ملوانان انگليسي آزاد شدند
مدیران انجمن: abdolmahdi, Java, Shahbaz, شوراي نظارت, مديران هوافضا

- پست: 4122
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۴, ۶:۱۶ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 4507 بار
- سپاسهای دریافتی: 4337 بار
- تماس:
ملوانان انگلیسی از فشار روانی، استنطاق های بسیار خصمانه، بودن در سلولهای انفرادی و بستن چشمانشان خبر دادند
فرمانده گروه ميگويد به آنها گفته شده بود اگر اعتراف کنند در آبهای ايران بودند آزاد ميشوند. در همين حال آمريکا رفتار و کردار تهران را بشدت مورد انتقاد قرار داده است و ميگويد سابقه گروگانگيری تهران به حمله بيست و شش سال پيش به سفارت آمريکا بازميگردد.
Please Login or Register to see this code
ملوانان بریتانیایی در اولین کنفرانس مطبوعاتی پس از آزادی با قرائت بیانیه ای به شرح ماجرای دستگیری خود در آبهای خلیج فارس پرداخته و گفتند که بیشتر روزهای بازداشت در ایران را در انزوا و تحت فشار روانی بوده، به آنها چشم بند زده شده بوده و به تناوب بازجویی می شده اند.
در بیانیه ای که نماینده این ملوانان در کنفرانس آن را خواند، سربازان بازداشت شده بریتانیایی اعلام کردند که به هنگام مواجه شدن با نیروهای ایرانی (23 مارس) در آبهای عراق بوده اند و در بازجویی ها به آنها گفته شده در صورت اعتراف به کشورشان بازگردانده می شوند و در غیر اینصورت ممکن است تا هفت سال به حبس محکوم شوند.
ملوانان بریتانیایی در شرح ماجرای بازداشت خود گفته اند که نیروهای ایرانی پرشمار تر و با سلاح های سنگین تر از آنها بوده اند و تشخیص دادند که در صورت مقاومت "درگیری جدی با پیامدهای استراتژیک رخ خواهد داد."
در متنی که یکی از ملوانان به نمایندگی از همه بازداشت شدگان قرائت کرد، آمده است که پس از بازداشت و انتقال به خاک ایران چشمانشان بسته شده و روز بعد به تهران منتقل شده اند.
در عین حال یکی از ملوانان در پاسخ به خبرنگاران رفتار ایران را در مجموع 'انسانی' دانسته و گفت "با غذا، آب و حتی سیگار مورد نیاز، مشکلی نداشتیم، اما اجازه صحبت با یکدیگر را به ما نمی دادند."
روز گذشته تلویزیون ایران به نقل از مشاور ارشد رهبر جمهوری اسلامی در امور خارجی گفته بود که بریتانیا به خاطر تعرض به آب های حریم ایران از تهران عذرخواهی کرده است.
این درحالی است که تونی بلر، نخست وزیر بریتانیا وجود هر گونه معامله، چانه زنی یا توافقی در حاشیه برای تضمین آزادی 15 خدمه نیروی دریایی بریتانیا را که ایران بازداشت کرده بود، رد کرده است.
اما به گفته خبرنگاران بی بی سی دیپلمات های بریتانیایی می گویند چنین نامه ای وجود ندارد و اصرار می ورزند که هرگونه تماس کتبی به تبادل یادداشت های دیپلماتیک و به چند روز پیش از آن مربوط می شود.
Please Login or Register to see this code
فرمانده گروه ميگويد به آنها گفته شده بود اگر اعتراف کنند در آبهای ايران بودند آزاد ميشوند. در همين حال آمريکا رفتار و کردار تهران را بشدت مورد انتقاد قرار داده است و ميگويد سابقه گروگانگيری تهران به حمله بيست و شش سال پيش به سفارت آمريکا بازميگردد.
Please Login or Register to see this code
ملوانان بریتانیایی در اولین کنفرانس مطبوعاتی پس از آزادی با قرائت بیانیه ای به شرح ماجرای دستگیری خود در آبهای خلیج فارس پرداخته و گفتند که بیشتر روزهای بازداشت در ایران را در انزوا و تحت فشار روانی بوده، به آنها چشم بند زده شده بوده و به تناوب بازجویی می شده اند.
در بیانیه ای که نماینده این ملوانان در کنفرانس آن را خواند، سربازان بازداشت شده بریتانیایی اعلام کردند که به هنگام مواجه شدن با نیروهای ایرانی (23 مارس) در آبهای عراق بوده اند و در بازجویی ها به آنها گفته شده در صورت اعتراف به کشورشان بازگردانده می شوند و در غیر اینصورت ممکن است تا هفت سال به حبس محکوم شوند.
ملوانان بریتانیایی در شرح ماجرای بازداشت خود گفته اند که نیروهای ایرانی پرشمار تر و با سلاح های سنگین تر از آنها بوده اند و تشخیص دادند که در صورت مقاومت "درگیری جدی با پیامدهای استراتژیک رخ خواهد داد."
در متنی که یکی از ملوانان به نمایندگی از همه بازداشت شدگان قرائت کرد، آمده است که پس از بازداشت و انتقال به خاک ایران چشمانشان بسته شده و روز بعد به تهران منتقل شده اند.
در عین حال یکی از ملوانان در پاسخ به خبرنگاران رفتار ایران را در مجموع 'انسانی' دانسته و گفت "با غذا، آب و حتی سیگار مورد نیاز، مشکلی نداشتیم، اما اجازه صحبت با یکدیگر را به ما نمی دادند."
روز گذشته تلویزیون ایران به نقل از مشاور ارشد رهبر جمهوری اسلامی در امور خارجی گفته بود که بریتانیا به خاطر تعرض به آب های حریم ایران از تهران عذرخواهی کرده است.
این درحالی است که تونی بلر، نخست وزیر بریتانیا وجود هر گونه معامله، چانه زنی یا توافقی در حاشیه برای تضمین آزادی 15 خدمه نیروی دریایی بریتانیا را که ایران بازداشت کرده بود، رد کرده است.
اما به گفته خبرنگاران بی بی سی دیپلمات های بریتانیایی می گویند چنین نامه ای وجود ندارد و اصرار می ورزند که هرگونه تماس کتبی به تبادل یادداشت های دیپلماتیک و به چند روز پیش از آن مربوط می شود.
Please Login or Register to see this code
[External Link Removed for Guests]

- پست: 547
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۲۷ دی ۱۳۸۵, ۶:۴۴ ب.ظ
- محل اقامت: نزد خدايگان افسار گسيخته
- سپاسهای دریافتی: 12 بار

- پست: 1249
- تاریخ عضویت: شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸۵, ۷:۴۰ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1041 بار
- سپاسهای دریافتی: 1699 بار
رابرت فيسك: ايران استاد تحقير غرب است
ايران - محمدرضا نوروزپور:رابرت فيسك روزنامهنگار كهنهكار انگليسي در امور خاورميانه، بازداشت 15 ملوان انگليسي توسط ايران و نيز تجمع اعتراضآميز اخير دانشجويان در برابر سفارت اين كشور در تهران را «جنگ تحقير» ناميده است.
ستوننويس روزنامه اينديپندنت در تازهترين يادداشت خود درباره بحراني شدن روابط دو كشور انگليس و ايران بر سر بازداشت 15 ملوان اين كشور در آبهاي اروندرود مينويسد «حتي اگر تونيبلر اين را نفهمد، اين يك حقيقت است كه ايران استاد تحقير كردن غرب است چرا كه همواره از سوي غرب مورد تحقير واقع شده است. ايران با اين كار ارتش انگليس، تونيبلر، جورج بوش و كل عمليات نظامي در عراق را تحقير كرده است.»
روزنامهنگار اينديپندنت در ادامه يادداشت خود نمونههايي از دخالتهاي انگليس و آمريكا در امور داخلي ايران را به تصوير ميكشد و اوج اقدامات توهينآميز غرب و خصوصا انگليس و آمريكا در قبال ايران را سرنگوني دولت قانوني دكتر مصدق در كودتاي 28 مرداد ميداند.
فيسك در اين باره مينويسد: «ما سالهاي پس از جنگ جهاني دوم را فراموش كردهايم؛ زماني كه ايران را به كمك ائتلاف غرب به اشغال خود درآورديم و شاه طرفدار آلمان را عزل كرده و تحقير پشت تحقير را براي ايرانيان به ارمغان آورديم. ما فراموش كردهايم كه نخست وزير دموكراتيك ايران، دكتر محمدمصدق را با مهندسي يك مامور سازمان سيا و يك متخصص انگليسي تنها با چند قبضه اسلحه و مشتي دلار سرنگون كرديم. و ايرانيها به خوبي به ياد دارند كه چگونه با حمايتهاي گسترده غرب، شاه، ژاندارم ما در منطقه، شاه شاهان، به ايران بازگشت و جواناني ايراني را با استفاده از شكنجهگران ساواك از ميان برداشت.»
فيسك با اشاره به اينكه ايرانيها حافظه تاريخي خوبي دارند و همه اقدامات تحقيرآميز غرب عليه خود را به ياد ميآورند، مينويسد: «چقدر ايرانيها از اينكه توانستهاند با اين كار خود انگليسيها و آمريكاييها را تحقير كنند و آنها را به داد و بيداد كردن وادار كنند، لذت ميبرند. آنها چقدر خوب ياد گرفتهاند كه بيدادگران خود را دست بيندازند.»
او سپس مينويسد: «بلافاصله پس از اينكه وزارت دفاع ما تلاش كرد با استفاده از يك سري نقشههاي پيچيده به همگان ثابت كند كه ملوانان ما در آبهاي عراق بودهاند، ايرانيها با استفاده از يك نقشه مينياتوري با خونسردي تمام نشان دادند كه آنها در آبهاي عراق نبودهاند بلكه در آبهاي آنها بودهاند.»
فيسك تلويحا ادعاي مقامات انگليسي مبني بر وارد نشدن نظاميان اين كشور به آبهاي ايران را يك دروغ بزرگ مينامد و مينويسد: «در پشت اين دروغ، حقايق سياهي نهفته است كه نشان از برنامههاي سياه انگليس براي مناطق جنوبي ايران دارد.»
يكي ازكهنهكارترين خبرنگار خاورميانه در ادامه ادعا ميكند كه ايران انگليسيها را مسئول ناامني در استانهاي عربنشين جنوبي خود ميداند و يقين دارد كه اين بار نيز ورود ملوانان انگليسي به آبهاي ايران در راستاي ناامن ساختن اين مناطق بوده است.
او مينويسد: «ايران قاطعانه بر اين باور است كه انگليس ميكوشد اعراب استانهاي جنوبي ايران از جمله خوزستان را عليه دولت بشوراند و آنها را وادارد تا عليه نظام دست به شورش بزنند.»
فيسك ادعا ميكند كه ايران حتي در هنگام اعدام يكي از عوامل بمبگذار در يكي از شهرهاي جنوبي، او را عامل انگليس معرفي كرده و انفجارهاي اخير در اين شهر را كه باعث كشته شدن عدهاي از مردم و حتي يك راننده سپاه شده، مستقيما كار سازمان MI5 ميداند.
او سپس اينگونه نتيجه ميگيرد كه ورود غيرقانوني نظاميان و ملوانان انگليسي به آبهاي ايران قطعا از نگاه مسئولان امنيتي اين كشور به منظور شدت بخشيدن به اين ناآراميها در خاك ايران صورت گرفته است.
با اين حال انگليس در همه اين موارد به جاي تكذيب يا ارائه هرگونه توضيحي سكوت اختيار كرده بود.
رابرت فيسك در كنار اين فرضيه تلاشهاي آمريكا براي ربودن دو مقام ايراني در حمله به كنسولگري ايران در اربيل و بازداشت پنج ايراني را مطرح ميكند و از آن به عنوان يكي ديگر از اقداماتي كه ايران را به چنين اقدامي تهييج كرده است، نام ميبرد.
فيسك در پايان مينويسد: «در اين ميان چيزهاي زياد ديگري هست كه ما از آن بيخبريم و يا اهميتي به دانستن آن نميدهيم. با اين حال در وهله كنوني اين برعهده تونيبلر، بوش و تجار شاغل در بيبيسي، سيانان، اسكاي نيوز، فاكس نيوز، ايبيسي، انبيسي و سيبياس؛ محورهاي اصلي غوغاسالاري و تسلط رسانهاي است تا چگونه و به چه ترتيبي در بازي ايران شركت كنند.»
و آنگاه اينگونه نتيجه ميگيرد: «پاسخ ابتدايي آنها نه است. اما به زودي خواهيم ديد كه همه آنها حتي بوش و بلر در اين بازي داخل خواهند شد و ايرانيها عقب نشسته و در برابر هر موضعگيري آنها خنديده و لذت ميبرند. اين يك فيلم تماشايي است؛ سينما اسكوپ تحقير سياسي. فيلمي كه ايرانيها نه تنها خوب ميدانند چگونه آن را صحنهآرايي كنند بلكه حتي سناريوي تونيبلر را نيز از قبل برايش نوشتهاند.»
[External Link Removed for Guests]
ايران - محمدرضا نوروزپور:رابرت فيسك روزنامهنگار كهنهكار انگليسي در امور خاورميانه، بازداشت 15 ملوان انگليسي توسط ايران و نيز تجمع اعتراضآميز اخير دانشجويان در برابر سفارت اين كشور در تهران را «جنگ تحقير» ناميده است.
ستوننويس روزنامه اينديپندنت در تازهترين يادداشت خود درباره بحراني شدن روابط دو كشور انگليس و ايران بر سر بازداشت 15 ملوان اين كشور در آبهاي اروندرود مينويسد «حتي اگر تونيبلر اين را نفهمد، اين يك حقيقت است كه ايران استاد تحقير كردن غرب است چرا كه همواره از سوي غرب مورد تحقير واقع شده است. ايران با اين كار ارتش انگليس، تونيبلر، جورج بوش و كل عمليات نظامي در عراق را تحقير كرده است.»
روزنامهنگار اينديپندنت در ادامه يادداشت خود نمونههايي از دخالتهاي انگليس و آمريكا در امور داخلي ايران را به تصوير ميكشد و اوج اقدامات توهينآميز غرب و خصوصا انگليس و آمريكا در قبال ايران را سرنگوني دولت قانوني دكتر مصدق در كودتاي 28 مرداد ميداند.
فيسك در اين باره مينويسد: «ما سالهاي پس از جنگ جهاني دوم را فراموش كردهايم؛ زماني كه ايران را به كمك ائتلاف غرب به اشغال خود درآورديم و شاه طرفدار آلمان را عزل كرده و تحقير پشت تحقير را براي ايرانيان به ارمغان آورديم. ما فراموش كردهايم كه نخست وزير دموكراتيك ايران، دكتر محمدمصدق را با مهندسي يك مامور سازمان سيا و يك متخصص انگليسي تنها با چند قبضه اسلحه و مشتي دلار سرنگون كرديم. و ايرانيها به خوبي به ياد دارند كه چگونه با حمايتهاي گسترده غرب، شاه، ژاندارم ما در منطقه، شاه شاهان، به ايران بازگشت و جواناني ايراني را با استفاده از شكنجهگران ساواك از ميان برداشت.»
فيسك با اشاره به اينكه ايرانيها حافظه تاريخي خوبي دارند و همه اقدامات تحقيرآميز غرب عليه خود را به ياد ميآورند، مينويسد: «چقدر ايرانيها از اينكه توانستهاند با اين كار خود انگليسيها و آمريكاييها را تحقير كنند و آنها را به داد و بيداد كردن وادار كنند، لذت ميبرند. آنها چقدر خوب ياد گرفتهاند كه بيدادگران خود را دست بيندازند.»
او سپس مينويسد: «بلافاصله پس از اينكه وزارت دفاع ما تلاش كرد با استفاده از يك سري نقشههاي پيچيده به همگان ثابت كند كه ملوانان ما در آبهاي عراق بودهاند، ايرانيها با استفاده از يك نقشه مينياتوري با خونسردي تمام نشان دادند كه آنها در آبهاي عراق نبودهاند بلكه در آبهاي آنها بودهاند.»
فيسك تلويحا ادعاي مقامات انگليسي مبني بر وارد نشدن نظاميان اين كشور به آبهاي ايران را يك دروغ بزرگ مينامد و مينويسد: «در پشت اين دروغ، حقايق سياهي نهفته است كه نشان از برنامههاي سياه انگليس براي مناطق جنوبي ايران دارد.»
يكي ازكهنهكارترين خبرنگار خاورميانه در ادامه ادعا ميكند كه ايران انگليسيها را مسئول ناامني در استانهاي عربنشين جنوبي خود ميداند و يقين دارد كه اين بار نيز ورود ملوانان انگليسي به آبهاي ايران در راستاي ناامن ساختن اين مناطق بوده است.
او مينويسد: «ايران قاطعانه بر اين باور است كه انگليس ميكوشد اعراب استانهاي جنوبي ايران از جمله خوزستان را عليه دولت بشوراند و آنها را وادارد تا عليه نظام دست به شورش بزنند.»
فيسك ادعا ميكند كه ايران حتي در هنگام اعدام يكي از عوامل بمبگذار در يكي از شهرهاي جنوبي، او را عامل انگليس معرفي كرده و انفجارهاي اخير در اين شهر را كه باعث كشته شدن عدهاي از مردم و حتي يك راننده سپاه شده، مستقيما كار سازمان MI5 ميداند.
او سپس اينگونه نتيجه ميگيرد كه ورود غيرقانوني نظاميان و ملوانان انگليسي به آبهاي ايران قطعا از نگاه مسئولان امنيتي اين كشور به منظور شدت بخشيدن به اين ناآراميها در خاك ايران صورت گرفته است.
با اين حال انگليس در همه اين موارد به جاي تكذيب يا ارائه هرگونه توضيحي سكوت اختيار كرده بود.
رابرت فيسك در كنار اين فرضيه تلاشهاي آمريكا براي ربودن دو مقام ايراني در حمله به كنسولگري ايران در اربيل و بازداشت پنج ايراني را مطرح ميكند و از آن به عنوان يكي ديگر از اقداماتي كه ايران را به چنين اقدامي تهييج كرده است، نام ميبرد.
فيسك در پايان مينويسد: «در اين ميان چيزهاي زياد ديگري هست كه ما از آن بيخبريم و يا اهميتي به دانستن آن نميدهيم. با اين حال در وهله كنوني اين برعهده تونيبلر، بوش و تجار شاغل در بيبيسي، سيانان، اسكاي نيوز، فاكس نيوز، ايبيسي، انبيسي و سيبياس؛ محورهاي اصلي غوغاسالاري و تسلط رسانهاي است تا چگونه و به چه ترتيبي در بازي ايران شركت كنند.»
و آنگاه اينگونه نتيجه ميگيرد: «پاسخ ابتدايي آنها نه است. اما به زودي خواهيم ديد كه همه آنها حتي بوش و بلر در اين بازي داخل خواهند شد و ايرانيها عقب نشسته و در برابر هر موضعگيري آنها خنديده و لذت ميبرند. اين يك فيلم تماشايي است؛ سينما اسكوپ تحقير سياسي. فيلمي كه ايرانيها نه تنها خوب ميدانند چگونه آن را صحنهآرايي كنند بلكه حتي سناريوي تونيبلر را نيز از قبل برايش نوشتهاند.»
[External Link Removed for Guests]

- پست: 1249
- تاریخ عضویت: شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸۵, ۷:۴۰ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1041 بار
- سپاسهای دریافتی: 1699 بار
ABC نيوز: آمريكا در برابر صخره اي به نام ايران
عصر ايران ـ خبرگزاري ABC نيوز آمريكا در جديدترين تحليل خود، به مساله آزادي ملوان هاي انگليسي و برگ برنده اي كه با اين كار در اختيار ايران قرار گرفت، پرداخته است.
پس از آزادي 15ملوان انگليسي كه در كشور خود به قهرمان مبدل شده و پس از بازگشت ادعا كردند ايراني ها در مدت بازداشت با آنان بدرفتاري كرده اند، تلويزيون ايران نيز از دو قهرمان خود تقدير كرد. يكي جلال شرفي ديپلمات ايران در عراق كه دو ماه پيش بازداشت شده بود و سه شنبه گذشته آزاد شد. وي گفت كه سيا در حالي كه از رابطه ايران با شبه نظاميان عراق سوال مي كرده وي را مورد آزار و اذيت قرار داده است. ايالات متحده انجام چنين اقداماتي را رد كرده است.
قهرمان بعدي، فرمانده نيروهاي دستگير كننده نظاميان انگليسي بود.
يك كارشناس امنيت بين المللي به خبرگزاري ABCنيوز گفت: ايران واكنش ها را در برابر مساله بازداشت نيروهاي انگليسي بررسي كرده و اين احتمال وجود دارد كه بحران بين المللي ديگري را ايجاد كند، زيرا دريافته كشورهاي غربي گزينه هاي محدودي براي پاسخ به بحران دارند.
ساجان گوهل تحليلگر موسسه آسيا و اقيانوسيه با اشاره به اين كه ايراني ها دوست دارند "بچه هاي بد" منطقه باشند، تاكيد كرد: آنها اهميت نمي دهند جامعه بين الملل دربارهشان چه فكري مي كند. از انقلاب سال 1979 آنها ديدگاهي خصمانه و تهاجمي نسبت به غرب داشته اند و نكته اين جاست كه هيچ راه موثري براي جلوگيري از وقوع مجدد چنين چيزي وجود ندارد.
وي بر اين باور است كه مشكل اصلي ايالات متحده و ساير كشورهاي غربي در برخورد با مشكلات مربوط به ايران مانند مساله هسته اي اين كشور يا حمايت از تروريست ها درعراق اين است كه رهبران اين كشور فهميده اند غرب تمايل ندارد با حمله به ايران يك بحران ديگر در خاور ميانه ايجاد كند.
اين كارشناس گفت: بايد به خاطر داشته باشيم روابط ايران با آمريكا و انگليس به دليل موقعيت عراق خود به خود بدتر مي شود. ايران ديدگاهي متفاوت از غرب درباره آينده همسايه خود دارد، اين كشور به دنبال فرصتي براي دست يافتن به عمق استراتژيك بيشتري درون عراق است.
پايگاه خبري BBC نيز با گفت و گو با افراد عادي درخيابان هاي تهران اذعان كرده مردم ايران از ادعاهاي ملوانان انگليسي مبني بر اعمال شكنجه و زور خشمگين هستند. سفير ايران در لندن نيز خواستار نشان دادن حسن نيت انگليس با حمايت از برنامه هسته اي اين كشورپس از آزادي ملوانان شده است.
رسانه هاي انگليس نيز موافقند كه ايران توانسته از نظر نظامي و سياسي بر انگليس غلبه كند.
گوهل گفت: ايران نشان داد مي تواند به خبر اول رسانه ها تبديل شود. رژيم ايران به راحتي ثابت كرد مي تواند آن كاري را كه مي خواهد در منطقه انجام دهد و انگليس و آمريكا نيز نمي توانند هيچ كاري براي توقف آن انجام دهند. ايران حمايت زيادي در خاور ميانه به دست آورده كه نگران كننده است.
حال اگر ايران دردسر ديگري درست كند پاسخ غرب به آن چه خواهد بود؟
گوهل در پاسخ به اين سوال مي گويد: به واقع آمريكا و انگليس هيچ گزينه اي براي حمله نظامي به ايران ندارند زيرا مي دانند ايران به شدت به آنان پاسخ مي دهد.
ايراني ها مي دانند تحريم هاي سخت اقتصادي اروپا كه مي تواند موثرترين حربه عليه آنان باشد كارايي زيادي ندارد زيرا بسياري از كشورهاي اروپايي تمايلي به از دست دادن بازار ايران ندارند.
برخي تحليلگران اعتقاد دارند ايالات متحده و بريتانياي كبير به صخره اي محكم و سخت برخورده اند كه به آن "ايران" گفته مي شود.
[External Link Removed for Guests]
عصر ايران ـ خبرگزاري ABC نيوز آمريكا در جديدترين تحليل خود، به مساله آزادي ملوان هاي انگليسي و برگ برنده اي كه با اين كار در اختيار ايران قرار گرفت، پرداخته است.
پس از آزادي 15ملوان انگليسي كه در كشور خود به قهرمان مبدل شده و پس از بازگشت ادعا كردند ايراني ها در مدت بازداشت با آنان بدرفتاري كرده اند، تلويزيون ايران نيز از دو قهرمان خود تقدير كرد. يكي جلال شرفي ديپلمات ايران در عراق كه دو ماه پيش بازداشت شده بود و سه شنبه گذشته آزاد شد. وي گفت كه سيا در حالي كه از رابطه ايران با شبه نظاميان عراق سوال مي كرده وي را مورد آزار و اذيت قرار داده است. ايالات متحده انجام چنين اقداماتي را رد كرده است.
قهرمان بعدي، فرمانده نيروهاي دستگير كننده نظاميان انگليسي بود.
يك كارشناس امنيت بين المللي به خبرگزاري ABCنيوز گفت: ايران واكنش ها را در برابر مساله بازداشت نيروهاي انگليسي بررسي كرده و اين احتمال وجود دارد كه بحران بين المللي ديگري را ايجاد كند، زيرا دريافته كشورهاي غربي گزينه هاي محدودي براي پاسخ به بحران دارند.
ساجان گوهل تحليلگر موسسه آسيا و اقيانوسيه با اشاره به اين كه ايراني ها دوست دارند "بچه هاي بد" منطقه باشند، تاكيد كرد: آنها اهميت نمي دهند جامعه بين الملل دربارهشان چه فكري مي كند. از انقلاب سال 1979 آنها ديدگاهي خصمانه و تهاجمي نسبت به غرب داشته اند و نكته اين جاست كه هيچ راه موثري براي جلوگيري از وقوع مجدد چنين چيزي وجود ندارد.
وي بر اين باور است كه مشكل اصلي ايالات متحده و ساير كشورهاي غربي در برخورد با مشكلات مربوط به ايران مانند مساله هسته اي اين كشور يا حمايت از تروريست ها درعراق اين است كه رهبران اين كشور فهميده اند غرب تمايل ندارد با حمله به ايران يك بحران ديگر در خاور ميانه ايجاد كند.
اين كارشناس گفت: بايد به خاطر داشته باشيم روابط ايران با آمريكا و انگليس به دليل موقعيت عراق خود به خود بدتر مي شود. ايران ديدگاهي متفاوت از غرب درباره آينده همسايه خود دارد، اين كشور به دنبال فرصتي براي دست يافتن به عمق استراتژيك بيشتري درون عراق است.
پايگاه خبري BBC نيز با گفت و گو با افراد عادي درخيابان هاي تهران اذعان كرده مردم ايران از ادعاهاي ملوانان انگليسي مبني بر اعمال شكنجه و زور خشمگين هستند. سفير ايران در لندن نيز خواستار نشان دادن حسن نيت انگليس با حمايت از برنامه هسته اي اين كشورپس از آزادي ملوانان شده است.
رسانه هاي انگليس نيز موافقند كه ايران توانسته از نظر نظامي و سياسي بر انگليس غلبه كند.
گوهل گفت: ايران نشان داد مي تواند به خبر اول رسانه ها تبديل شود. رژيم ايران به راحتي ثابت كرد مي تواند آن كاري را كه مي خواهد در منطقه انجام دهد و انگليس و آمريكا نيز نمي توانند هيچ كاري براي توقف آن انجام دهند. ايران حمايت زيادي در خاور ميانه به دست آورده كه نگران كننده است.
حال اگر ايران دردسر ديگري درست كند پاسخ غرب به آن چه خواهد بود؟
گوهل در پاسخ به اين سوال مي گويد: به واقع آمريكا و انگليس هيچ گزينه اي براي حمله نظامي به ايران ندارند زيرا مي دانند ايران به شدت به آنان پاسخ مي دهد.
ايراني ها مي دانند تحريم هاي سخت اقتصادي اروپا كه مي تواند موثرترين حربه عليه آنان باشد كارايي زيادي ندارد زيرا بسياري از كشورهاي اروپايي تمايلي به از دست دادن بازار ايران ندارند.
برخي تحليلگران اعتقاد دارند ايالات متحده و بريتانياي كبير به صخره اي محكم و سخت برخورده اند كه به آن "ايران" گفته مي شود.
[External Link Removed for Guests]

- پست: 682
- تاریخ عضویت: شنبه ۲۳ دی ۱۳۸۵, ۱۲:۴۷ ق.ظ
- محل اقامت: زير آسمون ابري
- سپاسهای ارسالی: 6 بار
- سپاسهای دریافتی: 164 بار
- تماس:
في ترني: فكر كردم براي من تابوت مي سازند
عصرايران- تنها زن بازداشت شده در نخستين مصاحبه خود پس از بازگشت از ايران به روزنامه سان گفت: در زمان دستگيري به او گفته مي شده درباره مرگ در راه وطن چه احساسي داري.ضمن اين كه يك نفر اندازه مرا گرفت و با صداي چوب و تخته اي كه مي آمد فكر كردم در حال ساختن تابوت براي من هستند.
به گزارش عصر ايران (asriran.com) و به نقل از روزنامه سان چاپ انگليس، في ترني 25 ساله كه يك دختر سه ساله دارد، افزود: يك روز در سلول خود بودم كه شنيدم صداي ميخ و تخته مي آيد، بعد يك زن آمد و اندازه مرا گرفت. مطمئن شدم كه قصد دارند براي من تابوت بسازند. همچنين مي ترسيدم مورد تجاوز قرار بگيرم.
پرفروش ترين روزنامه انگليس نوشت: هنگامي كه تلويزيون ايران تصويري از اين زن را نشان داد كه روسري پوشيده بود و با عصبانيت سيگار مي كشيد وي به نماد درگيري ميان ايران و انگليس تبديل شد.
[External Link Removed for Guests]
عصرايران- تنها زن بازداشت شده در نخستين مصاحبه خود پس از بازگشت از ايران به روزنامه سان گفت: در زمان دستگيري به او گفته مي شده درباره مرگ در راه وطن چه احساسي داري.ضمن اين كه يك نفر اندازه مرا گرفت و با صداي چوب و تخته اي كه مي آمد فكر كردم در حال ساختن تابوت براي من هستند.
به گزارش عصر ايران (asriran.com) و به نقل از روزنامه سان چاپ انگليس، في ترني 25 ساله كه يك دختر سه ساله دارد، افزود: يك روز در سلول خود بودم كه شنيدم صداي ميخ و تخته مي آيد، بعد يك زن آمد و اندازه مرا گرفت. مطمئن شدم كه قصد دارند براي من تابوت بسازند. همچنين مي ترسيدم مورد تجاوز قرار بگيرم.
پرفروش ترين روزنامه انگليس نوشت: هنگامي كه تلويزيون ايران تصويري از اين زن را نشان داد كه روسري پوشيده بود و با عصبانيت سيگار مي كشيد وي به نماد درگيري ميان ايران و انگليس تبديل شد.
[External Link Removed for Guests]
.................... دنياي ديگري هم هست كه ميتوان در آن آواز خواند ...................

- پست: 682
- تاریخ عضویت: شنبه ۲۳ دی ۱۳۸۵, ۱۲:۴۷ ق.ظ
- محل اقامت: زير آسمون ابري
- سپاسهای ارسالی: 6 بار
- سپاسهای دریافتی: 164 بار
- تماس:
واكنش مهاجراني به انتشار خاطرات "في ترني"
عصر ايران - سيد عطاء الله مهاجراني ، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي دولت خاتمي در يادداشتي كه در سايت شخصي اش منتشر كرده است، به انتشار خاطرات نظاميان انگليسي واكنش نشان داد .
در اين يادداشت امده است:
با کسی سخن می گوییم، سخن او را درموردی که می پسندیم به خاطر می سپریم اگر در سخن او نقد ی بود.نمی پسندیم.فراموش می کنیم.
گاه نیز گویی عنصر خیال به میدان می آید و آن چه را دوست داریم خیال می کنیم که واقعیت دارد.در زبان انگلیسی که توانایی واژه سازی بسیار دارد.
تازگی دیدم که برخی نویسندگان از واژه" فکشن" استفاده می کنند.فکشن، ترکیبی از فکت به معنی واقعیت و فیکشن به مفهوم خیال است.واقعیتی که خیال می کنیم وجود دارد. اما این وجود تنها در جهان ذهن ماست و نه در دنیای خارج.
داستان ملوانان انگلیسی از زمره همین واقعیت-خیال به نظر می رسد.هر دو سوی ماجرا از طرف دیگر وانمود می شوند که همه ی واقعیت را نمی گویند.
ایران باور دارد و مدعی ست که ملوانان را در آب های سرزمینی ایران دستگیر کرده است.طرف انگلیسی از آغاز ماجرا تا پایان اصرار دارد که ملوانان در آب های سرزمینی عراق بوده اند.
تلویزیون ایران ملوانان را در حال عادی و خوب و خوش نشان می داد که اقرار می کردند که در آب های ایران بوده اند.در کنفرانس مطبوعاتی که در لندن داشتند.گفتند ، تحت فشار بوده اند. اگر اقرار نمی کردند می بایست هفت سال در بازداشت بمانند.
مهمتر از همه اعلام شد که انگلستان در نامه ای عذر خواهی کرده است و قول د اده که دیگر چنان اشتباهی را تکرار نکند.طرف انگلیسی می گوید چنین قول و قراری مطرح نشده و از بن انکار می کند.
چگونه می توانین مرز عنصر خیال و واقعیت را از هم تمییز دهیم؟ ملوانان که از همین حالا با تلویزیون ها و مطبوعات انگلیسی قرار داد بسته اند که خاطرات دوره بازداشت خود را چاپ کنند.
فی ترنی ملوان زنی که تصویردود کردن سیگارش را در تلویزیون دیدیم؛ با شبکه تلویزیونی"آی تی وی یک" و یک روزنامه، قرار داد بسته که خاطرات دوره بازداشتش را بگوید و بنویسد بیش از صدهزار پوند هم گرفته است!
تردیدی نیست که او نیز برای گرم کردن بازار از عنصر خیال استفاده خواهد کرد.اما یک نکته باقی می ماند.چرا وزارت خارجه ، نامه انگلستان را منتشر نمی کند؟
انتشار این نامه چنان که ادعا شده است می تواند بسیاری از ابهام ها را بر طرف کند.از سویی انتشار نامه می تواند در برابر جنگ روانی که با انتشار خاطرات ملوان ها در فضای سیاسی –اجتماعی مردم انگلستان صورت می گیرد، اقدام موثری تلقی شود.
[External Link Removed for Guests]
عصر ايران - سيد عطاء الله مهاجراني ، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي دولت خاتمي در يادداشتي كه در سايت شخصي اش منتشر كرده است، به انتشار خاطرات نظاميان انگليسي واكنش نشان داد .
در اين يادداشت امده است:
با کسی سخن می گوییم، سخن او را درموردی که می پسندیم به خاطر می سپریم اگر در سخن او نقد ی بود.نمی پسندیم.فراموش می کنیم.
گاه نیز گویی عنصر خیال به میدان می آید و آن چه را دوست داریم خیال می کنیم که واقعیت دارد.در زبان انگلیسی که توانایی واژه سازی بسیار دارد.
تازگی دیدم که برخی نویسندگان از واژه" فکشن" استفاده می کنند.فکشن، ترکیبی از فکت به معنی واقعیت و فیکشن به مفهوم خیال است.واقعیتی که خیال می کنیم وجود دارد. اما این وجود تنها در جهان ذهن ماست و نه در دنیای خارج.
داستان ملوانان انگلیسی از زمره همین واقعیت-خیال به نظر می رسد.هر دو سوی ماجرا از طرف دیگر وانمود می شوند که همه ی واقعیت را نمی گویند.
ایران باور دارد و مدعی ست که ملوانان را در آب های سرزمینی ایران دستگیر کرده است.طرف انگلیسی از آغاز ماجرا تا پایان اصرار دارد که ملوانان در آب های سرزمینی عراق بوده اند.
تلویزیون ایران ملوانان را در حال عادی و خوب و خوش نشان می داد که اقرار می کردند که در آب های ایران بوده اند.در کنفرانس مطبوعاتی که در لندن داشتند.گفتند ، تحت فشار بوده اند. اگر اقرار نمی کردند می بایست هفت سال در بازداشت بمانند.
مهمتر از همه اعلام شد که انگلستان در نامه ای عذر خواهی کرده است و قول د اده که دیگر چنان اشتباهی را تکرار نکند.طرف انگلیسی می گوید چنین قول و قراری مطرح نشده و از بن انکار می کند.
چگونه می توانین مرز عنصر خیال و واقعیت را از هم تمییز دهیم؟ ملوانان که از همین حالا با تلویزیون ها و مطبوعات انگلیسی قرار داد بسته اند که خاطرات دوره بازداشت خود را چاپ کنند.
فی ترنی ملوان زنی که تصویردود کردن سیگارش را در تلویزیون دیدیم؛ با شبکه تلویزیونی"آی تی وی یک" و یک روزنامه، قرار داد بسته که خاطرات دوره بازداشتش را بگوید و بنویسد بیش از صدهزار پوند هم گرفته است!
تردیدی نیست که او نیز برای گرم کردن بازار از عنصر خیال استفاده خواهد کرد.اما یک نکته باقی می ماند.چرا وزارت خارجه ، نامه انگلستان را منتشر نمی کند؟
انتشار این نامه چنان که ادعا شده است می تواند بسیاری از ابهام ها را بر طرف کند.از سویی انتشار نامه می تواند در برابر جنگ روانی که با انتشار خاطرات ملوان ها در فضای سیاسی –اجتماعی مردم انگلستان صورت می گیرد، اقدام موثری تلقی شود.
[External Link Removed for Guests]
.................... دنياي ديگري هم هست كه ميتوان در آن آواز خواند ...................

- پست: 547
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۲۷ دی ۱۳۸۵, ۶:۴۴ ب.ظ
- محل اقامت: نزد خدايگان افسار گسيخته
- سپاسهای دریافتی: 12 بار
ارزيابي عملكرد ايران در بحران نظاميان انگليسي(از نگاه بازتاب)
دوستان کمی طولانی است ولی ارزش مطالعه کردن را دارد
.
با گذشت يك هفته از آزادي نظاميان بازداشتشده انگليسي، ابعاد نخستين چالش در رابطه جمهوري اسلامي با غرب در سال 1386، بهتر قابل ارزيابي است. همانگونه كه پيشبيني ميشد و رهبر انقلاب در نخستين روز سال جديد بر آن تأكيد كرده بودند، دوره جديدي در سياست خارجي جمهوري اسلامي آغاز شده است كه تفاوتهاي بنياديني با دورههاي گذشته دارد.
هرچند بخشي از اين تغييرات، مولود چرخه دمكراسي در جمهوري اسلامي و تغيير دولت و مجلس نسبت به دوره اصلاحات است، اما ريشههاي عميقتر آن از اصول سياست خارجي جمهوري اسلامي به ويژه عزت، سرچشمه ميگيرد و خست و يكجانبهگرايي غرب در مذاكرات طولاني خود با ديپلماسي اصلاحات، موجب شد نتيجه آن در آينه آراي مردم و تصميمات نظام، نمودار شود. اما درباره اين نمونه، موارد زير قابل توجه و دقت است:
1ـ همانگونه كه برخي از تحليلگران غربي نيز به خوبي دريافتند، دستگيري نظاميان انگليسي، حادثهاي تصادفي نبود، چه اينگونه بياحتياطيها و قانونشكنيها را فراوان ميتوان در كارنامه قواي نظامي آمريكا و انگليس در عراق و ناتو در افغانستان يافت. درواقع، اين رخداد را ميتوان معلول افزايش حساسيت جمهوري اسلامي در برابر غرب و كاهش آستانه خويشتنداري و واكنش نيروهاي مسلح ايران در برابر تحركات نظامي در نوار مرزي جمهوري اسلامي ارزيابي كرد؛ بنابراين، خطاي آن دسته از سياسيون داخلي كه براي پوشاندن خطاهاي دولتمردان يا كمرنگ جلوه دادن دستاوردهاي نظامي در اين حادثه، آن را تصادفي دانستند، موجب انحراف از تحليل واقعگرايانه ابعاد واقعهاي ميشود كه دستكم به مدت دو هفته، موضوع نخست رسانههاي بينالمللي بود.
به بياني ديگر، اگر نيروهاي مسلح ايران در دوران تنشزدايي و اعتمادسازي در سياست خارجي، عبور نظاميان اشغالگر از مرزهاي بينالمللي را در چهارچوب گزارش به دستگاه ديپلماسي پاسخ ميدادند و وزارت خارجه نيز با برخورد مسامحهآميز، صرفا به تذكراتي كمرنگ در اينباره بسنده ميكرد، اكنون در برابر ورود پانصد متري نظاميان بيگانه، به صورت عملي واكنش نشان ميدهند كه اين آستانه واكنشپذيري، ميتواند در آينده كاهش نيز يابد؛ هرچند در تجاوز دو سال پيش نظاميان انگليسي، عمق عبور آنان از مرز ايران به اندازهاي بود كه امكان عدم برخورد را فراهم نميكرد.
2ـ با بازداشت نظاميان انگليسي، حادثهاي پديد آمد كه دستكم داراي سه بعد نظامي، رسانهاي و ديپلماتيك بود. هرچند هر سه بعد در مجموعه نظام مديريت ميشد، اما در بعد نخست و بخش عمده بعد دوم، كارگرداني بر عهده نيروي دريايي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي بود و در بخشي از بعد دوم و حوزه ديپلماتيك، دولتمردان نقشآفرينان اين پرونده بود؛ بنابراين، بايد براي ارزيابي دقيق عملكرد نظام در اين حادثه، هر يك از سه بعد به صورتي مجزا ارزيابي شوند.
در بعد نظامي، آنگونه كه كاپيتان به اسارت گرفته شده اظهار كرده است، حضور برقآساي هشت فروند قايق تندرو ايراني و محاصره نظاميان انگليسي تنها در عمق پانصد متري آبهاي ايران در چنان مدت زمان كوتاهي صورت گرفته كه نه امكان گذراندن اين مسير كوتاه و بازگشت به مرز عراق به نظاميان انگليسي داده شده است و نه امكان استمداد و اعزام نيروي واكنش سريع ارتش بريتانيا براي نجات اين گروه از نظاميان؛ بنابراين، سرعت عمل و توان نيروهاي نظامي ايران حتي در حالت پدافندي، نشاندهنده عمق پيامدهاي سنگين هرگونه ماجراجويي نظامي غرب در منطقه است.
پيام ديگر اين اقدام، توانايي فوقالعاده پاسداران جمهوري اسلامي در انجام عملياتهاي غيركلاسيك و غافلگيرانه است كه در صورت تحميل بيقانوني به نظام، ميتواند خاورميانه و دستكم شش هزار كيلومتر از مرزهاي جمهوري اسلامي را كه عمدتا در اشغال نيروهاي غربي است، به صحنه نمايش پيچيده و مهارناشدني براي ايالات متحده تبديل كند.
3ـ در بعد رسانهاي، ابتكار ضبط تلويزيوني حضور نظاميان انگليسي در بازداشت و اعترافات آنان، موجب غافلگيري و سردرگمي غرب شد؛ اقدامي كه در دهها سال جنگ سرد و چندين جنگ منطقهاي و جهاني، بيسابقه بود. همچنين اين ابتكار، موجب كاهش پيامدهاي ادعاهاي نظاميان انگليسي، پس از بازگشت به كشورشان شد.
هرچند وارد شدن برخي گروههاي سياسي و چهرههاي افراطي به اين موضوع و استفاده ابزاري از جوانان پرشور توسط اين گروهها براي فضاسازي داخلي، موجب ايجاد هزينههايي شد، اما آنچه از سوي نظام در اينباره تصميمگيري و اجرا شد، ضربه سنگين به حوزه ممنوعه نيروهاي نظامي اشغالگر بود كه به رغم همه ادعاي وجود آزادي در رسانههاي ايالات متحده كه در برابر انتشار عكسي از تابوتهاي سربازان آمريكايي، دچار بحران و سانسور ميشود، انتشار اظهارات لژيونرهاي انگليسي ـ كه عموما انسانهاي سرخورده، مطرود و از طبقات پايين جامعه هستند ـ نشان داد كه اقتدار تصويرشده از نظاميان غرب، تنها در انزواي 48 ساعت از بدنه اين ارتشها ميشكند؛ امتيازي كه بسيجيان و نيروهاي مسلح ايران در آن وضعيت طاقتفرساي زندانهاي ارتش بعثي عراق، به مقاومتي دهساله تبديل كردند.
4ـ واكنش بريتانيا و متحدانش به اين حادثه، قابل پيش بيني بود؛ نخست، انتظار آزادي سريع، در مرحله دوم پرتاب الفاظ تند ديپلماتيك، گام سوم، تعليق روابط اقتصادي و سياسي و سپس گام چهارم، تعيين ضربالاجل 48 ساعته براي روشن شدن سرنوشت اين نظاميان، مسيرهايي بود كه لندن با حمايت ايالات متحده، اتحاديه اروپا و به صورتي كمرنگتر، شوراي امنيت سازمان ملل در سيزده روز به كار گرفت، هرچند در اين ميان، برخي چهرههاي سياسي با اهداف مصرف داخلي، قصد بزرگنمايي و يا كوچك كردن و حتي كتمان برخي از اين گامها را دارند و در اين راه، از يك سو، عدم همراهي مورد انتظار آمريكا و شوراي امنيت با دولت بريتانيا را بياهميت شمرده ميشود، اما از سوي ديگر، ضربالاجل نخستوزير انگليس كه با صراحت با تعيين فرصت 48 ساعته بحراني، درباره ورود لندن به فاز بعدي تهديد كرده بود، كتمان ميكنند؛ رويكرد جناحي به حادثهاي ملي به شمار ميرود.
در اين ميان، به نظر ميرسد عدم همراهي آمريكا و شوراي امنيت با انگليس، نشاندهنده سر باز كردن شكافي پنهان است كه از تابستان گذشته و جنگ لبنان در اتحاد استراتژيك واشنگتن ـ لندن ايجاد شده و تحليل آن، فرصتي ديگر ميطلبد و آشكاري ضربالاجل يا اولتيماتوم داده شده از سوي بلر _ كه متن خبر آن در زير به نقل از روزنامه تلگراف انگليس آمده_ به حدي است كه هر دانشجوي سال اول علوم سياسي نيز قادر به فهم آن است و كتمان آن از سوي مديران وازت خارجه در رسانه ملي، باز هم بر طبل مصرف داخلي كوبيدن در ديپلماسي است.
Tony Blair believes the next day or two will be "fairly critical" in the negotiations to free the 15 Armed Forces personnel held by Iran. He also warns that, if "peaceful, calm negotiations" are not successful, "tougher decisions" will have to be taken
5ـ آزادي نظاميان انگليسي نيز همانگونه كه دستگيري آنان، اراده نظام به شمار ميرود، تصميم فرادستگاهي در جمهوري اسلامي بود، اما زمان، مكان و چگونگي آن، بر عهده دولتمردان گذاشته شد. همانگونه كه كارگرداني و اجراي ابعاد اول و دوم آن، بر عهده سپاه پاسداران گذاشته شده بود و شايد بتوان گفت، در حادثهاي كه با تدبير و ابتكار جمهوري اسلامي، فرصت مناسبي براي به دست آوردن امتيازات متعدد پديد آمده بود، به دليل شتابزدگي در نتيجهگيري، به حداقلها بسنده شد و حتي زمينه وارد شدن آسيبهايي در آينده به كشور، به وجود آمد.
تجربه آزادي ديپلماتهاي آمريكايي در حادثه تسخير لانه جاسوسي، نشان داد كه خويشتنداري و تدبير در مرحله نهايي، ميتواند آثار درازمدتي به همراه داشته باشد. به رغم انتقاداتي كه به توافقنامه 1981 الجزاير درباره آزادي گروگانهاي آمريكايي وجود دارد، گنجاندن عبارتي كه حق پيگيريهاي حقوقي در اينباره را از طرفين سلب ميكند، موجب پيشگيري از تحميل هزينههاي سنگين به كشور و نظام قضائي و سياسي ايالات متحده شد؛ امري كه به نظر ميرسد در مرحله نهايي اين حادثه، مغفول ماند.
بنابراين، در صورتي كه در آزادي اين نظاميان، دو روز تعجيل و يا حتي يك روز تأخير ميشد، خويشتنداري و تأثير نپذيرفتن ديپلماسي كشور از فشارهاي غرب جلوه بهتري مييافت.
6ـ در بعد رسانهاي نيز افراط در نمايش تبليغاتي آزادي نظاميان انگليسي، عدم رعايت شئونات ديپلماتيك نظام، اقدامات سليقهاي و... باعث شد تا متانت و صلابت بخشهاي نخست اين حادثه تا اندازهاي تحتالشعاع قرار بگيرد. بنا بر نظر يكي از مقامات ارشد نظام، اگر مقصود از آزادي نظاميان انگليسي، تحقير بريتانيا بود، انتقال آنان به آبادان و معاوضه نظاميان انگليسي توسط فرمانده سپاه اين شهر، مقصود را بهتر ميرساند.
توجه به اين نكته ضروري است كه نظاميان انگليسي، نه نخبگان و سفراي فرهنگي كشورشان بودند و نه حتي نماينده قشر متعادلي از مردم بريتانيا. آنان همانگونه كه پس از مدت كوتاهي از بازداشت، قواعد نظامي گارد سلطنتي بريتانيا را نقض كردند و به اعتراف تلويزيوني در ايران پرداختند، به محض قرار گرفتن در موقعيت تطميع و فشار در فضاي داخلي انگليس، به اظهاراتي متقابل پرداختند؛ بنابراين به نظر ميرسد ارتقاي موقعيت اين نظاميان به سفراي فرهنگي و انتظار انتقال پيام فرهنگي جمهوري اسلامي به مردم بريتانيا توسط اين گروه نيز از ديگر خطاهاي تاكتيكي آزادي اين نظاميان بود و شايد اگر بعد مصرف داخلي و استفاده تبليغاتي از اين سوژه براي افكار عمومي و رقابتهاي سياسي داخلي كشور مطرح نبود، نمايش تبليغاتي آزادي، تجليل و بدرقه عجيب و بيسابقه از تعدادي نظامي متجاوز را شاهد نبوديم!
7ـ ردپاي پنهان موجود در حادثه تجاوز نظاميان انگليسي به آبهاي ايران، موضوع خط مرزي اروند است. با توجه به آنكه تنها سند موجود در زمينه توافقات مرزي دو كشور، توافقنامه 1975 الجزاير است و در دو مقطع آتشبس در جنگ تحميلي و سقوط صدام كه بخشهايي از اختلافات دو كشور، حلوفصل شد، ولي با وجود همراهي بخشهايي از دولت كنوني عراق، اين دولت همچنان بر روي اين موضوع ادعاهايي دارد. ورود نظاميان اشغالگر به عنوان مجريان قطعنامه 1727 سازمان ملل و با توجه به نفوذ كشورهاي اروپايي و ايالات متحده در محاكم حقوقي، ميتواند به بستري براي نقض حاكميت جمهوري اسلامي از سوي مجامع بينالمللي حقوقي تبديل شود؛ بنابراين، اين پرونده همچنان از سوي طرفين حادثه، باز تلقي شده و نبايد از هشياري دستگاه ديپلماسي كشور كه به دليل موازيكاري و دخالت عناصر غيرمسئول، عملكرد چنان مثبتي در گرفتن امتيازات كافي در اينباره نداشت، كاسته شود. حتي در صورتي كه تنها يك يادداشت كوتاه رسمي، مبني بر پذيرش حضور نظاميان انگليسي در آبهاي ايران اخذ ميشد، امكان ادعاي حقوقي بعدي عليه جمهوري اسلامي از لندن گرفته ميشد و حاكميت ايران بر اروند، نيز بيش از پيش تثبيت ميشد. با اين حال به نظر ميرسد اصرار بر عذرخواهي انجامشده از سوي لندن، در حالي كه مقامات انگليس، منكر آن هستند، ادامه انفعال در اين موضوع باشد!
به هر تقدير، حادثه دستگيري و آزادي نظاميان انگليسي، نشان داد همانگونه كه رهبر انقلاب در آغاز سال خاطرنشان كردند، دور جديدي در سياست خارجي جمهوري اسلامي آغاز شده است كه شايد آن را بتوان دوره تحميل هزينههاي متقابل به غرب نام نهاد و طبيعتا مجموعه دستگاه ديپلماسي، دولت و رسانههاي كشور بايد عملكرد خود را با مقتضيات اين دوره جديد، منطبق كنند.
دوستان کمی طولانی است ولی ارزش مطالعه کردن را دارد
.
با گذشت يك هفته از آزادي نظاميان بازداشتشده انگليسي، ابعاد نخستين چالش در رابطه جمهوري اسلامي با غرب در سال 1386، بهتر قابل ارزيابي است. همانگونه كه پيشبيني ميشد و رهبر انقلاب در نخستين روز سال جديد بر آن تأكيد كرده بودند، دوره جديدي در سياست خارجي جمهوري اسلامي آغاز شده است كه تفاوتهاي بنياديني با دورههاي گذشته دارد.
هرچند بخشي از اين تغييرات، مولود چرخه دمكراسي در جمهوري اسلامي و تغيير دولت و مجلس نسبت به دوره اصلاحات است، اما ريشههاي عميقتر آن از اصول سياست خارجي جمهوري اسلامي به ويژه عزت، سرچشمه ميگيرد و خست و يكجانبهگرايي غرب در مذاكرات طولاني خود با ديپلماسي اصلاحات، موجب شد نتيجه آن در آينه آراي مردم و تصميمات نظام، نمودار شود. اما درباره اين نمونه، موارد زير قابل توجه و دقت است:
1ـ همانگونه كه برخي از تحليلگران غربي نيز به خوبي دريافتند، دستگيري نظاميان انگليسي، حادثهاي تصادفي نبود، چه اينگونه بياحتياطيها و قانونشكنيها را فراوان ميتوان در كارنامه قواي نظامي آمريكا و انگليس در عراق و ناتو در افغانستان يافت. درواقع، اين رخداد را ميتوان معلول افزايش حساسيت جمهوري اسلامي در برابر غرب و كاهش آستانه خويشتنداري و واكنش نيروهاي مسلح ايران در برابر تحركات نظامي در نوار مرزي جمهوري اسلامي ارزيابي كرد؛ بنابراين، خطاي آن دسته از سياسيون داخلي كه براي پوشاندن خطاهاي دولتمردان يا كمرنگ جلوه دادن دستاوردهاي نظامي در اين حادثه، آن را تصادفي دانستند، موجب انحراف از تحليل واقعگرايانه ابعاد واقعهاي ميشود كه دستكم به مدت دو هفته، موضوع نخست رسانههاي بينالمللي بود.
به بياني ديگر، اگر نيروهاي مسلح ايران در دوران تنشزدايي و اعتمادسازي در سياست خارجي، عبور نظاميان اشغالگر از مرزهاي بينالمللي را در چهارچوب گزارش به دستگاه ديپلماسي پاسخ ميدادند و وزارت خارجه نيز با برخورد مسامحهآميز، صرفا به تذكراتي كمرنگ در اينباره بسنده ميكرد، اكنون در برابر ورود پانصد متري نظاميان بيگانه، به صورت عملي واكنش نشان ميدهند كه اين آستانه واكنشپذيري، ميتواند در آينده كاهش نيز يابد؛ هرچند در تجاوز دو سال پيش نظاميان انگليسي، عمق عبور آنان از مرز ايران به اندازهاي بود كه امكان عدم برخورد را فراهم نميكرد.
2ـ با بازداشت نظاميان انگليسي، حادثهاي پديد آمد كه دستكم داراي سه بعد نظامي، رسانهاي و ديپلماتيك بود. هرچند هر سه بعد در مجموعه نظام مديريت ميشد، اما در بعد نخست و بخش عمده بعد دوم، كارگرداني بر عهده نيروي دريايي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي بود و در بخشي از بعد دوم و حوزه ديپلماتيك، دولتمردان نقشآفرينان اين پرونده بود؛ بنابراين، بايد براي ارزيابي دقيق عملكرد نظام در اين حادثه، هر يك از سه بعد به صورتي مجزا ارزيابي شوند.
در بعد نظامي، آنگونه كه كاپيتان به اسارت گرفته شده اظهار كرده است، حضور برقآساي هشت فروند قايق تندرو ايراني و محاصره نظاميان انگليسي تنها در عمق پانصد متري آبهاي ايران در چنان مدت زمان كوتاهي صورت گرفته كه نه امكان گذراندن اين مسير كوتاه و بازگشت به مرز عراق به نظاميان انگليسي داده شده است و نه امكان استمداد و اعزام نيروي واكنش سريع ارتش بريتانيا براي نجات اين گروه از نظاميان؛ بنابراين، سرعت عمل و توان نيروهاي نظامي ايران حتي در حالت پدافندي، نشاندهنده عمق پيامدهاي سنگين هرگونه ماجراجويي نظامي غرب در منطقه است.
پيام ديگر اين اقدام، توانايي فوقالعاده پاسداران جمهوري اسلامي در انجام عملياتهاي غيركلاسيك و غافلگيرانه است كه در صورت تحميل بيقانوني به نظام، ميتواند خاورميانه و دستكم شش هزار كيلومتر از مرزهاي جمهوري اسلامي را كه عمدتا در اشغال نيروهاي غربي است، به صحنه نمايش پيچيده و مهارناشدني براي ايالات متحده تبديل كند.
3ـ در بعد رسانهاي، ابتكار ضبط تلويزيوني حضور نظاميان انگليسي در بازداشت و اعترافات آنان، موجب غافلگيري و سردرگمي غرب شد؛ اقدامي كه در دهها سال جنگ سرد و چندين جنگ منطقهاي و جهاني، بيسابقه بود. همچنين اين ابتكار، موجب كاهش پيامدهاي ادعاهاي نظاميان انگليسي، پس از بازگشت به كشورشان شد.
هرچند وارد شدن برخي گروههاي سياسي و چهرههاي افراطي به اين موضوع و استفاده ابزاري از جوانان پرشور توسط اين گروهها براي فضاسازي داخلي، موجب ايجاد هزينههايي شد، اما آنچه از سوي نظام در اينباره تصميمگيري و اجرا شد، ضربه سنگين به حوزه ممنوعه نيروهاي نظامي اشغالگر بود كه به رغم همه ادعاي وجود آزادي در رسانههاي ايالات متحده كه در برابر انتشار عكسي از تابوتهاي سربازان آمريكايي، دچار بحران و سانسور ميشود، انتشار اظهارات لژيونرهاي انگليسي ـ كه عموما انسانهاي سرخورده، مطرود و از طبقات پايين جامعه هستند ـ نشان داد كه اقتدار تصويرشده از نظاميان غرب، تنها در انزواي 48 ساعت از بدنه اين ارتشها ميشكند؛ امتيازي كه بسيجيان و نيروهاي مسلح ايران در آن وضعيت طاقتفرساي زندانهاي ارتش بعثي عراق، به مقاومتي دهساله تبديل كردند.
4ـ واكنش بريتانيا و متحدانش به اين حادثه، قابل پيش بيني بود؛ نخست، انتظار آزادي سريع، در مرحله دوم پرتاب الفاظ تند ديپلماتيك، گام سوم، تعليق روابط اقتصادي و سياسي و سپس گام چهارم، تعيين ضربالاجل 48 ساعته براي روشن شدن سرنوشت اين نظاميان، مسيرهايي بود كه لندن با حمايت ايالات متحده، اتحاديه اروپا و به صورتي كمرنگتر، شوراي امنيت سازمان ملل در سيزده روز به كار گرفت، هرچند در اين ميان، برخي چهرههاي سياسي با اهداف مصرف داخلي، قصد بزرگنمايي و يا كوچك كردن و حتي كتمان برخي از اين گامها را دارند و در اين راه، از يك سو، عدم همراهي مورد انتظار آمريكا و شوراي امنيت با دولت بريتانيا را بياهميت شمرده ميشود، اما از سوي ديگر، ضربالاجل نخستوزير انگليس كه با صراحت با تعيين فرصت 48 ساعته بحراني، درباره ورود لندن به فاز بعدي تهديد كرده بود، كتمان ميكنند؛ رويكرد جناحي به حادثهاي ملي به شمار ميرود.
در اين ميان، به نظر ميرسد عدم همراهي آمريكا و شوراي امنيت با انگليس، نشاندهنده سر باز كردن شكافي پنهان است كه از تابستان گذشته و جنگ لبنان در اتحاد استراتژيك واشنگتن ـ لندن ايجاد شده و تحليل آن، فرصتي ديگر ميطلبد و آشكاري ضربالاجل يا اولتيماتوم داده شده از سوي بلر _ كه متن خبر آن در زير به نقل از روزنامه تلگراف انگليس آمده_ به حدي است كه هر دانشجوي سال اول علوم سياسي نيز قادر به فهم آن است و كتمان آن از سوي مديران وازت خارجه در رسانه ملي، باز هم بر طبل مصرف داخلي كوبيدن در ديپلماسي است.
Tony Blair believes the next day or two will be "fairly critical" in the negotiations to free the 15 Armed Forces personnel held by Iran. He also warns that, if "peaceful, calm negotiations" are not successful, "tougher decisions" will have to be taken
5ـ آزادي نظاميان انگليسي نيز همانگونه كه دستگيري آنان، اراده نظام به شمار ميرود، تصميم فرادستگاهي در جمهوري اسلامي بود، اما زمان، مكان و چگونگي آن، بر عهده دولتمردان گذاشته شد. همانگونه كه كارگرداني و اجراي ابعاد اول و دوم آن، بر عهده سپاه پاسداران گذاشته شده بود و شايد بتوان گفت، در حادثهاي كه با تدبير و ابتكار جمهوري اسلامي، فرصت مناسبي براي به دست آوردن امتيازات متعدد پديد آمده بود، به دليل شتابزدگي در نتيجهگيري، به حداقلها بسنده شد و حتي زمينه وارد شدن آسيبهايي در آينده به كشور، به وجود آمد.
تجربه آزادي ديپلماتهاي آمريكايي در حادثه تسخير لانه جاسوسي، نشان داد كه خويشتنداري و تدبير در مرحله نهايي، ميتواند آثار درازمدتي به همراه داشته باشد. به رغم انتقاداتي كه به توافقنامه 1981 الجزاير درباره آزادي گروگانهاي آمريكايي وجود دارد، گنجاندن عبارتي كه حق پيگيريهاي حقوقي در اينباره را از طرفين سلب ميكند، موجب پيشگيري از تحميل هزينههاي سنگين به كشور و نظام قضائي و سياسي ايالات متحده شد؛ امري كه به نظر ميرسد در مرحله نهايي اين حادثه، مغفول ماند.
بنابراين، در صورتي كه در آزادي اين نظاميان، دو روز تعجيل و يا حتي يك روز تأخير ميشد، خويشتنداري و تأثير نپذيرفتن ديپلماسي كشور از فشارهاي غرب جلوه بهتري مييافت.
6ـ در بعد رسانهاي نيز افراط در نمايش تبليغاتي آزادي نظاميان انگليسي، عدم رعايت شئونات ديپلماتيك نظام، اقدامات سليقهاي و... باعث شد تا متانت و صلابت بخشهاي نخست اين حادثه تا اندازهاي تحتالشعاع قرار بگيرد. بنا بر نظر يكي از مقامات ارشد نظام، اگر مقصود از آزادي نظاميان انگليسي، تحقير بريتانيا بود، انتقال آنان به آبادان و معاوضه نظاميان انگليسي توسط فرمانده سپاه اين شهر، مقصود را بهتر ميرساند.
توجه به اين نكته ضروري است كه نظاميان انگليسي، نه نخبگان و سفراي فرهنگي كشورشان بودند و نه حتي نماينده قشر متعادلي از مردم بريتانيا. آنان همانگونه كه پس از مدت كوتاهي از بازداشت، قواعد نظامي گارد سلطنتي بريتانيا را نقض كردند و به اعتراف تلويزيوني در ايران پرداختند، به محض قرار گرفتن در موقعيت تطميع و فشار در فضاي داخلي انگليس، به اظهاراتي متقابل پرداختند؛ بنابراين به نظر ميرسد ارتقاي موقعيت اين نظاميان به سفراي فرهنگي و انتظار انتقال پيام فرهنگي جمهوري اسلامي به مردم بريتانيا توسط اين گروه نيز از ديگر خطاهاي تاكتيكي آزادي اين نظاميان بود و شايد اگر بعد مصرف داخلي و استفاده تبليغاتي از اين سوژه براي افكار عمومي و رقابتهاي سياسي داخلي كشور مطرح نبود، نمايش تبليغاتي آزادي، تجليل و بدرقه عجيب و بيسابقه از تعدادي نظامي متجاوز را شاهد نبوديم!
7ـ ردپاي پنهان موجود در حادثه تجاوز نظاميان انگليسي به آبهاي ايران، موضوع خط مرزي اروند است. با توجه به آنكه تنها سند موجود در زمينه توافقات مرزي دو كشور، توافقنامه 1975 الجزاير است و در دو مقطع آتشبس در جنگ تحميلي و سقوط صدام كه بخشهايي از اختلافات دو كشور، حلوفصل شد، ولي با وجود همراهي بخشهايي از دولت كنوني عراق، اين دولت همچنان بر روي اين موضوع ادعاهايي دارد. ورود نظاميان اشغالگر به عنوان مجريان قطعنامه 1727 سازمان ملل و با توجه به نفوذ كشورهاي اروپايي و ايالات متحده در محاكم حقوقي، ميتواند به بستري براي نقض حاكميت جمهوري اسلامي از سوي مجامع بينالمللي حقوقي تبديل شود؛ بنابراين، اين پرونده همچنان از سوي طرفين حادثه، باز تلقي شده و نبايد از هشياري دستگاه ديپلماسي كشور كه به دليل موازيكاري و دخالت عناصر غيرمسئول، عملكرد چنان مثبتي در گرفتن امتيازات كافي در اينباره نداشت، كاسته شود. حتي در صورتي كه تنها يك يادداشت كوتاه رسمي، مبني بر پذيرش حضور نظاميان انگليسي در آبهاي ايران اخذ ميشد، امكان ادعاي حقوقي بعدي عليه جمهوري اسلامي از لندن گرفته ميشد و حاكميت ايران بر اروند، نيز بيش از پيش تثبيت ميشد. با اين حال به نظر ميرسد اصرار بر عذرخواهي انجامشده از سوي لندن، در حالي كه مقامات انگليس، منكر آن هستند، ادامه انفعال در اين موضوع باشد!
به هر تقدير، حادثه دستگيري و آزادي نظاميان انگليسي، نشان داد همانگونه كه رهبر انقلاب در آغاز سال خاطرنشان كردند، دور جديدي در سياست خارجي جمهوري اسلامي آغاز شده است كه شايد آن را بتوان دوره تحميل هزينههاي متقابل به غرب نام نهاد و طبيعتا مجموعه دستگاه ديپلماسي، دولت و رسانههاي كشور بايد عملكرد خود را با مقتضيات اين دوره جديد، منطبق كنند.
او دوم دسامبر به دار اويخته شد

-
- پست: 434
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۵, ۸:۰۳ ب.ظ
- محل اقامت: www.centralclubs.com
- سپاسهای ارسالی: 9 بار
- سپاسهای دریافتی: 16 بار
متن کامل مصاحبه في ترني !!!
داستان ملوانان انگليسی هم داستانی شده است.
به دنبال مصاحبه 200 هزاردلاری « فی ترنی» ملوان زن انگليسی با رسانه های بريتانيايی که در آن گفته است: « می ترسيدم به من تجاوز کنند.. ايرانی ها من را مجبور کرده بودند لباسهايم را دربیاورم.» وزير دفاع انگليس سريعا عرض سابقش مبنی بر آزادی فروش خاطرات ملوانان به زسانه ها را درز گرفت و گفت: « نيروهای بازداشتی ديگر حق فروختن خاطرات خود را ندارند.» يک ساعت قبل از صدور اين دستور، ما با فی ترنی مصاحبه ای انجام داديم که سيصد هزار دلار آب خورد، ولی می ارزيد.
به اين مصاحبه خيالي دقت کنيد.
چطور شد شما را دستگير کردند؟
فی( چون ايرانی هستيم با ما ندار
شده و با اسم کوچک همديگر را صدا می زنيم): ما داشتيم توی آب می رفتيم يک دفعه ديديم به طرف ما حمله کردند، اول فکر کرديم ايتاليايی هستند، چون پرچم شان مثل ايتاليايی ها بود، ولی برعکس زده بودند، به همین دليل...
چطور فهميديد که ايتاليايی نيستند؟
فی: وقتی با آنها انگليسی حرف زديم و ديديم که به جای حرف زدن با دست هايشان با چشم و ابروي شان حرف می زنند، حدس زديم ايتاليايی نيستند...
پس مطمئن نبوديد که ايتاليايی نيستند؟
فی: نه، به نظر ما ايتاليايی بودند، تا اينکه ايرانی ها توضيح دادند که ايتاليايی ها خيلی وقت است از جنگ رفته اند، بعد ما متوجه شديم که ايرانی هستند.
چرا در مقابل آنها مقاومت نکرديد؟
فی: چون خيلی با خشونت به ما گفتند که بايد تسليم بشويم. ما هم ديديم خشن هستند، با هم تصميم گرفتيم برويم ببينيم ايران چه جوری است، راستش را بخواهيد من دلم می خواست اصفهان را هم ببينم .
مگر شما اسلحه نداشتيد، چرا هيچ مقاومتی نکرديد؟
فی: راستش را بخواهيد برخوردشان جوری نبود که آدم بخواهد جنگ کند، ضمنا آنها از ما دور نبودند و نمی شد به آنها تيراندازی کرد، می ترسيديم جنگ بشود و بزنيم همديگر را بکشيم.
در تهران چطور بود؟
فی: خيلی سخت بود، اول اينکه من را از بقيه جدا کردند، چون گفتند زن هستم و بقيه مرد هستند، من اعتراض کردم و گفتم که چرا من را جدا می کنيد، آنها را جدا کنيد، آنها هم همين کار را کردند، يعنی آنها را جدا کردند.
چطور شد شما را لخت کردند؟
فی: به من گفتند لباس ات را دربياور، من گفتم نه اول شما لباس تان را در بياوريد، بعد من.
بعد چی شد؟
فی: آن خانم فکر کرد من لزبين هستم، به همين دليل به من گفت مگر تو بچه نداری، خاک بر سرت!
از کجا فهميديد می خواهند به شما تجاوز کنند؟
فی: شب خوابيده بودم که صدای ريختن چيزی مثل چای در ليوان آمد، بعد در باز شد و يک نفر به من چای داد، معمولا وقتی کسی در زندان به من چای می دهد، احساس می کنم ممکن است به من تجاوز کند.
آيا به شما گفته بودند که ممکن است اگر اسير شويد به شما تجاوز کنند؟
فی: بله، گفته بودند، ولی زير حرف شان زدند، ظاهرا ايرانی ها در جريان نبودند.
بازجويی ها چطور بود؟
فی: خيلی بد، چشم من را می بستند، و من دائما فکر می کردم می خواهند به من تجاوز کنند، بعد می پرسيدند ماموريت تان چيست و بدون هيچ تجاوزی برمی گرداندند زندان.
آيا شما را تهديد به مرگ هم کردند؟
فی: بله، يک روز ديدم يک نفر دارد با من ور می رود، آمدم بغلش کنم، ديدم يک زن است، گفتم چيه؟ هيچ چيز نگفت، فقط مرا اندازه گرفت، اندازه قد و دور کمر و اين جور جاها، من فکر کردم حتما می خواهند مشخصات مرا به مسوولين تجاوزشان بدهند تا ببينند من برای تجاوز مناسب هستم يا نه، ولی بعدا فکر کردم ممکن است بخواهند برای من تابوت درست کنند، ولی آخرش معلوم شد می خواهند برای من لباس بدوزند.
وقتی جلوی دوربين می رفتی چه احساسی داشتی؟
فی: خيلی بد بود، وقتی دوربين را ديدم مطمئن شدم می خواهند جلوی دوربين به من تجاوز کنند و فيلم پورنو بسازند، ولی می دانستم ايرانی ها فيلم پورنو توليد نمی کنند، ولی بعدا متوجه شدم که اين هم دروغ است و فقط می خواهد از ما اعتراف بگيرند.
بدترين چيزی که در خاطرتان هست چيست؟
فی: روز آخر بود، يکی آمد در زد، من فورا خودم را برای تجاوز آماده کردم، گفت: لباس ات را بپوش برويم. گفتم: بپوشم يا در بياورم؟ گفت: می خواهيم برويم پيش رئيس جمهور. گفتم: نه، اون نه، نمی شود پيش يکی ديگر برويم؟ گفت: نمی خواهی آزاد بشوی؟ گفتم: پس تجاوز چه می شود؟ چيزی نگفت.
اگر به شما تجاوز کرده بودند چه می کرديد؟
فی: داستانش را يک ميليون پاوند می فروختم.
واقعا این خدا نشناس ها هم شورشو دیگه در آوردن
(برگرفته از iranproud.com)
به دنبال مصاحبه 200 هزاردلاری « فی ترنی» ملوان زن انگليسی با رسانه های بريتانيايی که در آن گفته است: « می ترسيدم به من تجاوز کنند.. ايرانی ها من را مجبور کرده بودند لباسهايم را دربیاورم.» وزير دفاع انگليس سريعا عرض سابقش مبنی بر آزادی فروش خاطرات ملوانان به زسانه ها را درز گرفت و گفت: « نيروهای بازداشتی ديگر حق فروختن خاطرات خود را ندارند.» يک ساعت قبل از صدور اين دستور، ما با فی ترنی مصاحبه ای انجام داديم که سيصد هزار دلار آب خورد، ولی می ارزيد.
به اين مصاحبه خيالي دقت کنيد.
چطور شد شما را دستگير کردند؟
فی( چون ايرانی هستيم با ما ندار
شده و با اسم کوچک همديگر را صدا می زنيم): ما داشتيم توی آب می رفتيم يک دفعه ديديم به طرف ما حمله کردند، اول فکر کرديم ايتاليايی هستند، چون پرچم شان مثل ايتاليايی ها بود، ولی برعکس زده بودند، به همین دليل...
چطور فهميديد که ايتاليايی نيستند؟
فی: وقتی با آنها انگليسی حرف زديم و ديديم که به جای حرف زدن با دست هايشان با چشم و ابروي شان حرف می زنند، حدس زديم ايتاليايی نيستند...
پس مطمئن نبوديد که ايتاليايی نيستند؟
فی: نه، به نظر ما ايتاليايی بودند، تا اينکه ايرانی ها توضيح دادند که ايتاليايی ها خيلی وقت است از جنگ رفته اند، بعد ما متوجه شديم که ايرانی هستند.
چرا در مقابل آنها مقاومت نکرديد؟
فی: چون خيلی با خشونت به ما گفتند که بايد تسليم بشويم. ما هم ديديم خشن هستند، با هم تصميم گرفتيم برويم ببينيم ايران چه جوری است، راستش را بخواهيد من دلم می خواست اصفهان را هم ببينم .
مگر شما اسلحه نداشتيد، چرا هيچ مقاومتی نکرديد؟
فی: راستش را بخواهيد برخوردشان جوری نبود که آدم بخواهد جنگ کند، ضمنا آنها از ما دور نبودند و نمی شد به آنها تيراندازی کرد، می ترسيديم جنگ بشود و بزنيم همديگر را بکشيم.
در تهران چطور بود؟
فی: خيلی سخت بود، اول اينکه من را از بقيه جدا کردند، چون گفتند زن هستم و بقيه مرد هستند، من اعتراض کردم و گفتم که چرا من را جدا می کنيد، آنها را جدا کنيد، آنها هم همين کار را کردند، يعنی آنها را جدا کردند.
چطور شد شما را لخت کردند؟
فی: به من گفتند لباس ات را دربياور، من گفتم نه اول شما لباس تان را در بياوريد، بعد من.
بعد چی شد؟
فی: آن خانم فکر کرد من لزبين هستم، به همين دليل به من گفت مگر تو بچه نداری، خاک بر سرت!
از کجا فهميديد می خواهند به شما تجاوز کنند؟
فی: شب خوابيده بودم که صدای ريختن چيزی مثل چای در ليوان آمد، بعد در باز شد و يک نفر به من چای داد، معمولا وقتی کسی در زندان به من چای می دهد، احساس می کنم ممکن است به من تجاوز کند.
آيا به شما گفته بودند که ممکن است اگر اسير شويد به شما تجاوز کنند؟
فی: بله، گفته بودند، ولی زير حرف شان زدند، ظاهرا ايرانی ها در جريان نبودند.
بازجويی ها چطور بود؟
فی: خيلی بد، چشم من را می بستند، و من دائما فکر می کردم می خواهند به من تجاوز کنند، بعد می پرسيدند ماموريت تان چيست و بدون هيچ تجاوزی برمی گرداندند زندان.
آيا شما را تهديد به مرگ هم کردند؟
فی: بله، يک روز ديدم يک نفر دارد با من ور می رود، آمدم بغلش کنم، ديدم يک زن است، گفتم چيه؟ هيچ چيز نگفت، فقط مرا اندازه گرفت، اندازه قد و دور کمر و اين جور جاها، من فکر کردم حتما می خواهند مشخصات مرا به مسوولين تجاوزشان بدهند تا ببينند من برای تجاوز مناسب هستم يا نه، ولی بعدا فکر کردم ممکن است بخواهند برای من تابوت درست کنند، ولی آخرش معلوم شد می خواهند برای من لباس بدوزند.
وقتی جلوی دوربين می رفتی چه احساسی داشتی؟
فی: خيلی بد بود، وقتی دوربين را ديدم مطمئن شدم می خواهند جلوی دوربين به من تجاوز کنند و فيلم پورنو بسازند، ولی می دانستم ايرانی ها فيلم پورنو توليد نمی کنند، ولی بعدا متوجه شدم که اين هم دروغ است و فقط می خواهد از ما اعتراف بگيرند.
بدترين چيزی که در خاطرتان هست چيست؟
فی: روز آخر بود، يکی آمد در زد، من فورا خودم را برای تجاوز آماده کردم، گفت: لباس ات را بپوش برويم. گفتم: بپوشم يا در بياورم؟ گفت: می خواهيم برويم پيش رئيس جمهور. گفتم: نه، اون نه، نمی شود پيش يکی ديگر برويم؟ گفت: نمی خواهی آزاد بشوی؟ گفتم: پس تجاوز چه می شود؟ چيزی نگفت.
اگر به شما تجاوز کرده بودند چه می کرديد؟
فی: داستانش را يک ميليون پاوند می فروختم.
واقعا این خدا نشناس ها هم شورشو دیگه در آوردن
(برگرفته از iranproud.com)

-
- پست: 1086
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۸ آبان ۱۳۸۵, ۱۲:۳۸ ق.ظ
- محل اقامت: هرکجا هستم باشم آسمان مال من است ! ! !
- سپاسهای ارسالی: 103 بار
- سپاسهای دریافتی: 117 بار

- پست: 547
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۲۷ دی ۱۳۸۵, ۶:۴۴ ب.ظ
- محل اقامت: نزد خدايگان افسار گسيخته
- سپاسهای دریافتی: 12 بار
جنجال فروش خاطرات ملوانان متجاوز انگليسي (ميهمانان عزيز سابق و متجاوزان انگليسي اسبق) در انگليس بالا گرفته و بعيد نيست كه يك دردسر جدي براي دولت بلر به وجود بياورد. گويا، پس از بازگشت از ايران، ملوانان دستگيرشده آنقدر خاطرات جذاب و بامزه از اين دوران داشتهاند كه با تعريف كردن چند تا از آنها، شركتهاي فيلمسازي براي خريد امتياز نسخه كامل خاطرات آنها هجوم آوردهاند. به نظر من، از آنجايي كه هيچ جنگ و گريزي در ماجراي دستگيري، نگهداري و آزادسازي اين ملوانان صورت نگرفته است، اين خاطرات به هيچ وجه نميتوانند دستمايه فيلمنامههاي جنگي ـ حادثهاي شوند و به احتمال قوي در ساخت چند اثر ملودرام به كار خواهند رفت.
از سوي ديگر، تكنيكهاي جذب مشتري ميطلبد كه درصدي از هر فيلم، به فضاها و كارهاي حادثهاي، مهيج و حتي تهوعآور اختصاص يابد. به همين خاطر، پيشنهاد ميكنم، خاطرات جلال شرفي، دبير دوم سفارت ايران در عراق كه چهاردهم فروردين بعد از دو ماه حبس در عراق به ايران بازگشت هم توسط اين شركتها خريداري شود تا به همراه خاطرات «فاي ترني» يك فيلمنامه خوب كه هم احساسي و خندهدار باشد و هم اكشن و داراي صحنههاي وحشتناك، از دل آنها دربيايد.
مثلا صحنههاي احساسانگيز مادري كه در غم فراق كودك دلبندش در آغوش يك سرباز اشك ميريزد، غروب آفتاب در دريا، هوس گرفتن ماهي در اروندكنار، بازداشت (بدون درد و خونريزي البته)، زندگي در يك هتل چهار ستاره با چشماندازي به الوند، شطرنجبازي، آشنايي با قورمهسبزي، سر كردن روسري، هديه گرفتن، خوش و بش با رئيسجمهور، شيرينيخوران، شهرت و اين جور چيزها از خاطرات خانم فاي ترني و صحنههاي آدمربايي، انفرادي، مشت توي صورت كوبيدن، لگد به پهلود زدن، با مته پا را سوراخ كردن، پرده گوش پاره كردن، عفونت، با سگهاي گرسنه به جان زنداني افتادن و اين جور چيزها از خاطرات شرفي استخراج شود.
پيشنهاد ميشود نام فيلم هم «جنايت و مكافات» انتخاب شود تا دستكم در انتخاب عنوان، عدالت رعايت شود و سهم انگليسيها و ايرانيها به ترتيب منظور شده باشد.
از سوي ديگر، تكنيكهاي جذب مشتري ميطلبد كه درصدي از هر فيلم، به فضاها و كارهاي حادثهاي، مهيج و حتي تهوعآور اختصاص يابد. به همين خاطر، پيشنهاد ميكنم، خاطرات جلال شرفي، دبير دوم سفارت ايران در عراق كه چهاردهم فروردين بعد از دو ماه حبس در عراق به ايران بازگشت هم توسط اين شركتها خريداري شود تا به همراه خاطرات «فاي ترني» يك فيلمنامه خوب كه هم احساسي و خندهدار باشد و هم اكشن و داراي صحنههاي وحشتناك، از دل آنها دربيايد.
مثلا صحنههاي احساسانگيز مادري كه در غم فراق كودك دلبندش در آغوش يك سرباز اشك ميريزد، غروب آفتاب در دريا، هوس گرفتن ماهي در اروندكنار، بازداشت (بدون درد و خونريزي البته)، زندگي در يك هتل چهار ستاره با چشماندازي به الوند، شطرنجبازي، آشنايي با قورمهسبزي، سر كردن روسري، هديه گرفتن، خوش و بش با رئيسجمهور، شيرينيخوران، شهرت و اين جور چيزها از خاطرات خانم فاي ترني و صحنههاي آدمربايي، انفرادي، مشت توي صورت كوبيدن، لگد به پهلود زدن، با مته پا را سوراخ كردن، پرده گوش پاره كردن، عفونت، با سگهاي گرسنه به جان زنداني افتادن و اين جور چيزها از خاطرات شرفي استخراج شود.
پيشنهاد ميشود نام فيلم هم «جنايت و مكافات» انتخاب شود تا دستكم در انتخاب عنوان، عدالت رعايت شود و سهم انگليسيها و ايرانيها به ترتيب منظور شده باشد.
او دوم دسامبر به دار اويخته شد

-
- پست: 84
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۸۵, ۱۰:۱۴ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 3 بار
- سپاسهای دریافتی: 47 بار
وزير دفاع انگليس: اشتباه كردم
دس براون، وزير دفاع بريتانيا در مجلس عوام اين كشور گفت كه وي با اعطاي مجوز به ملوانان بريتانيايي بازداشت شده در ايران براي فروش داستان خود به رسانه ها مرتكب اشتباه شده و به همين خاطر عذرخواهي كرده است.
به گزارش بي بي سي آقاي براون به نمايندگان مجلس عوام بريتانيا گفت كه وي از اشتباه صورت گرفته و هر نوع لطمه اي كه به نيروهاي مسلح بريتانيا وارد شده، پشيمان است.
وي گفت كه اين تصميم خود را پس از مشورت با افسران نيروي دريايي، از روي حسن نيت گرفته بود.
آقاي براون اضافه كرد: با توجه به اتفاقاتي كه روي داده، وي نبايد چنين نظري را مي پذيرفت.
به دنبال آزادي پانزده نظامي بريتانيايي توسط ايران و بازگشت آنها به كشورشان، اين افراد اجازه مخصوصي دريافت كردند كه خاطرات روزهاي بازداشت خود را در ايران را به رسانه ها بفروشند.
دو نفر از نظاميان بازداشتي كه داستان بازداشت خود را به روزنامه ها و برخي تلويزيون ها فروخته بودند، با حجم وسيعي از انتقادها روبرو شدند. اين انتقادها باعث شد كه وزارت دفاع بريتانيا در تصميم خود تجديدنظر كند و مجوز اعطا شده را لغو كند.
[External Link Removed for Guests]
به گزارش بي بي سي آقاي براون به نمايندگان مجلس عوام بريتانيا گفت كه وي از اشتباه صورت گرفته و هر نوع لطمه اي كه به نيروهاي مسلح بريتانيا وارد شده، پشيمان است.
وي گفت كه اين تصميم خود را پس از مشورت با افسران نيروي دريايي، از روي حسن نيت گرفته بود.
آقاي براون اضافه كرد: با توجه به اتفاقاتي كه روي داده، وي نبايد چنين نظري را مي پذيرفت.
به دنبال آزادي پانزده نظامي بريتانيايي توسط ايران و بازگشت آنها به كشورشان، اين افراد اجازه مخصوصي دريافت كردند كه خاطرات روزهاي بازداشت خود را در ايران را به رسانه ها بفروشند.
دو نفر از نظاميان بازداشتي كه داستان بازداشت خود را به روزنامه ها و برخي تلويزيون ها فروخته بودند، با حجم وسيعي از انتقادها روبرو شدند. اين انتقادها باعث شد كه وزارت دفاع بريتانيا در تصميم خود تجديدنظر كند و مجوز اعطا شده را لغو كند.
[External Link Removed for Guests]
