ناگفته هاي جنگ

در اين بخش شهداء و ايثارگران جنگ معرفي و درباره‌ي حماسه دفاع مقدس بحث ميشود

مدیران انجمن: moh-597, شوراي نظارت, مديران هوافضا

ارسال پست
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 2659
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۳ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۸ ق.ظ
محل اقامت: روبروی شما
سپاس‌های ارسالی: 2234 بار
سپاس‌های دریافتی: 14097 بار

ناگفته هاي جنگ

پست توسط RAHVAR »

ناگفته هاي جنگ به روايت سردار شهيد محمد علي شاهمرادي

تانكهايي با پرچمهاي سبز و سرخ و زرد
خبرگزاريفارس:شهيد شاهمرادي قائم مقام فرماندهي تيپ قمر بني هاشم در خاطرات خود ميگويد:فرماندهي تيپ مي گفت مقاومت كنيد. الان مي‌رسيم. ناگهان ديدم صدايتانكها شديد و شديدتر شد، در عين ناباوري ديديم كه تانكهايي با پرچمهايسبز و سرخ و زرد در حال پيشروي بودند.


تصویر


سردارشهيد محمد علي شاهمرادي قائم مقام فرماندهي تيپ قمر بني هاشم، درمصاحبه‌اي كه قبل از شهادت خود انجام داده است، در رابطه با عمليات بيتالمقدس و آزاد سازي خرمشهر مطالبي بخواندني بيان كرده است كه شمارا بهمطالعه آن دعوت مي نماييم :

در عرض كمتر از 40 روز، نيروهايي كه در «فتح المبين» عمليات كردهبودند و نيروهاي تازه نفسي كه از شهر اعزام شده بودند، تشكيل تيپها و لشكرها را دادند و اعلام آمادگي نمودند. عمليات بيت المقدس بسيار وسيع بود. ازبقل كارون شروع و جاده اهواز- خونين شهر بايد آزاد مي‌شد و به طرف مرزپيشروي مي‌كرديم. لشكر هاي 5 و 6 عراق كه در پاسگاههاي حاتمي و شهابيمنطقه طلايه مستقر بودند، وقتي ديدند نيروهاي اسلام از طرف «پاسگاه حميد»حركت كرده‌اند و به نزديكيهاي دژ ايران و عراق رسيده‌اند و مي‌توانندارتباط آنها را قطع كنند و خودشان را به هور برسانند، احساس خطر كردند كهممكن است به دام بيفتند، بلافاصله گريختند و آماده پاتك شدند. يكي ازهدفهاي عمده {اين عمليات} به خطر انداختن بصره بود، زيرا با اين كار خونينشهر آزاد مي‌شد. از طرفي به خاطر موانع دفاعي كه عراقيها ايجاد كردهبودند، مستقيم نمي‌توانستيم به خونين شهر حمله كنيم. عراق هم مي‌خواست هرطور شده خودش را به كارون بچسباند و به همين دليل خمپاره‌هاي 120 خود رانزديك آورده بود و يك روز موقعي كه بچه‌ها براي نهار آماده مي‌شدند محلاستقرار آنها را به گلوله بست كه چند نفر از بچه‌ها شهيد و مجروح شدند. باتوجه به حركات دشمن، شناسايي و اطلاعات بچه‌هاي ما و اسرايي كهپناهنده‌مي‌شدند و گزارش و خبرهايي كه بدست مي‌آمد، معلوم شد كه بايدعمليات كنيم. زيرا اگر دشمن خود را به كارون مي‌چسباند حركت براي ما مشكلمي‌شد، زيرا نيروهاي دشمن روي جاده اهواز- خونين شهر زياد بودند . با پنج،شش گردان از تيپ امام حسين(ع) از رو به روي دارخوين حركت كرديم بعد متوجهشديم كه فقط مهندسي دشمن روبه روي ماست. بنابراين چند گردان از جمله گردانما برگشتند و در نخلستانهاي كنار كارون دو روز مستقر بوديم و گروههاي عملكننده براحتي به هدفهاي خود رسيدند. نيروي هوايي دشمن حملاتش را شروع كردو ما كه كنار پل مستقر بوديم مورد هجوم هواپيماها قرار گرفتيم، لذا چند تناز بچه‌ها شهيد و زخمي شدند.
سه روز بعد براي جابجايي گردان ما با گرداني كه در خط بود حركتكرديم روز گردان را حركت داديم، همه آماده بوديم جلوي هر حركت دشمن رابگيريم خبر دادند كه يك عراقي دارد پيش مي‌آيد و مي‌‌خواهد اسير شود. فكركرديم شوخي مي‌كنند، ولي بعد ديديم كه درجه‌دار عراقي است سينه خيز به طرفما مي‌آيد. يكي از بچه‌هاي خونين شهر كه با زبان عربي آشنا بود با او صحبتكرد، مشخص شد او واقعاً فرار كرده است. آن عراقي بعد از تسليم شدن گفت:نيروهاي عراقي قصد دارند پاتك بزنند بدين صورت كه اول با نيروي زرهيسرگرمتان كنند و بعد نيروهاي پياده عمل كنند. او را با يك زخمي توسطآمبولانس به پشت جبهه انتقال داديم بعد از مدتي از فرماندهي اطلاع دادندكه دشمن قصد پاتك دارد. ميزان مهمات را بررسي كرديم اما براي مقابله با يكپاتك كافي نبود. درخواست مهمات كرديم كه بلافاصله تدارك شديم. طبق گفته آناسير عراقي دشمن، حمله را با زرهي شروع كرد. ما كاملاً دستشان را خواندهبوديم. آنها با آتش شديد تا 150 متري جاده كه ما پشت آن مستقر بوديم،مي‌آمدند و سريعاً بر مي‌گشتند. اين حركت تا ساعت 11 شب تكرار شد و بچه‌هاما هم چندين تانك عراقيها را شكار كردند، اما ناگهان گروهان سمت چپ تماسگرفتند كه نيروهاي پياده دشمن روي خاكريزهاي ما آمدند و با بچه‌ها به نبردتن به تن مشغولند خواستيم به كمك آنها برويم كه گروهان سمت راست هم همينخبر را داد. صداي الله اكبر بچه‌ها بلند شد و چندين عراقي به هلاكترسيدند. چند تن از بچه‌هاي فداكار ما هم به شهادت رسيدند. در اين درگيريعراقيها كشته زيادي دادند. فرمانده‌شان با تير يكي از بچه‌ها كه به چشمشزده بود از پاي در آمد و چون با سوتك افرادش را هدايت مي‌كرد، سوتك بهدهان مرده بود. نيروي زرهي هم كه از موقعيت نبرد تن به تن سوء استفادهكرده و با حمايت «پي ام پي» ها پيش آمده بودند توسط نارنجك بچه‌ها منهدم وبا شليك رو به رو شدند.
صبح آمار گرفتيم حدود 70 نفر زخمي و شهيد داده بوديم.به قرارگاه خبرداديم كه براي ادامه نبرد به 70 نفر نيرو نياز منديم و آنها گرداني را بهجاي ما به خط فرستادند و ما به پشت خط برگشتيم. تا عصر مانديم تا ضمنسازماندهي مجدد كمبود نيرو را هم جبران كنيم. در حالي كه يكي از گروهانهارا به پشت خط فرستاديم و داشتيم گروهان باقيمانده را نيز انتقال مي‌داديم،بي سيم زدند كه به پشت خط نياييد و آماده حمله باشيد. با دريافت اين خبر،به چهره بچه‌ها نگاه كردم، كاملاَ خسته بودند، راهي زياد رفته بودند ونبردي تن به تن و هولناك را به انجام رسانده بودند و تمام شب را تا صبحبدون يك لحظه وقفه جنگيده بودند، لذا ديگر رمقي براي جنگيدن نداشتند. اينبود كه با فرماندهي تماس گرفتم و گفتم كه اين بچه‌ها خسته هستند و آمادگيجنگيدن را ندارند، گفتند: از خود بچه‌ها نظر خواهي كنيد. بچه‌ها را جمعكردم و مسئله را با آنها در ميان گذاشتم، گفتند: ما راه شهيدانمان راادامه مي دهيم و حاضريم بجاي آنها(70 نفر شهيد، مجروح) بجنگيم. به اينترتيب آنها را هم كه به پشت خط فرستاده بوديم فرا خوانديم و اعلام آمادگيكرديم. آفتاب غروب كرده بود كه بچه‌ها را سازماندهي كرديم، پشت خط نمازمغرب و عشا را با پوتين و لباس رزم خوانديم. با خداي خود راز و نياز كردهسپس مهمات برداشته و آماده نبرد شديم. بلافاصله به فرماندهي تيپ اعلامآمادگي كرديم گفتند: حركت كنيد و به خط دشمن بزنيد. و حتي منتظر ديگرگردانها و تيپ‌ها نباشيد. بچه‌ها را جمع كردم گفتم: « برادران ديشب پاتكآنها به ما بود و امشب پاتك ما به آنها خواهد بود، بايد به دشمن ثابت كردكه نيروي ايمان مي تواند بر تانكها و توپها ي آنها غلبه كند. مي‌خواهيمثابت كنيم كه در 10 دقيقه اول نيروهاي اسلام مي توانند خط دشمن رابشكنند.» آنها قول دادند كه اين كار را با ياد خداوند آغاز خواهند كردنوحه‌اي و روضه‌اي خوانده شد. به ياد خدا و نام متبرك حمله آغاز كرديم.300 متر با دشمن فاصله داشتيم: بچه‌ها را به 3 گروه تقسيم كرديم. چپ- راست–وسط .گفتم وقتي منورهاي دشمن خاموش شد با سرعت هر چه بيشتر به طرف آنهابرويد و هر جا دشمن شروع به تير اندازي نمود با او درگير شويد، وقتي به 50متري دشمن رسيديم ناگهان دشمن متوجه شد و با دست پاچگي و فشار بي امانشروع به آتش ريختن بر سر بچه ها كرد. فرياد الله اكبر برادران سينه تاريكشب را شكافت و لرزه بر اندام دشمن انداخت. برادران با قدرت ايمان و آتش برسر دشمنان ريختند و تمام سنگرها و تانكهاي آنها را منهدم كردند وعده‌زيادي از آنها را به هلاكت رساندند.
شكسته شدن اين خط كمتر از 10 دقيقه به طول انجاميد، تازه گردانهايديگر متوجه شدند و به ما بي‌سيم زدند كه طرف شما چه خبر شده است؟ فكرمي‌كردند كه ما هنوز در خط مانده‌ايم در پاسخ گفتيم ما خط دشمن را شكستيم،تانكها نفرات دشمن را منهدم كرديم.
با هدايت فرماندهي تيپ «شهيد خرازي» به حركت ادامه داديم و به قلبدشمن مي رفتيم حدود يك ساعتي از حركت ما مي گذشت كه تازه عمليات در طرف چپو راست ما در خطي كه ما از آن گذشته بوديم شروع شد. در جلوي ما كسي نبود وما از وسط به جلو مي‌رفتيم و بدين علت بود كه خط يك و دو دشمن شكسته شدهبود و هيچ توپ و تانكي جلوي ما نبود.
بعد از طي مسافتي به تعدادي تانك برخورديم، درگير شديم جنگ و گريزادامه يافت، ساعت حدود 2 صبح بود كه به نزديك مرز ايران رسيديم، تماسگرفتيم، گفتند آنجا مرز خودمان است، بايد حدود 5 كيلومتر برويد تا به دژعراق برسيد. تانكهاي موجود در مسير يكي پس از ديگري توسط بچه‌ها منهدممي‌شد آر پي چي زنهاي ما شكارچيان ما انگار كه تيرشان به خطا نمي‌رفت.
كمي جلوتر عراقي ها يك قبضه‌توپ چهار لول روي يك ايفا كار گذشتهبودند و آهسته آهسته مي‌رفتند و بچه‌ها را با آن مي‌زدند، مسير را عوضكرديم و چند نفر از برادران به هر شكل خودشان را به ايفارساندند و آن رامنهدم كردند. به حركت خود ادامه داديم تا از هر زمان گذشتيم و به دژرسيديم. چراغهاي يك پاسگاه عراقي كه در روبروي ما قرار داشت. نمايان بود.بچه‌ها خسته بودند و هوا هم تاريك شده‌بود. گردانهاي ديگر هم عقب بودند وفقط تيراندازي و منورهاي آنها را در درگيري مي‌ديديم. حدود نيم ساعتياستراحت كرديم بعد به طرف پاسگاه عراقي حركت كرديم. در اطرافمان كسي رانديديم حدود 400 متري كه به جلو رفتيم ناگهان از هر طرف آتش توپ و تانك،مستقيم به سرمان شروع به باريدن گرفت، متوجه شديم كه دشمن ما را ديده ومنتظر است ما آنقدر جلو برويم تا راحت ما را قيچي كند.
آسمان از شدت گلوله قرمز شده بود، مهمات ما كاهش يافته بود و هر آر پي چي كه زده مي‌شد سه تانك ديگر جاي آن را مي‌گرفت.
بچه‌ها به شهادت مي‌رسيدند و ما هم دستور داده بوديم كه با نهايت جديتو تلاش به طرف دشمن آتش كنند. مهمات ما تمام شد به بچه‌ها دستور داديم كهدوتا دوتا و چهارتا چهار تا به طرف دژ، عقب نشيني كنند. آن شب باران آمدهبود و سينه خيز رفتن بچه‌ها باعث شده بود تا گل و لاي ها به لباس بچه‌هابچسبد و باعث سنگيني آن شود، در نتيجه عقب برگشتن مشكل مي‌شد. مجروحين نيزنمي‌توانستند در گل و لاي سينه خيز بيايند و مانده بودند، يك حالت عجيبيپيش آمد بود.
در حيني كه بدنبال بچه‌ها رفتم دو تير به هر دو پايم اصابت كرد، بهبچه‌ها گفتم به عقب برگرديد و خودم آنجا ماندم. به علت خستگي بيش از حد بيسيم را به دست خودم بود به يكي ديگر از بچه‌ها دادم. آنها كه مي‌توانستند،به پشت دژ رفتند و من و بقيه مجروحين؛ شهدا هم در آنجا مانديم. تانكهايعراقي به طرف ما مي‌آمدند تا ما را با خود ببرند.
دو نفر از بچه‌ها كه پشت يك تل خاك جلوتر نشسته بودند و سالم همبودند وقتي متوجه تانكها شدند، شروع كردند كه با سينه خيز به پشت دژبروند، در بين راه مرا ديدند كه مجروح شده‌ام و در گل لاي افتاده‌ام، يكمتر سينه خيز مي‌رفتم و در حاليكه خوابيده بودند دستهاي مرا مي‌گرفتند ومي‌كشيدند و تا حدود 50 متر مرا به اين شكل عقب كشيدند. بالاخره با هرتلاش و زحمتي كه بود مرا به بغل دژ رساندند، در حالي كه فقط همين ارتفاعدژ را با بچه‌ها فاصله داشت و آن دو برادر مشغول به عقب كشيدن من بودندناگهان دشمن يك گلوله تانك به طرف ما شليك كرد و هر دو برادر فوق( شهيدكشاورز و شهيد نصر) زخمي شدند، يك تركش به پشت گردن من خورد و ما كه هر سهبا هم زخمي شده بوديم از اين كار مي‌خنديديم و به عقب مي‌كشيديم.
دشمن مسلسلها را روي سر دژ نشانه رفته بود و با آر پي‌چي و گلولهتانك آن را هدف قرار مي‌داد تا هيچ كس نتواند از دژ بالا رود تا همهآنهايي را كه آنسوي دژ مانده اند به اسارت ببرند و جلو ما را هم كه در پشتتلي از خاك دراز كشيده بوديم با گلوله مستقيم تانك كه گردوخاك زيادي بههوا بلند مي‌شد. وضعيت عجيبي پيش آمده بود، يكي از بچه‌ها كه خيلي فداكاربود و در عمليات بي سيم چي بود و يك دستش هم قطع شده روي دژ مي‌آمد كه مرابا خود ببرد و صدا مي‌زد بيا اين طرف تا به شكلي به آن طرف انتقالت بدهيم،ولي سريعاً آنجا را به گلوله‌ مي‌بستندو او سريعاً خودش را به پشت دژمي‌كشاند.
بچه‌هاي آن طرف دژ هم عده‌اي مجروح بودند، عده‌اي از خستگي رمقينداشتند، مهمات تمام شده بود، دو فرمانده گروهان و معاونين آنها هم شهيد ومجروح شده بودند.
بي سيم چي‌ها نيز شهيد و يا مجروح شده‌ بودند و بي سيم‌ها هم از كارافتاده، تنها يك بي سيم گردان كه با تيپ تماس داشت مانده بود. با توجه بهاين مسائل بچه‌ها امكان دفاع از دژ و جلوگيري از پيشروي نيروهاي دشمن كهبه طرف دژ مي‌آمدند نداشتند. يك حالت يأس به ما دست داده بود و تا كمكبرسد كسي هم نبود به بچه‌ها روحيه بدهد. در اين حال دشمن سه گلوله تانك دريك نقطه و نزديك من زد، گرد و خاك زيادي بلند شد، انگار كسي به من گفت تاگرد و خاكها هست خودت را به بالاي دژ برسان، شروع به سينه خيز كردم و دربين گرد و خاكها خود را به سر دژ رساندم، ديگر رمقي برايم باقي نمانده بودكه همان بي سيم چي مجروح متوجه شد و مرا به پايين دژ انداخت، من كه از شدتخون ريزي بي هوش شده بودم، در پشت دژ بهوش آمدم كه در آن هنگام تعدادي ازبچه‌ها را كه دور من جمع شده بودند. مشاهده كردم نا اميدي و خستگي را درچهره آنها مي‌ديدم، من انديشيدم كه اين همه زحمت كشيده اند، خون و دلخوردند تا به هدفشان رسيدند و حالا دارد نتايج زحماتشان به هدر مي‌رود شبباران آمده بود و زمين پر از گل و لاي شده بود و چون بچه‌ها سينه خيز آمدهقيافه‌هاي بهشتي پيدا كرده‌بودند، صورتها گلي، پيشاني بندها گلي و در كلكسي ، كسي را نمي‌شناخت و حالت عجيبي پيش آمده بود.
در حاليكه با فرماندهي تماس گرفتم يكي از بچه‌ها فرياد زد يك ماشينسفيد رنگ به نزديك ما مي‌آيد، ماشين به 500 متري ما كه رسيد پشت مقداريخاك ايستاد، بچه‌ها سينه خيز نزديك رفتند، آمبولانس خودي بود كه برايگردانهاي ديگر مهمات مي‌آورد، و آنها را گم كرده بود و به نزديكي ما رسيدهبود. چون ممكن بود بالاتر بيايد و در ديد دشمن قرار گيرد بچه ها با سينهخيز مي‌رفتند و مهمات مي‌آوردند و شروع به تير اندازي مي‌كردند تا دشمنخيال كند ما هنوز مهمات داريم، بچه‌ها باز اميدي پيدا كردند و خدا كمكيرساند.
با فرماندهي تيپ تماس گرفتيم و آنها مي گفتند مقاومت كنيد. الانمي‌رسيم در هر حال ناگهان ديدم صداي تانكها شديد و شديدتر شد، تصور كرديمدشمن به طرف ما مي‌آيد ولي در عين ناباوري ديديم كه تانكهاي خودي بودند كهبا پرچمهاي سبز و سرخ و زرد در حال پيشروي بودند. بچه‌ها به چهره هم نگاهمي‌كردند، اشك شوق از چشمانشان جاري شده بود، منظره‌اي پديد آمده بود كهتوصيف آن غير ممكن است. زرهي خودي به طرف ما پيش مي‌آمد.
دو پي ام پي از همه پيش تر بودند كه يكي از آنها زودتر بما رسيد كهفرمانده تيپ حاج حسين خرازي در آن بود و زودتر نزد بچه ها آمد و از همهبخاطر رشادت و شجاعتي كه نشان دادند تقدير و تشكر مي‌كرد، و بچه ها درمقابلاو حرفي نمي‌زدند و فقط اشك شوق از گونه‌هايشان آرام مي‌چكيد، تانكهارسيدند و چون ما درخواست آمبولانس كرده بوديم حدود 20 الي 30 آمبولانس سررسيدند و كل نفرات گردان ما را كه حدود 70 نفر بود به پشت خط منتقل كردند.حركت گردان ما اين بود كه دژ را تصرف كنيم تا ساير نيروها برسند و از آنجابه طرف شلمچه رفته و آن را آزاد كنيم. در اين عمليات نيروهاي اسلامبوانستند از پشت و از همانجا كه عراقي ها آمدند وارد خرمشهر شدند ما واردشديم ودشمن را در خرمشهر به محاصره در آورديم و ارتباط عراقي ها را باخرمشهر قطع كرديم كه نهايتا به فتح خرمشهر و اسارت بيش از 19 هزار اسيرعراقي گرديد و سر انجام خرمشهر آزاد شد و براستي به تعبير امام «ره»خرمشهر را خدا آزاد كرد .
   تصویر     
  
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 2371
تاریخ عضویت: شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۸۷, ۱۱:۰۳ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 6261 بار
سپاس‌های دریافتی: 11083 بار

Re: ناگفته هاي جنگ

پست توسط yasermym »

[HIGHLIGHT=#d8d8d8]ناگفته‌هاي جنگ ايران و  

خبرگزاري فارس: جنگ ايران و عراق يكي از پيچيده ترين جنگهاي جهان و منطقه بود و ما اكنون در شرايطي قرار گرفته‌ايم كه لحظه به لحظه اسرار و ناگفته هايي از اين جنگ منتشر مي شود. بخشي از حقيقت، درون جنگ ماست و بخشي ديگر آن در دست 26 كشوري است كه چرخ هاي ماشين جنگي عراق را روغن مي زدند. كه به گوشه‌هايي از آن اشاره مي‌كنيم.

تصویر

آلن فريدمن(نويسنده و محقق امريكايي): "امريكا به پيشنهاد ويليام كيسي (رئيس سيا)،تحويل بمب هاي خوشه اي به عراق را در اولويت قرار داد زيرا اين سلاح را مناسب ترين و كارآمد ترين سلاح براي در هم شكستن امواج انساني مدافعان ايراني مي دانست.
چكيده: به اعتقاد او اين بمب ها ميتوانست به يك قدرت تصاعدي واقعي و مؤثر عليه قواي ايراني تبديل شود. در واقع اين بمبها از لحاظ تكنيكي جزء سلاح هاي متعارف محسوب مي شوند اما در ميدان نبرد همانند سلاح هاي نامتعارفي چون سلاح هاي شيميايي ميتوانند موجب كشتار وسيعي شوند. چنانچه اين بمب ها درست عمل كنند مي توانند در وسعتي به اندازه 10 برابر زمين فوتبال هر كسي را كشته يا مجروح كنند. عملاً اين بمب ها چرخ گوشت هاي هوايي هستند و هر چيزي را در سر راه خود خرد مي كنند. "

جنگ ايران و عراق يكي از پيچيده ترين جنگهاي جهان و منطقه بود و ما اكنون در شرايطي قرار گرفته‌ايم كه لحظه به لحظه اسرار و ناگفته هايي از اين جنگ منتشر مي شود. بخشي از حقيقت، درون جنگ ماست و بخشي ديگر آن در دست 26 كشوري است كه چرخ هاي ماشين جنگي عراق را روغن مي زدند. كه به گوشه‌هايي از آن اشاره مي‌كنيم:

1)خواب و خيال دشمن در مورد ايران:
تا نيم ساعت ديگر كمر ايران خواهد شكست
وفيق السامرايي(مسئول بخش ايران در استخبارات عراق):
"رأس ساعت 12 روز 22 سپتامبر 1980 (31 شهريور 1359) صدو نود و دو فروند هواپيماي جنگنده نيروي هوايي عراق، به طرف اهدافشان در خاك ايران به پرواز در آمدند. در همين لحظه فرمانده كل قوا، صدام حسين در حالي كه چفيه قرمز رنگ به سر داشت و نوار فشنگ به دور كمر خود بسته بود، بي آنكه درجات نظامياش را نصب كرده باشد، وارد اتاق عمليات شد.
"عدنان خير الله " وزير دفاع به او چنين گفت:
"سرور من!جوانها بيست دقيقه قبل به پرواز در آمدند " صدام به او پاسخ داد: " تا نيم ساعت ديگر كمر ايران خواهد شكست. "

2) كمكهاي تسليحات نظامي:
شوروي بزرگترين تأمين كننده نيازهاي تسليحاتي عراق
روزنامه القبس چاپ كويت:
"شوروي يك پل هوايي براي حمل اسلحه و مهمات به عراق بر قرار كرده است.گورباچف با ارسال نامهاي به برخي سران عرب، به آنان اطمينان داده است كه شوروي اجازه نخواهد داد عراق در جنگ با ايران شكست بخورد. "
"در نوامبر 1983 بين هزار تا هزار و دويست مشاور نظامي شوروي به عراق برگشتند و 400 فروند تانك55T و 250 فروند تانك12T به عراق داده شد و مقادير عظيمي موشك گراد، فراگ 7،سام 9 و اسكادبي در راه بود. عراق تنها كشوري بود كه از بلوك شرق به موشك اسكادبي مجهز شد. "
"در سال 1983 شوروي بار ديگر تحويل سلاح در حجم وسيع را به عراق از سر گرفت و تمامي تجهيزاتي را كه عراق در طي دو سال نخست جنگ با ايران در صحنه نبرد از دست داده بود جايگزين كرد. "

چالز فيليپ ديويد(نويسنده كتاب جنگ خليج فارس توهم پيروزي):
"شوروي با61% بزرگترين تأمين كننده نيازهاي تسليحاتي عراق است. "

انگلستان و ساخت شبكه پناهگاههاي زير زميني براي صدام:
"در ژوئن 1982 صدام تصميم گرفت برنامه پرهزينه ساخت شبكه پناهگاه هاي زيرزميني را به اجرا بگذارد تا بتواند منابع استراتژيك خود را از خطر حملات هوايي مصون بدارد. بر اين اساس شركت هاي انگليسي طرحي را ارائه كردند كه به موجب آن براي 48 هزار سرباز پناهگاه امن ساخته مي شد.هر پناهگاه تونل پولادين داشت و مي توانست تا 1200 نفر را در خود جاي دهد. يكي از آنها در كنار كاخ رياست جمهوري بنا شده بود. و پر از تجهيزات الكترونيكي، كامپيوتر،تله پرينت و شبكه هاي ارتباطي بود و دفتر صدام را با تمام نقاط عراق در تماس دائم قرار مي داد. حفاظت از اين پناهگاه به گونه اي بود كه اگر كسي به داخل آنها رخنه مي كرد دوربين هاي ويديوئي او را مي ديدند و مسلسل هاي خودكار نصب شده بر روي ديوار ها بر سر و روي او گلوله مي باريدند.در راستاي همين همكاري ها شركت ماركني انگليس فرستنده هاي مايكروويو نظامي در اختيار عراق قرار داد و شركت راكال نيز متعهد شد تا كارخانه توليد پيشرفتهترين راديوي نظامي جهانرا به نام جاگوار در عراق احداث نمايد. "

مين هاي ضد نفر ايتاليايي
آلن فريدمن(محقق و نويسنده امريكايي):
"در يكي از پيچيده ترين خلاف كاري ها در رم، ميليون ها مين مرگ بار با استفاده از يك شركت قلابي در سنگاپور به عراق فرستاده شدند. عراق به كمك يكي از شعبات بانك "لاوورو " در شمال ايتاليا 9 ميليون مين ضد نفر به ارزش 25 ميليون دلار خريداري نمود. اين مين ها ساخت شركت "والسلا " بود كه 50 درصد آن تحت مالكيت شركت فيات، گروه صنعتي بزرگ ايتاليا و تحت كنترل جياني آنيلي 72 ساله بود كه امروزه نيز به عنوان پادشاه بدون تاج و تخت ايتاليا معروف است. برخي از مين هايي كه عراق دريافت نمود از نوع بسيار وحشتناكي است كه به راحتي ميتوان آنها را از هلي كوپتر پخش كرد يا به سادگي روي سطح بيابان انداخت. اگر كسي روي اين مينها پا ميگذاشت پاي قرباني تا مچ يا حتي ران پا قطع ميشد. "

فرانسه و فروش جنگنده هاي ميراژ
كنت تيرمن(محقق و نويسنده امريكايي):
" در ژانويه 1981، تحويل 60 فروند ميراژ1F مجهز به موشك كه ابتدا از سوي والري ژيسكاردستن معلق شده بود آغاز گشت. در ژوئيه همان سال فرانسه بني صدر و مسعود رجوي را به عنوان پناهنده سياسي پذيرفت. رجوي، پاريس را به ستاد اپوزيسيون ايران تبديل كرد. به دنبال خروج ديپلمات هاي فرانسه از تهران در سال 1982 فرانسه اقدام به تحويل 5 فروند هواپيماي سوپر اتاندارد مجهز به موشك هاي اگزوست به عراق كرد. "

آلن فريدمن:
"تحويل سلاح تقريباً به صورت روزمره ادامه داشت . يكي از پايگاه هاي ناتو كه در مركز فرانسه احداث شده بود به صورت مركز بارگيري آنتونوف هاي نيروي هوايي عراق در آمد. اين هواپيماها روزانه به اين فرودگاه مي آمدند و موشك هاي ساخت فرانسه، بمب هاي خوشه اي، فيوز و تجهيزات رادار را با خود به عراق مي بردند. سازمانهاي اطلاعاتي فرانسه در سال 1986 بر آورد كردند كه اگر سه هفته از ارسال كمك به عراق خودداري كند،آن كشور شكست خواهد خورد. "

خمپاره هاي دو زمانه فرانسه
كنت تيرمن(محقق و نويسنده امريكايي):
"معامله 1.6 ميليارد دلاري طرح ولكان يكي از شيرين ترين معاملات فرانسه با عراق بود. 83 توپي كه موضوع قرارداد ولكان بود براي طيف وسيعي از مقاطعه كاران تسليحاتي فرانسه درآمد توليد مي كرد.درهمين راستا عراق از شركت فرانسوي TRT يك فيوز فوقالعاده پيشرفته و پيچيده خريد كه با نصب آن بر روي دماغه خمپاره ، موجب ميشد تا خمپاره درست قبل از رسيدن به زمين منفجر شود. يكي از افراد ارتش فرانسه كه خمپاره اندازهاي عراقي را در بيابانهاي بصره آموزش ميداد مي گويد: "با يك بار آتش آنها همه ايرانيها را تا فاصله يك كيلومتري درو ميكردند. همين سلاح بود كه جلوي امواج انساني ايران را گرفت؛ درست مانند نبرد "وردن " در جنگ جهاني اول، آنها مدام آتش ميكردند و ايرانيها واقعا قتل عام ميشدند. "

مصر كانالي براي فروش تسليحات ناتو
آلن فريدمن(محقق و نويسنده امريكايي):
"در طول دهه 80 حسني مبارك رئيس جمهور مصر حدود 5/3 ميليارد دلار موشك و تسليحات به عراق فروخت كه صدام از پرداختن بهاي آن امتناع كرد. در سال 1984 او با همكاران خود در دولت مصر به توافق رسيد تا با عراق بر روي برنامه سري موشك هاي بالستيك داراي قابليت هسته اي همكاري كند. اين برنامه پروژه كندور 2 نام گرفت. مبارك در ملاقات خود با بوش در سال 1986،مصر را به كانالي براي صدور انواع گوناگون فناوري هاي موشكي ناتو كه شركت هاي پوشش اروپا به بغداد قاچاق ميكردند تبديل ساخت. "

بلژيك و ساخت پايگاه هاي نظامي براي عراق
"صدام در ژوئن 1982 قراردادي به ارزش 830 ميليون دلار با يك شركت بلژيكي به نام سيكسكو امضا كرد. هدف از اين طرح پر هزينه كه به نام رمزي پروژه 505 خوانده ميشد.آن بود كه براي جنگنده هاي پيشرفته عراقي 800 پناهگاه در عمق 50 متري زمين احداث گردد. سيكسكو كه از اعتبارات صادراتي دولت بلژيك استفاده مي نمود طي 4 سال 17 پايگاه هوايي و چند مقر نظامي در عراق ايجاد نمود. ميراژهاي عراق در جريان جنگ با ايران از همين پناهگاه ها خارج مي شدند و به پرواز در آمدند. از ديگر شركاي صدام سايبترا كنسرسيوم بلژيكي بود كه با جديت تمام روي پروژههاي عكاشات و القائم كار ميكرد و يكي از بزرگترين كارخانه هاي آزمايشي و توليد فسفات جهان را در اين دو منطقه بنا نمود. "

3) كمكهاي هستهاي و سلاحهاي غير متعارف:
همكاري هاي هسته اي برزيل
كنت تيمرمن(محقق و نويسنده امريكايي):
"در همان حال كه فرانسه مشغول تكميل راكتورهاي هسته اي در عراق بود، صدام با برزيل قرار داد 10 ساله همكاري هستهاي امضا كرد. اين قرارداد كه در سال 1972 بسته شد به قدري محرمانه بود كه دولت بعدي برزيل مدعي شد از محتواي آن بي خبر بوده است. در يكي از تبصرههاي قرارداد كه به درخواست صدام گنجانده شده بود، برزيل متعهد ميشد مقادير زيادي اورانيوم طبيعي و غني شده با درصد كم ، تكنولوژي هسته اي، تجهيزات و آموزش مربوطه را در اختيار عراق قرار دهد. "

فرانسه و اعطاي يك بمب اتمي به عراق
وفيق السامرايي(مسئول اسبق بخش ايران در استخبارات عراق):
"كمكهاي خارجي فرانسه به عراق به جايي رسيد كه فرستاده آنها به بغداد آمد وبا وزير دفاع وقت،عدنان خير الله ملاقات نمود و به او گفت:
"فرانسه به طور جدي زمينه اعطاي يك بمب اتمي به عراق را بررسي مي نمايد. مي توان براي مجبور كردن ايران به توقف جنگ اين بمب را به هدف مشخصي پرتاب كرد. "
من تا سال 1984 نسخهاي از اين گزارش را كه با امضاي وزير دفاع براي صدام ارسال شده بود،در يك صندوق ويژه نگهداري ميكردم. "

حسين كامل (رئيس صنايع دفاع عراق)در اين خصوص مي گويد:
"واقعيت اين است كه تلاش ما ساختن بمب اتم بود. منتها با قدرت كم. به اين خاطر اگر موفق به پيروزي در جنگ نشديم آن را عليه ايران به كار ببريم. صدام سال 1990 را براي استفاده از بمب اتم در منطقه جنوبي جنگ تعيين كرده بود. آن روز تنها چيزي كه براي صدام اهميت داشت به پايان رساندن ساخت بمب اتم و استفاده از آن عليه ايران بود. "

بمب خوشه اي كارآمد ترين سلاح براي درهم شكستن امواج انساني
آلن فريدمن(نويسنده و محقق امريكايي):
"امريكا به پيشنهاد ويليام كيسي (رئيس سيا)،تحويل بمب هاي خوشه اي به عراق را در اولويت قرار داد زيرا اين سلاح را مناسب ترين و كارآمد ترين سلاح براي در هم شكستن امواج انساني مدافعان ايراني ميدانست.به اعتقاد او اين بمب ها ميتوانست به يك قدرت تصاعدي واقعي و مؤثر عليه قواي ايراني تبديل شود. در واقع اين بمبها از لحاظ تكنيكي جزء سلاح هاي متعارف محسوب مي شوند اما در ميدان نبرد همانند سلاح هاي نامتعارفي چون سلاحهاي شيميايي ميتوانند موجب كشتار وسيعي شوند. چنانچه اين بمب ها درست عمل كنند ميتوانند در وسعتي به اندازه 10 برابر زمين فوتبال هر كسي را كشته يا مجروح كنند. عملاً اين بمب ها چرخ گوشت هاي هوايي هستند و هر چيزي را در سر راه خود خرد مي كنند. "

آلن فريدمن(محقق و نويسنده امريكايي):
"كارلوس كاردوئن رئيس صنايع كاردوئن، به تدريج منافع سرشاري از فناوري بمب خوشه اي و تشويق مقامات ارشد شيلي براي ارسال آن به عراق به دست آورد. او تا آن زمان بمبهاي خوشهاي به ارزش نيم ميليارد دلار از طريق شيلي به عراق فروخته بود...و به وي اجازه داده شده بود كه مقدار زيادي ماده زيركونيوم را از ايالات متحده وارد كند . اين ماده از مواد اصلي تشكيل دهنده بمبهاي كوچكي بود كه در داخل بمب خوشه اي قرار داده ميشد. او به دلايل متعددي از صدام و پينوشه (رئيس جمهور ديكتاتور شيلي)سپاس گذار بود، چرا كه صدام بهترين مشتري او بود كه در رؤياهايش ميتوانست داشته باشد و پينوشه با توسعه تسليحاتي شيلي او را به نوعي ثروتمند ساخته بود. "

4) كمكهاي اطلاعاتي:
پيوند ماهواره اي امريكا و عراق
كنت تيمرمن محقق و نويسنده امريكايي:
"پيوند ماهوارهاي در صدر موافقتهاي بلند مدت عراق و آمريكا بود در مورد تحركات نيروي هوايي ايران نيز اطلاعات با ارزشي در اختيار ارتش عراق قرار ميگرفت، اين اطلاعات را آواكسهاي آمريكايي مستقر در رياض، به كمك پرسنل آمريكايي از منطقه نبرد جمع آوري ميكردند در همين راستا مجتمع پيشرفته و پر هزينهاي در بغداد ساخته شد تا اطلاعات مستقيماً از ماهواره دريافت شده و پردازش بهتري از اطلاعات بر روي عكس ها صورت پذيرد. "

سر لشكر وفيق السامرايي(مسئول اسبق بخش ايران در استخبارات عراق):
"اين عكسها به گونه اي بود كه ما به راحتي ميتوانستيم تصاوير سربازاني كه در پادگانهاي ايران در حال آموزش هستند را مشاهده كنيم، حتي كسي كه در رژه، دست و پايش را به اشتباه حركت ميداد در اين عكسها مشخص بود . هنگاميكه كارخانههاي سيمان را بررسي ميكرديم ، تعداد كيسه هايي كه در روي كاميونها قرار داشت را به راحتي شمارش ميكرديم، در عين حال ماهوارهها نتايج حملات هوايي و موشكي را نيز گزارش ميدادند. "

زمامداران عربستان و دادن گزارشهاي محرمانه ايران به عراق
مجله ژون آفريك مورخ 9 ژوئن 1982:
"زمامداران عربستان درست يك ماه مانده به شروع جنگ، هنگام استقبال از صدام به وي هديه شاهانهاي دادند و آن گزارشي بود كه از سوي دستگاه هاي سري امريكا تهيه شده بود و در آن اوضاع اقتصادي، اجتماعي و نظامي ايران تشريح شده بود. علاوه بر آن اطلاعات دقيقي درباره وضعيت ارتش ايران، تعداد نفرات آن، مواضع و تجهيزات قابل بهرهبرداري آن و اطلاعات مختلف ديگر كه بسيار محرمانه بود به او منعكس كردند. خلاصه آنكه يك نقشه كامل تهاجم تهيه شده بود. "

دراختيار قرار دادن امكانات شناسايي
بر اساس عمليات سياه راديو هاي كد گذاري شده اي دراختيار خلبانان عراقي قرار داده شد تا آنها امكان ارتباط با افسران مستقر در كشتيهاي امريكايي در خليج فارس را داشته باشند. يك افسر بازنشسته در اين رابطه گفت:
"هدف اين بود كه هواپيماهاي عراقي بر فراز خليج فارس بتوانند با افسران ما تماس بگيرند. اين روابط روزانه باعث شد تا هواپيماهاي عراقي بتوانند نفتكشها و كشتيهاي تجاري به مقصد ايران را شناسايي كنند و اين امر كمك زيادي به عراقيها در انتخاب اهدافشان ميكرد. "

5)كمكهاي نيروي انساني:
"سودان در اواسط دي ماه 61 صدها تن از سربازان ارتش خود را به جبهه هاي جنگ عليه ايران اعزام نمود. همچنين بدستور جعفر نِميري رئيس جمهور سودان در شهر خارطوم پايتخت اين كشور و پارهاي از شهرهاي ديگر دفاتري جهت ثبت نام براي اعزام نيرو به جبهههاي جنگ عليه ايران دائر گرديده است. جعفر نميري در مصاحبه با مجله اليوسف چاپ قاهره اذعان ميدارد كه اعزام نيرو به عراق طبق تصميمات كنفرانس سران عرب صورت گرفته است. "
سر لشكر وفيق السامرايي(مسئول اسبق بخش ايران در استخبارات عراق):
"در جهت كمك به عراق، يمن تيپ پياده العروبه را به عراق فرستاده بود. اردن نيز نيروي اليرموك را به عراق گسيل داشت و سودان داوطلباني را اعزام داشت كه در جبهه شرقي رودخانه ميسان در خط مقدم جبهه فعاليت مي كردند. "

6)كمكهاي مالي:
پول، نفت و خاك كويت در خدمت صدام
دكتر "فواص بدر "، اقتصاد دان مستقل كويتي:
"كويت در جريان جنگ عراق عليه ايران قريب به 15 ميليون دلار پول نقد به عنوان وام بلاعوض در اختيار بغداد قرار داده است و اين جدا از نفتي بود كه كويت براي عراق صادر ميكرد. "
"افسران نيروي هوايي كويت اذعان كردند كه نيروي هوايي عراق از پايگاه هوايي علي السام كويت در طول جنگ به كرات استفاده ميكرده است. اين پايگاه چون در رأس خليج قرار داشت راه عراق را براي هدف قرار دادن سكوهاي نفتي خارك 200 كيلومتر كوتاهتر ميكرد و اين امر به خلبانان عراقي كمك شاياني مينمود. "

7)كمكهاي شيميايي:
مقام نخست آلمان در توسعه تسليحات شيميايي عراق
تيمر من محقق و نويسنده امريكايي:
"شركت آلماني كارل كولمب سر انجام 6 خط توليد سلاح شيميايي جداگانه به نام احمد، محمد،عيسي،عاني،مداي و قاضي در مجتمع سامره ايجاد كرد.اولين آنها در سال 1983 و آخرينشان در سال 1986 تكميل شدند. از گاز خردل و اسيد پروسيك تا گازهاي عصبي سارين و تابون در اين كارخانه توليد ميشدند و در خمپارهها، راكتها و گلولههاي توپ جاسازي ميشدند. بيترديد اين بزرگترين كارخانه سلاح شيميايي در جهان بود. "
راديو بي بي سي به نقل از مجله اشپيگل:
"هيچ كشوري به اندازه آلمان چنين كمك تحقيقاتي و توليدي به عراق در تهيه يك نوع سلاح كشنده و تعيين كننده نكرده است. "

سوئيس و ساخت كارخانه فرآوري اورانيوم
كنت تيمرمن (محقق و نويسنده امريكايي):
"عراقيها يك شركت سوئيسي به نام شركت مهندسي آلسا الو سوئيس را اجير كردند تا كار بر روي پروژه اورانيوم را آغاز كند... در طول پروژه كاركنان شركت با هيچ كس تماس نداشتند و طرح آنها در كمال خفا انجام مي گرديد. بعدها معلوم شد كه اين شركت واحد توليدي خاصي دركارخانه القائم عراق ايجاد كرده تا به استخراج نمك هاي فلوئور و از جمله فلوئورآمونيم از اسيد فسفريك مايع بپردازد. آن طور كه كار پيش مي رفت القائم به صورت پروژهاي كليدي در توليد سلاح هستهاي عراق در ميآمد و اين علاوه بر هزينه اوليه پروژه يعني توليد مقادير عظيم مواد شيميايي براي استفاده در سلاح مرگبار گاز سمي بود. "

كمك هاي شيميايي و بيولوژيك امريكا به عراق
شبكه تلويزيونيABC امريكا:
"صدام حسين از يك شركت امريكايي به نام "آل كولاك "در باتيمور بيش از 500 تن ماده شيميايي به نام "فيودي گليكول " خريداري نمود كه اين ماده به گونه اي بود كه در صورت مخلوط شدن با اسيد كلريدريك به گاز خردل تبديل ميگرديد. "
"بنابر گزارشي، شركتهاي خصوصي امريكا در دهه 80 با گرفتن مجوز از طرف وزارت بازرگاني امريكا نمونه هايي از مواد بيولوژيكي و ميكروبي را به عراق صادر كردهاند كه اين مواد از نوع ضعيف شده نبوده و قادر به توليد مثل بودهاند. در ميان آنها ميكروب سياه زخم، طاعون و همچنين يك باكتري سمي به نام "ستريديوم باتوليني " به چشم مي خورد. "

كشف دخالت اسپانيا در توليد سلاح هاي شيميايي عراق
"در يكي از عكسهايي كه در مجله تايم به چاپ رسيد و شهرت بسياري كسب كرد، هيأت سازمان ملل و روزنامه نگاران غربي با ماسك ضد گاز در حال بررسي يكي از بمب هاي شيميايي كارنكرده عراقي بودند . اگر فيوز الكتريكي آن عمل كرده بود اين بمب هم مثل بقيه منفجر ميشد. به هر حال مأموران سازمان ملل علائمي از روي بمب پيدا كردند و با رد يابي قضيه معلوم شد كه جداره بمب ساخت كشور اسپانيا بوده است. فيوزها نيز ساخت يك شركت اسپانيايي بودند. اگر فيوزها بي عيب و نقص بود و تمام بمبها در جبهه نبرد منفجر ميشد كشف دخالت دولت اسپانيا در برنامه توليد سلاحهاي شيميايي عراق چندان آسان به نظر نميرسيد. "

8) كاهش قيمت نفت و قطع صدور نفت ايران:
گري سيك(مشاور امنيت ملي كاخ سفيد):
"تا موقعي كه نفت ايران صادر ميشود، جنگ ادامه خواهد يافت. بنابراين بايد جريان صدور نفت ايران را قطع كرد. "
ويليام فاير،نظريه پرداز غربي:
"ما با ايران چه كنيم؟هرچه پول در رگهاي عراق تزريق شد، نتيجه نداده است. اگر عراق از دست برود، فردا كويت و پس فردا هم سعودي نيز خواهد رفت. تنها يك روزنه ي اميد هست. با سقوط قيمت نفت ايران بر شكست ميشود و ماشين جنگي آن از كار ميافتد. شايد اين درمان كارگر شد و اين آخرين شانس ماست. "

9) كمكهاي مجامع بين المللي:
نامه وزارت خارجه امريكا به هيأت نمايندگي دفتر اروپايي سازمان ملل، 14 مارس 1984
"وزارت خارجه به نماينده امريكا در سازمان ملل دستور مي دهد كه حمايت ساير هيأت هاي نمايندگي غربي در سازمان ملل را جلب نمايندتا در مورد پيش نويس قطعنامه ايران كه استفاده عراق از جنگ افزار شيميايي را محكوم مي كند "رأي ممتنه " دهند . در غير اين صورت، ايالات متحده جريان اين قطعنامه را متوقف سازد. "

ريچارد مورفي:
"تا زمانيكه عراق از سلاح شيميايي در دفاع از خاك خود و در مقياس محدود استفاده مي كند توسلش به اين سلاح "قابل درك " مي باشد. "
روزنامه لس آنجلس تايمز:
"تا آن زماني كه تنها ايرانيان قرباني حملات شيميايي بودند چه در سازمان ملل و چه در پايتخت هاي كشور هاي بزرگ جهان عملاً عزم و اراده سياسي كافي براي محكوم كردن اينگونه اقدامات وجود نداشت. "

واما اعترافات دشمنان در مورد امام و ايران:

هراس غرب از رهبري امام خميني(ره)
كنت دامارانش (رئيس سابق سازمان جاسوسي فرانسه):
"ايران يكي از قدرت هاي واقعي منطقه است كه داراي ذخاير عظيم نفت در قلمرو وسيع و پرجمعيت خود مي باشد؛هزاران سال است كه اين امپراطوري به عنوان قدرت مسلط كل منطقه شناخته شده است. اكنون در زمان آيت الله خميني اين قدرت چند برابر شده است. "

روحيه جسارت و شهامت نيروهاي ايراني
كنت دمارانش:
"ايرانيها افراد سرسخت خاورميانهاند كه وقتي داراي احساسات مذهبي مي شوند ، دوبرابر خطرناك ميشوند. اكنون شناخت، مطالعه و نبرد با آنها در سطوح مختلف، بيشتر از هر زمان ديگري اهميت يافته است. در حال حاظر ايرانيان شيعه به خوبي براي مبارزه، كه هميشه بخش جدايي ناپذير تاريخ، فرهنگ و مذهب آنها بوده است ، آماده شدهاند. "
"در اردوگاه هاي اسراي ايراني افرادي را ديديم كه قاطعانه براي فدا كردن جان خود در راه اعتقاداتشان آمادگي داشتند. آن منظره منادي جنگ جهاني چهارم بود كه ما فقط درك نا مشخصي از آن در ذهن داريم. اعتقادات مذهبي اين افراد براي سوق دادن آنها به سوي انجام كارهايي كه به طرزغير قابل باوري سخت بودند، نقش بسزايي داشته است. "
خبرگزاري فرانسه -3/1/1363:
"تاكتيكهاي نظامي ايران از نظر جسارت و شهامت ، در تاريخ مورد استفاده قرار خواهد گرفت. "

منابع:
1- جنگ جهاني چهارم، ديپلماسي و جاسوسي در عصر خشونت
2- كنت دمارانش،ديويد اي، اندلمن/سهيلا كيانتاژ/اطلاعات
3- كسوف،آخرين روزهاي CIA
4- مارك پري/غلامحسين صالحيار/اطلاعات
5- سياست امريكا در قبال ايران طي دوره جنگ تحميلي
6- مجتبي تهامي، گل محمد بهمني، فتح الله رسولي/وزارت امور خارجه
7- آغاز تا پايان جنگ(سالنماي تحليلي)
8- محمد دروديان/مركز مطالعات و تحقيقات جنگ
9- رويارويي استراتژي ها
10- حسن اردستاني/دوره عالي جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامي
11- ريشه هاي تهاجم(علل و زمينه هاي شروع جنگ)
12- فرهاد درويشي و گروه نويسندگان/مركز مطالعات و تحقيقات جنگ
13- امريكا و بر اندازي جمهوري اسلامي ايران
14- كامران غضنفري/نشركيا
15- جنگ از نگاهي ديگر(بررسي تحولات سياسي - اجتماعي)
16- محمد مهدي بهداروند. احمد سوداگر/مؤسسه فرهنگي خادم الرضا عليه السلام
18- سوداگري مرگ
19- كنت ار تيرمن/احمد تدين/مؤسسه خدمات فرهنگي رسا
20- ما اعتراف مي كنيم
21- محسن صفي/حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي
22- ويراني دروازه شرقي
23- وفيق السامرايي/عدنان قاروني/مركز فرهنگي سپاه
24- دعاوي ايران
25- آلن فريدمن/گروه مترجمان/مركز مطالعات و تحقيقات جنگ
26- جنگ ايران و عراق
27- ابوغزاله/ناددر نوروز شاد/مركز مطالعات و تحقيقات جنگ

"منبع: سايت پژوهه "

فارس
دانستني که تو را اصلاح نکند گمراهي است. حضرت علي (ع)

تصویر

 [FONT=tahoma, Verdana, Helvetica, Arial, sans-serif][COLOR=#444444]==================================
دانلود مقاله در
انجمن علمي تامين رايگان مقالات گيگا پيپر
[External Link Removed for Guests]
==================================    
ارسال پست

بازگشت به “حماسه دفاع مقدس”