هرگاه جسمی به جسمی دیگر نیرو وارد کند جسم دوم نیز نیرویی به همان بزرگی ولی در خلاف جهت بر جسم اوّل وارد می‌کند...بر اساس این قانون تهمت وارد شده به بنده نیز باید با تهمت پاسخ داده شود!ولی تهمت زدن به دختر مردم ذنب لایغفر محسوب می شود. برای اینکه تهمت درد نگیرم به شکلی متفاوت- کوبنده و سریع السیر- پاسخ داده می شود تا دیگر جرات گزافه گویی نکند!این روش به ورژن 3.01 نیوتن که اخیرا به ان پیوست کرده ام معروف شده است و در دسترس همگان و آماده بهره برداری است!
(البته دوستان در جریان باشند مورد مربوطه در روز امتحان پایان ترم ادبیات رویت شد و مراتب عذرخواهی طرفین از یکدیگر طی مراسمی رسما صورت پذیرفت)تصویر

عجب. شما این توجیه (ببخشید ورژن سوم قانون نیوتن) رو زودتر به دست زندانیان در بند بر اساس زد و خورد برسون.
6..با دیدن مارمولک -موش -سوسک به صورت ناگهانی و غافلگیرکننده جلوی چشمتان ودر فاصله 10 سانتی متری به روش رایج اکثریت خانمها جیغ بلند و یا ...؟تصویر

سوسک باشه، میکشم.
مارمولک باشه، همراه جیغ در میرم.
موش باشه، همونجا یه سکته ناقص میزنم.


7.حالا با همه این تفاصیل یک واقعه محتمل برای شما در نظر میگیریم!اگر روزی روزگاری در جمعی با فردی طرف شوید که در جریان رشته تحصیلی شما نباشد و بیاد بگه روانشناسا و روانپزشک ها خودشون روانی هستن برخوردت چطوریه!تصویر
اول تو دلم کلی میخندم که بنده خدا به کی هم داره این حرفو میزنه. بعد خوب گوش میدم و دلیل حرفاشو ازش میپرسم. بالاخره باید بفهمم مردم چی میگن. اما اصلا خودمو لو نمیدم که راحت حرف بزنه. تصویر
8.راستی میگم تا حالا با کاربری مواجه شدی که به نظرت روانی باشه؟اتصویراگه مشاوره میخواست حوصله داشتی بهش مشاوره بدی؟
روانی که نه ولی شده مشاوره بدم.


-----------------------------------
1.اصوات زیر تداعی کننده آهنگهای یک کارتون-برنامه عروسکی-آهنگ بندری-آهنگ پاپ-و آهنگ معروفی غربی است...اگه گفتی چیه؟

rata tata tatta rattata tata
همون برنامه عروسکیه تصویر


lin lin lin lin lililili lin lin lin lin lilili
پلنگ صورتی

ey looppak take loombada
زیاد بندری گوش ندادم. نمیدونم.

diri rin rin rin diririri rin rin
تصویر بر اساس وزن میشه هزار تا اهنگ باشه خوب.

my heart will go on
کریس دی برگ؟

(من موندم چی جوری این همه استعداد نهفته یه جا جمع شده؟!!! تصویر)
2.چرا دختر همسایه شبهای تابستون گاهی میومد روی بوم؟(میخواست دیش تنظیم کنه-هواخوری-آفتاب گیری-انداختن لباسهای شسته شده روی بند...)
نه بابا میخواست الله اکبر بگه...


3.چرا توی خونمون بمون میگن فراری..تو غربت دم به دم انگشت نگاری..دیگه حتی صاحب اون خونه نیستییم...بیرون خونه میگن ما تروریستیم..وقتی خونه شده بود مثل جهنم..ما با ویزای بهشت بریدیم از هم..حالا تو برزخ بدبینی اسیریم..نمی تونیم ریشه مونو پس بگیریم...چاره ای نمونده جر رفتن و رفتن...انگار اینو رو پیشونی مون نوشتن ..که سفر تقدیر ماست واسه همیشه..ما همینینم جنگل بدون ریشه
تصویرتصویرتصویر
-------------------
4.یحتمل اولین مصاحبه عمرت بوده! چیز خاصی توجهت رو جلب کرد که قبل از این مصاحبه زیاد در مظان توجهاتت نبود! چیزی هست تو این مصاحبه که به درد یک پروژه بخوره؟
خیلی چیزا بود که تاحالا بهش جدی فکر نکرده بودم. حداقل 60 درصد سوالات اینطور بود. یه جورایی با خودم بیشتر روبرو شدم و افکار نهفته خودمو بهتر شناختم.تصویر

5.انتظار این استقبال رو داشتی...و کلا به نظرت چقدر الان در درک متقابل با سایر کاربران به جایگاه بهتر و نزدیک تری رسیدی که قبل از مصاحبه این حس رو نداشتی؟

فکر میکردم استقبال بشه ولی نه اینقدر . خیلی ها رو میشناختم ولی تا حالا باهاشون هم کلام نشده بودم که اینجا ازم سوال پرسیدن خیلی ها هم من زیاد نمیشناختم و متوجه شدم اونا خوب منو میشناسن و این برام جالب بود.
----------------------------------------------------

واما جنگ و درگیری خونین با وقایع زیر!

مهشید با خودش سر یک جریانی کنار نمی آید و 24 ساعت به تفکر عمیق فرو می رود!
مهشید و اضطراب و دلشوره و پر پر کردن کتاب حافظ
مهشید بر فراز دماوند!
مهشید و دست به کمر شدن و لذت از مناظر اطراف


مهشید در اعماق خلیج فارس(با زیر دریایی)
مهشید و ثنای خدا بخاطر این همه زیبایی های نا شناخته.


مهشید و جمعه صبح!
صبح زود جمعه مهشید از 11 شروع میشه


مهشید و شنبه صبح!
تصویر
مهشید و پنج شنبه شب!
تصویر
مهشید و کابوس خانه ای تاریک و پر سر و صدا و مملو از جن و اشباح!
تصویر


مهشید و خواب بدون خوردن شام!
تصویر
مهشید و سایلنت کردن گوشی و نداشتن حوصله!
تصویر
مهشید و جواب ندادن به اس ام اس!
تصویر
مهشید و شنیدن خبری خوش و تلخ به فاصله 2 دقیقه!
تصویر

مهشید در ونیز!
تصویر
مهشید و دیپورت شدن!
تصویر
مهشید و گشت ارشاد!
تصویر


مهشید و وزنجیره انسانی سبز!
تصویر

مهشید و صبح 23 خرداد!
صبح 23 رو بیخیال 24 رو بچسب.


مهشید و سوژه خنده در مترو!
امیدوارم با دوستام نباشم که حسابی شلوغ بازی میشه.

مهشید و سوژه در کوچه خیابون!
مهشید و سعی در خانوم بودن.


مهشید و متکدیان!
تصویر
مهشید و صندوق صدقات!

تصویر
مهشید و اهدای خون!
تصویر
مهشید و بازیگری در سینما!
تصویر

مهشید و باغی پر از میوه و دست و دل باز بودن صاحب باغ!
مهشید و دل درد


مهشید و اسکیت!
تصویر
مهشید واسکی!
تصویر
مهشید و موتور سواری!
تصویر
مهشید و رانندگی تریلی!
مهشید در تلاش دیدن جاده


مهشید و آهنگ راننده تریلی!
تصویر
مهشید به سربازی می رود!
فکر کنم جزء معدود دخترایی باشم که علاقه داشتم برا دخترا هم سربازی میزاشتن.

مهشید و استادی دانشگاه و دانشجویانی که سر کلاسش میخوابند!
استاد شدن رو دوست ندارم ولی اگر بشم عمرا کسی نمیتونه سر کلاس بخوابه. هر کس هم بخوابه باید هفته بعدش برا همه بستنی بیاره.
---------------------------------------------
نحوه رفتار روزانه مهشید با افراد زیر!
1.پدر
بابا بابا دوست دارم امروز پول لازمم.


2.مادر
من امروز سیرم. میدونید که من غذای شیرین دوست ندارم (اوه چقد نُنُر)


3.برادر
بهتون بگم امسال دوباره ایتالیا اول میشه. البته چون توتی نیست شاید دوم بشه. راستی مهرداد این چه حیوونیه تو حیاط اوردی!!! مامااااان.....


4.خواهر
بیا و امروز هم تو ظرف ها رو بشور من فردا جبران میکنم.


5.دوست صمیمی
12 ساعت ملاقات در روز. 12 ساعت ارتباط از طریق تلفن و پیامک و چت.


6.به ظاهر دوست!
ندارم.


7.دوست مجازی!
تعریف کردن سیر تا پیاز اتفاقات و هیجانات.


8.فردی سمج! که تحت هیچ شرایطی ول کن نیست!
ببین موبایلت اونور داره زنگ میزنه برو تا قطع نشده.


-----------------------------
باند ممیم(میلاد-میلاد نگار-یاسر-محمد(خدا بیامرز)) به دفتر مشاوره خانم مهشید مراجعه می کنند! مشکلات هریک از این افراد به شرح ذیل است!

1.میلاد:عدم جدیت در انجام هر کاری حتی تشییع جنازه و فرار و پیچوندن اموری که حسش نیست با تاکتیک های فوق سری و استراتژیک و مخوف!تصویر

2.میلاد نگار:عدم تعادل عقیدتی! سرعت تغییر نگرش برابر با 60 نگرش در روز!تصویر
3.یاسر:دید شیمیایی نسبت به هر موضوعی...نامبرده در جریان یکی از سخنرانی هایش در مجامع علمی در اعتراض به میزان پایین املاح ومواد معدنی موجود در لیوان آبی که جلویش گذاشته اند جلسه را ترک نموده و حماسه ای شبیه حماسه ژنو آفریده است!تصویر
4.محمد:وی از روز جمعه تاکنون متواری و ماهواره های جاسوسی سیا نیز از پیگیری وی بازمانده اند!وی در آخرین اختلال روانشناسی ثبت شده اش تمایل عجیبی به نوازش کردن گردن گربه و همچنین تماشای زد و خورد خونین دو گربه نر بر سر ازدواج با گربه ای ماده داشته است! همچنین وی در مصاحبه با خبرنگار خبرگزاری سنترال نیوز افزود:به دلیل شکست 8 بر صفر عشقی اش به جای همسر داری قصد گربه داری در ابعاد وسیع(40 فروند) دارد!تصویر

خانم مهشید در پاسخ به این چهار نفر گفت...

1- جناب میلاد خان شما super ego (قبلا توضیح دادم تو صندلی داغ) ضعیفی داری. سعی کن اینقدر تابع Id نباشی. اگه به این روش ادامه بدی و برای تحقیق اومدن پیشم من پروندتو میزارم رو میزهااااا....

2- ببین پسر جان اصولا انعطاف پذیری خوبه ولی اگر زود به زود نظرت عوض بشه اونوقت کم کم حرفهاتم بی اعتبار میشه .

3- اول شما به من بگو افکارت نسبت به خانوم ها اصلاح شد؟ اگه فکر میکنی من اعتراف میکنم که اون لیوان اب رو من گذاشتم جلوت سخت در اشتباهی.من خودمو لو نمیدم.

4- اصلا نگران نباش جناب محمد . من میدونم اینا همه فرافکنی های میلاده . فقط خودمونیم چه بلایی سر این دختر بینوا اوردی که با سرعت نور در رفته؟!!
-----------------------------------------------------
خوب اینم از این صندلی..دیگه بعد از من کسی سوال نپرسه که بنده خدا خانم مهشید دیگه نای تایپ کردن نداره!!! تصویر

یا حق...!تصویر


راستی من علاوه بر اون دوتا کتاب میخوام بازم کتاب خوب در روانشناسی معرفی کنم.
رهنمودهای سلامت زیستن . hales. ترجمه میرزایی و همکاران ( دو جلدی). این کتاب کاربردی و خوبیه در روانشناسی برای کسانی که این رشته تحصیل نمی کنند.
روان شناسی تندرستی (یا سلامتی) ترجمه دکتر هاشمیان. انتشارات سمت.(نتاسفانه اسم نویسنده رو دقیق نمیدونم).
آشنایان ره عشق درین بحر عمیق
غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 486
تاریخ عضویت: جمعه ۲۷ مرداد ۱۳۸۵, ۳:۵۸ ق.ظ
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 4873 بار
سپاس‌های دریافتی: 2877 بار

Re: صندلی داغ با حضور Mahshid-banoo...!

پست توسط mahshid-banoo »

Mohammad 1985 نوشته شده:سلام مجدد !
خدمت میلاد خان عرض کنم که زهی خیال باطل !!! تصویر خطر به طرز فجیعی ار بغل گوشم گذشت ! ولی به جاش به طلاعات بسیار جالبی رسیدم !
خوب به سلامتی. رسیدم بخیر.تصویر
در ضمن من هر گونه تماس فیزیکی با گربه ها رو تکذیب می کنم ! مگر در مواردی بسیار محدود که گربه لیاقتش رو داشته ! و بسیار تمیز بوده و زیبا ! و البته وایساده تا من لمسش کنم !
اینم لینک عکسهای من ( مگه شما راجع به عکسهایی که من گرفتم توی صندلی داغ سوال نکردی ؟!!!! )
http://www.centralclubs.com/forum-f37/topic-t54973.html#p223677

خیر. فکر میکنم فرشته بلو بودند.
عکسهاتون خیلی قشنگه.
بخصوص من برج میلاد و کوچه باغ و تصاویر برفی رو خیلی دوست داشتم.تصویر


آیا میشه با اینگونه سوالات شخصیت فردی رو شناخت ؟
نه. ولی شاید بشه گفت یه نمودی از شخصیت مشخص میشه.


آیا نگار موفق میشود با اینگونه سوالات به اطلاعاتی از کاربران دست پیدا کنه ؟
با این پشتکار بعید نیست تصویر
نظرتون راجع به این عکس چیه ؟ تصویر
تصویر


وای من که اصلا خوشم نیومد.
ولی بامزه شده چشمهای گربه تصویر





صندلی خوبی بود. ممنون از سوالاتون و ببخشید اگه دیر جواب دادم.

و در اخر اینکه:

" زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست

هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود

صحنه پیوسته به جاست

خرم ان نغمه که مردم بسپارند به یاد "



تصویر



آشنایان ره عشق درین بحر عمیق
غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده
قفل شده

بازگشت به “صندلي داغ”