ترجمه قسمتهای کوتاهی از نهج البلاغه

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث مرتبط با فلسفه به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت

Major I
Major I
پست: 458
تاریخ عضویت: دوشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۱, ۸:۵۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 118 بار
سپاس‌های دریافتی: 1090 بار

ترجمه قسمتهای کوتاهی از نهج البلاغه

پست توسط امیر احمدی2 »



مردم هيچ كس پيش از من در پذيرش دعوت حق شتاب نداشت،

و چون من كسى در صله رحم، و بخشش فراوان تلاش نكرد،
پس به سخن من گوش فرا دهيد، ومنطق مرا در يابيد، كه در آينده‏ اى نه چندان دور براى تصاحب خلافت شمشيرها كشيدهشده،

و عهد و پيمان‏ها شكسته خواهد شد، تا آن كه بعضى از شما پيشواى گمراهان وپيرو جاهلان خواهيد شد.
Major I
Major I
پست: 458
تاریخ عضویت: دوشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۱, ۸:۵۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 118 بار
سپاس‌های دریافتی: 1090 بار

Re: ترجمه قسمتهای کوتاهی از نهج البلاغه

پست توسط امیر احمدی2 »

به كسانى كه گناه ندارند، و از سلامت دين برخوردارند، رواست كه به گناهكاران ترحّم كنند، و شكر اين نعمت گزارند، كه شكرگزارى آنان را از عيب جويى ديگران باز دارد، چرا و چگونه آن عيب جو، عيب برادر خويش گويد و او را به بلايى كه گرفتار است سرزنش مى ‏كند آيا به خاطر ندارد كه خدا چگونه او را بخشيد و گناهان او را پرده پوشى فرمود چگونه ديگرى را بر گناهى سرزنش مى ‏كند كه همانند آن را مرتكب شده يا گناه ديگرى انجام داده كه از آن بزرگ‏تر است به خدا سوگند گر چه خدا را در گناهان بزرگ عصيان نكرده و تنها گناه كوچك مرتكب شده باشد، اما جرأت او بر عيب جويى از مردم، خود گناه بزرگ‏ترى است. اى بنده خدا، در گفتن عيب كسى شتاب مكن، شايد خدايش بخشيده باشد، و بر گناهان كوچك خود ايمن مباش، شايد براى آنها كيفر داده شوى پس هر كدام از شما كه به عيب كسى آگاه است، به خاطر آنچه كه از عيب خود مى ‏داند بايد از عيب جويى ديگران خود دارى كند،و شكر گزارى از عيوبى كه پاك است او را مشغول دارد از اينكه ديگران را بيازارد.
Major I
Major I
پست: 458
تاریخ عضویت: دوشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۱, ۸:۵۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 118 بار
سپاس‌های دریافتی: 1090 بار

Re: ترجمه قسمتهای کوتاهی از نهج البلاغه

پست توسط امیر احمدی2 »

از رفتار خداوند با ابلیس عبرت گیرید،که همه انچه در مدت درازی کرده بودو تمام کوششی که به خرج داده بود،توسط او بی اثر گردیدو
او شش هزار سال عبادت خدا-معلوم نگردیده که به سالیان دنیا یا اخرت-کرد،اما با یک ساعت که تکبر ورزید ،از جایگاهی که داشت بیرون گردید.
بعد از ابلیس چه کسی در امان است که چون او معصیت خدا کند -به عذاب دچار نشود.؟
هرگز چنین نیست که خداوند بشری را به بهشت داخل سازد ،یا کاری که به واسطه ان ،فرشته ای از بهشت خارج نماید.
امر خدا برای اهل اسمان و. زمین به یک نحو خواهد بود.
پس بندگان خدا !حذر کنید از اینکه ابلیس شما را دچار مرض خود کند و ندا سر دهد و شما را برانگیزاند و سواره و پیاده خود را بر سرتان فرود اورد.
به جانم قسم !که تیر تهدید در چله کمان نهاده و کمان را با تمام نیرو کشیده و از مکانی نزدیک شما را مورد هدف قرار داده که گفت:
حال که مرا گمراه کردی،زشتی گناه را نزد انها می ارایم.
Major I
Major I
پست: 458
تاریخ عضویت: دوشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۱, ۸:۵۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 118 بار
سپاس‌های دریافتی: 1090 بار

Re: ترجمه قسمتهای کوتاهی از نهج البلاغه

پست توسط امیر احمدی2 »

ستایش بی حد خدای را سزد ،که هیچ افریده ای از رحمتش نومید نباشد و از نعمت هایش بی بهره نماند.
خدایی که بندگانش را مایوس نسازد و خلق از عبادتش روی بر نتابد.
رحمتش زوال نیابد و نعمتش پایان نپذیرد.
دنیا به هر حال ،چندان نپاید و مردمان را سرانجامی جز گذار از ان نباشد.
صورتی شیرین و دلربا دارد،و مدام در پی خواهانش می شتابد و دل از تماشاگران ظاهری خود می رباید.
پس،از دنیا روی برگیرید و با نیکوترین توشه عزم رحیل کنید
و بیش از نیاز خود به دنیا روی میندازید
و از ان ،تنها به گرفتن انچه ضروری است ،قناعت ورزید.
Major I
Major I
پست: 458
تاریخ عضویت: دوشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۱, ۸:۵۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 118 بار
سپاس‌های دریافتی: 1090 بار

Re: ترجمه قسمتهای کوتاهی از نهج البلاغه

پست توسط امیر احمدی2 »

ایا نمی نگرید که خداوند چه سان شیطان را به دلیل تکبر ورزیدن کوچک داشت!در دنیا او را طرد فرمود و در اخرت برایش اتش سوزان مهیا نمود.
اگر خداوند بر ان بود که ادم را از نوری خلق کند که پرتو ان دیدگان را خیره سازد و جلوه گری ان عقلها را تحت تاثیر قرار دهد ،با بویی مطبوع،طوری که نفس ها را تازه نماید،همین کار را می کرد.
و در این حالت گردنها پیش او فروتنانه خم می شد و ازمایش برای فرشتگان چنان سخت نمی شد.
ولی خداوند سبحان افریدگان خود را با بعضی چیزها که نسبت به اصل ان اطلاعی ندارند،ازمایش می کند تا مطیع و گردنکش معلوم گردد و روحیه استکباری ایشان را از میان برد و تکبر را دور سازد.
هیچ کس جز خداوند هست نیست.
Colonel II
Colonel II
نمایه کاربر
پست: 3472
تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۷, ۹:۴۴ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 5879 بار
سپاس‌های دریافتی: 12411 بار
تماس:

Re: ترجمه قسمتهای کوتاهی از نهج البلاغه

پست توسط Solver »

   ,

لطفا شماره خطبه ها - پارگراف را نیز ذکر بفرمائید.
Personal Site: [External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 458
تاریخ عضویت: دوشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۱, ۸:۵۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 118 بار
سپاس‌های دریافتی: 1090 بار

Re: ترجمه قسمتهای کوتاهی از نهج البلاغه

پست توسط امیر احمدی2 »

قسمتى از خطبه در وصف آفرينش آدم(ع)
سپس خداوند سبحان از قسمت هاى سخت و نرم و شيرين و شور زمين خاكى را جمع كرد
و بر آن آب پاشيد تا پاك و خالص شد، آن گاه آن مادّه خالص را با رطوبت آب به صورت گل چسبنده درآورد،
سپس از آن گِل صورتى پديد كرد داراى جوانب گوناگون و پيوستگى ها، و اعضاى مختلفه و گسيختگى ها.
آن صورت را خشكاند تا خود را گرفت، و محكم و نرم ساخت تا خشك و سفالين شد،
و او را تا زمان معين و وقت مقرر به حال خود گذاشت. سپس از دَم خود بر آن ماده شكل گرفته دميد
تا به صورت انسانى زنده درآمد داراى اذهان وافكارى كه درجهت نظام حياتش به كار گيرد، واعضايى
که به خدمت گيرد، و ابزارى كه زندگى را بچرخاند، و معرفتش داد تا بين حق و باطل تميز دهد
و مزه ها و بوها و رنگها و جنسهاى گوناگون را از هم بازشناسد، در حالى كه اين موجود معجونى بود
از طينت رنگهاى مختلف، و همسانهايى نظير هم، و اضدادى مخالف هم، و اخلاطى
متفاوت با هم، از گرمى و سردى و رطوبت و خشكى و ناخوشى
و خوشى.
از فرشتگان خواست به اداى امانتى كه نزد آنان داشت، و وفا به عهدى
كه به آنان سفارش كرده بود در انجام سجده بر آدم و فروتنى براى اكرام به او اقدام نمايند،
در آنوقت به فرشتگان گفت:
بر آدم سجده كنيد. همگان سجده كردند جز ابليس ، كه غرور و تكبر او را گرفت،
و بدبختى بر او چيره شد، و به آفريده شدنش از آتشْ احساس عزت و برترى نمود.
هیچ کس جز خداوند هست نیست.
Major I
Major I
پست: 458
تاریخ عضویت: دوشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۱, ۸:۵۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 118 بار
سپاس‌های دریافتی: 1090 بار

Re: ترجمه قسمتهای کوتاهی از نهج البلاغه

پست توسط امیر احمدی2 »

اگر بگويم ، گويند كه آزمند فرمانروايى هستم و گر لب بربندم و خاموشى گزينم ،
گويند ، كه از مرگ مى ‏ترسد . چه دورند از حقيقت .
آيا پس از آن همه جانبازى در عرصه پيكار ، از مرگ مى‏ ترسم ؟
به خدا سوگند ، دلبستگى پسر ابو طالب به مرگ از دلبستگى كودك به پستان مادر بيشتر است .
ولى اسرارى در دل نهفته دارم ، كه اگر آشكار كنم ، لرزه بر اندامتان افتد ، چونانكه طناب فرو شده در چاه مى ‏لرزد .
هیچ کس جز خداوند هست نیست.
Major I
Major I
پست: 458
تاریخ عضویت: دوشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۱, ۸:۵۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 118 بار
سپاس‌های دریافتی: 1090 بار

Re: ترجمه قسمتهای کوتاهی از نهج البلاغه

پست توسط امیر احمدی2 »

سوگند به كسى كه محمد را به حق فرستاده است ، در غربال آزمايش ، به هم درآميخته و غربال مى ‏شويد تا صالح از فاسد جدا گردد .
يا همانند دانه‏ هايى كه در ديگ مى‏ ريزند ، تا چون به جوش آيد ، زير و زبر شوند .
پس ، پست‏ترين شما بالاترين شما شود و بالاترينتان ، پست‏ ترينتان .
واپس ماندگانتان پيش افتند و پيشى گرفتگانتان واپس رانده شوند .
به خدا سوگند ، كه هيچ سخنى را پنهان نداشته‏ ام و دروغ نگفته‏ ام كه من از چنين مقامى و چنين روزى آگاه شده بودم .
بدانيد كه خطاكاريها همانند توسنان چموش و سركش‏اند كه خطاكاران را بر آنها سوار كرده‏ اند .
آن اسبان لجام گسيخته به ناگاه مى ‏تازند و سواران خود را به آتش دوزخ سرنگون مى‏ كنند .
و بدانيد ، كه پرهيزگاريها همانند اسبان رام و نجيب‏ اند كه پرهيزگاران را بر آنها سوار كرده و افسارها به دست سواران داده‏ اند و آن اسبان ،

سواران خود را به بهشت داخل مى‏ كنند .
حقى است و باطلى . گروهى هواداران حق‏ اند و گروهى پيروان باطل .
اگر پيروان باطل سرورى يابند چه شگفت ؟
كه از روزگاران ديرين شيوه چنين بوده است و اگر شمار هواداران حق اندك است ، بسا ، روزگارى رسد كه افزون گردد ،
ولى ، كم اتفاق اوفتد كه آنچه پشت كرده ، بار ديگر روى بنمايد .
هیچ کس جز خداوند هست نیست.
Major I
Major I
پست: 458
تاریخ عضویت: دوشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۱, ۸:۵۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 118 بار
سپاس‌های دریافتی: 1090 بار

Re: ترجمه قسمتهای کوتاهی از نهج البلاغه

پست توسط امیر احمدی2 »

خطبه 135
(مشاجره ‏اى بين امام عليه السّلام و عثمان در گرفت. مغيره پسر اخنس، كه يكى از منافقان بود به عثمان گفت من او را كفايت مى‏ كنم، امام على عليه السّلام به مغيره فرمود)
شناخت دشمنان امام عليه السّلام:
اى فرزند لعنت شده دم بريده، و درخت بى‏ شاخ و برگ و ريشه، تو مرا كفايت مى ‏كنى به خدا سوگند، كسى را كه تو ياور باشى، خدايش نيرومند نگرداند، و آن كس را كه تو دست گيرى، بر جاى نمى‏ ماند از نزد ما بيرون رو خدا خير را از تو دور سازد، پس هر چه خواهى تلاش كن، خداوند تو را باقى نگذارد، اگر از آنچه مى‏ توانى، انجام ندهى
هیچ کس جز خداوند هست نیست.
Major I
Major I
پست: 458
تاریخ عضویت: دوشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۱, ۸:۵۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 118 بار
سپاس‌های دریافتی: 1090 بار

Re: ترجمه قسمتهای کوتاهی از نهج البلاغه

پست توسط امیر احمدی2 »

ترجمه خطبه 137
در باره طلحه و زبير در سال 36 هجرى در آستانه جنگ فرمود:

شناسايى طلحه و زبير:
به خدا سوگند (طلحه و زبير) و پيروانشان، نه منكرى در كارهاى من سراغ دارند كه برابر آن بايستند، و نه ميان من و خودشان راه انصاف پيمودند. آنها حقّى را مى ‏طلبند كه خود ترك كرده ‏اند، و انتقام خونى را مى‏ خواهند كه خود ريخته‏ اند. اگر من در ريختن اين خون شريكشان بودم آنها نيز از آن سهمى دارند، و اگر خودشان تنها اين خون را ريخته‏ اند، بايد از خود انتقام بگيرند. اولين مرحله عدالت آن كه خود را محكوم كنند، همانا آگاهى و حقيقت بينى، با من همراه است، نه حق را از خود پوشيده داشته‏ ام و نه بر من پوشيده بود، همانا ناكثين (اصحاب جمل) گروهى سركش و ستمگرند، خشم و كينه، و زهر عقرب، و شبهاتى چون شب ظلمانى در دلهايشان وجود دارد. در حالى كه حقيقت پديدار و باطل ريشه كن شده،
و زبانش از حركت بر ضد حق فرومانده است. به خدا سوگند، حوضى برايشان پر از آب نمايم كه تنها خود بتوانم آبش را بيرون كشم، به گونه‏ اى كه از آب آن سيراب برنگردند، و پس از آن از هيچ گودالى آب ننوشند .
هیچ کس جز خداوند هست نیست.
Major I
Major I
پست: 458
تاریخ عضویت: دوشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۱, ۸:۵۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 118 بار
سپاس‌های دریافتی: 1090 بار

Re: ترجمه قسمتهای کوتاهی از نهج البلاغه

پست توسط امیر احمدی2 »

گفته شد يكى از ياران پرهيزكار امام عليه السّلام به نام همّام گفت:
اى امير مؤمنان پرهيزكاران را براى من آنچنان وصف كن كه گويا آنان را با چشم مى ‏نگرم.
امام عليه السّلام در پاسخ او درنگى كرد و فرمود :
اى همّام از خدا بترس و نيكوكار باش كه خداوند با پرهيزكاران و نيكوكاران است.
امّا همّام دست بردار نبود و اصرار ورزيد، تا آن كه امام عليه السّلام تصميم گرفت صفات پرهيزكاران را بيان فرمايد.
پس خدا را سپاس و ثنا گفت، و بر پيامبرش درود فرستاد، و فرمود:
1 -سيماى پرهيزكاران
پس از ستايش پروردگار همانا خداوند سبحان پديده‏ ها را در حالى آفريد كه از اطاعتشان بى‏ نياز، و از نافرمانى آنان در امان بود، زيرا نه معصيت گناهكاران به خدا زيانى مى‏ رساند و نه اطاعت مؤمنان براى او سودى دارد، روزى بندگان را تقسيم، و هر كدام را در جايگاه خويش قرار داد. امّا پرهيزكاران در دنيا داراى فضيلت‏ هاى برترند، سخنانشان راست، پوشش آنان ميانه روى، و راه رفتنشان با تواضع و فروتنى است، چشمان خود را بر آنچه خدا حرام كرده مى‏ پوشانند، و گوش‏ هاى خود را وقف دانش سودمند كرده‏ اند، و در روزگار سختى و گشايش، حالشان يكسان است. و اگر نبود مرگى كه خدا بر آنان مقدّر فرموده، روح آنان حتى به اندازه بر هم زدن چشم، در بدن‏ها قرار نمى گرفت، از شوق ديدار بهشت، و از ترس عذاب جهنّم. خدا در جانشان بزرگ و ديگران كوچك مقدارند، بهشت براى آنان چنان است كه گويى آن را ديده و در نعمت‏ هاى آن به سر مى ‏برند، و جهنّم را چنان باور دارند كه گويى آن را ديده و در عذابش گرفتارند. دل‏ هاى پرهيزكاران اندوهگين، و مردم از آزارشان در أمان، تن‏هايشان لاغر، و درخواست‏ه ايشان اندك، و نفسشان عفيف و دامنشان پاك است. در روزگار كوتاه دنيا صبر كرده تا آسايش جاودانه قيامت را به دست آورند: تجارتى پر سود كه پروردگارشان فراهم فرموده، دنيا مى‏ خواست آنها را بفريبد امّا عزم دنيا نكردند، مى خواست آنها را اسير خود گرداند كه با فدا كردن جان، خود را آزاد ساختند.
2- شب پرهيزكاران
پرهيزكاران در شب بر پا ايستاده مشغول نمازند، قرآن را جزء جزء و با تفكّر و انديشه مى‏ خوانند، با قرآن جان خود را محزون و داروى درد خود را مى ‏يابند. وقتى به آيه‏ اى برسند كه تشويقى در آن است، با شوق و طمع بهشت به آن روى آورند، و با جان پر شوق در آن خيره شوند، و گمان مى ‏برند كه نعمت‏هاى بهشت برابر ديدگانشان قرار دارد،
و هر گاه به آيه‏ اى مى ‏رسند كه ترس از خدا در آن باشد، گوش دل به آن مى‏ سپارند، و گويا صداى بر هم خوردن شعله‏ هاى آتش، در گوششان طنين افكن است، پس قامت به شكل ركوع خم كرده، پيشانى و دست و پا بر خاك ماليده، و از خدا آزادى خود را از آتش جهنّم مى ‏طلبند.
3 -روز پرهيزكاران
پرهيزكاران در روز، دانشمندانى بردبار، و نيكوكارانى با تقوا هستند كه ترس الهى آنان را چونان تير تراشيده لاغر كرده است، كسى كه به آنها مى‏ نگرد مى‏ پندارد كه بيمارند امّا آنان را بيمارى نيست، و مى‏ گويد، مردم در اشتباهند در صورتى كه آشفتگى ظاهرشان، نشان از امرى بزرگ است. از اعمال اندك خود خشنود نيستند، و اعمال زياد خود را بسيار نمى ‏شمارند. نفس خود را متّهم مى‏ كنند، و از كردار خود ترسناكند. هرگاه يكى از آنان را بستايند، از آنچه در تعريف او گفته شد در هراس افتاده مى‏ گويد:
من خود را از ديگران بهتر مى‏ شناسم و خداى من، مرا بهتر از من مى ‏شناسد، بار خدايا، مرا بر آنچه مى‏ گويند محاكمه نفرما، و بهتر از آن قرارم ده كه مى ‏گويند، و گناهانى كه نمى‏ دانند بيامرز.
4-نشانه‏ هاى پرهيزكاران
و از نشانه‏ هاى يكى از پرهيزكاران اين است كه او را اينگونه مى ‏بينى: در ديندارى نيرومند، نرمخو و دور انديش است، داراى ايمانى پر از يقين، حريص در كسب دانش، با داشتن علم بردبار، در توانگرى ميانه رو، در عبادت فروتن، در تهي دستى آراسته، در سختى‏ ها بردبار، در جستجوى كسب حلال، در راه هدايت شادمان و پرهيز كننده از طمع ورزى، مى‏ باشد. اعمال نيكو انجام مى‏ دهد و ترسان است، روز را به شب مى ‏رساند با سپاسگزارى، و شب را به روز مى‏ آورد با ياد خدا، شب مى‏ خوابد اما ترسان، و بر مى ‏خيزد شادمان، ترس براى اينكه دچار غفلت نشود، و شادمانى براى فضل و رحمتى كه به او رسيده است. اگر نفس او در آنچه دشوار است فرمان نبرد، از آنچه دوست دارد محرومش مى‏ كند. روشنى چشم پرهيزكار در چيزى قرار دارد كه جاودانه است، و آن را ترك مى‏ كند كه پايدار نيست، بردبارى را با علم، و سخن را با عمل، در مى‏ آميزد. پرهيزكار را مى ‏بينى كه: آرزويش نزديك، لغزش‏ هايش اندك، قلبش فروتن، نفسش قانع، خوراكش كم، كارش آسان، دينش حفظ شده، شهوتش در حرام مرده و خشمش فرو خورده است. مردم به خيرش اميدوار، و از آزارش در امانند. اگر در جمع بى ‏خبران باشد نامش در گروه ياد آوران خدا ثبت مى گردد، و اگر در ياد آوران باشد نامش در گروه بى‏ خبران نوشته نمى ‏شود. ستمكار خود را عفو مى‏ كند، به آن كه محرومش ساخته مى‏ بخشد، به آن كس كه با او بريده مى ‏پيوندد، از سخن زشت دور، و گفتارش نرم، بدى‏هاى او پنهان، و كار نيكش آشكار است. نيكى‏ هاى او به همه رسيده، آزار او به كسى نمى ‏رسد.
در سختى ‏ها آرام، و در ناگواري ها بردبار و در خوشى ‏ها سپاسگزار است. به آن كه دشمن دارد ستم نكند، و نسبت به آن كه دوست دارد به گناه آلوده نشود. پيش از آن كه بر ضد او گواهى دهند به حق اعتراف مى ‏كند، و آنچه را به او سپرده اند ضايع نمى‏ سازد، و آنچه را به او تذكّر دادند فراموش نمى ‏كند. مردم را با لقب‏هاى زشت نمى‏ خواند، همسايگان را آزار نمى ‏رساند، در مصيبت‏هاى ديگران شاد نمى‏ شود و در كار ناروا دخالت نمى‏ كند، و از محدوده حق خارج نمى ‏شود. اگر خاموش است سكوت او اندوه گينش نمى‏ كند، و اگر بخندد آواز خنده او بلند نمى‏ شود، و اگر به او ستمى روا دارند صبر مى ‏كند تا خدا انتقام او را بگيرد. نفس او از دستش در زحمت، ولى مردم در آسايشند. براى قيامت خود را به زحمت مى ‏افكند، ولى مردم را به رفاه و آسايش مى‏ رساند. دورى او از برخى مردم، از روى زهد و پارسايى، و نزديك شدنش با بعضى ديگر از روى مهربانى و نرمى است. دورى او از تكبّر و خود پسندى، و نزديكى او از روى حيله و نيرنگ نيست. (سخن امام كه به اينجا رسيد، ناگهان همّام ناله‏اى زد و جان داد. امام عليه السّلام فرمود) سوگند به خدا من از اين پيش آمد بر همّام مى‏ ترسيدم. سپس گفت: آيا پندهاى رسا با آنان كه پذيرنده آنند چنين مى ‏كند شخصى رسيد و گفت: چرا با تو چنين نكرد امام عليه السّلام پاسخ داد: واى بر تو، هر أجلى وقت معيّنى دارد كه از آن پيش نيفتد و سبب مشخّصى دارد كه از آن تجاوز نكند. آرام باش و ديگر چنين سخنانى مگو، كه شيطان آن را بر زبانت رانده است
هیچ کس جز خداوند هست نیست.
ارسال پست

بازگشت به “فلسفه”