صفحه 10 از 14
Re: لطفا اشعاري را که خودتان سروده ايد اينجا بگذاريد .
ارسال شده: پنجشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۰, ۵:۲۳ ب.ظ
توسط آزیتا
به نام خداوند شعر و سرود خداوند خورشید , خداوند رود
لحظه ها
همه شب تا سحرگاهان
من و این ساعت و این غم
به پاس لحظه های شاد
نیاسودیم کنار هم
غم ساعت ز این است که
کسی قدرش نمی داند
حکایت از زمان اما
کلامش کس نمی خواند
به ما گوید که وقت تنگ است
بکن از دیگران یادی
برای لحظه ای حتی
دلی را پرکن از شادی
و اما غم چه می گوید؟
ز مردم شکوه ها دارد
ز نامردان در این دنیا
هزاران جلوه ها دارد
که رب داده به ما روزی
به یک اندازه و یک جور
ولی دست طمعکاران
رها کرده ز دستی دور
و غم در دل نگیرد جا
به هر جا دست یاری هست
و با عزت بلند سازیم
ز هر جایی که باری هست
و من گویم چه آسان است
دلی از غم رها کردن
و تا وقتی که جانی هست
برای هم فدا کردن
{ آزیتا(دریا) - چهارشنبه 8/7/88 )
{آزیتا(دریا)}
Re: لطفا اشعاري را که خودتان سروده ايد اينجا بگذاريد .
ارسال شده: یکشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۰, ۶:۱۹ ب.ظ
توسط آزیتا
به نام خداوند شعر و سرود خداوند خورشید , خداوند رود
الفبای لبخند
زندگی لبخندیست
لام آن , لعل و گهر
وقتی باشد در کلام
زندگی هست بهتر
ب ی آن بیزاری
از دو رنگی, از ریا
با یه رنگی زندگی
پر ز مهر , پر ز صفا
خ ی آن , خنده به لب
از سر شور و شعف
وقتی در زندگیت
مهربانی شد هدف
ن ی لبخند, نور است
نور حق , نور خدا
با توکل بر او
شوی از کینه جدا
د ی آخر, دیدن
دیدن عشق و امید
از مرور خاطرات
روی لب , لبخند دید
( 6/8/89 - تقدیم به دریا)
{آزیتا(دریا)}
Re: لطفا اشعاري را که خودتان سروده ايد اينجا بگذاريد .
ارسال شده: یکشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۰, ۸:۳۵ ب.ظ
توسط hadi021
یک عمر به بدمستی و یک عمر گناه
کندیم بسی چاله و افتاده به چاه
گم گشته صد مسیر و صد منزل و راه
چیزی نتوان کشید جز ناله و اه
Re: لطفا اشعاري را که خودتان سروده ايد اينجا بگذاريد .
ارسال شده: دوشنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۰, ۱:۰۶ ق.ظ
توسط shafagh
زان روز که آرام جان رفت از این منزل من ماندم و فریاد و این اشک نهان در دل
می سوزم و می سازم در اتش این دوری صد ناله از این دوری صد آه از این مشکل
هر گاه که می دیدم رخسار منیرش را می شد ز رخش روشن این دیده ی ناقابل
جان مست ز گفتارش زان لعل شکرخایش در وجد و طرب هر دم جان از لب ان قائل
در ظلمت شب گویا طالع شده خورشیدی از شعشعه ی رویش مدبر حجب باطل
وصفش نتوان کردن مدحش نتوان گفتن چون وصف کنم او را کان حرف بود شامل
جان کشتی ان دریا ساحل همه ناپیدا هیهات ندید اخر این جان اثر از ساحل
Re: لطفا اشعاري را که خودتان سروده ايد اينجا بگذاريد .
ارسال شده: دوشنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۰, ۱:۱۶ ق.ظ
توسط shafagh
. چو گذر نمودی ای دوست تو از بهشت زهرا برسان سلام بسیار به مرقد خمینی

Re: لطفا اشعاري را که خودتان سروده ايد اينجا بگذاريد .
ارسال شده: دوشنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۰, ۲:۵۳ ب.ظ
توسط آزیتا
به نام خداوند آموزگار نویسنده ی نامه ی روزگار
حمایت حق
ای مظهر ایمان صفا , صدق و صداقت
ای پادشه پاکی و عرفان و مهارت
آیا که شده لب تو گشایی به شکایت؟
آنگاه که بود خستگی در حد نهایت؟
این نکته کند بر همه ی ما دلالت
قدر زحماتت ندهیم ما به کفایت
بی مزد و ریا چون تو کنی کسب رضایت
بی توشه نباشد که کند حق حمایت
(تقدیم به همه ی فرهنگی ها- به خصوص آموزگاران و به خصوص تر آموزگاران اول ابتدایی)
(29/6/82)
{آزیتا(دریا)}
Re: لطفا اشعاري را که خودتان سروده ايد اينجا بگذاريد .
ارسال شده: دوشنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۰, ۵:۲۰ ب.ظ
توسط hadi021
این شعرو شب نیمه شعبان پارسال گفتم:
البته به یکی از اشعار مولوی شبیه
ساقی بیار بــاده که آن جامم آرزوست پرده کـــنار زن رخ یـــــــارانم آرزوســت
از وصــــــــل شـــــاهد و آغوش گرم یار یک تک نگاه ساده به جانانم آرزوست
بایر کویر قلــــــب و پر از آتش است دل بر این گدازه قطــــــــــره بارانم آرزوست
عمری نشسته خاک و سیاهی روزگار اندک مجال و وقفه و ســـامانم آرزوست
تردید و شـــک و شبهه و انکار مردمان صلح و صفا و یاد نیــــــــــاکانم آرزوست
آوای جـــــــــنگ و همهمه قتل و کارزار خرم زمین و باغ و گلســـتانم آرزوست
تنها گرفته خار در این شــوره زار عمر گل های یاس و سرو خرامانم آرزوست
پیچیده زوزه گرگان به دشــــــت و شهر بانگ یلان و نعره شــــــــیرانم آرزوست
یـــــک نام نیــک مـــــانده برای تو .... فریاد آر که صاحــــــــب زمانم آرزوست
Re: لطفا اشعاري را که خودتان سروده ايد اينجا بگذاريد .
ارسال شده: پنجشنبه ۵ آبان ۱۳۹۰, ۱۰:۲۵ ق.ظ
توسط آزیتا
به نام خداوند دوستی و مهر
هم نفس
دوست من , ای آشنا , ای هم نفس
ای که با جسم تو گشتم هم قفس
بهر ایثار تو جسمم تازه شد
فکر و راهت در جهان آوازه شد
ای که با اعضای خود, جان داده ای
آخرت بهر خودآسان داده ای
کرده ای افکارمان از غم جدا
اجر کارش را بده خود, ای خدا
(آزیتا - ج - 13/2/87 )
{آزیتا (دریا)}
Re: لطفا اشعاري را که خودتان سروده ايد اينجا بگذاريد .
ارسال شده: پنجشنبه ۵ آبان ۱۳۹۰, ۶:۳۲ ب.ظ
توسط airplane
آزیتا نوشته شده:کرده ای افکارمان از غم جدا
اجر کارش را بده خود, ای خدا
(آزیتا - ج - 13/2/87 )
{آزیتا (دریا)}
اجرش رو کی میده؟؟؟؟؟؟؟؟؟
Re: لطفا اشعاري را که خودتان سروده ايد اينجا بگذاريد .
ارسال شده: پنجشنبه ۵ آبان ۱۳۹۰, ۸:۱۶ ب.ظ
توسط m-249
از خود می پرسم نمی بینی این شاهکار خلقت را ؟
به خود می گویم من بااین دو چشم کور خود چگونه بینم صاحب ستایش را ؟
من نور دل ندارم به چه کار اید این چشم من را ؟
من در این راه دادم دل مجنون خویش را
دو بال عشق بسوزاند این محفل میعاد را
ما چه می کردیم اگرنمی داد این را
خدای تبارک و تعالی
این حس خوب بودن
حس دوستی حس مهربانی
زیبایی یک روز بارانی
زیر اسمان خدا
____________________________________________
خسته دلم خسته ی راه . در این ره عشق خسته ام بی تو تنهای تنها
بقیه ی نوشته های من در
[External Link Removed for Guests]ســـــــــر بزنید .
وبلاگ شاپور عزیز
[External Link Removed for Guests] رو هم پیشنهاد می کنم
توفیق رفیق راهتان باد



Re: لطفا اشعاري را که خودتان سروده ايد اينجا بگذاريد .
ارسال شده: پنجشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۰, ۱:۱۹ ب.ظ
توسط hadi021
دعای یک بنده پر روی خدا
خدایا خسته ام حالی عطا کن منو از بین این خلقـت ســوا کن
نشستی تو بهشــت با اولیائت هر از گاهی به این بندت نگا کن
هر آنچه نعمته بفرســــت پایین بلاهـــاتو خــودت از من رهــا کن
گناهــــامو که میـــــدونم ندیدی ثواباشـــو فقــط از توش جدا کن
منـــو با حوریــات تنـــها بـــگذار کاری داشــتی ملائک رو صدا کن

Re: لطفا اشعاري را که خودتان سروده ايد اينجا بگذاريد .
ارسال شده: جمعه ۱۳ آبان ۱۳۹۰, ۱۲:۳۷ ب.ظ
توسط آزیتا
به نام خداوند شعر و سرود
تو با مهرت به من پیمانه دادی
از آن پیمانه یک میخانه دادی
تو را از جان و از دل میستایم
که در قلبت به من کاشانه دادی
(آزیتا- تقدیم به دریا و ............. )
{آزیتا(دریا)}