صفحه 10 از 16
ارسال شده: جمعه ۱ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۹:۳۸ ب.ظ
توسط Tomcattter
ترسم اين قوم که بر درد کشان ميخندند
در سر کار خرابات کنند ايمان را
يار مردان خدا باش که در کشتي نوح
هست خاکي که به آبي نخرد طوفان را
ارسال شده: جمعه ۱ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۱۱:۳۱ ب.ظ
توسط sandbad
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر ***یادگاری که در این گنبد دوار بماند
ارسال شده: شنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۱:۵۷ ق.ظ
توسط Dr.Akhavan
دلنشینان شد سخنم تا تو قبولش کردی ******آری آری سخن عشق نشانی دارد
( حافظ)
ارسال شده: شنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۵:۴۷ ق.ظ
توسط essi10
در انتظار نبودي، زانتظار چه داني ؟
تو بي قراري ، ذلهاي بي قرار چه داني ؟
تو خود عنان كش عقلي ،دل به كس نسپاري
زمن كه نيست ز خود هيچم اختيار ، چه داني ؟
ارسال شده: شنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۱۲:۲۴ ب.ظ
توسط Dr.Akhavan
یاری اندر کس نمی بینم یاران را چه شد****دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد
ارسال شده: شنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۱۲:۳۶ ب.ظ
توسط Farhad3614
در شب بیکسی ام یاد تو مهتاب من است
خـود چـراغـی تـو و در شـام غـریـبـان منــی
ارسال شده: شنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۱۲:۴۸ ب.ظ
توسط Leila
ياد باد ان صحبت شب ها كه در زلف توام
بحث سر عشق و ذكر حلقه ي عشاق بود
ارسال شده: شنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۲:۴۱ ب.ظ
توسط Colonel Chazan
اخوان عزيز شعر(ياري اندر كس ......)بايد فعلش به صورت متكلم مع الغير بيايد "ياري اندر كس
نمي بينيم ياران را چه شد ....."در غير اين صورت بر اساس افاعيل صحيح نخواهد بود ((فاعلات فاعلات فاعلات فاعلان.با تنوين رفع بر روي ت ................فاعلات فاعلات فاعلات فاعلان .با تنوين رفع بر روي ت))
دوش مي آمد و رخساره بر افروخته بود...............تا كجا باز دل غم زده اي سوخته بود؟
(حافظ)

ارسال شده: شنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۷:۵۶ ب.ظ
توسط ARMIN
سلام
دوستان کمال تشکر را دارم که به قوانين احترام گذاشتيد و امروز تنها يک شعر نوشتيد.
کلنل خلبان چازان, از اطلاعات جامعت کمال تشکر را دارم. خوشحالم که چنين اطلاعات قوي در زمينه وزن هاي شعر داريد.
در خون من غرور نياکان نهفته است
خشم و ستيز رستم دستان نهفته است
در تنگناي سينه حسرت کشيده ام
گهواره ي بصيرت مردان نهفته است
ارسال شده: شنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۱۱:۲۸ ب.ظ
توسط Tomcattter
تو کافر دل نمي بندي نقاب زلف و مي ترسم
که محرابم بگرداند خم آن دلستان ابرو
ارسال شده: یکشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۱۲:۰۵ ق.ظ
توسط Dr.Akhavan
اخوان عزيز شعر(ياري اندر كس ......)بايد فعلش به صورت متكلم مع الغير بيايد "ياري اندر كس
نمي بينيم ياران را چه شد ....."در غير اين صورت بر اساس افاعيل صحيح نخواهد بود ((فاعلات فاعلات فاعلات فاعلان.با تنوين رفع بر روي ت ................فاعلات فاعلات فاعلات فاعلان .با تنوين رفع بر روي ت))
دوش مي آمد و رخساره بر افروخته بود...............تا كجا باز دل غم زده اي سوخته بود؟
(حافظ)

عزیز من
من درست از روی کتاب حافظ با توجه به فالی که زدم امد و نوشتم
اگر کسی اشتباه کرده اون حافظ است و نه من

ارسال شده: یکشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۶:۱۲ ق.ظ
توسط essi10
و امشب ... در كنار قاب خالي
دلم را مي كشانم در هوايت
تو مي آيي؟نه مي دانم دروغ است
تفأل زدم با نامه هايت