Re: انسان غربى،انسان اسلامى
ارسال شده: چهارشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۱, ۹:۴۸ ب.ظ
اين امور كه همه و همه در ظرفيت انسان است،وهر مرد و زنى از نظر اسلام لياقت آراسته شدن به آنها را دارند، اگر بخواهد تفسير شود، بدون ترديد كتاب مفصّلى خواهد شد.
انسان غربى دچار حجاب هاى سنگينى است كه آن حجاب ها مانع از تابيدن نور حق در وجود آنها شده، حجاب جسم، حجاب شهوات، حجاب غرائز، حجاب مال و منال، حجاب دانش و صنعت، حجاب منيت و غرور، ولى انسان اسلامى با اتصال به اسلام مهاجر از همه حجاب هاست.
انسان اسلامى هر حجابى را كه از پيش روح جان برمى دارد، نورى در دلش مى تابد، و آن نور با رفتن هر حجابى هوى تر مى شود،تا جايى كه تمام فضاى جان و دل را فرا مى گيرد، و براى او شرح صدر حاصل مى شود، پس از شرح صدر حقايق براى او كشف مى گردد، و براى او يقين حاصل مى شود، كه هر چه را خداوند و انبيا و امامان به آن دعوت كرده اند نظام اتمّ تشريعى و باعث خير دنيا و آخرت انسان است، و نتيجه اين انشراح پاك شدن دل و جان از لوث صفات ضميمه است، صفاتى كه هر كدامشان مى تواند علت خذلان انسان در دنيا و آخرت گردد.
اين ذمائم عبارتند از: شرك، كفر، نفاق، عجب، ريا، غرور، حسد، حرص، طمع، تكبر، كينه، خودبينى، خودپسندى و...
وقتى قلب و جان به نور حق روشن شود، نتيجه آن اطاعت از تمام اوامر حق و انبياء و امامان، و اجتناب از محرمات و معاصى و آلودگى ها است.
امام على (عليه السلام) در رابطه با اينگونه انسان ها مى فرمايد:
جامه شهوات را از وجودش بدر آورد، و از تمام انديشه ها جز انديشه رسيدن به مقامات ملكوتى خالى شد، از گردونه كوردلى در آمد، و از مشاركت در شكل زندگى اهل هوا دورى گزيد، ابواب هدايت را كليد بازگشايى شد، و ابواب ضلالت و گمراهى را قفل بستن شد، راهش را شناخت، مسيرش را پيمود، نشانه هدايت را يافت، سختى ها را پشت سر گذاشت، از دستگيره ها به محكم ترينش چنگ زد، از ريسمان ها به قوى ترينش متصل شد، او در يقين به حقايق همانند نور آفتاب است.
اگر چه من در اين نوشتار قصد نشان دادن گوشه اى از حيات حضرت لقمان حكيم را كه از چهره هاى برجسته مكتب الهى است دارم، ولى بيان و تفسيراين واقعيت را لازم مى بينم كه انسان داراى مايه ها و استعدادهاى شگرفى است كه اگر اين مايه ها در سايه آفتاب هدايت حق قرار بگيرد، از انسان موجودى برتر از تمام موجودات و حتى بالاتر از فرشته مقرب مى سازد، و اگر دور از خورشيد هدايت بماند، گر چه در عمل و صنعت و تمدن و مدنيت پيشرفت چشمگيرى كند از او موجودى پست تر از تمام حيوانات بوجود مى آيد!
دليل بر وجود آن مايه ها و استعدادهاى اعجاب انگيز و رشد و كمالش در سايه هدايت حق وجود انسان هاى باعظمتى است كه در گردونه نبوت و امامت و ايمان و عمل صالح ظهور كردند و صفحات تاريخ حيات را به نور خود روشن نموده و به انسانيت و تمدن آبرو دادند.
انسان غربى دچار حجاب هاى سنگينى است كه آن حجاب ها مانع از تابيدن نور حق در وجود آنها شده، حجاب جسم، حجاب شهوات، حجاب غرائز، حجاب مال و منال، حجاب دانش و صنعت، حجاب منيت و غرور، ولى انسان اسلامى با اتصال به اسلام مهاجر از همه حجاب هاست.
انسان اسلامى هر حجابى را كه از پيش روح جان برمى دارد، نورى در دلش مى تابد، و آن نور با رفتن هر حجابى هوى تر مى شود،تا جايى كه تمام فضاى جان و دل را فرا مى گيرد، و براى او شرح صدر حاصل مى شود، پس از شرح صدر حقايق براى او كشف مى گردد، و براى او يقين حاصل مى شود، كه هر چه را خداوند و انبيا و امامان به آن دعوت كرده اند نظام اتمّ تشريعى و باعث خير دنيا و آخرت انسان است، و نتيجه اين انشراح پاك شدن دل و جان از لوث صفات ضميمه است، صفاتى كه هر كدامشان مى تواند علت خذلان انسان در دنيا و آخرت گردد.
اين ذمائم عبارتند از: شرك، كفر، نفاق، عجب، ريا، غرور، حسد، حرص، طمع، تكبر، كينه، خودبينى، خودپسندى و...
وقتى قلب و جان به نور حق روشن شود، نتيجه آن اطاعت از تمام اوامر حق و انبياء و امامان، و اجتناب از محرمات و معاصى و آلودگى ها است.
امام على (عليه السلام) در رابطه با اينگونه انسان ها مى فرمايد:
جامه شهوات را از وجودش بدر آورد، و از تمام انديشه ها جز انديشه رسيدن به مقامات ملكوتى خالى شد، از گردونه كوردلى در آمد، و از مشاركت در شكل زندگى اهل هوا دورى گزيد، ابواب هدايت را كليد بازگشايى شد، و ابواب ضلالت و گمراهى را قفل بستن شد، راهش را شناخت، مسيرش را پيمود، نشانه هدايت را يافت، سختى ها را پشت سر گذاشت، از دستگيره ها به محكم ترينش چنگ زد، از ريسمان ها به قوى ترينش متصل شد، او در يقين به حقايق همانند نور آفتاب است.
اگر چه من در اين نوشتار قصد نشان دادن گوشه اى از حيات حضرت لقمان حكيم را كه از چهره هاى برجسته مكتب الهى است دارم، ولى بيان و تفسيراين واقعيت را لازم مى بينم كه انسان داراى مايه ها و استعدادهاى شگرفى است كه اگر اين مايه ها در سايه آفتاب هدايت حق قرار بگيرد، از انسان موجودى برتر از تمام موجودات و حتى بالاتر از فرشته مقرب مى سازد، و اگر دور از خورشيد هدايت بماند، گر چه در عمل و صنعت و تمدن و مدنيت پيشرفت چشمگيرى كند از او موجودى پست تر از تمام حيوانات بوجود مى آيد!
دليل بر وجود آن مايه ها و استعدادهاى اعجاب انگيز و رشد و كمالش در سايه هدايت حق وجود انسان هاى باعظمتى است كه در گردونه نبوت و امامت و ايمان و عمل صالح ظهور كردند و صفحات تاريخ حيات را به نور خود روشن نموده و به انسانيت و تمدن آبرو دادند.