درسهایی از قران

در اين بخش مي‌توانيد در مورد تمامي مسائل مرتبط با آموزش و يادگيري به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت

Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

درسهایی از قران

پست توسط ganjineh »

در اینجا مباحث درسهایی از قران با منبع تبیان ارایه می گردد.(بر گرفته از موضوع بندی درسهای اقای حجت الاسلام قرائتی) :-o
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

پاكى ظاهرى و باطنى‏

دلِ پاك، ظرف لطف الهى
زبان پاك، زمينه پذيرش توبه
وضو بر وضو، نور بر نور
وضو همراه با مسواك
وضو به هنگام خواب
تيمّم، نشان از خاك بودن
نزول باران، به دعاى امام حسين (عليه السلام)
دلِ پاك، ظرف لطف الهى

«بسم اللّه الرّحمن الرّحيم»

اللهم صل على محمّد و ال محمّد اللهى انطقنى بالهدى والهمن التقوى

بينندگان عزيز بحث را آغاز سال 81 اولين شب جمعه سال 81 مى‏بينند «كه مصادف با ششم محرّم است» پس من خوب است كه شروع كارمان را با توجه به امام حسين «عليه السلام» شروع كنيم شما مى‏دانيد كه قرآن يه آيه دارد مى‏گويد: هر كسى به شما سلام كرد شما جواب گرمش بدهيد:

«اذا حييتم بتحيه فحيوا باحسن»: اگر كسى سلام كرد گرم جوابش را بدهيد

و از آنجا كه شهيد زنده است و ما به زنده كه سلام مى‏كنيم او جواب گرم به ما مى‏دهد. براى اينكه روح و دلِ امام حسين« عليه السلام» را متوجّه كنيم به خودمان و امام حسين «عليه السلام» كه شهيد است و زنده است به ما توجه كند و يه جواب گرمى به ما بدهد، پس بهتر اين است كه ما به او سلام كنيم چون وقتى ما به آن توجه كرديم امام حسين «عليه السلام» به ما جواب مى‏دهد. جواب گرم، و آغاز سالمان را با توجه امام حسين «عليه السلام» به خودمان جلب كنيم راهش اين باشد. من سلام مى‏كنيم شما جمله، جمله اين سلام را با من بدهيد. منتهى با توجه سلام كنيم. يعنى همين الان دل را ببريم به سمت حسين .

السلام عليك يا ابا عبدالله - جواب حضّار - و على الارواح التى... حلّت بفنائك... عليك منى سلام الله... ابداً... ما بقيت... و بقى الليل و النهار... و لا جعله الله... آخر العهد منى... لزيارتك... السلام على الحسين... و على على بن الحسين... و على اولاد الحسين... و على اصحاب الحسين...

«سال نو ضمن تسليت ايام سوگوارى به مناسبت عيد نوروز هم تبريك مى‏گويم.» بحثمان در شبهاى جمعه سال 80 بحث نظافت و پاكيزگى بود، يك بحث داشتيم پاكى ظاهرى كه از شانه و مسواك و حمّام و عرض كنم شستشو و لباس و زيبائى و بهداشت و نظافت ظاهرى و يكى هم از پاكىِ معنوى كه در پاكىِ معنوى هم بحث پاكى از گناه، عصمت، پاكى دل از كينه، پاكى چشم از نگاه بد. پاكى زبان از كلام بد، اينها همه نمونه‏هاى پاكى در اين جلسه يه بحث راجع به به پاكىِ ظاهرى داشتيم و يه بحث راجع به پاكى معنوى، در اين بحث مى‏خواهيم وارد احكام پاكى بشويم. راجع به پاكىِ معنوى اين چند جمله را من بگويم كه راجع به پاكى قلب وقتى خداوند مى‏خواهد تعريف كند، در روايات داريم در بحار است كه «كان داود طاهر القلب: دل پاكى داشت، دلش پاك بود، كينه‏اى نبود. طاهر القلب» يه ارزشى است يا مثلا داريم كه: كانت حليمه من اطهر نساء قومها: حليمه سعديه همان زنى كه شير داد به پيامبر صل الله عليه و اله وسلم، زن پاكى بود به خاطر پاكى اش خداوند بهش لطف كرد.

مثال: ظرف اگر پاك باشد شما شير و شربت و چايى مى‏اندازى توش، اگر توى ظرفى سوسكى، پشه‏اى باشد شما خودت هم چايى نمى‏ريزى و مى‏گويى بهداشتى نيست، همينطور كه يك ظرف ناپاك را شما چايى نمى‏ريزى، دل ناپاك را هم خدا بهش لطف نمى‏كند. اگر خواستيم، خيلى افراد از من پرسيده‏اند كه چه كنيم كه خدا به ما يه لطفى بكند، چه كنيم كه مورد لطف خاص خداوند قرار بگيريم، بهش گفتم ظرفت را بشوى خود خدا شيرش مى‏كند.

مثل اينكه مى‏گوئيم: چه كنيم كه اين آقا چايى بدهد به ما ليوانت را بشوى، بگير پاك باشد، چايى مى‏دهند اگر كسى قلبش، كلامش، گوشش، زبانش پاك باشد، بيائيد سال 80 را تصميم بگيريم پاك باشيم. اشكال دارد تصميم بگيريم حرف بد پشت سر كسى نزنيم، غيبت كسى را نكنيم، تعهّد كنيم، من: بسم الله الرحمن الرحيم سال 81 يا حسين ماه محرم است تو كمكم كن يك سال حرف زشت نزنم مى‏شود. خيلى‏ها هستند در عمرشان دروغ نگفته‏اند. الان من كسى را سراغ دارم، دو نفر الان توى ذهن من است كه در عمرشان دروغ نگفته‏اند و ريشهايشان هم سفيد شده است. مى‏شود، خدايا دروغ نگويم. به مشترى دروغ نگويم، از من سؤال مى‏كنند معلم هستم صاف بگويم بلد نيستم، آقا اين جنس؟ مى‏گويم: متوسط است، بهتر از اين مى‏خواهى فلان مغازه دارند، راست حرف بزند، بگوئيم هر كجاى بازار بگردى اين جنس گيرت نمى‏آيد. دروغ نگوييم، يعنى خداوند عاجز است كه روزى ما را به دروغ بدهد، گاهى وقتها مى‏گوييم بدون دروغ كه نمى‏شود، چرا نمى‏شود؟

حديث: تمام افراد روزيشان حلال مقدّر شده اينكه مى‏گويم دقّت كنيد كسانى كه گيج مى‏شوند، دروغ مى‏گويند، غيبت مى‏كنند، اختلاس و كلاه بردارى مى‏كنند، كم فروشى و همه رقم فروشى شيطتنت مى‏كنند، كه با تيزى و شيطتنت مى‏پرند به حرامى را گير مى‏آورند خداوند سهم حلالشان را كم مى‏گذارد.

يه چيزى بگويم از آيه الله بهاءالدين از رفقاى امام «خمينى ره» بود ايشان مى‏گفت: بابا عمر شما اندازه‏گيرى شده، مى‏گويد،«من قبل ان نبرأها» مثلا شما بايد 822 كيلو شكر بخورى، سهم شما در عمرت اينقدر شكر است حالا يه جا فكر مى‏كنى صاحب خانه نيست دو تا قند مى‏خورى به هواى تيزى، آنوقت فردا دكتر مى‏گويد: آقا قندتان بالا رفته ديگه خانه خودت هم حق خوردن قند ندارى، اين پايه مقدارى بايد راه برود يه وقت كه زيادى رله برور يه وقت مى‏گويند: ببخشيد شما از پلّه بالا نرويد. آقااين مقدار چربى سهمت هست 70 سال 90 سال عمر اين مقدار در عمر سهم چربى دارى، گاهى وقتها يه چيزى مى‏خورى مى‏گويند چربيتان بالا رفته، اين كه مى‏گويند قندش بالا رفته، چربى‏اش چطور شده، چى شده، چى شده، اين به خاطر اين است كه يه جايى تجاوز كرده‏اى. خداوند از سهم حلال. اينطور نيست ما عجله نكنيم، چرا مى‏ترسيم، اگر راست بگوئيم خداوند روزيمان را ندهد مثل بعضى جوانهامى‏گويند مى‏ترسيم ازدواج كنيم خرجى نياوريم. خوب يعنى چه؟ يعنى اگر يكى باشم خدا زور دارد ولى اگر دو تا شديم زور خدا طى مى‏كشد، معنايش اين است.

حديث داريم: كسيكه از ازدواج نمى‏كند از ترس خرجى به خدا سوء ظن دارد يعنى خدا اگر يكى را زور دارد دو تايى ندارد يا افرادى كه مثلا فرض كنيد به هر حال. حالا

حليمه سعديه زن پاكى بود
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

زبان پاك، زمينه پذيرش توبه

چون ايّام محرّم است يه خاطره بگويم:

دوّم محرّم بود امام حسين «عليه‏السلام» مى‏آمدكربلا «حرّ» با هزار تا سرباز جلو امام را گرفت، امام حسين عليه السلام قبل از اينكه حرّ برسد به يارانش فرمود: هر چه مى‏توانيد در مشك‏ها آب ذخيره كنيد، براى اينكه لشگر يزيد مى‏آيد تشنه هستند آب بدهيم «الله اكبر» چقدر اينها مردند و كرامت دارند. وقتى حرّ آمد تشنه بود و تمام لشگر او از آب‏هاى ذخيره امام حسين «عليه السلام» تشنگى را بر طرف كردند و حتّى اسب هايشان، بعد حرّ گفت: نمى‏گذارم تكان بخوريد امام حسين «عليه السلام» جمله‏اى فرمود: حرّ گفت: من مى‏خواهم يه چيزى بگويم ولى چون مادرت زهراست حيا مى‏كنم. اينجا پاكىِ زبان، زبانِ حرّ پاك بود. جسارت به زهرا سلام الله عليها نكرد. همين ادبش شايد مقدّمه شد كه روز عاشورا خدا توفيقش داد كه توبه كند، گاهى آدم مى‏خواهد يه چيزى بگويد: مى‏بيند آبرويش مى‏ريزد: قورتش بده: «والكامظمين الغيظ»: يعنى غيضت را قورت بده، زبان پاك، مى‏شود اول سال تصميم بگيريم چشم و زبان پاك باشد. حتّى حديت داريم كه:

اگر كسى نگاهش به يه دخترى خورد، نگاهش نكرد بعد گفت: خدايا من جوانم و اين دختر و نگاهى كه من مى‏كنم تو راضى نيستى خودت از حلال ازدواج برايم جور كن. چون به خاطر خدا چشمش را پائين كشيد، خدا از راه حلال ازدواجش را آسان مى‏كند .

خداوند جبران مى‏كند يكى از اسمهاى خداوند«جبّار» است يعنى جبران مى‏كند، اگر شما كوتاه آمدى. حالا راجع به بحث وضو كه يكى از مسائل طهارت است من چند تا نكته دارم برايتان بگويم:

اولين كارى كه آدم از خواب بلند مى‏شود بهداشتى است«الله اكبر» مسئله وضو گرفتن، قرآن مى‏گويد: «اذاقمتم الى الصلواة»: همينكه صبح پا شديد به سمت نماز، اول«فاغسلوا وجوهكم» صورتتان را بشوئيد.

پس سؤال صبح كه آدم از خواب پا مى‏شود، من نمى‏دانم اينها را سلام صبح بخير مى‏گويند يا نه؟ منكه نمى‏رسم گوش بدهم ولى حالا اگر تلويزيون نگفته تجديد نظر كند .مى‏گويد: آقا صبح كه پا مى‏شوى چه مى‏كنى؟ مى‏گويم: صبح كه پا مى‏شوم لباسهايم را مى‏شورم مى‏روم اداره، اى بابا نماز چه شد؟ نماز هم جزو زندگى است. فيلم سازان ما بايد همينطور كه فيلم از مردم مى‏گيرند. خوب از همه چيز مردم فيلم بگيرند. غذا خوردن و عقد و عروسى. مراسم بله برون، عزادارى شان، اگر همه را فيلم بردارى مى‏كنند نماز هم جزو بدنه كار مردم است. از نماز هم صحبت بشود،نه نماز تصنّعى يعنى همان نماز طبيعى كه مى‏خوانند اين هم مطرح شود. يعنى يه دبير بيايد سر كلاس من بعد از نماز چنين كردم .تو كه نماز ميخوانى به بچّه‏ها هم بگو من نماز خوانده‏ام. فوتباليستهاى ما همينطور كه گل زدنشان را مى‏بينند، نمازخواندنشان را هم ببينند، خوب چرا گل را وسط چشمها مى‏زنى و نمازت را مثل هروئينى‏ها مى‏روى او پشته، خوب نمازت را هم توى زمين چمن بخوان،،گل زدنت را كه ديدند، نمازت را هم ببينند چه اشكالى دارد، ما گاهى وقتها، يكى از كارهاى بسيار خوبى كه مقام معظم رهبرى هم تأييد كرد. انشاءالله بايد رشد پيدا كند. اين بود كه مردم ظهر عاشورا توى خيابان سينه مى‏زنند. امام حسين عليه السلام خودش نيز نمازاست جلو30 تا تير، خورد. امام حسين «عليه السلام» مى‏توانست توى خيمه نماز بخواند آمد بيرون كه بگويد: مردم حساس‏ترين شرائط كه كه ظهر عاشورا است شما را از نماز غافل نكند. حالا ما يه مشترى كه مى‏آيد مى‏گوييم: مشترى حيف است نماز را بعد مى‏خوانيم. كافى است كه يك مشترى ما را از نماز بياندازد. نماز اول وقت، ظهر عاشورا امام حسين «عليه السلام» نيز نماز است. امام زمان«عجل الله تعالى فرجه» هم نيز نماز است تو حرف حسابيت چيست دارى سينه مى‏زنى؟ آخر حرف حساب تو چيه؟ يه كار خوبى كه در جمهورى اسلامى شد اينكه بسيارى از ما تهران كه اينطورى است زيادى از شهرها اينطورى است .يه وقت قم به آيةالله العظمى نجفى مرعشى ره گفتند: آقا امشب حرم نيا براى نماز، ايشان توى صحن حرم حضرت معصومه «سلام‏الله عليها» نماز مى‏خواند، گفتند:امشب شب عاشورا است نيائيد براى نماز، مى‏خواهيم سينه بزنيم. كارى به جايى رسيده بود كه سينه زنها به يك مرجع تقليد مى‏گفتند: نماز نخوانند مى‏خواهيم سينه بزنيم. خوب اين يه رقم ديد است. يه ديد ديگه: الآن ظهر عاشورا كه مى‏شود عزاداران قم يك جماعت توى حرم است و يه سه راه بازار يعنى تقريبا دو،سه كيلومتر يك نماز، يا مشهد چه نمازهايى خوانده مى‏شود، تهران، خيلى‏ها كه مشكل هم دارند يه وقت براى آب و برف و فلان سر ظهر قيچى مى‏كند يكى اذان مى‏گويد و همه با هم اذان مى‏گويند، على اىّ حال، ظهر عاشورا بايد پيداباشد. چهره نماز عاشورا، نماز عاشورا خيلى، ما هم تشكّر مى‏كنيم از عزادارها. هم تقاضا مى‏كنيم اين سنّت را احيا كنند. پس چى گفتم حالا:

1 - آغاز سالتان را با سلام به امام حسين «عليه السلام» شروع كرديد.«الحمدالله» اين سلام به امام حسين« عليه السلام» را يادتان نرود. در روز، روزى چند بار همينطور بگوئيد «السلام عليك يا مهدى» تا به حضرت مهدى«عليه السلام» توجه كردى آن حضرت هم به شما توجّه مى‏كند و مى‏فرمايد: و عليك السلام و رحمةالله، توجّه امام زمان عليه السلام به شما خيلى اثر دارد. ما توجه كنيم براى آنها فرقى نمى‏كند ولى آنها،

مثال: ما خانه مان را رو به خورشيد سازيم چيزى گيرش نمى‏آيد. اما خورشيد نورش بيايد توى اطاق ما خيلى بركت دارد. ما رو به خورشيد يا پشت به خورشيد خانه بسازيم، سلام به امام زمان «عليه السلام» بكنيم، يا نكنيم، در آنهااثر نمى‏كند. توجه خورشيد به اطاق ما و توجه حضرت مهدى«عليه السلام» به ما خيلى كار ساز است. هر وقت آب مى‏خوريم سلام بر حسين لعنت بر يزيد.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

وضو بر وضو، نور بر نور

حالا يه مقدارى مى‏خواهيم راجع به وضو صحبت كنيم.

اول: آداب وضو: در وضو براى چى وضو مى‏گيريم؟ 1 - براى نماز كه واجب است، براى غير نماز هم، هميشه با وضو باشيم. يه چيزى برايتان بخوانم اين حديث راهم تا امروز صبح بلد نبودم، امروز صبح ياد گرفتم. حديث داريم: اگر كسى هميشه با وضو باشد، اگر يه وقت در حال وضو بميرد ثواب شهيد دارد.

البته معناى با وضو بودن اين نيست كه آدم ادرارش را نگه دارد. نه بدون اينكه در محصور باشد وضو داشته باشد. وضو، هميشه با وضو بودن خوب است براى قرآن خواندن ،ذكر، اصلا آدم با وضو باشد وضو بر وضو نور بر، روى، وضوى با وضو نور على نور است. آخه بعضى چيزها دوتايى زشت است مثل اينكه دو تا كراوات روى هم ببنديم. دو تا كراوات روى هم مى‏گويند: اين خل است. امّا دو تا لامپ دليل بر خلى نيست نورش زياد است. مثلا مى‏گويم: «واذكرواالله كثيرا».

ذكر خدا زيادش مفيد است، اما بعضى چيزها مثل غذا، اضافه‏اش فشار به معده است. حتى آدم وضو دارد يه بار ديگر هم وضو بگيرد .و خشك هم نكنيد هر چى آب سرد روى پوست باد نشاطش بيشتر است. بعد چه جورى وضو بگيريم بعد من هم مى‏خواهم وضو بگيرم دوربين راسِ من باشدمن يه بار وضو را گفته‏ام حدود نه سال قبل ولى از نه سال پيش خيلى از بچّ‏ه‏ها عوض و بدل شده‏اند، كوچولوها بزرگ شده‏اند حالا يه دفعه ديگر ببينند. حالا ما طشت نداريم، حالا فرض كنيد طشت است. ببينيد وضو كه مى‏گيريم دستها را اول مى‏شوئيم اين شستن دست مستحب است و جزء وضو نيست، مستحب است كه انسان دستش را بشويد. بعد آب را بر مى‏داريم مى‏ريزيم بالا از بالا همينطور مى‏شوريم. شد، گردى نشوريد همچينى، مثل اينكه ليف مى‏زنيم توى حمام. نه از بالا به پايين باشد خلاصه آب بايد به همه بدن برسد به همه صورت از جايى كه مو در مى‏آيد تا چونه، از شصت تا انگشت وسط و احتياطا به مقدارى اينور و آنوَرَش، بعد دست راست را كه مى‏خواهيم وضو بگيريم، آب را ور مى‏داريم مى‏ريزيم بالا. آب هم بايد همه جا برسد من ديدم آب را بعضى‏ها كه مى‏ريزند به اينجا همچنين مى‏كنند اينجا را خو دست آب مى‏گيرد، پشت دست كه آب دست نمى‏گيرد همينطور دست‏تر را مى‏كشد اين ديگه مسح مى‏شود. مسح غلط است اين مسح كه انسان با دست‏تر مى‏كشد مسح سر ومسح پا اينجا نبايد مسح باشد بايد شستن باشد. غسل است در دست بايد شستن باشد مسح كافى، بنابراين آب را كه مى‏ريزيد همينطور كه اينجا آب جارى است پشت دست هم بايد آب جارى باشد يعنى يه مشت آب اين پشت و يه مشت آب اينجا به طورى كه آب به همه جا جارى شود نه اينكه آب را اينجا بريزيد اينجا را خوب مى‏شورى آن وقت اينجاها چى؟ يه دست خالى مى‏كشى، اين مى‏شود مسح. بعضى‏ها كه وضو مى‏گيرند دستشان را مى‏آورند تا اينجا آب را همين طور بيار تا نوك. تا نوك‏ها همچنين بعد هم دست چپ شد. بعد هم مسح سر، روى زلف هم مسح بكشى كافى است به شرطى كه زلفها مالِ خودش باشد اگر زلفها را از شمال شرقى و يا جنوب غربى بيارى اينجا كافى نيست همانجا اگر زلف مالِ خودش باشد طورى نيست زلف بايد ميزون باشد اگر خيلى طئلانى باشد يا زلف مالِ اينجا نباشد، اگر زلف مالِ اينجاست روى زلف مسح بكشى كافيه، لازم هم نيست زلف‏ها را پس كنى همين روى خود زلف كافيه، فرق بين وضو و غسل اين است كه در وضو روى زلف كافيه، در غسل بايد توى زلف هم شسته شود، مسح پا هم همينطور مى‏كشيم، وضو نور است، دعاهايى هم دارد خدا چقدر قشنگ وصل كرده. اول اين وضو رابطه دارد به حق مردم، آب غصبى نباشد مكان غصبى نباشد يعنى حقّ مردم مراعات شود حالا اگر كسى خونه لوله كشى نيست از خونه همسايه‏ها شيلنگ گرفته، دولت هم راضى نيست بايد مسئله‏اش را بپرسيد، كه مى‏شود با اين آب، وقت ندارى وضو بگيرى بايد تيمّم كنى پا شدى ديدى اِ نزديك آفتاب است تا بروى وضو بگيرى، آفتاب مى‏زند اونجا بايد تيمّم كنى.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

وضو همراه با مسواك

در وضو دو چيز است كه اهل سنّت بيشتر يا دقّت مى‏كنند شيعه‏ها كم دقّت مى‏كنند ولى ثواب دارد. دقت كنيم، يكى شستشوى بينى، يكى مسواك، اين خيلى عنايت بشود روش. پيغمبر ما «صل الله عليه و اله و سلم» مسواكش پشت گوشش بود. وقتى از دنيا رفت بلندش كردند ديدند زير متكّايش مسواك است مسواك خيلى مهم است شستشوى بينى مهمّ است، آب سرد مهمّ است خشك نكردن مهمّ است اين مالِ اصل وضو. اولين كار وضو است. بعد از وضو، چند تا حديث هم براى وضو بخوانم.

- من طلب حاجة و هو على غير وضو، فلا تقضَ فلا تلومنّ الّا منّ الّ نفسه،

اگر كسى بدون وضو سراغ كارى رفت و موفّق نشد گله نكند. - يعنى سراغ يه كارى كه وى رويد با با وضو باشيد

- انى لا عجب ممن يأخذ فى حاجة فهو على وضو كيف لا تغضى‏

اگر كسى وضو گرفت مشكلش حل نشد، من تعجب مى‏كنم. - چطور با اينكه وضو داشت يعنى كارهاى معنوى در كارهاى مادّى اثر دارد

- من توّضأَ للمغرب كان وضوئه كفارة لما مضى لذنوبه الا الكبائر:

كسى كه براى نماز مغرب وضو، گناهان صبح تا غروبت را خداوند مى‏بخشد مگر گناهان كبيره را .

- من جدّد وضوئه من غير جدّد الله توبته من غير استغفار

با اينكه وضو دارد اگر دو مرتبه وضو بگيرد خداوند او را مى‏بخشد بدون اينكه استغفار كند


وضو به هنگام خواب

من باب على طهر فکانما الليل»: كسى كه وضو بگيرد برود توى رختخواب تا صبح هم كه خواب است مثل اين است كه احيا گرفته و در حال عبادت است .

- من اتى المسجد طهرّالله من ذنوبه و كتب من زوّاره

كسى كه وضو خانه‏اش گرفت و به مسجد آمد اين از زوّار خداوند است.

- اكثر من الطهور يزيدالله من عمرك»: وضو داشتن عمر را زياد مى‏كند.

و اگر مى‏توانى هميشه با وضو باشى، هميشه با وضو باش، اينها روايات وضو است.

و امّا چند نكته خدمتتان بگويم:

عرض كنم كه گفتيم وضو آنقدر مهم است كه كليد بهشت نماز است و كليد نماز وضو است، در جلسه قبل گفتيم: « مفتاح الصلوة الطهور»: اين يه حديثى بود گفتم «الطّهر نصف الايمان»: وضو نصف ايمان است.

- «الوضوء من تمام الصلوة»: وضو علامت تمامى نماز است.

- روز قيامت آنهايى كه وضو دارند ازامت پيامبر «صل الله عليه و آله و سلّم» پيشانيشان از آثار نور وضو درخشنده است. - امّا امام رضا«عليه السلام»

امام رضاعليه السلام فرمود: دليل وضو چيه «لان يكون العبد طاهرا اذ اقام بين يدى الجبّار فى مناجاته»

وضو براى اين است كه وقتى مى‏خواهد با خداى پاك صحبت كند خودش هم پاك باشد.

«نفيّا من الادناس و النجاسه»: پاك باشد از آلودگى‏ها.

«مع ما فيه من ذهاب الكسل و طرد النعاس باطنى» حيرت و خواب آلوديش با وضو از بين برود .

يعنى هم نظافت ظاهرى و هم نشاط باطنى، بعد در وضو جاهايى كه برهنه هست ما مى‏شوئيم مثل صورت و دستها و عرض كنم به حضور جنابعالى كه راجع به اسرار وضو رواياتى هم هست كه حالا ديگه مطرح نمى‏كنم. صلواتى بفرستيد.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

تيمّم، نشان از خاك بودن

دقيقه آخر يك كلمه هم راجع به تيمّم بگويم و غسل، اگر آب نبود يك يا گران بود كه نمى‏شدبخريد دو، يا گرگى و سگى بود كه آدم مى‏ترسد وضو بگيرد سه، يا آب دارم مى‏ترسم وضو بگيرم بعد تشنه‏ام بشود براى خوردن نداشته باشم.

چهار در مواردى بايد تيمّم كرد. منتهى تيمّم نه به خاكِ كوچه و بازار.

حضرت على «عليه السلام» ديد يه كسى به خاك كوچه تيمّم مى‏كند، فرمود چرا همچين مى‏كنى؟:

« اميرالمؤمنين «عليه السلام» ان تيمّم رجل بتراب من اثر الطريق»

از خاك كوچه آلوده است.: فتيمّموا صعيدا طيبا»:

صعيد: خاك طيّب، خاك دلپذير، خاكى كه دلپذير باشد، خود خاكِ دلپذير، يعنى خاكى كه آلودگى نداشته باشد، تيمّم هم اينطورى است. نگاه كنيد :

دو دست را مى‏زنيم، ممكن است آقا بگوئيد براى چى؟ عبوديّت، بندگى، اصلا خداگاهى مى‏خواهد ما را خاك مالى كند. روز عيد فطر مى‏دانى به ما مى‏گويند چه؟ مى‏گويند: عيد فطر بهترين لباست را بپوش، حالا برو نماز عيد بخوان روى خاك. اِ لباس نو روى خاك؟ مى‏گويند: مى‏خواهم خاك ماليت كنم .

امام حسن مجتبى عليه السلام وقتى مى‏رفت مكّه كلّى شتر و اسب راه مى‏انداخت، باقلوا درست مى‏كرد. امام سجّاد عليه السلام باقلوا درست مى‏كرد. اسم باقلوا در حديث نيست. نوشته است مغز بادام و شكر و روغن يه چيزى مى‏شود شبيه باقلوا. آن وقت خودش پا برهنه مى‏رفت، مى‏گفتند: حسن جون، به امام حسن مجتبى «عليه السلام» شما هم مركّ‏ب بر مى‏دارى و غذا درست مى‏كنى و هم، گفت امّا مركب بر مى‏دارم نمى‏خواهم بگويند فلانى كِنِس است، مى‏خواهم در را مكّه خرج كنم، امّا پياده راه مى‏روم خانه محبوب مى‏خواهم با پاى پياده بروم، پياده مى‏روم به خاطر اينكه عشقم را به خدا برسانم .

يه وقت آدم مى‏گويد پيشانى شما را بوسيدم، يه وقت مى‏گويد خاك زيرِ پات را بوسيدم، پيشانى بوسيدن كارى ندارد، خاكِ، يعنى هر چى ما خاك مالى بشويم، در برابر خدا، اما در برابر غير خدا محكم.

امام حسين«عليه السلام» سر بدنى مى‏دهد ولى تن به ذلّت نم دهد، زير سم اسب مى‏رود ولى زير بار زور نمى‏رود. يعنى ما بايد نسبت به خدا هر چه مى‏توانيم تواضع كنيم، نسبت به طاغوت هر چه مى‏توانيم سر فراز باشيم. خوب ايّام عاشورا است، بحث وضو بود يك جمله هم بگويم صلواتى بفرستيد

مسئله آب مالِ تيمّم كه گفتيم تيمّم كنيم دست را مى‏زنيم به خاك پاك مى‏ماليم به پيشانى قشنگ همينطور كه نگاه مى‏كنيد تا بالاى دماغ، چشمها كار ندارد. آخه يه كسى مى‏گفت: ايت تيمّم بهداشتى نيست گفتم چرا؟ دستت را مى‏زنى توى خاك كوچه بعد هم مى‏ماليد تو چشمتون. گفتم: نه خير تو غلط مى‏گى بعد اشكال مى‏كنى. اول خاك كوچه نه، خاك پاك،بعد هم خود خاك كشنده ميكروب است. اين همه آب زباله مى‏رود توى خاك و از آنور آبِ زلال مى‏آيد بيرون تصفيه خونه است زمين، بله مركز ميكروب‏ها هم هست ولس ما مى‏توانيم يه خاك تميزى را توى شيشه نگه داريم بعد هم مس مى‏كشيم ديگه كيفيّتش را تو رساله بگوئيد.

منتهى اگر آب يه وقت ضرر دارد ممكن است آب سرد ضرر ندارد شما حق ندارى اينجا تيمّم كنى. گاهى افراد تا يه دستشون خون است فورى تيمّم مى‏كنند، مى‏گويد دستم خون است يا دمل يا زخم و بريدگى است تيمّم كنم: نه خير اينجا بايد وضوى جبيره بگيرى، كه در رساله بايد ببينى، فرض كنيد حالا انگشت من بانده بسته شده، صورت را با اين دستم مى‏شورم اين دستم هم كه هست بلند مى‏كنم آب را مى‏ريزم‏ها قشنگ، فقط اين دستم جبيره است، يه نايلونى و پارچه‏اى دستِ تَرَم را روى اين مى‏گذارم، جبيره را تو رساله ببينيد. چون من توى مسائل فقهى ضعيفم، خيلى هم ضعيفم، ولى اجمالا،

غسل: مسئله غسل آب بايد به همه بدن برسد.

از امام سؤال كرد كه چرا در غسل بايد همه بدن را بشوئيم؟

حضرت فرمود: براى اينكه مسئله جنب شدن مربوط به همه بدن است. دليلش هم اين است كه همه بدن سست مى‏شود،چون رابطه داردبا اعصاب سمپاتيك كه در همه بدن پخش است مسئله غسل يه رابطه دارد با جريان خون، يه رابطه دارد با اعصاب سمپاتيك، چون مربوط به همه بدن است، آب بايد به همه بدن برسد.

روايتى هم هست كه «من تحت كل شعر» حديث داريم. يعنى مسئله غسل، قبل از غسل انسان در شرائطى قرار مى‏گيرد. از زيرِ هر موئى. حالا اين قصّه را بيش از توى تلويزيون نمى‏توانم بگويم. ولى خوب يه افرادى بايد حياء هم نكنند. مسائل دينيشان را بپرسند. قرآن داريم كه مردم سؤالهايشان را راحت مى‏آمد از پيامبر «صلى الله عليه و آله و سلم» مى‏كردند.

«يسئلونك على الاهلّه» از هلال مى‏پرسيدند، ماه شب اوّل بعد مى‏گويد كه:

«يسئلونك عن المحيض» از حيض هم مى‏پرسيدند.

آخه حيض كجا ماه كجا؟ ولى يه كسى كه پيغمبر شد هم «يسئلونك عن المحيض» هم «يسئلونك عن الاهله» هم «يسئلونك عن الانفال» از انفال مى پرسيدند، جنگلها؟ هم «يسئلونك عن الخمر و المسير» از شراب از كوه و دريا و جنگل، از ماه توى آسمان و از مسائل مثلا زنانه هم مى‏پرسيدند. يعنى مسئله دين يه مسئله كه همه چيزى دارد. قرآن ببينيد، اصلا خداشناسى آن هم، مى‏گويد: «افلا ينظرون الى الابل كيف خلقت»: نگاه كن به شتر ببين چه جوريه.

«و االى السماء...

كسى مى‏خواهد خداشناس شود هم مى‏تواند از شتر و هم از آسمان مى‏تواند، گاهى از كهكشان مى‏آيد:

«والسمائ رفعها و وضع الميزان: توازن در كهكشان است - بعد مى‏گويد: حالا كه در كهكشانها توازن است. يعنى ميزان در كهكشان وصل مى‏كند به ميزان شتر را وصل مى‏كند به آسمان. اين جامعيّت اسلام است. كه اينطوريه. خوب پاكى مورد مورد توجه اسلام است و امّا مسئله آب شب هفتم محرّم دستور آمد كه آب را به اهلبيت عليهم السلام ببنديد. من يكى، دو جمله براى آب بگويم.

امام صادق«عليه السلام» در سفر ديد يه كسى دارد دست و پا مى‏زند به اصحاب فرمود: ببينيد چه مشكلى دارد؟ دويدند، برگشتند، امام فرمود: چش بود گفتند تشنه‏اش بود، گفت: خوب آبش داديد. گفتند: نه يهودى بود. گفت: اِ يهودى باشد آبش بدهيد: آب را به يهودى هم نبايد بست .

- حضرت ابراهيم «عليه السلام) يه دعا كرد خدا مچش را گرفت ،گفت:

و ارزق اهله من الثمرات من آمن: هر كه ايمان دارد «و ارزق اهله» بهش بده بخورد خدا فرمود اين چه دعايى است مى‏كنى؟: «و من كفر فامتعه»: من كافر را هم بهش مى‏دهم بخورد. مسئله آب و نان اسلام و كفر ندارد .
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

نزول باران، به دعاى امام حسين (عليه السلام)

يه زمانى كوفه قحطى شد مردم كوفه آمدند كفتند: يا على قحطى شده يه نماز بارانى بخوان يه دعايى بكن. حضرت امير «عليه السلام» فرمود برويد به امام حسين «عليه السلام» بگوئيد دعاتون كند، به امام حسن «عليه السلام» بگوئيد دعاتون كند، مردم آمدپهلوى دو تا آقا زاده: گفتند: آقا قحطى شده آب نيست. اينها يه خطبه‏اى خوانده و دعا كردند، دستهاى كوچولو بالا آب آمد. بعد مردم آمدند گفتند: يا على متشكّريم چه پسرهايى دارى؟ حضرت على «عليه السلام» گريه‏اش گرفت ،گفت: همين حسين كه با دعاش شما مردم كوفه آب خورديد. همين مردم كوفه آب را روى حسين خواهيد بست. با دعاى پسرم همه شماها رودخانه هاتون پر از آب شد، رود فرات، اما همين مردم كوفه يه جرعه آب به على اصغر نخواهد داد.اين وفا دارى، اصلا مردانگى، شيوه اسلامى، نامردى.

-وقتى پيغمبر ما مكّه را فتح كرد همه را آزاد كرد، حتّى پدر معاويه را آزاد كرد، پدر معاويه اسير بود فرمود همتون آزاد، آن وقت جبرانش اين بود كه وقتى پسر معاويه اهل بيت را گرفت، بچه‏هاى پيامبر را آن رقمى اسير كرد. هر چى مى‏خواهى اسلام، اهلبيت «عليه السلام» عزّت دارند.

و هر چى مى‏خواهى كفر، و نمونه كفر را شما الآن در آمريكا ببينيد، يه كشور افغانستان را بمباران مى‏كند به خاطر يه كه حالا حق است يا باطل يا راست مى‏گويد يا دروغ كه معلوم هم نيست راست مى‏گويد: نمى‏د.نيم چى چى شد قصّه، ولى به هر حال كشور پهلوش مثل يه استكان است. شما يه استكان را مى‏شكنى چه احساس دارى، اون يه كشور را بمباران مى‏كند. و همين آمريكا حرفى ندارد ايران را هم و همه كشورهارا. اين سيماى كفر است. اصلا استدلال نمى‏خواهد اين جنايتهايى كه اسرائيل و امريكا مى‏كند، ضمن اينكه تلخ است يه شيرينى هم توش است. شيرينيش اين است كه ديگه ما براى زشتى كفر نيازى به استدلال نداريم، لازم نيست بگوئيم به چه دليل؟ غرب بد است غرب اين است شرق يعنى آمريكا و كشورهاى اروپايى شريك شدند، براى اينكه صدام را ريشه كن منند در حمله ماجراى كويت، صدام در آستانه رفتن بود. يه مرتبه گفتند: خوب ببينيم اگر صدان ريشه كن بشود مردم عراق چه خواهند كرد. گفتند: والله مردم عراق مثل مردم ايران، انتخاباتى خواهند كرد، به يه كسى رأى خواهند داد، رئيس جمهور مى‏شود، گفتند: اگر بناست مثل ايران بشود، صدام باشد بهتر است يعنى تخصصهاى حقوقى، سياسى، نظامى، آمريكا و اروپا به اينجا رسيدند كه صدام از اينكه مردم عراق خودشان تعيين كنند اين رژيم، اين نتيجه تمدّن غرب است سيماى بنى اميّه و سيماى غرب.

خدايا: آنهايى كه روز ششم محرّم آب را بستند، آنهايى كه جلو حق را بستند در طول تاريخ و راه را كور كردند براى نسل بر عذلبشان بيفزا.

خدايا: آنهايى كه در طول تاريخ طرفدار حق بوده‏اند انواع رحمت و مغفرت را نثار آنها بفرما.

خدايا: ما و نسل ما را تا آخر تاريخ در همه مراحل طرفدار حق قراربده

خدايا: قلب آقا امام زمان عليه السلام را از ما راضى بفرما .

همينطور كه عرض كردم ديد و بازديد عيد خوب است و شام وناهار اما به احترام امام حسين «عليه السلام» بايد حريم را نگه دارم. ضمنا تقاضا مى‏كنم از همه هيئتهاى عزادارى برنامه ريزى كنند يه مقدارى گونى بگذارند توى فرقون عقب هيأت بياورند و يه مقدارى مهر ظهر عاشورا هركجا هستند اين نماز با شكوهى بخواهند خيلى هم خوشمزه است، آن نمازى كه آدم توى خيابان مى‏خواند ياد آن نمازى كه امام حسين عليه السلام يه مزه‏اى هم دارد، من خودم سر نماز منقلب نمى‏شوم ولى ظهر عاشورا تامى روم نماز بخوانم حالم منقلب مى‏شود 30 تا تير خورد ولى نمازش را اول وقت خوان .چيه نماز اين نماز عاشورا را بهش بهاء بدهيد وخدا انشاءالله همه را از نمازگزاران واقعى قرار بدهد.

«والسلام عليكم و رحمةالله»

«اللهم صل على محمد و آل محمد»
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

احكام و دستورات خداوند

حكم خداوند بى دليل نيست
تشكّر، اولين فلسفه نماز
رشد و كمال، دوّمين فلسفه نماز
انس با خدا، سوّمين فلسفه نماز
قرب خدا، چهارمين فلسفه نماز
حجّ نمايشگاه قدرت و عظمت الهى
حكم خداوند بى دليل نيست

«بسم اللّه الرّحمن الرّحيم»

الهم صل على محمد و آل محمد الهى انطقنى با الهدى و الهمنى التقوى

سلام عليكم و رحمة الله، بحث امروز ما درباره دليل احكام است. احكامى خدا فرموده، اين كار را بكن يا نكن دليلش چيست ؟

موضوع بحث فلسفه و دليل احكام:

خوب اين موضوع بحث در اينجا اول بايد بگوئيم كه بعضى از دليلها فطرى است و نياز نيست مثل حالا، بعضى از دستورات اسلام از بس روشن است نياز به دليل ندارد، يعنى يه تشنه كه آب مى‏خورد كسى نمى‏گويد به چه دليل مى‏خورى. تشنه‏ام، مثل دستوراتى كه براى ازدواج دارند، چرا ازدواج مى‏كنى؟ چرا خانه مى‏سازى؟ چرا لباس مى‏دوزى و غذا مى‏خورى؟ چرا كار مى‏كنى؟ يه دستوراتى است كه اصلاً دليل نمى‏خواهد و سؤال كردنش هم غلط است .يه سرى دستورات را هم دليلش را فكر كنيم مى‏فهميم. ممكن است در يه لحظه اوّل نفهميم ولى بعد از فكر، يه سرى دليلها را فكر هم بكنيم نمى‏فهميم خدا به ما گفته كه بعداً يعنى دليلش را خدا گفته به اين دليل، خودمان عقلمان نمى‏رسد. مثل دكترى كه مى‏گويد: اين شربت را بخور به اين دليل. خودِ مريض نمى‏داند چرا؟ ولى دكتر بگويد مى‏فهمد. يه سرى دليلها را هم ممكن است نفهميم ولى همينكه ضد عقل نيست ما بايد عمل كنيم. ببينيد يه وقت كارى ضدّ عقل است مثلاً دكتر فرض كنيد مى‏گويد كه با دستت ميخ بكوب خوب پاره مى‏شود، ضد عقل است اگر يه وقت دستورى است كه خلاف عقل، مثل اينكه مى‏گويند: آقا عوض پاهات با دستهايت راه برو، چرا؟ اگر يه چيزى خلاف عقل بود بايد توقّف كنيم. امّا يه چيزى خلاف عقل نيست امّا دليلش را هم من نمى‏فهمم .

مثل اينكه مى‏گويند: آقا اين قرص را دو ساعت به دو ساعت بخور، خلاف عقل نيست امّا دليلش را هم نمى‏دانم اينجا اگر خواسته باشيم بگوئيم تا ندانم به نسخه عمل نمى‏كنم بسيارى يعنى ميليونهامريض از دنيا مى‏رفتند. پس يه بار ديگر بگويم اگر مريض تصميم بگيرد كه تا دليل نسخه را نفهمد از نسخه استفاده نكند ميليونها مريض چى؟ شما مريضى بايد هر چه دكتر گفت عمل كنيداگر خواسته باشى تا دليلش را نفهمم عمل نميكنم از بسيارى از خيرها محروم مى‏شوى. بابا يه دستورى به بچه‏اش مى‏دهد بچه مى‏گويد: ببخشيد بابا دليل حرفت را نمى‏فهمم عمل نمى‏كنم خيلى بچه‏ها به بسيارى از خطرها گرفتار مى‏شوند چون بابا حرف مى‏زند بچه هم گفته تا نفهمم عمل نمى‏كنم هيچى، ما اگر خواسته باشيم خودمان همه چيزرا همين امروز دليلش را بفهميم بسيارى گاهى ميكانيك برمى دارد موتور را پايين گذارده و و موتور را زيرو رو مى‏كند دليلش را نمى‏فهمم اگر خواسته باشم بگويم تا نفهمم دست به ماشين من نگذار مى‏گويد ببخشيد آقا ماشين را بردار برو. همينطور كه راحت ماشين را مى‏دهيم به مكانيك راحت بدنمان را در اختيار پزشك مى‏گذاريم، بايد هم هرچه خدا گفت گوش بدهيم چون ما دو تا دليل داريم عقل دو تا دستور دارد.

1 - دستور كوتاه مدّت 2 - دستور دراز مدّت كوتاه مدّت اينكه مى‏گويد رجوع به كارشناس كن هر چه كارشناس گفت عمل كن، اين از دستور عقل است مى‏گويد: آدمى كه نمى‏داند از كسى كه مى‏داند بپرسد و هر چه گفت عمل كند. و عقل هم مى‏گويد تحقيق كن كه عميق‏تر بفهمى، دو تا دستور است كوتاه مدّت، عمل الآن به دستور امروز، دستور دراز مدّت تحقيق براى آينده، كه در آينده تحقيق كنيم اسرار اشياء را بفهميم، اگر خواسته باشيم هميشه به برنامه‏هاى دراز مدّت تكيه كنيم بگوئيم: نه من فعلاً كار نمى‏كنم تا خوب نفهمم آن وقت از بسيارى از خيرها و بركات، باقى اش را هم شما بگوئيد. محروم مى‏شويم.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

تشكّر، اولين فلسفه نماز

حالا، در اسلام يه نمونه هايى را برايتان بگويم: همين نمازى كه مى‏خوانيم دليل نماز چيست؟ نماز چهار تا دليل دارد توى قرآن: دليل نماز؟ 1 - تشكّر: بالاخره اگر من يه دوربين عكاسى بدهم به شما، تشكر مى‏كنى خدا دو تا دوربين به شما داده، دو تا چشم. اگر كسى يه چراغ قوّه بدهيم از او تشكّر مى‏كنم، خداوند خورشيد به ما داده.

«و جعلنا فوقكم سراجا و هاجا»: مفت

قرآن مى‏گويد: فليعبدوا: يعنى بايد عبادت كنند بعد مى‏گويند مى‏دانى چرا؟ براى اينكه:

«اطعمهم من جوع» يعنى از گرسنگى شما را نجات داد « و امنهم من خوف» «تشكّر كنيد» او شما را از ترس، امنيت داد، از گرسنگى غذا داد، از دلهره‏گى امنيّت داد تشكّر كنيد.

«واعبدو ربكم» چرا؟ «خلقكم والذين من قبلكم» يه دليل نماز تشكر است .

آنوقت انسانى كه نماز نمى‏خواند يعنى انسان بى خيال. بى تشكّر است.


رشد و كمال، دوّمين فلسفه نماز

دو چرا نماز بخوانيم؟ 2 - نماز كارخانه سازندگى است. چطور؟ براى اينكه: «ان الصلوة تنهى عن الفحشاء والمنكر»:

شما يه نماز خوب بخوانى مثل نوزادى كه شير مى‏خورد. يه بچّه‏اى كه شير مادرش را مى‏خورد يه غذاى كامل خورده است. يعنى هر چى بدن نوزادمى خواهد خدا توى شير مادر قرار داده. اگر بدن قند مى‏خواهد چربى، آب، كلسيم، فسفور، هر چى بدن مى‏خواهد خدا در شير مادر قرار داده .

و هر چى كمال هست خدا در نماز قرار داده، ادب در نماز است. آقا حرف مى‏زند هيچى نگو، انتخابات در نماز است. آقا را قبول ندارى برو يه مسجد كه آقايش را قبول اش دارى، تواضع توى نماز است. نگو من هفتاد سالم هست و اين آقا سى سالش است، اگر گناهى از او سراغ ندارى، امتيازات توى نماز است، ارزشها توى نماز است مى‏گويند صفِ اول كسى باشدكه ارزشهاى بيشترى داشته باشد. صفِ اوّل جماعت اون كسى كه علم و تقوايش بيشتر است او صفِ اوّل باشد. حضور در صحنه،«قد قامت الصلوة» همه حاضر مى‏شوند. مسواك در نماز است .وضو مى‏گيرى مسواك مى‏كنى، نشاط توى نماز و پاكى، با لباس پاك حقوق مردم، دگمه و نخ لباس اگر دزدى باشد نماز باطل است، استقلال رو به قبله مى‏ايستيد. چون اگر اينور بايستيم يهودى‏ها اينور مى‏ايستند و اگر اينور بايستيم جزء حزب يهودى هاهستيم و اگر اينور بايستيم جزء حزب مسيحى‏ها هستيم پس بايد به طرفى بايستيم كه جزء حزب اين و آن نباشيم، آمريكا هيچ غلطى نمى‏تواند بكند، چون توى نماز مى‏گويى «الله اكبر» خدا بزرگ است اگر كسى واقعاً خدا در پهلويش بزرگ باشد غير خدا پهلويش بزرگ نيست. رئيس جمهور آمريكا هم باشد با يك عطسه چونه‏اش كج مى‏شود. يعنى انسان با يك عطسه سكته مى‏كند. كسى چيزى نيست. ياد شهدا در نماز است مهر كربلا، ورزش، حركات ركوع و سجود، رابطه با خورشيد، براى شناخت ظهر«لدلوك الشمس» رابطه با ماه براى نمازهاى مستحب، رابطه با ستاره براى شناخت قبله از ستاره‏ها استفاده مى‏كنند. رابطه با آب در وضو و غسل، با خاك در تيمّم و سجده، رابطه با فقرا، نماز و زكات در قرآن با هم است.«يقيمون الصلوة، يؤتون الزّكاة» «اقيموالصلوة. آتوالزكاة» با هم است مردمى بودن، همه توى نماز مردمى هستيم همه با هم «بحول الله»و «سمع الله» اينطور نيست كه مثلاً پولدارها صف اول ،متوسطها صف دوّم. همه باهم «سمع الله» بغلت كيه، اينور كيه؟ آقا اينورى من بايد كى باشد و اينورى من كى بايد و نبايد ندارد همه با هم «بحول الله»و «سمع الله» اصلا نماز يه كارخانه سازندگى است درست مثل شيرى كه بچه مى‏خورد همه نيازهاى بدنش تأمين مى‏شود، يه نماز خوب انسان را اداره مى‏كند. ديگه چرا نماز بخوانيم؟


انس با خدا، سوّمين فلسفه نماز

نماز انس با خداست؟ دليل نماز انس با خداست قرآن به موسى مى‏گويد: «اقم الصلوة» موسى نمازبخوان، چرا؟ «لذكرى»: يا من مأنوس بشوى «ذكر» يعنى ياد من، نماز بخوان براى اينكه ياد من در تو زنده شود. حالا ياد خدا چه فايده‏اى دارد؟ «الا بذكرالله تطمئن القلوب»: اطمينان چه فايده‏اى دارد؟ اطمينان همان است كه الآن در دنيا نيست. در دنيا علم و صنعت و تكنولوژى و انرژى اتمى، پتروشيمى و فضانورد و آپولو، اف 16، و اف 14، و همه چيز در دنيا هست، تنها چيزى كه كره زمين الآن ندارد اطمينان است توى دنيا آرامش نيست، دانشگاه آرامش نمى‏آورد. هر كجاى دنيا دانشگاهى بيشتر است امراض روانى اش هم بيشتر است و دلهره و دغدغه‏اش هم بيشتراست، پول و تكنولوژى آرامش نمى‏آورد.

«الابذكرالله تطمئن القلوب» اطمينان چه فايده‏اى دارد؟

«يا ايتهاالنفس المطمئنه ارجعى الى ربّك»:

مثل اينكه مى‏گويم درس بخوان مدرك بگير ،مدرك بگير، شغل بگير، شغل بگير براى زندگى، درس براى مدرك مدرك براى شغل براى زندگى اينطور نيست؟ قرآن هم به عكس است مى‏گويد:

«اقم الصلوةلذكرى»«بذكرالله تطمئن القلوب» به اطمينان «ارجعى الى ربّك» يه پلّه ،يه پلّه اول نماز بخوان تا ياد خدا در تو زنده شود، اگر ياد من در دل تو زنده باشد، دلت آرام است، دل آرام قابل پرواز است. ديگه چى؟ دليل نماز


قرب خدا، چهارمين فلسفه نماز

قرب:

حالا اين را من معذورم كه بنويسم اگر بنويسم همه بايد سجده كنيم. آخه چهار جاى قرآن آيه هست، اگر بخوانيم بايد از اون آيه هاست من نمى‏توانم بخوانم ولى فارسى اش را مى‏نويسم، اين است: نخوانيد «مى‏گويد اين كار را بكن تا به آنجابرسى.

پس ما چهار رقم نماز داريم نماز شكر، نماز رشد، نماز انس، نماز قرب، چرا چهار تا؟ براى اينكه هركسى يه عقلى دارد.

مثال: يه بار يه بچّه است مى‏گوئيم برو بالا براى اينكه پرتقالهايش بزرگ است. به بچه مى‏گويى بابا خوب است براى اينكه برايت بستنى خريد، كفش و جوراب خريد ،ساعت ،گرسنه بودى نانت داد. مى‏ترسيدى امنيّت داد. اين كلاس اول است. ولى يه دختر و پسر 18 ساله را نمى‏گوئيم ببين برايت بستنى خريدم زشت است به يه بچه 18 ساله بگوئيم بستنى خريديم به آنها مى‏گوئيم سايه بابا و ننه باشد شما را حفظ مى‏كند، اگر مردم بفهمند تو پدر و مادر ندارى هزارتا نگاه بد به تو مى‏كنند خودِ سايه پدر و مادر تو را حفظ مى‏كند، نماز تو را حفظ مى‏كند.

به يه نفر بگوئيم برو بالا بنشين دوربين تلويزيون تورا نشان مى‏دهد. به يكى بگوئيم برو بالا بنشين آنجا بوعلى سيناست اصلا بغل بوعلى سينا نشستن ارزشى دارد گرچه دوربين و پرتقالى هم نباشد، بو على سيناست جوار او نشستن، به يه عوام بايد گفت آقا برو شيرجه برو يه پول، سكّه افتاده يه ربع سكّه و به يه نفر مى‏گويى خودر شيرجه ورزشى است گرچه سكّه هم نباشد. به يكى مى‏گوئيم با شيرجه حال مى‏آئى بهتر مطالعه مى‏كنى. پس يكى براى سكّه و يكى براى ورزش و يكى براى ورزش و بعد از آن يه فكرى و عملى اين‏ها كد و فازش فرق مى‏كند يك و دو و سه و چهار، كلاس اول و دوم، بابا خوب براى بستنى براى سايه براى كنكور و بابا براى اينكه باباست، مامان مامان است بابا و ننه را من براى پول نمى‏خواهم حتّى اگر پول ندهند. بوعلى سيناست، گرچه پرتقالى هم نباشد، اين دليل نماز.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

دليل روزه چيست؟

قرآن مى‏گويد: روزه بگيريد براى اينكه «لعللكم تتقون» روزه بگيريد تا شايد در شماتقوا زياد شود. انسان وقتى روزه مى‏گيرد گرسنگى و تشنگى بر او حاكم مى‏شود، ديگه شهوت و غضبش تعديل مى‏شود بيشتر گناهان ما يا از غضب يا شهوت است. و اگر ما بتوانيم اين دو ريشه را كنترل كنيم آمار گناه هم كم مى‏شود. خوب ديگه چى؟
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

حجّ نمايشگاه قدرت و عظمت الهى

دليل حجّ چيست؟ قرآن درباره آن مى‏فرمايد كه:

«ليشهدوامنافع»: حج منافع زيادى دارد. چند دفعه در قرآن كلمه منافع آمده، يكى راجع به شراب. مى‏گويد: شراب منافعى دارد منتهى از منافعش مى‏دونى از شراب چند نفر نون مى‏خورند كشاورزى كه انگور مى‏كارد و آنهايى كه مى‏خرند و كاميون مى‏كنند، كارخانه، مدير و كارگرها، چهار كارخانه بطرى سازى براى شرابها، پنج كارخانه كارتن سازى، شش حمل ونقل اينها، يه عدّه‏اى شراب فروش و دلّاكند. دولت ماليات شراب مى‏گيرد. به هر حال شراب يه در آمدى دارد كشاورز و كاميون دار و شراب ساز و كارگر و مالياتى، همه اينها از شراب نان مى‏خورند امّا بعد اين شراب آثارى دارد در مغز و روحيه و چشم و ونسل و اثر دارد يه وقت يه پوسترى بود يه شيشه شراب، مالِ خيلى سال است بنظرم مال زمان شاه بود. يه شيشه شراب درست كره بودند، گفتند: شراب را هر كه بخورد يا مى‏رود زندان يا بيمارستان يا تيمارستان يا گورستان. تصادفاتى و امراضى كه در اثر مستى است،«منافع» يه جا براى شراب گفته منتهى مى‏گويد: ضررش بيشتر است .

ويه جا منافع را براى آهن گفته كه: «و انزلنا الحديد - كد - منافع - حالا آهن در جامعه ما چقدر منفعت دارد نقش آهن در زندگى ما خيلى است.

يكى هم راجع به حج گفته «منافع» پس سه دفعه اين كلمه در قرآن آمد براى شراب و حج و آهن و

شراب و لغو كرده گرچه منافع دارد ولى ضررش بيشتر است ولى آندو را پذيرفته يكى آهن و يكى حجّ. خيلى عجيب است منافع حجّ حالا من اين را بعضى چيزها را تا آدم نرود نمى‏تواند بگويد، منافع حج: يك منتهى حجّى كه اسلام گفته حجّ ابراهيمى اين حجّهاى فعلى حج نيست مثل انگور پلاستيكى است كه شوفرها بغل آئينه مى‏زنند اين انگور نماست آب ندارد الآن حاجى‏ها مثل اتو شويى‏ها شده‏اند ديدى لباس را اتو مى‏كنند آستين را مى‏دهند زير اتو فيش بلند مى‏كنند آنور را فيش، هى حاجى آقا اينجا عرفاست فيش، اين معنى، فيش، اين مدينه فيش، هى دو سه تا فيش، فيش برمى گردد «خنده حضار»

همان دروغ را بعضى‏هاى آنها مى‏گويند و غيبت را و گاهى هم بدتر مى‏شوند حاجى از حج برگشته و حرصش گرفت نصف از قبرستان را ارشش گرفت ملكش گرفت. بعضى‏ها هم بدتر مى‏شوند علامت حج مقبول آن است كه وقتى حاجى برمى گردد يه تغييراتى در زندگى اش منتهى حج ابراهيمى خيلى منافع دارد مردم‏شناسى، جامعه‏شناسى، متينگ و عبادت و مغفرت و اشك و توبه يادگار ابراهيم و پيامبر توش است يعنى بسيارى از چيزها كه مى‏شنويم ما الآن، اينهايى كه مكّه نرفته‏اند مثل اينهايى هستند كه سرِ كلاسند سرِ كلاس دانشجو يه چيزهايى و تئوريهايى مى‏خواند امّا وقتى رفت توى آزمايشگاه معلّم سر كلاس خوانده با چشمهايش، ما همينطور مى‏گوئيم كه:

«بسم الله الرحمن الرحيم الم يجدك يتيما فاوى ووجدك ضالا فهدى‏»

اونجا مى‏گويد اوه يه بچّه يتيم يه همچين كارى كرده؟ يه يتيم اين كار را كرده اينجا مى‏گويد كه:

«انا افيناك المستهزئين» پيامبر توى مكّه تنهايى هستى سر به سرت مى‏گذارند،ما در آينده اين سر به سرها و مسخره‏كننده‏ها را لبهايشان را قيچى مى‏كنيم. آينده با توست نگاه مى‏كند اوه چه جمعيّتى همين پيامبرى بود كه نماز جماعت سه نفرى مى‏خواندند حضرت على «عليه السلام» و حضرت خديجه «سلام الله عليها» خود حضرت هم پيش نماز، نماز سه نفرى حالا شد، يه، دو ميليونى، « انا كفيناك المستزئين» چطور اينها كه مسخره مى‏كردند كوشند.

قزآن هى مى‏خوانيم كه «والعاقبة للمتقين»: عاقبت با افراد با تقواست. راست مى‏گويد: بالاخره پهلوى رفت و حضرت عبدالعظيم در شهر رى چى؟ حضرت عبدالعظيم فرارى بود مخفيانه گذاشتندتوى باغ خاكش كردند توى باغچه، آنوقت رضا شاه را چه منار و گنبد، چه ساختمانى ساختند، اونكه توى باغ فرارى قبرس بود حالا گنبدش طلا شد و ثواب زيارت حضرت عبدالعظيم «عليه السلام» ثواب زيارت كربلا دارد هم همينطور است. آدم توى قرآن مى‏خواند كه:

«عندنا، جندنالهم الغالبون»: جندالله، حزب الله پيروز است .

خوب امام حسين«عليه السلام» كه رفت زيرسم اسب، حخرت زينب «سلام الله عليها» هم كه اسير شد بله همين حضرت زينب كه اسير شد حالا ببين كه چه تشكيلاتى دارد. امام حسين عليه السلام كه رفت زير سم اسب ببين چه تشكيلاتى دارد. يزيد و معاويه كو؟

خيلى آيات را آدم مى‏خواند تا مكّه نرود لمس نمى‏كند مثل يه آدم نابينا كه به او بگويند: آبى، سرخ، قهوه‏اى، بنفش، نابيناست گوش مى‏دهد: بسيار خوب، آنجا كه مى‏رود هر چى كه شنيده چشمهايش مى‏بيند شنيدن كى بود مانند ديدن، فلسفه حج اين است «ليشهدوا» نمى‏گويد:«ليدركو منافع» «ليقهموا» در ايران هم مى‏شود فهميد امّا شهو يعنى شاهد. اونى كه قبلاً با گوشت شنيدى. در ايران «يسمعوامنافع»«يدركوا»«يعلموا»«يفقهوا»فقه و علم هست امّا شهود نيست اگر مى‏خواهى آن را كه سر كلاس خوانده‏اى حاضر شوى بايد بروى مكّه، عجب. آن وقت اين شهودها اثر تربيتى دارد حضرت امام «خمينى ره» شاه تبعيد كرد به تركيه هم در آن زمان مى‏خواست امام را بترساند، در تركيه يه روز علما قيام كردند عليه حكومت، 40 نفر از علماى تركيه را توى يك ميدان اعلام كردند، ديگه همه سوت و كور هيچ كس چيزى نگفت: حكومت لائيك، علماء نماز مى‏خوانند حكومت هم كار خودش را مى كند. كاملاً دين از سياست جدا شده امام«خمينى ره» وقتى تبعيد شد به تركيه رئيس حكومتِ ساواك تركيه يه روز امام را برداشت گفت: برويم بازديد از پايتخت، گفت: مى‏دانى اينجا چه ميدانى است، اينجا ميدانى است كه چهل نفر از علما را اعدام كرديم، يعنى امام اگر خواسته باشى يه حرفى خلاف حكومت ما بزنى و ازاين كارهايى كه در ايران انجام دادى بخواهى در تركيه بكنى شما هم مى‏شوى آدمِ چهل و يكمى حالا مثلاً اين را برد كه بترساند عجب عجب علماى تركيه زرنگتراز مابوده‏اند اين‏ها در راه خدا شهيد شدند حيف ما بايد يه كارى بكنيم شهيد بشويم عقب افتاده‏ايم يعنى برد امام را بترساندامام صحنه را كه ديد بيشتر شجاعتش بيشتر «ليشهدوا منافع» يعنى شاهد بر قتلگاه علما جرأت اون را .

به متوكل عباسى گفتند: تو مسجد مى‏سازى مى‏روى قبر امام حسين «عليه السلام» را خراب مى‏كنى چرا؟ گفت مسجد چرت مى‏زنند، حكومت ما سر جايش هست. ولى كربلا كه مردم مى‏روند داغ مى‏شوند، جوش مى‏آورد من ديگه حريفش نمى‏شوم. قبر امام حسين را خراب مى‏كنى مى‏روى مسجد مى‏سازى. چون؟ «ليشهدوا» شاهد. اصلاً فلسفه زيارت هم همين است مى‏گويد: برو زيارت ببين اوچه كرد شما چه كردى؟ اينهايك. ما بايد اين راه را زنده نگه دارى، ابوترابى 10 سال شكنجه شد، وقتى آمد در تهران يكى از دوستانش دعوتش كرد بهش گفت آقاى ابوترابى تو ده سال شكنجه شدى ماهم ده سال توى ايران راحت بوده‏ايم. حالا من دوستش بهش گفت: من دو تا خانه دارم بيا يكى از خانه هايم رابه اسم شماكنم خانه ندارى پسرهايت بزرگ شده اندمن يه خونه به اسم شما مى‏كنم گفت نمى‏خواهم هر كارى كرد گفت نمى‏خواهم من همان خانه پدرم مى‏نشينم و اگر شد خودم خانه مى‏خرم. خانه 20، 30 ميليونى را به زور خواستند با اصرار بهش بدهند مجّانى گفت: نمى‏خواهم‏اين وجود ارزش دارد آدم توى هر شهرى يه خيابان به اسمش، ابوترابى اين است .

توى بچّه‏هاى بسيج من يك صحنه ديدم يه خاطره برايتان بگويم دو تا خاطره را باهم مقايسه كنيد ببينيد چى چه جورى، چى مى شد. اين دو خاطره را بغل هم مى‏چسبانم چى مى‏شه .

يكى از مراجع تقليد آقاى آسيد عبدالهادى شيرازى بودقبل از حضرت «امام خمينى ره» مرجع تقليد بود يكى از علماء 14 سال شاگرد اين مرجع تقليد بود. رفتم ديدنش گفتم 14 سال شاگرد ايشان بوده‏اى يه خاطره براى من بگو. گفت: يه روز پاى درس نشسته بودم آيه الله العظمى آسيد عبدالهادى شيرازى يه مطلبى را گفت يكى از طلبه‏ها اشكال كرد. ايشان جوابش را داد، طلبه گفت: من قانع نشدم، اشكال سر جاش است، گفت: حالا باشد بعد اين طلبه فكر كرد خيلى اشكالش مهم است كه آقا مى‏گويد: باشد بعد هى گفت، هى گفت، آقا درست جواب بدهيد، ما قانع نشديم، درس بايد علمى و تحقيقى باشد و استاد مطالعه نكرده نيايد سر درس. اين طلبه هى شروع كرد بى روغن سرخ كردن. آقا خيلى هيچى نگفت و درسش را داد. بعد كه درس تمام شد و و رفتند شاگرد باز به هواى اينكه يك اشكال مهمّى كرده آمد بغل آقا نشست.گفت: بنشين آقاجون. اشكال شما يه جوابش اين است. گفت: قانع نشدم گفت: جواب دوّم خوب، است يه جواب خوب، چهارده تا جواب يكى را گفت: قانع نشدم 13 تا را، مى‏گفت: ما نشسته بوديم گفتيم: اية الله العظمى، مرجع تقليد شما كه چهارده تا جواب دادى مى‏گفتى اينقدر اين طلبه رجز نمى‏خواند گفت: راستش اين 14 تا جواب داشت. يعنى اينقدر حرفت چرند و پرند بود. هم طلبه مى‏شد و هم من غرور مى‏گرفتم كه ماشاءالله‏به اين مغز كه مى‏تواند براى يك اشكال مخ چى چى هست ترسيدم خودم غرور بگيردم. اين طلبه هم شود. اين يه مرجع تقليد. داشته باشيد.

زمان جنگ شما كوچولو بوديد من پاى تلويزيون نشسته بودم از يه جوان بسيجى مصاحبه مى‏كردند كه شما در جبهه چند تا مين خنثى كرده‏اى، گفت خدا خنثى كرده، هر چى مصاحبه گر تلويزيون گفت: خوب بگو چند تا گفت: هر كارى هست از خداست. هر چى آخرش گفت: بابا وَلَم كن آخر من يه جوان بسيجى هستم ممكن است تعدادش را بگويم ايرانيها مى‏بينند الآن غرور بگيردم. من نمى‏خوام يه كارى اگر براى خدا كرده‏ام پز بگيردم. عجب و غرور مرا بگيرد.

من ديدم الله اكبر يه مرجع تقليد در نجف مى‏گويد: چهارده تا جواب دارم مى‏ترسم بگويم غرور بگيردم اين بچّه 16 ساله هم مى‏گويد: مى‏ترسم غرور بگيردم. اين جبهه اين رقم بچه‏ها را تربيت مى‏كرد.

يه وقت امام «خمينى ره» فرمود: بعضى از بچّه‏هاى جبهه چنان سرعت كردند، پيدا كردند كه افرادى با 80 سال كار بايد به آنجا برسند و اين بچّه 16 ساله آن 80 ساله را طى كرد.

و در ميان زنان ما و در ميان دختران ما و پيرمردان ما صحنه‏هايى را آدم مى‏بيند .

فلسفه حجّ: «ليشهدوا» شهود.

فلسفه زكات چيه؟: فلسفه زكات همان فلسفه باغبانهاست، باغبان كه مى‏آيد توى باغ چه مى‏كند؟ شاخه‏هاى مزاحم را ارّه مى‏كند. قرآن مى‏گويد:

«فقاتلوا ائمة الكفر»

فلسفه خمر و قمار چيه؟ براى اينكه دو نفر با هم رفيقند مى‏نشينند قمار بازى يكى از يكى مى‏برد وقتى پا مى‏شوند، اون باخته، برنده را دوست ندارد. يعنى دو تا دوست نشسته، دو تادشمن پا شدند اين فلسفه قمار است قرآن مى‏گويد:

«يريدالشيطان ان يوقع نبيكم العداوة و البغضاء» يعنى:

با دوستى نشستيد و با دشمنى پا شديد. اينكه مى‏گويند: خانه تجّار نرو براى اينكه آدم وقتى با تجّار نشست «صوت مى‏كشد» اگر اين زندگيه پس ماچى با حبّ خدا وارد و با بغض خدا از خانه مى‏آيد بيرون اينكه مى‏گويند: رفيقهايت پولدارها نباشند، نگاه به طبقه زير دستت كن. در زندگى البته در رشد علمى نگاه به بالا دستت كن، كه او بيشتر مطالعه مى‏كند. اما در لباس و خوراك به پايين دستت نگاه كن كه - وقت تمام شد؟ - خوب حرف ما تمام نشد باقى اش باشد هفته آينده.

خدايا: تو را به حق محمد و ال محمد روز به روز بر علم و معرفت و ايمان و عقل و عمل و اخلاص و عمق و بركت ما بيفزا.

خدايا: به حق محمد و ال محمد رهبر و دولت و امت، نسل و ناموس، آب و خاك و عزّت و استقلال و انقلاب ما را حفظ بفرما.

خدايا: ما را قيامت شرمنده انبياء و اوصياء و شهداء و علماء و مراجع و نياكان و مربيان و اساتيد خود قرار نده .

خدايا: هر چه بر عمر ما اضافه مى‏كنى بر علم و ايمان ما بيفزا.

خدايا: قلب آقا حضرت مهدى عليه السلام را براى هميشه از ما راضى و ما را از مريدان حضرت مهدى عليه السلام قرار بده .
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

احكام و دستورات خداوند (2)

خداوند حكيم است
تحقيق همراه با تقليد
علم غيب اوليا، محدود است
احكام دو گونه است: ثابت و موقّت
در اسلام حكم ضررى نداريم
فلسفه زكات، بخل زدايى، فقر زدايى
خداوند حكيم است

«بسم اللّه الرّحمن الرّحيم»

الهم صلى على محمد و ال محمد الهى انطقنى بالهدى و الهمنى التقوى

رض كنم دستورات خدا چون خدا حكيم است. نه باطل است: «ربّنا خلقت هذا باطلاً» نه لغو است، نه لهو است و نه عبث و نه چيزهايى كه از خدا نفى نشده، لهو، لغو، عبث، كار بيهوده، كار باطل، كارهاى خدا حكيمانه است. حالا معنايش حكيمانه است اين نيست همه حكمت را ما بفهميم. گاهى وقتها ممكن است يك چيزى را نفهميم .

مثال: آقا اين روده كور چيه؟ بعد معلوم مى‏شود كه عجب اين روده كورچه اسرارى دارد در وجود انسان اين سوپاپ اطمينان است. يا مثلاً فرض كنيد كه درختان جنگل براى چه؟ بعد معلوم شد عجب درختان جنگل در توازن طبيعت چه نقش مهمى دارد. ما بايد سئوال هم از همه چيزى سئوال مى‏كنند.

«يسئلونك عن الاهله»، «يسئلونك عن الحيض»، «يسئلونك ماذاينفقون»، «يسئلونك عن الانفال» از همه چيزى سئوال مى‏كنند، منتهى «صلى الله عليه و آله و سلم» هم همه را جواب به مردم نمى‏داد.

«قل ان ادرى» به مردم بگو بسمه تعالى بلد نيستم. چون خيلى چيزها را پيغمبر هم بلد، اصولا بعضى از دستورها سرّش ندانستن است.

مثلاً اگر بگويم نماز شب بخوانى فردا 20 تا سكه گيرت مى‏آيد. امشب همه مردم ايران نماز شب خوان مى‏شوند. اصلاً ارزش به اين كه آدم نداند، گاهى وقتها اگر آدم نداند بهتر است. من اين را يك وقتى درباره امير المؤمنين «عليه السلام» هم گفتم: كه امير المومنين «عليه السلام» وقتى شب پيغمبر مى‏خواست هجرت كند به جاى پيغمبر خوابيد، اينجا ارزش على به اين است كه بداند يا نداند؟ به اينكه نداند، اگر بداند جاى پيغمبر بخواند كاريش ندارد، من هم مى‏خوابم هنر اين است كه جاى پيغمبر بخوابد و احتمال بدهد كه تروريستها به جاى پيغمبر او را ترور مى‏كنند. كمال على به است كه نداند و لذا يكى گفته بود كه على مى‏دانست. على «عليه السلام» خودش مى‏گويد:

جاى پيلمبر «صلى الله عليه و اله و سلم» خوابيدم «ولست ادرى» و حالى كه نمى‏دانستم مى‏كشندم يانه.

اصلاً مباهاتى كه خداوند به جبرئيل و ميكائيل ببينيد چطور اينها جانشان را قربان هم مى‏كنند، شما فرشته‏ها حاضريد جان خود را قربان همديگر كنيد؟ اصلاً افتخار اينكه خدا افتخار كرد به وجود على «عليه السلام»، علت اين بود كه على «عليه السلام» نمى‏دانست.

گاهى وقتهاسختيها خودش ارزش است. ارزش امام حسين «عليه السلام» به اين است كه تشنه باشد و گرنه اگر امام حسين «عليه السلام» بگويد چطور موسى «عليه السلام» عصايش را زد به زد به سنگ چشمه آب جوشيد، من هم عصايم را مى‏زنم به كربلا آب بجوشد، ديگه على اصغر تشنگى نخورد، اگر حضرت امام حسين «عليه السلام» با معجزه آب در مى‏آورد ديگه براى ما اون ارزش قبلى را نداشت. مى‏گوئيم ما تشنه بشويم؟ چطور خودت تشنه شدى فورى آب درآوردى بايد تشنگى شهيد بشود، تا بچه‏هاى ما تشنگى راتحمّل كنند، تمام سختيهايى كه اوليايى خدا كشيدند براى اينكه حرفشان در جامعه اثر كند. اگر طرف حرفى كه مى‏زند خود هم عمل كند اثر حرفش بيشتر است بايد و گرنه:

سوال: امام حسين «عليه السلام» نمى‏توانست نفرين كند يزيدى‏ها نابود شوند؟

جواب: خوب چرا اگر نفرين مى‏كرد يزيدى‏ها خاكستر شده و نابود مى‏شوند. «فجعلهم لعصف مأكول» مثل ابرهه و لشكر فيل نابود مى‏شوند. امام حسين «عليه السلام» دعا مى‏كرد، آن وقت مى‏توانست ديگه به ما بگويد برو جبهه، مى‏گوئيم چطور خودت رفت جبهه‏ترسيدى نفرين كردى، من بروم تكّه تكّه شوم بايد خودش تكّه تكّه شود تا

به من هم بگويد تكّه تكّه شو، رمز وجود زهرا «سلام الله عليها» هم همين است بايد توى چهارده معصوم عليهم السلام يك زن باشد اگر چهارده تا مرد بودند زن‏ها مى‏گفتند: قربانش بروم توى اين چهارده تا يكى شان زن نبود. خبرى از دل ما زنها نداشتند هى گفتند: بچه دارى كن، شوهر دارى كن و خانه دارى كن. اگر يكى از اينها زن بود و مشكلات ما را لمس مى‏كرد اينقدر كار ما را مشكل نمى‏كرد، بايد بگوييم يه زن باشد، وقتى مى‏گوئيم، بگوئيم اين نمونه، وگرنه حضرت زهرا «سلام الله عليها» مستقل كه نبود تا باباش بود تابع باباش بود. بعد از بابابش هم تابع همسرش بود مستقل نبود اما بايد زن باشد، اين هم چه زنى، زنى كه سرچشمه علم امامها شد. گاهى از امامهاى ما سؤال مى‏كردند كه آقا آينده چى مى‏شود مى‏گفت: من نمى‏دانم چى ميشه ولى مادرم كتابى دارد به نام «مصحف» بروم مطالعه كنم، امام صادق «عليه السلام» كتاب «مصحف» را مطالعه مى‏كرد، از علوم مادرش ياد مى‏گرفت كه آينده چه خبرى مى‏شد، بعد خبر مى‏داد، يعنه زنى كه سرچشمه علم امام صادق «عليه السلام» بود. پس ببينيد گاهى وقتها ما، حرفهايى كه زده ام جمع كنم
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
ارسال پست

بازگشت به “انجمن آموزش”