صفحه 85 از 448

ارسال شده: شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۱:۲۶ ب.ظ
توسط Mamool
saeede,
mangorg,
يكم دقت بفرماييد :x

ارسال شده: شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۱:۳۲ ب.ظ
توسط mangorg
دمي با غم سر بردن جهان يكسر نمي ارزد
بمي بفروش دلق ما كزين بهتر نمي ارزد

ارسال شده: شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۱۱:۱۹ ب.ظ
توسط Leila
در تيره شب هجر تو جانم به لب امد
وقتست كه همچون مه تابان به در ايي

ارسال شده: یک‌شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۱۲:۰۱ ق.ظ
توسط arash_slayer
يکي پير درويش , در خاک کيش ****** چه خوش گفت با همسر زشت خويش

ارسال شده: دوشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۱:۳۹ ق.ظ
توسط naatamam
شراب نوش کن و جام زر به حافظ بخش
که پادشه به کرم جرم صوفيان بجشيد

ارسال شده: دوشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۱۲:۳۸ ب.ظ
توسط saeede
در دير مغان آمد ، يارم قدحي در دست
مست از مي و ميخواران از نرگس مستش مست

ارسال شده: سه‌شنبه ۱ خرداد ۱۳۸۶, ۵:۱۵ ب.ظ
توسط saeede
آهاي اهالي شعر چرا هيچ خبري ازتون نيست؟؟؟؟؟ :lol: :lol: :lol: :lol:

ارسال شده: سه‌شنبه ۱ خرداد ۱۳۸۶, ۱۱:۱۸ ب.ظ
توسط naatamam
تو با خداي خود انداز کار دل و خوش دار
که رحم اگر نکنند مدعي خدا بکند

ارسال شده: پنج‌شنبه ۳ خرداد ۱۳۸۶, ۵:۱۸ ب.ظ
توسط saeede
در دلش ٬ از من غباري هست پنداري ٬ که باز

آبِ چشمم ٬ از براي عذر خواهي ٬ مي رود

ارسال شده: پنج‌شنبه ۳ خرداد ۱۳۸۶, ۷:۵۴ ب.ظ
توسط ARMIN
سلام
خيلي جالبه. يه زماني به قدري اين تاپيک فعال بود که من به ناچار قانوني گذاشتم که هر فرد در هر روز تنها يک پست مي تواند در اين تاپيک داشته باشد. خودم هم ديگر شعر نمي نوشتم با اين وجود روزانه 14يا 15 نفر با يکديگر مشاعره مي کردند.
مثل اين که دوستان با کمبود شعر مواجه شدند ولي ايراد نداره. شعر هيچ وقت تمومي نداره. فقط يکم فکر لازم است تا شعر هايي که شنيده ايم را به خاطر بياوريم.

با تشکر :D


داني از چيستم چنين مفلس؟
خودفروشي، ز من نمي‌آيد

محمد صوفي مازندراني

ارسال شده: پنج‌شنبه ۳ خرداد ۱۳۸۶, ۱۱:۲۰ ب.ظ
توسط naatamam
دل و دین که به یغما بردی زده ای ره من از هر سو
نشناسم سر خود از پا که به چوگان تو هستم گو

ارسال شده: جمعه ۴ خرداد ۱۳۸۶, ۱۲:۲۰ ق.ظ
توسط Leila
ور چو پروانه دهد دست فراغ بالي
جز بر ان عارض شمعي نبود پروازم