[HIGHLIGHT=#c6d9f0]پارلمان رژيم صهيونيستي: ارتش اسراييل در تحقق هدف محوري جنگ ناكام ماند
خبرگزاري فارس:در عمل، شيوه كاري ارتش نتوانست اهداف مربوط به متوقف سازي پرتاب موشك كاتيوشا را محقق سازد.چون اين مهم در طول دوره اين جنگ محقق نشد.ارتش در تحقق اين هدف محوري كه جنگ را به خاطر آن شروع كرده بود، ناكام ماند.
جنگ اخير در لبنان مباني جنگي و اجراي ميداني ارتش اسرائيل در مبارزه با اقدامات مسلحانه در كرانه باختري و غزه را به خوبي ترسيم نمود. انجام يورش هاي جزئي در زمان و مكان محدود، از جمله اين مباني مي باشد. اين يورش هاي جزئي با نيروي نظامي نه چندان بزرگ و به سمت اهدافي كه در عمق نقاط مسكوني نيستند، صورت مي گيرد. به ويژه پس از اين كه نيروهاي مسلح با پناه گرفتن در پشت خانه هاي مسكوني ، سربازان ما را به اهدافي سهل الوصول مبدل مي كنند. چون در اين صورت امكان انجام يورش هاي گسترده وجود ندارد. همچنين "ناكامي هاي اطلاعاتي " مانع اصلي انجام اين عمليات ها مي شود. اين به خوبي بيانگر بيهوده بودن نيروي ارتش در برابر سازمان هاي مسلح است.
در نتيجه، مسأله التزام بيش از اندازه به اين مباني جنگي كه با جبهه جنوب لبنان و حزب الله تناسب ندارند، بي ترديد ميزان كارآمدي ارتش اسرائيل را به شدت كاهش داده است. ارتش اسرائيل علاوه بر اينكه مباني رزمي براي مبارزه با تروريسم را در اين جنگ به كار بست، از همان شيوه مورد استفاده ارتش اسرائيل در كرانه باختري و غزه پيروي نمود. به طوري كه ارتش بر اين باور بود كه اين عمليات هاي موضعي(از بعد جغرافيايي ) و كوتاه مدت اهداف جنگي و چه بسا اهداف استراتژيك ارتش را محقق مي سازند.
اين درك و باور در سخنان رئيس ستاد كل ارتش كاملاً هويداست. وي در بحث و مناقشه هاي نظامي كه در هفته سوم جنگ دوم لبنان انجام شد، به هنگام پرداختن به موضوع حزب الله در جبهه جنوب لبنان مي گويد: "من به الگوي غزه-فلسطين معتقدم و بر اين باورم كه پس از گام اول، دوم و سوم، آنان ما را به وضعيت ديگري خواهند كشاند. اما اين الزاماً فراگير نخواهد بود. "
آقاي "امان " ، يك افسر بلندپايه دستگاه ضداطلاعات نظامي در همين بحث و تبادل نظر موضع مخالفي اتخاذ مي كند. اما به رغم تشخيص درست وي از نوع رويارويي نظامي با حزب الله و امكان تحول اين رويارويي در آينده ، با سخنان وي مخالفت مي شود. از جمله سخنان وي در اين جلسه بررسي اينكه: "اگر ما وارد منطقه "الخيام " شويم و سي تن از رزمندگان حزب الله را بكشيم و در برابر حتي يك سرباز ما مصدوم نشود، باز نتوانسته ايم تغييري جوهري و بنيادين ايجاد كنيم. من به صراحت اعلام مي كنم كه استراتژي "گام اول، گام دوم و پس از آن گام سوم " نمي تواند بر پيكره حزب الله ضربه اي ويرانگر بزند. "
[HIGHLIGHT=#f2dcdb]*عمليات زميني
موقعيت هاي نظامي حزب الله كه از كارآمدي بالايي برخوردار بودند، ارتش اسرائيل را به سمت برنامه ريزي دقيق براي يافتن شيوه هاي كارآمد و مؤثرتر براي خنثي كردن اثر اين موقعيت ها سوق داد. ارزيابي اوليه از موقعيت ها و تسليحات حزب الله بيانگر اين است كه سطح شناخت كارآمدي نيرو و تسليحات حزب الله در جنگ و حجم آن پايين بوده يا اينكه مدت زمان لازم براي ضربه زدن به اهداف و تسليحات حزب الله كوتاه بوده است. در نتيجه شيوه هاي به كارگرفته شده براي اين منظور نيز كارآمدي لازم را نداشتند. از جمله اين تسليحات و نيروهاي حزب الله مي توان موارد زير را نام برد: هزاران كاتيوشا با برد كوتاه، دستگاههاي مربوط به عمليات هاي زميني كه در طول مرز به كارگيري شده اند، رزمندگان، يگان هاي رزمي، مخفي گاهها و تونل ها و نيز انبار تسليحات حزب الله كه در مناطق غير نظامي وجود دارند.
همچنين استفاده از بمب هاي كاتيوشا ، از پيش مصوب شده بود و نحوه پرتاب آن در ميدان نبرد به شرايط محيطي حاكم بر رزمندگان موكول شده بود. در نتيجه مأموريت تعقيب و يافتن مكان پرتاب اين موشك ها از سوي نيروي هوايي كار غير ممكني شد. در پرتو شمار بسيار فراوان كاتيوشاهاي حزب الله، در وهله بعد مشخص شد كه كاتيوشا ، پايه اصلي توان تهاجمي حزب الله مي باشد.
بر اساس همين تشخيص، ما به استنتاج زير مي رسيم:
*1. ارتش بايد نيروي نظامي، شيوه هاي طرح و برنامه ريزي و اجرايي خود را بر موضوع از بين بردن اثر حملات كاتيوشاهاي حزب الله متمركز مي نمود.
*2. خنثي كردن اثر كاتيوشا ، تنها از راه به كارگيري نيروي هوايي ممكن نبود و اين راه نمي توانست كارآمد باشد. همانگونه كه مي دانيم ارتش اسرائيل در اين جنگ براي انهدام كاتيوشاهاي حزب الله از نيروي هوايي به طور گسترده و بيشتر از ديگر نيروها استفاده كرد. نتيجه نهايي جنگ بيانگر اين است كه بخش اعظم اين سلاح ويرانگر حزب الله از بين نرفته است، بلكه ساكنان شمالي اسرائيل هستند كه هنوز از آثار اين سلاح حزب الله رنج مي برند.
ريشه تحقق اين نتيجه در پرتاب موفقيت آميز روزانه 100-200 موشك كاتيوشا از سوي حزب الله به سوي اسرائيل مي باشد. چون اين مسأله كه تا آخرين لحظات جنگ نيز ادامه يافت، اسرائيل را در دستيابي به مرحله تعيين كنندگي با حزب الله ناكام گذاشت.
در اينجا يادآوري اين نكته ضروري است كه ناكامي نيروي هوايي براي فائق آمدن بر تسليحات گسترده كاتيوشاي حزب الله بيانگر ناكامي و شكست نيروي هوايي اسرائيل نمي باشد. چون از همان آغاز مشخص بود كه اين نيرو به تنهايي نمي تواند سامانه موشكي كاتيوشاي حزب الله را منهدم نمايد. نيروي هوايي در تعامل با موشك هاي متوسط و دور برد حزب الله توانست موفقيت چشمگيري به دست آورد. اين نيرو با انجام پروازهاي تهاجمي در صدد انهدام توان موشكي دوربرد حزب الله بر آمد و توانست بخش اعظم سامانه موشكي اين نوع موشك ها را از بين ببرد.
در رابطه با موشك هاي كوتاه برد، ارتش اسرائيل در سال هاي گذشته آموزش و تمرين هاي بسياري را اجرا كرد و نيز طرح هاي ميداني گسترده اي را تعيين و طراحي نمود. از جمله طرح هاي : "آب هاي گل آلود " و "حمايت از سرزمين ". همه اين طرح ها با محوريت تعامل با اين نوع موشك ها ارائه شدند. بر اساس اظهارات منابع آگاه نظامي، به دليل وجود فراوان موشك هاي كوتاه برد در جنوب لبنان و استقرار آن در سراسر اين منطقه و به ويژه به دليل ضعف ضداطلاعاتي ارتش براي كشف و انهدام اين تسليحات به وسيله نيروي هوايي ، ارتش به اين نتيجه رسيد كه براي خنثي سازي اثر اين موشك هاي حزب الله چاره اي جز به كارگيري عمليات زميني گسترده نيست. طراحان اين نظريه هاي ميداني از جمله نظريه به كارگيري نيروي زميني براي كه با هدف از بين بردن تهديدات موشكي حزب الله بود، بر اين باور بودند كه انديشه از بين بردن تهديد موشكي به طور مستقيم بر جبهه داخلي اسرائيل اثر گذار است.
در فوريه سال 2004، پس از انجام تحقيق و بررسي هاي لازم در اين موضوع، رئيس كميسيون خارجي و امنيت پارلمان ، يوفاش اشتايتز(عضو كنست) ، معاون رئيس كميسيون مشترك اقدامات احتياطي امنيتي، عومري شارون(عضو كنست) و معاون رئيس كميته مسئول تهيه نظريه امنيتي و ساختار نيرو و نيز افرايم سنيه(عضو كنست) در حضور نخست وزير و وزير دفاع هشدار دادند كه :
"اگر تسليحات موشكي حزب الله از جنوب لبنان بر ضد اسرائيل به كارگرفته شود، آسيب ها و خسارت هاي ناشي از اين اقدام ابتدا متوجه ساكنان منطقه الخضيره در شمال خواهد شد و نزديك به يك چهارم شهروندان اسرائيل را در برخواهد گرفت. همچنين در خلال چند هفته زندگي شهروندان اسرائيل را مختل خواهد نمود و هزاران اسرائيلي را از شمال به مركز اسرائيل روانه خواهد نمود. اين حملات موشكي بخش هاي حياتي اقتصادي و امنيتي اسرائيل را مختل خواهد نمود كه اين امر مي تواند براي اسرائيل يك فاجعه ملي چندجانبه بيافريند. در صورت بروز رويارويي با حزب الله، اين حملات موشكي حزب الله به طور پيوسته متوجه شمال اسراييل خواهد شد و در حاليكه ممكن است اين حملات به مدت چند هفته به طول بيانجامد، انجام عمليات زميني از سوي اسرائيل شروع نخواهد شد. در نتيجه عمليات زميني مي تواند در دو بعد زماني و نتايج سياسي، پيامدها و اثار گسترده اي را به همراه داشته باشد. "
اما به رغم اين هشدارها، در حاليكه اين جنگ بيش از يك ماه طول كشيد و در تمام اين مدت حملات موشكي به سوي جبهه داخلي متوقف نشد، ارتش هيچ گونه عمليات گسترده زميني را شروع نكرد. به استثناي عمليات انجام شده از سوي ارتش براي انهدام زيرساخت هاي وابسته به حزب الله در نقاط چسبيده به مرز، ارتش مجموعه اي از عمليات هاي زميني منطقه اي را انجام داد كه آثار اين عمليات از اين مناطق فراتر نمي رفت. همچنين حجم عمليات هاي زميني ارتش محدود بوده و بر نظريه مشترك و بررسي شده مبتني نبودند. عمليات هاي نيروي زميني به طور پيوسته ، تنها به منظور كاستن از حجم حملات موشكي حزب الله صورت نمي گرفت. حمله صورت گرفته به بنت جبيل يك نمونه از اين عمليات ها بود. بنت جبيل يك هدف نمادين حزب الله بود. چون [سيد حسن] نصر الله در بنت جبيل ، جامعه اسرائيل را "خانه عنكبوت " خوانده بود.
در عمل، شيوه جديد كاري ارتش نتوانست اهداف مربوط به متوقف سازي پرتاب موشك كاتيوشا را محقق سازد. لذا بايد در پي يافتن شيوه هاي ديگري براي تحقق اين هدف باشيم. از جمله :
*1. اعمال فشار سياسي بر دولت لبنان.
*2. ضربه زدن به توان نظامي حزب الله به طور مستقيم.
با اين حال، آشكار شد كه اين شيوه ها و ابزارها، برخلاف انتظار كارآمد نبودند. چون اين مهم در طول دوره اين جنگ محقق نشد. ارتش در تحقق اين هدف محوري كه جنگ را به خاطر آن شروع كرده بود، ناكام ماند.
مي توان گفت ورود به دو منطقه مارون الرأس و بنت جبيل و مناطق ديگر در هفته هاي اوليه جنگ، موجب شد تصميم سازان در اسرائيل از اتخاذ تصميم براي انجام عمليات زميني گسترده تر از عمليات هاي جاري در جنوب لبنان خودداري كنند. در نتيجه برخي از اين نبردهاي كوچك با ناكامي و دهها مصدوم همراه شد و مانع اقدام به انجام عمليات زميني گسترده اي شد كه شايد سرانجام آن شكست سخت و تحمل شمار بيشتري كشته و زخمي باشد.
بي ترديد، عمليات زميني گسترده در خاك لبنان با حملات حزب الله مواجه خواهد شد. حزب الله در برابر اين اقدام با استفاده از كمين هاي خود تحركات ميداني نيروهاي اسراييل را مختل خواهد نمود. در نتيجه شمار تلفات ما بسيار بالاتر خواهد بود.
در اينجا مي توان اين فرضيه را مطرح كرد كه عدم تمايل به دادن تلفات بشري يك مانع جدي در برابر تصميم گيران اسرائيل بوده است. چون به آنان اجازه وارد كردن نيروهاي ارتش به اراضي لبنان از راه زمين را نداد. ممكن است علت ديگر خودداري از تصميم گيري براي عمليات زميني تجربه هجده ساله ارتش از باتلاق لبنان باشد و اين تجربه موجب به تأخير افتادن و يا خودداري از صدور چنين تصميمي از سوي دولت اسرائيل شده است.
همچنين تصميم به انجام عمليات زميني الزاماً نيازمند توقف در خاك لبنان به ويژه مناطق مسكوني مي باشد. اين مسأله گذشته از عدم تمايل به دادن تلفات انساني بيشتر، پيامدهاي مختلفي را به همراه دارد. در وهله اول در نظر گرفتن همه اين مؤلفه ها به هنگام تصميم گيري، موجه و منطقي به نظر مي آيند.
اما به رغم شرايط و ادله پيش گفته، نادرست بودن تصميم گيري براي عدم انجام عمليات گسترده زميني انكار ناپذير است.
ادامه دارد ...
فارس

