صفحه 2 از 2
Re: سربازها را به مرزها نفرستید
ارسال شده: سهشنبه ۱۷ دی ۱۳۹۲, ۵:۳۶ ب.ظ
توسط دموکراسی
نمیدونم چرا وقتی این بحث رو تو هر جمعی باز میکنم کسانی که اصلا سربازی نرفتن یا به زور پول و پارتی جای راحتی افتادن با حرف من مخالفن!
چرا؟ چون واقعا ندیدن که چی میگذره تو یه پاسگاه مرزی بالای کوه که نزدیک ترین شهر یا روستا باهاش 2 ساعت فاصله داره البته اگه راه باز باشه که بیشتر از نصف سال نیست.
من حرفم اینه که با سختی هایی که مرزبانی داره معقولانه نیست چن تا سرباز کم سن و سال و بی تجربه با کمترین تجهیزات اونجا گمارده شوند پس نیروهای زبده سپاهی یا یگان ویژه که دارای تجهیزات خوبی هستن چیکار میکنن؟

Re: سربازها را به مرزها نفرستید
ارسال شده: سهشنبه ۱۷ دی ۱۳۹۲, ۵:۴۳ ب.ظ
توسط esijoon
Re: سربازها را به مرزها نفرستید
ارسال شده: سهشنبه ۱۷ دی ۱۳۹۲, ۶:۲۰ ب.ظ
توسط دموکراسی
برادر محترم من که منظورم شما نبودی البته شما به خود گرفتی!
بنده هم ماه رمضون اموزشی بودم اونم تیرماه!
دیگه از نظر سختی و مشقت خدمت تو مرز یک امر بدیهیه که نیاز به گفتن نداره

شما تجسم کن 16 ماه تو همچین برجکی زندگی بدون اولین امکانات برق گاز اب که هر شب تو سوز زمستان و یخ بندان 8 ساعت کمین و کوهپیمایی و درگیری و شلیک سخت تره یا خدمت در پادگان؟
البته شکایت ندارم بازم میگم باید فکر اصولی کرد
سرباز مرزبانی هم انسان است

Re: سربازها را به مرزها نفرستید
ارسال شده: سهشنبه ۱۷ دی ۱۳۹۲, ۶:۳۶ ب.ظ
توسط RAHVAR
دموکراسی دوست عزیز مخالفت چرا؟ حرف شما درسته جای من سرباز ساده مرز نیست
دوستانی ک اینجا پست گذاشتن سربازی رو رفتن یا هم لب مرز خدمت کردن
دوستان بحث در اینجا بجایی نمیرسه
وقتی راهی جز قبول کردن محل خدمت نداریم چیزی نمیتوان گفت
منم تو پایگاه(برجک) موندم...شب با فانوس سر کردن بی آبی کشیدن... عقرب مار...

البته اینجا بنده مسئول پایگاه بودم
یادش بخیر
Re: سربازها را به مرزها نفرستید
ارسال شده: سهشنبه ۱۷ دی ۱۳۹۲, ۶:۴۰ ب.ظ
توسط دموکراسی
RAHVAR نوشته شده:دموکراسی دوست عزیز مخالفت چرا؟ حرف شما درسته جای من سرباز ساده مرز نیست
دوستانی ک اینجا پست گذاشتن سربازی رو رفتن یا هم لب مرز خدمت کردن
دوستان بحث در اینجا بجایی نمیرسه
وقتی راهی جز قبول کردن محل خدمت نداریم چیزی نمیتوان گفت
منم تو پایگاه(برجک) موندم...شب با فانوس سر کردن بی آبی کشیدن... عقرب مار...

البته اینجا بنده مسئول پایگاه بودم
یادش بخیر
خب دیگه شما که تو همچین جایی خدمت کردین و سختی ها رو دیدن فکر نمیکنین باید یک فکر اصولی شود؟
یا به همین منوال خوب است؟
Re: سربازها را به مرزها نفرستید
ارسال شده: سهشنبه ۱۷ دی ۱۳۹۲, ۶:۵۳ ب.ظ
توسط RAHVAR
منوالش مونده به نمایندگان مجلس...
Re: سربازها را به مرزها نفرستید
ارسال شده: سهشنبه ۱۷ دی ۱۳۹۲, ۷:۰۱ ب.ظ
توسط مدافعان حرم
راستی یه چیزی : شما میدونستی این موضوع رو با مقام معظم رهبری هم میشه مطرح کرد ؟ نا سلامتی ایشون فرمانده کل قواست .
Re: سربازها را به مرزها نفرستید
ارسال شده: سهشنبه ۱۷ دی ۱۳۹۲, ۷:۱۵ ب.ظ
توسط Present
RAHVAR, نماینده مجلس ؟ حرف خنده دار می زنید !!نمایندگان مجلس فقط فکر جناح بازی و این هستند که چگونه آقا زادگانشون رو بفرستند اون طرف آب !!یا نه ، اوقات فراغتشون در مجلس رو چگونه بگذرونند !!بافتنی کنند ، با تبلت فیلم نشون همدیگه بدن و یا مجله های مد لباس تماشا کنند !!
رفیقمون هر وقت از زاهدان میاد ( 45 روزی یک بار میاد خونه ) می گه فلان کس ( فلان رفیقمون ) در کمین چگونه کشته شد !!
الان خانوادش حاضرند تا 3 میلیون رشوه بدهند و بچشون رو بندازند استان محل زندگی ( نه شهر محل زندگی ) !!
اولش بهش می گفتیم یک کاری کن ( شیرینی ، چیزی بده ) که بی افتی شهر محل زندگی ولی می گفت پارتیم خدا باشه الان می گه غلط کردم هر چی هزینش بشه می دم ولی بی افتم یک شهر دیگه که لب مرز نباشه !!
می گه حاضرم برم 7 یا 8 ماه دیگه آموزشی ولی اینجا نباشم اگر کار انتقالم تا دو ماه دیگه راه نیفته قید سربازی رو می زنم و فرار می کنم !!
می گه تا به حال 3 تا از رفیقهای آموزشیمون در 6 ماه گذشته یا زخمی شدند و یا کشته !!
Re: سربازها را به مرزها نفرستید
ارسال شده: سهشنبه ۱۷ دی ۱۳۹۲, ۷:۴۲ ب.ظ
توسط RAHVAR
Present عزیز
منظورم از نمایندگان مجلس این بود که هر از گاهی بخاطر آقازاده ها قانون سربازی جدیدی میزارن بود
مثل انواع چند برداری- جبهه و...
Re: سربازها را به مرزها نفرستید
ارسال شده: سهشنبه ۱۷ دی ۱۳۹۲, ۸:۰۵ ب.ظ
توسط Solver
شما تجسم کن 16 ماه تو همچین برجکی زندگی بدون اولین امکانات برق گاز اب که هر شب تو سوز زمستان و یخ بندان 8 ساعت کمین و کوهپیمایی و درگیری و شلیک سخت تره یا خدمت در پادگان؟
حقیقتش با دیدن این عکس و تصور شما از شرایط سخت خدمت به لبم نشست. مطمئنا شرایط خدمت در برجک با این خصوصیات که شما شرح دادین بسیار سخت است.
من به دلایلی در چند پادگان خدمت داشتم و در دوران خدمتم 5 محل را تجربه کردم. اتفاقا تو سنترال تا اونجا که مقدور بود درباره برخیش مثل تیپ 45 تکاور شوشتر، تیپ 55 هوابرد شیراز که قابل بیان بود صحبت هم داشتم. چند جای دیگر هم بودم که بگذریم ازش.
جایی بودم که لباسم را برام می شستند و اتو کرده بهم تحویل میدادند، در عین حال تجربه جایی هم داشتم که وعده غذایی روزانه ام 1 تخم مرغ برای 24 ساعت آن هم خام بود در محلی که مجوز روشن کردن آتیش را نداشتیم. و البته دیدن برجک یعنی آرامش، اونجا که ما بودیم یک بوته یا درخت و برای فرماندهان یک غار حکم سنگر و استراحت گاه بود.من بیش از 100 روز منطقه (مامور شده از تیپ 45) داشتم که اگر کادری بودم حق ماموریتم بیش از 25 میلیون تومان مضاف بر حقوق بابت این 100 روز بود.
اگر من در مورد خدمت سربازی نظر میدم، به یقین می گم، خیلی از کادری ها هم بازه رفاه تا دشواری خدمت را اونطور که من تجربه کردم تجربه نکردند - به اعتراف خودشان.نه فقط شرایط که شاید بشود گفت من تجربیاتی تو خدمت داشتم که خیلی کادری ها تو 30 سال خدمتشان تجربه نخواهند کرد. باز به اعتراف خودشان.
هر کجا که بودم خدا را شکر با سختی و راحتی سعی کردم در اون شرایط بهترین باشم که اکثر مواقع هم موفق بودم که برخی دوستان در جریانش هستند ضرورت به بیانش نیست اینجا.
شما مطمئن باشید نظر من اتفاقا خیلی با دید کلان و البته داشتن تجربه و لمس همه شرایط (هم رفاه هم سختی) از نزدیک بوده است.