صفحه 2 از 5
Re: ترجمه قسمتهای کوتاهی از نهج البلاغه
ارسال شده: پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۱, ۸:۵۴ ب.ظ
توسط امیر احمدی2
بسم الله الرحمن الرحیم
نامه 5
خطاب به(شریح بن حارث) قاضی کوفه
(شریح بن حارث) از طرف عمر بن الخطاب قاضی کوفه شد و در زمان عثمان آن شغل را داشت و بعد از این که امیرالمومنین (ع) به خلافت رسید بر طبق درخواست مردم کوفه از عزل او خودداری نمود تا این که به مولای متقیان(ع) اطلاع دادند که شریح در کوفه خانهای را به مبلغ 80 دینار خریداری کرده و حضرت او را احضار کرد و آنچه در این نامه که از طرف یک راوی نقل گردیده خوانیم، گفتاری است که امیرالمومنین(ع) خطاب به(شریح بن حارث) بعد از این که وی را احضار نمود ایراد کرد.
به من اطلاع دادند که تو خانه ای را به مبلغ هشتاد دینار خریداری کرده، گواهانی را برای تایید آن معامله به گواهی گرفته ای.
شریح جواب داد چنین است یا امیرالمومنین.
امیرالمومنین(ع) نظری تند به او انداخت و گفت ای شریح، اطلاع داشته باش که به زودی کسی نزد تو خواهد آمد و بدون این که نظری به قباله خانه بیندازد و از شهود تو راجع به خرید آن خانه کسب اطلاع نماید تو را مجبور خواهد کرد که از آن خانه کوچ کنی و تو را در قبر جا خواهد داد.
ای شریح نکند که این خانه را از مال دیگران خریداری کرده و بهای آن را از ممر نامشروع به دست آورده ای که اگر چنین باشد در هر دو جهان خانه خود را ویران کرده ای.
اگر تو، هنگام خرید این خانه نزد من می آمدی تا این که قباله خریداری خانه را برای تو تنظیم کنم، سندی تنظیم میکردم که تو موافقت نمیکردی آن خانه را به یک درهم خریداری کنی تا چه رسد به مبلغی بیشتر و سندی که من برای خرید آن خانه تنظیم میکردم این مضمون را داشت:
این قباله خانه ای است که بنده ای بی مقدار از بنده ای دیگر که از خانه اش بدر شده(مرده خریده است). خریدار، این خانه را در دنیای فریب که جای کسانی است که نیست خواهند شد خریداری کرده و حدود اربعه این خانه از این قرار است:
حد اول خانه محدود میشود به حوادث ناگوار(از هر قبیل از جمله خرابی خانه و زلزله و غیره ) و حد دوم محدود می شود به عللی که غصه و غم به وجود میآورد(چون مرگ عزیزان و از دست رفتن مال و غیره) و حد سوم محدود می شود به هوسهای نفسانی(که همه مسبب بدبختی و تباهی است) و حد چهارم محدود میشود به شیطان رجیم(که دایم درصدد گمراه کردن بندگان است) و درب خانه در این حد قرار گرفته است.
این خانه را، این فریب خورده دنیا از کسی خریداری کرده که مرگ او را به سرای دیگر برده و ارزش این خانه، به بهای خروج خریدار است از عرصه قناعت و والایی، و ورودش به حضیض ذلت و خواهندگی.
اگر خریدار در این معامله از فروشنده زیان ببیند جبران آن زیان بر کسی است که میتواند جان ملوک و ستمکاران را بگیرد (یعنی عزرائیل) و فرمانروایی فرعونها و کسریها و قیصرها و تبعها(پادشاهان یمن) و حمیرها(امرای قبیله حمیر بن سبا) را از بین ببرد و همه کسانی را که ثروت اندوختند و کوشکهای پر زینت بنا کردند و باغ به وجود آوردند نابود کند.
کسانی که مال، گرد آوردند و پیوسته بر آن افزودند و خانه بنا کردند و آن را مزین نمودند و اندیشیدند که دارایی و خانه و بوستان خود را برای فرزندان باقی خواهند گذاشت عاقبت به جایی منتقل میشوند که در آنجا اعمال اشخاص مورد رسیدگی قرار میگیرد تا این که پاداش دریافت کنند یا این که کیفر ببیند و در آن زمان راست و ناراست از هم جدا میشود و به موجب گفته خداوند، کسانی که اهل باطل بودند زیان میکنند و عقلی که از سلطه هوی و هوس بر کنار و به دنیا وابسته نباشد صحت این قباله را تصدیق میکند
Re: ترجمه قسمتهای کوتاهی از نهج البلاغه
ارسال شده: یکشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۱, ۱۱:۲۰ ق.ظ
توسط امیر احمدی2
فرمان امیرالمومنین(ع) خطاب به مالک اشتر
مالک بن حارث نخعی، معروف به اشتر، مردی دلیر و از وفادارترین یاران امیرالمومنین(ع) بود و در زبان عربی اشتر به کسی گویند که پلک چشمش برگشته باشد و یک پلک چشم اشتر، بر اثر ضربت گرزی که در سال شانزدهم هجری در جنگ مسلمین با روم صغیر بر خود او(کلاه خود او) کوبیده بودند آسیب دید و از آن به بعد معروف به اشتر گردید. مولای متقیان، محمد بن ابوبکر را ولی مصر کرد اما بر اثر توطئه معاویه، وضع محمد بن ابوبکر در مصر متزلزل شد و میدانیم که بعد وی را در آن کشور به قتل رسانیدند و امیرالمومنین(ع) مالک اشتر را به ولایت مصر انتخاب نمود و این فرمان را نوشت و به او داد ولی معاویه که از نصب مالک اشتر به ولایت مصر اطلاع حاصل کرده بود، دستور داد که او را زهر خورانیدند و به طوری که در تواریخ اسلامی نوشته شده در محلی موسوم به قلزم(که امروز محل واقعی آن معلوم نیست) مالک اشتر را زهر خورانیدند و زهر را در عسل به او دادند و مالک در سال 38 هجری از آن زهر، زندگی را بدرود گفت و امیرالمومنین(ع) از مرگ مالک اشتر بسیار اندوهگین گردید و گفت مالک اشتر برای من، مانند من بودم برای رسولالله(ص) و معاویه وقتی از مرگ مالک اشتر مطلع شد به اطرافیان گفت علی بن ابیطالب(ع) دو دست داشت و یک دست او عمار یاسر بود که در جنگ(جنگ صفین) کشته شد و دست دیگرش را مالک اشتر تشکیل میداد که او هم دیگر نیست. راجع به محل زهر خورانیدن به مالک اشتر و مرگ او روایت دیگر وجود دارد و به موجب آن، گفته اند محلی که در آنجا به مالک اشتر زهر خورانیدند شهر (عریش) نزدیک مصر بود و بعد از این که فوت کرد جسدش را به مدینه منتقل کردند و در آنجا دفن نمودند.
Re: ترجمه قسمتهای کوتاهی از نهج البلاغه
ارسال شده: یکشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۱, ۱۱:۲۴ ق.ظ
توسط امیر احمدی2
این دستوری است از بنده خدا، علی، امیرمومنان به مالک بن حارث اشتر در زمانی که او را به فرمانروایی مصر انتخاب مینماید و به موجب این پیمان او مامور است که خراج آن کشور را دریافت کند و با دشمنان نبرد نماید و دقت داشته باشد که کارهای مردم اصلاح شود و برای آبادی شهرها و روستاها بکوشد.
به او امر میشود تا این که از خدا بیم داشته باشد و در بندگی اش بکوشد و آنچه از واجبات که خداوند در کتاب خدا امر کرده بجا بیاورد و آن واجبات همان است که هیچ کس به نیک بختی نمی رسد مگر این که آنها را به جا بیاورد و هر کس که از اجرای آن واجبات شانه خالی نماید دچار طعم تلخ بدبختی خواهد گردید.
مالک مکلف میباشد که خداوند را با دل و دست و زبان یاری کند و خداوند مانندی ندارد عهد کرده که یاری کنندگان دین خود را مورد حمایت قرار دهد و هر کس که او را بزرگ بداند خداوند هم وی را عزیز میدارد.
خداوند دستور میدهد که آدمی بایستی نفس اماره هوسران را هنگامی که سرکشی مینماید رام کند و نفس را از کارهای ناپسندیده بر کنار بدارد و عادت نفس این است که آدمی را به کارهای ناپسند اغوا میکند و انسان باید خود را در پناه حق قرار بدهد تا این که از وسوسه نفس در امان بماند.
ای مالک، آگاه باش که من تو را برای ولایت به بلادی فرستادم که قبل از تو، در آن بلاد، حکام دیگر، عادل یا ظالم حکمرانی می کردند و همانگونه که تو در امور مربوط به حکمرانان دیگر نظر می اندازی مردم نیز در کارهای تو نظر می اندازند و راجع به تو، در آینده، همان را میگویند که تو راجع به حکمرانان سلف میگویی.
نیکوکاران را از گفته هایی که راجع به آنها بر زبان بندگان خداوند جاری است میتوان شناخت و رفتار تو بایستی طوری باشد که مردم از تو به نیکی یاد کنند و بهترین اندوخته تو رفتار نیکویت میباشد و بر تمایلات و شهوات نفس خود مسلط باش و از آنچه بر تو حلال نیست دوری کن و این را بدان که نسبت به نفس، بخل ورزیدن و از ایجاب خواهشهای آن امتناع کردن، عدالت است.
Re: ترجمه قسمتهای کوتاهی از نهج البلاغه
ارسال شده: یکشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۱, ۱۱:۳۰ ق.ظ
توسط امیر احمدی2
ای مالک ، قلب تو بایستی آکنده از محبت رعیت باشد و با رعایا با عطوفت رفتار کن و نسبت به آنها چون گرگ نباش که گوسفندی را میدرد و از لاشه آن ارتزاق مینماید و بدان که مردم دو نوع هستند، گروهی برادران دینی تو میباشند که تو بایستی با آنها با رافت رفتار کنی و گروهی دیگر، چون تو، جزو آفریدگان خدا هستند که از روی عمد یا از روی سهو، مرتکب خطا شده اند و همانطور که تو امیدوار هستی که خداوند بر تو ببخشاید و از گناهانت درگذرد تو هم بر آنها ببخشا و از روی تناسب، تو نسبت به آنها ارجح هستی و آن کس که تو را به حکومت بر آن مردم فرستاده از تو برتر است و خداوند متعال برتر از کسی میباشد که تو را به حکومت انتخاب کرده و قدرت حقیقی با اوست و اینک قلمروی حکومت تو، یک عرصه آزمایش میباشد تا اینکه رفتار تو نسبت به رعیت معلوم شود و مبادا که بر اثر ظلم نسبت به رعیت خود را در وضعی قرار بدهی که بایستی با خدا بجنگی زیرا تو یارای مقاومت در قبال خداوند را نداری و روزی نخواهد آمد که تو محتاج کرم و عفو کردگار نباشی. هرگز از صرف نظر کردن و بخشایش نسبت به رعیت پشیمان نشو و از مجازات کردن احساس خرسندی منما. تو در آنجا دارای قدرت هستی و لذا میتوانی خشم خود را فرو ببری و به همین جهت هرگز در ابراز خشم عجله نکن. نگو که من چون فرمانفرما هستم همه باید از من اطاعت کنند و نگو که مامور هستم و هر چه بخواهم میکنم. زیرا اگر این روش را پیش بگیری دین در تو سست میشود و قلب تو را سیاهی میگیرد و خداوند لطف خود را از تو باز میگرداند.
اگر مرتبه حکومت و فرماندهی تو را خودپسند کرد، عظمت خداوند را در نظر بگیر و به یاد بیاور که تو نسبت به خداوند چقدر کوچک و ناتوان هستی و از عهده هیچ یک از کارهای خداوند برنمی آیی و این فکر، غرور را از تو دور می نماید و خردمندی را به تو برمی گرداند.
به هوش باش که در هیچ موقع خود را با خدا برابر نکنی و هیچ کس با خدا برابر نمیشود و خداوند هر با نخوت را ذلیل مینماید.
با خداوند با عدل رفتار کن و در مورد رعیت و آنهایی که دوست میداری عادلانه رفتار نما و نگذار کسانی که از نزدیکان تو هستند با آنها ظلم کنند که اگر ممانعت نکنی خود ظالم هستی و هر کس که به بندگان خدا ظلم کند نفرت و خشم خداوند را علیه خود به وجود میآورد و آن که دچار نفرت خداوند میشود تا وقتی که توبه و استغفار ننماید همچنان مورد خشم خداوند خواهد بود.
برای از بین رفتن نعمتی که خداوند میدهد و تسریع در غضب خداوند هیچ عامل موثرتر از ستمگری نیست ولی خداوند شکایت کسانی را که ستم میبینند می شنود و همواره آماده است تا این که ستمگران را کیفر بدهد.
Re: ترجمه قسمتهای کوتاهی از نهج البلاغه
ارسال شده: یکشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۱, ۱۱:۳۶ ق.ظ
توسط امیر احمدی2
ای مالک، یکی از کارهایی که باید نزد تو خیلی مورد توجه باشد رعایت عدل و برابری با همه کس است و اگر چنین بکنی رعیت را از خویش راضی مینمایی.
آگاه باش که اگر مجموع رعیت دچار خشم شود، رضا و رفاه چند نفر از بین میرود اما از بین رفتن رضا و رفاه چند نفر که جزو خواص هستند در قبال رضا و خشنودی مجموع مردم بدون اهمیت است. رسم خواص این است که هنگام آرامش بیش از همه برای حاکم اشکال به وجود آورند و هنگام گرفتاری کمتر از همه به او یاری میدهند و هرگز از آنچه به آنها میرسد راضی نیستند و هنگام درخواست بیش از دیگران اصرار مینمایند و وقتی مورد بخشش قرار میگیرند کمتر از همه تشکر میکنند و هیچ عذر را برای این که چرا درخواستشان پذیرفته نشده نمی پذیرند و در وقایع سخت، سستتر از خواص برای صبر و تحمل در یک جامعه کسی نیست.
اما اکثریت مردم، کسانی هستند که قوام دین باشند و آمادگی دارند که از دشمن جلوگیری کنند پس تو باید آنها را از خود راضی نگاه داری و هرگز، توجه تو از آنها سلب نشود.
از بین افراد ناس، آن کس که اصرار دارد زشتیها و عیوب مردم را برای تو فاش کند از خود دور کن.
چون در هر جامعه، بین مردم، عیوبی وجود دارد که حاکم نباید در صدد کشف آنها برآید و چشمهای ظاهر و باطن هر حاکم باید خطا پوش باشد و تو نبایستی حتی عیب آشکار آنها را مورد توجه قرار بدهی تا چه رسد به این که درصدد برآیی عیب پنهان آنها را آشکار کنی و اگر میخواهی که خداوند عیوب تو را پنهان بدارد درصدد آشکار کردن عیوب مردم برنیا.
هرگز در قلب خود، گره یک کینه را نگاه مدار(عقده هر کینه در در قلب خود باز کن) و همین که چیزی در نظرت نادرست آمد اینطور نشان بده که نسبت به آن نادان هستی(تا این که بدون مطالعه و تعمق آن را تصدیق نکنی) و از پذیرفتن گفته کسانی که سخنچین هستند خودداری کن برای این که سخن چین، ولو خود را ناصح صمیمی جلوه بدهد باز اهل فریب و دغل است.
Re: ترجمه قسمتهای کوتاهی از نهج البلاغه
ارسال شده: یکشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۱, ۱۱:۳۹ ق.ظ
توسط امیر احمدی2
وقتی میخواهی مشورت بکنی آن کس را که بخیل است دعوت به مشورت مکن برای اینکه تو را از فقر و فاقه می ترساند و در نتیجه از بخشش باز میدارد همچنین هنگام مشورت از کسی که ترسو میباشد درخواست رای منما زیرا چون از همه چیز بیمناک است تو را از اقدام به کارها باز میدارد و نیز از حریص دعوت به مشورت کن که تو را ترغیب به جمع آوری مال و در نتیجه ستمگری مینماید و بخل و ترس و حرص، غرایزی هستند که بدگمانی نسبت به خداوند را در ضمیر انسان به وجود میآورد .چون آدمی را از توکل و خود را در پناه خدا قرار دادن باز میدارد .
از بین وزیران، برای تو، بدترین وزیر آن است که قبل از تو نزد اشرار و حکام فاسد، مقام وزارت را داشته و در تمام اعمال نابکارانه آنان شریک بوده است و تو نبایستی یک چنین شخص را با مقام وزارت یا مقام دیگر نزد خود به کار بگماری چون او همکار گناهکاران و ظالمان بوده و نمیتواند ماهیت خود را تغییر بدهد و تو میتوانی از بین اشخاص پاکنهاد که در گذشته با ظالمان و تباهکاران همکاری نکرده اند کسانی را برای همکاری با خود انتخاب نمایی و وفای اینگونه اشخاص به تو بیشتر و توقعشان برای دریافت مزد از تو کمتر است.
آنها بیشتر به تو تمایل پیدا کنند و به یاریات می شتابند و با غیر از تو کمتر معاشرت دارند و آن اشخاص را چه در مجالس علنی و چه در خلوت به خود نزدیک کن و بدان که بهترین وزیر تو آن است که حقیقت را ولو تلخ باشد و بداند که تو از شنیدن آن مکدر میشوی به تو بگوید و هرگز آن قسمت از رفتار تو را که میداند مورد پسند خداوند نیست مورد ستایش قرار ندهد.
Re: ترجمه قسمتهای کوتاهی از نهج البلاغه
ارسال شده: یکشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۱, ۱۱:۴۱ ق.ظ
توسط امیر احمدی2
همواره با کسانی معاشرت کن که از پرهیزکاران میباشند و آنها را تعلیم بده که تو را به سبب کارهای ناپسند که نکرده ای مورد مدح قرار ندهند زیرا مدح و ستایش زیاد اشخاص را مغرور می کند.
در نزد تو، نباید که ثوابکار و گناهکار و نیکوکار و بدکار مساوی باشند و هر دو از توجه و لطف تو بهره مند شوند.
زیرا اگر رفتار تو با نیکوکار و بدکار متشابه باشد آن که نیکوکار است ناامید میشود و دیگر اقدام به نیکوکاری نخواهد کرد و آن کس که بدکار است تشویق میگردد که به بدکاری ادامه بدهد.
لذا رفتار تو با هر یک از این دو، بایستی متناسب با کردار آنها باشد و به یک نفر پاداش بدهی و دیگری کیفر ببیند.
برای این که مردم نسبت به حاکم خود نیکبین شوند هیچ عامل موثرتر از این نیست که حاکم نسبت به رعایا نیکویی بکند و اقداماتی به عمل بیاورد تا این که هزینه معاش رعایا تقلیل بیاید.
تو نباید هرگز از رعایا برای مواردی که علتی معقول در آن وجود ندارد رنجش حاصل نمایی و رفتار تو با مردم بایستی طوری باشد که در رعایا عدم رضایت به وجود نیاید و اگر رعایای تو نسبت به تو نیک بین باشند تو به نسبت زیاد در اداره امور قلمروی حکومت آسوده خاطر خواهی بود.
Re: ترجمه قسمتهای کوتاهی از نهج البلاغه
ارسال شده: یکشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۱, ۱۱:۴۴ ق.ظ
توسط امیر احمدی2
کسانی که تو نسبت به آنها نیکی کرده ای اشخاصی هستند که مستوجب نیکبینی تو میباشند و کسانی که تو نسبت به آنها بدی کرده ای کسانی هستند که نبایستی مورد نیکبینی قرار بگیرند و تو باید نسبت به آنها سوءظن داشته باشی.
ای مالک ، در گذشته، بزرگان قومی که تو فرمانروای آنها هستی سنتهایی برای اداره امور مردم آن کشور به وجود آورده اند که مدتی طولانی بر آن سنتها میگذرد و کارهای مردم ان قوم بر اساس آن سنتها منظم شده و تو نباید آن رسوم و سنتها را از بین ببری و اگر مبادرت به از بین بردن آن سنتها بکنی منفعت و نیکنامی اش عاید کسانی میشود که آن رسوم را به وجود آورده اند و ضررش عاید تو میشود که آن رسوم را از بین برده ای.
قبل از این که تو والی آن دیار بشوی مردم در آنجا کارهایی کرده اند و تو هم بایستی کارهایی بکنی که وضع کشور استوار گردد و آبادتر بشود و برای این کار با دانشمندان و راسگویان مشورت کن و از تجربه هایی که آنان در کارهای سازندگی کشور دارند بهره مند شو.
این را بدان که آن کشور و کشورهای دیگر، رعایا دسته بندی شده اند و کار هیچ یک از دسته های مردم اصلاح نمی پذیرد مگر با کمک دسته های دیگر.
Re: ترجمه قسمتهای کوتاهی از نهج البلاغه
ارسال شده: یکشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۱, ۱۱:۴۶ ق.ظ
توسط امیر احمدی2
در بین مردم آن کشور دسته ای از لشکریان خدا هستند و دسته دیگر از نویسندگان عمومی و خصوصی میباشند و دسته ای از قضات دادگستری به شمار می آیند و گروهی ماموران دیوان هستند که بایستی برای اجرای مقررات با مردم با انصاف رفتار نمایند و دسته ای از آنها گروه مالیات دهندگان میباشند و دسته دیگر جزیه دهندگانند که به حکومت اسلامی مالیات دهند تا این که در پناه اسلام کیش خود را حفظ نمایند و گروهی از آنها بازرگانان و سوداگران و صنعتگرانند و دسته ای هم جزو فقرا و مسکینان به شمار می آیند که برای ادامه زندگی به دیگران احتیاج دارند.
برای هر یک از این دسته ها از طرف خداوند سهمی تعیین شده که در قرآن یا در سنت رسولالله(ص) هست و ما باید آنچه را که مقرر شده است رعایت کنیم.
سربازان سپاه به فرمان خداوند ، برای مردم چون قلاع متین هستند و دین را ارجمند میکنند و آبروی فرماندار را حفظ نمایند و راهها به وسیله آنها امن میشود و هرگاه آنها نباشند کار رعایا منظم نمی شود و اگر برای پرداختن مستمری به آنها خراج وصول نشود کار ارتش منظم نخواهد شد و آنها بایستی به وسیله خراجی که جهت مستمری آنها دریافت شود امور زندگی خود را منظم نمایند.
ولی امور مالیات دهندگان و سپاهیان منظم نمی شود مگر با همکاری دسته سوم از افراد ناس که آنها قضات هستند و آنان بر اجرای عهدها و عقدها نظارت مینمایند و نیز کارکنان دیوان و نویسندگان که در موارد عمومی و خصوصی از وجودشان استفاده میشود لیکن اگر بازرگانان و صنعتگران نباشند از وجود دسته های مذکور نمی توان استفاده نمود زیرا بازرگانان و صنعتگران با کار خود وضع اقتصادی جامعه را قوام می بخشند و کارهایی را که آنها بر عهده دارند، دیگران نمیتوانند به انجام برسانند.
Re: ترجمه قسمتهای کوتاهی از نهج البلاغه
ارسال شده: دوشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۱, ۲:۱۰ ق.ظ
توسط Solver
وقتی میخواهی مشورت بکنی آن کس را که بخیل است دعوت به مشورت مکن برای اینکه تو را از فقر و فاقه می ترساند و در نتیجه از بخشش باز میدارد همچنین هنگام مشورت از کسی که ترسو میباشد درخواست رای منما زیرا چون از همه چیز بیمناک است تو را از اقدام به کارها باز میدارد و [COLOR=#C00000]نیز از حریص دعوت به [COLOR=#FFFFFF]کن تو را ترغیب به جمع آوری مال و در نتیجه ستمگری می بخل و ترس و حرص، غرایزی هستند که بدگمانی نسبت به خداوند را در ضمیر انسان به وجود میآورد .چون آدمی را از توکل و خود را در پناه خدا قرار دادن باز میدارد .
از بین وزیران، برای تو، بدترین وزیر آن است که قبل از تو نزد اشرار و حکام فاسد، مقام وزارت را داشته و در تمام اعمال نابکارانه آنان شریک بوده است و تو نبایستی یک چنین شخص را با مقام وزارت یا مقام دیگر نزد خود به کار بگماری چون او همکار گناهکاران و ظالمان بوده و نمیتواند ماهیت خود را تغییر بدهد و تو میتوانی از بین اشخاص پاکنهاد که در گذشته با ظالمان و تباهکاران همکاری نکرده اند کسانی را برای همکاری با خود انتخاب نمایی و وفای اینگونه اشخاص به تو بیشتر و توقعشان برای دریافت مزد از تو کمتر است.
آنها بیشتر به تو تمایل پیدا کنند و به یاریات می شتابند و با غیر از تو کمتر معاشرت دارند و آن اشخاص را چه در مجالس علنی و چه در خلوت به خود نزدیک کن و بدان که بهترین وزیر تو آن است که حقیقت را ولو تلخ باشد و بداند که تو از شنیدن آن مکدر میشوی به تو بگوید و هرگز آن قسمت از رفتار تو را که میداند مورد پسند خداوند نیست مورد ستایش قرار ندهد.
"نکن" است احتمالاً.
Re: ترجمه قسمتهای کوتاهی از نهج البلاغه
ارسال شده: دوشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۱, ۳:۴۶ ق.ظ
توسط امیر احمدی2
متشکرم از دقت شما نکن درست است.
Re: ترجمه قسمتهای کوتاهی از نهج البلاغه
ارسال شده: دوشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۱, ۳:۵۱ ق.ظ
توسط امیر احمدی2
دسته دیگر از افراد ناس، محتاجان و مسکینان هستند که کمک کردن به آنها از واجبات است و حکمران بایستی نظارت کند که به این دسته از مردم مساعدت بشود.
هر یک از دسته های نامبرده در موقع سختی، به سوی خدا راه دارند و میتوانند از خداوند کمک بخواهند ولی بر حاکم نیز دارای حق هستند و حاکم بایستی به وضع آنها رسیدگی کند و مشکلاتشان را رفع نماید و حکمران نمیتواند اشکالات دسته های مردم را رفع نماید مگر با استمداد از خداوند و جدیت در کارهای مشکل.
برای فرماندهی سربازان خود شخصی را انتخاب کن که به خداوند و رسول و پیشوای او عقیده داشته باشد بدون دارا بودن سوابق نامطلوب.
او نباید زود دچار غضب شود و نباید از فرط نخوت معذرت خطاکاران را نپذیرد.
فرمانده قشون تو باید با سرکشان سختگیر باشد و با افتادگان مهربان . نرم و خشم، طوری او را دیگرگون نکند که زمام عقل را از دست بدهد و ملایمت و نرمی دیگران او را از عزمش باز بدارد.