صندلی داغ با حضور SAMAN...!

صندلي داغ مرکز انجمنهاي تخصصي

مدیران انجمن: AGeNiS1, MASTER, ASHKAN95, شوراي نظارت

Super Moderator
Super Moderator
نمایه کاربر
پست: 3101
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۸۵, ۴:۲۵ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 19718 بار
سپاس‌های دریافتی: 21369 بار

Re: صندلی داغ با حضور SAMAN...!

پست توسط SAMAN »

naghmeh نوشته است:

 درود دوست گرامی تصویر
 
صندلی داغ دلنشینی رو براتون آرزو می کنم

و اما...


درود بر شما دوست گرامی. از لطف شما ممنونم. تصویر

سامان ودختران

سلام علیکم در همین حد


naghme نوشته است:
جداً، تصویر اونم در قرن حاضر؟؟ نکنه اینم برای صوابشه؟؟تصویر آخه بعضی اوقات در این صورت امورات خیلی سخت می گذره ؟ یهلحظه تصورم نسبت به شما به مانند شهاب حسینی در فیلم دل شکته شد ( البتهاون که خیلی فراتر بود خلاصه به علیکم السلام و ادامه اش هم که رسید، حالا واقعاً شما چطور ؟) به هر صورت برای من که نمونه های واقعی وغیر متعصبش بسار قابل تحسین واحترام است. برای من که اینطوری برخورد با آقایون خیلی راحت تر می شه تصویر


معنای صواب= درست

اما در مورد اینکه من گفتم سلام علیکم در همین حد نه به این معناست که من همیشه سرم پایین باشه. خجالتی باشم. نه اینطوری نیست. قبول هم دارم و معتقد هم هستم که انسان در قرن حاضر و در هر جامعه ایی باید با همنوعانش ارتباط اجتماعی مناسب در چارچوب فرهنگش برقرار کنه.من حالا گفتم فیلم تماشا نمی کنم و نمیدونم شخصیت آقای حسینی در اون فیلم چطوریه وگر نه دقیقا تفاوت ها رو براتون بیان میکردم.
ضمنا من خودم مشاور ارشد در مسائل ارتباطات صحیح هستم و خوشبختانه یکی از دوستان نزدیکم که می خواد با دختری که دوستش داره ازدواج کنه, بنده مشاورش بودم. و الحمد لله تا اینجا خیلی خوب پیش رفته. من تمام خوبی ها و بدی ها و رفتار ها رو میشناسم. میدونم باکی باید حرف زد با کی باید سلام و علیک کرد و با کی باید گرم گرفت.
بشدت هم با متعصبین در این زمینه ها مخالفم. ولی این چیزی که من گفتم تعصب نیست. اگر یه خانمی در خواستی از من داشته باشه اگر بتونم کمکش میکنم همونطور که تا به حال انجام هم دادم. ولی دیگه این دلیل نمیشه بعد از اون دیگه هرروز برم احوال پرسی با این و اون. چه بسا خیلی از پسر ها اینطوری هستند. فک کنم منظورمو خوب انتقال دادم؟


سامان و عشق بزرگ زندگی اش

عاشقش خواهم بود

naghme نوشته است:
( اگه منظورتون عشق زمینیه ) نکنه اینم با همون سلام علیکم شروع شد؟ تصویر در موردش بیشتر بگید؟ باید واقعی، و صادق باشه؟

منظور شما رو خوب میفهمم و باید بگم دقیقا با سلام وعلیک شروع شد. ولی الان دیگه باید منظور من رو متوجه شده باشید که سلام و علیکی که گفتم به چه معناست. تصویر داستان من یه کم طولانیه شاید از حوصله خارج باشه. تصویر تصویر



سامان و سیگار
سامان و قلیان
سامان و بافور

یهچیزی رو بگذارید به عنوان یه دوست بگم. ریشه تمام خلاف ها از این سیگارلعنتی شروع میشه. اگر یک نفر رو ببینم که سیگار میشه به هیچ عنوان بهشاعتماد نمیکنم. وازش تا میتونم فاصله میگیرم. اینجام هر کی سیگاری هستدیگه با من سلام علیک نکنه!! از سیگار بشدت متنفرم وای به حال بقیه. اللهاکبر


naghme نوشته است:
شما که سطح فکر خشک و رادیکال براتون غیر قابل تحمله دیگه چرا؟ تصویر شاید رابطه شما با اون فرد بتونه کمک به بهبودش کنه؟ در این صورت چی؟ تا حالا اینطوری بهش فکر کردید؟ ( از نظر روان شناسی که علت سیگاری شدن لزوماً فقط مربوط به شرایط حاضر شخص نیست و علتش ریشه در گذشته فرد نیز می تونه داشته باشه ) البته نمی خوام از قشر سیگاری ها دفاع کنم و منکر اینم نیستم که شروعش با سیگاره ( و خودم نیز مخالف سیگار هستم ) اما جدای از استدلال های روان شناسی اگه بخوایم واقع بینانه نگاه کنیم سیگار کشیدن دیگه آخر خط هم که نیست. به نظر من باید تا جای امکان به حل مسأله پرداخت به بیانی و اضحتر به کمک فرد پرداخت. و بعد از آن به اتخاذ تصمیم بپردازیم.


این حس من نسبت به جوان هاست! تبصر ه ایی که برای اون قائل هستم مختص به مردان سن و سال بالا هست که اونها استثنا هستن. اما یک فرد جوانی که به خاطر مشکلات( قبول دارم) رو به سیگار می آره دیگه به آخر خط رسیده. همه ما انسانها مشکلات بزرگ و کوچیکی داریم اما باید به سیگار پناه ببریم؟ آیا کسی که با توجه به این همه هشدار و اعلام که سیگار بده سیگار بده دوباره به سیگار رو میاره فکر میکنید بتونه برگرده؟ اون توصیه ها و کار های روانشناسی رو پشت سر گذاشته مطمن باشید.
ضمنا من میدونم اکثریت قریب به اتفاق اونها آدم های خوش گذرانی هستند. و به خاطر اینکه تجربه ی کشیدن سیگار رو بدست بیارن توش افتادن. کسانی که مد نظر شما هستن خیلی کم هستن. یه نگاهی به اطرافتون بندازید ببینم چه انسانهایی سیگار میکشند آیا توان ترک اونو دارن. کسی که بخاد ترک کنه باید خودش شروع کنه.
اینها رو جزو افکار رادیکال نگذارید. سیگاری ها خودشون رادیکال هستند. آخه آدم دیدی روزی 2 پاکت بکشه؟ اونوقت بری کمکش؟
متاسفانه حرف شما رو در حالت کلی قبول ندارم. ولی گفتم استثنا هایی هم هست ولی تعدادشون کمه.


naghme نوشته است:
و بالاخره اینکه رابتطون به کمک کردن به افرادی که همه جوره به آخر خط رسیدن ولی می خوان که دوباره شروع کنن چیه؟ به نظر شما اصلاً می شه ؟ باید به حرف فرد اعتماد کرد؟ رهایش کنیم ؟ یا خیلی هنر کنیم فقط برایش دعا کنیم؟تصویر


ببینید همه چیز به فرد و شرایط اون بستگی داره. یه کسی هست که یه اشتباهی کرده و از لحاظ مالی ضرر دیده و دیگه آخر خطه نمی خواسته اینطوری بشه اما شده.
یه نفر هست مثلا تصادف کرده باید طرف از طرف شاکی رضایت بگیره اما اونا راضی نمیشن و ممکنه طرف تا چندین و چند سال بره زندون و ...
یا یه کسی هست که مشکل خانوادگی داره , همسرش می هخواد ترکش کنه هر لحظه ممکنه به این شخص حس جنون دست بده و خودکشی کنه و .... من با کمک به این قشر افرار موافقم و اتفاقا وظیفه هم هست. اگر این فرد دوست یا آشنا باشه که چه بیشتر این وظیفه سنگینی میکنه.
اما شخص هم دارم که نه تا خرخره تو لجن رفته. کارهای خودشون انجام داده و اصلا ذاتش بده / بارها برگشتش دادن ولی دوباره رفته پی خوشگذارنی خودش/ به زن و بچش ظلم میکنه/ مصداقش معتادان هستن. من هیچ عکس العملی نسبت به این افراد نشون نمیدم. و ترجیح میدم مرگشونو با چشمام تماشا کنم.
آخرین ويرايش توسط 1 on SAMAN, ويرايش شده در 0.
پیام حکم قتل خود شنفتن مرا خوشتر بود, از یک تملق به نزد مردمان سفله گفتن!
Super Moderator
Super Moderator
نمایه کاربر
پست: 3101
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۸۵, ۴:۲۵ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 19718 بار
سپاس‌های دریافتی: 21369 بار

Re: صندلی داغ با حضور SAMAN...!

پست توسط SAMAN »

Eagle_of_sky نوشته شده:درود.

درود بر شما عقاب آسمان تصویر

به خاطر اینکه تاریخ تولد من نیز با سامان یکی است (البته سالش نیست )و اینکه رنگ موهامون هم یکی هست تصویر
و اینکه منم رنگ مشکی و زرد را خیلی دوست دارم و اینکه چند نکته مشترک را دیدم اجازه میخواهم من نیز چند سوال را مطرح کنم

خیلی جالبه خوشبختم , در خدمتم

1-چرا اکثر قومیت لر تمایل زیادی به نیروی انتظامی و نظامی گرایی دارند؟

گفتم به خاطر بیکاری هست ولا غیر / هیچکدومشون علاقه ایی ندارن / به خاطر گرفتن چندرغار حقوق/ من واقعا از این بابات متاسف ام

2-وقتی یک جک که درباره یک فرد لر ساخته میشه رو میشنوی عکسالعملت چیه؟

هیچ عکس العملی نشون نمیدم. حتی ممکنه بخندم. چون اسمش با خودش هست اون یه جکه فقط همین. تصویر

3-به نظر شما چرا میلاد انقدر در مطالبی که مینویسه طنز رو به کار میبره؟

اتفاقا کار بسیار جالبی هست و به نظر من این یک نوع هنر هست. بهش تبریک میگم. تصویر

4-در دادن پاسخ به سوالات سانسور هم میکنی؟

به هیچ وجه / ممکنه بپیچونم تصویر

5-آیا دوست داری وارد نظام بشی؟

دوست داشتم . ولی نشد. البته قسم می خورم که من فرد علاقمندی بودم.

6-نظرت در رابطه با حجاب چیه؟

من دیدگا کلی ام نسبت به زنان, آزادی مطلق آنها و برابری همه حقوق با مردان هست. حجاب چیز خوبی هست. البته در همه مسائل افراط و تفریط میشه. و حجاب رو هم در بر میگیره.ولی معتقدم ذات و درون هر فرد یا به عبارتی گوهرش هر چی باشه همون هست. حجاب نمی تونه جامعه رو از فساد به طور کامل مبرا کنه. در عوض در مقابل آزادی زنان( مقوله حجاب) کوچکترین تعرض به حریم زنان از طرف فاسدان باید با اشد مجازات همراه باشد. این ها همه امکان پذیر هست.

7-نظرت رو درباره مطالب زیر بگو:

هایده
خواننده محبوب خیلی از ایرانی ها

مهستی

خواننده محبوب خیلی از ایرانی ها

نیروی انتظامی
ارگانی که موظف به ایجاد نظم است تصویر

انرژی هسته ای
داشتنش خوبه ولی نه به هر قیمیتی تصویر

شوخی
اگر از حد نگذره خوبه و من خودم آدم شوخ طبعی هستم

کودکی
دورانی زیبا که خاطرات زیادی از اون به خاطر ندارم

جوانی
دورانی که سرشار از انرژی و جنب و جوش هست. به سلامت جستن از این دوران همت می خواد.

بزرگسالی
شروع زندگی به صورت سنگین و مسئولیت پذیری دو چندان
8- میانه ات با ورزش چطوره؟
متاسفانه سرد هست/ ولی تنیس / تیراندازی/ شمشیر بازی رو دوست دارم.

9-چه تفاوتی بین صندلی داغ سنترال و اداره اطلاعات واواک و سیا و موصاد هست؟

اینجا کتک نمیزنن ولی شنیدم که در ادارات بالا .... تصویر

10-میانه ات با ورزش چطوره؟

اینجا حواست نبوده دوباره پرسیدی ... تصویر

11-نظرت رو درباره ورزش پینگ پنگ بگو

اصلا خوشم نمیاد تصویر

12-نظرت رو درباره فوتبال بگو
فوتبال رو دوست ندارم و حیفم میاد وقتم رو بگذارم و به فوتبال نگاه کنم. همیشه این روندی که داشتم موجب شده که دوستان و نزدیکان مسخره کنن. ولی دوستندارم مخصوصا فوتبال ایران رو ... تصویر

13-نظرت درباره عدد 13 چیه؟آیا نحسه؟

نه به هیچ وجه . یک عددی هست مثل همه اعداد.

14-تا به حال فکر مهاجرت(به کشور دیگه) رو کردی؟

بله

15-پیتزا . هات داگ. فست فود . میانه ات با این غذا ها چطوره؟

پیتزا که تا حالا نخوردم. تصویر چندشم میشه ولی بقیه رو اگر شب خونه نیام بیرون می خورم. تصویر

16-به مردن فکر کردی؟

بله/ ولی تو عمرم 2 یا 3 بار بیشتر به قبرستان نرفتم

17-به شانس اعتقادی داری؟
بله تا حدودی ولی نه کامل شانس 10% موفقیت هست.

18-از چه خواننده ای بدت میاد؟
داریوش کمتر و گوگوش خیلی ( البته بهتر بگم بدم نمیاد ولی آهنگاشونو گوش نمیکنم)

19-کدام گل رو بیشتر دوست داری؟

به بیشتر گلها علاقه دارم. گل رز / نسترن و شقایق رو از همه بیشتر دوست دارم/ تصویر تصویر تصویر

20-چرا میگن نمره 20 مال خدا -19 مال پیامبر ها - 18 مال امام ها و 17 مال خانواده شهدا ست؟

تا حالا نشنیدم اینو تصویر

در آخر اگر سوالات بنده چیز دار بود مسئولین مربوطه اون را ویرایش کنند.

نه سوالات خوبی بود و خوشحال شدم تصویر
ببخشید زیاده روی کردیم در سوال پرسیدن
تصویر
سپاسگزارم تصویر تصویر تصویر تصویر

من هم از شما سپاسگذارم تصویر

پیام حکم قتل خود شنفتن مرا خوشتر بود, از یک تملق به نزد مردمان سفله گفتن!
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 4395
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۸۴, ۱:۱۴ ب.ظ
محل اقامت: کرج پلاک 43!
سپاس‌های ارسالی: 6717 بار
سپاس‌های دریافتی: 12105 بار
تماس:

Re: صندلی داغ با حضور SAMAN...!

پست توسط Mohammad 1985 »

عجب حکایتیست این صندلی داغ !
طرز تفکرات رو بسیار شبیه به خودم دیدم ! و همچنین با مهدی و مهشید بانو !!!! عجب !
مورد دوم ! ما هنوز به طور کامل حمله نکردیم به شما ژنرال ! با اون ارتش مثلا مجهزتون !میگ 21 فقط موجب خنده خلبانان ما میشه ! ::ss
مورد سوم سیگاری بودن فرد دلیل بر بد بودن یا خلاف کار بودن اون فرد نیست ! فکر کنم فیلمها و سریالهای ایرانی زیاد نگاه کردی!!! :grin:
مورد چهارم ! ما هم رابطمون با دخترها در حد همون سلام علیک بود ! بعدا عاشق شدیم ! :x حواست باشه !
مورد پنچم راجع به تقلب هم مثل شما فقط یه بار داشتم ! اونم سال اول دبیرستان ! و در درس فیزیک ! که مثل شما لو رفتم ! ولی خوشبختانه تا همون جا هم که نوشته بودم 12.5 گرفتم ! بهم حال دادن صفر ندادن ! :grin: پس دیگه تقلب نکن !
مورد ششم در مورد بیچاره گی استان شما و خیلی از استانهای دیگه ! متاسفانه ایران فقط تهرانه ! تهران و دیگر هیچ ! :-? همه چیز اول برای تهران هست .
یه نکته هم به میلاد ! از کلمات غلمبه سلومبه استفاده نکن ! در حد زیر سیکل صحبت کن ما هم بفهمیم !
در مورد داریوش و گوگوش هم کاملا باهات هم عقیده هستم ! تازه یه چیزی بگم کاملا از داریوش متنفر بشی !!! ایشون یک مفنگی بوده اند ! الانش رو نمی دونم ! ولی سال 1353 به دلیل همین موضوع بازداشت شده در یک خونه مجردی با دونفر از دوستاشون در حال فضانوردی بودن !
و موردها فعلا تمام شد و سوالات سری اول :
نظرت راجع به گربه ها
نظرت راجع به آزار حیوانات !
نظرت راجع به این جک !؟
بین موساد سیا و وزارت اطلاعات یه کشوری ! در آمریکای شمال غربی کاستاریکا ! مسابقه میزارن برای گرفتن یه خر گوش موساد در 20 دقیقه خرگوش رو میگیره ! سیا در 10 دقیقه و اون وزارت خونه که گفتم در عرض 10 ساعت یه خرس رو میگیرن میارن ! بهشون میگن که این که خرگوش نیست خرسه ! یه دفعه خرسه میزنه توی سر خودش میگه بابا به خدا من خرگوشم ! :-O
مشخصات سیستمتون ؟
گوشی موبایل ؟
اپراتور ؟
جنگندهای غربی یا شرقی ؟
تا حالا کلک خوردی ؟
چه مزه ای بود ؟
دلیل انتخاب این رشته چی بود ؟ ( خوشبختانه یا بدبختانه منم علاقه دارم به رشته شما ! )
به چه شهرهایی سفر کردی ؟
اتومبیل مورد علاقه ؟
کشور مورد علاقه ؟ ( به غیر از ایران )
چی شد که با سنترال آشنا شدی ؟
سطح علمی دانشگاهتون ؟
آی سی رو تعریف کن ؟
آیا از نحوه ساخت سی پی یو اطلاع داری ؟
اولین مدار الکترونیکی که ساختی چی بود ؟
آیا ای دی اس ال داری ؟ یا از اینترنت زغالی استفاده می کنی ؟
یک شیوه برای اعدام میلاد ابداع کن دوست دارم بسیار وحشتناک دردناک و همچنین طولانی باشه ! 8->
میکرو کنترولر چیه ؟
تا حالا برنامه نوشتی براش ؟
توی کویر گم شدی هیچ اطلاعی هم از موقعیت خودت نداری و فقط مقدار کمی آب داری ساعت هم 2 بعداز ظهره و هوا بسیار داغ ! اولین اقدامت چیه ؟
سطح توانایی کشور در الکترونیک چقدر هست ؟
بقیش بعدا !
به همه سياستمداران مشکوک باش.
جکسون براون
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 356
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۸ خرداد ۱۳۸۶, ۶:۳۵ ب.ظ
محل اقامت: Victoria, Australia
سپاس‌های ارسالی: 6778 بار
سپاس‌های دریافتی: 2887 بار

Re: صندلی داغ با حضور SAMAN...!

پست توسط noora »

سلام

قبل از اینکه بخوام سوالاتم رو از SAMAN بپرسم
می خواستم به Mil@d تبریک بگم تصویربه خاطر طنز زیبایی که در کلام و نوشته ها ی ایشون است که من به شخصه اعتراف می کنم که با خوندن بعضی از قسمت ها ی اون خیلی خندیدم .تصویرو برام خیلی جالب بود .و یه ایده ای به ذهنم رسید که شاید به ذهن شما هم رسیده باشه و در حال انجام اون باشید شاید نه تصویر.به نظرم با توجه به استعدادی که شما توی نوشتن به ویژه طنز دارید می تونید با کمی مطالعه و تلاش در زمینه اقتصادی –اجتماعی – فرهنگی و........ متن هایی بنویسید که در غالب طنز به اینگونه مسائل بپردازد بعد می تونید و به مجله یا یه روزنامه هایی که اینگونه مطالب را چاپ می کنند بدبن. یکی از دوستای من که فیزیک می خونه مقاله ای در زمینه سیارات و کهکشان با بیانی طنز کونه نوشت که اتفاقا این مجله یه مجله تخصصی .جالب که به خاطر همین طنزش قبولش کردن .شما هم شانستون را امتحان کنید خدا چه دیدید شاید کارتون گرفت و شدین یه نویسنده طنز معروفتصویرتصویر ،فقط Cc و بچه هاشو فراموش نکنید تصویر.اگه با پیشنهاد من موافقین من یکی و دوتا ایده خوب دارم که می شه متن خوبی در موردش نوشت یکی همین مترو تهران و فروشنده های داخل مترو که من به دلیل اینکه طقریبا هر روز مترو سوار می شم تصویرمی تونم اطلاعات خوبی در این زمینه بهتون بدم تصویر.فقط زود باشین تا موضوع رو ندوزدیدن .تصویر تصویریه چند تا نوشابه برای من باز کنید لطفا.تصویرتصویر

بببخشید که این پیشنهاد رو تو این تاپیک نوشتم آخه نمی دونستم باید کجا بزنم اگه هم pm ندادم برای این بود که گفتم شاید کسی با ایده من موافق باشه و یه سری موضوعات خوب به ذهنش برسه که در این رابطه به شما بگه .
و ما سوالات من از saman :

1- بزرگ ترین هدفت تو زندگی چیه ؟( البته جدا از رسیدن به کمال و سعادت که فکر می کنم تقریبا برزگترین و اولین هدف هر انسانی باشه ) تا به امروز چهقدر بهش نزدیک شدی یا رسیدی؟ چقدر براش تلاش کردی؟ چه کارهایی براش انجام دادی ؟ از چه طریق و روشی؟

2- اگه یه روزی یه اتفاقی یه رخدادی بیافته که مطابق با ارزش ها و باورهای شما نباشه واکنشت چیه ؟

3- توی اولین تاپیک سوالها یکی از سوالهایی که میلاد ازتون پرسید و شما هم جواب دادی :

2.اخلاقیات و رفتاریات خودت رو در دنیایی واقع شرح بده..
من اگر تعریف نباشه از اخلاق خودم راضی هستم چون در محیط زندگی اطرافیانم بهم گفتم و من نقل قول از اونها میکنم. من یک شخص کاملا معمولی هستم. دوست داشتنی ها را دوست دارم و از بدی ها بدم میاد. البته یه فاکتور مهم دارم و اون اینه که تا کسی رو نشناسم باهاش جور نمیشم و حتی المکان ازش فاصله میگیرم. معیار های شناخت دوست رو به خوبی بلدم و در صورتی که با شخصی رودر رو صحبت کنم روحیات و اخلاق طرف رو شناسایی میکنم و با خودم که مرجع هستم مقایسه میکنم. در صورت تفاهم اقدام میکنم.

با توجه به جواب سوالتون ، به نظرتون چطور می شه یه دوست خوب رو از یه دوستی که به ظاهر خوبه و دلسوزته ولی در باطن نمی خواد سر به تنت باشه و پشت پرده برات می زنه، تشخیص داد؟


با تشکرتصویر
هرچه مردم نا آگاه تر بمانند زمان درک این نکته که ثروت خودشان به خودشان هدیه شده طولانی تر خواهد بود
Super Moderator
Super Moderator
نمایه کاربر
پست: 3101
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۸۵, ۴:۲۵ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 19718 بار
سپاس‌های دریافتی: 21369 بار

Re: صندلی داغ با حضور SAMAN...!

پست توسط SAMAN »

Mohammad 1985 نوشته شده:عجب حکایتیست این صندلی داغ !
طرز تفکرات رو بسیار شبیه به خودم دیدم ! و همچنین با مهدی و مهشید بانو !!!! عجب !

در چند جهت؟ مطمنی؟ تصویر

مورد دوم ! ما هنوز به طور کامل حمله نکردیم به شما ژنرال ! با اون ارتش مثلا مجهزتون !میگ 21 فقط موجب خنده خلبانان ما میشه ! ::ss

خیلی خوب رجز می خونی اقا محمد, تصویر به جز چند نفر توانایی شناسایی/ رهگیری و انهدام همتونو دارم تصویر زیاد مطمن نباش بهتره مرتب چشمت به آینه هات یا رادارت باشه. حواست باشه که داری با میگ-21 / 21-93 در می افتی تصویر

شوخی میکنم تصویر یه وقت جدی نگیرید. تصویر

مورد سوم سیگاری بودن فرد دلیل بر بد بودن یا خلاف کار بودن اون فرد نیست ! فکر کنم فیلمها و سریالهای ایرانی زیاد نگاه کردی!!! :grin:

فیلم تماشا نمیکنم. من حقیقت ها رو می بینم. کسی که سیگار رو به عنوان همدم انتخاب کرد فاتحه اش خونده است. تصویر ببینید موضوع سیگاری شدن یه فرد با موضوعات دیگه که اشاره کردم فرق میکنه. فرد خودش خودش رو تو این مسیر میندازه. و من هم دیگه توضیحی در این مورد ندارم. امیدوارم که یه روز به این حقیقت برسید.

مورد چهارم ! ما هم رابطمون با دخترها در حد همون سلام علیک بود ! بعدا عاشق شدیم ! :x حواست باشه !



مورد پنچم راجع به تقلب هم مثل شما فقط یه بار داشتم ! اونم سال اول دبیرستان ! و در درس فیزیک ! که مثل شما لو رفتم ! ولی خوشبختانه تا همون جا هم که نوشته بودم 12.5 گرفتم ! بهم حال دادن صفر ندادن ! :grin: پس دیگه تقلب نکن !

اون اولین و آخرین تقلب من بود. ولی چشم به توصیه تون گوش میکنم. تصویر

مورد ششم در مورد بیچاره گی استان شما و خیلی از استانهای دیگه ! متاسفانه ایران فقط تهرانه ! تهران و دیگر هیچ ! :-? همه چیز اول برای تهران هست .

این رو به طور کامل قبول ندارم .هر شهری نماینده ایی در مجلس داره و نمایندگان قدرت زیادی در کشور دارند. مشکل ما اینه که شهرمون 30 ساله که یک نماینده با عرضه نداشته که حتی 1 دقیقه بیاد پشت تریبون مجلس 2 کلمه حرف بزنه یا اصلا یه با تو تلویزیون ببینیمش. تصویر

یه نکته هم به میلاد ! از کلمات غلمبه سلومبه استفاده نکن ! در حد زیر سیکل صحبت کن ما هم بفهمیم !

تصویر
در مورد داریوش و گوگوش هم کاملا باهات هم عقیده هستم ! تازه یه چیزی بگم کاملا از داریوش متنفر بشی !!! ایشون یک مفنگی بوده اند ! الانش رو نمی دونم ! ولی سال 1353 به دلیل همین موضوع بازداشت شده در یک خونه مجردی با دونفر از دوستاشون در حال فضانوردی بودن !
والا چی بگم. تصویر

و موردها فعلا تمام شد و سوالات سری اول :

نظرت راجع به گربه ها

[COLOR=#0070c0]گربه هم یه جور حیون هست و آفریده خدا. با زدن و کشتن گربه ها مخالفم هم چنین با نگهداری از گربه هم مخالفم.
 

نظرت راجع به آزار حیوانات !

به نظرت کار درستیه؟؟ تصویر نه بشدت مخالفم!!

نظرت راجع به این جک !؟
بین موساد سیا و وزارت اطلاعات یه کشوری ! در آمریکای شمال غربی کاستاریکا ! مسابقه میزارن برای گرفتن یه خر گوش موساد در 20 دقیقه خرگوش رو میگیره ! سیا در 10 دقیقه و اون وزارت خونه که گفتم در عرض 10 ساعت یه خرس رو میگیرن میارن ! بهشون میگن که این که خرگوش نیست خرسه ! یه دفعه خرسه میزنه توی سر خودش میگه بابا به خدا من خرگوشم ! :-O

تصویر چون خرگوش گیر نیاوردن اونقدر خرسه رو کتک زدن که بگه خرگوشه تصویر تصویر

مشخصات سیستمتون ؟
اینتل / 'گیگا هرتز 2.8 RAM-512/ CPU خودمم میدونم خیلی آشغاله ولی ازش راضی هستم و ویندوزش رو 2 سالی یک بار عوض میکنم. تصویر تصویر

گوشی موبایل ؟
کا- 800 سونی اریکسون

اپراتور ؟

ایرانسل دائمی / 1500000 تومنی با شماره رند انتخابی( اون موقع که خریدمش هیچ کس نمیدونست ایرانسل چیه برامون شماره اوردن تا انتخاب کنیم تصویر)/ و همراه اول اعتباری

جنگندهای غربی یا شرقی ؟

بعضی ها غربی . بعضی ها شرقی / مثلا سوخوی 30 شوروی/ یا همین میگ-21-93 و در عوض اف-16 های C امریکایی / یوروفایتر اروپا و گریپن و .... همه خوبن هر کدوم خصوصیتی دارن تصویر

تا حالا کلک خوردی ؟

فک کنم آره تصویر
چه مزه ای بود ؟

یادم نیست
دلیل انتخاب این رشته چی بود ؟ ( خوشبختانه یا بدبختانه منم علاقه دارم به رشته شما ! )

دلیل انتخاب رشته رو نمیتونم بگم. ولی رشته خوبیه اما بشدت سنگین هست و یا باید سرت همش تو کتاب باشه اون حد که از عملی جا بمونی و یا اینکه اینقدر پی عملی باشی که تئوری ها از مغزت می پره و مشروط میشی. اگر علاقه داری بیا و لی درس باید زیاد بخونی. ریاضی ات هم باید قووی باشه و اگر نیست باید قوی اش کنی تصویر تصویر

به چه شهرهایی سفر کردی ؟
من شهر های جنوبی / شمالی رو ازشون گذشتم و در بعضی هاهم موندم. فقط زاهدان و یزد و کرمان و این همدانشما و کرمانشاه و کردستان و شمال غربی رو نرفتم تا حالا.

اتومبیل مورد علاقه ؟
از ماشین های ایرانی سمند LX / و ماشین های یه کم بالاتر هیوندای آوانته / بیشتر از اینا خوشم نمیاد داشته باشم.

کشور مورد علاقه ؟ ( به غیر از ایران )

کانادا / امریکا/ مالزی و یکی دوتا دیگه اما اگه برام دعوت نامه هم بنویسن به انگلستان نمیرم. تصویر

چی شد که با سنترال آشنا شدی ؟

دیدن تاپیک قهرمانان نیروی هوایی. و تاپیک کرکس های سوخته

سطح علمی دانشگاهتون ؟

معدلم حول و حوش 14 و 15 هست.

آی سی رو تعریف کن ؟
ای سی مخفف ( مدارات مجتمع هست) integrated circuit آی سی ها متشکل شدن از دها یا 100 ها یا هزاران گیت منطقی دران انواع با کاربرد های مختلف و قیمت های مختلف/ حداقل قیمت 200 تومن)

آیا از نحوه ساخت سی پی یو اطلاع داری ؟
آره اینها رو دو سه با تو کتاب های مختلف خوندم البته تو کارشناسی هنوز بهش نرسیدم ولی از واحد محاسبه و منطق ALU و درگاه های ورودی و خروجی و این مغز کامیپوتر ساخته میشه البته اینا رو کامل نگفتم. تصویر

اولین مدار الکترونیکی که ساختی چی بود ؟

مدار زیاد درست کردم یادم نیست. فکر کنم یه رادیو اف- ام بود تصویر

آیا ای دی اس ال داری ؟ یا از اینترنت زغالی استفاده می کنی ؟

نه فعلا زغالی دارم تصویر

یک شیوه برای اعدام میلاد ابداع کن دوست دارم بسیار وحشتناک دردناک و همچنین طولانی باشه ! 8->

من نمیدونم شما دشمنید یا متحد البته اینا همش به نفع ارتش ژنرال هست حواست باشه. در صورت اعدام میلاد تو هم اعدام میشی! تصویر تصویر

میکرو کنترولر چیه ؟
میکرکنترولر ها نسل جدید پیشرفت تکنولوژی الکترونیک هستند که قابلیت پروگرام شدن و انجام کار دلخواه اپراتور را دارند.
حالا شما فرق میکروکنترلر و میکروپروسسور رو میدونی؟


تا حالا برنامه نوشتی براش ؟
در دست اقدام هست. 2 تا پروزه نظامی در دست ساخت دارم که اگر هم بشه ثبتشون میکنم.

توی کویر گم شدی هیچ اطلاعی هم از موقعیت خودت نداری و فقط مقدار کمی آب داری ساعت هم 2 بعداز ظهره و هوا بسیار داغ ! اولین اقدامت چیه ؟

به آفتاب نگاه میکنم. و سعی میکنم جهتم رو پیدا کنم. یا منتظر میونم حضرت خضر(ع) بیاد سراغم.

سطح توانایی کشور در الکترونیک چقدر هست ؟

ضعیف هست. این رو من نمی گم همه اساتیدم میگن. ما بین 40 تا 80 سال از علم الکترونیک جهان عقب هستیم. الان کتاب های ما همه نوشته سال 40 50 سال پیش هستن. البته این کتب پایه هستن.

بقیش بعدا !


منتظرم. بازم بیا تصویر
پیام حکم قتل خود شنفتن مرا خوشتر بود, از یک تملق به نزد مردمان سفله گفتن!
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 3309
تاریخ عضویت: شنبه ۱۰ آذر ۱۳۸۶, ۵:۵۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 3096 بار
سپاس‌های دریافتی: 11996 بار

Re: صندلی داغ با حضور SAMAN...!

پست توسط Mil@d »

بزن کنار که تریلی اومد!تصویر

1.قضیه تعداد لنگ های لرها رو کوتاه بگو برای کسانی که احیانا زیاد با قومیت لر آشنایی ندارند!(طولش ندیا)
2. میلاد نگار ازت پرسید مناسبت خاصی باعث شد اسمت سامان باشه تو جواب دادی اسمم مناسبه!!!!!!(جان خودم آخر خوراکی-اشکال نداره برقی ها اکثر معکوس میزنن!)
3. دو سالگی به حرف افتادی! به من تخم کفتر دادند تا زبونم باز شد..ولی بعدش پشیمون شدن گفتند کاش باز نمیشد!
4.خانم نغمه هم از کلمه صواب استفاده کردند که اگه دهخدا را باز کنیم می بینیم معنیش با ثواب که یحتمل منظورشون بوده متفاوت است!

5.فیلم دل شکسته رو به همه پیشنهاد میکنم...البته یکم دیر ساخته شده!! اگر از من برای شخصیت شهاب حسینی مشاوره میگرفتند با توجه به برخوردهایی که با این افراد داشتم چنانم فیلمی می شد که اسکار باید التماس میکرد اکرانش کنه!سامان و شخصیت شهاب حسینی در فیلم دل شکسته خیلی از هم دورند!ولی اینکه سامان گفت روابط در حد سلام علیک یک مقدار اغراق کرد!خانمها جدی نگیرند!پسرا زیاد از این حرفا می زنند!

6.من سیگاری نیستم و از بوی گندش که تو مایه های پشکل سوخته است هم بدم میاد!ولی معسل(قلیون میوه ای) رو ماهی یکبار تفریحی با رفقا می زنیم تو رگ... یعنی اینکه وابستگی ندارم بهش و نباشه هم نمی زنیم!.گفتم اگه میخوای تحریمم کنی همین الان تکلیف خودتو بدونی زیاد معطل نشی!

7.یک عشق زمینی داریم یک عشق هوایی(فرا مادی) عشق زمینی بین یک دختر پسر موهبتی است که برای دختران چون وفادارترند 1 یا 2 بار! و برای پسران از 1 تا 30-40 بار محتمل است!(شوخی) ولی جدی بخوام بگم حکایت میشه عشق اول عشق آخر--یعنی بعد از عشق اول عاشق هرکی بشی بازم اولی در گوشه ای از ذهنت قلقلکت میده! جمع بندی بخوام بکنم این میشه که هرکی از عشق و دوست داشتن محرومه یک کمبود عاطفی و روحی ناخودآگاه در زندگیش ایجاد میشه و نمیتونه خودشو گول بزنه بگه این وجود نداره! البته اونایی که مغرورند میگن نه نیاز نداریم!گور پدر عشق! ولی در خلوتشون چنان در تنگنا و خلا و بحران عاطفی به سر می برند که نگو و نپرس(حالا ما میگیم نره تو هی میگی بدوش)

8.لرستان-خوزستان-سیستان و خیلی جاهای دیگه گناه دارند...جاهای برخوردار ایران محدود به تهران و اصفهان و شیراز و چند تا شهر مرغوب دیگه شده اند!
9.راستی تو جهنم یک سوییت برام بگیر...دو خوابه باشه! پنجره اش رو به دریا باز بشه!صبحها هم با آواز گنجیشکا بیدار شم!

10.معنی ات از نوستالوژی درسته ولی تبصره داریم اخوی! کلمات با ورود به ادبیات محاوره ایرانی گاهی تغییر معنا می دهند..نوستالوژی امروزه بیشتر به تداعی خاطرات و دلتنگی های گذشته ها تعبیر میشود و معنای لغوی و واژه ای خود را از دست داده است. نوستالوژی های دهه 70 که نوشتم منظورم مرور خاطرات در یک اسنپ شات ذهنی کوتاه بود.حالا میگه اسنپ شات یعنی چی! کلا برای اینکه اینهمه توضیح ندم از این جور واژگان به قول محمد 1985 غولمبه(قلمبه) استفاده میکنم که به نظرم واضحه و کمی مطالعه رو ببرید بالا خیلی هم پرکاربرد هستند.

11.چیزی که درباره عشایر گفتی رو تصور کردم! کردن زغال داغ در دهان بز!!!! نان پر از فلفل کرده رو بدی به سگ!!!!!!!! البته من یک مورد دیگه تو گوشی یکی از بچه ها دیدم یک گربه انداخته بودن بین 4 تا سگ هار و زبون بسته رو تیکه پاره کردند!!!!!!! جالب این بود که با صدای بلند قهقهه میزدند! لذت بردن از زجر موجود زنده رو نمیدونم اسمشو چی باید گذاشت! غیر از سادیسم چیزی به ذهنم نمیرسه!

11.5.از تست خلبانی هم به خاطر 10/10 نبودن چشمهات رد شدی؟

12.و اما ادبیات نوشتاری ام! دوستان سنترالی که با بنده روابطشون از حدود مجازی گذشته و به عالم واقع رسیده(همون 4 نفر!!!!) متوجه شدند که من همینطور که می نویسم حدود 10 درجه ریشتر مخرب تر حرف میزنم و کاملا براشون عادی است. راستشو بخواین خداییش من خودم که حس نمی کنم اسمش طنز باشه!!!تصویر چون سیستم روتین حرف زدن من همینطوریست و اصلا عمقی نداره و همینجوری پَتَرات میاد و میره! تصویربه هر حال نظر لطف دوستان بود و ممنون!!!تصویردر رابطه با پیشنهاد خانم nooraهم باید بگم من مدتها پیش هم در یک نشریه محلی خدا بیامرز شده اندک نوشتارهایی داشتم که مفقود الاثر گشته اند! تصویرو کمیته جستجوی مفقودین در حال ردیابی اجساد نوشتارهای بنده است! دوست دیگرم ... نیز این پیشنهاد را داده است و انشالله بزودی با اسم مستعار(بچه لب شط) همکاری ام با روزنامه اعتماد ملی را آغاز خواهم کرد.و عزیزان سنترالی میتوانند مطالبم را از آنجا بخوانند.البته به علت سانسور وحشتناکی که بعد از انتخابات بر مطبوعات حاکم شده است امید چندانی به چاپ همه مطالب ندارم ولی چون سرم برای دردسر زیاد درد میگیره! به خودم گفتم هرچه بادا باد! زندگی 99 سال اولش سخته!فوقش میریم هتل اوین!تصویر
----------------------------------------
و اما ...!
1.میگم تو سنترال به کاربر روان پریش برخورد کردی! به نظرت چطوری میشه تعمیرش کرد؟
2.ساعت چند چشمات رو هم میره! و در فاصله ای که سرت رو بالش میره تا بخوابی چی از مغزت میگذره؟
3.چرا تو دعواهای ایرانی خواهر و مادر طرفین یک پای ثابت عنایات زد و خورد کنندگان است؟البته گاهی قضیه به سایر فامیل هم سرایت میکنه و عمه و خاله و زن عامو و زن و دختر و سایر متعلقات هم بی نصیب نمی مونند!

4.اینو یک معتادی خونده!هدف شاعر چیه!
حمودی جونُم!حمودی!دردت به جونُم!حمودی!خیلی خمارُم حمودی!تریاک ندارُم!حمودی!بیا بریم ز این ولایت من و تو!حمودی!

5.:با تعبیر + از شراب و مستی شعر زیر چی میگه؟
میگن مستی گناهه!به انگشت ملامت!باید مستا رو هرزد به شلاق ندامت!سبوی ما شکسته!در میکده بسته!امید همه ما به همت تو بسته!به همت تو ساقی!تو که گره گشایی!تو که ذات وفایی!همیشه یار مایی!همه جرم به مستی!سر دار ملامت!میمیریم و میخونیم سر یاقی سلامت!(زنده یاد هایده)

6.تا حالا شده قصد انجام کاری رو داشته باشی و در لحظه اخر چون فهمیدی کارت میره با کرام الکاتبین بی خیال شده باشی؟(توضیح)
7.گذرت اگه به دوبی خورد حتما یک تریپ برو جمیرا بیچ(ساحل جمیرا)! تنها کسانی که مثل ندیده ها نگاه می کنند ایرانی ها هستند! و مایه تعجب خارجی ها هستند!چرا اینجوریه؟
8.چرا تا هواپیما از خاک ایران بلند میشه روسری ها برداشته میشه!
9.چرا تا یک حزب اللهی میبینیم کانالمون عوض میشه و دم از استغفرالله و این حرفا می زنیم! مگه میخواد دستگیرمون کنه که نیاز به فیلم بازی کردن داریم!
10.تریپ فرار(دختر فراری) که انشالله تو خرم آباد نیست!چطوری جمع اوری شون باید کرد؟
11.از اینا هستی که تا بحث های ناجور پیش میاد دستشونو گاز میگرن و میگن نگو عیبه زشته!
12.یک سوال سخت از خودت بپرس!
13.یک جمله از خودت بگو و یک جمله از یک بزرگ و با هم مقایسه کن ببین چند هزار کیلومتر از اون بزرگ عقبی!
---------------------------------------

بحران شدید!
تریپ پسر فشن مو سیخ سیخی تی شرت تنگ شلوار لوله تفنگی کفش نایک و گردنبند اسکلت و لنز آبی و ابروهای برداشته و صورت بند انداخته!
تریپ پسر حزب اللهی شدید با 15 سانت ریش!!!پیرهن سفید یقه بسته رو شلوار پارچه ای سیاه و کفش بندی تابستانی و جوراب سفید به اضافه عینک ته استکانی!
تریپ شلوار زغالی مجلسی با کراوات خاکستری تیره! و گل سینه پرچم ایران و عطر جوب!
تریپ دشداشه عربی با سندل بدون جوراب!
تریپ شلوار کردی گشاد!
--------
تریپ مانتو شدید تنگ اندامی و شلوار کوتاه تا زیر زانو!نوار باریکی بر روی سر(شال سابق)!کفش پاشنه بلند و صدای ترق توروقش در پاساژ میلاد شهرک غرب!
تریپ عبا با رویند و دستکش!(نمیدونم چرا اینجور خانم ها همش درگوشی حرف می زنند..انگار کی بشون گفته اگه صداتون رو مرد غریبه بشنوه اعدامتون میکنن)
تریپ دختر سنتی لر!
----------
خوش تیپ ترین استایلی که تو عمرت زدی چی بود!
-----------

میدون مین کوچولو!

لباس شخصی
انصار حزب الله!
یگان ویژه ضد شورش!(لباس سیاه ها)
گروه فشار!
-----------------
ندا آقا سلطان!
سهراب اعرابی!
--------------
............................
و اما سامان در جنگ با حوادث!(یک چیز بگم!چون دیدم سامان خیلی قضیه رو جدی گرفتهتصویر یادآوری کنم اکثر سوالات فرضی و بازی و چلنج با ذهنیت مهمان است..حتی اگه شده فرضی و تخیلی هم جواب بده تقبل الله استتصویر)

سامان ساعت 8 صبح باید بیدار باشه ولی 3 عصر از خواب میپره!
سامان وارد یک بازی پیچیده میشه!
سامان در کنار پیاده رو و عبور یک ماشین با سرعت و پرتاب آب های خیابان به سمت سر و هیکلش!
سامان و گیر پاچ کردن روی یک مسئله سخت!
سامان و هنگ کردن کامیپوتر!
سامان و فیلترشکن!تصویر
سامان و فرار از منزل!
سامان و فرار از خرم آباد!
سامان و فرار از ایران!
سامان و شمردن تعداد ستاره ها از سر بیکاری!!!!!
سامان و فالگیری!
سامان و طالع بینی!
سامان و استخاره!
سامان و تسبیح انداختن!
سامان و نماز سرعتی!
سامان و نماز اسلوموشن!
سامان و آزار رسانی!
سامان و اطلاع رسانی!
سامان و صاحبنظر بودن پیرامون موضعی غیرتخصصی!تصویر
سامان و تلاش جهت صدور فتوا!تصویر
سامان و کلی گویی!
سامان و جزیی گویی!
سامان و وراجی!
سامان و آسمان ریسمان بافتن!
سامان و پرواز با هواپیما در خیالش!
سامان و شنیدن صدایی لطیف!!!تصویر
سامان و خارش بینی به علت وزن زیاد عینک روی ان!
سامان و موذی بازی!
سامان و 13 به بدر!
سامان و سال تحویل!
سامان پشت در دسشویی قفل شده گیر میکند!تصویر
سامان و حضور در حمام و انفجار آبگرمکن!تصویر
سامان و حضور در عالم مکاشفه!
سامان و سکوت و ناگهان جیغی مرگبار!
سامان و ساعت 2 نصف شب و خوابیدن کنار قبر به مدت 15 دقیقه!
سامان و خواب و مگسی که نوک دماغش را رها نمی کند!
سامان گنجشکی که از اون بالا هدیه ای به رسم یادبود روی لباسش می اندازد!!!!
سامان و نشر اکاذیب!
سامان و تشویش اذهان عمومی!
سامان و ذهنی مشوش بعد از پاسخگویی به این سوالات!تصویر

اینم چون خیلی سیگار دوست داری!تصویر
[External Link Removed for Guests]

دیگه همینقدر کافیته! یک سری دیگه هم میام و تیرخلاص رو بهت میزنم!تصویر

به قول استاد قرآنمون!

و من الله التوفیق!تصویر
  بی  
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 583
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۳۰ فروردین ۱۳۸۶, ۳:۴۵ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 3433 بار
سپاس‌های دریافتی: 3949 بار

Re: صندلی داغ با حضور SAMAN...!

پست توسط naghme »

درودی دوباره

واقعیتش جناب پس از پاسخ های جدیتون به سوالات اولم تصمیم گرفتم که سوالاتم رو جدی تر کنمتصویر ( خلاصه بگم که بحمدالله جدیتتون کاملاً در ما اثرکرد) تصویر تصویر
البته جناب آقای میلاد نیز در پست اخیرشان بیان کردند که اینطور ها هم نیست و خوشبختانه مسأله حل شد دوست گرامی

و اما...

سوالاتی از دوره زندگیتون
کدام دوره از زندگیتون رو بسیار دوست دارید و بالعکس ؟ چرا؟ ( کودکی، نوجوانی، جوانی....)
شده توی زندگیتون حادثه یا اتفاقی باشه که هروقت به یادش می افتید اعصابتون رو بشدت خورد کنه یا اینکه از یادآوریش به شدت خوشحال شوید؟ اگر ممکن بود تعریف هم بفرمائید؟
چقدر از دوره دبستان، دوستانش، معلمان و حادثه های تلخ و شیربنش به خاطر دارید ؟
صمیمی ترین دوستتون مال کدام دوره زندگیتون هست؟ ملاک انتخاب دوست صمیمی برای شما چیست؟
سوالات تخیلی
چفدر می شه بروید در افکار تخیلی که فکر کردن بهش براتون دلچسب و لذتبخشه و شاید غیر لذتبخش باشه؟ ( به نوعی وفتی بروید در این فکرها فارغ از هر فکری می شوید و می روید در اعماقش..... تصویر
مثلاً آینده دلخواهتون اعم از شغل، خانه، تحصیلات، همسر، [COLOR=#d99694]افکار رویائی و صورتی،  افکار غیر رویایی و آبی پررنگ (تفریباً میشه گفت صورمه ای تصویر) و حتی جرئی تر، فکر هایی نسبت به پاسخ هایی که دوست دارید به کسی بگوئید و یا پاسخ هایی که دوست دارید که از کسی بشنوید و....
و اینکه درصدش در روز، ماه، سال جقدر است ؟ ( من به شخصه که باید برم در کار ثانیه ) تصویر
برویم در فاز ورزش
میونتون با ورزش؟ به کدام ورزش علاقه مندید؟ آیا در هر صبحگاه دقایقی را به سلامتی بدن خود اختصاص داده اید؟؟ تصویر
نظرتون نسبت به فوتبال و وضعیتش در حال حاضر در کشورمون چیه؟ به نوبه خودتون آینده اش رو چطور می بینید؟ ( با توجه به حساسیت های خاصی که فعلاً روش می بینیم )

و اینکه می رسیم به خودشناسی و ...
از نظر شما خودشناسی یعنی چی؟ و اینکه میانه شما با خودشناسی؟
یک سوال به نظر خودم دشوار ---- اسلام و مسلمان بودن رو برای خودتون چطور تعریف کرده اید؟ و اینکه تصور شما از یک کشور اسلامی چیست چطور اون رو در ذهن خود ترسیم کرده اید؟
و بالاخره دیگه خلاصه برسیم به اصل مطلب سوالات ... دیگه دیگه
خواهش می کنم که نظر خودتون رو راجع به روان شناسی و لزوم آن در زندگی بفرمائید؟ آگاهیتون از روان شناسی علمی در مقابل غیر علمی ( به قولی بازاری ) که در صندلی دوست گرامی mahshid-banoo توضیح داده شده بود چه میزان می باشد؟
و خلاصه آنکه میونه شما با این علم چطور است؟ تصویر

متفرقه
خصوصیات انسان های متعصب، رادیکال و تک بعدی را با یک مثال لطفاً بیشتر توضیح بدهید و رابطه آن ها را با انسان هایی که یا سیاه می بینند و یا سفید لطفاً شرخ دهید ( عجب پیچیده شد) تصویر
نظر شما نسبت به شخصی که در 4 سال دانشگاه در اکثر کلاس ها به صورت کنجکاوانه سوال می پرسد چیست؟ ( خواهشمند هستم که اگر در دختر و پسرش تفاونی داشت به صورت مجزا شرح دهید) واقعیتش اینه که این سوال را برای کمک به خودم پرسبده ام تصویر

فعلاً که بحمدالله سوالی به ذهنم نرسیده است اوه چرا 2 سوال یادمان آمد تصویر
و در آخر نظرتون را به صورت همه جانبه نسبت به دوستی دختر و پسر شرح دهید ؟ به نظر شما بک نیاز است؟
و همچنین اگر سوالات خستتون نکرده است نظرتون رو نسبت به فصل های سال بفرمائید؟ فصل مورد علاقتون ؟ چرا؟

موفق باشید تصویر
آخرین ويرايش توسط 1 on naghme, ويرايش شده در 0.
تصویر
Super Moderator
Super Moderator
نمایه کاربر
پست: 3101
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۸۵, ۴:۲۵ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 19718 بار
سپاس‌های دریافتی: 21369 بار

Re: صندلی داغ با حضور SAMAN...!

پست توسط SAMAN »

noora نوشته شده:سلام


من هم سلام عرض میکنم خدمت شما
تصویر در مورد مطلبی که در مورد آقا میلاد نوشتید من هم با شما موافقم. میگم پیشنهاد میکنیم بزنش تو کار طنز, تا آچار فرانسه و ییچ گوشتی و ناو و ناوچه تصویر تصویر

بببخشید که این پیشنهاد رو تو این تاپیک نوشتم آخه نمی دونستم باید کجا بزنم اگه هم pm ندادم برای این بود که گفتم شاید کسی با ایده من موافق باشه و یه سری موضوعات خوب به ذهنش برسه که در این رابطه به شما بگه .

تصویر


و ما سوالات من از saman :

1- بزرگ ترین هدفت تو زندگی چیه ؟( البته جدا از رسیدن به کمال و سعادت که فکر می کنم تقریبا برزگترین و اولین هدف هر انسانی باشه ) تا به امروز چهقدر بهش نزدیک شدی یا رسیدی؟ چقدر براش تلاش کردی؟ چه کارهایی براش انجام دادی ؟ از چه طریق و روشی؟

[COLOR=#0070c0]بستگی داره سعادت رو چی تعریف کنی,اشخاص دیدگاه های گوناگونی دارند اما من شخص شخص خودم داشتن یک زندگی آرام و مناسب, دور از جنجال های روزمره رو هدف قرار دادم. اما هنوز راه رسیدن به این هدف نامشخص هست.

تا الان هر چی هم بوده طی مسیر هدف بوده و یه کم دورم. فکر میکنم 5 یا 6 سال دیگه بهش برسم.من یک زمانی با حداکثر قدرت تلاش میکردم اما الان اعتراف میکنم که کمتر شده اما هیچ وقت متوقف نمیشه.

کارهایی رو هم که براش انجام دادم زیاد هست اما همیشه بیاد داشته باشید که برای رسیدن به هدف مورد نظر چشماتون باید باز باشه/ درس و تحصیل یک موتور کمکی برای رسیدن به هدف است و ...
اما بزرگترین عامل محرک برای رسیدن به هدف, دلخوشی هست. یعنی با داشتن یه چیزی (حالا هر چی میتونه باشه) فرد به هدف و خواسته اش میرسه.

مثال کوچیک: شما اگر به بچتون قول بدید که اگر درس هاشو خوب بخونه و معدلش بالا میاد یه دوچرخه براش میخرید. مطمن باشید بچتون به خاطر اون دلخوشی هم که شده به هدفش میرسه.
 
تصویر



2- اگه یه روزی یه اتفاقی یه رخدادی بیافته که مطابق با ارزش ها و باورهای شما نباشه واکنشت چیه ؟

[COLOR=#0070c0]اگر با ارزش ها و بارو های من تنها مطابقت نداشته باشه, طبق اون ضرب المثل خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو. اما اگر تعداد زیادی باشند که این رخداد و واقعه مغایر با باور هاشون باشه تا آخرش روی عقیده و اعتقاد خودم می ایستم.و هیچ چیزی نمیتونه اونو تغییر بده.


 
3- توی اولین تاپیک سوالها یکی از سوالهایی که میلاد ازتون پرسید و شما هم جواب دادی :

2.اخلاقیات و رفتاریات خودت رو در دنیایی واقع شرح بده..

من اگر تعریف نباشه از اخلاق خودم راضی هستم چون در محیط زندگی اطرافیانم بهم گفتم و من نقل قول از اونها میکنم. من یک شخص کاملا معمولی هستم. دوست داشتنی ها را دوست دارم و از بدی ها بدم میاد. البته یه فاکتور مهم دارم و اون اینه که تا کسی رو نشناسم باهاش جور نمیشم و حتی المکان ازش فاصله میگیرم. معیار های شناخت دوست رو به خوبی بلدم و در صورتی که با شخصی رودر رو صحبت کنم روحیات و اخلاق طرف رو شناسایی میکنم و با خودم که مرجع هستم مقایسه میکنم. در صورت تفاهم اقدام میکنم.

با توجه به جواب سوالتون ، به نظرتون چطور می شه یه دوست خوب رو از یه دوستی که به ظاهر خوبه و دلسوزته ولی در باطن نمی خواد سر به تنت باشه و پشت پرده برات می زنه، تشخیص داد؟


[COLOR=#0070c0]این خیلی ساده هست.متاسفانه اکثریت خانم ها احساساتشون همیشه پیشرو هست. و اگر احساسات جلو باشه (جلوتر از عقل) امکان اشتباه و خطا بالا میره. البته احساساتی بودن همیشه هم بد نیست. عقل و احساس باید 50 به 50 کنار هم باشن. یکی از عواملی که فرد در تشخیص دوست خوب دچار اشتباه میشه همین هست.

یه دوست خوب همیشه در سخت ترین شرایط کمکت میکنه یا حداکثر سعی خودشو میکنه به طوری که شما متوجه بشید. اما اون یکی دوست نه
یه دوست خوب اگر از شما بهتر هم باشه هیچ وقت خودش اینو بهتون نمیگه اما اون یکی یعضی وقتام که شده یه چیز هایی می پرونه
یه دوست خوب هیچ وقت بهت طعنه نمیزنه و حرف هاشو رک بهت میگه اما بعضی دوستان طعنه میزنن.
یه دوست خوب هیچ وقت حاضر نیست که شمار رو به درد سر بندازه مگر خودتون قبول کنید.
یه دوست خوب همیشه در مورد کارهاش باهات مشورت میکنه و با تو احساس غریبگی نمیکنه.

رنگ حرف های یه دوست به ظاهر خوب, کاملا مشخص هست
اگر ارتباط نزدیک باشه برخورد ها رو که ببینی کاملا متوجه میشی. اما نه اینکه یک نفر رو دورادور میشناسی بعد می خوای بفهمی که ایا دوست خوبی هست یا نه. اون راهش جداست.
اینهایی که گفتم برای دوستانی هست که شما با اونها ارتباط نزدیک وتنگاتنگی دارید.

البته ممکنه بعضی از همین دوست های نزدیک یه کم حسود باشند و یا چشم و همچشمی کنند. که نباید با اون دسته از افرادی که خودشونو دوست جا میزنن و می خوان که سربه تن آدم نباشه اشتباه گرفت.

 
با تشکر تصویر

من هم از شما تشکر میکنم. امیدوارم موفق باشید.

پیام حکم قتل خود شنفتن مرا خوشتر بود, از یک تملق به نزد مردمان سفله گفتن!
Colonel II
Colonel II
نمایه کاربر
پست: 1606
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۵ آذر ۱۳۸۷, ۱:۴۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 18344 بار
سپاس‌های دریافتی: 12308 بار

Re: صندلی داغ با حضور SAMAN...!

پست توسط shola »

با سلامی به گرمی صندلی داغ خدمت سامان عزیز

سوالات:
اولین پس زمینه زهنی از جملات زیر که به زهنتون میاد چیست( اگه خواستید کمکی هم توضیح بدید)

ریاضیات-درس ریاضی-رشته ریاضی-گرایش محض-دانشجوی ریاضی-استادریاضی

سوال بعدی هم اینکه تا حالا ترشی بمب انداخته اید و یا احیانا میل کردید؟ تصویر

تصویر
منم مرگ، مادر تو، منم که دوباره تو را از نو میزایم.
Super Moderator
Super Moderator
نمایه کاربر
پست: 3101
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۸۵, ۴:۲۵ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 19718 بار
سپاس‌های دریافتی: 21369 بار

Re: صندلی داغ با حضور SAMAN...!

پست توسط SAMAN »

Mil@d نوشته شده:بزن کنار که تریلی اومدتصویر!

خیلی خوش اومدی تصویر فقط مواظب باش پنچر نشی چون بچه ها رو فرستادمی جلو چرخات میخ بزارن تصویر


1.قضیه تعداد لنگ های لرها رو کوتاه بگو برای کسانی که احیانا زیاد با قومیت لر آشنایی ندارند!(طولش ندیا)
راستش این مال لر های بختیاری هست و منم زیاد اطلاعی ندارم ولی فکر میکنم که مربوط به ایل ها و طوایفشون باشه

2. میلاد نگار ازت پرسید مناسبت خاصی باعث شد اسمت سامان باشه تو جواب دادی اسمم مناسبه!!!!!!(جان خودم آخر خوراکی-اشکال نداره برقی ها اکثر معکوس میزنن!)
میدونی چیه ما باختیمش به این اشتباهات چاپی و یه کم عجله. تصویربه هر حال حق با شماست و شرمنده البته برقی ها هم راس میگی بعضی وتا معکوس میزنن یا بهتر بگم قاتی میکنن. تصویر نه مناسب خاصی نداشته فقط دوست داشتن که اسمم سامان باشه. تصویر

3. دو سالگی به حرف افتادی! به من تخم کفتر دادند تا زبونم باز شد..ولی بعدش پشیمون شدن گفتند کاش باز نمیشد!

تصویر نه نفرمایید باید افتخار کنن, شما که خیلی شیرین زبون هستی تصویر


4.خانم نغمه هم از کلمه صواب استفاده کردند که اگه دهخدا را باز کنیم می بینیم معنیش با ثواب که یحتمل منظورشون بوده متفاوت است!

من هم فقط خواستم دوستان معنی صواب رو بدونن همین

5.فیلم دل شکسته رو به همه پیشنهاد میکنم...البته یکم دیر ساخته شده!! اگر از من برای شخصیت شهاب حسینی مشاوره میگرفتند با توجه به برخوردهایی که با این افراد داشتم چنانم فیلمی می شد که اسکار باید التماس میکرد اکرانش کنه!سامان و شخصیت شهاب حسینی در فیلم دل شکسته خیلی از هم دورند! تصویر ( [COLOR=#0070c0]مرسی)ولی اینکه سامان گفت روابط در حد سلام علیک یک مقدار اغراق کرد!خانمها جدی نگیرند!پسرا زیاد از این حرفا می زنند! 

هر چی شما بگید همون قبوله تصویر

6.من سیگاری نیستم و از بوی گندش که تو مایه های پشکل سوخته است هم بدم میاد!ولی معسل(قلیون میوه ای) رو ماهی یکبار تفریحی با رفقا می زنیم تو رگ... یعنی اینکه وابستگی ندارم بهش و نباشه هم نمی زنیم!.گفتم اگه میخوای تحریمم کنی همین الان تکلیف خودتو بدونی زیاد معطل نشی!

شما بچه های جنوب همیشه با حالید. تصویر 2 تا چیز رو هم خیلی دوست دارید یکیش موتور سیکلت هست. تصویر اون یکی هم اون یکی هم بستگی به افراد (اکثرا) قلیون. چون هم کلاسی اهوازی داشتیم که اینطوری بود.


7.یک عشق زمینی داریم یک عشق هوایی(فرا مادی) عشق زمینی بین یک دختر پسر موهبتی است که برای دختران چون وفادارترند 1 یا 2 بار! و برای پسران از 1 تا 30-40 بار محتمل است!(شوخی) ولی جدی بخوام بگم حکایت میشه عشق اول عشق آخر--یعنی بعد از عشق اول عاشق هرکی بشی بازم اولی در گوشه ای از ذهنت قلقلکت میده! جمع بندی بخوام بکنم این میشه که هرکی از عشق و دوست داشتن محرومه یک کمبود عاطفی و روحی ناخودآگاه در زندگیش ایجاد میشه و نمیتونه خودشو گول بزنه بگه این وجود نداره! البته اونایی که مغرورند میگن نه نیاز نداریم!گور پدر عشق! ولی در خلوتشون چنان در تنگنا و خلا و بحران عاطفی به سر می برند که نگو و نپرس(حالا ما میگیم نره تو هی میگی بدوش)

بر منکر این 5 خط و نیم لعنت, کلمه کلمه اش رو تایید میکنم. تصویر من هم خوشبختانه عاشق هستم. حالا یه بخشی اش مربوط به مادی میشه البته الان اون عشق پاک شده ولی ملاک ها و معیار ها هنوز پررنگ هستند و من همیشه عاشق معیار هام خواهم ماند. تصویر

8.لرستان-خوزستان-سیستان و خیلی جاهای دیگه گناه دارند...جاهای برخوردار ایران محدود به تهران و اصفهان و شیراز و چند تا شهر مرغوب دیگه شده اند!

تا حدودی, اما شما خیلی بهتر هستنید/ صنعت نفت/ بنادر/ کشتیرانی/ کشت و صنعت/ نیروگاه و سد/ کارخانه فولاد و .... دارید اما ما هیچی نداریم. و معنای واقعی هیچی رو برای ما ساختن


9.راستی تو جهنم یک سوییت برام بگیر...دو خوابه باشه! پنجره اش رو به دریا باز بشه!صبحها هم با آواز گنجیشکا بیدار شم!
سوییت دو تخته می خوای چیکار مگه نمی دونی همه اتاق هاش اونجا یه تخته هستن؟ تصویر بعد بهتر که پنجرش رو هم باز نکنی چون یه باد داغ /100 برابر بیشتر از باد های داغ تابستان اهواز میاد تو سویتت تصویر


10.معنی ات از نوستالوژی درسته ولی تبصره داریم اخوی! کلمات با ورود به ادبیات محاوره ایرانی گاهی تغییر معنا می دهند..نوستالوژی امروزه بیشتر به تداعی خاطرات و دلتنگی های گذشته ها تعبیر میشود و معنای لغوی و واژه ای خود را از دست داده است. نوستالوژی های دهه 70 که نوشتم منظورم مرور خاطرات در یک اسنپ شات ذهنی کوتاه بود.حالا میگه اسنپ شات یعنی چی! کلا برای اینکه اینهمه توضیح ندم از این جور واژگان به قول محمد 1985 غولمبه(قلمبه) استفاده میکنم که به نظرم واضحه و کمی مطالعه رو ببرید بالا خیلی هم پرکاربرد هستند.

[COLOR=#0070c0]اولا با کدوم دهه 70 هستی شمسی یا میلادی؟ بر فرض دهه 70 شمسی باشه من 6 سالم بوده و تو کوچه بازی میکردم و چیزی یادم نیست
. یا اگر بخوام در مورد مردم دهه 70 بگم دیگه اسمش خاطره نیست. میشه تحقیق.  تصویر


11.چیزی که درباره عشایر گفتی رو تصور کردم! کردن زغال داغ در دهان بز!!!! نان پر از فلفل کرده رو بدی به سگ!!!!!!!! البته من یک مورد دیگه تو گوشی یکی از بچه ها دیدم یک گربه انداخته بودن بین 4 تا سگ هار و زبون بسته رو تیکه پاره کردند!!!!!!! جالب این بود که با صدای بلند قهقهه میزدند! لذت بردن از زجر موجود زنده رو نمیدونم اسمشو چی باید گذاشت! غیر از سادیسم چیزی به ذهنم نمیرسه!

واقعا همون سادیسم هست. و من حرفی برای گفتن در این موضوع ندارم و فقط میتونم بگم متاسفام

11.5.از تست خلبانی هم به خاطر 10/10 نبودن چشمهات رد شدی؟

[COLOR=#0070c0]نه بابا من برای رسته افسری رفتم. خلبانی که ما رو راه نمیدن!

 
12.و اما ادبیات نوشتاری ام! دوستان سنترالی که با بنده روابطشون از حدود مجازی گذشته و به عالم واقع رسیده(همون 4 نفر!!!!) متوجه شدند که من همینطور که می نویسم حدود 10 درجه ریشتر مخرب تر حرف میزنم و کاملا براشون عادی است. راستشو بخواین خداییش من خودم که حس نمی کنم اسمش طنز باشه!!!تصویر چون سیستم روتین حرف زدن من همینطوریست و اصلا عمقی نداره و همینجوری پَتَرات میاد و میره! تصویربه هر حال نظر لطف دوستان بود و ممنون!!!تصویردر رابطه با پیشنهاد خانم nooraهم باید بگم من مدتها پیش هم در یک نشریه محلی خدا بیامرز شده اندک نوشتارهایی داشتم که مفقود الاثر گشته اند! تصویرو کمیته جستجوی مفقودین در حال ردیابی اجساد نوشتارهای بنده است! دوست دیگرم ... نیز این پیشنهاد را داده است و انشالله بزودی با اسم مستعار(بچه لب شط) همکاری ام با روزنامه اعتماد ملی را آغاز خواهم کرد.و عزیزان سنترالی میتوانند مطالبم را از آنجا بخوانند.البته به علت سانسور وحشتناکی که بعد از انتخابات بر مطبوعات حاکم شده است امید چندانی به چاپ همه مطالب ندارم ولی چون سرم برای دردسر زیاد درد میگیره! به خودم گفتم هرچه بادا باد! زندگی 99 سال اولش سخته!فوقش میریم هتل اوین!تصویر


به هر حال نوشته هاست سرشار از طنز هست. و طنز هنری هست و یک راه برای بیان واقعیت ها در غالب خنده. نمونه اش همین هتل اوین یا کلمات و نوشته های دیگه تصویر

----------------------------------------
و اما ...!
1.میگم تو سنترال به کاربر روان پریش برخورد کردی! به نظرت چطوری میشه تعمیرش کرد؟
پریشان بودن علت داره, و باید ریشه یابی بشه. الان من دوستانی دارم که عجول هستن/ همیشه مضطرب هستن. به نظر من باید در محیط ها یا کار های یا عواملی که باعث پریشانی و اضطاربشون میشه قرار بگیرن تا بدونن خبری نیست.

مثلا کسی که از امتحان میترسه و همیشه پرشان خاطر هست ببرن و به کلاس آزمون های هفتگی مثل قلم چی بزارن تا ترسش بریزه یا کسی که خجالتی ببری تو فروشگاه بزاری تا اینقدر با مردم رودر رو صحبت کنه تا این افکار پریشان از ذهنش پاک بشه.


2.ساعت چند چشمات رو هم میره! و در فاصله ای که سرت رو بالش میره تا بخوابی چی از مغزت میگذره؟

بستگی به اون روزی داره که چی به سرم گذشته. اگر بعد از ظهر ها بخوابم شب دیر خوابم میگیره مثل دیشب که ساعت 5 خوابیدم.

3.چرا تو دعواهای ایرانی خواهر و مادر طرفین یک پای ثابت عنایات زد و خورد کنندگان است؟البته گاهی قضیه به سایر فامیل هم سرایت میکنه و عمه و خاله و زن عامو و زن و دختر و سایر متعلقات هم بی نصیب نمی مونند!

همش به خاطر ارتباطات نزدیکی هست که با هم دارن. عمه و خاله و عمو هم به خاطر فامیل بازی و دفاع از فامیل خودشون وارد میدان میشن. البته خواهر و مادر ها چون اعضای خانوادشونو دوست دارن همشه در صف مقدم هست. البته بعضی ها شون هم متاسفانه کارشکنی میکنن. و کلا با این کار ها و سیستم ها مخالفم. تصویر


4.اینو یک معتادی خونده!هدف شاعر چیه!
حمودی جونُم!حمودی!دردت به جونُم!حمودی!خیلی خمارُم حمودی!تریاک ندارُم!حمودی!بیا بریم ز این ولایت من و تو!حمودی!
تصویر عاشق سیخ وسنگشه

5.:با تعبیر + از شراب و مستی شعر زیر چی میگه؟
میگن مستی گناهه!به انگشت ملامت!باید مستا رو هرزد به شلاق ندامت!سبوی ما شکسته!در میکده بسته!امید همه ما به همت تو بسته!به همت تو ساقی!تو که گره گشایی!تو که ذات وفایی!همیشه یار مایی!همه جرم به مستی!سر دار ملامت!میمیریم و میخونیم سر یاقی سلامت!(زنده یاد هایده)

شعر در مورد عاشقان هست و میگه همیشه کسانی هستند که در برابر عشق عاشقان و رفتار اونها وا می ایستند. اما عاشق همیشه به خدا متوصل میشه. در ادامه میگه عاشق راه خودشو ادامه میده و از حاشیه ها نخواهد ترسید.

حال این عشق میتونه: فردی باشه/ وطن پرستی باشه/ اعتقادی و دینی باشه و ....


6.تا حالا شده قصد انجام کاری رو داشته باشی و در لحظه اخر چون فهمیدی کارت میره با کرام الکاتبین بی خیال شده باشی؟(توضیح)
این جور کار ها معمولا عواقب سنگینی داره که شخص خودش با وجود تمایل قبلی به انجام کار بر میگریده( وجود وجدان) و اگر این حالت برای هر کسی پیش بیاد واقعا خوش به حالش شده و باید خدا رو شکر کنه.

من نه تا حالا برام پیش نیومده


7.گذرت اگه به دوبی خورد حتما یک تریپ برو جمیرا بیچ(ساحل جمیرا)! تنها کسانی که مثل ندیده ها نگاه می کنند ایرانی ها هستند! و مایه تعجب خارجی ها هستند!چرا اینجوریه؟
نتنها در دبی بلکه حتی بوده که ورزشکاران مون وقتی به میدون رفتن با دیدن این صحنه ها که به نظر من کاملا عادی هست. رقابت رو واگذار کردن. این عامل بسیار مهم ریشه در فرهنگ بسته ما داره. متاسفانه بعید بدونم اصلاح هم بشه. ولی شدنی و سالیان سال کار میبره.

8.چرا تا هواپیما از خاک ایران بلند میشه روسری ها برداشته میشه!
من ندیدم ولی همش ریشه فرهنگی داره. و باعث تاسف هست. اما کسانی هم هستن که این کار رو نمیکنن.

9.چرا تا یک حزب اللهی میبینیم کانالمون عوض میشه و دم از استغفرالله و این حرفا می زنیم! مگه میخواد دستگیرمون کنه که نیاز به فیلم بازی کردن داریم!
من به هیچ عنوان این جوری نیستم و گهگاه هم با دلیل محکومشون میکنم و طوری که نتونن جواب بدن تصویر

10.تریپ فرار(دختر فراری) که انشالله تو خرم آباد نیست!چطوری جمع اوری شون باید کرد؟

نه همه جا هست خودتو خوب میدونی ولی بعضی مواقع یه کاری نباید انجام بشه و اگر شد دیگه برگشت به حالت اول سخت میشه و در صورت بازگشت خیلی چیز ها از بین میره.
به عنوان مثال شکستن یه سد. یه سد هیچ وقت نباید بشکنه ولی اگر شکست دیگه اون ابش خیلی جاها رو ویران میکنه و باز سازی بسیار سخت میشه. حالا اونها نباید به این مرحله میرسیدن و حالا که رسیدن جمع و جور کردنشون سخت میشه چون خیلی چیز ها رو از دست دادن.

11.از اینا هستی که تا بحث های ناجور پیش میاد دستشونو گاز میگرن و میگن نگو عیبه زشته!

اتفاقا چند وقت پیش این جور حالتی پیش اومد .اگر بحث به صورت برسی و حالا اگه بشه اسمش گذاشت تحلیل و برسی یه موضوعی باشه نه میمونم ولی اگر به قصد اشاعه بحث های بی سروته باشه سریعا ترک میکنم. ماجرای کن از نوع دومش بود که یارو تازه اومده بود به ما سلام کرده بود بعد تا نشست زدش به کار هایی که تو سفر های خارج انجام داده. تصویر ادم ملعون و کثیفی بود و من سریعا اونجا رو ترک کردم.

12.یک سوال سخت از خودت بپرس!

13.یک جمله از خودت بگو و یک جمله از یک بزرگ و با هم مقایسه کن ببین چند هزار کیلومتر از اون بزرگ عقبی!
---------------------------------------

بحران شدید!
تریپ پسر فشن مو سیخ سیخی تی شرت تنگ شلوار لوله تفنگی کفش نایک و گردنبند اسکلت و لنز آبی و ابروهای برداشته و صورت بند انداخته!
تریپ پسر حزب اللهی شدید با 15 سانت ریش!!!پیرهن سفید یقه بسته رو شلوار پارچه ای سیاه و کفش بندی تابستانی و جوراب سفید به اضافه عینک ته استکانی!
تریپ شلوار زغالی مجلسی با کراوات خاکستری تیره! و گل سینه پرچم ایران و عطر جوب!
تریپ دشداشه عربی با سندل بدون جوراب!
تریپ شلوار کردی گشاد!

--------
تریپ مانتو شدید تنگ اندامی و شلوار کوتاه تا زیر زانو!نوار باریکی بر روی سر(شال سابق)!کفش پاشنه بلند و صدای ترق توروقش در پاساژ میلاد شهرک غرب!
تریپ عبا با رویند و دستکش!(نمیدونم چرا اینجور خانم ها همش درگوشی حرف می زنند..انگار کی بشون گفته اگه صداتون رو مرد غریبه بشنوه اعدامتون میکنن)
تریپ دختر سنتی لر!

اینها همه نوع پوشش لباس های قشری از مردم خودون هست. تصویر
----------
خوش تیپ ترین استایلی که تو عمرت زدی چی بود!

من همیشه خوش تیپ میزنم بیرون و کفش هام همیشه واکس زده هست. اما با مد گرایی مخالفم.

-----------

میدون مین کوچولو!
تصویر
لباس شخصی
تصویر
انصار حزب الله!
تصویر
یگان ویژه ضد شورش!(لباس سیاه ها)
تصویر
گروه فشار!
تصویر
تا ببینم چیکار کنن؟ بستگی به کارشون باید نظر داد. اگر یه بیگناه رو بزنن که کار اشتباهی کردن و باید جوابگو باشد اما اگر علیه اراذلو اوباش عمل کنن تحسین میشه تصویر
-----------------
ندا آقا سلطان!
من هم پا به پای همه ایرانی ها از دیدن صحنه قتل خان آقا سلطان بشدت متاثر شدم و تا چند روز صحنه جان سپردن ایشون در ذهنم بود. تصویر

سهراب اعرابی!
ایشون هم جوان 19 ساله ایی بود که مرگ مشکوکی داشت. خدا همشونو بیامرزه تصویر تصویر
--------------
............................
و اما سامان در جنگ با حوادث!(یک چیز بگم!چون دیدم سامان خیلی قضیه رو جدی گرفتهتصویر یادآوری کنم اکثر سوالات فرضی و بازی و چلنج با ذهنیت مهمان است..حتی اگه شده فرضی و تخیلی هم جواب بده تقبل الله استتصویر)

سامان ساعت 8 صبح باید بیدار باشه ولی 3 عصر از خواب میپره!

این بدترین حالت ممکن برای شخصی هست که صبح باید جایی حاضر میشده.

سامان وارد یک بازی پیچیده میشه!
وارد نشدم تا حالا و سعی میکنم در صورت ورود به پیچیده شدن نکشه

سامان در کنار پیاده رو و عبور یک ماشین با سرعت و پرتاب آب های خیابان به سمت سر و هیکلش!
کار بسیار بسیار بی ادبانه ییهست و این بلا ها سرم اومده البته اون آب کف خیابون بود.
سامان و گیر پاچ کردن روی یک مسئله سخت!
خیلی دوست دارم حلش کنم
سامان و هنگ کردن کامیپوتر!
سرم اومده اما نمیره ری استارت تصویر
سامان و ف_*ل_ن*__رشکن!تصویر
اصلا تا حالا نداشتم و نمیدونم چطور کا میکنه فقط میدونم بهش میگن پروکسی تصویر
سامان و فرار از منزل!
خدا نکنه
سامان و فرار از خرم آباد!
این کار رو حتما میکنم
سامان و فرار از ایران!
دلیلی نداره من ایران رو دوست دارم
سامان و شمردن تعداد ستاره ها از سر بیکاری!!!!!
یه شب تابستون انجام دادم ولی واقعا انبوه ستاره ا درشب زیباست زیبای زیبا تصویر تصویر
سامان و فالگیری!
اعتقادی ندرام
سامان و طالع بینی!
اعتقادی ندارم
سامان و استخاره!
انجام دادم
سامان و تسبیح انداختن!
تسبیح هم انداختم
سامان و نماز سرعتی!
بعضی وقتا
سامان و نماز اسلوموشن!
نه کمتر
سامان و آزار رسانی!
تنفر و انزجار از این عمل
سامان و اطلاع رسانی!
خوبش اره هستم. ولی شایعه پراکنی نه
سامان و صاحبنظر بودن پیرامون موضعی غیرتخصصی!تصویر
مگر ناخواسته وارد بشم ولی همیشه سعی میکنم که وارد نشم
سامان و تلاش جهت صدور فتوا!تصویر
نه بابا من کی باشم که فتفوا بدم مگر برای خودم
سامان و کلی گویی!
بعضی وقتا آدم باید یه مطلب رو کلی بگه

سامان و جزیی گویی!
بعضی وقتا باید وارد جزییات شد.
سامان و وراجی!
به هیچ وجه به هیچ وجه
سامان و آسمان ریسمان بافتن!
نه انجام نمیدم

سامان و پرواز با هواپیما در خیالش!
خیلی عالیه جای شما خالی
سامان و شنیدن صدایی لطیف!!!تصویر
ای شیطون / نگاه رو که پرسیدی حالا اومدی سراغ صدا؟؟ تصویر
سامان و خارش بینی به علت وزن زیاد عینک روی ان!
آره بعضی وقتا نفرین به عینک تصویر
سامان و موذی بازی!
به هیچ وجه اهلش نیستم
سامان و 13 به بدر!
فقط به عنوان یه سنت قبولش دارم و تریج میدم بیرون نرم
سامان و سال تحویل!
تصویر تصویر تصویر تصویر تصویر عالی بهترین لحظه سال لحظیه تحویل سال هست.
سامان پشت در دسشویی قفل شده گیر میکند!تصویر
واقعا که بدبختی و مصیبت میشه تصویر
سامان و حضور در حمام و انفجار آبگرمکن!تصویر
تصویر خدا نکنه
سامان و حضور در عالم مکاشفه!
تصویر
سامان و سکوت و ناگهان جیغی مرگبار!
تصویر واقعا حالت بدی هست. البته من اگه بخوای میتونم یه فیلم نامه برات بنویسم که جرات نکنی که بخونیش
سامان و ساعت 2 نصف شب و خوابیدن کنار قبر به مدت 15 دقیقه!
تصویر اصلا مهم نیست
سامان و خواب و مگسی که نوک دماغش را رها نمی کند!
تصویر لعنتی پیش اومده
سامان گنجشکی که از اون بالا هدیه ای به رسم یادبود روی لباسش می اندازد!!!!
تصویر اونم شده
سامان و نشر اکاذیب!
تصویر نه بابا این وصله ها به ما نمی چسبه
سامان و تشویش اذهان عمومی!
نه اما حقایق باید گفته بشه ولی دروغ و شایعه نه
سامان و ذهنی مشوش بعد از پاسخگویی به این سوالات!تصویر
تصویر مردم تصویر تصویر

اینم چون خیلی سیگار دوست داری!تصویر


تصویر تصویر
[External Link Removed for Guests]

دیگه همینقدر کافیته! یک سری دیگه هم میام و تیرخلاص رو بهت میزنم!تصویر
تصویر

به قول استاد قرآنمون!

و من الله التوفیق!تصویر

خوش آمدی منتظرم تصویر

آخرین ويرايش توسط 1 on SAMAN, ويرايش شده در 0.
پیام حکم قتل خود شنفتن مرا خوشتر بود, از یک تملق به نزد مردمان سفله گفتن!
Super Moderator
Super Moderator
نمایه کاربر
پست: 3101
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۸۵, ۴:۲۵ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 19718 بار
سپاس‌های دریافتی: 21369 بار

Re: صندلی داغ با حضور SAMAN...!

پست توسط SAMAN »

naghme نوشته شده:درودی دوباره

درود بر شما تصویر

واقعیتش جناب پس از پاسخ های جدیتون به سوالات اولم تصمیم گرفتم که سوالاتم رو جدی تر کنمتصویر ( خلاصه بگم که بحمدالله جدیتتون کاملاً در ما اثرکرد) تصویر تصویر

و همچنین جدیت و پشتکار شما تصویر تصویر


البته جناب آقای میلاد نیز در پست اخیرشان بیان کردند که اینطور ها هم نیست و خوشبختانه مسأله حل شد دوست گرامی

تصویر تصویر

و اما...

سوالاتی از دوره زندگیتون
کدام دوره از زندگیتون رو بسیار دوست دارید و بالعکس ؟ چرا؟ ( کودکی، نوجوانی، جوانی....)
من دوران جوانی رو مثل هر انسان دیگه خیلی دوست دارم. چون دوران جوانی سرشار از نشاط و شادابی هست حالا با کم و زیادش کاری ندارم. تصویر و به نظر من دوران های نزدگی انسان دست خودش هست یکی میبینی بچشو خوب تربیت نکرده وقتی به پیری میرسه بچه اش بهش ظلم میکنه و ... و اون فرد دیگه از دوران پیری خوشش نمیاد و ...
پس دوران ها و زندگی انسان رو خودش رقم میزنه. تصویر

شده توی زندگیتون حادثه یا اتفاقی باشه که هروقت به یادش می افتید اعصابتون رو بشدت خورد کنه یا اینکه از یادآوریش به شدت خوشحال شوید؟ اگر ممکن بود تعریف هم بفرمائید؟

بله پیش اومده/ نمونه اش هم زیاد بوده, یکیش همین انتخابات بود که اولش اعصابم بشدت خراب شده بود( ولی الان دیگه سرد شدم مثل سنگ) چون این صحنه های درگیری و اینها رو میدیم با خودم میگفتم که اصلا چرا باید چنین چیزی پیش بیاد ما 30 ساله این مسائل رو نداشتیم و دوست هم نداریم که داشته باشیم پس چرا بوجود اومد؟ و خیلی چرا های دیگه.

چقدر از دوره دبستان، دوستانش، معلمان و حادثه های تلخ و شیربنش به خاطر دارید ؟
دوران دبستان خیلی خوب بود. یادمه کلاس اول ابتدایی خیلی گریه کردم. ولی دیگه جزییاتش یادم نیست ولی میدونم که خوب بود. تصویر تصویر

صمیمی ترین دوستتون مال کدام دوره زندگیتون هست؟ ملاک انتخاب دوست صمیمی برای شما چیست؟

دوستی که 100% صمیمی باشه ندارم اما 3 4 نفر هستن تصویر
گفتم کسی رو به عنوان دوست انتخاب میکنم که اخلاق درستی داشته باشه. انسان درستی باشه. من نمیگم آدم خوبی هستم ولی با کسی که مثل خودم باشه ارتباط برقرار میکنم و به هیچ وجه غیر این رو قبول نمیکنم.

و یه نکته دیگه: از رفیق بازی کردن و اینها زیاد خوشم نمیاد.

اتفاقا همین دیروز تو دانشگاه یه نفر زیاد حرف میزد و به بچه ها گفتم این تایید نمیشه/ البته از قیافه اش هم معلوم بود. چند دقیقه که اومد پیش ما میگفت:
یادته فلانی (با اون یکی دوست نسبتا نزدیکم بود) فلان استاد رو زدمش؟؟؟ و من بشدت تعجب کردم و گفتم بفرمایید تحویل بگیرید.


سوالات تخیلی
چفدر می شه بروید در افکار تخیلی که فکر کردن بهش براتون دلچسب و لذتبخشه و شاید غیر لذتبخش باشه؟ ( به نوعی وفتی بروید در این فکرها فارغ از هر فکری می شوید و می روید در اعماقش..... تصویر

مثلاً آینده دلخواهتون اعم از شغل، خانه، تحصیلات، همسر، افکار رویائی و صورتی، افکار غیر رویایی و آبی پررنگ (تفریباً میشه گفت صورمه ای تصویر) و حتی جرئی تر، فکر هایی نسبت به پاسخ هایی که دوست دارید به کسی بگوئید و یا پاسخ هایی که دوست دارید که از کسی بشنوید و....

خیلی پیش میاد / اینم بدونید که همین فکر ها باعث تصمیم گیری ها میشه/ چون فکر انسان رو میشه یه میدان مانور تشبیه کرد که خودت سوال کنی و خودت جواب بدی بعد تحلیل کنی و ببینی آیا درست به هدف زدی یا نه. بارها شده حرف ها یا کارهایی که خواستم انجام بدم قبلش نشستم با خودم فکر کردم.

و اینکه درصدش در روز، ماه، سال جقدر است ؟ ( من به شخصه که باید برم در کار ثانیه ) تصویر
من به چند روز در هفته یا اینکه در یه محدوده زمانی خاص, چی برام پیش بیاد. وارد این فکر ها میشم. ا

برویم در فاز ورزش
میونتون با ورزش؟ به کدام ورزش علاقه مندید؟ آیا در هر صبحگاه دقایقی را به سلامتی بدن خود اختصاص داده اید؟؟ تصویر

متاسفانه کمرنگ هست تصویر گفتم به تنیس علاقه زیادی دارم و بعدش به تیراندازی و شمشیر بازی .البته فرم بدن من به خاطر اینکه قدم بلند هست و استخوان بندی محکمی دارم. برای 2 تا ورزش مناسب بود:
1- تکواندو
2- بسکتبال یا والیبال

مرگ بر عینک تصویر

نظرتون نسبت به فوتبال و وضعیتش در حال حاضر در کشورمون چیه؟ به نوبه خودتون آینده اش رو چطور می بینید؟ ( با توجه به حساسیت های خاصی که فعلاً روش می بینیم )
از فوتبال متنفرم. ورزش بیهوده ایی هست. دین گلهاش خوبه ولی 90 دقیقه رو( توهین نباشه) معمولا آدم های بیکار میشنن و میبینن!!
وضعیت فوتبال ایران در جایگاه خوبی نیست و بنده دید خوبی نسبت بهش ندارم.

و اینکه می رسیم به خودشناسی و ..
.

از نظر شما خودشناسی یعنی چی؟ و اینکه میانه شما با خودشناسی؟

البته من رشته ام الکترونیک هست و این تعبیر از دیدگاه خودم هست به هر حال اگر نقصانی داره ببخشید:
خودشناسی از نظر من یعنی شناخت احساسات/ روحیات و توانایی های هر شخص. اگر انسان خودش رو خوب بشناسه و به خودش مسلط باشه مطمنا در زندگی اش پیروز میشه. اتفاقا خودشناسی واجب هست. کسی که خودش رو نشناسه نمی تونه دیگران رو هم بشناسه نمی تونه دنیا رو ببینه و بشناسه. من خودم رو خوب میشناسم .

یک سوال به نظر خودم دشوار ---- اسلام و مسلمان بودن رو برای خودتون چطور تعریف کرده اید؟ و اینکه تصور شما از یک کشور اسلامی چیست چطور اون رو در ذهن خود ترسیم کرده اید؟

سوال سختی نیست. اسلام کامل ترین ادیان اسمانی هست.البته بعضی ها تعاریف بدی از دین اسلام در اذهان عمومی ترویج دادن که اشتباست. دین اسلام ساده در عین کامل بودن ساده ترین دین هست.
مسلمان کسی هست که پیرو دین اسلام باشه. پیرو دین ناب نه دینی که تعریفش کرده باشند.مسلمان واقعی باید ذاتش و عملش درست باشه.انجام عمل صالح بدون ذات پاک قابل قبول نیست.
در مورد کشور اسلامی هم کشوری که عدالت واقعی در اون رعایت بشه رو من کشور اسلامی میدونم. کوچکترین خطایی و ظلمی در سرزمینی که اسمش کشور اسلامی باشه اگر رخ بده دیگه فکر نمیکنم اسمشو بشه گذاشت کشور اسلامی. نام کشور اسلامی صرفا به خاطر وجود دین اسلام در اون کشور نیست.


و بالاخره دیگه خلاصه برسیم به اصل مطلب سوالات ... دیگه دیگه

خواهش می کنم که نظر خودتون رو راجع به روان شناسی و لزوم آن در زندگی بفرمائید؟ آگاهیتون از روان شناسی علمی در مقابل غیر علمی ( به قولی بازاری ) که در صندلی دوست گرامی mahshid-banoo توضیح داده شده بود چه میزان می باشد؟

در زندگی مخصوصا زندگی مشترک روانشناسی بسیار مهم هست. برای همینه که برای زوج های جوان کلاس های مشاوره روانشناسی و ... میگذارند. به این دلیل هست که اگر احیانا یک زوج با یکدیگر آشنایی نداشته باشند و نتونن روحیات هم رو درک کنن , این کلاس ها و مشاوره ها کمک کنه که همدیگر و بیشتر بشناسن. روان شناسی به درون فرد بر میگرده و شناختن درون کار هر کسی نیست.

من میگم روانشناسی بازاری برداشت های شخصی از افراد هست که خودشون میبرن و میدوزن و تحلیل میکنن. البته بعضی مواقع درست از اب در میاد و بیشتر وقتام مشکلات زیادی ایجاد میکنه. من خودم چون رشته تخصصی ام نیست میشه گفت روانشنایی بازاری دارم ولی من با چیدن پازل های شخصیت فرد درون اون رو سعی میکنم تشخیص بدم.
و خلاصه آنکه میونه شما با این علم چطور است؟ تصویر

دوست دارم تصویر تصویر

متفرقه
خصوصیات انسان های متعصب، رادیکال و تک بعدی را با یک مثال لطفاً بیشتر توضیح بدهید و رابطه آن ها را با انسان هایی که یا سیاه می بینند و یا سفید لطفاً شرخ دهید ( عجب پیچیده شد) تصویر

 سوال خوبی هست.
  تصویر انسال های رادیکال و تک بعدی با کسانی که همه چیز رو سیاه یا سفید میبینن فرق میکنن.انسانهایی که سیاه یا سفید میبنن. بهش می گن نا امید. اونها دیگه امیدی به تغییر ندارن و همیشه یک جور میبینن. افسردگی هم نوعی یک رنگ دیدن هست.

اما رادیکال ها و اصلا نحوه رادیکالیسم این طوری نیست. اونها حقایق رو قبول نمیکنن/ فقط فکر خودشون رو بهتر از فکر همه میدنن/ تغییر براشون مفهومی نداره/ رادیکال ها به یک تفکر میچسبن و تا آخر اونو دنبال میکنن. اعتقاد راسخ به چیزی داشتن با رادیکالیسم فرق میکنه. اینها رو نباید با هم مخلوط کنیم. / خلاصه اشخاص رادیکال و متعصب در زمینه های ختلف وجود دارند: دینی, فرهنگی برخورد ها و روابط اجتماعی و در مواقعی رایکال ها نسبت به همه چیز بدبین میشن و سوظن نسبت به همه پیدا میکنند.
رایکال ها به هیچ چیزی معترف نیستن. حاضر نیستن به اشتباهاتشون اعتراف کنن و به جمع برگردنند.

بشدت با رادیکالسیم در همه نوعش مخالفم تصویر



نظر شما نسبت به شخصی که در 4 سال دانشگاه در اکثر کلاس ها به صورت کنجکاوانه سوال می پرسد چیست؟ ( خواهشمند هستم که اگر در دختر و پسرش تفاونی داشت به صورت مجزا شرح دهید) واقعیتش اینه که این سوال را برای کمک به خودم پرسبده ام تصویر

سوالات کجکاوانه در چه موردی؟ بستگی داره حالا شما رو نمیگم ولی یه نفر میبنی سوالات کجنکاوانه ایی در مورد مسائل دینی و اعتقادی میپرسه و باید تا آخر جوابش رو داد و قانعش کرد. مشکوک بودن ( و بر طرف نشدن شبهات زیاد) به اطراف موجب کنجکاوی و پرسش سوالا متعدد میشه.البته اگر شما در مورد سوالاتتون قبلش مطالعه میکنید و به نتیجه نمی رسید و دوباره مسائلی براتون گنگ هست. شما انسان حقیقت یابی هستید و دوست دارید که حقیقت را با توجه به دیدگاهای مختلف بدست بیارید. پسر یا دختر فرق نمینه, گفتم بستگی به سوالاتی داره که میپرسه ولی اصلش همینه.

امیدوارم کمکی کرده باشم و در هر صورت باز هم در خدمتم. تصویر


فعلاً که بحمدالله سوالی به ذهنم نرسیده است اوه چرا 2 سوال یادمان آمد تصویر
و در آخر نظرتون را به صورت همه جانبه نسبت به دوستی دختر و پسر شرح دهید ؟ به نظر شما بک نیاز است؟

[COLOR=#0070c0]من اعتقاد قلبی ام بر داشتن روابط صحیح و دوستانه و بدون کوچکترین تعرض به حریم یکدیگر هست. اینها همه امکان پذیر هست و من دیده ام
  تصویر[COLOR=#0070c0] متاسفانه اکثریت قریب به اتفاق دختر خانم ها گول احساساتشون رو میخورند و پسر ها هم اکثران سواستفاده میکنند و همین موجب بدبینی شده و الان این چیز ها برای آدم تعجب انگیز هست. من پیشنهاد میکنم که طرفتون رو به خوبی بشناسید. به صداقت و پاک بودنش مطمن بشیدو بگذارید همشه فکرتون روشن باشه. از پیشی گرفتن احساسات و علایق سطحی به عقل و تفکر صحیح جلوگیری کنید.
ضمنا این رو هم بگم که همیشه در اولین برخورد ها هر دو طرف درونشون ملتهب میشه و فکر هایی به سرشون میاد ( نه منفی ولی مثلا فکرمیکنن که عاشق و معشوق یکدیگر شدن و دیگه همه چیز اینجا تموم میشه و اگر این نشه دیگه تمام) باید بگم که باید این افکار رو دور ریخت. البته هیچ اشکالی هم نداره که بعد از برسی ها و شناخت روحیات و اخلاق ها و سطح تفکر ها این دوستی ها منجر به ازواج بشه. اما استفاده از روابط به قصد سو استفاده عملی شنیع هست که باید بشدت برخورد بشه.

این تمام فکر من هست.

 
و همچنین اگر سوالات خستتون نکرده است نظرتون رو نسبت به فصل های سال بفرمائید؟ فصل مورد علاقتون ؟ چرا؟

نه خواهش میکنم اصلا خسته کننده نبود و خوشحال شدم تصویر من همه فصل هارو تقریبا دوست دارم ولیاز همه بیشتر تابستون رو البته نه گرمای بیش از حد تابستون تصویر

یه ضرب المثل لری هست که میگ:

تاوسو بو ژار و فقیره : یعنی تابستو پدر بدبخت و بیچاره هاست و دلیل اون گرمای اون هست. (البته من بدبخت بیچاره نیستم تصویر)


موفق باشید تصویر

شما هم همینطور تصویر تصویر

آخرین ويرايش توسط 1 on SAMAN, ويرايش شده در 0.
پیام حکم قتل خود شنفتن مرا خوشتر بود, از یک تملق به نزد مردمان سفله گفتن!
Super Moderator
Super Moderator
نمایه کاربر
پست: 3101
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۸۵, ۴:۲۵ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 19718 بار
سپاس‌های دریافتی: 21369 بار

Re: صندلی داغ با حضور SAMAN...!

پست توسط SAMAN »

shola نوشته شده:با سلامی به گرمی صندلی داغ خدمت سامان عزیز

سلام و درود به شما دوست عزیز تصویر تصویر

سوالات:
اولین پس زمینه زهنی از جملات زیر که به زهنتون میاد چیست( اگه خواستید کمکی هم توضیح بدید)

ریاضیات-

[COLOR=#0070c0]ریاضیات پایه علوم مهندسی هست. بالاترین نمره ریاضی که گرفتم درس ریاضی مهندسی بود که 13 شدم
  تصویر

درس ریاضی-

[COLOR=#0070c0]شیرین به شرط وجود معلم یا استاد خوب
  تصویر

رشته ریاضی-
[COLOR=#0070c0] ورود به دینای اعداد و ارقام انتگرالها و مشتق ها و سیگما ها


راستی میدونی فرق سیگما با زیگما چیه؟

گرایش محض-
دوستمون الان دکتری گرفته و عضو هیت علمی هست.

دانشجوی ریاضی-
مثل همه دانشجوها باید درسشو بخونه و تا میتونه بره بالا چون با لیسانس هم بازار کاری ندارند  تصویر

استادریاضی

تصویر

سوال بعدی هم اینکه تا حالا ترشی بمب انداخته اید و یا احیانا میل کردید؟ تصویر

نه قربان ندیم تا حالا ولی فکر میکنم این یه بادمجون یا کرفس باشه که لباس بمب تنش کرده. تصویر اون شیشه چیکار میکنه اونجا الکله یا سرکه؟ تصویر

تصویر
پیام حکم قتل خود شنفتن مرا خوشتر بود, از یک تملق به نزد مردمان سفله گفتن!
قفل شده

بازگشت به “صندلي داغ”