Re: فرهنگ............جالب...خواندنی و قابل تامل!!!!!
ارسال شده: دوشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۳, ۸:۲۴ ق.ظ
با سلام خدمت دوستان
یکی از دوستان ساکن آلمان تعریف میکنه میگه برای یه مقطع خاص زمانی مجبور شدم برم توی یکی از شهرای المان زندگی کنم که به نسبت شهرهای اطراف-حومه محسوب میشد و به لحاظ تامین مایحتاجات غذایی به شهر اصلی وابسته بود.....از غذای روزگار یه روز توی رادیو شنیدم که کارخونه تولید پنیر همون دهستانی که من توش زندگی میکردم دچار مشکل شده و ممکنه تا چند روزی مردم با کسری پنیر مواجه بشن..... تعریف میکنه میگه منم مثل یه ایرانی مال اندیش و عاقبت اندیش سریعا خودمو به فروشگاه رسوندم و سریعا 5 بسته پنیر خریدم.....در راه بازگشت به منزل در حالی که از آینده بینی خودم خوشحال بودم همسایمون رو که 2 تا بسته پنیر در دستش بود دیدم...ازش پرسیدم تو هم خبر توی رادیو رو شنیدی؟!؟؟!؟ جواب داد بله شنیدم بخاطر همینم 2 تا بسته پنیر اضافی توی خونه داشتم الان دارم میبرم فروشگاه محله واسه کمک بهش بدم...........
خودش میگفت واقعا اون لحظه از خودم و طرز تفکرم بدم اومد.........
یکی از دوستان ساکن آلمان تعریف میکنه میگه برای یه مقطع خاص زمانی مجبور شدم برم توی یکی از شهرای المان زندگی کنم که به نسبت شهرهای اطراف-حومه محسوب میشد و به لحاظ تامین مایحتاجات غذایی به شهر اصلی وابسته بود.....از غذای روزگار یه روز توی رادیو شنیدم که کارخونه تولید پنیر همون دهستانی که من توش زندگی میکردم دچار مشکل شده و ممکنه تا چند روزی مردم با کسری پنیر مواجه بشن..... تعریف میکنه میگه منم مثل یه ایرانی مال اندیش و عاقبت اندیش سریعا خودمو به فروشگاه رسوندم و سریعا 5 بسته پنیر خریدم.....در راه بازگشت به منزل در حالی که از آینده بینی خودم خوشحال بودم همسایمون رو که 2 تا بسته پنیر در دستش بود دیدم...ازش پرسیدم تو هم خبر توی رادیو رو شنیدی؟!؟؟!؟ جواب داد بله شنیدم بخاطر همینم 2 تا بسته پنیر اضافی توی خونه داشتم الان دارم میبرم فروشگاه محله واسه کمک بهش بدم...........
خودش میگفت واقعا اون لحظه از خودم و طرز تفکرم بدم اومد.........