در این بخش برا شما عزیزان سنترالی در مورد ملکه های ایران زمین مطالب وشاید عکس قرار خواهم داد
به ترتیب حروف الفبا
[COLOR=#0070c0]آتوسا
آتوسا (۵۵۰ تا ۴۷۵ پیش از میلاد مسیح) از شهبانوهای ایران بود. وی دختر کورش کبیر، و خواهر خوانده کمبوجیه، و همسر دو پادشاه هخامنشی کمبوجیه و داریوش یکم، و مادر خشایارشا بود.
آتوسا در زمان حکومات خشایارشاه زنده بوده است.
زندگی سیاسی آتوسای هخامنشی
پس از آناهیتا او دومین کسی بود که لقب بانو که یک عنوان مذهبی بود، گرفت. زیرا اینچنین لقبی کمتر به ملکهها داده میشد. آشیل نمایشنامه نویس قرن پنجم پیش از میلاد در یکی از نمایشنامههای خود تحت عنوان «ایرانیان» که اختصاص به جنگ خشایارشا با یونانیان دارد از آتوسا به عنوان بانوی بانوان یاد میکند. آتوسا خواندن و نوشتن را به خوبی میدانست، و نقش تصمیم گیرنده در آموزش خود و دیگر درباریان داشت. کمبوجیه عاشق خواهر خود آتوسا شد و مغهای زرتشتی را جمع کرد و از آنها خواست که این ازدواج را برای او قانونی کنند. پس از درگذشت کمبوجیه در راه بازگشت از مصر، داریوش یکم با آتوسا ازدواج میکند. این ازدواج چند دلیل داشتهاست:
* ازدواج با آتوسا که از سلاله هخامنشی بود حکومت او را قانونی جلوه میداد.
* از آنجا که آتوسا باهوش، با فرهنگ، با قدرت و تفکر سیاسی بود در موقع لزوم کمک خوبی برای داریوش شاه به حساب میآمد.
هرودوت میگوید آتوسا از قدرت فوقالعادهای برخوردار بود و در دوره جنگ با یونان که به توصیه او انجام شده بود، داریوش یکم همواره از نصیحتهای او بهره میجست. او حتی علاقمند بود که در میدان کارزار نیز شوهرش را همراهی کند. هرودوت از قول آتوسا نقل میکند که به داریوش شاه گفته
« چرا نشستهای و عازم جنگ نمیشوی و سرزمینهای دیگر را تسخیر نمیکنی پادشاهی به جوانی و ثروتمندی تو شایستهاست که عازم جنگ شود و به پیروزیهایی نایل شود تا به ایرانیان ثابت شود مرد قابلی بر آنها حکمرانی میکند. »
اگر گفته هرودوت اغراقآمیز هم باشد باز هم بیانگر نفوذ آتوسا بر شوهرش است. گفته شدهاست که آتوسا به خوبی از اوضاع فرهنگی زمان خود اگاه بود، و از حضور یونانیان و دیگر ملیتها به دربار بسیار بهره میبرد.
آتوسا از صلب داریوش شاه دارای چهار فرزند شد، که بزرگترین آنها خشایارشا بود. اما آتوسا همسر اول داریوش یکم نبود، و داریوش از همسر اولش دارای پسرانی بود که همگی از خشایارشا بزرگتر بودند. مطابق قانون سلطنت پسر بزرگ شاه پس از او به سلطنت میرسید. اما آتوسا آن قدر بر شوهر خود نفوذ داشت که توانست خشایارشا را پس از داریوش به سلطنت برساند.
در زمان سلطنت خشایارشا آتوسا به عنوان مادر پادشاه در امور دولت دخالت میکرد. آشیل در نمایشنامه خود همواره از او به عنوان بانوی بانوان یاد میکردهاست. میتوان گفت که در نمایشنامه آشیلوس پس از خشایار، آتوسا بیشترین نقش را بازی میکند.
از زمان مرگ او هیچ اطلاعی در دست نیست. تنها میدانیم تا زمانی که خشایار از جنگ یونان بر میگردد زنده بودهاست. احتمالاً آرامگاه او در کنار آرامگاه داریوش کبیر در نقش رستم قرار دارد.
آتوسا، یکی از شخصیت های کلیدی در شاهکار گور ویدال، یعنی کتاب آفرینش است. اعتبار این کتایب در بحث درباره چگونگی به سلطنت زسیدن داریوش بزرگ است.
ملکههای ایران
مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت

- پست: 2659
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۳ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۸ ق.ظ
- محل اقامت: روبروی شما
- سپاسهای ارسالی: 2234 بار
- سپاسهای دریافتی: 14097 بار
Re: ملکههای ایران
آرتیستون
آرتیستون یکی از دختران کوروش بزرگ و از همسران داریوش بزرگ و خواهر (تنی یا ناتنی) آتوسا. او محبوبترین همسر داریوش بوده است بطوریکه به فرمان داریوش تندیسی زرین از او ساخته شده بود. پسران ارتيستون از فرماندهان خشایارشاه بودند. او همراه با آتوسا، بامه و اپاکیش جزو چهار زن خانواده شاهی است که اسمش در لوح هاي گلي هخامنشی ثبت شده است..[۱]
آرتيستون (Artystone)، اسم شخص زنانهي پارسي، تنها به شكل يوناني Artystōnē ارتيستونه و شكل ايلامي Ir-da-iš-du-na و Ir-taš-du-na گواهي شده است. اين گونههاي غيرايراني، منعكس كنندهي نام پارسي باستان Rtastūnā* "ستون ارته (= راستي خدايوار شده)" هستند.[۲]
آزرمیدخت
آزرمی دخت، آزرم، آزرمی، (۶۳۰م یا ۶۳۱م- ؟) شاهنشاه زن ایرانی و سی و دومین شاهنشاه ساسانی، دختر خسرو پرویز پسر هرمز پسر انوشيروان ملقب به عادله كه پس از خواهر خويش پوراندخت لشكريان او را در تیسفون بپادشاهی برداشتند. آزرمی دخت به معنی دختر پیر نشدنی است. فرمانرواى خراسان، سپهبد فرخهرمز که يکى از مدعيان جدى سلطنت بود، ملکه را به همسرى خواست. در حالی که آزرمىدخت علناً وعدهى ازدواج به او داد، در نهان تدارک قتلش را ديد (بنا به فرهنگ معین چون "چون آزرمیدخت نمیتوانست علنا مخالفت کند"). رستم، پسر فرخهرمزد، به خونخواهى پدرش لشکر به پايتخت کشيد و پس از سرنگونی آزرمىدخت، ملکهٔ ساسانی را نابينا کرد. آزرمی دخت چهار ماه پادشاهی کرد. از کیفیت وفات این پادشاه اطلاعی در دست نیست.
استاتیرا (همسر اردشیر دوم)
استاتیرا (وفات: ۴۰۰ پیش از میلاد) همسر اردشیر دوم و مادر اردشیر سوم هخامنشی بود.
استاتیرای یکم
استاتیرا (وفات: ۳۳۲ پیش از میلاد) همسر داریوش سوم هخامنشی بود.
آرتیستون یکی از دختران کوروش بزرگ و از همسران داریوش بزرگ و خواهر (تنی یا ناتنی) آتوسا. او محبوبترین همسر داریوش بوده است بطوریکه به فرمان داریوش تندیسی زرین از او ساخته شده بود. پسران ارتيستون از فرماندهان خشایارشاه بودند. او همراه با آتوسا، بامه و اپاکیش جزو چهار زن خانواده شاهی است که اسمش در لوح هاي گلي هخامنشی ثبت شده است..[۱]
آرتيستون (Artystone)، اسم شخص زنانهي پارسي، تنها به شكل يوناني Artystōnē ارتيستونه و شكل ايلامي Ir-da-iš-du-na و Ir-taš-du-na گواهي شده است. اين گونههاي غيرايراني، منعكس كنندهي نام پارسي باستان Rtastūnā* "ستون ارته (= راستي خدايوار شده)" هستند.[۲]
آزرمیدخت
آزرمی دخت، آزرم، آزرمی، (۶۳۰م یا ۶۳۱م- ؟) شاهنشاه زن ایرانی و سی و دومین شاهنشاه ساسانی، دختر خسرو پرویز پسر هرمز پسر انوشيروان ملقب به عادله كه پس از خواهر خويش پوراندخت لشكريان او را در تیسفون بپادشاهی برداشتند. آزرمی دخت به معنی دختر پیر نشدنی است. فرمانرواى خراسان، سپهبد فرخهرمز که يکى از مدعيان جدى سلطنت بود، ملکه را به همسرى خواست. در حالی که آزرمىدخت علناً وعدهى ازدواج به او داد، در نهان تدارک قتلش را ديد (بنا به فرهنگ معین چون "چون آزرمیدخت نمیتوانست علنا مخالفت کند"). رستم، پسر فرخهرمزد، به خونخواهى پدرش لشکر به پايتخت کشيد و پس از سرنگونی آزرمىدخت، ملکهٔ ساسانی را نابينا کرد. آزرمی دخت چهار ماه پادشاهی کرد. از کیفیت وفات این پادشاه اطلاعی در دست نیست.
استاتیرا (همسر اردشیر دوم)
استاتیرا (وفات: ۴۰۰ پیش از میلاد) همسر اردشیر دوم و مادر اردشیر سوم هخامنشی بود.
استاتیرای یکم
استاتیرا (وفات: ۳۳۲ پیش از میلاد) همسر داریوش سوم هخامنشی بود.

- پست: 2659
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۳ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۸ ق.ظ
- محل اقامت: روبروی شما
- سپاسهای ارسالی: 2234 بار
- سپاسهای دریافتی: 14097 بار
Re: ملکههای ایران
فاطمه ملقب به انیسالدوله سوگلی حرمسرای ناصرالدینشاه قاجار، پادشاه ایران بود. وی عملاً ملکه ایران بود.
او نخستین ملکه ایران است که به اروپا مسافرت کرد.[۱] او با شاه تا مسکو همراه بود ولی حضور دختران اشرافزاده روسی و مراسم غربی در جریان خوشآمدگویی از آنها باعث برخورد فرهنگی شد و ناصرالدینشاه انیسالدوله را به تهران برگرداند.[۱]
انیسالدوله از سوی شاه نشان حمایل آفتاب و تمثال همایونی دریافت کرد.[۲]
انیسالدوله، سوگلی ناصرالدینشاه که خود اهل امامه لواسان بود[۲] در ناصرآباد پلی بنا کرد.[۳]
انیسالدوله و ملیجک.
[ویرایش] نیکوکاریها[۴]
* اهداء جیقه الماس به بارگاه حضرت علی
* اهداء پرده مرواریددوزیشده به آستان امام حسین
* اهداء نیمتاج طلا به حرم امام رضا
* وقف کاشانک
* بنای پلی در ناصرآباد از توابع لواسان
او نخستین ملکه ایران است که به اروپا مسافرت کرد.[۱] او با شاه تا مسکو همراه بود ولی حضور دختران اشرافزاده روسی و مراسم غربی در جریان خوشآمدگویی از آنها باعث برخورد فرهنگی شد و ناصرالدینشاه انیسالدوله را به تهران برگرداند.[۱]
انیسالدوله از سوی شاه نشان حمایل آفتاب و تمثال همایونی دریافت کرد.[۲]
انیسالدوله، سوگلی ناصرالدینشاه که خود اهل امامه لواسان بود[۲] در ناصرآباد پلی بنا کرد.[۳]
انیسالدوله و ملیجک.
[ویرایش] نیکوکاریها[۴]
* اهداء جیقه الماس به بارگاه حضرت علی
* اهداء پرده مرواریددوزیشده به آستان امام حسین
* اهداء نیمتاج طلا به حرم امام رضا
* وقف کاشانک
* بنای پلی در ناصرآباد از توابع لواسان

- پست: 2659
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۳ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۸ ق.ظ
- محل اقامت: روبروی شما
- سپاسهای ارسالی: 2234 بار
- سپاسهای دریافتی: 14097 بار
Re: ملکههای ایران
انیسالدوله
فاطمه ملقب به انیسالدوله سوگلی حرمسرای ناصرالدینشاه قاجار، پادشاه ایران بود. وی عملاً ملکه ایران بود.
او نخستین ملکه ایران است که به اروپا مسافرت کرد.[۱] او با شاه تا مسکو همراه بود ولی حضور دختران اشرافزاده روسی و مراسم غربی در جریان خوشآمدگویی از آنها باعث برخورد فرهنگی شد و ناصرالدینشاه انیسالدوله را به تهران برگرداند.[۱]
انیسالدوله از سوی شاه نشان حمایل آفتاب و تمثال همایونی دریافت کرد.[۲]
انیسالدوله، سوگلی ناصرالدینشاه که خود اهل امامه لواسان بود[۲] در ناصرآباد پلی بنا کرد.[۳]
انیسالدوله و ملیجک.
نیکوکاریها[۴]
* اهداء جیقه الماس به بارگاه حضرت علی
* اهداء پرده مرواریددوزیشده به آستان امام حسین
* اهداء نیمتاج طلا به حرم امام رضا
* وقف کاشانک
* بنای پلی در ناصرآباد از توابع لواسان
بوراندخت
ملکه بوراندخت (بوران به معنی سرخ و گلگون) شاهنشاه زن ایرانی و سی امین شاهنشاه ساسانی در سال ۶۳۰ ميلادی، دختر پرويز پسر هرمز پسر انوشيروان که پس از قتل شهریار و پیش از آزرمیدخت بر تخت سلطنت نشست و پادشاهی او هیجده ماه بوده است.
تاجالملوک
تولد ۱۷ مارس ۱۸۹۶
مرگ ۱۰ مارس ۱۹۸۲
۸۶ سالگی
آکاپولکو، مکزیک
لقبها ملکهٔ مادر، نیمتاج خانم
ملیت ایرانی
همسر رضاشاه،
سید ذبیح الله ملک پور ، رحیمعلی خرم
فرزندان محمدرضا،
اشرف، شمس،
علیرضا پهلوی
والدین تیمور خان آیرملو
تاجالملوک آیرُملو معروف به «ملکه مادر» دومین همسر رضاشاه پهلوی است..
تاجالملوک دختر یاور (سرگرد) تیمور خان آیرملو از خاندان مهاجر [۱] و ترک [۲] که در دوران انقلاب بلشویکی از قفقاز به ایران مهاجرت کرده بود[۳] [۴] و از خوانین بزرگ سوادکوه مازندران و از سران قزاق بود که در ۱۵ رجب ۱۲۹۴ (۴ سنبله ۱۲۵۶/۲۶ ژوئیه ۱۸۷۷) در سن ۲۴ سالگی یا به قولی ۱۸ سالگی به عقد رضا خان در آمد.
وی مادر محمدرضا و اشرف است. وی پس از پادشاهی رضاشاه پهلوی، «ملکهٔ مادر» لقب گرفت.
وی در سال ۱۲۹۵ خورشیدی به عقد رضاخان میرپنج درآمد. در آن هنگام رضاخان چهل سال و تاجالملوک ۲۵ سال داشت.[۵] او زمانی که هنوز رضا شاه افسر آتریاد قزاق بود، با وی ازدواج کرد. رضاخان برای تشکیل خانواده خود در محله سنگلج خانهای اجاره نمود و ظرف مدت ۵ سال صاحب چهار فرزند (دو دختر و دو پسر) شد.[۶] این چهار فرزند شمس پهلوی، محمدرضا (محمدرضا شاه پهلوی)، اشرف پهلوی و علیرضا پهلوی نام دارند. تاجالملوک پس از به سلطنت رسیدن رضا شاه پهلوی، به علت اینکه مادر ولیعهد محسوب میشد از اعتبار و نفوذ ویژهای برخوردار شد که آن را در دوران سلطنت پسرش نیز حفظ کرد. او بعد از رضا شاه دوبار شوهر اختیار میکند: سید ذبیح الله ملک پور و رحیمعلی خرم.
تاجالملوک در دوران پادشاهی رضاشاه یک بانوی درباری و ملکه ایران بود و اجازه دخالت در مسائل سیاسی را نداشت و تنها در امور مالی فعالیت میکرد. وی در سال ۱۳۱۲ برای دیدار محمدرضا سفرهایی به آلمان، سویس و فرانسه داشت. تاجالملوک از طرفداران ترویج فرهنگ غربی در دربار ایران بود.[۷]
تاجالملوک همچنین در روستای مردآباد کرج کاخی ساخت و این روستا را شاهدشت (ماهدشت امروزی) نامید. این کاخ امروزه ساختمان شهرداری ماهدشت است. تاجالملوک آیرملو در زمان انقلاب ۱۳۵۷ به کاخ خود در آمریکا هجرت کرد و همراه فرزندش شمس در آنجا ساکن شد.[۸]
تاج الملوک اشعار ترکی نیز دارد که به گفته خود در کتاب خاطراتش محمد رضا شاه اجازه چاپ آنها را نداده است.این دستنوشتهها اکنون به امانت نزد خانواده شمس میباشد.[۹]
تاجالملوک در روز ۱۰ فروردین ۱۳۵۹ در آکاپولکوی مکزیک بر اثر کهولت درگذشت و به خاک سپرده شد.[۱۰]
توران امیرسلیمانی
نام کامل قمرالملوک امیرسلیمانی
Qamar-al-Molk Amir Soleimani
زادروز ۱۲۸۳
۱۹۰۴
تاریخ مرگ ۱۳۷۴
۱۹۹۵
محل مرگ خانه سالمندان پاریس
، سن ۹۱ سالگی
همسر دومین همسر رضا شاه پهلوی
سید ذبیحالله ملکپور (بازرگان معروف)
فرزندان غلامرضا پهلوی
قمرالملوک امیرسلیمانی معروف به ملکه توران دختر عیسی خان مجدالسلطنه امیر سلیمانی، دومین همسر رضا شاه پهلوی و مادر غلامرضا پهلوی بود.
او در سال ۱۲۸۳ به دنیا آمد و تحصیلات خود را تا گرفتن دیپلم از دبیرستان ناموس تهران ادامه داد و در سال ۱۳۰۱ ه.ش در سن ۱۹ سالگی همسر دوم رضا خان سردارسپه (رضا شاه بعدی) شد، ولی اندکی پس از تولد شاهپور غلامرضا پهلوی، بر اثر ناسازگاری در سال ۱۳۰۲ ه.ش از رضا شاه جدا شد.
ملکه توران پس از جدایی، با پسرش شاهپور غلامرضا زندگی میکرد و سالها بعد در سال ۱۳۲۴ با سید ذبیحالله ملکپور (بازرگان معروف) ازدواج کرد. او پس از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ ایران را ترک کرد و در آلمان اقامت گزید تا اینکه بر اثر کهولت سن به خانه سالمندانی در پاریس سپرده شد و همانجا به سال ۱۳۷۴ در سن ۹۱ سالگی درگذشت.
فاطمه ملقب به انیسالدوله سوگلی حرمسرای ناصرالدینشاه قاجار، پادشاه ایران بود. وی عملاً ملکه ایران بود.
او نخستین ملکه ایران است که به اروپا مسافرت کرد.[۱] او با شاه تا مسکو همراه بود ولی حضور دختران اشرافزاده روسی و مراسم غربی در جریان خوشآمدگویی از آنها باعث برخورد فرهنگی شد و ناصرالدینشاه انیسالدوله را به تهران برگرداند.[۱]
انیسالدوله از سوی شاه نشان حمایل آفتاب و تمثال همایونی دریافت کرد.[۲]
انیسالدوله، سوگلی ناصرالدینشاه که خود اهل امامه لواسان بود[۲] در ناصرآباد پلی بنا کرد.[۳]
انیسالدوله و ملیجک.
نیکوکاریها[۴]
* اهداء جیقه الماس به بارگاه حضرت علی
* اهداء پرده مرواریددوزیشده به آستان امام حسین
* اهداء نیمتاج طلا به حرم امام رضا
* وقف کاشانک
* بنای پلی در ناصرآباد از توابع لواسان
بوراندخت
ملکه بوراندخت (بوران به معنی سرخ و گلگون) شاهنشاه زن ایرانی و سی امین شاهنشاه ساسانی در سال ۶۳۰ ميلادی، دختر پرويز پسر هرمز پسر انوشيروان که پس از قتل شهریار و پیش از آزرمیدخت بر تخت سلطنت نشست و پادشاهی او هیجده ماه بوده است.
تاجالملوک
تولد ۱۷ مارس ۱۸۹۶
مرگ ۱۰ مارس ۱۹۸۲
۸۶ سالگی
آکاپولکو، مکزیک
لقبها ملکهٔ مادر، نیمتاج خانم
ملیت ایرانی
همسر رضاشاه،
سید ذبیح الله ملک پور ، رحیمعلی خرم
فرزندان محمدرضا،
اشرف، شمس،
علیرضا پهلوی
والدین تیمور خان آیرملو
تاجالملوک آیرُملو معروف به «ملکه مادر» دومین همسر رضاشاه پهلوی است..
تاجالملوک دختر یاور (سرگرد) تیمور خان آیرملو از خاندان مهاجر [۱] و ترک [۲] که در دوران انقلاب بلشویکی از قفقاز به ایران مهاجرت کرده بود[۳] [۴] و از خوانین بزرگ سوادکوه مازندران و از سران قزاق بود که در ۱۵ رجب ۱۲۹۴ (۴ سنبله ۱۲۵۶/۲۶ ژوئیه ۱۸۷۷) در سن ۲۴ سالگی یا به قولی ۱۸ سالگی به عقد رضا خان در آمد.
وی مادر محمدرضا و اشرف است. وی پس از پادشاهی رضاشاه پهلوی، «ملکهٔ مادر» لقب گرفت.
وی در سال ۱۲۹۵ خورشیدی به عقد رضاخان میرپنج درآمد. در آن هنگام رضاخان چهل سال و تاجالملوک ۲۵ سال داشت.[۵] او زمانی که هنوز رضا شاه افسر آتریاد قزاق بود، با وی ازدواج کرد. رضاخان برای تشکیل خانواده خود در محله سنگلج خانهای اجاره نمود و ظرف مدت ۵ سال صاحب چهار فرزند (دو دختر و دو پسر) شد.[۶] این چهار فرزند شمس پهلوی، محمدرضا (محمدرضا شاه پهلوی)، اشرف پهلوی و علیرضا پهلوی نام دارند. تاجالملوک پس از به سلطنت رسیدن رضا شاه پهلوی، به علت اینکه مادر ولیعهد محسوب میشد از اعتبار و نفوذ ویژهای برخوردار شد که آن را در دوران سلطنت پسرش نیز حفظ کرد. او بعد از رضا شاه دوبار شوهر اختیار میکند: سید ذبیح الله ملک پور و رحیمعلی خرم.
تاجالملوک در دوران پادشاهی رضاشاه یک بانوی درباری و ملکه ایران بود و اجازه دخالت در مسائل سیاسی را نداشت و تنها در امور مالی فعالیت میکرد. وی در سال ۱۳۱۲ برای دیدار محمدرضا سفرهایی به آلمان، سویس و فرانسه داشت. تاجالملوک از طرفداران ترویج فرهنگ غربی در دربار ایران بود.[۷]
تاجالملوک همچنین در روستای مردآباد کرج کاخی ساخت و این روستا را شاهدشت (ماهدشت امروزی) نامید. این کاخ امروزه ساختمان شهرداری ماهدشت است. تاجالملوک آیرملو در زمان انقلاب ۱۳۵۷ به کاخ خود در آمریکا هجرت کرد و همراه فرزندش شمس در آنجا ساکن شد.[۸]
تاج الملوک اشعار ترکی نیز دارد که به گفته خود در کتاب خاطراتش محمد رضا شاه اجازه چاپ آنها را نداده است.این دستنوشتهها اکنون به امانت نزد خانواده شمس میباشد.[۹]
تاجالملوک در روز ۱۰ فروردین ۱۳۵۹ در آکاپولکوی مکزیک بر اثر کهولت درگذشت و به خاک سپرده شد.[۱۰]
توران امیرسلیمانی
نام کامل قمرالملوک امیرسلیمانی
Qamar-al-Molk Amir Soleimani
زادروز ۱۲۸۳
۱۹۰۴
تاریخ مرگ ۱۳۷۴
۱۹۹۵
محل مرگ خانه سالمندان پاریس
، سن ۹۱ سالگی
همسر دومین همسر رضا شاه پهلوی
سید ذبیحالله ملکپور (بازرگان معروف)
فرزندان غلامرضا پهلوی
قمرالملوک امیرسلیمانی معروف به ملکه توران دختر عیسی خان مجدالسلطنه امیر سلیمانی، دومین همسر رضا شاه پهلوی و مادر غلامرضا پهلوی بود.
او در سال ۱۲۸۳ به دنیا آمد و تحصیلات خود را تا گرفتن دیپلم از دبیرستان ناموس تهران ادامه داد و در سال ۱۳۰۱ ه.ش در سن ۱۹ سالگی همسر دوم رضا خان سردارسپه (رضا شاه بعدی) شد، ولی اندکی پس از تولد شاهپور غلامرضا پهلوی، بر اثر ناسازگاری در سال ۱۳۰۲ ه.ش از رضا شاه جدا شد.
ملکه توران پس از جدایی، با پسرش شاهپور غلامرضا زندگی میکرد و سالها بعد در سال ۱۳۲۴ با سید ذبیحالله ملکپور (بازرگان معروف) ازدواج کرد. او پس از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ ایران را ترک کرد و در آلمان اقامت گزید تا اینکه بر اثر کهولت سن به خانه سالمندانی در پاریس سپرده شد و همانجا به سال ۱۳۷۴ در سن ۹۱ سالگی درگذشت.

- پست: 2659
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۳ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۸ ق.ظ
- محل اقامت: روبروی شما
- سپاسهای ارسالی: 2234 بار
- سپاسهای دریافتی: 14097 بار
Re: ملکههای ایران
فرح دیبا
تصویر رسمی از شهبانو فرح پهلوی گرفته شده در ۳۰ مه ۱۹۷۲

شناسنامه
نام کامل فرح دیبا
زادروز ۲۲ مهر ۱۳۱۷ه.ش
۱۴ اکتبر ۱۹۳۸
زادگاه تبریز
آذربایجان شرقی،
همسر محمدرضا پهلوی
فرزندان رضا پهلوی
فرحناز (۱۳۴۲)
علیرضا (۱۳۴۵)
لیلا (۱۳۴۹)
اطلاعات سیاسی
سمت ملکه ایران

فرحدیبا (متولد ۲۲ مهر ماه سال ۱۳۱۷ ه.ش برابر ۱۴ اکتبر ۱۹۳۸ در تبریز) سومینو آخرین همسر محمدرضا شاه پهلوی و مادر شاهزاده رضا پهلوی، ولیعهد ایراناست.
فرح پهلوی نقش ماندگاری در فعالیتهایفرهنگی، هنری، اجتماعی و سیاسی ایران را در زمان زمامداری همسرش بازی کرد.پیش از وی ملکهها تنها در قلمرو دربار میماندند.[۱]
فَرَح دیبا فرزند فریده قطبی و سهراب دیبا ، از افسران ارتش شاهنشاهی ایران بود.[۲]
شهبانوفرح در روز ۲۲ مهر سال ۱۳۱۷ در تبریز به دنیا آمد. فرح دو ساله بود کهپدرش سهراب دیبا را در اثر سرطان معده از دست داد. سالها با فقر و درآمدناشی از خیاطی مادر بسر بردند تا اینکه پس از چند سال فریده دیبا و فرح بهخانه محمدعلی قطبی، برادر فریده دیبا، در تهران رفتند و با خانواده اوزندگی کردند.[۳] [۴]
پس از تحصیل در مدرسهایتالیاییها، ژاندارک و دبیرستان رازی در تهران، فرح به همراه پسرداییاش رضا قطبی برای ادامه تحصیل راهی کشور فرانسه شد. او در فرانسه دررشته معماری به تحصیل مشغول شد.
فرح برای استفادهاز بورس تحصیلی و گرفتن ارز دانشجویی، از طریق عموی خود اسفندیار دیبا بهاردشیر زاهدی که در آن زمان داماد شاه بود، معرفی شد. [۵]
فرحدیبا در سال ۱۳۳۸ با اردشیر زاهدی داماد محمدرضا شاه پهلوی آشنا شد، و ویاو را در ویلای واقع در حصارک به شاه که در سال ۱۳۳۶ از ملکه ثریا جدا شدهبود، معرفی کرد. این معرفی به عقد و ازدواج در روز ۲۹ آذر ۱۳۳۸ منجر شد وپس از چندی با به دنیا آمدن ولیعهد ایران با نام «رضا پهلوی (دوم)»استحکام دو چندان یافت.
این ازدواج همچنین منجربه نزدیکی خانواده قطبی، دیبا، صادق ومسعودانصاری به دربار ایران شد.بسیاری از اقوام وی که در سالهای سختی خبری از آنان نداشت، به تدریج بهدربار جذب شدند.[۶] محمدرضا شاه پهلوی در سال ۱۳۴۶ پس از تاجگذاری خود وشهبانو فرح پهلوی، همسرش را به عنوان نیابت سلطنت منصوب کرد.[۷]
خانواده سلطنتی پس از مراسم تاجگذاری ۱۹۶۷

پس از رضا پهلوی، فرح ۳ فرزند دیگر به نام های فرحناز (۱۳۴۲)، علیرضا (۱۳۴۵) و لیلا (۱۳۴۹) به دنیا آورد.
برباور برخی محمدرضا شاه پهلوی در طول دوران سلطنتش از همسرش انتظار داشت تادر فعالیتهای اجتماعی و عام المنفعه شرکت فعال داشته باشند.[۸][۹] اینخواسته شاه، در دوران فرح پهلوی بیش از همه وقت جامه عمل پوشید.[۱۰]
فرحپهلوی در طول مدتی که شهبانوی ایران بود، ریاست عالی دهها موسسه خیریه،آموزشی، پژوهشی و هنری را بر عهده داشت.[۱۱] بخشی از این موسسات به اینشرح اند.
* جمعیت بهزیستی ایران (اکنون سازمان بهزیستی)
* بنگاه حمایت مادران و نوزادان
* جمعیت ملی مبارزه با سرطان
* جمعیت ملی کمک به جذامیان
* جمعیت آسیبدیدگان از سوختگی
* سازمان ملی انتقال خون ایران
* بنیاد ایرانی بهداشت جهانی
* مرکز طبی کودکان
* سازمان نابینایان ایرانی
* بنیاد فرهنگ ایران
* کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
* انجمن ملی روابط فرهنگی
* انجمن فیلارمونیک تهران
* انجمن شاهنشاهی فلسفه
* سازمان گفتگوی تمدنها
* فدراسیون ورزشی کر و لالها
* جشن هنر شیراز
دعوت ازدواج محمدرضا شاه و فرح پهلوی.
* جشن توس
* جشن هنرهای مردمی اصفهان
* سازمان ملی فولوکلور ایران
* دانشگاه فارابی
* دانشگاه فرح پهلوی (اکنون دانشگاه الزهرا)
* فرهنگستان علوم ایران
* سازمان ناشنوایان ایران
* انستیتو پاستور
* شورای عالی پژوهشهای علمی
* شورای عالی رفاه اجتماعی
* شورای عالی تندرستی
* شورای عالی شهرسازی
* شورای عالی جهانگردی
* شورای عالی آموزش و پرورش[نیازمند منبع]
یکماه قبل از انقلاب ۱۳۵۷ و با اوجگیری انقلاب، شهبانو فرح پهلوی به همراهشاه، ایران را بطرف اسوان مصر ترک کرد. پس از سفر به کشورهای مصر، اردن،آمریکا و پاناما، سرانجام به مصر بازگشتند و در مصر، شاهد درگذشت محمدرضاشاه پهلوی بود. [۱۲]
شهبانو فرح در حال حاضر بطور متناوب در ایالات متحده آمریکا و فرانسه زندگی میکند.
هشتمين جشن هنر شيراز. شهبانو فرح پهلوی در حال صحبت با فرزانه تائیدی، علی نصیریان، عزت الله انتظامی و مهين شهابی.
برخی از مکان هایی که به دستور او ساخته شد، عبارتاند از:
* تئاتر شهر تهران
* موزه هنرهای معاصر تهران
* پارک ملت (پارک شاهنشاهی سابق)
* برج آزادی در میدان آزادی تهران که در آغاز برج شهیاد نامیده شده بود.
* پارک سنگی جمشیدیه
* کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
*ساختمان کنونی مرکز تحقیقات فیزیک نظری و ریاضیات در منطقه نیاوران شهرتهران که در آغاز به عنوان دفتر کار فرح پهلوی ساخته شده بوده است.
* تالار رودکی
* فرهنگسرای نیاوران
* سازمان ملی انتقال خون
هشتمين جشن هنر شيراز. شهبانو فرح پهلوی در حال صحبت با فرزانه تائیدی، علی نصیریان، عزت الله انتظامی و مهين شهابی.

فوریه

فوزیهفؤاد (به عربی: فوزیة بنت الملک فؤاد) (زاده: ۵ نوامبر ۱۹۲۱ در اسکندریهمصر) خواهر ملک فاروق پادشاه مصر و نخستین همسر محمد رضا پهلوی بود. حاصلازدواج او با محمدرضا شاه دختری است به نام شهناز.
فوزیهشهروند مصر ولی از تبار چرکسی، آلبانیایی و فرانسوی بود. او از دودمانپادشاهی محمدعلی پاشا است. خاندان محمدعلی از تبار آلبانیایی بودند که درزمان فرمانروایی عثمانیها در مصر به مدارج بالا رسیدند. ازدواج با شاه بهفوزیه تابعیت ایرانی بخشید و مجلس شورای ملی او را ایرانی الاصل اعلامکرد.[۱]
فوزیه فؤاد روی جلد مجله LIFE
فوزیه و محمدرضا پهلوی

ازدواجاو با محمدرضا به هنگام ولیعهدی او در تاریخ ۱۶ مارس ۱۹۳۹ در قاهره انجامگرفت. پس از برگشت از ماه عسل، مراسم ازدواج در تهران نیز تکرار شد. دوسال بعد محمدرضا جانشین پدرش رضاشاه شد. با آغاز سلطنت محمدرضا، روابط سردمیان این زوج به سرعت رو به تیرگی نهاد. اشرف پهلوی (خواهر دوقلوی شاه) وارنست پرون (دوست صمیمی شاه) در ایجاد این تیرگی نقشی کلیدی داشتهاند.[۲]

ازدواجفوزیه و شاه ایران به جدایی انجامید. ثبت رسمی طلاق در مصر به سال ۱۹۴۵ ودر ایران به سال ۱۹۴۸ انجام شد. بعد از آن فوزیه در ۲۸ مارس ۱۹۴۹ با سرهنگاسماعیل حسین شیرین بک وزیر دفاع و فرمانده نیروی دریایی سابق مصر و ازبستگان خود در قاهره ازدواج کرد. حاصل این ازدواج دو فرزند به نامهاینادیا و محمد بود. با کودتای ضد سلطنتی ۱۹۵۲ در مصر، عنوان شاهزادگی ازفوزیه گرفته و ثروتش نیز مصادره شد. او پس از ان حاضر به ترک کشورش نشد وبه همراه همسرش در اسکندریه زندگی میکند. فوزیه هیچگاه در مورد دورانملکه بودنش مصاحبهای نکرد و خاطراتش را منتشر ننمود.[۳]
میدانینیز به نام وی در شهر تهران نامیده شد که پس از جدایی او از محمدرضا به«میدان شهناز» و پس از انقلاب به میدان امام حسین تغییر نام داد.
فوزیه، همسرش محمدرضا پهلوی و دخترشان شهناز پهلوی.
همسر عزیزم
ازعالیجناب سفیر مصر در ایران شنیدم که شما مایل هستید مستقیما از طرف منبشنوید که مایل به پایان دادن به زندگی زناشوئی خود هستم… در حقیقت منچنین تصمیمی را گرفتهام و به سفیر شما در مصر اطلاع دادهام و اینیادداشت تاکیدی است بر این تصمیم نهایی من…
ازدواجما ، برای اعلیحضرت و من ، آن سعادتی را که حق هر دوی ماست ، به ارمغاننیاورد و بعد از تفکر زیاد به این نتیجه رسیدم که تنها طلاق است کهمیتواند سعادت ما را به صورت جداگانه تامین کند. از شما درخواست میکنمموافقت کنید نقطه پایانی را به این وضع که ادامه بیشتر آن امکان ندارد ،بگذاریم. من میدانم که طلاق برای هر دوی ما دردآور است ولی ما باید درراه کشورهای خود فداکاری کنیم. اعلی حضرت میتوانند همیشه در انتظار دوستیصادقانه اینجانب باشند. از درگاه خداوند خواهان سعادت آن اعلی حضرت و رفاهکشورتان هستم.
امضاء : فوزیه احمد فواد
متن اعلام طلاق از دربار ایران که شاه خود شخصا از رادیو برای ملتش خواند :
سهسال پیش علیا حضرت ملکه فوزیه بنا به دلایل پزشکی ایران را ترک گفتند واخیرا تقاضای طلاق کردهاند ، زیرا اقامت معظم لها در تهران برایشان ازنظر سلامت جسمانی مضر است. در اجابت به این درخواست ، ما محمدرضا پهلویشاهنشاه ایران طلاق خود را از همسرم علیاحضرت فوزیه اعلام میکنیم… اینطلاق در روابط ایران و مصر اثری نخواهد داشت ، بلکه این روابط بهتر ازگذشته خواهد بود.
ثریا اسفندیاری

ثریا اسفندیاری بختیاری
پرتره ثریا در ۱۹۵۳
شناسنامه
نام کامل ثریا اسفندیاری بختیاری
معروف به ملکه ثریا
زادروز ۱ تیر ۱۳۱۱
۲۲ ژوئن ۱۹۳۲
زادگاه قهفرخ (فرخ شهر کنونی)
چهارمحال و بختیاری (استان دهم آن زمان)
، پرچم ایران ایران
تاریخ مرگ ۴ آبان ۱۳۸۰
۲۶ اکتبر ۲۰۰۱
محل مرگ پاریس، پ فرانسه
همسر محمد رضا شاه پهلوی
اطلاعات سیاسی
سمت ملکه ایران
ثریااسفندیاری بختیاری (زاده ۱ تیر ۱۳۱۱ در فرخ شهر ـ درگذشته ۴ آبان ۱۳۸۰ درپاریس بر اثر سکته مغزی) دومین همسر محمدرضا شاه پهلوی و ملکه ایران بود.
خلیل اسفندیاری، اوا کارل، ثـریا

ثریادخـتر خلیل اسفندیاری و اوا کارل در اول تیرمـاه ۱۳۱۱ در روستای قهفرخ(فرخ شهر کنونی) (در استان دهم) متولد شد. سپس به اصفهان رفت. او یک برادرکوچکتر به نام بیژن داشت. ثریا تا هشت ماهگی در ایران بود و پس از آنخانوادهاش او را با خود بـه برلین بـردند.
ویکودکی را در برلین گذراند و در پاییز ۱۳۱۶ به اتفاق خانوادهاش به ایرانبازگشـت. در اصـفهان وارد مـدرسه آلمانیهای مقـیم اصفهان شد و زبان فارسیرا نزد معلم خصـوصـی فرا گرفت. تا ۱۳۲۰ در آن مدرسه به تحصیل پرداخت. ولیپس از اشغال ایران در جریان جنگ جهانی دوم مدارس آلمانها تعطیـل شـد. اودر ۱۳۲۳ وارد مـدرسه مُبلغ (میسیونر) های انگلیسی شد و تا پانزده سالگی دراین مدرسه به تحصیلاتش ادامه داد تا اینکه در ۱۳۲۶ به همراه خانوادهاش بهسوئیس رفت. در آنجا زبان فرانسه آموخت و انگلیسی را نیز بعدها در مؤسسهایدر لندن تکمیل کرد.
انتخاب ثریا برای همسریمحمدرضا شاه به وسیله خواهر بزرگتر شاه شمس انجام گرفت. شمس در یک مجلسمهمانی در سفارت ایران در لندن که ثریا هم دعوت شده بود، در همان نظر اولاو را پسندید و مسئله را با خلیل اسفندیاری در میان گذارد و ثریا باآمادگی قبلی برای روبرو شدن با شاه به تهران آمد.ثریا در خاطرات خودمینویسد که بزرگترین آرزوی او پیش از اینکه ملکهٔ ایران بشود، هنرپیشگیسینما بوده و پیش از اینکه برای اولین دیدار با شاه به کاخ سلطنتی برود باپدرش شرط کرده بود که اگر شاه او را نپسندید یا او از شاه خوشش نیامد، اورا به هالیوود بفرستد
ثریا اسفندیاری و محمدرضا شاه پهلوی

ولیشاه هم مثل خواهرش در اولین نظر او را پسندید و ثریا هم تمایل به اینازدواج پیدا کرد و مراسم نامزدی آنها روز ۶ دی ۱۳۲۹ در نظر گرفته شد.امیدواری آنها این بود که مراسم ازدواج به زودی برگزار شود، ولی ثریاناگهان دچار بیماری حصبه شد و روز به روز هم بیماریش شدت یافت و همه رادچار نگرانی کرد. ناگزیر مراسم ازدواج به تعویق افتاد. پس از طی دوراننقاهت، تشریفات عقد و ازدواج در نهایت سادگی در ۲۳ بهمن برگزار شد.
بعداز چند سال مـوضوع بچهدار شـدن آنها بسیار جدی در دربار مطـرح شد و ملکهمادر مرتباً این مطـلب را با پسرش در میـان میگذاشت. شاه در مهر ۱۳۳۳ باپرنسس ثریا به آمریکا رفت و در آنجا آزمایشهای دقیق پزشکی انجام پذیرفت ودر مورد او هیچ چیز غیرطبیعی دیده نشد و سرپرست هیات پزشکی اعلام کردندشما هر دو در کمال سلامت هستید و فقط باید صبر کنید. چند سال بعد نیزروزولت یک پزشک متخصص آمریکایی برای انجام آزمایشهای لازم از ثریا، بهتهران فرستاد. پزشک مذکور نیز هیچ دلیلی برای حامله نشدن وی نیافت.
شاهاز ثریا خواست تا به سن مورتیز برود و روز ۲۴ بهمن ۱۳۳۶ با تشریفات رسمیتهران را ترک گفت و بعد از آن دیگر هیچ وقت به ایران باز نگشت. در روز ۲۴اسفند ۱۳۳۶ از وی جدا شد و طلاق او از طریق مجلس شورای ملی اعلام گردید.
شاهنیز متنی به این عنوان تهیه کرد و با ابراز کمال تأسف وتألم و با تذکراینکه ملکه ثریا پهلوی در تمام مدت همسری شاهنشاه از هیچ گونه خدمت وعطوفت و خیرخواهی نسبت به ملت ایران خودداری نفرموده و از هر حیث شایستگیمقام شامخ خود را داشتهاند و در این مورد نیز با کمال علاقه و محبتی کهفیمابین وجود دارد، آمادگی خود را برای قبول هر نوع تصمیمی که از طرف ذاتشاهانه اتخاذ شود اعلام فرمودند. با اظهار نظر هیأت مشورتی، موافقت و باصرف نظر از احساسات شخصی خود در برابر مصالح عالیه مهمی تصمیم خویش را بهجدایی اتخاذ فرمودند.
ثریا از آن پس با مقرریقابل توجهی که دربار ایران برای وی تعیین کرده بود، در فرانسه میزیست،همچنین لقب پرنسس به وی اعطا شد و دارای گذرنامه سلطنتی بود. او در فیلم«سه چهرهٔ یک زن» Les trois visages d'une femme در ۱۳۴۴ بازی کرد و باکارگردان ایتالیایی فیلم، فرانکو ایندووینا آشنا شد. طبق مصاحبه بیبیسیبا وی بر خلاف شایعات هیچ گونه رابطه احساسی با کارگردان فیلم نداشته و تاپایان عمر همچنان عاشق شاه بوده رابطه او با محمدرضا شاه تا پایان عمرمحمدرضا شاه ادامه داشته و رابط بین آن دو اردشیر زاهدی بوده[. محمد رضاشاه از او به عنوان تنها عشق زندگیش در کتاب خاطراتش یاد کرده مجلهفرانسوی پاری ماچ (paris match) او را زیبا ترین زن جهان در عصر خود معرفیکرد لقب او در کشورهای اروپایی پرنسسی با
آرامگاه خلیل خان اسفندیاری بختیاری، اوا کارل، ثریا و برادرش بیژن که یک هفته پس از وی درگذشت

ثریااسفندیاری در ۴ آبان ۱۳۸۰ در سن ۶۹ سالگی بر اثر سکته مغزی در پاریسدرگذشت. مراسم تشیع جنازهٔ وی در کلیسایی آمریکایی در پاریس برگذار شد. دراین مراسم اشرف پهلوی و غلامرضا پهلوی نیز حضور داشتند. ثریا را درقبرستانی در مونیخ آلمان دفن کردند.
برادر کوچکترش بیژن (۱۳۸۰ - ۱۳۱۶) نیز یک هفته پس از فوت ثریا درگذشت. وی گفته بود: «بعد از او، من هم صحبتی ندارم.»
تصویر رسمی از شهبانو فرح پهلوی گرفته شده در ۳۰ مه ۱۹۷۲
شناسنامه
نام کامل فرح دیبا
زادروز ۲۲ مهر ۱۳۱۷ه.ش
۱۴ اکتبر ۱۹۳۸
زادگاه تبریز
آذربایجان شرقی،
همسر محمدرضا پهلوی
فرزندان رضا پهلوی
فرحناز (۱۳۴۲)
علیرضا (۱۳۴۵)
لیلا (۱۳۴۹)
اطلاعات سیاسی
سمت ملکه ایران
فرحدیبا (متولد ۲۲ مهر ماه سال ۱۳۱۷ ه.ش برابر ۱۴ اکتبر ۱۹۳۸ در تبریز) سومینو آخرین همسر محمدرضا شاه پهلوی و مادر شاهزاده رضا پهلوی، ولیعهد ایراناست.
فرح پهلوی نقش ماندگاری در فعالیتهایفرهنگی، هنری، اجتماعی و سیاسی ایران را در زمان زمامداری همسرش بازی کرد.پیش از وی ملکهها تنها در قلمرو دربار میماندند.[۱]
فَرَح دیبا فرزند فریده قطبی و سهراب دیبا ، از افسران ارتش شاهنشاهی ایران بود.[۲]
شهبانوفرح در روز ۲۲ مهر سال ۱۳۱۷ در تبریز به دنیا آمد. فرح دو ساله بود کهپدرش سهراب دیبا را در اثر سرطان معده از دست داد. سالها با فقر و درآمدناشی از خیاطی مادر بسر بردند تا اینکه پس از چند سال فریده دیبا و فرح بهخانه محمدعلی قطبی، برادر فریده دیبا، در تهران رفتند و با خانواده اوزندگی کردند.[۳] [۴]
پس از تحصیل در مدرسهایتالیاییها، ژاندارک و دبیرستان رازی در تهران، فرح به همراه پسرداییاش رضا قطبی برای ادامه تحصیل راهی کشور فرانسه شد. او در فرانسه دررشته معماری به تحصیل مشغول شد.
فرح برای استفادهاز بورس تحصیلی و گرفتن ارز دانشجویی، از طریق عموی خود اسفندیار دیبا بهاردشیر زاهدی که در آن زمان داماد شاه بود، معرفی شد. [۵]
فرحدیبا در سال ۱۳۳۸ با اردشیر زاهدی داماد محمدرضا شاه پهلوی آشنا شد، و ویاو را در ویلای واقع در حصارک به شاه که در سال ۱۳۳۶ از ملکه ثریا جدا شدهبود، معرفی کرد. این معرفی به عقد و ازدواج در روز ۲۹ آذر ۱۳۳۸ منجر شد وپس از چندی با به دنیا آمدن ولیعهد ایران با نام «رضا پهلوی (دوم)»استحکام دو چندان یافت.
این ازدواج همچنین منجربه نزدیکی خانواده قطبی، دیبا، صادق ومسعودانصاری به دربار ایران شد.بسیاری از اقوام وی که در سالهای سختی خبری از آنان نداشت، به تدریج بهدربار جذب شدند.[۶] محمدرضا شاه پهلوی در سال ۱۳۴۶ پس از تاجگذاری خود وشهبانو فرح پهلوی، همسرش را به عنوان نیابت سلطنت منصوب کرد.[۷]
خانواده سلطنتی پس از مراسم تاجگذاری ۱۹۶۷
پس از رضا پهلوی، فرح ۳ فرزند دیگر به نام های فرحناز (۱۳۴۲)، علیرضا (۱۳۴۵) و لیلا (۱۳۴۹) به دنیا آورد.
برباور برخی محمدرضا شاه پهلوی در طول دوران سلطنتش از همسرش انتظار داشت تادر فعالیتهای اجتماعی و عام المنفعه شرکت فعال داشته باشند.[۸][۹] اینخواسته شاه، در دوران فرح پهلوی بیش از همه وقت جامه عمل پوشید.[۱۰]
فرحپهلوی در طول مدتی که شهبانوی ایران بود، ریاست عالی دهها موسسه خیریه،آموزشی، پژوهشی و هنری را بر عهده داشت.[۱۱] بخشی از این موسسات به اینشرح اند.
* جمعیت بهزیستی ایران (اکنون سازمان بهزیستی)
* بنگاه حمایت مادران و نوزادان
* جمعیت ملی مبارزه با سرطان
* جمعیت ملی کمک به جذامیان
* جمعیت آسیبدیدگان از سوختگی
* سازمان ملی انتقال خون ایران
* بنیاد ایرانی بهداشت جهانی
* مرکز طبی کودکان
* سازمان نابینایان ایرانی
* بنیاد فرهنگ ایران
* کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
* انجمن ملی روابط فرهنگی
* انجمن فیلارمونیک تهران
* انجمن شاهنشاهی فلسفه
* سازمان گفتگوی تمدنها
* فدراسیون ورزشی کر و لالها
* جشن هنر شیراز
دعوت ازدواج محمدرضا شاه و فرح پهلوی.
* جشن توس
* جشن هنرهای مردمی اصفهان
* سازمان ملی فولوکلور ایران
* دانشگاه فارابی
* دانشگاه فرح پهلوی (اکنون دانشگاه الزهرا)
* فرهنگستان علوم ایران
* سازمان ناشنوایان ایران
* انستیتو پاستور
* شورای عالی پژوهشهای علمی
* شورای عالی رفاه اجتماعی
* شورای عالی تندرستی
* شورای عالی شهرسازی
* شورای عالی جهانگردی
* شورای عالی آموزش و پرورش[نیازمند منبع]
یکماه قبل از انقلاب ۱۳۵۷ و با اوجگیری انقلاب، شهبانو فرح پهلوی به همراهشاه، ایران را بطرف اسوان مصر ترک کرد. پس از سفر به کشورهای مصر، اردن،آمریکا و پاناما، سرانجام به مصر بازگشتند و در مصر، شاهد درگذشت محمدرضاشاه پهلوی بود. [۱۲]
شهبانو فرح در حال حاضر بطور متناوب در ایالات متحده آمریکا و فرانسه زندگی میکند.
هشتمين جشن هنر شيراز. شهبانو فرح پهلوی در حال صحبت با فرزانه تائیدی، علی نصیریان، عزت الله انتظامی و مهين شهابی.
برخی از مکان هایی که به دستور او ساخته شد، عبارتاند از:
* تئاتر شهر تهران
* موزه هنرهای معاصر تهران
* پارک ملت (پارک شاهنشاهی سابق)
* برج آزادی در میدان آزادی تهران که در آغاز برج شهیاد نامیده شده بود.
* پارک سنگی جمشیدیه
* کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
*ساختمان کنونی مرکز تحقیقات فیزیک نظری و ریاضیات در منطقه نیاوران شهرتهران که در آغاز به عنوان دفتر کار فرح پهلوی ساخته شده بوده است.
* تالار رودکی
* فرهنگسرای نیاوران
* سازمان ملی انتقال خون
هشتمين جشن هنر شيراز. شهبانو فرح پهلوی در حال صحبت با فرزانه تائیدی، علی نصیریان، عزت الله انتظامی و مهين شهابی.
فوریه
فوزیهفؤاد (به عربی: فوزیة بنت الملک فؤاد) (زاده: ۵ نوامبر ۱۹۲۱ در اسکندریهمصر) خواهر ملک فاروق پادشاه مصر و نخستین همسر محمد رضا پهلوی بود. حاصلازدواج او با محمدرضا شاه دختری است به نام شهناز.
فوزیهشهروند مصر ولی از تبار چرکسی، آلبانیایی و فرانسوی بود. او از دودمانپادشاهی محمدعلی پاشا است. خاندان محمدعلی از تبار آلبانیایی بودند که درزمان فرمانروایی عثمانیها در مصر به مدارج بالا رسیدند. ازدواج با شاه بهفوزیه تابعیت ایرانی بخشید و مجلس شورای ملی او را ایرانی الاصل اعلامکرد.[۱]
فوزیه فؤاد روی جلد مجله LIFE
فوزیه و محمدرضا پهلوی
ازدواجاو با محمدرضا به هنگام ولیعهدی او در تاریخ ۱۶ مارس ۱۹۳۹ در قاهره انجامگرفت. پس از برگشت از ماه عسل، مراسم ازدواج در تهران نیز تکرار شد. دوسال بعد محمدرضا جانشین پدرش رضاشاه شد. با آغاز سلطنت محمدرضا، روابط سردمیان این زوج به سرعت رو به تیرگی نهاد. اشرف پهلوی (خواهر دوقلوی شاه) وارنست پرون (دوست صمیمی شاه) در ایجاد این تیرگی نقشی کلیدی داشتهاند.[۲]
ازدواجفوزیه و شاه ایران به جدایی انجامید. ثبت رسمی طلاق در مصر به سال ۱۹۴۵ ودر ایران به سال ۱۹۴۸ انجام شد. بعد از آن فوزیه در ۲۸ مارس ۱۹۴۹ با سرهنگاسماعیل حسین شیرین بک وزیر دفاع و فرمانده نیروی دریایی سابق مصر و ازبستگان خود در قاهره ازدواج کرد. حاصل این ازدواج دو فرزند به نامهاینادیا و محمد بود. با کودتای ضد سلطنتی ۱۹۵۲ در مصر، عنوان شاهزادگی ازفوزیه گرفته و ثروتش نیز مصادره شد. او پس از ان حاضر به ترک کشورش نشد وبه همراه همسرش در اسکندریه زندگی میکند. فوزیه هیچگاه در مورد دورانملکه بودنش مصاحبهای نکرد و خاطراتش را منتشر ننمود.[۳]
میدانینیز به نام وی در شهر تهران نامیده شد که پس از جدایی او از محمدرضا به«میدان شهناز» و پس از انقلاب به میدان امام حسین تغییر نام داد.
فوزیه، همسرش محمدرضا پهلوی و دخترشان شهناز پهلوی.
همسر عزیزم
ازعالیجناب سفیر مصر در ایران شنیدم که شما مایل هستید مستقیما از طرف منبشنوید که مایل به پایان دادن به زندگی زناشوئی خود هستم… در حقیقت منچنین تصمیمی را گرفتهام و به سفیر شما در مصر اطلاع دادهام و اینیادداشت تاکیدی است بر این تصمیم نهایی من…
ازدواجما ، برای اعلیحضرت و من ، آن سعادتی را که حق هر دوی ماست ، به ارمغاننیاورد و بعد از تفکر زیاد به این نتیجه رسیدم که تنها طلاق است کهمیتواند سعادت ما را به صورت جداگانه تامین کند. از شما درخواست میکنمموافقت کنید نقطه پایانی را به این وضع که ادامه بیشتر آن امکان ندارد ،بگذاریم. من میدانم که طلاق برای هر دوی ما دردآور است ولی ما باید درراه کشورهای خود فداکاری کنیم. اعلی حضرت میتوانند همیشه در انتظار دوستیصادقانه اینجانب باشند. از درگاه خداوند خواهان سعادت آن اعلی حضرت و رفاهکشورتان هستم.
امضاء : فوزیه احمد فواد
متن اعلام طلاق از دربار ایران که شاه خود شخصا از رادیو برای ملتش خواند :
سهسال پیش علیا حضرت ملکه فوزیه بنا به دلایل پزشکی ایران را ترک گفتند واخیرا تقاضای طلاق کردهاند ، زیرا اقامت معظم لها در تهران برایشان ازنظر سلامت جسمانی مضر است. در اجابت به این درخواست ، ما محمدرضا پهلویشاهنشاه ایران طلاق خود را از همسرم علیاحضرت فوزیه اعلام میکنیم… اینطلاق در روابط ایران و مصر اثری نخواهد داشت ، بلکه این روابط بهتر ازگذشته خواهد بود.
ثریا اسفندیاری

ثریا اسفندیاری بختیاری
پرتره ثریا در ۱۹۵۳
شناسنامه
نام کامل ثریا اسفندیاری بختیاری
معروف به ملکه ثریا
زادروز ۱ تیر ۱۳۱۱
۲۲ ژوئن ۱۹۳۲
زادگاه قهفرخ (فرخ شهر کنونی)
چهارمحال و بختیاری (استان دهم آن زمان)
، پرچم ایران ایران
تاریخ مرگ ۴ آبان ۱۳۸۰
۲۶ اکتبر ۲۰۰۱
محل مرگ پاریس، پ فرانسه
همسر محمد رضا شاه پهلوی
اطلاعات سیاسی
سمت ملکه ایران
ثریااسفندیاری بختیاری (زاده ۱ تیر ۱۳۱۱ در فرخ شهر ـ درگذشته ۴ آبان ۱۳۸۰ درپاریس بر اثر سکته مغزی) دومین همسر محمدرضا شاه پهلوی و ملکه ایران بود.
خلیل اسفندیاری، اوا کارل، ثـریا
ثریادخـتر خلیل اسفندیاری و اوا کارل در اول تیرمـاه ۱۳۱۱ در روستای قهفرخ(فرخ شهر کنونی) (در استان دهم) متولد شد. سپس به اصفهان رفت. او یک برادرکوچکتر به نام بیژن داشت. ثریا تا هشت ماهگی در ایران بود و پس از آنخانوادهاش او را با خود بـه برلین بـردند.
ویکودکی را در برلین گذراند و در پاییز ۱۳۱۶ به اتفاق خانوادهاش به ایرانبازگشـت. در اصـفهان وارد مـدرسه آلمانیهای مقـیم اصفهان شد و زبان فارسیرا نزد معلم خصـوصـی فرا گرفت. تا ۱۳۲۰ در آن مدرسه به تحصیل پرداخت. ولیپس از اشغال ایران در جریان جنگ جهانی دوم مدارس آلمانها تعطیـل شـد. اودر ۱۳۲۳ وارد مـدرسه مُبلغ (میسیونر) های انگلیسی شد و تا پانزده سالگی دراین مدرسه به تحصیلاتش ادامه داد تا اینکه در ۱۳۲۶ به همراه خانوادهاش بهسوئیس رفت. در آنجا زبان فرانسه آموخت و انگلیسی را نیز بعدها در مؤسسهایدر لندن تکمیل کرد.
انتخاب ثریا برای همسریمحمدرضا شاه به وسیله خواهر بزرگتر شاه شمس انجام گرفت. شمس در یک مجلسمهمانی در سفارت ایران در لندن که ثریا هم دعوت شده بود، در همان نظر اولاو را پسندید و مسئله را با خلیل اسفندیاری در میان گذارد و ثریا باآمادگی قبلی برای روبرو شدن با شاه به تهران آمد.ثریا در خاطرات خودمینویسد که بزرگترین آرزوی او پیش از اینکه ملکهٔ ایران بشود، هنرپیشگیسینما بوده و پیش از اینکه برای اولین دیدار با شاه به کاخ سلطنتی برود باپدرش شرط کرده بود که اگر شاه او را نپسندید یا او از شاه خوشش نیامد، اورا به هالیوود بفرستد
ثریا اسفندیاری و محمدرضا شاه پهلوی
ولیشاه هم مثل خواهرش در اولین نظر او را پسندید و ثریا هم تمایل به اینازدواج پیدا کرد و مراسم نامزدی آنها روز ۶ دی ۱۳۲۹ در نظر گرفته شد.امیدواری آنها این بود که مراسم ازدواج به زودی برگزار شود، ولی ثریاناگهان دچار بیماری حصبه شد و روز به روز هم بیماریش شدت یافت و همه رادچار نگرانی کرد. ناگزیر مراسم ازدواج به تعویق افتاد. پس از طی دوراننقاهت، تشریفات عقد و ازدواج در نهایت سادگی در ۲۳ بهمن برگزار شد.
بعداز چند سال مـوضوع بچهدار شـدن آنها بسیار جدی در دربار مطـرح شد و ملکهمادر مرتباً این مطـلب را با پسرش در میـان میگذاشت. شاه در مهر ۱۳۳۳ باپرنسس ثریا به آمریکا رفت و در آنجا آزمایشهای دقیق پزشکی انجام پذیرفت ودر مورد او هیچ چیز غیرطبیعی دیده نشد و سرپرست هیات پزشکی اعلام کردندشما هر دو در کمال سلامت هستید و فقط باید صبر کنید. چند سال بعد نیزروزولت یک پزشک متخصص آمریکایی برای انجام آزمایشهای لازم از ثریا، بهتهران فرستاد. پزشک مذکور نیز هیچ دلیلی برای حامله نشدن وی نیافت.
شاهاز ثریا خواست تا به سن مورتیز برود و روز ۲۴ بهمن ۱۳۳۶ با تشریفات رسمیتهران را ترک گفت و بعد از آن دیگر هیچ وقت به ایران باز نگشت. در روز ۲۴اسفند ۱۳۳۶ از وی جدا شد و طلاق او از طریق مجلس شورای ملی اعلام گردید.
شاهنیز متنی به این عنوان تهیه کرد و با ابراز کمال تأسف وتألم و با تذکراینکه ملکه ثریا پهلوی در تمام مدت همسری شاهنشاه از هیچ گونه خدمت وعطوفت و خیرخواهی نسبت به ملت ایران خودداری نفرموده و از هر حیث شایستگیمقام شامخ خود را داشتهاند و در این مورد نیز با کمال علاقه و محبتی کهفیمابین وجود دارد، آمادگی خود را برای قبول هر نوع تصمیمی که از طرف ذاتشاهانه اتخاذ شود اعلام فرمودند. با اظهار نظر هیأت مشورتی، موافقت و باصرف نظر از احساسات شخصی خود در برابر مصالح عالیه مهمی تصمیم خویش را بهجدایی اتخاذ فرمودند.
ثریا از آن پس با مقرریقابل توجهی که دربار ایران برای وی تعیین کرده بود، در فرانسه میزیست،همچنین لقب پرنسس به وی اعطا شد و دارای گذرنامه سلطنتی بود. او در فیلم«سه چهرهٔ یک زن» Les trois visages d'une femme در ۱۳۴۴ بازی کرد و باکارگردان ایتالیایی فیلم، فرانکو ایندووینا آشنا شد. طبق مصاحبه بیبیسیبا وی بر خلاف شایعات هیچ گونه رابطه احساسی با کارگردان فیلم نداشته و تاپایان عمر همچنان عاشق شاه بوده رابطه او با محمدرضا شاه تا پایان عمرمحمدرضا شاه ادامه داشته و رابط بین آن دو اردشیر زاهدی بوده[. محمد رضاشاه از او به عنوان تنها عشق زندگیش در کتاب خاطراتش یاد کرده مجلهفرانسوی پاری ماچ (paris match) او را زیبا ترین زن جهان در عصر خود معرفیکرد لقب او در کشورهای اروپایی پرنسسی با
آرامگاه خلیل خان اسفندیاری بختیاری، اوا کارل، ثریا و برادرش بیژن که یک هفته پس از وی درگذشت
ثریااسفندیاری در ۴ آبان ۱۳۸۰ در سن ۶۹ سالگی بر اثر سکته مغزی در پاریسدرگذشت. مراسم تشیع جنازهٔ وی در کلیسایی آمریکایی در پاریس برگذار شد. دراین مراسم اشرف پهلوی و غلامرضا پهلوی نیز حضور داشتند. ثریا را درقبرستانی در مونیخ آلمان دفن کردند.
برادر کوچکترش بیژن (۱۳۸۰ - ۱۳۱۶) نیز یک هفته پس از فوت ثریا درگذشت. وی گفته بود: «بعد از او، من هم صحبتی ندارم.»

- پست: 2659
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۳ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۸ ق.ظ
- محل اقامت: روبروی شما
- سپاسهای ارسالی: 2234 بار
- سپاسهای دریافتی: 14097 بار
Re: ملکههای ایران
دینگ
دینَگ مادر هرمز سوم (سلطنت: ۴۵۷-۴۵۹ میلادی) پادشاه ایران از دودمان ساسانیان بود. دینگ زنی قدرتمند بود و به هنگام پادشاهی کوتاه هرمز فرمانروای پایتخت یا بخشی از آن بود.
سیده ملک خاتون
سیده ملک خاتون از فرمانروایان محلی بوییان بود.
او مدتی بر بخشی از مناطق شمالی و مرکزی ایران از جمله ایالت ری فرمانروایی کرد. زمانی که شوهر او فخرالدوله دیلمی در قلعه طبرک درگذشت سیده خاتون جانشین او شد. فرزند آنها ابوطالب رستم، لقب مجدالدوله گرفت.
شیرین دختر شروین که به سیده ملک خاتون مشهور است, از زنان خوشنام و مدبر در تاریخ ایران میباشد, وی همسر علی دیلمی ملقب به فخرالدوله حاکم ایالات ری و اراک و برخی مناطق مرکزی ایران بود که پس از درگذشت شوهرش به علت خردسال بودن فرزندش با صلاحدید امرا و مشاوران دولتی و همچنین پشتیبانی مردمی, بخاطر اشتهاری که در کیاست و عادل بودن داشت, در سال ۹۸۸ میلادی زمام امور به وی سپرده شد. ابو علی سینا این نابغه ایران در فرار از پیگردهای ماموران سلطان محمود غزنوی به دربار سیده ملک خاتون پناهنده میشود و چند صباحی در آرامش زندگی میکند.
شهرت سیده خاتون تنها بخاطر عدل و انصاف , کفایت و خوشنامی و یا زن بودنش نیست, همچنین به سبب جواب دندان شکنی که در مقابل دعوت تهدید آمیز سلطان محمود غزنوی به وی میدهد نیز میباشد. روایت است سلطان محمود وقتی که بیشتر شهرهای ایران را گرفت؛ چند بار در صدد گرفتن ری برآمد ولی هر بار سیده ملک خاتون بلطائف الحیل متوسل شد و محمود را بطریقی از این کار منصرف ساخت. تا اینکه محمود سرانجام مصم شد ملک ری را از سیده ملک خاتون بگیرد و در این زمینه بدو نامه ایی نوشت. سیده ملک خاتون برای وی پیغام داد که این کار از دو حال بیرون نیست یا آنکه تو در این نبرد پیروز خواهی شد یا من, اگر تو پیروز شوی که چندان قدر و بهائی نداری, زیرا همه گویند محمود زنی را شکست داد, و اگر من فاتح شوم آبرو و حیثیت تو بر باد خواهد رفت و همگان گویند محمود با آن همه خدم و حشم از زنی بیوه شکست خورد. پس از مرگ سیده ملک خاتون درشهر ری, فرزندش رستم ملقب به مجدالدوله دیلمی به حکمروایی رسید, و در زمان او بود که سلطان محمود ری را تسخیر کرده, کتابخانه معروف ری را به آتش کشیده و صدها نفر از اندیشمندان و متفکران آنجا را به جرم زندیق و ملحد بودن به دار آویخت. آرامگاه سیده ملک خاتون واقع در جاده خاوران تهران که به زیارتگاه امامزاده سیده ملک خاتون معروف است هرساله مورد بازدید هزاران نفر قرار میگیرد
عصمت دولتشاهی
عصمت دولتشاهی
Esmat Dowlatshahi شناسنامه
نام کامل ملکه عصمتالملوک دولتشاهی
زادروز ۱۲۸۳ خورشیدی
۱۹۰۴
تاریخ مرگ ۳۰ تیر ۱۳۷۴ خورشیدی
۲۴ ژوئیه ۱۹۹۵
محل مرگ بیمارستان دی , تهران
۹۰ سالگی،
همسر چهارمین همسر رضا شاه پهلوی
فرزندان عبدالرضا پهلوی
احمدرضا پهلوی
محمودرضا پهلوی
فاطمه پهلوی
حمیدرضا پهلوی
اطلاعات سیاسی
سمت ملکه ایران
رضاشاه از طریق امیرلشکر خدایارخان خدایاری با عصمتالملوک دولتشاهی دختر غلامعلی میرزا مجللالدوله دولتشاهی که بعدها از سوی رضا شاه پهلوی به سمت ریاست تشریفات داخلی دربار پهلوی منصوب شد، آشنا گردید از چندی وی را به عقد خود درآورد.عصمتالملوک از سال ۱۳۰۲ که وارد دربار شد تا تاجگذاری رضاخان در سال ۱۳۰۵، سه فرزند به نامهای عبدالرضا پهلوی ، احمدرضا پهلوی ، محمودرضا پهلوی وسالهای بعد دو فرزند دیگر با نامهای فاطمه پهلوی و حمیدرضا پهلوی به دنیاآورد .
ملکه عصمتالملوک دولتشاهی به هنگام تبعید رضاشاه، همراه وی به جزیره موریس رفت و پس از چند ماه به تهران بازگشت. وی از ابتدا وارد سیاست نشد. اما از نفوذ خود در به کار گماردن اقوام خویش در پستهای مهم استفاده شایانی کرد. پس از مرگ رضاخان در ویلای شخصی خود در شمیران اقامت کرد. پس از انقلاب اسلامی در تهران ماند و در سال ۱۳۷۴ شمسی در سن ۹۰ سالگی درگذشت.
عصمتالملوک دولتشاهی آخرین همسر رضا شاه و سوگلی اوبود. او و رضاشاه صاحب پنج فرزند شدند به نامهای عبدالرضا، محمودرضا، احمدرضا، فاطمه و حمیدرضا. او از خاندان قاجار بود و به هنگام تبعید رضا شاه با او به جزیره موریس رفت. عصمتالملوک دولتشاهی تابعد از انقلاب ۱۳۵۷ ایران زنده بود و در تهران درگذشت.
دینَگ مادر هرمز سوم (سلطنت: ۴۵۷-۴۵۹ میلادی) پادشاه ایران از دودمان ساسانیان بود. دینگ زنی قدرتمند بود و به هنگام پادشاهی کوتاه هرمز فرمانروای پایتخت یا بخشی از آن بود.
سیده ملک خاتون
سیده ملک خاتون از فرمانروایان محلی بوییان بود.
او مدتی بر بخشی از مناطق شمالی و مرکزی ایران از جمله ایالت ری فرمانروایی کرد. زمانی که شوهر او فخرالدوله دیلمی در قلعه طبرک درگذشت سیده خاتون جانشین او شد. فرزند آنها ابوطالب رستم، لقب مجدالدوله گرفت.
شیرین دختر شروین که به سیده ملک خاتون مشهور است, از زنان خوشنام و مدبر در تاریخ ایران میباشد, وی همسر علی دیلمی ملقب به فخرالدوله حاکم ایالات ری و اراک و برخی مناطق مرکزی ایران بود که پس از درگذشت شوهرش به علت خردسال بودن فرزندش با صلاحدید امرا و مشاوران دولتی و همچنین پشتیبانی مردمی, بخاطر اشتهاری که در کیاست و عادل بودن داشت, در سال ۹۸۸ میلادی زمام امور به وی سپرده شد. ابو علی سینا این نابغه ایران در فرار از پیگردهای ماموران سلطان محمود غزنوی به دربار سیده ملک خاتون پناهنده میشود و چند صباحی در آرامش زندگی میکند.
شهرت سیده خاتون تنها بخاطر عدل و انصاف , کفایت و خوشنامی و یا زن بودنش نیست, همچنین به سبب جواب دندان شکنی که در مقابل دعوت تهدید آمیز سلطان محمود غزنوی به وی میدهد نیز میباشد. روایت است سلطان محمود وقتی که بیشتر شهرهای ایران را گرفت؛ چند بار در صدد گرفتن ری برآمد ولی هر بار سیده ملک خاتون بلطائف الحیل متوسل شد و محمود را بطریقی از این کار منصرف ساخت. تا اینکه محمود سرانجام مصم شد ملک ری را از سیده ملک خاتون بگیرد و در این زمینه بدو نامه ایی نوشت. سیده ملک خاتون برای وی پیغام داد که این کار از دو حال بیرون نیست یا آنکه تو در این نبرد پیروز خواهی شد یا من, اگر تو پیروز شوی که چندان قدر و بهائی نداری, زیرا همه گویند محمود زنی را شکست داد, و اگر من فاتح شوم آبرو و حیثیت تو بر باد خواهد رفت و همگان گویند محمود با آن همه خدم و حشم از زنی بیوه شکست خورد. پس از مرگ سیده ملک خاتون درشهر ری, فرزندش رستم ملقب به مجدالدوله دیلمی به حکمروایی رسید, و در زمان او بود که سلطان محمود ری را تسخیر کرده, کتابخانه معروف ری را به آتش کشیده و صدها نفر از اندیشمندان و متفکران آنجا را به جرم زندیق و ملحد بودن به دار آویخت. آرامگاه سیده ملک خاتون واقع در جاده خاوران تهران که به زیارتگاه امامزاده سیده ملک خاتون معروف است هرساله مورد بازدید هزاران نفر قرار میگیرد
عصمت دولتشاهی
عصمت دولتشاهی
Esmat Dowlatshahi شناسنامه
نام کامل ملکه عصمتالملوک دولتشاهی
زادروز ۱۲۸۳ خورشیدی
۱۹۰۴
تاریخ مرگ ۳۰ تیر ۱۳۷۴ خورشیدی
۲۴ ژوئیه ۱۹۹۵
محل مرگ بیمارستان دی , تهران
۹۰ سالگی،
همسر چهارمین همسر رضا شاه پهلوی
فرزندان عبدالرضا پهلوی
احمدرضا پهلوی
محمودرضا پهلوی
فاطمه پهلوی
حمیدرضا پهلوی
اطلاعات سیاسی
سمت ملکه ایران
رضاشاه از طریق امیرلشکر خدایارخان خدایاری با عصمتالملوک دولتشاهی دختر غلامعلی میرزا مجللالدوله دولتشاهی که بعدها از سوی رضا شاه پهلوی به سمت ریاست تشریفات داخلی دربار پهلوی منصوب شد، آشنا گردید از چندی وی را به عقد خود درآورد.عصمتالملوک از سال ۱۳۰۲ که وارد دربار شد تا تاجگذاری رضاخان در سال ۱۳۰۵، سه فرزند به نامهای عبدالرضا پهلوی ، احمدرضا پهلوی ، محمودرضا پهلوی وسالهای بعد دو فرزند دیگر با نامهای فاطمه پهلوی و حمیدرضا پهلوی به دنیاآورد .
ملکه عصمتالملوک دولتشاهی به هنگام تبعید رضاشاه، همراه وی به جزیره موریس رفت و پس از چند ماه به تهران بازگشت. وی از ابتدا وارد سیاست نشد. اما از نفوذ خود در به کار گماردن اقوام خویش در پستهای مهم استفاده شایانی کرد. پس از مرگ رضاخان در ویلای شخصی خود در شمیران اقامت کرد. پس از انقلاب اسلامی در تهران ماند و در سال ۱۳۷۴ شمسی در سن ۹۰ سالگی درگذشت.
عصمتالملوک دولتشاهی آخرین همسر رضا شاه و سوگلی اوبود. او و رضاشاه صاحب پنج فرزند شدند به نامهای عبدالرضا، محمودرضا، احمدرضا، فاطمه و حمیدرضا. او از خاندان قاجار بود و به هنگام تبعید رضا شاه با او به جزیره موریس رفت. عصمتالملوک دولتشاهی تابعد از انقلاب ۱۳۵۷ ایران زنده بود و در تهران درگذشت.

- پست: 2659
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۳ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۸ ق.ظ
- محل اقامت: روبروی شما
- سپاسهای ارسالی: 2234 بار
- سپاسهای دریافتی: 14097 بار
Re: ملکههای ایران
ماندانا
Mandana of Media شناسنامه
زادروز حدود ۵۸۴ قبل از میلاد
تاریخ مرگ حدود ۵۵۹ قبل از میلاد
همسر کمبوجيه اول
فرزندان کوروش
اطلاعات سیاسی
سمت شاهدخت مادی
ملکه هخامنشي
ماندانا نام دختر ایشتوویگو (تلفظ یونانی: آستیاگ)، پادشاه ماد است، که در زمان بارداری به زندان رفت و کوروش را از او گرفتند و به چوپانی دادند تا او را بکشد.
ماندانا از سوی مادری فرزند شاهدخت آرینیس از لیدیه بود. آریـِنیس دختر آلیاتِس دوم پدر قارون بود. قارون همان پادشاه لیدیهای است که گنج و داراییهای او در ادبیات پارسی زبانزد است.
مهد علیا بر روی تخت طاووس (در وسط)، پسرش ناصرالدینشاه و دخترش عزتالدوله

نواب علیه
مهدِ عُلیا شناسنامه
نام کامل ملک جهان خانم
زادروز ۱۲۲۰
تاریخ مرگ ۶ ربیع الثانی ۱۲۹۰
محل مرگ تهران،
همسر محمد شاه قاجار
فرزندان ناصرالدین شاه قاجار
عزت الدوله
اطلاعات سیاسی
ملک جهان خانم ملقب به نواب علیه و مهدِ عُلیا (۱۲۲۰ - ۶ ربیع الثانی ۱۲۹۰ ، تهران) همسر محمد شاه و مادر ناصرالدین شاه قاجار بود[۱].
ملک جهان خانم دختر امیر محمد قاسم خان قاجار قوانلو (ملقب به ظهیرالدوله) و بیگم جان خانم (دختر دوم فتحعلیشاه قاجار) بود. در ۱۶ سالگی او را به عقد پسرداییاش محمدمیرزا که آن زمان ولیعهد بود درآوردند[۱].
او در ۲۵ سالگی، پسرش ناصرالدین میرزا و در ۳۰ سالگی، دخترش، عزت ملک (ملک نسا خانم) را به دنیا آورد. محمد شاه با اینکه ناصرالدین میرزا را از ۵ سالگی به عنوان جانشین خود معرفی کرده بود چند بار قصد کرد پسر دیگرش عباس میرزا (پسر خدیجه کردستانی که نسبش به شیخهای نقشبندیه میرسید) را ولیعهد کند. در سال ۱۲۶۴ ق که محمدشاه درگذشت، مهد علیا پسرش را که در تبریز بود به تهران فراخواند و خود نیز به کمک هوادارانش و سفارت انگلیس برای ۴۵ روز امور مملکت را به دست گرفت و آرامش شهر را حفظ کرد. او به عنوان ملکه مادر نایب السلطنه شورای سلطنت را تشکیل داد. مثلا حاج میرزا آقاسی وزیر محمدشاه را که هوادار عباس میرزا بود عزل کرد. عباس میرزا و خدیجه کردستانی نیز که از جانب او احساس خطر جانی میکردند با کمک فرهاد میرزا معتمدالدوله به سفارت انگلیس پناه برده و در آنجا تحصن کردند[۱].
مهدعلیا بسیار باهوش بود. بر ادبیات فارسی و زبان عربی مسلط بود، با موسیقی و آواز آشنا بود و خط ریز و خط درشت مینوشت. شعر میگفت و در سخنانش از مثلها و روایات زیادی استفاده میکرد. او قرآن را به صورت دودانگ در آهنگ حجاز میخواند. مهد علیا به ساختن و نوسازی بناها مانند باغ مادر شاه در مرقد شاه عبدالعظیم، مدرسه حکیم باشی (یا مدرسه مهد علیا)، ساختن بارگاه و بقعه زبیده خاتون، تعمیر و اتمام مسجد امیرقاسم خان، پدرش (یا مسجد مادر شاه) توجه داشت. از مهد علیا چند سجع مُهر با عنوانهای «ملک النساء العالمین»، «عصمة الدنیا و الدین» و … باقی است[۱].
مهد علیا در روزگار پادشاهی پسرش به نفوذ بالایی در کارهای کشور دست یافت. دختر مهد علیا، ملکزاده خانم ملقب به عزتالدوله با وجود ناخرسندی مهد علیا در ۱۳ سالگی در روز جمعه ۲۲ ربیعالاول از سال ۱۲۶۵ ق.[۲] به همسری امیر کبیر درآمد و کینه او نسبت به امیرکبیر بیشتر شد. او در جناح مخالف امیرکبیر تمام کوشش خود را برای مبارزه با اصلاحات وی و براندازیاش صرف کرد. سرانجام امیر کبیر با دخالت او در سال ۱۲۶۵ در حمام فین کاشان به قتل رسید. پس از مرگ امیرکبیر، موجب صدراعظم شدن میرزا آقا خان نوری اعتمادالدوله شد و دخترش عزت ملک خانم را که سیاهپوش امیرکبیر بود به اجبار به عقد میرزا کاظم خان پسر آقاخان نوری درآورد[۱].
برخی منابع اورا زنی منحط از لحاظ اخلاقی و روابط خصوصی میدانند.[۳] حتی میرزا تقی خان امیر کبیر نیز در هنگام آخرین ملاقات با وی او را روسپی خوانده است.[۴]
او در سن ۷۰ سالگی در ۶ ربیع الثانی ۱۲۹۰ ق. ، هنگامی که ناصرالدین شاه به سفر اروپا رفته بود در تهران درگذشت و در آرامگاه محمدشاه در قم دفن شد[۱].
موزا (ملکه)
سر سنگی ملكه موزا - اواخر قرن اول قبل از میلاد (موزهٔ تهران)

موزا ملکهٔ اشکانی (۲ ق.م- ۴ م) و مادر و همسر فرهاد پنجم اشکانی بود. فلاویوس جوزفوس مورخ یونانی او را تراموزا مینامد.
او کنیزی رومی بود که اوگوست٬ امپراتور روم (۲۷ ق.م- ۱۴ م) او را بهعنوان هم خوابه و در ازای استرداد درفشهای روم که سپاه کراسوس آنها را در جنگ حران در ۵۳ ق.م از دست داده بود و هنوز در ایران مانده بودند به فرهاد چهارم (۲ ق.م- ۳۷ م)٬ پادشاه اشکانی هدیه کرد.
استرداد این درفشها موجب جشن و شعف فوقالعادهای در روم گشت و شاعران روم، که قصدشان خوشامدگویی برای اکتاویوس بود، این کار را به منزلهٔ جبران شکستهای گذشته یا همچون فتحی درخشان تلقی کردند. تراموزا کنیزک رومی که در این هنگام زوجهٔ فرهاد چهارم و در واقع ملکهٔ دربار وی شده بود نیز در این کار نقش عمدهای داشت. چند سال بعد هم، این زن که کودکی به نام فرهادک برای شاه زاییده بود، به بهانهٔ لزوم تأمین جان این فرزند و اجتناب از هر گونه توطئه احتمالی داخلی، فرهاد را وادار کرد تا سایر پسران خود را از دربار دور سازد. فرهاد هم چهار پسر را با اقربای آنها که در حرم وی بودند به روم فرستاد تا در آنجا تربیت شوند (ح ۷ ق.م). فقط فرهادک را با مادرش نزد خود نگه داشت. وقتی که فرهادک به سن بلوغ رسید، به تحریک مادر و از بیم آنکه برادرانش عنوان ولیعهدی را به دست آورند، پدر را زهر داد و خود به نام فرهاد پنجم با مادرش موزا بتخت نشست (ح ۲ ق.م).
در سال ۲ ق-م تراموزا آخرین قدم را به منظور تأمین تاج و تخت اشکانی برای فرزندش فرهادک برداشت و همانگونه که گذشت، فرهاد چهارم، که در آن زمان به سن کهولت رسیده بود با زهر هلاک شد. پس از آن که زن رومی فرهاد، پسران فرهاد را از دربار دور کرد، فرهادک یگانه معاون فرهاد در اداره مملکت گردید و پدرش از جهت نفوذ موزا، او را به قدر کافی مورد توجه قرار داد به طوری که همه فرهادک را ولیعهد میدانستند، لکن فرهادک تصور کرد که ممکن است پدرش چندین سال دیگر زنده بماند و در این مدت بر او تغییر رأی حاصل شود و برادرانش نیز برضد او دسیسه بنمایند. بنابراین نخواست منتظر مرگ طبیعی پدر شود و با مادر خود زهری تهیه کردند و به پدر خورانید. آنگاه مادر و فرزند بلامنازع به سلطنت نشستند (۲ ق-م). حکومت روم، جلوس فرهاد پنجم را به تخت سلطنت پارت تأئید کرد به شرطی که از اهداف خود در ارمنستان صرفنظر کند.
در سال دوم میلادی فرهادک با مادر خود موزا ازدواج کرد. این عمل که در نزد یونانیان و رومیان بسیار ناپسند بود نشان میدهد که در عقاید مذهبی زرتشتی مردم ایران در آن زمان تغییرات عمدهای به ظهور پیوستهاست، زیرا رسم ازدواج با نزدیکان که تا آن زمان فقط محدود به مغان بودهاست، ظاهراً در آن وقت عمومیت یافته، همچنین رسم دفن کالبد اموات در دخمههای سنگی نیز متروک شده و طریقه عرضهکردن اجساد به هوا و آفتاب و ریختن استخوانها در چالههای سنگی (استودان) معمول شدهبود.
ازدواج با مادر، با آنکه بدعت و ناپسند عصر نبود، در نزد بزرگان پارت چندان با نظر قبول تلقی نشد. اینکه اشک در یک سمت سکهٔ خود تصویری هم از این زن رومی نقش زد ظاهراً در نزد بزرگان، رمزی از اظهار تابعیت وی نسبت به دشمن محسوب شد و سخت ناپسند افتاد. بالاخره شورشی بر ضد وی طرح شد که موجب فرارش به روم گردید - و ظاهراً در راه کشته شد (۴ م).
Mandana of Media شناسنامه
زادروز حدود ۵۸۴ قبل از میلاد
تاریخ مرگ حدود ۵۵۹ قبل از میلاد
همسر کمبوجيه اول
فرزندان کوروش
اطلاعات سیاسی
سمت شاهدخت مادی
ملکه هخامنشي
ماندانا نام دختر ایشتوویگو (تلفظ یونانی: آستیاگ)، پادشاه ماد است، که در زمان بارداری به زندان رفت و کوروش را از او گرفتند و به چوپانی دادند تا او را بکشد.
ماندانا از سوی مادری فرزند شاهدخت آرینیس از لیدیه بود. آریـِنیس دختر آلیاتِس دوم پدر قارون بود. قارون همان پادشاه لیدیهای است که گنج و داراییهای او در ادبیات پارسی زبانزد است.
مهد علیا بر روی تخت طاووس (در وسط)، پسرش ناصرالدینشاه و دخترش عزتالدوله
نواب علیه
مهدِ عُلیا شناسنامه
نام کامل ملک جهان خانم
زادروز ۱۲۲۰
تاریخ مرگ ۶ ربیع الثانی ۱۲۹۰
محل مرگ تهران،
همسر محمد شاه قاجار
فرزندان ناصرالدین شاه قاجار
عزت الدوله
اطلاعات سیاسی
ملک جهان خانم ملقب به نواب علیه و مهدِ عُلیا (۱۲۲۰ - ۶ ربیع الثانی ۱۲۹۰ ، تهران) همسر محمد شاه و مادر ناصرالدین شاه قاجار بود[۱].
ملک جهان خانم دختر امیر محمد قاسم خان قاجار قوانلو (ملقب به ظهیرالدوله) و بیگم جان خانم (دختر دوم فتحعلیشاه قاجار) بود. در ۱۶ سالگی او را به عقد پسرداییاش محمدمیرزا که آن زمان ولیعهد بود درآوردند[۱].
او در ۲۵ سالگی، پسرش ناصرالدین میرزا و در ۳۰ سالگی، دخترش، عزت ملک (ملک نسا خانم) را به دنیا آورد. محمد شاه با اینکه ناصرالدین میرزا را از ۵ سالگی به عنوان جانشین خود معرفی کرده بود چند بار قصد کرد پسر دیگرش عباس میرزا (پسر خدیجه کردستانی که نسبش به شیخهای نقشبندیه میرسید) را ولیعهد کند. در سال ۱۲۶۴ ق که محمدشاه درگذشت، مهد علیا پسرش را که در تبریز بود به تهران فراخواند و خود نیز به کمک هوادارانش و سفارت انگلیس برای ۴۵ روز امور مملکت را به دست گرفت و آرامش شهر را حفظ کرد. او به عنوان ملکه مادر نایب السلطنه شورای سلطنت را تشکیل داد. مثلا حاج میرزا آقاسی وزیر محمدشاه را که هوادار عباس میرزا بود عزل کرد. عباس میرزا و خدیجه کردستانی نیز که از جانب او احساس خطر جانی میکردند با کمک فرهاد میرزا معتمدالدوله به سفارت انگلیس پناه برده و در آنجا تحصن کردند[۱].
مهدعلیا بسیار باهوش بود. بر ادبیات فارسی و زبان عربی مسلط بود، با موسیقی و آواز آشنا بود و خط ریز و خط درشت مینوشت. شعر میگفت و در سخنانش از مثلها و روایات زیادی استفاده میکرد. او قرآن را به صورت دودانگ در آهنگ حجاز میخواند. مهد علیا به ساختن و نوسازی بناها مانند باغ مادر شاه در مرقد شاه عبدالعظیم، مدرسه حکیم باشی (یا مدرسه مهد علیا)، ساختن بارگاه و بقعه زبیده خاتون، تعمیر و اتمام مسجد امیرقاسم خان، پدرش (یا مسجد مادر شاه) توجه داشت. از مهد علیا چند سجع مُهر با عنوانهای «ملک النساء العالمین»، «عصمة الدنیا و الدین» و … باقی است[۱].
مهد علیا در روزگار پادشاهی پسرش به نفوذ بالایی در کارهای کشور دست یافت. دختر مهد علیا، ملکزاده خانم ملقب به عزتالدوله با وجود ناخرسندی مهد علیا در ۱۳ سالگی در روز جمعه ۲۲ ربیعالاول از سال ۱۲۶۵ ق.[۲] به همسری امیر کبیر درآمد و کینه او نسبت به امیرکبیر بیشتر شد. او در جناح مخالف امیرکبیر تمام کوشش خود را برای مبارزه با اصلاحات وی و براندازیاش صرف کرد. سرانجام امیر کبیر با دخالت او در سال ۱۲۶۵ در حمام فین کاشان به قتل رسید. پس از مرگ امیرکبیر، موجب صدراعظم شدن میرزا آقا خان نوری اعتمادالدوله شد و دخترش عزت ملک خانم را که سیاهپوش امیرکبیر بود به اجبار به عقد میرزا کاظم خان پسر آقاخان نوری درآورد[۱].
برخی منابع اورا زنی منحط از لحاظ اخلاقی و روابط خصوصی میدانند.[۳] حتی میرزا تقی خان امیر کبیر نیز در هنگام آخرین ملاقات با وی او را روسپی خوانده است.[۴]
او در سن ۷۰ سالگی در ۶ ربیع الثانی ۱۲۹۰ ق. ، هنگامی که ناصرالدین شاه به سفر اروپا رفته بود در تهران درگذشت و در آرامگاه محمدشاه در قم دفن شد[۱].
موزا (ملکه)
سر سنگی ملكه موزا - اواخر قرن اول قبل از میلاد (موزهٔ تهران)
موزا ملکهٔ اشکانی (۲ ق.م- ۴ م) و مادر و همسر فرهاد پنجم اشکانی بود. فلاویوس جوزفوس مورخ یونانی او را تراموزا مینامد.
او کنیزی رومی بود که اوگوست٬ امپراتور روم (۲۷ ق.م- ۱۴ م) او را بهعنوان هم خوابه و در ازای استرداد درفشهای روم که سپاه کراسوس آنها را در جنگ حران در ۵۳ ق.م از دست داده بود و هنوز در ایران مانده بودند به فرهاد چهارم (۲ ق.م- ۳۷ م)٬ پادشاه اشکانی هدیه کرد.
استرداد این درفشها موجب جشن و شعف فوقالعادهای در روم گشت و شاعران روم، که قصدشان خوشامدگویی برای اکتاویوس بود، این کار را به منزلهٔ جبران شکستهای گذشته یا همچون فتحی درخشان تلقی کردند. تراموزا کنیزک رومی که در این هنگام زوجهٔ فرهاد چهارم و در واقع ملکهٔ دربار وی شده بود نیز در این کار نقش عمدهای داشت. چند سال بعد هم، این زن که کودکی به نام فرهادک برای شاه زاییده بود، به بهانهٔ لزوم تأمین جان این فرزند و اجتناب از هر گونه توطئه احتمالی داخلی، فرهاد را وادار کرد تا سایر پسران خود را از دربار دور سازد. فرهاد هم چهار پسر را با اقربای آنها که در حرم وی بودند به روم فرستاد تا در آنجا تربیت شوند (ح ۷ ق.م). فقط فرهادک را با مادرش نزد خود نگه داشت. وقتی که فرهادک به سن بلوغ رسید، به تحریک مادر و از بیم آنکه برادرانش عنوان ولیعهدی را به دست آورند، پدر را زهر داد و خود به نام فرهاد پنجم با مادرش موزا بتخت نشست (ح ۲ ق.م).
در سال ۲ ق-م تراموزا آخرین قدم را به منظور تأمین تاج و تخت اشکانی برای فرزندش فرهادک برداشت و همانگونه که گذشت، فرهاد چهارم، که در آن زمان به سن کهولت رسیده بود با زهر هلاک شد. پس از آن که زن رومی فرهاد، پسران فرهاد را از دربار دور کرد، فرهادک یگانه معاون فرهاد در اداره مملکت گردید و پدرش از جهت نفوذ موزا، او را به قدر کافی مورد توجه قرار داد به طوری که همه فرهادک را ولیعهد میدانستند، لکن فرهادک تصور کرد که ممکن است پدرش چندین سال دیگر زنده بماند و در این مدت بر او تغییر رأی حاصل شود و برادرانش نیز برضد او دسیسه بنمایند. بنابراین نخواست منتظر مرگ طبیعی پدر شود و با مادر خود زهری تهیه کردند و به پدر خورانید. آنگاه مادر و فرزند بلامنازع به سلطنت نشستند (۲ ق-م). حکومت روم، جلوس فرهاد پنجم را به تخت سلطنت پارت تأئید کرد به شرطی که از اهداف خود در ارمنستان صرفنظر کند.
در سال دوم میلادی فرهادک با مادر خود موزا ازدواج کرد. این عمل که در نزد یونانیان و رومیان بسیار ناپسند بود نشان میدهد که در عقاید مذهبی زرتشتی مردم ایران در آن زمان تغییرات عمدهای به ظهور پیوستهاست، زیرا رسم ازدواج با نزدیکان که تا آن زمان فقط محدود به مغان بودهاست، ظاهراً در آن وقت عمومیت یافته، همچنین رسم دفن کالبد اموات در دخمههای سنگی نیز متروک شده و طریقه عرضهکردن اجساد به هوا و آفتاب و ریختن استخوانها در چالههای سنگی (استودان) معمول شدهبود.
ازدواج با مادر، با آنکه بدعت و ناپسند عصر نبود، در نزد بزرگان پارت چندان با نظر قبول تلقی نشد. اینکه اشک در یک سمت سکهٔ خود تصویری هم از این زن رومی نقش زد ظاهراً در نزد بزرگان، رمزی از اظهار تابعیت وی نسبت به دشمن محسوب شد و سخت ناپسند افتاد. بالاخره شورشی بر ضد وی طرح شد که موجب فرارش به روم گردید - و ظاهراً در راه کشته شد (۴ م).

- پست: 2659
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۳ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۸ ق.ظ
- محل اقامت: روبروی شما
- سپاسهای ارسالی: 2234 بار
- سپاسهای دریافتی: 14097 بار
Re: ملکههای ایران
همای دختر بهمن
همای یا همای چهرآزاد دختر بهمن پسر اسفندیار بوده که سی سال پادشاهی ایران نموده و داراب پسر خود را ولیعهد نمود. او را چهرآزاد نیز میگفتند. از بناهای او شهر چهرازادگان است که آن را معرب کردند و جرفادقان میگویند و بعضی گلپایگان میخوانند
پروشات
پروشات یا پروشاتو یا پریزا یکی از ملکههای پرآوازه دوران هخامنشیان بود. پروشات دختر اردشیر یکم (اردشیر درازدست) بود و به همسری داریوش دوم هخامنشی درآمد و ملکه بزرگ دربار بود. پروشات به سیاستپردازی و کاردانی، و سختدلی و خشونت با دشمنانش معروف است.[۱]
پروشات نخستین همسر داریوش دوم هخامنشی (۴۲۴ تا ۴۰۴ پ.م) و بانوی اول دربار بود و چند پسر به دنیا آورد از جمله اردشیر دوم و کورش کوچک. شاه (داریوش دوم) اردشیر را به عنوان جانشین خود انتخاب کرده بود اما پروشات با انتخاب کوروش کوچک موافق بود. به همین دلیل هنگامی که داریوش بیمار بود و قصد داشت پادشاهی را به اردشیر واگذار کند، پروشات کوروش را که فرماندار لیدیه بود به دربار فراخواند تا مانع از جانشینی اردشیر شود. کوروش کوچک دیر رسید و مراسم در حال اجرا بود پس چنان به هیجان آمد که به اردشیر به قصد کشت حمله کرد. این حمله ناموفق بود و کوروش نیز به دستور شاه دستگیر شده و فورا محکوم به اعدام شد. پروشات توانست با تمهیدی جان کوروش را نجات دهد: درست پیش از اجرای حکم اعدام، کوروش را چنان محکم در آغوش گرفت که در صورت اقدام جلاد، خودش نیز کشته میشد. او توانست فرمان عفو کوروش کوچک را از شاه داریوش بگیرد و وی را به لیدیه بازگرداند. بعدا کوروش در لیدیه در مقابل اردشیر دوم شورش کرد و در پی آن جنگهای سختی بین این دو برادر درگرفت که چرخاننده آنها را ملکه پروشات میدانند. کوروش سرانجام در این جنگها کشته شد اما پروشات انتقام وی را از قاتلینش گرفت و یکی از رقبایش به نام استاتیرا را که از همسران محبوب شوهرش بود نیز با خوراندن زهر از بین برد. پروشات پس از مرگ داریوش دوم قدرت خود را در دربار پادشاهی پسرش، اردشیر دوم حفظ کرد.[۱]
کاساندان
کاساندان (Cassandane) همسر کورش بزرگ، از تبار هخامنشیان بود. بود. از پدرش به نام فرناسپ و برادرش به نام اوتانا یاد شده است. پیوند این دو چهار فرزند به ارمغان آورد به نامهای کمبوجیه دوم، بردیا، آتوسا و دختری دیگر که نامش را نمیدانیم.[۱]
پسر بزرگ کاساندان و کورش، کمبوجیه دوم، جهنگشای کرد و مصر را به امپراتری هخامنشین افزود. بردیا نیز مدتی کوتاه بر تاج تخت نشست. اما آتوسا را بیشک باید با دیدی دگر نگریست. چرا که دختر کورش بودن چنان "جایگاه ویژه ای" به او بخشید که داریوش بزرگ او را به همسری خویش برگزید. خشیارشا پسر بزرگ این دو بود.[۲]
کوروش کاسادان را بسیار دوست میداشت، چنان که پس از مرگش کورش آنچنان که شایستهٔ او بود سوگواری کرد و سراسر امپراتوریش نیز چنین کردند. آنچنان که بر رویدادنامه نبونید- کوروش[۳] (آخرین شاه امپرتوری بابل) نوشته شده است، در بابل شش روز سال ۵۳۸ پیش از میلاد را مردم بابل سوگواری کردند و یاد همسر کورش را گرامی داشتند.[۱]
مقبره شهبانو کاساندان در پاسارگاد، در کنار آرامگاه کوروش بزرگ میباشد.
گوهرشادبیگم
ملکه گوهرشادبیگم همسر سلطان شاهرخ تیموری، يكى از زنان نیكوكار و نامدار بوده است و از آثار و بناهای خیریهٔ او مسجد جامع، مدرسه و خانقاه شهر هرات و مسجد جامع مشهد میباشد كه در هر دو شهر به نام آن بانوى نیكنام به مسجد «گوهرشاد» موسوم و مشهور میباشد. اين زن نيكوكار پس از مرگ شاهرخمیرزا در نهم رمضان سال ۸۶۱ ه . ق. در عهد سلطنت ابوسعیدمیرزا در قیام میرزا ابوالقاسم بابر به دسیسهٔ جمعی از امرا و مشاوران سلطان ابوسعید به دستور آن پادشاه در شهر هرات كشته شد و در جنب قبر فرزندش شاهزاده بایسنقرمیرزا در مسجد گوهرشاد هرات مدفون گرديد و قبر او اكنون موجود است.
همای یا همای چهرآزاد دختر بهمن پسر اسفندیار بوده که سی سال پادشاهی ایران نموده و داراب پسر خود را ولیعهد نمود. او را چهرآزاد نیز میگفتند. از بناهای او شهر چهرازادگان است که آن را معرب کردند و جرفادقان میگویند و بعضی گلپایگان میخوانند
پروشات
پروشات یا پروشاتو یا پریزا یکی از ملکههای پرآوازه دوران هخامنشیان بود. پروشات دختر اردشیر یکم (اردشیر درازدست) بود و به همسری داریوش دوم هخامنشی درآمد و ملکه بزرگ دربار بود. پروشات به سیاستپردازی و کاردانی، و سختدلی و خشونت با دشمنانش معروف است.[۱]
پروشات نخستین همسر داریوش دوم هخامنشی (۴۲۴ تا ۴۰۴ پ.م) و بانوی اول دربار بود و چند پسر به دنیا آورد از جمله اردشیر دوم و کورش کوچک. شاه (داریوش دوم) اردشیر را به عنوان جانشین خود انتخاب کرده بود اما پروشات با انتخاب کوروش کوچک موافق بود. به همین دلیل هنگامی که داریوش بیمار بود و قصد داشت پادشاهی را به اردشیر واگذار کند، پروشات کوروش را که فرماندار لیدیه بود به دربار فراخواند تا مانع از جانشینی اردشیر شود. کوروش کوچک دیر رسید و مراسم در حال اجرا بود پس چنان به هیجان آمد که به اردشیر به قصد کشت حمله کرد. این حمله ناموفق بود و کوروش نیز به دستور شاه دستگیر شده و فورا محکوم به اعدام شد. پروشات توانست با تمهیدی جان کوروش را نجات دهد: درست پیش از اجرای حکم اعدام، کوروش را چنان محکم در آغوش گرفت که در صورت اقدام جلاد، خودش نیز کشته میشد. او توانست فرمان عفو کوروش کوچک را از شاه داریوش بگیرد و وی را به لیدیه بازگرداند. بعدا کوروش در لیدیه در مقابل اردشیر دوم شورش کرد و در پی آن جنگهای سختی بین این دو برادر درگرفت که چرخاننده آنها را ملکه پروشات میدانند. کوروش سرانجام در این جنگها کشته شد اما پروشات انتقام وی را از قاتلینش گرفت و یکی از رقبایش به نام استاتیرا را که از همسران محبوب شوهرش بود نیز با خوراندن زهر از بین برد. پروشات پس از مرگ داریوش دوم قدرت خود را در دربار پادشاهی پسرش، اردشیر دوم حفظ کرد.[۱]
کاساندان
کاساندان (Cassandane) همسر کورش بزرگ، از تبار هخامنشیان بود. بود. از پدرش به نام فرناسپ و برادرش به نام اوتانا یاد شده است. پیوند این دو چهار فرزند به ارمغان آورد به نامهای کمبوجیه دوم، بردیا، آتوسا و دختری دیگر که نامش را نمیدانیم.[۱]
پسر بزرگ کاساندان و کورش، کمبوجیه دوم، جهنگشای کرد و مصر را به امپراتری هخامنشین افزود. بردیا نیز مدتی کوتاه بر تاج تخت نشست. اما آتوسا را بیشک باید با دیدی دگر نگریست. چرا که دختر کورش بودن چنان "جایگاه ویژه ای" به او بخشید که داریوش بزرگ او را به همسری خویش برگزید. خشیارشا پسر بزرگ این دو بود.[۲]
کوروش کاسادان را بسیار دوست میداشت، چنان که پس از مرگش کورش آنچنان که شایستهٔ او بود سوگواری کرد و سراسر امپراتوریش نیز چنین کردند. آنچنان که بر رویدادنامه نبونید- کوروش[۳] (آخرین شاه امپرتوری بابل) نوشته شده است، در بابل شش روز سال ۵۳۸ پیش از میلاد را مردم بابل سوگواری کردند و یاد همسر کورش را گرامی داشتند.[۱]
مقبره شهبانو کاساندان در پاسارگاد، در کنار آرامگاه کوروش بزرگ میباشد.
گوهرشادبیگم
ملکه گوهرشادبیگم همسر سلطان شاهرخ تیموری، يكى از زنان نیكوكار و نامدار بوده است و از آثار و بناهای خیریهٔ او مسجد جامع، مدرسه و خانقاه شهر هرات و مسجد جامع مشهد میباشد كه در هر دو شهر به نام آن بانوى نیكنام به مسجد «گوهرشاد» موسوم و مشهور میباشد. اين زن نيكوكار پس از مرگ شاهرخمیرزا در نهم رمضان سال ۸۶۱ ه . ق. در عهد سلطنت ابوسعیدمیرزا در قیام میرزا ابوالقاسم بابر به دسیسهٔ جمعی از امرا و مشاوران سلطان ابوسعید به دستور آن پادشاه در شهر هرات كشته شد و در جنب قبر فرزندش شاهزاده بایسنقرمیرزا در مسجد گوهرشاد هرات مدفون گرديد و قبر او اكنون موجود است.

- پست: 2659
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۳ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۸ ق.ظ
- محل اقامت: روبروی شما
- سپاسهای ارسالی: 2234 بار
- سپاسهای دریافتی: 14097 بار
Re: ملکههای ایران
تنی چند از شیرزنان و دلاور بانوان ایران زمین
ماندانا
[SIZE=150]
[FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]ماندانیا ماندانا در لغت به معنی شاه بوی عنبر سیاه، دختر آژی دهاک آخرین پادشاهماد که همسر کمبوجیه پدر کوروش شد و از این وصلت کوروش متولد گردید.
او در تربیت و نیز انتقال قدرت به کوروش سهم بسیار موثری داشت.
مانداناولین مدرسه جمعی که در آن برگزیدگانی از پسران بودند بنیان مینهد که خودشخصا به دانش آموزان این مدرسه درس حقوق وقانون را می آموخت و به کوروش میآموخت که باید پایه و اساس ظلم و بیدادی را ویران نماید و در هر حال یار وهمیار زیردستان باشد. در این مدرسه فنون سوارکاری و تیراندازی و نبرد نیزآموزش داده میشد.
شیــــرین
شاهزاده ارمنی و برادر زاده و جانشین مهین بانو فرمانروای ارمنستان و زنی خردمند که همسر وفادار خسروپرویز بود.
در آن زمان ارمنستان یكی از شهرهای كوچك ایران و شاه ارمنستان زیر نظر شاهنشاه ایران بود.
خسروپرویزو شیرین حماسه ای از خود ساختند كه همیشه در تاریخ ماندگار ماند. شیرین ازخسرو چهار فرزند به نام های نستور، شهریار، فرود و مردانشه بدنیا آورد كههر چهار فرزند وی در زندان كشته شدند.
داستان عشق او و خسرو پرویز ودلدادگی او و فرهاد در ادبیات ایران مشهور است. پس از این كه خسرو پرویزبدست دست افسری جوان به نام مهرهرمز (که پدرش مرزبان نیم روز «بابل وعراق» بوده و دو سال پیش از این واقعه، به دست خسروپرویز مجازات شده بود)کشته میشود، به پسرش شیرویه نداد و به او گفت كه من به عنوان ملكه ایرانباید بهترین مراسم سوگواری را برای پدرت خسرو پرویز بجا آورم در حالی كهزیباترین لباس و آرایش را داشت با متانت به همراه موبدان و بزرگان به تشیعجنازه خسرو پرویز پرداخت. پس از انجام مراسم از حاضران خواست كه او رابرای آخرین وداع با جنازه همسرش تنها بگذارند در آن هنگام با خنجری دركنار جسد همسرش، خود را كشت.
دغدویـــه
دغدویه یا دوغدو مادر زرتشت است که اصلا از شهر ری بوده است.
ویدر آنجا با کوی ها و کرپن ها که مردم را گمراه می کردند و از آنها مرتبفدیه و قربانی می خواستند و دین را وسیله ای برای رسیدن به امیال وخواستهای ناروای خود کرده بودند به مبارزه پرداخت.
پدر و مادرش چونجان او را در خطر دیدند او را نزد یکی از نزدیکان خود به آذربایجانفرستادند او در آنجا با پوروشسب ازدواج کرد و ثمره این پیوند همایون،زرتشت پیامبر بزرگ ایرانیان است.
کاساندان - کاساندانه
کاساندان تنها همسر کوروش بزرگ،شهبانوی ایران (ملکه جهان) دختر فرناسپه از شاهدختان و دختر فرناسپههخامنشی از دودمانی بود که از نجبای پارس محسوب می شدند و پدر واجدادش درچند نسل شاه پارسیان بودند.
کاساندان ملکه ۲۸ کشور آسیائی بوده وهمواره در کنار همسرش کوروش بزرگ پادشاهی میکرده و پس از او نخستین فردقدرتمند و سیاستمدار دربار هخامنشیان بشمار می آمده است. او ۵ فرزند بانام های کمبوجیه، بردیا، آتوسا، رکسانه و ارتیستونه داشت. هر یك ازفرزندان کاساندان و كوروش بزرگ به نحوی در تاریخ هخامنشیان دارای نقشتعیین كننده بوده اند و از نشانه ها چنین بر می اید كه آنها از تربیتی خاصبرخوردار بودند.
به نقل از هرودوت: کاساندان در ۶ نوامبر ۵۳۹ پیش ازمیلاد فوت کرد و هنگام مرگ وی در بابل ۶ روز همه به سوگواری همگانیفراخوان شدند. کاساندان قبل از کورش درگذشت و بعد از او کورش در اندوهیفراوان ماند و برای همیشه و به احترام همسرش تنهایی را برگزید.
مقبره شهبانو کاساندانه در پاسارگاد، در کنار آرامگاه کوروش بزرگ میباشد.
آتوســا
آتوسا در لغت به معنای خوش اندام است. همچنین به معنای قدرت و توانمندی نیز میباشد.
آتوسـا(۵۵۰ تا ۴۷۵ پیش از میلاد مسیح) شهبانوهای ایران یكی از برجستهترین زناندر تاریخ ایران قدیم است. وی دختر کورش کبیر و کاساندان، خواهر کمبوجیه، وهمسر دو پادشاه هخامنشی، کمبوجیه و داریوش یکم، و مادر خشایار شاه بود.
آتوسـابانویی زیبا بود وهم شاعر و هم ادیب بود و به نوجوانان پارسی درس ادبیاتپارسی میداد. به خاطر خرد و اندیشه نیکویش داریوش با ایشان در مسائلمملکتی و سرنوشت ساز مشورت میکرد و نیز به ایشان اعتماد کامل داشت.
اگرداریوش به منطقه ای لشگر میکشید شورای سلطنت برای اداره امور کشور تشکیلمیشد و رئیس و مافوق همه در راس شورای سلطنت شهربانو آتوسا بود.
هرودوتدر مورد زندگی سیاسی وی میگوید: آتوسا از قدرت فوقالعادهای برخورداربود و علاقمند بود که در میدان کارزار نیز شوهرش را همراهی کند. وی هموارهیاور فکری داریوش بزرگ بوده و چندین نبرد بزرگ را شخصا فرماندهی کرده و یابا نقشه های جنگی او انجام گرفته است.
از زمان مرگ او هیچ اطلاعی دردست نیست. تنها میدانیم تا زمانی که خشایار از جنگ یونان بر میگردد زندهبودهاست. احتمالا آرامگاه او در کنار آرامگاه داریوش کبیر در نقش رستممیباشد.
گفته میشود که «هما» در اساطیرایران، بر مبنای یادمانهایی از «آتوسا شهبانوی پارسی» و رویدادهای دورانداریوش و خشایارشاه، همسر و پسرش شکل گرفته باشد.
«هما» در افسانههای مردمی مرغ فرخنده ایست كه گاه از آن با نام «مرغ سعادت» نیز یاد میشود و در این باورها همان مرغی است كه اگر سایه او بر كسی افتد او راسعادتمند و اگر بر تارك كسی نشیند او را به شهریاری رساند و شاید واژه«همایون و همایونی» با این نام پیوند دارد.

- پست: 2659
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۳ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۸ ق.ظ
- محل اقامت: روبروی شما
- سپاسهای ارسالی: 2234 بار
- سپاسهای دریافتی: 14097 بار
Re: ملکههای ایران
یوتاب
یوتاب در لغت به معنی درخشنده و بیمانند است.
از یوتاب به عنوان یکی از سردارن زن ایرانی نام برده اند.
.یوتابخواهر آریوبرزن سردار نامدار ارتش شاهنشاهی داریوش سوم بوده است وی درنبرد با اسکندر گجستک همراه آریو برزن فرماندهی بخشی از ارتش را بر عهدهداشته است . او در کوههای بختیاری راه را بر اسکندر بست ولی یک ایرانیخائن راه را به اسکندر نشان داد و او از مسیر دیگری به ایران هجوم آورد.
از یوتاب به عنوان شاه آتروپاتان ( آذربایجان ) در سالهای 20 قبل از میلاد تا 20 پس از میلاد نیز یاد شده است.
آریو برزن و یوتاب در راه وطن کشته شدند و نامی جاویدان از خود بر جای گذاشتند.
آرتمیـــــس
نخستین و تنها بانوی دریاسالار جهان

آرتمیـس یا آرتمیـز در لغت به معنی راست گفتار بزرگ است.
تاریخ نویسان یونان او را در زیبایی و برجستگی و متانت سرآمد همه زنان آن روزگار نامیده اند.
آرتمیس نخستین بانویی بود که در حدود ۲۴۸۰ سال پیش فرمان دریاسالاری خود را از سوی خشایارشا هخامنشی دریافت کرد.
درسال ۴۸۴ پیش از میلاد فرمان بسیج دریایی برای شرکت در جنگ با یونانیانتوسط خشایارشا هخامنشی صادر شد. آرتمیس فرماندار سرزمین کاربه با پنجفروند کشتی جنگی که خود فرماندهی آنها را در دست داشت به نیروی دریاییایران پیوست. در این نبرد ایران موفق به تصرف آتن شد. در این نبرد نیرویزمینی ایران از ۸۰۰ هزار پیاده و ۸۰ هزار سواره تشکیل شده بود. نیرویدریایی ایران دارای ۱۲۰۰ کشتی جنگی و ۳۰۰ کشتی ترابری بود.
آرتمیس درسال ۴۸۰ پیش از میلاد در جنگ سالامیس که بین نیروی دریایی ایران و یوناندر گرفت شرکت داشت و دلاوریهای بسیاری از خود نشان داد. او همیشه موردستایش دوست و حتی دشمن قرار داشت. اودر نبرد سالامیس در دشوارترین شرایطجنگ با دلیری و بی باکی کم مانندی توانست بخشی ازنیروی دریایی ایران را ازخطر نابودی نجات دهد. به همین دلیل بود که او به افتخار دریافت فرمان دریاسالاری از سوی خشایارشا رسید. او به خشایار شاه پیشنهاد ازدواج داد که بهدلایلی این ازدواج صورت نگرفت.
گردآفـــرید

گردآفرید یا گُردآفرین یكی ازپهلوانان سرزمین ایران که تاریخ از او به عنوان دختر كژدهم یاد میــكند.در داستان رستم و سهراب گردآفرید با لباسی مردانه با سهراب رزم کرد و بهدست او گرفتار شد ولی توانست خود را با تدبیر از دست سهراب برهاند. فردوسیبزرگ از او به عـــنوان زنی جنگو و دلاور سرزمین پاكان یاد میكند.
در شاهنامهٔ فردوسی نیز چنین آمدهاست:
زنی بود بر سان گرد سوار
همیشه به جنگ اندرون نامدار
سیندخــت - رودابــه - تهمینــه
سیندخت:
همسر خردمند مهرآبکابلی و مادر رودابه و مادربزرگ رستم که در همسری زال و رودابه و جلبموافقت مهرآب پدر رودابه به این وصلت نقش مهمی داشت و نیز در موقع تولدرستم از مادر، سیندخت یار و مددکار دخترش رودابه بود.
کوتاه سخن اینکه سیندخت یکی از خردمندترین چهره های شاهنامه است.
رودابه:
دخترمهرآب کابلی و همسر زال و مادر رستم که به روایت شاهنامه دلباختگی زال بهاو یکی از زیباترین صحنه های شاهنامه است. رودابه در موقع تولد رستم اولینسزارین را انجام داد.
بنابراین، چنین زایمان ها را باید "رستمی" گفت نه سزارین. زیرا سزار قرن ها پس از تولد رستم به دنیا آمده است.
تهمینه:
دخترزیباروی پادشاه سمنگان که شبی همسر رستم بود. ثمره آن تولد سهراب است کهداستان زندگی و مرگ دردناکش به دست پدر در شاهنامه فردوسی به تفصیل آمدهاست.
تهمینه برای آنکه تمام وقت خود را صرف پرورش سهراب کند، با وجود جوانی و زیبایی ازدواج نکرد.
بانو گُشنــسب و زربانوی دلیــــر
بانو گشسب (مخفف گشنسپ) به معنی «بانوی دارنده اسب نر» است که در جنگاوری هیچ کس یارای مقاومت با او را نداشت.
بانوگُشنــسب دختر رستم و همسر «گیو» که نام وی در برزو نامه و بهمن نامهبسیار آمده است. یکی از مشهور ترین حکایت های او نبرد سگانه فرامرز، رستمو بانو گشنسب است که در هنگام کشتی پهلوانان را به خاک می افکند، دلیریاین بانوی ایرانی مشهور است. او منظومه ای نیز بنام خود دارد که هم اکنوننسخه ای از آن در کتابخانه ملی پارسی و در کتابخانه ملی بریتانیا موجوداست.
شهین سراج، پژوهشگر ادب و تاریخ:
اگر بخواهیم ارزشپهلوانی دختر رستم را باز بکنیم ارزش حماسی و نقش حماسی این دختر از جاییشروع میشود که بهمن اسفندیار به کینهتوزی خون اسفندیار به سیستان حملهمیکند و زال را در قفس میاندازد و با فرامرز، پسر رستم جنگ میکند وعاقبت او را بر دار میزند.
تنها کسی که در خاندان رستم در برابربهمن حقیقتاً یک مقامت نظامی نشان میدهد و از آن باورهای رستم دفاعمیکند به نظر من بانو گشنسب است.
او است که این نبرد را ادامه میدهد و مانند پدرش که همیشه حامی پادشاهان ایران بوده ولی هیچوقت سر فرود نیاورد.
زربانوسردار جنگجوی ایرانی و دختر رستم و خواهر بانو گشنسب. او در سوارکاری زبدهبوده است و در نبردها دلاوریهای بسیار از خود نشان داده است. تاریخ نام اورا جنگجویی که آزاد کننده زال، آذربرزین و تخوار از زندان بوده است ثبتکرد.
آذرناهیــــد
ملكه ملكه های امپراتوری ایران درزمان شاهنـــــــشاهی شاپور یكم بنیانگزار ساسله ساسانی. نام این ملكهبزرگ و اقتدارات دولتی او در قلمرو ایــــران در كتیبه های كعبه زرتشت دراستان فارس بارها امده است و او را ستایـش كرده است.
هلاله - همای چهر آزاد

پادشاه زن ایرانی كه به گفته كتاب دینی و تاریخی
(391یشتا 274+1 یشتا 2) در زمان كیانیان بر اریكه شاهنشاهی ایران نشست . از اوبه عنوان هفتـــمین پادشاه كیانی یاد شده است كه نامش را "همای چهر آزاد"و "همای وهمون" نیز گفته اند.
او مادر داراب بود و پس از "وهومن سپندداتان" بر تخت شاهنشاهی ایران نشست. وی با زیبایی تمام سی سال پادشاه ایران بود.
نوشتارهازیادی درباره رفتار و کردار او یادشده که او در مدت سی سال پادشاهیش هرگزخطائی نکرده و مردمان در زمان او همواره در آسایش و سلامت زندگی میکردهاند.
یوتاب در لغت به معنی درخشنده و بیمانند است.
از یوتاب به عنوان یکی از سردارن زن ایرانی نام برده اند.
.یوتابخواهر آریوبرزن سردار نامدار ارتش شاهنشاهی داریوش سوم بوده است وی درنبرد با اسکندر گجستک همراه آریو برزن فرماندهی بخشی از ارتش را بر عهدهداشته است . او در کوههای بختیاری راه را بر اسکندر بست ولی یک ایرانیخائن راه را به اسکندر نشان داد و او از مسیر دیگری به ایران هجوم آورد.
از یوتاب به عنوان شاه آتروپاتان ( آذربایجان ) در سالهای 20 قبل از میلاد تا 20 پس از میلاد نیز یاد شده است.
آریو برزن و یوتاب در راه وطن کشته شدند و نامی جاویدان از خود بر جای گذاشتند.
آرتمیـــــس
نخستین و تنها بانوی دریاسالار جهان

آرتمیـس یا آرتمیـز در لغت به معنی راست گفتار بزرگ است.
تاریخ نویسان یونان او را در زیبایی و برجستگی و متانت سرآمد همه زنان آن روزگار نامیده اند.
آرتمیس نخستین بانویی بود که در حدود ۲۴۸۰ سال پیش فرمان دریاسالاری خود را از سوی خشایارشا هخامنشی دریافت کرد.
درسال ۴۸۴ پیش از میلاد فرمان بسیج دریایی برای شرکت در جنگ با یونانیانتوسط خشایارشا هخامنشی صادر شد. آرتمیس فرماندار سرزمین کاربه با پنجفروند کشتی جنگی که خود فرماندهی آنها را در دست داشت به نیروی دریاییایران پیوست. در این نبرد ایران موفق به تصرف آتن شد. در این نبرد نیرویزمینی ایران از ۸۰۰ هزار پیاده و ۸۰ هزار سواره تشکیل شده بود. نیرویدریایی ایران دارای ۱۲۰۰ کشتی جنگی و ۳۰۰ کشتی ترابری بود.
آرتمیس درسال ۴۸۰ پیش از میلاد در جنگ سالامیس که بین نیروی دریایی ایران و یوناندر گرفت شرکت داشت و دلاوریهای بسیاری از خود نشان داد. او همیشه موردستایش دوست و حتی دشمن قرار داشت. اودر نبرد سالامیس در دشوارترین شرایطجنگ با دلیری و بی باکی کم مانندی توانست بخشی ازنیروی دریایی ایران را ازخطر نابودی نجات دهد. به همین دلیل بود که او به افتخار دریافت فرمان دریاسالاری از سوی خشایارشا رسید. او به خشایار شاه پیشنهاد ازدواج داد که بهدلایلی این ازدواج صورت نگرفت.
گردآفـــرید

گردآفرید یا گُردآفرین یكی ازپهلوانان سرزمین ایران که تاریخ از او به عنوان دختر كژدهم یاد میــكند.در داستان رستم و سهراب گردآفرید با لباسی مردانه با سهراب رزم کرد و بهدست او گرفتار شد ولی توانست خود را با تدبیر از دست سهراب برهاند. فردوسیبزرگ از او به عـــنوان زنی جنگو و دلاور سرزمین پاكان یاد میكند.
در شاهنامهٔ فردوسی نیز چنین آمدهاست:
زنی بود بر سان گرد سوار
همیشه به جنگ اندرون نامدار
سیندخــت - رودابــه - تهمینــه
سیندخت:
همسر خردمند مهرآبکابلی و مادر رودابه و مادربزرگ رستم که در همسری زال و رودابه و جلبموافقت مهرآب پدر رودابه به این وصلت نقش مهمی داشت و نیز در موقع تولدرستم از مادر، سیندخت یار و مددکار دخترش رودابه بود.
کوتاه سخن اینکه سیندخت یکی از خردمندترین چهره های شاهنامه است.
رودابه:
دخترمهرآب کابلی و همسر زال و مادر رستم که به روایت شاهنامه دلباختگی زال بهاو یکی از زیباترین صحنه های شاهنامه است. رودابه در موقع تولد رستم اولینسزارین را انجام داد.
بنابراین، چنین زایمان ها را باید "رستمی" گفت نه سزارین. زیرا سزار قرن ها پس از تولد رستم به دنیا آمده است.
تهمینه:
دخترزیباروی پادشاه سمنگان که شبی همسر رستم بود. ثمره آن تولد سهراب است کهداستان زندگی و مرگ دردناکش به دست پدر در شاهنامه فردوسی به تفصیل آمدهاست.
تهمینه برای آنکه تمام وقت خود را صرف پرورش سهراب کند، با وجود جوانی و زیبایی ازدواج نکرد.
بانو گُشنــسب و زربانوی دلیــــر
بانو گشسب (مخفف گشنسپ) به معنی «بانوی دارنده اسب نر» است که در جنگاوری هیچ کس یارای مقاومت با او را نداشت.
بانوگُشنــسب دختر رستم و همسر «گیو» که نام وی در برزو نامه و بهمن نامهبسیار آمده است. یکی از مشهور ترین حکایت های او نبرد سگانه فرامرز، رستمو بانو گشنسب است که در هنگام کشتی پهلوانان را به خاک می افکند، دلیریاین بانوی ایرانی مشهور است. او منظومه ای نیز بنام خود دارد که هم اکنوننسخه ای از آن در کتابخانه ملی پارسی و در کتابخانه ملی بریتانیا موجوداست.
شهین سراج، پژوهشگر ادب و تاریخ:
اگر بخواهیم ارزشپهلوانی دختر رستم را باز بکنیم ارزش حماسی و نقش حماسی این دختر از جاییشروع میشود که بهمن اسفندیار به کینهتوزی خون اسفندیار به سیستان حملهمیکند و زال را در قفس میاندازد و با فرامرز، پسر رستم جنگ میکند وعاقبت او را بر دار میزند.
تنها کسی که در خاندان رستم در برابربهمن حقیقتاً یک مقامت نظامی نشان میدهد و از آن باورهای رستم دفاعمیکند به نظر من بانو گشنسب است.
او است که این نبرد را ادامه میدهد و مانند پدرش که همیشه حامی پادشاهان ایران بوده ولی هیچوقت سر فرود نیاورد.
زربانوسردار جنگجوی ایرانی و دختر رستم و خواهر بانو گشنسب. او در سوارکاری زبدهبوده است و در نبردها دلاوریهای بسیار از خود نشان داده است. تاریخ نام اورا جنگجویی که آزاد کننده زال، آذربرزین و تخوار از زندان بوده است ثبتکرد.
آذرناهیــــد
ملكه ملكه های امپراتوری ایران درزمان شاهنـــــــشاهی شاپور یكم بنیانگزار ساسله ساسانی. نام این ملكهبزرگ و اقتدارات دولتی او در قلمرو ایــــران در كتیبه های كعبه زرتشت دراستان فارس بارها امده است و او را ستایـش كرده است.
هلاله - همای چهر آزاد

پادشاه زن ایرانی كه به گفته كتاب دینی و تاریخی
(391یشتا 274+1 یشتا 2) در زمان كیانیان بر اریكه شاهنشاهی ایران نشست . از اوبه عنوان هفتـــمین پادشاه كیانی یاد شده است كه نامش را "همای چهر آزاد"و "همای وهمون" نیز گفته اند.
او مادر داراب بود و پس از "وهومن سپندداتان" بر تخت شاهنشاهی ایران نشست. وی با زیبایی تمام سی سال پادشاه ایران بود.
نوشتارهازیادی درباره رفتار و کردار او یادشده که او در مدت سی سال پادشاهیش هرگزخطائی نکرده و مردمان در زمان او همواره در آسایش و سلامت زندگی میکردهاند.

- پست: 2659
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۳ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۸ ق.ظ
- محل اقامت: روبروی شما
- سپاسهای ارسالی: 2234 بار
- سپاسهای دریافتی: 14097 بار
Re: ملکههای ایران
آریاتــس
یكی از سرداران مبارز و دلیر هخامنشیان در سالهای پیش از میلاد. مورخــین یونانی در چندین جا نامی از وی به میان اورده اند.
پریــــن
بانوی دانشمند ایرانی.
اودختر کی قباد بود كه در سال 924 قبل از مــیلاد هزاران برگ از نسخه هایاوستا را به زبان پهلوی برای ایندگان از گوشه و كنار ممالك اریایی گرداورینمود و یكبار كامل ان را نوشت و نامش در تاریخ ایران زمین برای همیشه تبتگردیده است.
آرتادخـــت
وزیر خزانه داری و امور مالی دولت ایران در زمان شاهنشاهی اردوان چهارم اشكانی.
بهگفته كتاب اشكانیان اثر دیاكونوف روســــی خاور شناس بزرگ او مالیات ها راسامان بخشید و در اداره امور مالی كوچكتـــــرین خطایی مرتكب نشد و اقتصادامپراتوری پارتیان را رونق بخشید.
چنانچه برآمده است٬ از کارهای بزرگاو در گردآوری دارایی کشور٬ یکی جلوگیری از هزینه های بیهوده به ویژهدرباریان و دیگری گرفتن باج و خراج از درآمد توانگران بوده است.
فــرخ رو
نام او به عنوان نخستین بانوی وزیر در تاریـــــخ ایران ثبت شده است.
وی از طبقه عام كشوری به مقام وزیری امپراتوری ایران رسید.
فرانّـــک
همسر آبتین و مادر فریدون که در رهاندن و زنده ماندن فریدون از دست دژخیمان ضحاک رنجها برد و در به قدرت رسیدنش نقش اساسی داشت.
پــوراندخت و آزرمیــدخت
پوراندخت شاهنشاه ایران در زمانساسانی بود و زنی بود كه بر بیش از 10 كشور آسیایی پادشاهی میكرد. او پساز اردشیر شیرویه به عنوان بیست و پنجمین پادشاه ساسانی بر اریكه شاهنشاهیایران نشست و فرامانروایی نمود.
پوران خسرو منظور پوراندخت دختر خسروپرویز است که زنی با کفایت و خردمند بود ولی متأسفانه به علت وضع آشفته ونابسامان آن دوران و جنگهای طولانی ایران و روم در زمان خسرو پرویز و نفوذدین مزدک و نارضایی مردم از وضع موجود و در یکی از دشوارترین شرایط تاریخیایران حکومت کشور را چند ماهی در اختیار داشت و پس از مرگ او حکومت بهآزرم دخت رسید.
ملکه آزرمی دخت، آزرم، آزرمی، (۶۳۰م یا ۶۳۱م) (بهمعنی دختر پیر نشدنی) شاهنشاه زن ایرانی و سی و دومین شاهنشاه ساسانی،دختر خسروپرویز پسر هرمز پسر انوشیروان ملقبهٔ به عادله كه پس از خواهرخویش پوراندخت لشكریان او را در تیسفون بپادشاهی برداشتند. فرمانرواىخراسان، سپهبد فرخهرمز که یکى از مدعیان جدى سلطنت بود، ملکه را به همسرىخواست. در حالی که آزرمىدخت علناً وعدهى ازدواج به او داد، در نهانتدارک قتلش را دید (بنا به فرهنگ معین چون "آزرمیدخت نمیتوانست علنامخالفت کند"). رستم، پسر فرخهرمزد، به خونخواهى پدرش لشکر به پایتختکشید و پس از سرنگونی آزرمىدخت، ملکهٔ ساسانی را نابینا کرد. آزرمی دختچهار ماه پادشاهی کرد. از کیفیت وفات این ملکه اطلاعی در دست نیست.
پاره ای از اشعار حکیم فردوسی در باره ی پوران دخت و آزرم دخت:
یکی دختری بود پوران بنام چو زن شاه شد کارها گشت خام
بزرگان برو گوهر افشاندند بران تخت شاهیش بنشاندند
چنین گفت پس دخت پوران که من نخواهم پراگندن انجمن
کسی راکه درویش باشد ز گنج توانگر کنم تانماند به رنج
مبادا ز گیتی کسی مستمند که از درد او بر من آید گزند
ز کشور کنم دور بدخواه را بر آیین شاهان کنم گاه را
یکی دخت دیگر بد آزرم نام ز تاج بزرگان رسیده به کام
بیامد به تخت کیان برنشست گرفت این جهان جهان رابه دست
نخستین چنین گفت کای بخردان جهان گشته و کار کرده ردان
همه کار بر داد و آیین کنیم کزین پس همه خشت بالین کنیم
ر آنکس که باشد مرا دوستدار چنانم مر او را چو پروردگار
کس کو ز پیمان من بگذرد بپیچید ز آیین و راه خرد
منیــــژه
دختر افراسیاب که بیژن سردارمعروف ایرانی دلباخته او گردید و به بند اسارت افراسیاب افتاد و به دستورافراسیاب او را به چاهی که به همین نام معروف است انداختند تا سرانجامرستم که خود را به صورت بازرگانی درآورده بود توانست او را نجات بخشد.
یكی از سرداران مبارز و دلیر هخامنشیان در سالهای پیش از میلاد. مورخــین یونانی در چندین جا نامی از وی به میان اورده اند.
پریــــن
بانوی دانشمند ایرانی.
اودختر کی قباد بود كه در سال 924 قبل از مــیلاد هزاران برگ از نسخه هایاوستا را به زبان پهلوی برای ایندگان از گوشه و كنار ممالك اریایی گرداورینمود و یكبار كامل ان را نوشت و نامش در تاریخ ایران زمین برای همیشه تبتگردیده است.
آرتادخـــت
وزیر خزانه داری و امور مالی دولت ایران در زمان شاهنشاهی اردوان چهارم اشكانی.
بهگفته كتاب اشكانیان اثر دیاكونوف روســــی خاور شناس بزرگ او مالیات ها راسامان بخشید و در اداره امور مالی كوچكتـــــرین خطایی مرتكب نشد و اقتصادامپراتوری پارتیان را رونق بخشید.
چنانچه برآمده است٬ از کارهای بزرگاو در گردآوری دارایی کشور٬ یکی جلوگیری از هزینه های بیهوده به ویژهدرباریان و دیگری گرفتن باج و خراج از درآمد توانگران بوده است.
فــرخ رو
نام او به عنوان نخستین بانوی وزیر در تاریـــــخ ایران ثبت شده است.
وی از طبقه عام كشوری به مقام وزیری امپراتوری ایران رسید.
فرانّـــک
همسر آبتین و مادر فریدون که در رهاندن و زنده ماندن فریدون از دست دژخیمان ضحاک رنجها برد و در به قدرت رسیدنش نقش اساسی داشت.
پــوراندخت و آزرمیــدخت
پوراندخت شاهنشاه ایران در زمانساسانی بود و زنی بود كه بر بیش از 10 كشور آسیایی پادشاهی میكرد. او پساز اردشیر شیرویه به عنوان بیست و پنجمین پادشاه ساسانی بر اریكه شاهنشاهیایران نشست و فرامانروایی نمود.
پوران خسرو منظور پوراندخت دختر خسروپرویز است که زنی با کفایت و خردمند بود ولی متأسفانه به علت وضع آشفته ونابسامان آن دوران و جنگهای طولانی ایران و روم در زمان خسرو پرویز و نفوذدین مزدک و نارضایی مردم از وضع موجود و در یکی از دشوارترین شرایط تاریخیایران حکومت کشور را چند ماهی در اختیار داشت و پس از مرگ او حکومت بهآزرم دخت رسید.
ملکه آزرمی دخت، آزرم، آزرمی، (۶۳۰م یا ۶۳۱م) (بهمعنی دختر پیر نشدنی) شاهنشاه زن ایرانی و سی و دومین شاهنشاه ساسانی،دختر خسروپرویز پسر هرمز پسر انوشیروان ملقبهٔ به عادله كه پس از خواهرخویش پوراندخت لشكریان او را در تیسفون بپادشاهی برداشتند. فرمانرواىخراسان، سپهبد فرخهرمز که یکى از مدعیان جدى سلطنت بود، ملکه را به همسرىخواست. در حالی که آزرمىدخت علناً وعدهى ازدواج به او داد، در نهانتدارک قتلش را دید (بنا به فرهنگ معین چون "آزرمیدخت نمیتوانست علنامخالفت کند"). رستم، پسر فرخهرمزد، به خونخواهى پدرش لشکر به پایتختکشید و پس از سرنگونی آزرمىدخت، ملکهٔ ساسانی را نابینا کرد. آزرمی دختچهار ماه پادشاهی کرد. از کیفیت وفات این ملکه اطلاعی در دست نیست.
پاره ای از اشعار حکیم فردوسی در باره ی پوران دخت و آزرم دخت:
یکی دختری بود پوران بنام چو زن شاه شد کارها گشت خام
بزرگان برو گوهر افشاندند بران تخت شاهیش بنشاندند
چنین گفت پس دخت پوران که من نخواهم پراگندن انجمن
کسی راکه درویش باشد ز گنج توانگر کنم تانماند به رنج
مبادا ز گیتی کسی مستمند که از درد او بر من آید گزند
ز کشور کنم دور بدخواه را بر آیین شاهان کنم گاه را
یکی دخت دیگر بد آزرم نام ز تاج بزرگان رسیده به کام
بیامد به تخت کیان برنشست گرفت این جهان جهان رابه دست
نخستین چنین گفت کای بخردان جهان گشته و کار کرده ردان
همه کار بر داد و آیین کنیم کزین پس همه خشت بالین کنیم
ر آنکس که باشد مرا دوستدار چنانم مر او را چو پروردگار
کس کو ز پیمان من بگذرد بپیچید ز آیین و راه خرد
منیــــژه
دختر افراسیاب که بیژن سردارمعروف ایرانی دلباخته او گردید و به بند اسارت افراسیاب افتاد و به دستورافراسیاب او را به چاهی که به همین نام معروف است انداختند تا سرانجامرستم که خود را به صورت بازرگانی درآورده بود توانست او را نجات بخشد.