باب اون مسائل، بنده گفتم ما شما را به چوب برخی نراندیم، انتظار نمیرفت شما بنده را به چوب برخی برانید. اگر نه کم نیستند افرادی که شعارهای شما را میدهند اما ریشه کارشان گره در مسائل دیگر دارد، اما من بین شما و ایشان فرق گذاشتم منتها شما بین بنده و برخی فرق نزاشتید در حالی که خودتان واقف بر این تفاوت هستید و این دلیل گلایه گذاری بنده بود.
سو تفاهم نشود.
بحث میزان دارایی ها نیست. خدای ناکرده ما کمونیست نیستیم که اینطور تقسیم کنیم. یک سو تفاهم شد. قرار نیست اون فردی که کار نمیکند به اندازه همان فردی که تلاش زیادی می کند پول در آورد. اساسا این یک روش غلط و دقیقا همانطور که شما فرمودید تنبل پرورانه است.
بحث بر سر ساده زیستن معنایش آن نیست که ثروتمندان از ثروت خویش لذت نبرند. اما یک واقعیت انکار ناپذیر است، نوع درآمد مستقیما در انتخاب مسیر هزینه اون درآمد نقش دارد. این را فکر کنم قبول داشته باشید. ریشه اون سخن از ابوذر که بنده عرض کردم هم در همین جا بود.
مگر این نیست که در مجموع یکی از بالاترین میانگین های ثروتمندان جهان را ثروتمندان روسی در اختیار دارند، اما اگر بخواهید اون ها ر در قیاس با ثروتمندان آمریکایی قیاس کنید به تعداد انگشت نفراتی در بین ایشان خواهید یافت که شیوه زندگی اشرافانه دارند.
اشرافانه زندگی کردن در نگاه من ناپسند است نه داشتن توانمندی اشرافانه زندگی کردن
دلیلش هم روشن است، میل به زندگی اشرافانه نوعی هزینه کرد است که به گواه تاریخ زمانی پدید میاد که نوع درامد شاید قانونا مشروع اما اخلاقا مشروع نبوده است. باز متذکر شوم، هر چند جمله بالا به یک اصل کمونیستی اشاره داره اما سوتفاهم نشود. این فقط یک واقعیت تاریخی است که در کمونیست نیز مانند برخی مکاتب و ادیان مطرح شده است. اساسا بر مبنا همین بود که آمدند گفتند امام علی هم کمونیست بوده (به خاطر ان دیدگاه مشترک).
بنابراین این اصل تاریخی که در بین ادیان و برخی مکاتب فکری (اونها که ریشه اجتماعی دارند) مشترک است، قابل اعتنا بوده و شاید تعیین گر یک مرزبندی دقیق جهت مشروع بودن ثروت و دارایی افراد باشد.
این مورد حاضر ممکن است بی ربط به موضوع بحث، و فقط زمینه ساز طرح موضوع بوده و اینطور برداشت کردن غلط است که مثلا امثال بنده مخالف ساخت و ساز ساختمان / مخالف آثار دارای جنبه هنری / مخالف ... هستیم و این طور برداشت هم بیشتر همان راندن ما به چوب برخی و ناشنیده گرفتن آن حرف هایمان است که شنیدنش خوشایند نیست.
بحث بر سر تخت جمشید و امثال این نیز همین است، شاید گاه با اشاره به هنر و تمدن و ... بتوان ساعت ها صحبت داشت اما در حقیقت این کار فقط بستن چشم به روی اصل موضوع و نادیده گرفتنش است.
قبلا در مورد سیاست اقتصادی کشور بحث کردیم، و میدانید که به هیچ وجه من در موضع مدافع اون نیستم که اصلا قبلا هم بیان کردم ما فاقد سیاست اقتصادی هستی چون هنوز در اون سطح از فرهنگ اجتماعی قرار نداریم که برای این دست مسائل سیاست جمعی که هیچ فردی مناسب اتخاذ کنیم. مثال ساده اون هم وضع نابسمان اقتصادی این روزها و گزینش ها و اولیت های خرید در خانوارهای ما است.
اما اینجا بحث ما مدل اقتصادی نبود. بحث مشروعیت درآمدها در میان است. آیا در انگلیس به ساخته شدن زمین تنیس در خانه نمایندگان مجلس اعتراض نشد ؟ ... اونها با آن همه تفاوت دیدگاه اقتصادی اما نسبت به مشروع بودن بر مبنا دیدگاه خودشان حساس هستند.
اما در اینجا سوال در مرود مشروع بودن درآمدها را یا حاصل حسادت فرض می کنند، یا می گذارند بر دیدگاه پوپولیستی و این قبیل نسبت ها که خودمانیش همان یقه کثیف است.
من در سال یک بار یا شاید دو بار خرید لباس کنم، در حالی که برادران من در همین مقطع زمانی تقریبا 4 بار شاید گاه تا 10 بار خرید لباس می کنند. دلیلش هم تفاوت وضع مالی ما نیست. خوشبختانه ما جزو متوسط رو به پاینین نیستیم که رو به بالا شاید کمی. اما سبک زندگی ما به موجب تفکرات پدرم زمینه ساده زیستی را داشت و من بر خلاف دو برادرم این روش را پسند کرده و دنبال کردم. اما شلختگی، نامرتبی ظاهر بحثش جداست. حالا شاید من لباسم بوی نو بودن ندهد. اما کثیف هم نیست
پس بحث اقتصاد مطرح نیست. بحث مشروع بودن درآمد ها است که متاسفانه در ایران از ان رو که گویی همه ما سهمی از درامدهایمان مشروع نیست مثل خود بنده، و همینطور فاقد شجاعت اعتراف بهش هستیم بر خلاف بنده، شدیدا نسبت به این موضوع جبه گیری می شود. در حالی که این بحث در همه کشورهای دنیا طرح می شود.
آقا در فیسبوک ببین چقدر به این زری گیر دادن و مثل زدن به مدرسه، خوب، چرا رسما یک نفر این اعتراض را بیان نمیکند؟ این در سوی مذهبیون، خوب در سمت سرمایه داران ما هم همین قاعده بر قرار ... شعر هم بلد هستیم و می گویم اگر مست گیرند ... !
به قول یک شیخی، هر وقت خواستی خلاف کنی قشنگ با خودت صادقانه بگو دارم کار خلافی میکنم نه اینکه خودت را گول بزن و بگو ناچارم و شراط روزگار این است ....

این شعار که هر جا که کاخی بنا شده خانه ای ویران گشته ( پس بزنیم کاخ رو هم ویران کنیم لابد؟!؟ ) ما رو به هیچجا نرسانده و نخواهد رساند.
خود شما احتمالا جزو اون افرادی هستید که با اون نظرات دوستان در مورد زری و مثلا بخاری مدارس موافق هستید ;)
موضوع اینجاست این بین مذهبوین کاخ های سرمایه داران را می خواهند خراب کنند و سرمایه داران کاخ های مذهبیون.
همین است که به هیچ جا نخواهد رسید. هر وقت شروع از خراب کردن کاخ خودمان کردیم، اون وقت کار پیش خواهد رفت.
خوب سوال ساده من از شما بعد از این همه سخن، اگر من راه غیر مشروعی برای کسب درآمد بلد باشم و از آن را ثروتمند بشوم، نظر شما در مورد بنده چیست و فکر میکنید صلاح جامعه در چه نوع رویارویی با من است؟