کتاب لاویان
مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
12 طهارت بعد از زایمان
تطهير مادر
و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت:2 «بنياسرائيل را خطاب كرده، بگو: چون زني آبستن شده، پسر نرينهاي بزايد، آنگاه هفت روز نجس باشد، موافق ايام طَمث حيضش نجس باشد. 3 و در روز هشتم گوشت غُلفة او مختون شود. 4 و سي و سه روز در خون تطهير خود بماند، و هيچ چيز مقدس را لمس ننمايد، و به مكان مقدس داخل نشود، تا ايام طُهرش تمام شود. 5 و اگر دختري بزايد، دو هفته برحسب مدت طَمث خود نجس باشد، و شصت و شش روز در خون تطهير خود بماند. 6 و چون ايام طهرش براي پسر يا دختر تمام شود، برهاي يك ساله براي قرباني سوختني و جوجة كبوتر يا فاختهاي براي قرباني گناه به در خيمه اجتماع نزد كاهن بياورد. 7 و او آن را به حضور خداوند خواهد گذرانيد، و برايش كفاره خواهد كرد، تا از چشمه خون خود طاهر شود. اين است قانون آن كه بزايد، خواه پسر خواه دختر. 8 و اگر دست او به قيمت بره نرسد، آنگاه دو فاخته يا دو جوجة كبوتر بگيرد، يكي براي قرباني سوختني و ديگري براي قرباني گناه. و كاهن براي وي كفاره خواهد كرد، و طاهر خواهد شد.» ترجمه تفسیری خداوند به موسي فرمود كه اين دستورات را به قوم اسرائيل بدهد: هرگاه زني پسري بزايد، آن زن تا مدت هفت روز شرعاً نجس خواهد بود، همانگونه كه به هنگام عادت ماهانه خود نجس است. 3 روز هشتم، پسرش بايد ختنه شود. 4 آن زن بايد مدت سي و سه روز صبر كند تا از خونريزي خود كاملا طاهر گردد. در اين مدت او نبايد به چيز مقدسي دست بزند و يا وارد عبادتگاه شود.
5 هرگاه زني دختري بزايد، آن زن تا دو هفته شرعاً نجس خواهد بود همانگونه كه به هنگام عادت ماهانه خود نجس است. او بايد شصت و شش روز صبر كند تا از خونريزي خود كاملاً طاهر شود.
6 وقتي مدت طهارت تمام شد، نوزاد، خواه پسر باشد خواه دختر، مادرش بايد يك بره يك ساله براي قرباني سوختني و يك جوجه كبوتر يا قمري براي قرباني گناه تقديم كند.
اين هدايا را بايد دم در خيمه عبادت نزد كاهنبياورد. 7 كاهن آنها را براي خداوند قرباني نموده، براي مادر كفاره كند. آنوقت او از خونريزي زايمان طاهر خواهد شد. اين است آنچه يك زن بعد از زايمان بايد انجام دهد.
8 ولي اگر آن زن فقيرتر از آن باشد كه بتواند يك بره قرباني كند، ميتواند دو قمري يا دو جوجه كبوتر بياورد. يكي براي قرباني سوختني و ديگري براي قرباني گناه. كاهن بايد با تقديم اين قربانيها برايش كفاره كند تا دوباره طاهر شود.
راهنما
باب 12 . تطهير مادران پس از زايمان
مدت قرنطينة مادر، پس از زاييدن پسر 40 روز و براي دختر 80 روز بود. تصور بر اين است كه هدف اين كار كمك به حفظ تعادل تعداد زنان و مردان بوده، چرا كه مردان بخاطر وقوع جنگ بيش از زنان دچار مرگ و مير ميشدند.
تطهير مادر
و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت:2 «بنياسرائيل را خطاب كرده، بگو: چون زني آبستن شده، پسر نرينهاي بزايد، آنگاه هفت روز نجس باشد، موافق ايام طَمث حيضش نجس باشد. 3 و در روز هشتم گوشت غُلفة او مختون شود. 4 و سي و سه روز در خون تطهير خود بماند، و هيچ چيز مقدس را لمس ننمايد، و به مكان مقدس داخل نشود، تا ايام طُهرش تمام شود. 5 و اگر دختري بزايد، دو هفته برحسب مدت طَمث خود نجس باشد، و شصت و شش روز در خون تطهير خود بماند. 6 و چون ايام طهرش براي پسر يا دختر تمام شود، برهاي يك ساله براي قرباني سوختني و جوجة كبوتر يا فاختهاي براي قرباني گناه به در خيمه اجتماع نزد كاهن بياورد. 7 و او آن را به حضور خداوند خواهد گذرانيد، و برايش كفاره خواهد كرد، تا از چشمه خون خود طاهر شود. اين است قانون آن كه بزايد، خواه پسر خواه دختر. 8 و اگر دست او به قيمت بره نرسد، آنگاه دو فاخته يا دو جوجة كبوتر بگيرد، يكي براي قرباني سوختني و ديگري براي قرباني گناه. و كاهن براي وي كفاره خواهد كرد، و طاهر خواهد شد.» ترجمه تفسیری خداوند به موسي فرمود كه اين دستورات را به قوم اسرائيل بدهد: هرگاه زني پسري بزايد، آن زن تا مدت هفت روز شرعاً نجس خواهد بود، همانگونه كه به هنگام عادت ماهانه خود نجس است. 3 روز هشتم، پسرش بايد ختنه شود. 4 آن زن بايد مدت سي و سه روز صبر كند تا از خونريزي خود كاملا طاهر گردد. در اين مدت او نبايد به چيز مقدسي دست بزند و يا وارد عبادتگاه شود.
5 هرگاه زني دختري بزايد، آن زن تا دو هفته شرعاً نجس خواهد بود همانگونه كه به هنگام عادت ماهانه خود نجس است. او بايد شصت و شش روز صبر كند تا از خونريزي خود كاملاً طاهر شود.
6 وقتي مدت طهارت تمام شد، نوزاد، خواه پسر باشد خواه دختر، مادرش بايد يك بره يك ساله براي قرباني سوختني و يك جوجه كبوتر يا قمري براي قرباني گناه تقديم كند.
اين هدايا را بايد دم در خيمه عبادت نزد كاهنبياورد. 7 كاهن آنها را براي خداوند قرباني نموده، براي مادر كفاره كند. آنوقت او از خونريزي زايمان طاهر خواهد شد. اين است آنچه يك زن بعد از زايمان بايد انجام دهد.
8 ولي اگر آن زن فقيرتر از آن باشد كه بتواند يك بره قرباني كند، ميتواند دو قمري يا دو جوجه كبوتر بياورد. يكي براي قرباني سوختني و ديگري براي قرباني گناه. كاهن بايد با تقديم اين قربانيها برايش كفاره كند تا دوباره طاهر شود.
راهنما
باب 12 . تطهير مادران پس از زايمان
مدت قرنطينة مادر، پس از زاييدن پسر 40 روز و براي دختر 80 روز بود. تصور بر اين است كه هدف اين كار كمك به حفظ تعادل تعداد زنان و مردان بوده، چرا كه مردان بخاطر وقوع جنگ بيش از زنان دچار مرگ و مير ميشدند.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
13 قوانین مربوط به جذام
قانون امراض پوستي
و خداوند موسي و هارون را خطاب كرده، گفت: 2 «چون شخصي را در پوست بدنش آماس يا قوبا يا لكهاي براق بشود، و آن در پوست بدنش مانند بلاي برص باشد، پس او را نزد هارون كاهن يا نزد يكي از پسرانش كهكهنه باشند بياورند. 3 و كاهن آن بلا را كه در پوست بدنش باشد ملاحظه نمايد. اگر مو در بلا سفيد گرديده است، و نمايشِ بلا از پوست بدنش گودتر باشد، بلاي برص است، پس كاهن او را ببيند و حكم به نجاست او بدهد. 4 و اگر آن لكة براق در پوست بدنش سفيد باشد، و از پوست گودتر ننمايد، و موي آن سفيد نگرديده، آنگاه كاهن آن مبتلا را هفت روز نگاه دارد. 5 و روز هفتم كاهن او را ملاحظه نمايد، و اگر آن بلا در نظرش ايستاده باشد، و بلا در پوست پهن نشده، پس كاهن او را هفت روز ديگر نگاه دارد. 6 و در روز هفتم كاهن او را باز ملاحظه كند، و اگر بلا كم رنگ شده، و در پوست پهن نگشته است، كاهن حكم به طهارتش بدهد. آن قوبا است. رخت خود را بشويد و طاهر باشد. 7 و اگر قوبا در پوست پهن شود بعد از آن كه خود را به كاهن براي تطهير نمود، پس بار ديگر خود را به كاهن بنمايد. 8 و كاهن ملاحظه نمايد، و هرگاه قوبا در پوست پهن شده باشد، حكم به نجاست او بدهد. اين برص است.
9 «و چون بلاي برص در كسي باشد او را نزد كاهن بياورند. 10 و كاهن ملاحظه نمايد اگر آماس سفيد در پوست باشد، و موي را سفيد كرده، و گوشت خام زنده در آماس باشد، 11 اين در پوست بدنش برص مزمن است. كاهن به نجاستش حكم دهد و او را نگاه ندارد زيرا كه نجس است. 12 و اگر برص در پوست بسيار پهن شده باشد و برص، تمامي پوست آن مبتلا را از سر تا پا هر جايي كه كاهن بنگرد، پوشانيده باشد، 13 پس كاهن ملاحظه نمايد اگر برص تمام بدن را فروگرفته است، به تطهير آن مبتلا حكم دهد. چونكه همة بدنش سفيد شده است، طاهر است. 14 ليكن هر وقتي كه گوشت زنده در او ظاهر شود، نجس خواهد بود. 15 و كاهن گوشت زنده را ببيند و حكم به نجاست او بدهد. اين گوشت زنده نجس است زيرا كه برص است. 16 و اگر گوشت زنده به سفيدي برگردد نزد كاهن بيايد. 17 و كاهن او را ملاحظه كند و اگر آن بلا به سفيدي مبدل شده است، پس كاهن به طهارت آن مبتلا حكم دهد زيرا طاهر است.
18 «و گوشتي كه در پوست آن دمل باشد و شفا يابد، 19 و در جاي دمل آماس سفيد يا لكة براق سفيد مايل به سرخي پديد آيد، آن را به كاهن بنمايد. 20 و كاهن آن را ملاحظه نمايد و اگر از پوست گودتر بنمايد و موي آن سفيد شده، پس كاهن به نجاست او حكم دهد. اين بلاي برص است كه از دمل درآمده است. 21 و اگر كاهن آن را ببيند و اينك موي سفيد در آن نباشد و گودتر از پوست هم نباشد و كم رنگ باشد، پس كاهن او را هفت روز نگاه دارد. 22 و اگر در پوست پهن شده، كاهن به نجاست او حكم دهد. اين بلا ميباشد. 23 و اگر آن لكة براق در جاي خود مانده، پهن نشده باشد، اين گري دمل است. پس كاهن به طهارت وي حكم دهد. 24 يا گوشتي كه در پوست آن داغ آتش باشد و از گوشت زندة آن داغ، لكة براق سفيد مايل به سرخي يا سفيد پديد آيد، 25 پس كاهن آن را ملاحظه نمايد. اگر مو در لكة براق سفيد گرديده، و گودتر از پوست بنمايد اين برص است كه از داغ درآمده است. پس كاهن به نجاست او حكم دهد زيرا بلاي برص است. 26 و اگر كاهن آن را ملاحظه نمايد و اينك در لكة براق موي سفيد نباشد و گودتر از پوست نباشد وكمرنگ باشد، كاهن او را هفت روز نگه دارد. 27 و در روز هفتم كاهن او را ملاحظه نمايد. اگر در پوست پهن شده، كاهن به نجاست وي حكم دهد. اين بلاي برص است. 28 و اگر لكة براق در جاي خود مانده، در پوست پهن نشده باشد و كمرنگ باشد، اين آماس داغ است. پس كاهن به طهارت وي حكم دهد. اين گري داغ است.
29 «و چون مرد يا زن، بلايي در سر يا در زنخ داشته باشد، 30 كاهن آن بلا را ملاحظه نمايد. اگر گودتر از پوست بنمايد و موي زرد باريك در آن باشد، پس كاهن به نجاست او حكم دهد. اين سَعْفَه يعني برص سر يا زنخ است. 31 و چون كاهن بلاي سعفه را ببيند، اگر گودتر از پوست ننمايد و موي سياه در آن نباشد، پس كاهن آن مبتلاي سعفه را هفت روز نگاه دارد. 32 و در روز هفتم كاهن آن بلا را ملاحظه نمايد. اگر سعفه پهن نشده، و موي زرد در آن نباشد و سعفه گودتر از پوست ننمايد، 33 آنگاه موي خود را بتراشد ليكن سعفه را نتراشد و كاهن آن مبتلاي سعفه را باز هفت روز نگاه دارد. 34 و در روز هفتم كاهن سعفه را ملاحظه نمايد. اگر سعفه در پوست پهن نشده، و از پوست گودتر ننمايد، پس كاهن حكم به طهارت وي دهد و او رخت خود را بشويد و طاهر باشد. 35 ليكن اگر بعد از حكم به طهارتش سعفه در پوست پهن شود، 36 پس كاهن او را ملاحظه نمايد. اگر سعفه در پوست پهن شده باشد، كاهن موي زرد را نجويد، او نجس است. 37 اما اگر در نظرش سعفه ايستاده باشد، و موي سياه از آن در آمده، پس سعفه شفا يافته است. او طاهر است و كاهن حكم به طهارت وي بدهد.
38 «و چون مرد يا زن در پوست بدن خود لكههاي براق يعني لكههاي براق سفيد داشتهباشد، 39 كاهن ملاحظه نمايد. اگر لكهها در پوست بدن ايشان كم رنگ و سفيد باشد، اين بهق است كه از پوست درآمده. او طاهر است. 40 و كسي كه موي سر او ريخته باشد، او اقرع است، و طاهر ميباشد. 41 و كسي كه موي سر او از طرف پيشاني ريخته باشد، او اصلع است، و طاهر ميباشد. 42 و اگر در سر كل يا پيشاني كل بلاي سفيد مايل به سرخي باشد، آن برص است كه از سر كل او يا پيشاني كل او در آمده است. 43 پس كاهن او را ملاحظه كند. اگر آماس آن بلا در سر كل او يا پيشاني كل او سفيد مايل به سرخي، مانند برص در پوست بدن باشد، 44 او مبروص است، و نجس ميباشد. كاهن البته حكم به نجاست وي بدهد. بلاي وي در سرش است. 45 و اما مبروص كه اين بلا را دارد، گريبان او چاك شده، و موي سر او گشاده، و شاربهاي او پوشيده شود، و ندا كند نجس نجس. 46 و همة روزهايي كه بلا دارد، البته نجس خواهد بود، و تنها بماند و مسكن او بيرون لشكرگاه باشد.
قانون برص
47 «و رختي كه بلاي برص داشته باشد، خواه رخت پشمين خواه رخت پنبهاي، 48 خواه در تار و خواه در پود، چه از پشم و چه از پنبه و چه از چرم، يا از هر چيزي كه از چرم ساخته شود، 49 اگر آن بلا مايل به سبزي يا به سرخي باشد، در رخت يا در چرم، خواه در تار خواه در پود يا در هر ظرف چرمي، اين بلاي برص است. به كاهن نشان داده شود. 50 و كاهن آن بلا را ملاحظه نمايد و آن چيزي را كه بلا دارد هفت روز نگاه دارد. 51 و آن چيزي را كه بلا دارد، در روز هفتم ملاحظه كند. اگر آن بلا در رخت پهن شده باشد،خواه در تار خواه در پود، يا در چرم در هر كاري كه چرم براي آن استعمال ميشود، اين برص مفسد است و آن چيز نجس ميباشد. 52 پس آن رخت را بسوزاند، چه تار و چه پود، خواه در پشم خواه در پنبه، يا در هر ظرف چرمي كه بلا در آن باشد، زيرا برص مفسد است. به آتش سوخته شود. 53 اما چون كاهن آن را ملاحظه كند، اگر بلا در رخت، خواه در تار خواه در پود، يا در هر ظرف چرمي پهن نشده باشد، 54 پس كاهن امر فرمايد تا آنچه را كه بلا دارد بشويند، و آن را هفت روز ديگر نگاه دارد. 55 و بعد از شستن آن چيز كه بلا دارد كاهن ملاحظه نمايد. اگر رنگ آن بلا تبديل نشده، هر چند بلا هم پهن نشده باشد، اين نجس است. آن را به آتش بسوزان. اين خوره است، خواه فرسودگي آن در درون باشد يا در بيرون. 56 و چون كاهن ملاحظه نمايد، اگر بلا بعد از شستن آن كم رنگ شده باشد، پس آن را از رخت يا از چرم خواه از تار خواه از پود، پاره كند. 57 و اگر باز در آن رخت خواه در تار خواه در پود، يا در هر ظرف چرمي ظاهر شود، اين برآمدن برص است. آنچه را كه بلا دارد به آتش بسوزان. 58 و آن رخت خواه تار و خواه پود، يا هر ظرف چرمي را كه شستهاي و بلا از آن رفع شده باشد، دوباره شسته شود و طاهر خواهد بود.» 59 اين است قانون بلاي برص در رخت پشمين يا پنبهاي خواه در تار خواه در پود، يا در هر ظرف چرمي براي حكم به طهارت يا نجاست آن. ترجمه تفسیری خداوند اين قوانين را به موسي و هارون داد:
2 اگر روي پوست بدن شخصي دمل، جوش يا لكه براقي مشاهده شود، بايد وي را نزد هارون يا يكي از كاهنان نسل او بياورند، چون احتمال دارد آن شخص مبتلا به جذام باشد. 3 كاهن لكه را معاينه خواهد كرد. اگر موهايي كه در لكه است سفيد شده باشد و اگر آن لكه از پوست عميقتر باشد،پس مرض جذام است و كاهن بايد او را شرعاً نجس اعلام كند.
4 اگر لكه روي پوست سفيد باشد اما عميقتر از پوست نباشد و موهايي كه در لكه است سفيد نشده باشد، كاهن بايد او را تا هفت روز جدا از ديگران نگه دارد. 5 در روز هفتم، كاهن دوباره او را معاينه كند. اگر آن لكه تغيير نكرده باشد و بزرگ نيز نشده باشد، آنوقت كاهن بايد هفت روز ديگر هم او را از مردم جدا نگه دارد. 6 روز هفتم، كاهن دوباره او را معاينه كند. اگر نشانههاي مرض كمتر شده و لكه بزرگ نشده باشد، كاهن او را شرعاً طاهر اعلام كند، چون يك زخم معمولي بوده است. كافي است آن شخص لباسهايش را بشويد تا شرعاً طاهر شود. 7 ولي اگر پس از آنكه كاهن او را طاهر اعلام كرد، آن لكه بزرگ شود، بايد دوباره نزد كاهن بيايد. 8 كاهن باز به آن نگاه كند، اگر لكه بزرگ شده باشد آنوقت او را نجس اعلام كند، زيرا اين جذام است.
9 شخصي را كه گمان ميرود مرض جذام دارد بايد نزد كاهن بياورند 10 و كاهن او را معاينه كند. اگرآماس چركي سفيدي در پوست باشد و موهاي روي آن نيز سفيد شده باشد، 11 اين جذام مزمن است و كاهن بايد او را نجس اعلام كند. ديگر نبايد او را براي معاينات بيشتر نگه داشت، چون مرض وي قطعي است. 12و13 ولي اگر كاهن ديد كه مرض جذام پخش شده و بدنش را از سر تا پا پوشانيده است، آنوقت كاهن بايد اعلام كند كه او طاهر است چون تمام بدنش سفيد شده است. 14و15 ولي اگر در جايي از بدنش زخم بازي باشد، او را بايد شرعاً نجس اعلام كند چون زخم باز نشانه جذام است. 16و17 اما اگر آن زخم باز سفيد شود آن شخص بايد نزد كاهن باز گردد. كاهن آن را معاينه كند و اگر زخم سفيد شده باشد، آنگاه او را طاهر اعلام كند.
18 اگر در پوست بدن كسي دملي به وجود بيايد و پس از مدتي خوب بشود، 19 ولي در جاي آن، آماسي سفيد يا لكهاي سفيد مايل به سرخ باقي مانده باشـد، آن شخـص بايد براي معاينـه نزد كاهن برود. 20 اگر كاهن ديد كه لكه عميقتر از پوست است و موهايي كه در آن است سفيد شده است، آنوقت بايد او را نجس اعلام كند چون مرض جذام از آن دمل بيرون زده است. 21 ولي اگر كاهن ببيند كه موهاي سفيدي در لكه نيست و لكه نيز عميقتر از پوست نيست و رنگ آن هم روشنتر شده است، آنوقت كاهن او را هفت روز از مردم جدا نگه دارد. 22 اگر در آن مدت لكه بزرگ شد كاهن بايد او را شرعاً نجس اعلام كند، زيرا اين جذام است. 23 ولي اگر لكه بزرگ نشد، اين لكه فقط جاي دمل است و كاهن بايد او را طاهر اعلام نمايد.
24 اگر كسي دچار سوختگي شود و در جاي سوختگي لكه سفيد يا سفيد مايل به سرخ بوجود آيد، 25 آنوقت كاهن بايد لكه را معاينه كند. اگر موهاي روي آن لكه سفيد شده و جاي سوختگي عميقتر از پوست بدن باشد، اين مرض جذام است كه در اثر سوختگي بروز كرده و كاهن بايد او را نجس اعلام كند. 26 ولي اگر كاهن ببيند كه درلكه، موهاي سفيدي نيست و لكه عميقتر از پوست بدن به نظر نميآيد و كمرنگ ميشود، كاهن بايد هفت روز اورا از مردم جدا نگه داشته، 27 روز هفتم دوباره او را معاينه كند. اگر لكه بزرگ شده باشد، كاهن بايد او را نجس اعلام كند، زيرا اين جذام است. 28 ولي اگر لكه بزرگ نشده و كمرنگ شده باشد، اين فقط جاي سوختگي است و كاهن بايد اعلام نمايد كه او شرعاً طاهر است، زيرا اين لكه فقط جاي سوختگي است.
29و30 اگر مردي يا زني روي سر يا چانهاش لكهاي داشته باشد، كاهن بايد او را معاينه كند. اگر به نظر آيد كه لكه عميقتر از پوست است و موهاي زرد و باريكي در لكه پيدا شود، كاهن بايد او را نجس اعلام كند، زيرا اين، جذام است. 31 ولي اگر معاينه كاهن نشان داد كه لكه عميقتر از پوست نيست و در ضمن موهاي سياه نيز در آن ديده نميشود، آنوقت بايد او را هفت روز از مردم جدا نگاه داشت 32 و روز هفتم دوباره وي را معاينه كرد. اگر لكه بزرگ نشده باشد و موهاي زردي نيز در آن نمايان نشده باشد، و اگر لكه عميقتر از پوست به نظر نيايد، 33 آنگاه شخص بايد موي اطراف زخمش را بتراشد (ولي نه روي خود لكه را) و كاهن هفت روز ديگر او را از مردم جدا نگه دارد. 34 روز هفتم باز معاينه شود و اگر لكه بزرگ نشده باشد و از پوست عميقتر به نظر نيايد، كاهن او را شرعاً طاهر اعلام نمايد. او بعد از شستن لباسهايش طاهر خواهد بود. 35و36 ولي اگر بعداً اين لكه بزرگ شود، آنوقت كاهن بايد دوباره او را معاينه كند و بيآنكه منتظر بماند تا موهاي زرد ببيند، او را نجس اعلام كند. 37 ولي اگر معلوم شود كه لكه تغييري نكرده و موهاي سياهي نيز در آن ديده ميشود، پس او شفا يافته و جذامي نيست و كاهن بايد او را شرعاً طاهر اعلام كند.
38 اگر مرد يا زني لكههاي سفيدي روي پوست بدنش داشته باشد 39 كاهن بايد او را معاينه كند. اگر اين لكهها سفيد كمرنگ باشند، اين يك لكه معمولي است كه در پوست بروز كرده است. بنابراين آن شخص طاهر است.
40و41 اگر موي سر مردي در جلو يا عقب سرش ريخته باشد، اين نشانه جذام نيست، 42 اما چنانچه در سر طاس او لكه سفيد مايل به سرخي وجود داشتهباشد، ممكن است جذام باشد كه از آن بيرون زده است. 43و44 در آنصورت كاهن بايد او را معاينه كند. اگر روي سر او آماس سفيد مايل به سرخ باشد، او جذامي است و كاهن بايد او را شرعاً نجس اعلام كند.
45 وقتي معلوم شود كسي جذامي است، او بايد لباس پاره بپوشد و بگذارد موهايش ژوليده بماند و قسمت پايين صورت خود را پوشانيده، درحين حركت فرياد بزند: «جذامي! جذامي!» 46 تا زماني كه مرض باقي باشد، او شرعاً نجس است و بايد بيرون از اردوگاه، تنها بسر برد.
47و48 اگر گمان رود كه مرض جذام به لباس يا پارچه پشمي يا كتاني و يا يك تكه چرم يا شي چرمي سرايت كرده، 49 زيرا لكهاي مايل به سبز يا قرمز در آن ديـده ميشـود، بايـد آن را به كاهـن نشـان داد. 50 كاهن لكه را ببيند و آن پارچه يا شي را مدت هفت روز نگه دارد 51 و روز هفتم دوباره به آن نگاه كند. اگر لكه پخش شده باشد، اين مرض، جذام مسري است و آن پارچه يا شي نجس ميباشد، 52 و كاهن بايد آن را بسوزاند، چون جذام مسري در آن است و بايد بوسيله آتش آن را از بين برد. 53 ولي اگر لكه پخش نشده باشد، 54 كاهن بايد دستور دهد كه شي مظنون شسته شود و هفت روز ديگر آن را نگه دارند. 55 اگر بعد از آن مدت، رنگ لكه تغيير نكرد، هر چند پخش هم نشده باشد، نجس است و بايد سوزانده شود، خواه لكه روي آن و خواه زير آن باشد. 56 اما اگر كاهن ببيند كه لكه بعد از شستن كمرنگتر شده، آنوقت قسمت لكهدار را از پارچه يا شي چرمي جدا كند. 57 ولي اگر لكه دوباره ظاهر شود، جذام است و كاهن بايد آن را بسوزاند. 58 اما چنانچه بعد از شستن، ديگر اثري از لكه پيدا نشد، ميتوان بار ديگر آن شي را شست و بكاربرد.
59 اين است مقررات مربوط به مرض جذام در لباس پشمي يا كتاني يا هر شياي كه از چرم درست شده باشد.
راهنما
بابهاي 13 و 14 . آزمايش برص
اين قوانين بخاطر جلوگيري از گسترش يكي از ملعونترين و ترسناكترين بيماريها وضع شده بود.
قانون امراض پوستي
و خداوند موسي و هارون را خطاب كرده، گفت: 2 «چون شخصي را در پوست بدنش آماس يا قوبا يا لكهاي براق بشود، و آن در پوست بدنش مانند بلاي برص باشد، پس او را نزد هارون كاهن يا نزد يكي از پسرانش كهكهنه باشند بياورند. 3 و كاهن آن بلا را كه در پوست بدنش باشد ملاحظه نمايد. اگر مو در بلا سفيد گرديده است، و نمايشِ بلا از پوست بدنش گودتر باشد، بلاي برص است، پس كاهن او را ببيند و حكم به نجاست او بدهد. 4 و اگر آن لكة براق در پوست بدنش سفيد باشد، و از پوست گودتر ننمايد، و موي آن سفيد نگرديده، آنگاه كاهن آن مبتلا را هفت روز نگاه دارد. 5 و روز هفتم كاهن او را ملاحظه نمايد، و اگر آن بلا در نظرش ايستاده باشد، و بلا در پوست پهن نشده، پس كاهن او را هفت روز ديگر نگاه دارد. 6 و در روز هفتم كاهن او را باز ملاحظه كند، و اگر بلا كم رنگ شده، و در پوست پهن نگشته است، كاهن حكم به طهارتش بدهد. آن قوبا است. رخت خود را بشويد و طاهر باشد. 7 و اگر قوبا در پوست پهن شود بعد از آن كه خود را به كاهن براي تطهير نمود، پس بار ديگر خود را به كاهن بنمايد. 8 و كاهن ملاحظه نمايد، و هرگاه قوبا در پوست پهن شده باشد، حكم به نجاست او بدهد. اين برص است.
9 «و چون بلاي برص در كسي باشد او را نزد كاهن بياورند. 10 و كاهن ملاحظه نمايد اگر آماس سفيد در پوست باشد، و موي را سفيد كرده، و گوشت خام زنده در آماس باشد، 11 اين در پوست بدنش برص مزمن است. كاهن به نجاستش حكم دهد و او را نگاه ندارد زيرا كه نجس است. 12 و اگر برص در پوست بسيار پهن شده باشد و برص، تمامي پوست آن مبتلا را از سر تا پا هر جايي كه كاهن بنگرد، پوشانيده باشد، 13 پس كاهن ملاحظه نمايد اگر برص تمام بدن را فروگرفته است، به تطهير آن مبتلا حكم دهد. چونكه همة بدنش سفيد شده است، طاهر است. 14 ليكن هر وقتي كه گوشت زنده در او ظاهر شود، نجس خواهد بود. 15 و كاهن گوشت زنده را ببيند و حكم به نجاست او بدهد. اين گوشت زنده نجس است زيرا كه برص است. 16 و اگر گوشت زنده به سفيدي برگردد نزد كاهن بيايد. 17 و كاهن او را ملاحظه كند و اگر آن بلا به سفيدي مبدل شده است، پس كاهن به طهارت آن مبتلا حكم دهد زيرا طاهر است.
18 «و گوشتي كه در پوست آن دمل باشد و شفا يابد، 19 و در جاي دمل آماس سفيد يا لكة براق سفيد مايل به سرخي پديد آيد، آن را به كاهن بنمايد. 20 و كاهن آن را ملاحظه نمايد و اگر از پوست گودتر بنمايد و موي آن سفيد شده، پس كاهن به نجاست او حكم دهد. اين بلاي برص است كه از دمل درآمده است. 21 و اگر كاهن آن را ببيند و اينك موي سفيد در آن نباشد و گودتر از پوست هم نباشد و كم رنگ باشد، پس كاهن او را هفت روز نگاه دارد. 22 و اگر در پوست پهن شده، كاهن به نجاست او حكم دهد. اين بلا ميباشد. 23 و اگر آن لكة براق در جاي خود مانده، پهن نشده باشد، اين گري دمل است. پس كاهن به طهارت وي حكم دهد. 24 يا گوشتي كه در پوست آن داغ آتش باشد و از گوشت زندة آن داغ، لكة براق سفيد مايل به سرخي يا سفيد پديد آيد، 25 پس كاهن آن را ملاحظه نمايد. اگر مو در لكة براق سفيد گرديده، و گودتر از پوست بنمايد اين برص است كه از داغ درآمده است. پس كاهن به نجاست او حكم دهد زيرا بلاي برص است. 26 و اگر كاهن آن را ملاحظه نمايد و اينك در لكة براق موي سفيد نباشد و گودتر از پوست نباشد وكمرنگ باشد، كاهن او را هفت روز نگه دارد. 27 و در روز هفتم كاهن او را ملاحظه نمايد. اگر در پوست پهن شده، كاهن به نجاست وي حكم دهد. اين بلاي برص است. 28 و اگر لكة براق در جاي خود مانده، در پوست پهن نشده باشد و كمرنگ باشد، اين آماس داغ است. پس كاهن به طهارت وي حكم دهد. اين گري داغ است.
29 «و چون مرد يا زن، بلايي در سر يا در زنخ داشته باشد، 30 كاهن آن بلا را ملاحظه نمايد. اگر گودتر از پوست بنمايد و موي زرد باريك در آن باشد، پس كاهن به نجاست او حكم دهد. اين سَعْفَه يعني برص سر يا زنخ است. 31 و چون كاهن بلاي سعفه را ببيند، اگر گودتر از پوست ننمايد و موي سياه در آن نباشد، پس كاهن آن مبتلاي سعفه را هفت روز نگاه دارد. 32 و در روز هفتم كاهن آن بلا را ملاحظه نمايد. اگر سعفه پهن نشده، و موي زرد در آن نباشد و سعفه گودتر از پوست ننمايد، 33 آنگاه موي خود را بتراشد ليكن سعفه را نتراشد و كاهن آن مبتلاي سعفه را باز هفت روز نگاه دارد. 34 و در روز هفتم كاهن سعفه را ملاحظه نمايد. اگر سعفه در پوست پهن نشده، و از پوست گودتر ننمايد، پس كاهن حكم به طهارت وي دهد و او رخت خود را بشويد و طاهر باشد. 35 ليكن اگر بعد از حكم به طهارتش سعفه در پوست پهن شود، 36 پس كاهن او را ملاحظه نمايد. اگر سعفه در پوست پهن شده باشد، كاهن موي زرد را نجويد، او نجس است. 37 اما اگر در نظرش سعفه ايستاده باشد، و موي سياه از آن در آمده، پس سعفه شفا يافته است. او طاهر است و كاهن حكم به طهارت وي بدهد.
38 «و چون مرد يا زن در پوست بدن خود لكههاي براق يعني لكههاي براق سفيد داشتهباشد، 39 كاهن ملاحظه نمايد. اگر لكهها در پوست بدن ايشان كم رنگ و سفيد باشد، اين بهق است كه از پوست درآمده. او طاهر است. 40 و كسي كه موي سر او ريخته باشد، او اقرع است، و طاهر ميباشد. 41 و كسي كه موي سر او از طرف پيشاني ريخته باشد، او اصلع است، و طاهر ميباشد. 42 و اگر در سر كل يا پيشاني كل بلاي سفيد مايل به سرخي باشد، آن برص است كه از سر كل او يا پيشاني كل او در آمده است. 43 پس كاهن او را ملاحظه كند. اگر آماس آن بلا در سر كل او يا پيشاني كل او سفيد مايل به سرخي، مانند برص در پوست بدن باشد، 44 او مبروص است، و نجس ميباشد. كاهن البته حكم به نجاست وي بدهد. بلاي وي در سرش است. 45 و اما مبروص كه اين بلا را دارد، گريبان او چاك شده، و موي سر او گشاده، و شاربهاي او پوشيده شود، و ندا كند نجس نجس. 46 و همة روزهايي كه بلا دارد، البته نجس خواهد بود، و تنها بماند و مسكن او بيرون لشكرگاه باشد.
قانون برص
47 «و رختي كه بلاي برص داشته باشد، خواه رخت پشمين خواه رخت پنبهاي، 48 خواه در تار و خواه در پود، چه از پشم و چه از پنبه و چه از چرم، يا از هر چيزي كه از چرم ساخته شود، 49 اگر آن بلا مايل به سبزي يا به سرخي باشد، در رخت يا در چرم، خواه در تار خواه در پود يا در هر ظرف چرمي، اين بلاي برص است. به كاهن نشان داده شود. 50 و كاهن آن بلا را ملاحظه نمايد و آن چيزي را كه بلا دارد هفت روز نگاه دارد. 51 و آن چيزي را كه بلا دارد، در روز هفتم ملاحظه كند. اگر آن بلا در رخت پهن شده باشد،خواه در تار خواه در پود، يا در چرم در هر كاري كه چرم براي آن استعمال ميشود، اين برص مفسد است و آن چيز نجس ميباشد. 52 پس آن رخت را بسوزاند، چه تار و چه پود، خواه در پشم خواه در پنبه، يا در هر ظرف چرمي كه بلا در آن باشد، زيرا برص مفسد است. به آتش سوخته شود. 53 اما چون كاهن آن را ملاحظه كند، اگر بلا در رخت، خواه در تار خواه در پود، يا در هر ظرف چرمي پهن نشده باشد، 54 پس كاهن امر فرمايد تا آنچه را كه بلا دارد بشويند، و آن را هفت روز ديگر نگاه دارد. 55 و بعد از شستن آن چيز كه بلا دارد كاهن ملاحظه نمايد. اگر رنگ آن بلا تبديل نشده، هر چند بلا هم پهن نشده باشد، اين نجس است. آن را به آتش بسوزان. اين خوره است، خواه فرسودگي آن در درون باشد يا در بيرون. 56 و چون كاهن ملاحظه نمايد، اگر بلا بعد از شستن آن كم رنگ شده باشد، پس آن را از رخت يا از چرم خواه از تار خواه از پود، پاره كند. 57 و اگر باز در آن رخت خواه در تار خواه در پود، يا در هر ظرف چرمي ظاهر شود، اين برآمدن برص است. آنچه را كه بلا دارد به آتش بسوزان. 58 و آن رخت خواه تار و خواه پود، يا هر ظرف چرمي را كه شستهاي و بلا از آن رفع شده باشد، دوباره شسته شود و طاهر خواهد بود.» 59 اين است قانون بلاي برص در رخت پشمين يا پنبهاي خواه در تار خواه در پود، يا در هر ظرف چرمي براي حكم به طهارت يا نجاست آن. ترجمه تفسیری خداوند اين قوانين را به موسي و هارون داد:
2 اگر روي پوست بدن شخصي دمل، جوش يا لكه براقي مشاهده شود، بايد وي را نزد هارون يا يكي از كاهنان نسل او بياورند، چون احتمال دارد آن شخص مبتلا به جذام باشد. 3 كاهن لكه را معاينه خواهد كرد. اگر موهايي كه در لكه است سفيد شده باشد و اگر آن لكه از پوست عميقتر باشد،پس مرض جذام است و كاهن بايد او را شرعاً نجس اعلام كند.
4 اگر لكه روي پوست سفيد باشد اما عميقتر از پوست نباشد و موهايي كه در لكه است سفيد نشده باشد، كاهن بايد او را تا هفت روز جدا از ديگران نگه دارد. 5 در روز هفتم، كاهن دوباره او را معاينه كند. اگر آن لكه تغيير نكرده باشد و بزرگ نيز نشده باشد، آنوقت كاهن بايد هفت روز ديگر هم او را از مردم جدا نگه دارد. 6 روز هفتم، كاهن دوباره او را معاينه كند. اگر نشانههاي مرض كمتر شده و لكه بزرگ نشده باشد، كاهن او را شرعاً طاهر اعلام كند، چون يك زخم معمولي بوده است. كافي است آن شخص لباسهايش را بشويد تا شرعاً طاهر شود. 7 ولي اگر پس از آنكه كاهن او را طاهر اعلام كرد، آن لكه بزرگ شود، بايد دوباره نزد كاهن بيايد. 8 كاهن باز به آن نگاه كند، اگر لكه بزرگ شده باشد آنوقت او را نجس اعلام كند، زيرا اين جذام است.
9 شخصي را كه گمان ميرود مرض جذام دارد بايد نزد كاهن بياورند 10 و كاهن او را معاينه كند. اگرآماس چركي سفيدي در پوست باشد و موهاي روي آن نيز سفيد شده باشد، 11 اين جذام مزمن است و كاهن بايد او را نجس اعلام كند. ديگر نبايد او را براي معاينات بيشتر نگه داشت، چون مرض وي قطعي است. 12و13 ولي اگر كاهن ديد كه مرض جذام پخش شده و بدنش را از سر تا پا پوشانيده است، آنوقت كاهن بايد اعلام كند كه او طاهر است چون تمام بدنش سفيد شده است. 14و15 ولي اگر در جايي از بدنش زخم بازي باشد، او را بايد شرعاً نجس اعلام كند چون زخم باز نشانه جذام است. 16و17 اما اگر آن زخم باز سفيد شود آن شخص بايد نزد كاهن باز گردد. كاهن آن را معاينه كند و اگر زخم سفيد شده باشد، آنگاه او را طاهر اعلام كند.
18 اگر در پوست بدن كسي دملي به وجود بيايد و پس از مدتي خوب بشود، 19 ولي در جاي آن، آماسي سفيد يا لكهاي سفيد مايل به سرخ باقي مانده باشـد، آن شخـص بايد براي معاينـه نزد كاهن برود. 20 اگر كاهن ديد كه لكه عميقتر از پوست است و موهايي كه در آن است سفيد شده است، آنوقت بايد او را نجس اعلام كند چون مرض جذام از آن دمل بيرون زده است. 21 ولي اگر كاهن ببيند كه موهاي سفيدي در لكه نيست و لكه نيز عميقتر از پوست نيست و رنگ آن هم روشنتر شده است، آنوقت كاهن او را هفت روز از مردم جدا نگه دارد. 22 اگر در آن مدت لكه بزرگ شد كاهن بايد او را شرعاً نجس اعلام كند، زيرا اين جذام است. 23 ولي اگر لكه بزرگ نشد، اين لكه فقط جاي دمل است و كاهن بايد او را طاهر اعلام نمايد.
24 اگر كسي دچار سوختگي شود و در جاي سوختگي لكه سفيد يا سفيد مايل به سرخ بوجود آيد، 25 آنوقت كاهن بايد لكه را معاينه كند. اگر موهاي روي آن لكه سفيد شده و جاي سوختگي عميقتر از پوست بدن باشد، اين مرض جذام است كه در اثر سوختگي بروز كرده و كاهن بايد او را نجس اعلام كند. 26 ولي اگر كاهن ببيند كه درلكه، موهاي سفيدي نيست و لكه عميقتر از پوست بدن به نظر نميآيد و كمرنگ ميشود، كاهن بايد هفت روز اورا از مردم جدا نگه داشته، 27 روز هفتم دوباره او را معاينه كند. اگر لكه بزرگ شده باشد، كاهن بايد او را نجس اعلام كند، زيرا اين جذام است. 28 ولي اگر لكه بزرگ نشده و كمرنگ شده باشد، اين فقط جاي سوختگي است و كاهن بايد اعلام نمايد كه او شرعاً طاهر است، زيرا اين لكه فقط جاي سوختگي است.
29و30 اگر مردي يا زني روي سر يا چانهاش لكهاي داشته باشد، كاهن بايد او را معاينه كند. اگر به نظر آيد كه لكه عميقتر از پوست است و موهاي زرد و باريكي در لكه پيدا شود، كاهن بايد او را نجس اعلام كند، زيرا اين، جذام است. 31 ولي اگر معاينه كاهن نشان داد كه لكه عميقتر از پوست نيست و در ضمن موهاي سياه نيز در آن ديده نميشود، آنوقت بايد او را هفت روز از مردم جدا نگاه داشت 32 و روز هفتم دوباره وي را معاينه كرد. اگر لكه بزرگ نشده باشد و موهاي زردي نيز در آن نمايان نشده باشد، و اگر لكه عميقتر از پوست به نظر نيايد، 33 آنگاه شخص بايد موي اطراف زخمش را بتراشد (ولي نه روي خود لكه را) و كاهن هفت روز ديگر او را از مردم جدا نگه دارد. 34 روز هفتم باز معاينه شود و اگر لكه بزرگ نشده باشد و از پوست عميقتر به نظر نيايد، كاهن او را شرعاً طاهر اعلام نمايد. او بعد از شستن لباسهايش طاهر خواهد بود. 35و36 ولي اگر بعداً اين لكه بزرگ شود، آنوقت كاهن بايد دوباره او را معاينه كند و بيآنكه منتظر بماند تا موهاي زرد ببيند، او را نجس اعلام كند. 37 ولي اگر معلوم شود كه لكه تغييري نكرده و موهاي سياهي نيز در آن ديده ميشود، پس او شفا يافته و جذامي نيست و كاهن بايد او را شرعاً طاهر اعلام كند.
38 اگر مرد يا زني لكههاي سفيدي روي پوست بدنش داشته باشد 39 كاهن بايد او را معاينه كند. اگر اين لكهها سفيد كمرنگ باشند، اين يك لكه معمولي است كه در پوست بروز كرده است. بنابراين آن شخص طاهر است.
40و41 اگر موي سر مردي در جلو يا عقب سرش ريخته باشد، اين نشانه جذام نيست، 42 اما چنانچه در سر طاس او لكه سفيد مايل به سرخي وجود داشتهباشد، ممكن است جذام باشد كه از آن بيرون زده است. 43و44 در آنصورت كاهن بايد او را معاينه كند. اگر روي سر او آماس سفيد مايل به سرخ باشد، او جذامي است و كاهن بايد او را شرعاً نجس اعلام كند.
45 وقتي معلوم شود كسي جذامي است، او بايد لباس پاره بپوشد و بگذارد موهايش ژوليده بماند و قسمت پايين صورت خود را پوشانيده، درحين حركت فرياد بزند: «جذامي! جذامي!» 46 تا زماني كه مرض باقي باشد، او شرعاً نجس است و بايد بيرون از اردوگاه، تنها بسر برد.
47و48 اگر گمان رود كه مرض جذام به لباس يا پارچه پشمي يا كتاني و يا يك تكه چرم يا شي چرمي سرايت كرده، 49 زيرا لكهاي مايل به سبز يا قرمز در آن ديـده ميشـود، بايـد آن را به كاهـن نشـان داد. 50 كاهن لكه را ببيند و آن پارچه يا شي را مدت هفت روز نگه دارد 51 و روز هفتم دوباره به آن نگاه كند. اگر لكه پخش شده باشد، اين مرض، جذام مسري است و آن پارچه يا شي نجس ميباشد، 52 و كاهن بايد آن را بسوزاند، چون جذام مسري در آن است و بايد بوسيله آتش آن را از بين برد. 53 ولي اگر لكه پخش نشده باشد، 54 كاهن بايد دستور دهد كه شي مظنون شسته شود و هفت روز ديگر آن را نگه دارند. 55 اگر بعد از آن مدت، رنگ لكه تغيير نكرد، هر چند پخش هم نشده باشد، نجس است و بايد سوزانده شود، خواه لكه روي آن و خواه زير آن باشد. 56 اما اگر كاهن ببيند كه لكه بعد از شستن كمرنگتر شده، آنوقت قسمت لكهدار را از پارچه يا شي چرمي جدا كند. 57 ولي اگر لكه دوباره ظاهر شود، جذام است و كاهن بايد آن را بسوزاند. 58 اما چنانچه بعد از شستن، ديگر اثري از لكه پيدا نشد، ميتوان بار ديگر آن شي را شست و بكاربرد.
59 اين است مقررات مربوط به مرض جذام در لباس پشمي يا كتاني يا هر شياي كه از چرم درست شده باشد.
راهنما
بابهاي 13 و 14 . آزمايش برص
اين قوانين بخاطر جلوگيري از گسترش يكي از ملعونترين و ترسناكترين بيماريها وضع شده بود.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
14 طهارت از جذام
قانون تطهير مبروص
و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت:2 «اين است قانون مبروص: در روز تطهيرش نزد كاهن آورده شود. 3 و كاهن بيرونلشكرگاه برود و كاهن ملاحظه كند. اگر بلاي برص از مبروص رفع شده باشد، 4 كاهن حكم بدهد كه براي آن كسي كه بايد تطهير شود، دو گنجشك زندة طاهر، و چوب ارز و قرمز و زوفا بگيرند. 5 و كاهن امر كند كه يك گنجشك را در ظرف سفالين بر بالاي آب روان بكشند. 6 و اما گنجشك زنده را با چوب اَرْز و قرمز و زوفا بگيرد و آنها را با گنجشك زنده به خون گنجشكي كه بر آب روان كشته شده، فرو برد. 7 و بر كسي كه از برص بايد تطهير شود هفت مرتبه بپاشد، و حكم به طهارتش بدهد. و گنجشك زنده را به سوي صحرا رها كند. 8 و آن كس كه بايد تطهير شود رخت خود را بشويد، و تمامي موي خود را بتراشد، و به آب غسل كند، و طاهر خواهد شد. و بعد از آن به لشكرگاه داخل شود، ليكن تا هفت روز بيرون خيمة خود بماند. 9 و در روز هفتم تمامي موي خود را بتراشد از سر و ريش و آبروي خود، يعني تمامي موي خود را بتراشد و رخت خود را بشويد و بدن خود را به آب غسل دهد. پس طاهر خواهد بود.
10 «و در روز هشتم دو برة نرينة بيعيب، و يك برة مادة يك سالة بيعيب، و سه عشر آرد نرم سرشته شدة به روغن، براي هدية آردي، و يك لُج روغن بگيرد. 11 و آن كاهن كه او را تطهير ميكند، آن كس را كه بايد تطهير شود، با اين چيزها به حضور خداوند نزد در خيمه اجتماع حاضر كند. 12 و كاهن يكي از برههاي نرينه را گرفته، آن را با آن لج روغن براي قرباني جرم بگذراند. و آنها را براي هدية جنبانيدني به حضور خداوند بجنباند. 13 و بره را در جايي كه قرباني گناه و قربانيسوختني را ذبح ميكنند، در مكان مقدس ذبح كند، زيرا قرباني جرم مثل قرباني گناه از آن كاهن است. اين قدساقداس است. 14 و كاهن از خون قرباني جرم بگيرد، و كاهن آن را بر نرمة گوش راست كسي كه بايد تطهير شود، و بر شست دست راست و بر شست پاي راست وي بمالد. 15 و كاهن قدري از لُج روغن گرفته، آن را در كف دست چپ خود بريزد. 16 و كاهن انگشت راست خود را به روغني كه در كف چپ خود دارد فرو برد، و هفت مرتبه روغن را به حضور خداوند بپاشد. 17 و كاهن از باقي روغن كه در كف وي است بر نرمة گوش راست و بر شست دست راست و بر شست پاي راست آن كس كه بايد تطهير شود، بالاي خون قرباني جرم بمالد. 18 و بقية روغن را كه در كف كاهن است بر سر آن كس كه بايد تطهير شود بمالد و كاهن براي وي به حضور خداوند كفاره خواهد نمود. 19 و كاهن قرباني گناه را بگذراند، و براي آن كس كه بايد تطهير شود نجاست او را كفاره نمايد. و بعد از آن قرباني سوختني را ذبح كند. 20 و كاهن قرباني سوختني و هديه آردي را بر مذبح بگذراند، و براي وي كفاره خواهد كرد، و طاهر خواهد بود. 21 و اگر او فقير باشد و دستش به اينها نرسد، پس يك برة نرينه براي قرباني جرم تا جنبانيده شود و براي وي كفاره كند، بگيرد و يك عشر از آرد نرم سرشته شدة به روغن براي هدية آردي و يك لُج روغن، 22 و دو فاخته يا دو جوجة كبوتر، آنچه دستش به آن برسد، و يكي قرباني گناه و ديگري قرباني سوختني بشود.
23 «و در روز هشتم آنها را نزد كاهن به درخيمه اجتماع براي طهارت خود به حضور خداوند بياورد. 24 و كاهن برة قرباني جرم و لُج روغن را بگيرد و كاهن آنها را براي هدية جنبانيدني به حضور خداوند بجنباند. 25 و قرباني جرم را ذبح نمايد و كاهن از خون قرباني جرم گرفته، بر نرمة گوش راست و شست دست راست و شست پاي راست كسي كه تطهير ميشود بمالد. 26 و كاهن قدري از روغن را به كف دست چپ خود بريزد. 27 و كاهن از روغني كه در دست چپ خود دارد، به انگشت راست خود هفت مرتبه به حضور خداوند بپاشد. 28 و كاهن از روغني كه در دست دارد بر نرمة گوش راست و بر شست دست راست و بر شست پاي راست كسي كه تطهير ميشود، بر جاي خون قرباني جرم بمالد. 29 و بقيه روغني كه در دست كاهن است آن را بر سر كسي كه تطهير ميشود بمالد تا براي وي به حضور خداوند كفاره كند. 30 و يكي از دو فاخته يا از دو جوجة كبوتر را از آنچه دستش به آن رسيده باشد بگذراند. 31 يعني هر آنچه دست وي به آن برسد، يكي را براي قرباني گناه و ديگري را براي قرباني سوختني با هديه آردي. و كاهن براي كسي كه تطهير ميشود به حضور خداوند كفاره خواهد كرد.» 32 اين است قانون كسي كه بلاي برص دارد، و دست وي به تطهير خود نميرسد.
تطهير بلاي برص
33 و خداوند موسي و هارون را خطاب كرده، گفت: 34 «چون به زمين كنعان كه من آن را به شما به ملكيت ميدهم داخل شويد، و بلاي برص را در خانهاي از زمين ملك شما عارض گردانم، 35 آنگاه صاحب خانه آمده، كاهن را اطلاع داده،بگويد كه مرا به نظر ميآيد كه مثل بلا در خانه است. 36 و كاهن امر فرمايد تا قبل از داخل شدن كاهن براي ديدن بلا، خانه را خالي كنند، مبادا آنچه در خانه است نجس شود، و بعد از آن كاهن براي ديدن خانه داخل شود، 37 و بلا را ملاحظه نمايد. اگر بلا در ديوارهاي خانه از خطهاي مايل به سبزي يا سرخي باشد، و از سطح ديوار گودتر بنمايد، 38 پس كاهن از خانه نزد در بيرون رود و خانه را هفت روز ببندد. 39 و در روز هفتم كاهن باز بيايد و ملاحظه نمايد اگر بلا در ديوارهاي خانه پهن شده باشد، 40 آنگاه كاهن امر فرمايد تا سنگهايي را كه بلا در آنهاست كنده، آنها را به جاي ناپاك بيرون شهر بيندازند. 41 و اندرون خانه را از هر طرف بتراشند و خاكي را كه تراشيده باشند به جاي ناپاك بيرون شهر بريزند. 42 و سنگهاي ديگر گرفته، به جاي آن سنگها بگذارند و خاك ديگر گرفته، خانه را اندود كنند. 43 و اگر بلا برگردد و بعد از كندن سنگها و تراشيدن و اندود كردن خانه باز در خانه بروز كند، 44 پس كاهن بيايد و ملاحظه نمايد. اگر بلا در خانه پهن شده باشد اين برص مفسد در خانه است و آن نجس است. 45 پس خانه را خراب كند با سنگهايش و چوبش و تمامي خاك خانه و به جاي ناپاك بيرون شهر بيندازند. 46 و هر كه داخل خانه شود در تمام روزهايي كه بسته باشد تا شام نجس خواهد بود. 47 و هر كه در خانه بخوابد رخت خود را بشويد و هر كه در خانه چيزي خورد، رخت خود را بشويد. 48 و چون كاهن بيايد و ملاحظه نمايد اگر بعد از اندود كردن خانه بلا در خانه پهن نشده باشد، پس كاهن حكم به طهارت خانه بدهد، زيرا بلا رفع شده است. 49 و براي تطهير خانه دو گنجشك و چوب ارز و قرمزو زوفا بگيرد. 50 و يك گنجشك را در ظرف سفالين بر آب روان ذبح نمايد، 51 و چوب ارز و زوفا و قرمز و گنجشك زنده را گرفته، آنها را به خون گنجشك ذبح شده و آب روان فرو برد، و هفت مرتبه بر خانه بپاشد. 52 و خانه را به خون گنجشك و به آب روان و به گنجشك زنده و به چوب ارز و زوفا و قرمز تطهير نمايد. 53 و گنجشك زنده را بيرون شهر به سوي صحرا رها كند، و خانه را كفاره نمايد و طاهر خواهد بود.» 54 اين است قانون، براي هر بلاي برص و براي سعفه، 55 و براي برص رخت و خانه، 56 و براي آماس و قوبا و لكة براق. 57 و براي تعليم دادن كه چه وقت نجس ميباشد و چه وقت طاهر. اين قانون برص است. ترجمه تفسیری خداوند اين دستورات را درباره شخصي كه مرض جذام او شفا يافته است، به موسي داد:
3 كاهن بايد براي معاينه او از اردوگاه بيرون رود. اگر ديد كه جذام برطرف شده است 4 دستور دهد دو پرنده زنده حلال گوشت، چند تكه چوب سرو، نخ قرمز و چند شاخه زوفا براي مراسم تطهير شخص شفا يافته بياورند. 5 سپس دستور دهد كه يكي از پرندگان را در يك ظرف سفالين كه آن را روي آب روان گرفته باشند سر ببرند 6 و چوب سرو، نخ قرمز، شاخه زوفا و پرنده زنده را در خون پرندهاي كه سرش بريده شده فرو كند. 7 سپس كاهن خون را هفت مرتبه روي شخصي كه از جذام شفا يافته، بپاشد و او را شرعاً طاهر اعلام كند و پرنده زنده را هم در صحرا رها نمايد.
8 آنگاه شخصي كه شفا يافته لباس خود را بشويد و تمام موي خود را بتراشد و خود را بشويد تا شرعاً طاهر شود. سپس او ميتواند به اردوگاه باز گشته، در آنجا زندگي كند؛ ولي بايد تا هفت روز بيرون خيمهاش بماند. 9 در روز هفتم دوباره تمام موي خود را كه شامل موي سر، ريش، ابرو و ساير قسمتهاي بدن او ميشود، بتراشد و لباسهايش را بشويد و حمام كند. آنگاه آن شخص شرعاً طاهر خواهد بود.
10 روز بعد، يعني روز هشتم، بايد دو بره نر بيعيب و يك ميش يك ساله بيعيب با سه كيلو آرد مرغوب مخلوط با روغن زيتون بعنوان هديه آردي و يك سوم ليتر روغن زيتون نزد كاهن بياورد. 11 سپس كاهن آن شخص و هديه وي را دم در خيمه عبادت به حضور خداوند بياورد. 12 كاهن بايد يكي از برههاي نر را با روغن زيتون گرفته، با تكان دادن آنها در جلو قربانگاه، بعنوان قرباني جبران به خداوند تقديم كند. (اين قرباني جزو هداياي مخصوصي است كه به كاهن تعلق ميگيرد.) 13 سپس كاهن در خيمه عبادت در جايي كه قرباني گناه و قرباني سوختني ذبح ميشوند، بره را سر ببرد. اين قرباني جبران بسيار مقدس است و بايد مثل قرباني گناه براي خوراك به كاهن داده شود.14 كاهن، خون قرباني جبران را بگيرد و مقداري از آن را بر نرمه گوش راست شخصي كه طاهر ميشود و روي شست دست راست او و روي شست پاي راستش بمالد.
15 پس از آن، كاهن مقداري از روغن زيتون را گرفته، آن را در كف دست چپ خود بريزد، 16 و انگشت دست راست خود را در آن فرو برده، هفت بار روغن را به حضور خداوند بپاشد. 17 سپس كاهن مقداري از روغن كف دست خود را روي نرمه گوش راست آن شخص و روي شست دست راست و روي شست پاي راست او بمالد. 18 بعد روغن باقيمانده در كف دست خود را بر سر آن شخص بمالد. به اين ترتيب كاهن در حضور خداوند براي او كفاره خواهد كرد.
19 پس از آن، كاهن بايد قرباني گناه را تقديم كند و بار ديگر مراسم كفاره را براي شخصي كه از جذام خود طاهر ميشود به جا آورد. سپس كاهن قرباني سوختني را سر ببرد، 20 و آن را با هديه آردي بر قربانگاه تقديم نموده، براي آن شخص كفاره كند تا شرعاً طاهر شناخته شود.
21 اگر آن شخص فقير باشد و نتواند دو بره قرباني كند، ميتواند يك بره نر بعنوان قرباني جبران بياورد تا هنگام برگزاري مراسم كفاره جلو قربانگاه تكان داده شود و به خداوند تقديم گردد. همراه با آن يك كيلو آرد مرغوب مخلوط با روغن زيتون بعنوان هديه آردي و يك سوم ليتر روغن زيتون نيز تقديم شـود. 22 آن شخص بايد دو قمري يا دو جوجه كبوتر نيز بياورد و يكي را براي قرباني گناه و ديگري را براي قرباني سوختني تقديم كند. 23 روز هشتم آنها را دم در خيمه عبادت نزد كاهن بياورد تا در حضور خداوند براي مراسم طهارت او تقديم شوند. 24 كاهن بره را بعنوان قرباني جبران همراه با روغن بگيرد و آنها را جلو قربانگاه تكان داده، به خداوند تقديم كند. (اين قرباني جزو هداياي مخصوصي است كه به كاهن تعلق ميگيرد.) 25 سپس بره را بعنوان قرباني جبران ذبح كند و قدري از خون آن را روي نرمه گوش راست شخصي كه طاهر ميشود و روي شست دستراست و روي شست پاي راست او بمالد.
26 سپس كاهن مقداري از روغن زيتون را در كف دست چپ خود بريزد 27 و با انگشت راستش قدري از آن را هفت بار به حضور خداوند بپاشد. 28 بعد قدري از روغن زيتون كف دستش را روي نرمه گوش راست آن شخص و روي شست دست راست و روي شست پاي راست وي بمالد. 29 روغن باقيمانده در دست خود را بر سر شخصي كه طاهر ميشود بمالد. به اين ترتيب كاهن در حضور خداوند براي او كفاره خواهد كرد. 30 پس از آن، بايد دو قمري يا دو جوجه كبوتري را كه آورده است قرباني كند، 31 يكي را براي قرباني گناه و ديگري را براي قرباني سوختني. همراه آنها هديه آردي نيز تقديم شود. به اين ترتيب كاهن در حضور خداوند براي آن شخص كفاره خواهد كرد. 32 اين است مقررات مربوط به اشخاصي كه از مرض جذام شفا يافته، ولي قادر نيستند قربانيهايي را كه معمولاً براي انجام مراسم طهارت لازم است بياورند.
33و34 خداوند اين دستورات را در مورد خانهاي كه جذام بر آن عارض شده، به موسي و هارون داد. (اين قوانين براي زماني بود كه قوم اسرائيل به سرزمين موعود كنعان كه خداوند قرار بود به آنها ببخشد، وارد ميشدند.) 35 هرگاه كسي در خانهاش متوجه جذام شود، بايد بيايد و به كاهن بگويد: «به نظر ميرسد در خانه من مرض جذام وجود دارد!» 36 كاهن پيش از اينكه خانه رامشاهده كند دستور بدهد كه خانه تخليه شود تا اگر تشخيص داد كه مرض جذام در آنجا وجود دارد، هر چه در خانه است، شرعاً نجس اعلام نشود. سپس كاهن وارد خانه شده 37 آن را مشاهده كند. اگر رگههاي مايل به سبز يا سرخ در ديوار خانه پيدا كرد كه عميقتر از سطح ديوار به نظر رسيد، 38 بايد در خانه را تا هفت روز ببندد. 39 روز هفتم برگشته، دوباره به آن نگاه كند. اگر رگهها در ديوار پخش شده باشند، 40 آنوقت كاهن دستور بدهد آن قسمت رگهدار ديوار را كنده، سنگهاي آن را درجاي ناپاكي خارج از شهر بيندازند. 41 سپس دستور بدهد ديوارهاي داخل خانه را بتراشند و خاك تراشيدهشده را نيز در جاي ناپاكي خارج از شهر بريزند. 42 بعد بايد سنگهاي ديگري بياورد و بجاي سنگهايي كه كنده شده كار بگذارند و با ملاط تازه خانه را دوباره اندود كنند.
43 ولي اگر رگهها دوباره نمايان شدند، 44 كاهن بايد دوباره بيايد و نگاه كند، اگر ديد كه رگهها پخش شدهاند، بداند كه جذام مسري است و خانه شرعاً نجس ميباشد. 45 آنوقت كاهن دستور دهد خانه را خراب كنند و تمام سنگها، تيرها و خاك آن را به خارج از شهر برده، در جاي ناپاكي بريزند. 46 وقتي در خانه بسته است، اگر كسي داخل آن شود، تا غروب شرعاً نجس خواهد بود. 47 هر كه در آن خانه بخوابد يا چيزي بخورد، بايد لباس خود را بشويد.
48 اما زماني كه كاهن دوباره براي مشاهده خانه ميآيد، ببيند كه رگهها ديگر پخش نشدهاند، آنگاه اعلام كند كه خانه شرعاً طاهر است و جذام بر طرف شده است. 49 سپس براي طهارت خانه، دستور دهد دو پرنده، چند تكه چوب سرو، نخ قرمز و چند شاخه زوفا بياورند. 50 يكي از پرندگان را روي آب روان در يك ظرف سفالين سر ببرد 51و52 و چوب سرو و شاخه زوفا و نخ قرمز و پرنده زنده را در خون پرندهاي كه سربريده است و همچنين در آب روان فرو كند و هفت بار بر خانه بپاشد. به اين طريق خانه طاهر ميشود. 53 سپس پرنده زنده را بيرون شهر در صحرا رها كند. اين است روش تطهير خانه.
54و55و56 اين مقررات مربوط به جذام است كه ممكن است در لباس يا در خانه، در آماس روي پوست بدن يا در جوش، و يا در لكه براق ديده شود. 57 طبق اين مقررات تشخيص خواهيد داد كه چه وقت چيزي نجس است و چه وقت طاهر.
راهنما
بابهاي 13 و 14 . آزمايش برص
اين قوانين بخاطر جلوگيري از گسترش يكي از ملعونترين و ترسناكترين بيماريها وضع شده بود.
قانون تطهير مبروص
و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت:2 «اين است قانون مبروص: در روز تطهيرش نزد كاهن آورده شود. 3 و كاهن بيرونلشكرگاه برود و كاهن ملاحظه كند. اگر بلاي برص از مبروص رفع شده باشد، 4 كاهن حكم بدهد كه براي آن كسي كه بايد تطهير شود، دو گنجشك زندة طاهر، و چوب ارز و قرمز و زوفا بگيرند. 5 و كاهن امر كند كه يك گنجشك را در ظرف سفالين بر بالاي آب روان بكشند. 6 و اما گنجشك زنده را با چوب اَرْز و قرمز و زوفا بگيرد و آنها را با گنجشك زنده به خون گنجشكي كه بر آب روان كشته شده، فرو برد. 7 و بر كسي كه از برص بايد تطهير شود هفت مرتبه بپاشد، و حكم به طهارتش بدهد. و گنجشك زنده را به سوي صحرا رها كند. 8 و آن كس كه بايد تطهير شود رخت خود را بشويد، و تمامي موي خود را بتراشد، و به آب غسل كند، و طاهر خواهد شد. و بعد از آن به لشكرگاه داخل شود، ليكن تا هفت روز بيرون خيمة خود بماند. 9 و در روز هفتم تمامي موي خود را بتراشد از سر و ريش و آبروي خود، يعني تمامي موي خود را بتراشد و رخت خود را بشويد و بدن خود را به آب غسل دهد. پس طاهر خواهد بود.
10 «و در روز هشتم دو برة نرينة بيعيب، و يك برة مادة يك سالة بيعيب، و سه عشر آرد نرم سرشته شدة به روغن، براي هدية آردي، و يك لُج روغن بگيرد. 11 و آن كاهن كه او را تطهير ميكند، آن كس را كه بايد تطهير شود، با اين چيزها به حضور خداوند نزد در خيمه اجتماع حاضر كند. 12 و كاهن يكي از برههاي نرينه را گرفته، آن را با آن لج روغن براي قرباني جرم بگذراند. و آنها را براي هدية جنبانيدني به حضور خداوند بجنباند. 13 و بره را در جايي كه قرباني گناه و قربانيسوختني را ذبح ميكنند، در مكان مقدس ذبح كند، زيرا قرباني جرم مثل قرباني گناه از آن كاهن است. اين قدساقداس است. 14 و كاهن از خون قرباني جرم بگيرد، و كاهن آن را بر نرمة گوش راست كسي كه بايد تطهير شود، و بر شست دست راست و بر شست پاي راست وي بمالد. 15 و كاهن قدري از لُج روغن گرفته، آن را در كف دست چپ خود بريزد. 16 و كاهن انگشت راست خود را به روغني كه در كف چپ خود دارد فرو برد، و هفت مرتبه روغن را به حضور خداوند بپاشد. 17 و كاهن از باقي روغن كه در كف وي است بر نرمة گوش راست و بر شست دست راست و بر شست پاي راست آن كس كه بايد تطهير شود، بالاي خون قرباني جرم بمالد. 18 و بقية روغن را كه در كف كاهن است بر سر آن كس كه بايد تطهير شود بمالد و كاهن براي وي به حضور خداوند كفاره خواهد نمود. 19 و كاهن قرباني گناه را بگذراند، و براي آن كس كه بايد تطهير شود نجاست او را كفاره نمايد. و بعد از آن قرباني سوختني را ذبح كند. 20 و كاهن قرباني سوختني و هديه آردي را بر مذبح بگذراند، و براي وي كفاره خواهد كرد، و طاهر خواهد بود. 21 و اگر او فقير باشد و دستش به اينها نرسد، پس يك برة نرينه براي قرباني جرم تا جنبانيده شود و براي وي كفاره كند، بگيرد و يك عشر از آرد نرم سرشته شدة به روغن براي هدية آردي و يك لُج روغن، 22 و دو فاخته يا دو جوجة كبوتر، آنچه دستش به آن برسد، و يكي قرباني گناه و ديگري قرباني سوختني بشود.
23 «و در روز هشتم آنها را نزد كاهن به درخيمه اجتماع براي طهارت خود به حضور خداوند بياورد. 24 و كاهن برة قرباني جرم و لُج روغن را بگيرد و كاهن آنها را براي هدية جنبانيدني به حضور خداوند بجنباند. 25 و قرباني جرم را ذبح نمايد و كاهن از خون قرباني جرم گرفته، بر نرمة گوش راست و شست دست راست و شست پاي راست كسي كه تطهير ميشود بمالد. 26 و كاهن قدري از روغن را به كف دست چپ خود بريزد. 27 و كاهن از روغني كه در دست چپ خود دارد، به انگشت راست خود هفت مرتبه به حضور خداوند بپاشد. 28 و كاهن از روغني كه در دست دارد بر نرمة گوش راست و بر شست دست راست و بر شست پاي راست كسي كه تطهير ميشود، بر جاي خون قرباني جرم بمالد. 29 و بقيه روغني كه در دست كاهن است آن را بر سر كسي كه تطهير ميشود بمالد تا براي وي به حضور خداوند كفاره كند. 30 و يكي از دو فاخته يا از دو جوجة كبوتر را از آنچه دستش به آن رسيده باشد بگذراند. 31 يعني هر آنچه دست وي به آن برسد، يكي را براي قرباني گناه و ديگري را براي قرباني سوختني با هديه آردي. و كاهن براي كسي كه تطهير ميشود به حضور خداوند كفاره خواهد كرد.» 32 اين است قانون كسي كه بلاي برص دارد، و دست وي به تطهير خود نميرسد.
تطهير بلاي برص
33 و خداوند موسي و هارون را خطاب كرده، گفت: 34 «چون به زمين كنعان كه من آن را به شما به ملكيت ميدهم داخل شويد، و بلاي برص را در خانهاي از زمين ملك شما عارض گردانم، 35 آنگاه صاحب خانه آمده، كاهن را اطلاع داده،بگويد كه مرا به نظر ميآيد كه مثل بلا در خانه است. 36 و كاهن امر فرمايد تا قبل از داخل شدن كاهن براي ديدن بلا، خانه را خالي كنند، مبادا آنچه در خانه است نجس شود، و بعد از آن كاهن براي ديدن خانه داخل شود، 37 و بلا را ملاحظه نمايد. اگر بلا در ديوارهاي خانه از خطهاي مايل به سبزي يا سرخي باشد، و از سطح ديوار گودتر بنمايد، 38 پس كاهن از خانه نزد در بيرون رود و خانه را هفت روز ببندد. 39 و در روز هفتم كاهن باز بيايد و ملاحظه نمايد اگر بلا در ديوارهاي خانه پهن شده باشد، 40 آنگاه كاهن امر فرمايد تا سنگهايي را كه بلا در آنهاست كنده، آنها را به جاي ناپاك بيرون شهر بيندازند. 41 و اندرون خانه را از هر طرف بتراشند و خاكي را كه تراشيده باشند به جاي ناپاك بيرون شهر بريزند. 42 و سنگهاي ديگر گرفته، به جاي آن سنگها بگذارند و خاك ديگر گرفته، خانه را اندود كنند. 43 و اگر بلا برگردد و بعد از كندن سنگها و تراشيدن و اندود كردن خانه باز در خانه بروز كند، 44 پس كاهن بيايد و ملاحظه نمايد. اگر بلا در خانه پهن شده باشد اين برص مفسد در خانه است و آن نجس است. 45 پس خانه را خراب كند با سنگهايش و چوبش و تمامي خاك خانه و به جاي ناپاك بيرون شهر بيندازند. 46 و هر كه داخل خانه شود در تمام روزهايي كه بسته باشد تا شام نجس خواهد بود. 47 و هر كه در خانه بخوابد رخت خود را بشويد و هر كه در خانه چيزي خورد، رخت خود را بشويد. 48 و چون كاهن بيايد و ملاحظه نمايد اگر بعد از اندود كردن خانه بلا در خانه پهن نشده باشد، پس كاهن حكم به طهارت خانه بدهد، زيرا بلا رفع شده است. 49 و براي تطهير خانه دو گنجشك و چوب ارز و قرمزو زوفا بگيرد. 50 و يك گنجشك را در ظرف سفالين بر آب روان ذبح نمايد، 51 و چوب ارز و زوفا و قرمز و گنجشك زنده را گرفته، آنها را به خون گنجشك ذبح شده و آب روان فرو برد، و هفت مرتبه بر خانه بپاشد. 52 و خانه را به خون گنجشك و به آب روان و به گنجشك زنده و به چوب ارز و زوفا و قرمز تطهير نمايد. 53 و گنجشك زنده را بيرون شهر به سوي صحرا رها كند، و خانه را كفاره نمايد و طاهر خواهد بود.» 54 اين است قانون، براي هر بلاي برص و براي سعفه، 55 و براي برص رخت و خانه، 56 و براي آماس و قوبا و لكة براق. 57 و براي تعليم دادن كه چه وقت نجس ميباشد و چه وقت طاهر. اين قانون برص است. ترجمه تفسیری خداوند اين دستورات را درباره شخصي كه مرض جذام او شفا يافته است، به موسي داد:
3 كاهن بايد براي معاينه او از اردوگاه بيرون رود. اگر ديد كه جذام برطرف شده است 4 دستور دهد دو پرنده زنده حلال گوشت، چند تكه چوب سرو، نخ قرمز و چند شاخه زوفا براي مراسم تطهير شخص شفا يافته بياورند. 5 سپس دستور دهد كه يكي از پرندگان را در يك ظرف سفالين كه آن را روي آب روان گرفته باشند سر ببرند 6 و چوب سرو، نخ قرمز، شاخه زوفا و پرنده زنده را در خون پرندهاي كه سرش بريده شده فرو كند. 7 سپس كاهن خون را هفت مرتبه روي شخصي كه از جذام شفا يافته، بپاشد و او را شرعاً طاهر اعلام كند و پرنده زنده را هم در صحرا رها نمايد.
8 آنگاه شخصي كه شفا يافته لباس خود را بشويد و تمام موي خود را بتراشد و خود را بشويد تا شرعاً طاهر شود. سپس او ميتواند به اردوگاه باز گشته، در آنجا زندگي كند؛ ولي بايد تا هفت روز بيرون خيمهاش بماند. 9 در روز هفتم دوباره تمام موي خود را كه شامل موي سر، ريش، ابرو و ساير قسمتهاي بدن او ميشود، بتراشد و لباسهايش را بشويد و حمام كند. آنگاه آن شخص شرعاً طاهر خواهد بود.
10 روز بعد، يعني روز هشتم، بايد دو بره نر بيعيب و يك ميش يك ساله بيعيب با سه كيلو آرد مرغوب مخلوط با روغن زيتون بعنوان هديه آردي و يك سوم ليتر روغن زيتون نزد كاهن بياورد. 11 سپس كاهن آن شخص و هديه وي را دم در خيمه عبادت به حضور خداوند بياورد. 12 كاهن بايد يكي از برههاي نر را با روغن زيتون گرفته، با تكان دادن آنها در جلو قربانگاه، بعنوان قرباني جبران به خداوند تقديم كند. (اين قرباني جزو هداياي مخصوصي است كه به كاهن تعلق ميگيرد.) 13 سپس كاهن در خيمه عبادت در جايي كه قرباني گناه و قرباني سوختني ذبح ميشوند، بره را سر ببرد. اين قرباني جبران بسيار مقدس است و بايد مثل قرباني گناه براي خوراك به كاهن داده شود.14 كاهن، خون قرباني جبران را بگيرد و مقداري از آن را بر نرمه گوش راست شخصي كه طاهر ميشود و روي شست دست راست او و روي شست پاي راستش بمالد.
15 پس از آن، كاهن مقداري از روغن زيتون را گرفته، آن را در كف دست چپ خود بريزد، 16 و انگشت دست راست خود را در آن فرو برده، هفت بار روغن را به حضور خداوند بپاشد. 17 سپس كاهن مقداري از روغن كف دست خود را روي نرمه گوش راست آن شخص و روي شست دست راست و روي شست پاي راست او بمالد. 18 بعد روغن باقيمانده در كف دست خود را بر سر آن شخص بمالد. به اين ترتيب كاهن در حضور خداوند براي او كفاره خواهد كرد.
19 پس از آن، كاهن بايد قرباني گناه را تقديم كند و بار ديگر مراسم كفاره را براي شخصي كه از جذام خود طاهر ميشود به جا آورد. سپس كاهن قرباني سوختني را سر ببرد، 20 و آن را با هديه آردي بر قربانگاه تقديم نموده، براي آن شخص كفاره كند تا شرعاً طاهر شناخته شود.
21 اگر آن شخص فقير باشد و نتواند دو بره قرباني كند، ميتواند يك بره نر بعنوان قرباني جبران بياورد تا هنگام برگزاري مراسم كفاره جلو قربانگاه تكان داده شود و به خداوند تقديم گردد. همراه با آن يك كيلو آرد مرغوب مخلوط با روغن زيتون بعنوان هديه آردي و يك سوم ليتر روغن زيتون نيز تقديم شـود. 22 آن شخص بايد دو قمري يا دو جوجه كبوتر نيز بياورد و يكي را براي قرباني گناه و ديگري را براي قرباني سوختني تقديم كند. 23 روز هشتم آنها را دم در خيمه عبادت نزد كاهن بياورد تا در حضور خداوند براي مراسم طهارت او تقديم شوند. 24 كاهن بره را بعنوان قرباني جبران همراه با روغن بگيرد و آنها را جلو قربانگاه تكان داده، به خداوند تقديم كند. (اين قرباني جزو هداياي مخصوصي است كه به كاهن تعلق ميگيرد.) 25 سپس بره را بعنوان قرباني جبران ذبح كند و قدري از خون آن را روي نرمه گوش راست شخصي كه طاهر ميشود و روي شست دستراست و روي شست پاي راست او بمالد.
26 سپس كاهن مقداري از روغن زيتون را در كف دست چپ خود بريزد 27 و با انگشت راستش قدري از آن را هفت بار به حضور خداوند بپاشد. 28 بعد قدري از روغن زيتون كف دستش را روي نرمه گوش راست آن شخص و روي شست دست راست و روي شست پاي راست وي بمالد. 29 روغن باقيمانده در دست خود را بر سر شخصي كه طاهر ميشود بمالد. به اين ترتيب كاهن در حضور خداوند براي او كفاره خواهد كرد. 30 پس از آن، بايد دو قمري يا دو جوجه كبوتري را كه آورده است قرباني كند، 31 يكي را براي قرباني گناه و ديگري را براي قرباني سوختني. همراه آنها هديه آردي نيز تقديم شود. به اين ترتيب كاهن در حضور خداوند براي آن شخص كفاره خواهد كرد. 32 اين است مقررات مربوط به اشخاصي كه از مرض جذام شفا يافته، ولي قادر نيستند قربانيهايي را كه معمولاً براي انجام مراسم طهارت لازم است بياورند.
33و34 خداوند اين دستورات را در مورد خانهاي كه جذام بر آن عارض شده، به موسي و هارون داد. (اين قوانين براي زماني بود كه قوم اسرائيل به سرزمين موعود كنعان كه خداوند قرار بود به آنها ببخشد، وارد ميشدند.) 35 هرگاه كسي در خانهاش متوجه جذام شود، بايد بيايد و به كاهن بگويد: «به نظر ميرسد در خانه من مرض جذام وجود دارد!» 36 كاهن پيش از اينكه خانه رامشاهده كند دستور بدهد كه خانه تخليه شود تا اگر تشخيص داد كه مرض جذام در آنجا وجود دارد، هر چه در خانه است، شرعاً نجس اعلام نشود. سپس كاهن وارد خانه شده 37 آن را مشاهده كند. اگر رگههاي مايل به سبز يا سرخ در ديوار خانه پيدا كرد كه عميقتر از سطح ديوار به نظر رسيد، 38 بايد در خانه را تا هفت روز ببندد. 39 روز هفتم برگشته، دوباره به آن نگاه كند. اگر رگهها در ديوار پخش شده باشند، 40 آنوقت كاهن دستور بدهد آن قسمت رگهدار ديوار را كنده، سنگهاي آن را درجاي ناپاكي خارج از شهر بيندازند. 41 سپس دستور بدهد ديوارهاي داخل خانه را بتراشند و خاك تراشيدهشده را نيز در جاي ناپاكي خارج از شهر بريزند. 42 بعد بايد سنگهاي ديگري بياورد و بجاي سنگهايي كه كنده شده كار بگذارند و با ملاط تازه خانه را دوباره اندود كنند.
43 ولي اگر رگهها دوباره نمايان شدند، 44 كاهن بايد دوباره بيايد و نگاه كند، اگر ديد كه رگهها پخش شدهاند، بداند كه جذام مسري است و خانه شرعاً نجس ميباشد. 45 آنوقت كاهن دستور دهد خانه را خراب كنند و تمام سنگها، تيرها و خاك آن را به خارج از شهر برده، در جاي ناپاكي بريزند. 46 وقتي در خانه بسته است، اگر كسي داخل آن شود، تا غروب شرعاً نجس خواهد بود. 47 هر كه در آن خانه بخوابد يا چيزي بخورد، بايد لباس خود را بشويد.
48 اما زماني كه كاهن دوباره براي مشاهده خانه ميآيد، ببيند كه رگهها ديگر پخش نشدهاند، آنگاه اعلام كند كه خانه شرعاً طاهر است و جذام بر طرف شده است. 49 سپس براي طهارت خانه، دستور دهد دو پرنده، چند تكه چوب سرو، نخ قرمز و چند شاخه زوفا بياورند. 50 يكي از پرندگان را روي آب روان در يك ظرف سفالين سر ببرد 51و52 و چوب سرو و شاخه زوفا و نخ قرمز و پرنده زنده را در خون پرندهاي كه سربريده است و همچنين در آب روان فرو كند و هفت بار بر خانه بپاشد. به اين طريق خانه طاهر ميشود. 53 سپس پرنده زنده را بيرون شهر در صحرا رها كند. اين است روش تطهير خانه.
54و55و56 اين مقررات مربوط به جذام است كه ممكن است در لباس يا در خانه، در آماس روي پوست بدن يا در جوش، و يا در لكه براق ديده شود. 57 طبق اين مقررات تشخيص خواهيد داد كه چه وقت چيزي نجس است و چه وقت طاهر.
راهنما
بابهاي 13 و 14 . آزمايش برص
اين قوانين بخاطر جلوگيري از گسترش يكي از ملعونترين و ترسناكترين بيماريها وضع شده بود.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
15 ترشحاتی که تولید نجاست می کند
جَرَيان نجس
و خداوند موسي و هارون را خطابكرده، گفت: 2 «بنياسرائيل را خطاب كرده، به ايشان بگوييد: مردي كه جريان از بدن خود دارد او به سبب جريانش نجس است. 3 و اين است نجاستش، به سبب جريان او، خواه جريانش از گوشتش روان باشد خواه جريانش از گوشتش بسته باشد. اين نجاست اوست. 4 هر بستري كه صاحب جريان بر آن بخوابد نجس است، و هر چه بر آن بنشيند نجس است. 5 و هر كه بستر او را لمس نمايد، رخت خود را بشويد، و به آب غسل كند، و تا شام نجس باشد. 6 و هر كه بنشيند بر هر چه صاحب جريان بر آن نشسته بود، رخت خود را بشويد و به آب غسل كند، وتا شام نجس باشد. 7 و هر كه بدن صاحب جريان را لمس نمايد، رخت خود را بشويد و به آب غسل كند و تا شام نجس باشد. 8 و اگر صاحب جريان،بر شخص طاهر آب دهن اندازد، آن كس رخت خود را بشويد، و به آب غسل كند، و تا شام نجس باشد. 9 و هر زيني كه صاحب جريان بر آن سوار شود، نجس باشد. 10 و هر كه چيزي را كه زير او بوده باشد لمس نمايد تا شام نجس باشد، و هر كه اين چيزها را بردارد، رخت خود را بشويد، و به آب غسل كند و تا شام نجس باشد. 11 و هر كسي را كه صاحب جريان لمس نمايد، و دست خود را به آب نشسته باشد، رخت خود را بشويد، وبه آب غسل كند و تا شام نجس باشد. 12 و ظرف سفالين كه صاحب جريان آن را لمس نمايد، شكسته شود، و هر ظرف چوبين به آب شسته شود.
13 «و چون صاحب جريان از جريان خود طاهر شده باشد، آنگاه هفت روز براي تطهير خود بشمارد، و رخت خود را بشويد و بدن خود را به آب غسل دهد و طاهر باشد. 14 و در روز هشتم دو فاخته يا دو جوجه كبوتر بگيرد، و به حضور خداوند به در خيمه اجتماع آمده، آنها را به كاهن بدهد. 15 و كاهن آنها را بگذراند، يكي براي قرباني گناه و ديگري براي قرباني سوختني. و كاهن براي وي به حضور خداوند جريانش را كفاره خواهد كرد.
16 «و چون مني از كسي درآيد تمامي بدن خود را به آب غسل دهد، وتا شام نجس باشد. 17 و هر رخت و هر چرمي كه مني بر آن باشد به آب شسته شود، و تا شام نجس باشد. 18 و هر زني كه مرد با او بخوابد و انزال كند، به آب غسل كنند و تا شام نجس باشند.
19 «و اگر زني جريان دارد، و جرياني كه در بدنش است خون باشد، هفت روز در حيض خود بماند. و هر كه او را لمس نمايد، تا شام نجسباشد. 20 و بر هر چيزي كه در حيض خود بخوابد نجس باشد، و بر هر چيزي كه بنشيند نجس باشد. 21 و هر كه بستر او را لمس كند، رخت خود را بشويد، و به آب غسل كند و تا شام نجس باشد. 22 و هر كه چيزي را كه او بر آن نشسته بود لمس نمايد رخت خود را بشويد، و به آب غسل كند، و تا شام نجس باشد. 23 و اگر آن بر بستر باشد يا بر هر چيزي كه او بر آن نشسته بود، چون آن چيز را لمس كند تا شام نجس باشد. 24 و اگر مردي با او هم بستر شود و حيض او بر وي باشد تا هفت روز نجس خواهد بود. و هر بستري كه بر آن بخوابد نجس خواهد بود.
25 «و زني كه روزهاي بسيار، غير از زمان حيض خود جريان خون دارد، يا زياده از زمان حيض خود جريان دارد، تمامي روزهاي جريان نجاستش مثل روزهاي حيضش خواهد بود. او نجس است. 26 و هر بستري كه در روزهاي جريان خود بر آن بخوابد، مثل بستر حيضش براي وي خواهد بود. و هر چيزي كه بر آن بنشيند مثل نجاست حيضش نجس خواهد بود. 27 و هر كه اين چيزها را لمس نمايد نجس ميباشد. پس رخت خود را بشويد و به آب غسل كند و تا شام نجس باشد.
28 «و اگر از جريان خود طاهر شده باشد، هفت روز براي خود بشمارد، و بعد از آن طاهر خواهد بود. 29 و در روز هشتم دو فاخته يا دو جوجة كبوتر بگيرد، و آنها را نزد كاهن به در خيمه اجتماع بياورد. 30 و كاهن يكي را براي قرباني گناه و ديگري را براي قرباني سوختني بگذراند. و كاهن براي وي نجاست جريانش را به حضور خداوند كفاره كند. 31 پس بنياسرائيل را از نجاست ايشان جدا خواهيد كرد، مبادا مسكن مرا كه در ميان ايشان است نجس سازند و در نجاست خود بميرند.»
32 اين است قانون كسي كه جريان دارد، و كسي كه مني از وي درآيد و از آن نجس شده باشد. 33 و حايض در حيضش و هر كه جريان دارد خواه مرد خواه زن، و مردي كه با زن نجس همبستر شود. ترجمه تفسیری خداوند به موسي و هارون فرمود كه اين دستورات را نيز به قوم اسرائيل بدهند: هرگاه از بدن مردي مايعي ترشح شود، او شرعاً نجساست. 3 اين مايع، چه از بدنش به بيرون ترشح كند و چه نكند، او را نجس ميسازد. 4 هر رختخوابي كه او در آن بخوابد و هر چيزي كه روي آن بنشيند نجس خواهد شد. 5 هركس به رختخواب او دست بزند، شرعاً تا غروب نجس خواهد بود و بايد لباس خود را بشويد و غسل كند. 6 هر كس روي جايي بنشيند كه آن مرد هنگام آلودگي روي آن نشسته بود، شرعاً تا غروب نجس خواهد بود و بايد لباس خود را بشويد و غسل كند. 7 هركس به آن مرد دست بزند، بايد همين دستورات را اجرا كند. 8 به هركس آب دهان بياندازد، آن شخص شرعاً تا غروب نجس خواهد بود و بايد لباس خود را بشويد و غسل كند. 9 روي هر زيني كه بنشيند، آن زين نجس خواهد بود. 10 اگر كسي چيزي را كه زير اين مرد بوده است بردارد يا به آن دست بزند، شرعاً تا غروب نجس خواهد بود و بايد لباس خود را بشويد و غسل كند. 11 اگر اين مرد نجس بيآنكه اول دستهاي خود را بشويد، به كسي دست بزند، آن شخص بايد لباس خود را بشويد و غسل كند و تا غروب شرعاً نجس خواهد بود. 12 اگر مرد نجس به يك ظرف سفالين دست بزند، آن ظرف بايد شكسته شود؛ ولي اگر به ظرفي چوبي دست بزند آن ظرف را بايد شست.
13 وقتي ترشح او قطع شود، بايد هفت روز صبر كند و بعد لباسهايش را بشويد و در آب روان غسل نمايد تا شرعاً طاهر شود. 14 روز هشتم بايد دو قمري يا دو جوجه كبوتر دم در خيمه عبادت به حضور خداوند بياورد و آنها را به كاهن بدهد. 15 كاهن بايد يكي را براي قرباني گناه و ديگري را براي قرباني سوختني ذبح كند. به اين ترتيب كاهن در حضور خداوند براي آن مرد بسبب ترشحي كه داشته است كفاره مينمايد.
16 هر وقت از مردي مني خارج شود بايد خود را كاملا بشويد؛ او تا غروب نجس خواهد بود. 17 هر پارچه يا چرمي كه مني روي آن ريخته باشد بايد شسته شود و آن پارچه يا چرم تا غروب نجس خواهد بود. 18 زن و مرد بعد از نزديكي بايد غسل كنند و تا غروب شرعاً نجس خواهند بود.
19 زن تا هفت روز بعد از عادت ماهانهاش شرعاً نجس خواهد بود. در آن مدت هر كس به او دست بزند، تا غروب نجس خواهد شد، 20 و او روي هر چيزي بخوابد يا بنشيند، آن چيز نجس خواهد شد. 21و22و23 اگر كسي به رختخواب آن زن يا به چيزي كه او روي آن نشسته باشد دست بزند بايد لباس خود را بشويد و غسل كند و شرعاً تا غروب نجس خواهد بود. 24 مردي كه در اين مدت با او نزديكي كند، شرعاً تا هفت روز نجس خواهد بود و هر رختخوابي كه او روي آن بخوابد نجس خواهد بود.
25 اگر خونريزي عادت ماهانه بيش از حد معمول جريان داشته باشد يا در طول ماه، بيموقع عادت ماهانه او شروع شود، همان دستورات بالا بايد اجرا گردد. 26 بنابراين در آن مدت او روي هر چيزي كه بخوابد يا بنشيند، درست مثل دوره عادت ماهانه عادي نجس خواهد بود. 27 هر كس به رختخواب او يا به چيزي كه او روي آن نشسته باشد دست بزند نجس خواهد شد و بايد لباس خود را بشويد و غسل كند. او تا غروب شرعاً نجس خواهد بود. 28 هفت روز بعد از تمام شدن عادت ماهانه، او ديگر نجس نيست. 29 روز هشتم بايد دو قمري يا دو جوجه كبوتر دم در عبادتگاه پيش كاهن بياورد 30 و كاهن يكي را براي قرباني گناه و ديگري را براي قرباني سوختني ذبح كند و در حضور خداوند براي نجاست عادت ماهانه آن زن كفاره نمايد. 31 به اين طريق قوم اسرائيل را از ناپاكيهايشان طاهر كنيد مبادا بخاطر آلوده كردن خيمه عبادت من كه در ميان ايشان است بميرند.
32 اين مقررات براي مردي كه بسبب ترشح مايع يا خارج شدن مني نجس شود 33 و همچنين براي دوره عادت ماهانه زن و در مورد هر شخصي است كه با آن زن قبل از طهارت وي نزديكي كند.
راهنما
باب 15 . ناپاكي
روش ذكر دقيق و مشروح ويژگيهاي كسي كه «ناپاك» ميشد و مقتضيات مربوط به آن، ظاهراً بخاطر ترويج نظافت شخصي، و شناختن دايمي خدا در همة جنبههاي زندگي، طرح شده بود.
جَرَيان نجس
و خداوند موسي و هارون را خطابكرده، گفت: 2 «بنياسرائيل را خطاب كرده، به ايشان بگوييد: مردي كه جريان از بدن خود دارد او به سبب جريانش نجس است. 3 و اين است نجاستش، به سبب جريان او، خواه جريانش از گوشتش روان باشد خواه جريانش از گوشتش بسته باشد. اين نجاست اوست. 4 هر بستري كه صاحب جريان بر آن بخوابد نجس است، و هر چه بر آن بنشيند نجس است. 5 و هر كه بستر او را لمس نمايد، رخت خود را بشويد، و به آب غسل كند، و تا شام نجس باشد. 6 و هر كه بنشيند بر هر چه صاحب جريان بر آن نشسته بود، رخت خود را بشويد و به آب غسل كند، وتا شام نجس باشد. 7 و هر كه بدن صاحب جريان را لمس نمايد، رخت خود را بشويد و به آب غسل كند و تا شام نجس باشد. 8 و اگر صاحب جريان،بر شخص طاهر آب دهن اندازد، آن كس رخت خود را بشويد، و به آب غسل كند، و تا شام نجس باشد. 9 و هر زيني كه صاحب جريان بر آن سوار شود، نجس باشد. 10 و هر كه چيزي را كه زير او بوده باشد لمس نمايد تا شام نجس باشد، و هر كه اين چيزها را بردارد، رخت خود را بشويد، و به آب غسل كند و تا شام نجس باشد. 11 و هر كسي را كه صاحب جريان لمس نمايد، و دست خود را به آب نشسته باشد، رخت خود را بشويد، وبه آب غسل كند و تا شام نجس باشد. 12 و ظرف سفالين كه صاحب جريان آن را لمس نمايد، شكسته شود، و هر ظرف چوبين به آب شسته شود.
13 «و چون صاحب جريان از جريان خود طاهر شده باشد، آنگاه هفت روز براي تطهير خود بشمارد، و رخت خود را بشويد و بدن خود را به آب غسل دهد و طاهر باشد. 14 و در روز هشتم دو فاخته يا دو جوجه كبوتر بگيرد، و به حضور خداوند به در خيمه اجتماع آمده، آنها را به كاهن بدهد. 15 و كاهن آنها را بگذراند، يكي براي قرباني گناه و ديگري براي قرباني سوختني. و كاهن براي وي به حضور خداوند جريانش را كفاره خواهد كرد.
16 «و چون مني از كسي درآيد تمامي بدن خود را به آب غسل دهد، وتا شام نجس باشد. 17 و هر رخت و هر چرمي كه مني بر آن باشد به آب شسته شود، و تا شام نجس باشد. 18 و هر زني كه مرد با او بخوابد و انزال كند، به آب غسل كنند و تا شام نجس باشند.
19 «و اگر زني جريان دارد، و جرياني كه در بدنش است خون باشد، هفت روز در حيض خود بماند. و هر كه او را لمس نمايد، تا شام نجسباشد. 20 و بر هر چيزي كه در حيض خود بخوابد نجس باشد، و بر هر چيزي كه بنشيند نجس باشد. 21 و هر كه بستر او را لمس كند، رخت خود را بشويد، و به آب غسل كند و تا شام نجس باشد. 22 و هر كه چيزي را كه او بر آن نشسته بود لمس نمايد رخت خود را بشويد، و به آب غسل كند، و تا شام نجس باشد. 23 و اگر آن بر بستر باشد يا بر هر چيزي كه او بر آن نشسته بود، چون آن چيز را لمس كند تا شام نجس باشد. 24 و اگر مردي با او هم بستر شود و حيض او بر وي باشد تا هفت روز نجس خواهد بود. و هر بستري كه بر آن بخوابد نجس خواهد بود.
25 «و زني كه روزهاي بسيار، غير از زمان حيض خود جريان خون دارد، يا زياده از زمان حيض خود جريان دارد، تمامي روزهاي جريان نجاستش مثل روزهاي حيضش خواهد بود. او نجس است. 26 و هر بستري كه در روزهاي جريان خود بر آن بخوابد، مثل بستر حيضش براي وي خواهد بود. و هر چيزي كه بر آن بنشيند مثل نجاست حيضش نجس خواهد بود. 27 و هر كه اين چيزها را لمس نمايد نجس ميباشد. پس رخت خود را بشويد و به آب غسل كند و تا شام نجس باشد.
28 «و اگر از جريان خود طاهر شده باشد، هفت روز براي خود بشمارد، و بعد از آن طاهر خواهد بود. 29 و در روز هشتم دو فاخته يا دو جوجة كبوتر بگيرد، و آنها را نزد كاهن به در خيمه اجتماع بياورد. 30 و كاهن يكي را براي قرباني گناه و ديگري را براي قرباني سوختني بگذراند. و كاهن براي وي نجاست جريانش را به حضور خداوند كفاره كند. 31 پس بنياسرائيل را از نجاست ايشان جدا خواهيد كرد، مبادا مسكن مرا كه در ميان ايشان است نجس سازند و در نجاست خود بميرند.»
32 اين است قانون كسي كه جريان دارد، و كسي كه مني از وي درآيد و از آن نجس شده باشد. 33 و حايض در حيضش و هر كه جريان دارد خواه مرد خواه زن، و مردي كه با زن نجس همبستر شود. ترجمه تفسیری خداوند به موسي و هارون فرمود كه اين دستورات را نيز به قوم اسرائيل بدهند: هرگاه از بدن مردي مايعي ترشح شود، او شرعاً نجساست. 3 اين مايع، چه از بدنش به بيرون ترشح كند و چه نكند، او را نجس ميسازد. 4 هر رختخوابي كه او در آن بخوابد و هر چيزي كه روي آن بنشيند نجس خواهد شد. 5 هركس به رختخواب او دست بزند، شرعاً تا غروب نجس خواهد بود و بايد لباس خود را بشويد و غسل كند. 6 هر كس روي جايي بنشيند كه آن مرد هنگام آلودگي روي آن نشسته بود، شرعاً تا غروب نجس خواهد بود و بايد لباس خود را بشويد و غسل كند. 7 هركس به آن مرد دست بزند، بايد همين دستورات را اجرا كند. 8 به هركس آب دهان بياندازد، آن شخص شرعاً تا غروب نجس خواهد بود و بايد لباس خود را بشويد و غسل كند. 9 روي هر زيني كه بنشيند، آن زين نجس خواهد بود. 10 اگر كسي چيزي را كه زير اين مرد بوده است بردارد يا به آن دست بزند، شرعاً تا غروب نجس خواهد بود و بايد لباس خود را بشويد و غسل كند. 11 اگر اين مرد نجس بيآنكه اول دستهاي خود را بشويد، به كسي دست بزند، آن شخص بايد لباس خود را بشويد و غسل كند و تا غروب شرعاً نجس خواهد بود. 12 اگر مرد نجس به يك ظرف سفالين دست بزند، آن ظرف بايد شكسته شود؛ ولي اگر به ظرفي چوبي دست بزند آن ظرف را بايد شست.
13 وقتي ترشح او قطع شود، بايد هفت روز صبر كند و بعد لباسهايش را بشويد و در آب روان غسل نمايد تا شرعاً طاهر شود. 14 روز هشتم بايد دو قمري يا دو جوجه كبوتر دم در خيمه عبادت به حضور خداوند بياورد و آنها را به كاهن بدهد. 15 كاهن بايد يكي را براي قرباني گناه و ديگري را براي قرباني سوختني ذبح كند. به اين ترتيب كاهن در حضور خداوند براي آن مرد بسبب ترشحي كه داشته است كفاره مينمايد.
16 هر وقت از مردي مني خارج شود بايد خود را كاملا بشويد؛ او تا غروب نجس خواهد بود. 17 هر پارچه يا چرمي كه مني روي آن ريخته باشد بايد شسته شود و آن پارچه يا چرم تا غروب نجس خواهد بود. 18 زن و مرد بعد از نزديكي بايد غسل كنند و تا غروب شرعاً نجس خواهند بود.
19 زن تا هفت روز بعد از عادت ماهانهاش شرعاً نجس خواهد بود. در آن مدت هر كس به او دست بزند، تا غروب نجس خواهد شد، 20 و او روي هر چيزي بخوابد يا بنشيند، آن چيز نجس خواهد شد. 21و22و23 اگر كسي به رختخواب آن زن يا به چيزي كه او روي آن نشسته باشد دست بزند بايد لباس خود را بشويد و غسل كند و شرعاً تا غروب نجس خواهد بود. 24 مردي كه در اين مدت با او نزديكي كند، شرعاً تا هفت روز نجس خواهد بود و هر رختخوابي كه او روي آن بخوابد نجس خواهد بود.
25 اگر خونريزي عادت ماهانه بيش از حد معمول جريان داشته باشد يا در طول ماه، بيموقع عادت ماهانه او شروع شود، همان دستورات بالا بايد اجرا گردد. 26 بنابراين در آن مدت او روي هر چيزي كه بخوابد يا بنشيند، درست مثل دوره عادت ماهانه عادي نجس خواهد بود. 27 هر كس به رختخواب او يا به چيزي كه او روي آن نشسته باشد دست بزند نجس خواهد شد و بايد لباس خود را بشويد و غسل كند. او تا غروب شرعاً نجس خواهد بود. 28 هفت روز بعد از تمام شدن عادت ماهانه، او ديگر نجس نيست. 29 روز هشتم بايد دو قمري يا دو جوجه كبوتر دم در عبادتگاه پيش كاهن بياورد 30 و كاهن يكي را براي قرباني گناه و ديگري را براي قرباني سوختني ذبح كند و در حضور خداوند براي نجاست عادت ماهانه آن زن كفاره نمايد. 31 به اين طريق قوم اسرائيل را از ناپاكيهايشان طاهر كنيد مبادا بخاطر آلوده كردن خيمه عبادت من كه در ميان ايشان است بميرند.
32 اين مقررات براي مردي كه بسبب ترشح مايع يا خارج شدن مني نجس شود 33 و همچنين براي دوره عادت ماهانه زن و در مورد هر شخصي است كه با آن زن قبل از طهارت وي نزديكي كند.
راهنما
باب 15 . ناپاكي
روش ذكر دقيق و مشروح ويژگيهاي كسي كه «ناپاك» ميشد و مقتضيات مربوط به آن، ظاهراً بخاطر ترويج نظافت شخصي، و شناختن دايمي خدا در همة جنبههاي زندگي، طرح شده بود.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
16 روز کفاره؛ خون حیوانات
روز كفاره
و خداوند موسي را بعد از مردن دو پسر هارون، وقتي كه نزد خداوند آمدند و مردند خطاب كرده، گفت: 2 «پس خداوند به موسي گفت: برادر خود هارون را بگو كه به قدس درون حجاب پيش كرسي رحمت كه بر تابوت است همه وقت داخل نشود، مبادا بميرد، زيرا كه در ابر بر كرسي رحمت ظاهر خواهم شد. 3 و با اين چيزها هارون داخل قدس بشود، با گوسالهاي براي قرباني گناه، و قوچي براي قرباني سوختني. 4 و پيراهن كتان مقدس را بپوشد، و زير جامة كتان بر بدنش باشد، و به كمربند كتان بسته شود، و به عمامة كتان معمم باشد. اينها رخت مقدس است. پس بدن خود را به آب غسل داده، آنها را بپوشد. 5 و از جماعت بنياسرائيل دو بز نرينه براي قرباني گناه، و يك قوچ براي قرباني سوختني بگيرد. 6 و هارون گوسالة قرباني گناه را كه براي خود اوست بگذراند، و براي خود و اهل خانة خود كفاره نمايد. 7 و دو بز را بگيرد و آنها را به حضور خداوند به در خيمه اجتماع حاضر سازد.8 و هارون بر آن دو بز قرعه اندازد، يك قرعه براي خداوند و يك قرعه براي عزازيل. 9 و هارون بزي را كه قرعه براي خداوند بر آن برآمد نزديك بياورد، و بجهت قرباني گناه بگذراند. 10 و بزي كه قرعه براي عزازيل بر آن برآمد به حضور خداوند زنده حاضر شود، و بر آن كفاره نمايد و آن را براي عزازيل به صحرا بفرستد.
11 «و هارون گاو قرباني گناه را كه براي خود اوست نزديك بياورد، و براي خود و اهل خانه خود كفاره نمايد، و گاو قرباني گناه را كه براي خود اوست ذبح كند. 12 و مجمري پر از زغال آتش از روي مذبح كه به حضور خداوند است و دو مشت پر از بخور معطر كوبيده شده برداشته، به اندرون حجاب بياورد. 13 و بخور را بر آتش به حضور خداوند بنهد تا ابر بخور كرسي رحمت را كه بر تابوت شهادت است بپوشاند، مبادا بميرد. 14 و از خون گاو گرفته، بر كرسي رحمت به انگشت خود به طرف مشرق بپاشد، و قدري از خون را پيش روي كرسي رحمت هفت مرتبه بپاشد. 15 پس بز قرباني گناه را كه براي قوم است ذبح نمايد، و خونش را به اندرون حجاب بياورد، وبا خونش چنانكه با خون گاو عمل كرده بود عمل كند، و آن را بر كرسي رحمت و پيش روي كرسي رحمت بپاشد. 16 و براي قدس كفاره نمايد به سبب نجاسات بنياسرائيل، و به سبب تقصيرهاي ايشان با تمامي گناهان ايشان، و براي خيمه اجتماع كه با ايشان در ميان نجاسات ايشان ساكن است، همچنين بكند. 17 و هيچكس در خيمه اجتماع نباشد، و از وقتي كه براي كردن كفاره داخل قدس بشود تا وقتي كه بيرون آيد،پس براي خود و براي اهل خانة خود و براي تمامي جماعت اسرائيل كفاره خواهد كرد. 18 پس نزد مذبح كه به حضور خداوند است بيرون آيد، و براي آن كفاره نمايد، و از خون گاو و از خون بز گرفته، آن را بر شاخههاي مذبح به هر طرف بپاشد. 19 و قدري از خون را به انگشت خود هفت مرتبه بر آن بپاشد و آن را تطهير كند، و آن را از نجاسات بنياسرائيل تقديس نمايد.
20 «و چون از كفاره نمودن براي قدس و براي خيمه اجتماع و براي مذبح فارغ شود، آنگاه بز زنده را نزديك بياورد. 21 و هارون دو دست خود را بر سر بز زنده بنهد، و همة خطاياي بنياسرائيل و همة تقصيرهاي ايشان را با همة گناهان ايشان اعتراف نمايد، و آنها را بر سر بز بگذارد و آن را به دست شخص حاضر به صحرا بفرستد. 22 و بز همة گناهان ايشان را به زمين ويران بر خود خواهد برد. پس بز را به صحرا رها كند. 23 و هارون به خيمه اجتماع داخل شود، و رخت كتان را كه در وقت داخل شدن به قدس پوشيده بود بيرون كرده، آنها را در آنجا بگذارد. 24 و بدن خود را در جاي مقدس به آب غسل دهد، و رخت خود را پوشيده، بيرون آيد، و قرباني سوختني خود و قرباني سوختني قوم را بگذراند، و براي خود و براي قوم كفاره نمايد. 25 و پيه قرباني گناه را بر مذبح بسوزاند. 26 و آنكه بز را براي عزازيل رها كرد رخت خود را بشويد و بدن خود را به آب غسل دهد، و بعد از آن به لشكرگاه داخل شود. 27 و گاو قرباني گناه و بز قرباني گناه را كه خون آنها به قدس براي كردن كفاره آورده شد، بيرون لشكرگاه برده شود، و پوست و گوشتو سِرگين آنها را به آتش بسوزانند. 28 و آنكه آنها را سوزانيد رخت خود را بشويد و بدن خود را به آب غسل دهد، و بعد از آن به لشكرگاه داخل شود.
29 «و اين براي شما فريضة دائمي باشد، كه در روز دهم از ماه هفتم جانهاي خود را ذليل سازيد، و هيچ كار مكنيد، خواه متوطن خواه غريبي كه در ميان شما مأوا گزيده باشد. 30 زيرا كه در آن روز كفاره براي تطهير شما كرده خواهد شد، و از جميع گناهان خود به حضور خداوند طاهر خواهيد شد. 31 اين سَبَّت آرامي براي شماست، پس جانهاي خود را ذليل سازيد. اين است فريضة دائمي. 32 و كاهني كه مسح شده، و تخصيص شده باشد، تا در جاي پدر خود كهانت نمايد كفاره را بنمايد. و رختهاي كتان يعني رختهاي مقدس را بپوشد. 33 و براي قدس مقدس كفاره نمايد، و براي خيمة اجتماع و مذبح كفاره نمايد، و براي كهنه و تمامي جماعت قوم كفاره نمايد. 34 و اين براي شما فريضة دائمي خواهد بود تا براي بنياسرائيل از تمامي گناهان ايشان يك مرتبه هر سال كفاره شود.» پس چنانكه خداوند موسي را امر فرمود، همچنان بعمل آورد. ترجمه تفسیری پس از آنكه دو پسر هارون بعلت سوزاندن بخور بر آتش غير مجاز در حضور خداوند مردند، خداوند به موسي فرمود: «به برادرت هارون بـگو كه غير از موعد مقرر، در وقت ديگري بـهقدسالاقداس كه پشت پرده است و صندوق عهد و تخت رحمت در آن قرار دارند داخل نشود، مبادا بميرد؛ چون من در ابر بالاي تخت رحمت حضور دارم. 3 شرايط داخل شدن او به آنجا از اين قرار است: او بايد يك گوساله براي قرباني گناه و يك قوچ براي قرباني سوختني بياورد.»
4 سپس خداوند اين مقررات را داد: قبل از آنكه هارون به قدسالاقداس داخل شود، بايد غسل نموده، لباسهاي مخصوص كاهني را بپوشد، يعني پيراهن مقدس كتاني، لباس زير از جنس كتان، كمربند كتاني و عمامه كتاني. 5 آنوقت قوم اسرائيل دو بز نر براي قرباني گناهشان و يك قوچ براي قرباني سوختني نزد او بياورد. 6 هارون بايد اول گوساله رابعنوان قرباني گناه خودش به حضور خداوند تقديم كند و براي خود و خانوادهاش كفاره نمايد. 7 سپس دو بز نر را دم در خيمه عبادت بحضور خداوند بياورد. 8 او بايد يك بز را ذبح كند و ديگـري را در بيابـان رهـا سـازد. ولي بـراي اين كار لازم است اول قرعـه بياندازد. 9 آنگاه بزي را كه به قيد قرعه براي خداوند تعيين شده، بعنوان قرباني گناه ذبح كند 10 و بز ديگر را زنده به حضور خداوند آورد و سپس به بيابان بفرستد تا گناه قوم اسرائيل را با خود ببرد.
11 پس از اينكه هارون گوساله را بعنوان قرباني گناه براي خود و خانوادهاش ذبح كرد، 12 آتش داني پر از زغالهاي مشتعل از قربانگاه بخور برداشته، آن رابا دو مشت بخور كوبيده خوشبو به قدسالاقداس بياورد 13 و در حضور خداوند، بخور را روي آتش بريزد تا ابري از بخور، تخت رحمت روي صندوق عهد را بپوشاند. بدين ترتيب او نخواهد مرد. 14 هارون مقداري از خون گوساله را آورده، با انگشت خود آن را يك مرتبه بر قسمت جلويي تخت رحمت، سپس هفت مرتبه جلو آن روي زمين بپاشد.
15 پس از آن، او بايد بيرون برود و بز قرباني گناه قوم را ذبح كند و خون آن را به قدسالاقداس بياورد و مانند خون گوساله بر تخت رحمت و جلو آن بپاشد. 16 به اين ترتيب براي قدسالاقداس كه بسبب گناهان قوم اسرائيل آلوده شده و براي خيمه عبادتكه در ميان قوم واقع است و با آلودگيهاي ايشان احاطه شده، كفاره خواهد كرد. 17 از زماني كه هارون براي كفاره كردن وارد قدسالاقداس ميشود تا وقتي كه از آنجا بيرون ميآيد هيچكس نبايد در داخل خيمه عبادت باشد. هارون پس از اينكه مراسم كفاره را براي خود و خانوادهاش و قوم اسرائيل بجا آورد، 18 بايد در حضور خداوند بطرف قربانگاه برود و براي آن كفاره كند. او بايد خون گوساله و خون بز را بر شاخهاي قربانگاه بمالد 19 و با انگشت خود هفت بار خون رابر قربانگاه بپاشد، و به اين ترتيب آن را از آلودگي گناهان بنياسرائيل پاك نموده، تقديس كند.
20 وقتي هارون مراسم كفاره را براي قدسالاقداس، خيمه عبادت و قربانگاه به انجام رسانيد، بز زنده را بياورد و 21 هر دو دست خود را روي سر حيوان قرار داده، تمام گناهان و تقصيرات قوم اسرائيل را اعتراف كند و آنها را بر سر بز قرار دهد. سپس بز را به دست مردي كه براي اين كار تعيين شده است بدهد تا آن را به بيابان برده در آنجا رهايش سازد. 22 بدين ترتيب آن بز تمام گناهان بنياسرائيل را به سرزميني كه كسي در آنجا سكونت ندارد ميبرد.
23 پس از آن، هارون بار ديگر بايد داخل عبادتگاه شده لباسهاي كتاني را كه هنگام رفتن به قدسالاقداس پوشيده بود از تن بيرون بياورد و آنها را در عبادتگاه بگذارد. 24 آنوقت در مكان مقدسي غسل نموده، دو باره لباسهايش را بپوشد و بيرون رفته، قرباني سوختني خود و قرباني سوختني بنياسرائيل را تقديم كند و به اين وسيله براي خود و بنياسرائيل كفاره كند. 25 او بايد پيه قرباني گناه را هم بر قربانگاه بسوزاند.
26 مردي كه بز را به بيابان برده است، بايد لباس خود را بشويـد و غسل كنـد و بعد بـه اردوگـاه بـاز گـردد. 27 گوساله و بزي كه بعنوان قرباني گناه ذبح شدند و هارون خون آنها را به داخل قدسالاقداس برد تا كفـاره كنـد، بايـد از اردوگاه بيـرون بـرده شوند و پوست و گوشت و سرگين آنها سوزانده شود. 28 سپس شخصي كه آنها را سوزانده، لباس خود رابشويد و غسل كند و بعد به اردوگاه باز گردد.
29 اين قوانين را هميشه بايد اجرا كنيد: درروز دهم ماه هفتم نبايد كار بكنيد، بلكه آن روز را در روزه بگذرانيد. اين قانون بايد هم بوسيله قوم اسرائيل و هم بوسيله غريباني كه در ميان قوم اسرائيل ساكن هستند رعايت گردد، 30 چون درآن روز، مراسم كفاره براي آمرزش گناهان انجام خواهد شد تاقوم درنظر خداوند طاهر باشند. 31 اين روزبراي شمامقدس است و نبايد در اين روز كار كنيد بلكه بايد در روزه بسر بريد. اين قوانين را هميشه بايد اجراكنيد. 32 اين مراسم در نسلهاي آينده بوسيله كاهن اعظمي كه بجاي جد خود هارون براي كار كاهني تقديس شده، انجام خواهد شد. اوبايد لباسهاي مقدس كتاني رابپوشد، 33 و براي قدسالاقداس، عبادتگاه، قربانگاه، كاهنان و قوم اسرائيل كفاره كند. 34 شما بايد سالي يك مرتبه براي گناهان قوم اسرائيل كفاره كنيد و اين براي شما يك قانون هميشگي است.
هارون تمام دستوراتي را كه خداوند به موسي داد بجا آورد.
راهنما
باب 16 . كفارة سالانه
اين مراسم در روز دهم ماه هفتم برگزار ميشد. اين، با ابهتترين روز سال بود. پاك كردن و بخشش گناه فقط براي مدت يكسال اعتبار داشت (عبرانيان 10 : 3)، ولي اشاره به پاكي ابدي داشت (زكريا 3 : 4 ، 8 ، 9 ؛ 13 : 1 ؛ عبرانيان 10 : 14).
«عزازيل» (آية 8) احتمالاً نامي براي شيطان بوده است. پس از تقديم بز قرباني، كاهن اعظم دستهاي خود را بر سر بز عزازيل مينهاد، و به گناهان قوم اعتراف ميكرد. پس از آن، بز به محل دور و خلوتي فرستاده ميشد و گناهان مردم را با خود ميبرد. اين مراسم نيز يكي از تصاوير تاريخي خدا دربارة كفارة آينده گناه انسان بوسيلة مرگ مسيح بود. غير از اين چه مفهومي ميتوانست داشته باشد؟
روز كفاره
و خداوند موسي را بعد از مردن دو پسر هارون، وقتي كه نزد خداوند آمدند و مردند خطاب كرده، گفت: 2 «پس خداوند به موسي گفت: برادر خود هارون را بگو كه به قدس درون حجاب پيش كرسي رحمت كه بر تابوت است همه وقت داخل نشود، مبادا بميرد، زيرا كه در ابر بر كرسي رحمت ظاهر خواهم شد. 3 و با اين چيزها هارون داخل قدس بشود، با گوسالهاي براي قرباني گناه، و قوچي براي قرباني سوختني. 4 و پيراهن كتان مقدس را بپوشد، و زير جامة كتان بر بدنش باشد، و به كمربند كتان بسته شود، و به عمامة كتان معمم باشد. اينها رخت مقدس است. پس بدن خود را به آب غسل داده، آنها را بپوشد. 5 و از جماعت بنياسرائيل دو بز نرينه براي قرباني گناه، و يك قوچ براي قرباني سوختني بگيرد. 6 و هارون گوسالة قرباني گناه را كه براي خود اوست بگذراند، و براي خود و اهل خانة خود كفاره نمايد. 7 و دو بز را بگيرد و آنها را به حضور خداوند به در خيمه اجتماع حاضر سازد.8 و هارون بر آن دو بز قرعه اندازد، يك قرعه براي خداوند و يك قرعه براي عزازيل. 9 و هارون بزي را كه قرعه براي خداوند بر آن برآمد نزديك بياورد، و بجهت قرباني گناه بگذراند. 10 و بزي كه قرعه براي عزازيل بر آن برآمد به حضور خداوند زنده حاضر شود، و بر آن كفاره نمايد و آن را براي عزازيل به صحرا بفرستد.
11 «و هارون گاو قرباني گناه را كه براي خود اوست نزديك بياورد، و براي خود و اهل خانه خود كفاره نمايد، و گاو قرباني گناه را كه براي خود اوست ذبح كند. 12 و مجمري پر از زغال آتش از روي مذبح كه به حضور خداوند است و دو مشت پر از بخور معطر كوبيده شده برداشته، به اندرون حجاب بياورد. 13 و بخور را بر آتش به حضور خداوند بنهد تا ابر بخور كرسي رحمت را كه بر تابوت شهادت است بپوشاند، مبادا بميرد. 14 و از خون گاو گرفته، بر كرسي رحمت به انگشت خود به طرف مشرق بپاشد، و قدري از خون را پيش روي كرسي رحمت هفت مرتبه بپاشد. 15 پس بز قرباني گناه را كه براي قوم است ذبح نمايد، و خونش را به اندرون حجاب بياورد، وبا خونش چنانكه با خون گاو عمل كرده بود عمل كند، و آن را بر كرسي رحمت و پيش روي كرسي رحمت بپاشد. 16 و براي قدس كفاره نمايد به سبب نجاسات بنياسرائيل، و به سبب تقصيرهاي ايشان با تمامي گناهان ايشان، و براي خيمه اجتماع كه با ايشان در ميان نجاسات ايشان ساكن است، همچنين بكند. 17 و هيچكس در خيمه اجتماع نباشد، و از وقتي كه براي كردن كفاره داخل قدس بشود تا وقتي كه بيرون آيد،پس براي خود و براي اهل خانة خود و براي تمامي جماعت اسرائيل كفاره خواهد كرد. 18 پس نزد مذبح كه به حضور خداوند است بيرون آيد، و براي آن كفاره نمايد، و از خون گاو و از خون بز گرفته، آن را بر شاخههاي مذبح به هر طرف بپاشد. 19 و قدري از خون را به انگشت خود هفت مرتبه بر آن بپاشد و آن را تطهير كند، و آن را از نجاسات بنياسرائيل تقديس نمايد.
20 «و چون از كفاره نمودن براي قدس و براي خيمه اجتماع و براي مذبح فارغ شود، آنگاه بز زنده را نزديك بياورد. 21 و هارون دو دست خود را بر سر بز زنده بنهد، و همة خطاياي بنياسرائيل و همة تقصيرهاي ايشان را با همة گناهان ايشان اعتراف نمايد، و آنها را بر سر بز بگذارد و آن را به دست شخص حاضر به صحرا بفرستد. 22 و بز همة گناهان ايشان را به زمين ويران بر خود خواهد برد. پس بز را به صحرا رها كند. 23 و هارون به خيمه اجتماع داخل شود، و رخت كتان را كه در وقت داخل شدن به قدس پوشيده بود بيرون كرده، آنها را در آنجا بگذارد. 24 و بدن خود را در جاي مقدس به آب غسل دهد، و رخت خود را پوشيده، بيرون آيد، و قرباني سوختني خود و قرباني سوختني قوم را بگذراند، و براي خود و براي قوم كفاره نمايد. 25 و پيه قرباني گناه را بر مذبح بسوزاند. 26 و آنكه بز را براي عزازيل رها كرد رخت خود را بشويد و بدن خود را به آب غسل دهد، و بعد از آن به لشكرگاه داخل شود. 27 و گاو قرباني گناه و بز قرباني گناه را كه خون آنها به قدس براي كردن كفاره آورده شد، بيرون لشكرگاه برده شود، و پوست و گوشتو سِرگين آنها را به آتش بسوزانند. 28 و آنكه آنها را سوزانيد رخت خود را بشويد و بدن خود را به آب غسل دهد، و بعد از آن به لشكرگاه داخل شود.
29 «و اين براي شما فريضة دائمي باشد، كه در روز دهم از ماه هفتم جانهاي خود را ذليل سازيد، و هيچ كار مكنيد، خواه متوطن خواه غريبي كه در ميان شما مأوا گزيده باشد. 30 زيرا كه در آن روز كفاره براي تطهير شما كرده خواهد شد، و از جميع گناهان خود به حضور خداوند طاهر خواهيد شد. 31 اين سَبَّت آرامي براي شماست، پس جانهاي خود را ذليل سازيد. اين است فريضة دائمي. 32 و كاهني كه مسح شده، و تخصيص شده باشد، تا در جاي پدر خود كهانت نمايد كفاره را بنمايد. و رختهاي كتان يعني رختهاي مقدس را بپوشد. 33 و براي قدس مقدس كفاره نمايد، و براي خيمة اجتماع و مذبح كفاره نمايد، و براي كهنه و تمامي جماعت قوم كفاره نمايد. 34 و اين براي شما فريضة دائمي خواهد بود تا براي بنياسرائيل از تمامي گناهان ايشان يك مرتبه هر سال كفاره شود.» پس چنانكه خداوند موسي را امر فرمود، همچنان بعمل آورد. ترجمه تفسیری پس از آنكه دو پسر هارون بعلت سوزاندن بخور بر آتش غير مجاز در حضور خداوند مردند، خداوند به موسي فرمود: «به برادرت هارون بـگو كه غير از موعد مقرر، در وقت ديگري بـهقدسالاقداس كه پشت پرده است و صندوق عهد و تخت رحمت در آن قرار دارند داخل نشود، مبادا بميرد؛ چون من در ابر بالاي تخت رحمت حضور دارم. 3 شرايط داخل شدن او به آنجا از اين قرار است: او بايد يك گوساله براي قرباني گناه و يك قوچ براي قرباني سوختني بياورد.»
4 سپس خداوند اين مقررات را داد: قبل از آنكه هارون به قدسالاقداس داخل شود، بايد غسل نموده، لباسهاي مخصوص كاهني را بپوشد، يعني پيراهن مقدس كتاني، لباس زير از جنس كتان، كمربند كتاني و عمامه كتاني. 5 آنوقت قوم اسرائيل دو بز نر براي قرباني گناهشان و يك قوچ براي قرباني سوختني نزد او بياورد. 6 هارون بايد اول گوساله رابعنوان قرباني گناه خودش به حضور خداوند تقديم كند و براي خود و خانوادهاش كفاره نمايد. 7 سپس دو بز نر را دم در خيمه عبادت بحضور خداوند بياورد. 8 او بايد يك بز را ذبح كند و ديگـري را در بيابـان رهـا سـازد. ولي بـراي اين كار لازم است اول قرعـه بياندازد. 9 آنگاه بزي را كه به قيد قرعه براي خداوند تعيين شده، بعنوان قرباني گناه ذبح كند 10 و بز ديگر را زنده به حضور خداوند آورد و سپس به بيابان بفرستد تا گناه قوم اسرائيل را با خود ببرد.
11 پس از اينكه هارون گوساله را بعنوان قرباني گناه براي خود و خانوادهاش ذبح كرد، 12 آتش داني پر از زغالهاي مشتعل از قربانگاه بخور برداشته، آن رابا دو مشت بخور كوبيده خوشبو به قدسالاقداس بياورد 13 و در حضور خداوند، بخور را روي آتش بريزد تا ابري از بخور، تخت رحمت روي صندوق عهد را بپوشاند. بدين ترتيب او نخواهد مرد. 14 هارون مقداري از خون گوساله را آورده، با انگشت خود آن را يك مرتبه بر قسمت جلويي تخت رحمت، سپس هفت مرتبه جلو آن روي زمين بپاشد.
15 پس از آن، او بايد بيرون برود و بز قرباني گناه قوم را ذبح كند و خون آن را به قدسالاقداس بياورد و مانند خون گوساله بر تخت رحمت و جلو آن بپاشد. 16 به اين ترتيب براي قدسالاقداس كه بسبب گناهان قوم اسرائيل آلوده شده و براي خيمه عبادتكه در ميان قوم واقع است و با آلودگيهاي ايشان احاطه شده، كفاره خواهد كرد. 17 از زماني كه هارون براي كفاره كردن وارد قدسالاقداس ميشود تا وقتي كه از آنجا بيرون ميآيد هيچكس نبايد در داخل خيمه عبادت باشد. هارون پس از اينكه مراسم كفاره را براي خود و خانوادهاش و قوم اسرائيل بجا آورد، 18 بايد در حضور خداوند بطرف قربانگاه برود و براي آن كفاره كند. او بايد خون گوساله و خون بز را بر شاخهاي قربانگاه بمالد 19 و با انگشت خود هفت بار خون رابر قربانگاه بپاشد، و به اين ترتيب آن را از آلودگي گناهان بنياسرائيل پاك نموده، تقديس كند.
20 وقتي هارون مراسم كفاره را براي قدسالاقداس، خيمه عبادت و قربانگاه به انجام رسانيد، بز زنده را بياورد و 21 هر دو دست خود را روي سر حيوان قرار داده، تمام گناهان و تقصيرات قوم اسرائيل را اعتراف كند و آنها را بر سر بز قرار دهد. سپس بز را به دست مردي كه براي اين كار تعيين شده است بدهد تا آن را به بيابان برده در آنجا رهايش سازد. 22 بدين ترتيب آن بز تمام گناهان بنياسرائيل را به سرزميني كه كسي در آنجا سكونت ندارد ميبرد.
23 پس از آن، هارون بار ديگر بايد داخل عبادتگاه شده لباسهاي كتاني را كه هنگام رفتن به قدسالاقداس پوشيده بود از تن بيرون بياورد و آنها را در عبادتگاه بگذارد. 24 آنوقت در مكان مقدسي غسل نموده، دو باره لباسهايش را بپوشد و بيرون رفته، قرباني سوختني خود و قرباني سوختني بنياسرائيل را تقديم كند و به اين وسيله براي خود و بنياسرائيل كفاره كند. 25 او بايد پيه قرباني گناه را هم بر قربانگاه بسوزاند.
26 مردي كه بز را به بيابان برده است، بايد لباس خود را بشويـد و غسل كنـد و بعد بـه اردوگـاه بـاز گـردد. 27 گوساله و بزي كه بعنوان قرباني گناه ذبح شدند و هارون خون آنها را به داخل قدسالاقداس برد تا كفـاره كنـد، بايـد از اردوگاه بيـرون بـرده شوند و پوست و گوشت و سرگين آنها سوزانده شود. 28 سپس شخصي كه آنها را سوزانده، لباس خود رابشويد و غسل كند و بعد به اردوگاه باز گردد.
29 اين قوانين را هميشه بايد اجرا كنيد: درروز دهم ماه هفتم نبايد كار بكنيد، بلكه آن روز را در روزه بگذرانيد. اين قانون بايد هم بوسيله قوم اسرائيل و هم بوسيله غريباني كه در ميان قوم اسرائيل ساكن هستند رعايت گردد، 30 چون درآن روز، مراسم كفاره براي آمرزش گناهان انجام خواهد شد تاقوم درنظر خداوند طاهر باشند. 31 اين روزبراي شمامقدس است و نبايد در اين روز كار كنيد بلكه بايد در روزه بسر بريد. اين قوانين را هميشه بايد اجراكنيد. 32 اين مراسم در نسلهاي آينده بوسيله كاهن اعظمي كه بجاي جد خود هارون براي كار كاهني تقديس شده، انجام خواهد شد. اوبايد لباسهاي مقدس كتاني رابپوشد، 33 و براي قدسالاقداس، عبادتگاه، قربانگاه، كاهنان و قوم اسرائيل كفاره كند. 34 شما بايد سالي يك مرتبه براي گناهان قوم اسرائيل كفاره كنيد و اين براي شما يك قانون هميشگي است.
هارون تمام دستوراتي را كه خداوند به موسي داد بجا آورد.
راهنما
باب 16 . كفارة سالانه
اين مراسم در روز دهم ماه هفتم برگزار ميشد. اين، با ابهتترين روز سال بود. پاك كردن و بخشش گناه فقط براي مدت يكسال اعتبار داشت (عبرانيان 10 : 3)، ولي اشاره به پاكي ابدي داشت (زكريا 3 : 4 ، 8 ، 9 ؛ 13 : 1 ؛ عبرانيان 10 : 14).
«عزازيل» (آية 8) احتمالاً نامي براي شيطان بوده است. پس از تقديم بز قرباني، كاهن اعظم دستهاي خود را بر سر بز عزازيل مينهاد، و به گناهان قوم اعتراف ميكرد. پس از آن، بز به محل دور و خلوتي فرستاده ميشد و گناهان مردم را با خود ميبرد. اين مراسم نيز يكي از تصاوير تاريخي خدا دربارة كفارة آينده گناه انسان بوسيلة مرگ مسيح بود. غير از اين چه مفهومي ميتوانست داشته باشد؟
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
17 خون حیوانات
اهميت خون
و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت:2 «هارون و پسرانش و جميع بنياسرائيل را خطاب كرده، به ايشان بگو: اين است كاري كه خداوند ميفرمايد و ميگويد: 3 هر شخصي از خاندان اسرائيل كه گاو يا گوسفند يا بزدر لشكرگاه ذبح نمايد، يا آنكه بيرون لشكرگاه ذبح نمايد، 4 و آن را به در خيمه اجتماع نياورد، تا قرباني براي خداوند پيش مسكن خداوند بگذراند، بر آن شخص خون محسوب خواهد شد. او خون ريخته است و آن شخص از قوم خود منقطع خواهد شد. 5 تا آنكه بنياسرائيل ذبايح خود را كه در صحرا ذبح ميكنند بياورند، يعني براي خداوند به در خيمة اجتماع نزد كاهن آنها را بياورند، و آنها را بجهت ذبايح سلامتي براي خداوند ذبح نمايند. 6 و كاهن خون را بر مذبح خداوند نزد در خيمه اجتماع بپاشد، و پيه را بسوزاند تا عطر خوشبو براي خداوند شود. 7 و بعد از اين، ذبايح خود را براي ديوهايي كه در عقب آنها زنا ميكنند ديگر ذبح ننمايند. اين براي ايشان در پشتهاي ايشان فريضة دائمي خواهد بود.
8 «و ايشان را بگو: هر كس از خاندان اسرائيل و از غريباني كه در ميان شما مأوا گزينند كه قرباني سوختني يا ذبيحه بگذراند، 9 و آن را به در خيمه اجتماع نياورد، تا آن را براي خداوند بگذراند. آن شخص از قوم خود منقطع خواهد شد. 10 و هر كس از خاندان اسرائيل يا از غريباني كه در ميان شما مأوا گزينند كه هر قسم خون را بخورد، من روي خود را بر آن شخصي كه خون خورده باشد برميگردانم، و او را از ميان قومش منقطع خواهم ساخت. 11 زيرا كه جان جسد در خون است، و من آن را بر مذبح به شما دادهام تا براي جانهاي شما كفاره كند، زيرا خون است كه براي جان كفاره ميكند. 12 بنابراين بنياسرائيلرا گفتهام: هيچكس از شما خون نخورد و غريبي كه در ميان شما مأوا گزيند خون نخورد. 13 و هر شخص از بنياسرائيل يا از غريباني كه در ميان شما مأوا گزينند، كه هر جانور يا مرغي را كه خورده ميشود صيد كند، پس خون آن را بريزد و به خاك بپوشاند. 14 زيرا جان هر ذيجسد خون آن و جان آن يكي است، پس بنياسرائيل را گفتهام خون هيچ ذي جسد را مخوريد، زيرا جان هر ذي جسد خون آن است، هر كه آن را بخورد منقطع خواهد شد.
15 «و هر كسي از متوطنان يا از غريباني كه ميته يا دريده شدهاي بخورد، رخت خود را بشويد، و به آب غسل كند و تا شام نجس باشد. پس طاهر خواهد شد. 16 و اگر آن را نشويد و بدن خود را غسل ندهد، متحمل گناه خود خواهد بود.» ترجمه تفسیری خداوند دستورات زير را براي هارون و پسرانش و تمامي قوم اسرائيل به موسي داد: 3و4 هر اسرائيلي كه گاو يا گوسفند يا بزي را در جايي ديگر غيرازخيمه عبادت براي خداوند ذبح كند، خون ريخته و مجرم است و بايد ازميان قوم خود طرد شود. 5 هدف از اين قانون اين است كه قوم اسرائيل ديگر در صحرا قرباني نكنند. قوم بايد قربانيهاي خود را دمدرخيمه عبادت پيش كاهن بياورند و آنها را بعنوان قرباني سلامتي به خداوند تقديم كنند. 6 سپس كاهن خون آنها را بر قربانگاه خداوند كه دم در خيمه عبادت است بپاشد و پيه آنها را همچون عطر خوشبويي كه مورد پسند خداوند است بسوزاند. 7 قوم اسرائيل ديگر نبايد در صحرا براي ارواح شرير قرباني كنند وبه خداوند خيانت ورزند. اين براي شما قانوني است هميشگي كه بايد نسل اندر نسل بجا آورده شود.
8و9 هرگاه يك اسرائيلي يا غريبي كه در ميان قومساكن است در جايي غير از دم در خيمه عبادت براي خداوند قرباني كند، بايد از ميان قوم طرد شود.
10 هركس خون بخورد، چه اسرائيلي باشد، چه غريبي كه در ميان شما ساكن است، روي خود را از او برگردانده او را از ميان قوم طرد خواهم كرد، 11 زيرا جان هر موجودي در خون اوست و من خون را به شما دادهام تا براي كفاره جانهاي خود، آن را بر روي قربانگاه بپاشيد. خون است كه براي جان كفاره ميكند. 12 به همين دليل است كه به قوم اسرائيل حكم ميكنم كه نه خودشان خون بخورند و نه غريبي كه در ميان ايشان ساكن است. 13 هركس به شكار برود، خواه اسرائيلي باشد خواه غريبي كه در ميان شماست و حيوان يا پرنده حلال گوشتي را شكار كند، بايد خونش را بريزد و روي آن را با خاك بپوشاند، 14 زيرا جان هر موجودي در خون اوست. به همين دليل است كه به قوم اسرائيل گفتم كه هرگز خون نخورند، زيرا حيات هر موجود زندهاي در خون آن است. پس هر كس خون بخورد بايد از ميان قوم اسرائيل طرد شود.
15 هر اسرائيلي يا غريبي كه گوشت حيوان مرده يا دريده شدهاي را بخورد، بايد لباس خود را بشويد و غسل كند. او بعد از غروب شرعاً طاهر خواهد بود. 16 ولي اگر لباسهايش را نشويد و غسل نكند مجرم خواهد بود.
راهنما
باب 17 . نحوة تقديم قرباني
طبق قانون، تقديم حيوانات ميبايست بيرون در خيمة اجتماع صورت گيرد. خوردن خون شديداً ممنوع بود (3 : 17 ؛ 7:26و27؛ 17:10-16؛ پيدايش 9:4؛ تثنيه 12:16، 23-25)؛ و هنوز نيز هست (اعمال 15 : 29).
اهميت خون
و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت:2 «هارون و پسرانش و جميع بنياسرائيل را خطاب كرده، به ايشان بگو: اين است كاري كه خداوند ميفرمايد و ميگويد: 3 هر شخصي از خاندان اسرائيل كه گاو يا گوسفند يا بزدر لشكرگاه ذبح نمايد، يا آنكه بيرون لشكرگاه ذبح نمايد، 4 و آن را به در خيمه اجتماع نياورد، تا قرباني براي خداوند پيش مسكن خداوند بگذراند، بر آن شخص خون محسوب خواهد شد. او خون ريخته است و آن شخص از قوم خود منقطع خواهد شد. 5 تا آنكه بنياسرائيل ذبايح خود را كه در صحرا ذبح ميكنند بياورند، يعني براي خداوند به در خيمة اجتماع نزد كاهن آنها را بياورند، و آنها را بجهت ذبايح سلامتي براي خداوند ذبح نمايند. 6 و كاهن خون را بر مذبح خداوند نزد در خيمه اجتماع بپاشد، و پيه را بسوزاند تا عطر خوشبو براي خداوند شود. 7 و بعد از اين، ذبايح خود را براي ديوهايي كه در عقب آنها زنا ميكنند ديگر ذبح ننمايند. اين براي ايشان در پشتهاي ايشان فريضة دائمي خواهد بود.
8 «و ايشان را بگو: هر كس از خاندان اسرائيل و از غريباني كه در ميان شما مأوا گزينند كه قرباني سوختني يا ذبيحه بگذراند، 9 و آن را به در خيمه اجتماع نياورد، تا آن را براي خداوند بگذراند. آن شخص از قوم خود منقطع خواهد شد. 10 و هر كس از خاندان اسرائيل يا از غريباني كه در ميان شما مأوا گزينند كه هر قسم خون را بخورد، من روي خود را بر آن شخصي كه خون خورده باشد برميگردانم، و او را از ميان قومش منقطع خواهم ساخت. 11 زيرا كه جان جسد در خون است، و من آن را بر مذبح به شما دادهام تا براي جانهاي شما كفاره كند، زيرا خون است كه براي جان كفاره ميكند. 12 بنابراين بنياسرائيلرا گفتهام: هيچكس از شما خون نخورد و غريبي كه در ميان شما مأوا گزيند خون نخورد. 13 و هر شخص از بنياسرائيل يا از غريباني كه در ميان شما مأوا گزينند، كه هر جانور يا مرغي را كه خورده ميشود صيد كند، پس خون آن را بريزد و به خاك بپوشاند. 14 زيرا جان هر ذيجسد خون آن و جان آن يكي است، پس بنياسرائيل را گفتهام خون هيچ ذي جسد را مخوريد، زيرا جان هر ذي جسد خون آن است، هر كه آن را بخورد منقطع خواهد شد.
15 «و هر كسي از متوطنان يا از غريباني كه ميته يا دريده شدهاي بخورد، رخت خود را بشويد، و به آب غسل كند و تا شام نجس باشد. پس طاهر خواهد شد. 16 و اگر آن را نشويد و بدن خود را غسل ندهد، متحمل گناه خود خواهد بود.» ترجمه تفسیری خداوند دستورات زير را براي هارون و پسرانش و تمامي قوم اسرائيل به موسي داد: 3و4 هر اسرائيلي كه گاو يا گوسفند يا بزي را در جايي ديگر غيرازخيمه عبادت براي خداوند ذبح كند، خون ريخته و مجرم است و بايد ازميان قوم خود طرد شود. 5 هدف از اين قانون اين است كه قوم اسرائيل ديگر در صحرا قرباني نكنند. قوم بايد قربانيهاي خود را دمدرخيمه عبادت پيش كاهن بياورند و آنها را بعنوان قرباني سلامتي به خداوند تقديم كنند. 6 سپس كاهن خون آنها را بر قربانگاه خداوند كه دم در خيمه عبادت است بپاشد و پيه آنها را همچون عطر خوشبويي كه مورد پسند خداوند است بسوزاند. 7 قوم اسرائيل ديگر نبايد در صحرا براي ارواح شرير قرباني كنند وبه خداوند خيانت ورزند. اين براي شما قانوني است هميشگي كه بايد نسل اندر نسل بجا آورده شود.
8و9 هرگاه يك اسرائيلي يا غريبي كه در ميان قومساكن است در جايي غير از دم در خيمه عبادت براي خداوند قرباني كند، بايد از ميان قوم طرد شود.
10 هركس خون بخورد، چه اسرائيلي باشد، چه غريبي كه در ميان شما ساكن است، روي خود را از او برگردانده او را از ميان قوم طرد خواهم كرد، 11 زيرا جان هر موجودي در خون اوست و من خون را به شما دادهام تا براي كفاره جانهاي خود، آن را بر روي قربانگاه بپاشيد. خون است كه براي جان كفاره ميكند. 12 به همين دليل است كه به قوم اسرائيل حكم ميكنم كه نه خودشان خون بخورند و نه غريبي كه در ميان ايشان ساكن است. 13 هركس به شكار برود، خواه اسرائيلي باشد خواه غريبي كه در ميان شماست و حيوان يا پرنده حلال گوشتي را شكار كند، بايد خونش را بريزد و روي آن را با خاك بپوشاند، 14 زيرا جان هر موجودي در خون اوست. به همين دليل است كه به قوم اسرائيل گفتم كه هرگز خون نخورند، زيرا حيات هر موجود زندهاي در خون آن است. پس هر كس خون بخورد بايد از ميان قوم اسرائيل طرد شود.
15 هر اسرائيلي يا غريبي كه گوشت حيوان مرده يا دريده شدهاي را بخورد، بايد لباس خود را بشويد و غسل كند. او بعد از غروب شرعاً طاهر خواهد بود. 16 ولي اگر لباسهايش را نشويد و غسل نكند مجرم خواهد بود.
راهنما
باب 17 . نحوة تقديم قرباني
طبق قانون، تقديم حيوانات ميبايست بيرون در خيمة اجتماع صورت گيرد. خوردن خون شديداً ممنوع بود (3 : 17 ؛ 7:26و27؛ 17:10-16؛ پيدايش 9:4؛ تثنيه 12:16، 23-25)؛ و هنوز نيز هست (اعمال 15 : 29).
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
18 زنا و اعمال قبیح
روابط نامشروع
و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت:2 «بنياسرائيل را خطاب كرده، به ايشان بگو: من يهوه خداي شما هستم. 3 مثل اعمال زمين مصر كه در آن ساكن ميبوديد عمل منماييد، و مثل اعمال زمين كنعان كه من شما را به آنجا داخل خواهم كرد عمل منماييد، و برحسب فرايض ايشان رفتار مكنيد. 4 احكام مرا بجا آوريد و فرايض مرا نگاه داريد تا در آنها رفتار نماييد، من يهوه خداي شما هستم. 5 پس فرايض و احكام مرا نگاه داريد، كه هر آدمي كه آنها را بجاآورد در آنها زيست خواهد كرد، من يهوه هستم.
6 «هيچ كس به احدي از اقرباي خويش نزديكي ننمايد تا كشف عورت او بكند. من يهوه هستم. 7 عورت پدر خود يعني عورت مادر خود را كشف منما؛ او مادر توست. كشف عورت او مكن. 8 عورت زن پدر خود را كشف مكن. آن عورت پدر تو است. 9 عورت خواهر خود، خواه دختر پدرت، خواه دختر مادرت چه مولود در خانه، چه مولود بيرون، عورت ايشان را كشف منما. 10 عورت دختر پسرت و دختر دخترت، عورت ايشان را كشف مكن، زيرا كه اينها عورت تو است. 11 عورت دختر زن پدرت كه از پدر تو زاييده شده باشد، او خواهر تو است كشف عورت او را مكن. 12 عورت خواهر پدر خود را كشف مكن، او از اقرباي پدر تو است. 13 عورت خواهر مادر خود را كشف مكن، او از اقرباي مادر تو است. 14 عورت برادر پدر خود را كشف مكن، و به زن او نزديكي منما. او (به منزلة) عمة تو است. 15 عورت عروس خود را كشف مكن، او زن پسر تو است. عورت او را كشف مكن. 16 عورت زن برادر خود را كشف مكن. آن عورت برادر تو است. 17 عورت زني را با دخترش كشف مكن. و دختر پسر او يا دختر دختر او را مگير، تا عورت او را كشف كني. اينان از اقرباي او ميباشند و اين فجور است. 18 و زني را با خواهرش مگير، تا هيوي او بشود، و تا عورت او را با وي مادامي كه او زنده است، كشف نمايي. 19 و به زني در نجاست حيضش نزديكي منما، تاعورت او را كشف كني. 20 و با زن همساية خود همبستر مشو، تا خود را با وي نجس سازي.
21 «و كسي از ذريت خود را براي مولك از آتش مگذران و نام خداي خود را بيحرمت مساز. من يهوه هستم.
22 «و با ذكور مثل زن جماع مكن، زيرا كه اين فجور است. 23 و با هيچ بهيمهاي جماع مكن، تا خود را به آن نجس سازي، و زني پيش بهيمهاي نايستد تا با آن جماع كند، زيرا كه اين فجور است.
24 «به هيچ كدام از اينها خويشتن را نجس مسازيد، زيرا به همة اينها امتهايي كه من پيش روي شما بيرون ميكنم، نجس شدهاند. 25 و زمين نجس شده است، و انتقام گناهش را از آن خواهم كشيد، و زمين ساكنان خود را قي خواهد نمود. 26 پس شما فرايض و احكام مرا نگاه داريد، و هيچ كدام از اين فجور را به عمل نياوريد، نه متوطن و نه غريبي كه در ميان شما مأوا گزيند. 27 زيرا مردمان آن زمين كه قبل از شما بودند، جميع اين فجور را كردند، و زمين نجس شده است. 28 مبادا زمين شما را نيز قي كند، اگر آن را نجس سازيد، چنانكه امتهايي را كه قبل از شما بودند، قي كرده است. 29 زيرا هر كسي كه يكي از اين فجور را بكند، همة كساني كه كرده باشند، از ميان قوم خود منقطع خواهند شد. 30 پس وصيت مرا نگاه داريد، و از اين رسوم زشت كه قبل از شما به عمل آورده شده است عمل منماييد، و خود را به آنها نجس مسازيد. من يهوه خداي شما هستم.» ترجمه تفسیری سپس خداوند به موسي فرمود كه به قوم اسرائيل بگويد:
«من خداوند، خداي شما هستم. 3 پس مانند بت پرستان رفتار نكنيد يعني مثل مصرياني كه در كشورشان زندگي ميكرديد و يا مانند كنعانيهايي كه ميخواهم شما را به سرزمينشان ببرم. 4و5 بايد فقط از دستورات و قوانين من اطاعت كنيد و آنها را بجا آوريد، چون من خداوند، خداي شما هستم. اگر قوانين مرا اطاعت كنيد، زنده خواهيد ماند.
6 «هيچ يك از شما نبايد با محارم خود همبستر شود. 7 با مادر خود همبستر نشو، زيرا با اين كار به او وبه پدرت بياحترامي ميكني. 8 با هيچ يك از زنان پدرت همبستر نشو، چون با اين كار به پدرت بياحترامي ميكني. 9 همچنين با خواهر تني يا با خواهر ناتني خود، چه دختر پدرت باشد چه دختر مادرت، چه در همان خانه بدنيا آمده باشد چه در جاي ديگر، همبستر نشو.
10 «با دختر پسرت يا دختر دخترت همبستر نشو، چون با اين كار خود را رسوا ميكني. 11 با دختر زن پدرت همبستر نشو، چون او خواهر ناتني توست. 12 با عمه خود همبستر نشو، چون از بستگان نزديك پدرت ميباشد. 13 با خاله خود همبستر نشو، چون از بستگان نزديك مادرت است. 14 با زن عموي خود همبستر نشو، چون او مثل عمه توست.
15 «با عروس خود همبستر نشو، چون زن پسر توست. 16 با زن برادرت همبستر نشو، چون با اين كار به برادرت بياحترامي ميكني. 17 با يك زن و دختر او يا نوهاش همبستر نشو، چون آنها بستگان نزديك همديگرند و اين عمل قبيحي است. 18 مادامي كه زنت زنده است نبايد خواهر او را هم به زني بگيري و با او همبستر شوي.
19 «با زني به هنگام عادت ماهانهاش همبستر نشو. 20 با زني كه همسر مرد ديگري است همبستر نشو و خود را بوسيله او نجس نساز.
21 «هيچ يك از فرزندان خود را به بت مولك هديه نكن و آنها را بر قربانگاه آن نسوزان زيرا با اين كار نام خداوند، خداي خود را بيحرمت خواهي كرد.
22 «هيچ مردي نبايد با مرد ديگري نزديكي كند، چون اين عمل، بسيار قبيح است. 23 هيچ مرد يا زني نبايد با حيوان نزديكي كند و با اين كار خود را نجس سازد. اين عمل، بسيار قبيح است.
24 «با اين كارها خود را نجس نسازيد، چون اين اعمالي است كه بت پرستها انجام ميدهند و بخاطر اين كارهاست كه ميخواهم آنان را از سرزميني كه شما داخل آن ميشويد بيرون كنم. 25 تمامي آن سرزمين با اين نوع اعمال، نجس شده است. به همين دليل است كه ميخواهم مردماني را كه در آنجاساكنند مجازات كنم و ايشان را از آنجا بيرون اندازم. 26 شما بايد از تمام قوانين و دستورات من اطاعت كنيد و هيچ يك از اين اعمال قبيح را انجام ندهيد. اين قوانين هم شامل شما ميشود و هم شامل غريباني كه در ميان شما ساكنند.
27 «آري، تمامي اين اعمال قبيح بوسيله مردمان سرزميني كه ميخواهم شما را به آنجا ببرم بعمل آمده و آن سرزمين را نجس كرده است. 28 شما اين اعمال را انجام ندهيد و گرنه شما را نيز مثل اقوامي كه اكنون در آنجا ساكنند از آن سرزمين بيرون خواهم راند. 29و30 هركس مرتكب يكي از اين اعمال قبيح گردد، از ميان قوم طرد خواهد شد. پس قوانين مرا اطاعت كنيد و هيچ يك از اين عادات زشت را انجام ندهيد. خود را با اين اعمال قبيح نجس نكنيد زيرا من خداوند، خداي شما هستم.»
راهنما
باب 18 . اعمال پليد كنعانيان
اگر تعجب ميكنيم كه چرا اين چيزها حتي ذكر شدهاند، مثل زناي با محارم، لواطي و همخوابگي با حيوانات؛ ذكر آنها به اين دليل است كه اين اعمال در ميان همسايگان اسرائيل كاملاً متداول بودند.
روابط نامشروع
و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت:2 «بنياسرائيل را خطاب كرده، به ايشان بگو: من يهوه خداي شما هستم. 3 مثل اعمال زمين مصر كه در آن ساكن ميبوديد عمل منماييد، و مثل اعمال زمين كنعان كه من شما را به آنجا داخل خواهم كرد عمل منماييد، و برحسب فرايض ايشان رفتار مكنيد. 4 احكام مرا بجا آوريد و فرايض مرا نگاه داريد تا در آنها رفتار نماييد، من يهوه خداي شما هستم. 5 پس فرايض و احكام مرا نگاه داريد، كه هر آدمي كه آنها را بجاآورد در آنها زيست خواهد كرد، من يهوه هستم.
6 «هيچ كس به احدي از اقرباي خويش نزديكي ننمايد تا كشف عورت او بكند. من يهوه هستم. 7 عورت پدر خود يعني عورت مادر خود را كشف منما؛ او مادر توست. كشف عورت او مكن. 8 عورت زن پدر خود را كشف مكن. آن عورت پدر تو است. 9 عورت خواهر خود، خواه دختر پدرت، خواه دختر مادرت چه مولود در خانه، چه مولود بيرون، عورت ايشان را كشف منما. 10 عورت دختر پسرت و دختر دخترت، عورت ايشان را كشف مكن، زيرا كه اينها عورت تو است. 11 عورت دختر زن پدرت كه از پدر تو زاييده شده باشد، او خواهر تو است كشف عورت او را مكن. 12 عورت خواهر پدر خود را كشف مكن، او از اقرباي پدر تو است. 13 عورت خواهر مادر خود را كشف مكن، او از اقرباي مادر تو است. 14 عورت برادر پدر خود را كشف مكن، و به زن او نزديكي منما. او (به منزلة) عمة تو است. 15 عورت عروس خود را كشف مكن، او زن پسر تو است. عورت او را كشف مكن. 16 عورت زن برادر خود را كشف مكن. آن عورت برادر تو است. 17 عورت زني را با دخترش كشف مكن. و دختر پسر او يا دختر دختر او را مگير، تا عورت او را كشف كني. اينان از اقرباي او ميباشند و اين فجور است. 18 و زني را با خواهرش مگير، تا هيوي او بشود، و تا عورت او را با وي مادامي كه او زنده است، كشف نمايي. 19 و به زني در نجاست حيضش نزديكي منما، تاعورت او را كشف كني. 20 و با زن همساية خود همبستر مشو، تا خود را با وي نجس سازي.
21 «و كسي از ذريت خود را براي مولك از آتش مگذران و نام خداي خود را بيحرمت مساز. من يهوه هستم.
22 «و با ذكور مثل زن جماع مكن، زيرا كه اين فجور است. 23 و با هيچ بهيمهاي جماع مكن، تا خود را به آن نجس سازي، و زني پيش بهيمهاي نايستد تا با آن جماع كند، زيرا كه اين فجور است.
24 «به هيچ كدام از اينها خويشتن را نجس مسازيد، زيرا به همة اينها امتهايي كه من پيش روي شما بيرون ميكنم، نجس شدهاند. 25 و زمين نجس شده است، و انتقام گناهش را از آن خواهم كشيد، و زمين ساكنان خود را قي خواهد نمود. 26 پس شما فرايض و احكام مرا نگاه داريد، و هيچ كدام از اين فجور را به عمل نياوريد، نه متوطن و نه غريبي كه در ميان شما مأوا گزيند. 27 زيرا مردمان آن زمين كه قبل از شما بودند، جميع اين فجور را كردند، و زمين نجس شده است. 28 مبادا زمين شما را نيز قي كند، اگر آن را نجس سازيد، چنانكه امتهايي را كه قبل از شما بودند، قي كرده است. 29 زيرا هر كسي كه يكي از اين فجور را بكند، همة كساني كه كرده باشند، از ميان قوم خود منقطع خواهند شد. 30 پس وصيت مرا نگاه داريد، و از اين رسوم زشت كه قبل از شما به عمل آورده شده است عمل منماييد، و خود را به آنها نجس مسازيد. من يهوه خداي شما هستم.» ترجمه تفسیری سپس خداوند به موسي فرمود كه به قوم اسرائيل بگويد:
«من خداوند، خداي شما هستم. 3 پس مانند بت پرستان رفتار نكنيد يعني مثل مصرياني كه در كشورشان زندگي ميكرديد و يا مانند كنعانيهايي كه ميخواهم شما را به سرزمينشان ببرم. 4و5 بايد فقط از دستورات و قوانين من اطاعت كنيد و آنها را بجا آوريد، چون من خداوند، خداي شما هستم. اگر قوانين مرا اطاعت كنيد، زنده خواهيد ماند.
6 «هيچ يك از شما نبايد با محارم خود همبستر شود. 7 با مادر خود همبستر نشو، زيرا با اين كار به او وبه پدرت بياحترامي ميكني. 8 با هيچ يك از زنان پدرت همبستر نشو، چون با اين كار به پدرت بياحترامي ميكني. 9 همچنين با خواهر تني يا با خواهر ناتني خود، چه دختر پدرت باشد چه دختر مادرت، چه در همان خانه بدنيا آمده باشد چه در جاي ديگر، همبستر نشو.
10 «با دختر پسرت يا دختر دخترت همبستر نشو، چون با اين كار خود را رسوا ميكني. 11 با دختر زن پدرت همبستر نشو، چون او خواهر ناتني توست. 12 با عمه خود همبستر نشو، چون از بستگان نزديك پدرت ميباشد. 13 با خاله خود همبستر نشو، چون از بستگان نزديك مادرت است. 14 با زن عموي خود همبستر نشو، چون او مثل عمه توست.
15 «با عروس خود همبستر نشو، چون زن پسر توست. 16 با زن برادرت همبستر نشو، چون با اين كار به برادرت بياحترامي ميكني. 17 با يك زن و دختر او يا نوهاش همبستر نشو، چون آنها بستگان نزديك همديگرند و اين عمل قبيحي است. 18 مادامي كه زنت زنده است نبايد خواهر او را هم به زني بگيري و با او همبستر شوي.
19 «با زني به هنگام عادت ماهانهاش همبستر نشو. 20 با زني كه همسر مرد ديگري است همبستر نشو و خود را بوسيله او نجس نساز.
21 «هيچ يك از فرزندان خود را به بت مولك هديه نكن و آنها را بر قربانگاه آن نسوزان زيرا با اين كار نام خداوند، خداي خود را بيحرمت خواهي كرد.
22 «هيچ مردي نبايد با مرد ديگري نزديكي كند، چون اين عمل، بسيار قبيح است. 23 هيچ مرد يا زني نبايد با حيوان نزديكي كند و با اين كار خود را نجس سازد. اين عمل، بسيار قبيح است.
24 «با اين كارها خود را نجس نسازيد، چون اين اعمالي است كه بت پرستها انجام ميدهند و بخاطر اين كارهاست كه ميخواهم آنان را از سرزميني كه شما داخل آن ميشويد بيرون كنم. 25 تمامي آن سرزمين با اين نوع اعمال، نجس شده است. به همين دليل است كه ميخواهم مردماني را كه در آنجاساكنند مجازات كنم و ايشان را از آنجا بيرون اندازم. 26 شما بايد از تمام قوانين و دستورات من اطاعت كنيد و هيچ يك از اين اعمال قبيح را انجام ندهيد. اين قوانين هم شامل شما ميشود و هم شامل غريباني كه در ميان شما ساكنند.
27 «آري، تمامي اين اعمال قبيح بوسيله مردمان سرزميني كه ميخواهم شما را به آنجا ببرم بعمل آمده و آن سرزمين را نجس كرده است. 28 شما اين اعمال را انجام ندهيد و گرنه شما را نيز مثل اقوامي كه اكنون در آنجا ساكنند از آن سرزمين بيرون خواهم راند. 29و30 هركس مرتكب يكي از اين اعمال قبيح گردد، از ميان قوم طرد خواهد شد. پس قوانين مرا اطاعت كنيد و هيچ يك از اين عادات زشت را انجام ندهيد. خود را با اين اعمال قبيح نجس نكنيد زيرا من خداوند، خداي شما هستم.»
راهنما
باب 18 . اعمال پليد كنعانيان
اگر تعجب ميكنيم كه چرا اين چيزها حتي ذكر شدهاند، مثل زناي با محارم، لواطي و همخوابگي با حيوانات؛ ذكر آنها به اين دليل است كه اين اعمال در ميان همسايگان اسرائيل كاملاً متداول بودند.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
19 قوانین گوناگون
قوانين مختلف
و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت:2 «تمامي جماعت بنياسرائيل را خطاب كرده، به ايشان بگو: مقدس باشيد، زيرا كه من يهوه خداي شما قدوس هستم. 3 هر يكي از شما مادر و پدر خود را احترام نمايد و سَبَّتهاي مرا نگاه داريد، من يهوه خداي شما هستم. 4 به سوي بتها ميل مكنيد، و خدايان ريخته شده براي خود مسازيد. من يهوه خداي شما هستم. 5 و چون ذبيحه سلامتي نزد خداوند بگذرانيد، آن را بگذرانيد تا مقبول شويد، 6 در روزي كه آن را ذبح نماييد. و در فرداي آن روز خورده شود، و اگر چيزي از آن تا روز سوم بماند به آتش سوخته شود. 7 و اگر در روز سوم خورده شود، مكروه ميباشد، مقبول نخواهد شد. 8 و هر كه آن را بخورد، متحمل گناه خود خواهد بود، زيرا چيز مقدس خداوند را بيحرمت كرده است، آن كس از قوم خود منقطع خواهد شد.
9 «و چون حاصل زمين خود را درو كنيد، گوشههاي مزرعه خود را تمام نكنيد، و محصول خود را خوشهچيني مكنيد. 10 و تاكستان خود را دانهچيني منما، و خوشههاي ريخته شدة تاكستان خود را بر مچين، آنها را براي فقير و غريب بگذار، من يهوه خداي شما هستم.
11 دزدي مكنيد، و مكر منماييد، و با يكديگر دروغ مگوييد. 12 و به نام من قسم دروغ مخوريد، كه نام خداي خود را بيحرمت نموده باشي، من يهوه هستم.
13 مال همسايه خود را غصب منما، و ستم مكن، و مزد مزدور نزد تو تا صبح نماند.
14 كر را لعنت مكن، و پيش روي كور سنگ لغزش مگذار، و از خداي خود بترس، من يهوه هستم.
15 در داوري بيانصافي مكن، و فقير را طرفداري منما و بزرگ را محترم مدار، و دربارة همساية خود به انصاف داوري بكن؛
16 «در ميان قوم خود براي سخنچيني گردش مكن، و بر خون همسايه خود مايست. من يهوه هستم.
17 «برادر خود را در دل خود بغض منما، البته همساية خود را تنبيه كن، و به سبب او متحمل گناه مباش. 18 از ابناي قوم خود انتقام مگير، و كينه مورز، و همساية خود را مثل خويشتن محبت نما. من يهوه هستم.
19 «فرايض مرا نگاه داريد. بهيمة خود را با غير جنس آن به جماع وامدار؛ و مزرعه خود را به دو قسم تخم مكار؛ و رخت از دوقسم بافته شده در بر خود مكن.
20 «و مردي كه با زني همبستر شود و آن زن كنيز و نامزد كسي باشد، اما فديه نداده شده، و نه آزادي به او بخشيده، ايشان را سياست بايد كرد، ليكن كشته نشوند زيرا كه او آزاد نبود. 21 و مرد براي قرباني جرم خود قوچ قرباني جرم را نزد خداوند به در خيمه اجتماع بياورد. 22 و كاهن براي وي به قوچ قرباني جرم نزد خداوند گناهش را كه كرده است كفاره خواهد كرد، و او از گناهي كه كرده است آمرزيده خواهد شد.
23 «و چون به آن زمين داخل شديد و هر قسم درخت را براي خوراك نشانديد، پس ميوة آن را مثل نامختوني آن بشماريد، سه سال براي شما نامختون باشد؛ خورده نشود. 24 و در سال چهارم همة ميوة آن براي تمجيد خداوند مقدس خواهد بود. 25 و در سال پنجم ميوة آن را بخوريد تا محصول خود را براي شما زياده كند. من يهوه خداي شما هستم. 26 هيچ چيز را با خون مخوريد و تفأل مزنيد و شگون مكنيد. 27 گوشههاي سر خود را متراشيد، و گوشههاي ريش خود را مچينيد. 28 بدن خود را بجهت مرده مجروح مسازيد، و هيچ نشان بر خود داغ مكنيد. من يهوه هستم.
29 «دختر خود را بيعصمت مساز، و او را به فاحشگي وامدار، مبادا زمين مرتكب زنا شود و زمين پر از فجور گردد.
30 «سَبَّتهاي مرا نگاه داريد، و مكان مقدس مرا محترم داريد. من يهوه هستم.
31 «به اصحاب اجنه توجه مكنيد، و از جادوگران پرسش منماييد، تا خود را به ايشان نجس سازيد. من يهوه خداي شما هستم.
32 «در پيش ريش سفيد برخيز، و روي مرد پير را محترم دار، و از خداي خود بترس. من يهوه هستم.
33 «و چون غريبي با تو در زمين شما مأوا گزيند، او را ميازاريد. 34 غريبي كه در ميان شما مأوا گزيند، مثل متوطن از شما باشد. و او را مثلخود محبت نما، زيرا كه شما در زمين مصر غريب بوديد. من يهوه خداي شما هستم.
35 «در عدل هيچ بيانصافي مكنيد، يعني در پيمايش يا در وزن يا در پيمانه. 36 ترازوهاي راست و سنگهاي راست و ايفة راست و هين راست بداريد. من يهوه خداي شما هستم كه شما را از زمين مصر بيرون آوردم. 37 پس جميع فرايض مرا و احكام مرا نگاه داريد و آنها را بجا آوريد. من يهوه هستم.» ترجمه تفسیری خداوند همچنين به موسي فرمود كه به بنياسرائيل بگويد: «مقدس باشيد زيرا من خداوند، خداي شما مقدس هستم. 3 به مادر و پدر خود احترام بگذاريد و قانون روز سبت مرا اطاعت كنيد، چون من خداوند، خداي شما هستم. 4 بت نسازيد و بتها را پرستش نكنيد، چون من خداوند، خداي شما هستم.
5 «وقتي كه قرباني سلامتي بهحضور من تقديم ميكنيد آن را طوري هديه كنيد كه مورد قبول من باشد. 6 گوشتش را در همان روزي كه آن را ذبح ميكنيد و يا روز بعد بخوريد. هر چه را كه تا روز سوم باقي مانده، بسوزانيد، 7 زيرا شرعاً نجس است و اگر كسي آن را بخورد من آن قرباني را قبول نخواهم كرد. 8 اگر در روز سوم از آن بخوريد مقصريد، چون به قدوسيت خداوند بياحترامي كردهايد و بايد از ميان قوم طرد شويد.
9 «وقتي كه محصول خود را درو ميكنيد، گوشه و كنار مزرعههاي خود را درو نكنيد و خوشههاي گندم به جا مانده را برنچينيد. 10 درمورد حاصل انگور خود نيز همينطور عمل كنيد خوشهها و دانههاي انگوري راكه بر زمين ميافتد، جمع نكنيد. آنها را براي فقرا و غريبان بگذاريد، چون من خداوند، خداي شما هستم.
11 «دزدي نكنيد، دروغ نگوييد و كسي را فريب ندهيد. 12 به نام من قسم دروغ نخوريد و به اين طريق نام مرا بيحرمت نكنيد، زيرا من خداوند، خداي شما هستم.
13 «مال كسي را غصب نكنيد و به كسي ظلم ننماييد و مزد كارگران خود را بهموقع بپردازيد.
14 «شخص كر را نفرين نكنيد و پيش پاي كور سنگ نياندازيد. از من بترسيد، زيرا من خداوند شما هستم.
15 «هنگام قضاوت، از فقير طرفداري بيجا نكنيد و از ثروتمند ترسي نداشته باشيد، بلكه هميشه قضاوتتان منصفانه باشد.
16 «سخن چيني نكنيد و با پخش خبر دروغ باعث نشويد كسي به مرگ محكوم شود.
17 «از كسي كينه به دل نگيريد، بلكه اختلاف خود را با او حل كنيد مبادا بخاطر او مرتكب گناه شويد . 18 از همسايه خود انتقام نگيريد و از وي نفرت نداشته باشيد بلكه او را چون جان خويش دوست بداريد زيرا من خداوند، خداي شما هستم.
19 «از قوانين من اطاعت كنيد. حيوانات اهلي خود را به جفتگيري با حيوانات غير همجنسشان وامداريد. در مزرعه خود دو نوع بذر نكاريد و لباسي را كه از دو جنس مختلف بافته شده نپوشيد.
20 «اگر مردي با كنيزي كه نامزد شخص ديگري است همبستر شود و آن كنيز هنوز بازخريد و آزاد نشده باشد، ايشان رانبايد كشت بلكه بايد تنبيه كرد، چون كنيز آزاد نبوده است. 21 مردي كه آن دختر را فريب داده، بايد بعنوان قرباني جبـران خـود قوچـي را دم در خيمـه عبـادت به حضـور خداوند بيـاورد. 22 كاهن بايد با اين قوچ براي گناه آن مـرد نزد خداوند كفاره كند و به اين ترتيب گناهش بخشيده خواهد شد.
23 «وقتي كه داخل سرزمين موعود شديد و انواع درختان ميوه در آنجا كاشتيد، سه سال از محصول آن نخوريد، چـون شرعاً نجـس به حسـاب ميآيد.
24 تمامي محصول سال چهارم را وقف من كنيد و براي تمجيد و تشكر از من به من هديه كنيد، 25 زيرا من خداوند، خداي شما هستم. در سال پنجم ميتوانيد محصول را براي خـود برداريد. اگر اين قانون را رعايت كنيد، درختان شمـا پرثمر خواهند بود.
26 «گوشتي را كه هنوز خون در آن است نخوريد. فالگيري و جادوگري نكنيد. 27 مثل بت پرستها موهاي ناحيه شقيقه خود را نتراشيد و گوشههاي ريش خود را نچينيد. 28 هنگام عزاداري براي مردگان خود مثل بتپرستان بدن خود را زخمي نكنيد و مانند آنها روي بدن خود خالكوبي ننماييد.
29 «حرمت ناموس دخترتان را با وادار كردن او به فاحشگي از بين نبريد مبادا سرزمين شما از شرارت و زنا پر شود.
30 «قوانين روز سبت را نگاهداريـد و عبادتگاه مـرا احـترام نماييد، چون من خـداوند، خداي شـما هسـتم.
31 «به جادوگران و احضاركنندگان ارواح متوسل نشويد و با اين كار خود را نجس نكنيد، زيرا من خداوند، خداي شما هستم.
32 «جلو پاي ريش سفيدان بلند شويد، به پيرمردان احترام بگذاريد و از من بترسيد، زيرا من خداوند، خداي شما هستم. 33 با غريباني كه در سرزمين تو زندگي ميكنند بدرفتاري مكن. 34 با ايشان مانند ساير اهالي سرزمينت رفتار كن، زيرا نبايد از ياد ببري كه تو نيز خودت در سرزمين مصر غريب و بيگانه بودي. من خداوند، خداي تو هستم.
35و36 «در داوري طرفداري مكن! در اندازهگيري طول و وزن و حجم، از مقياسها و وسايل صحيح استفاده كن. زيـرا من خداوند، خداي تو هستم كه تو را از سرزمين مصر بيرون آوردم. 37 از احكام و فرايض من بدقت اطاعت و پيروي كن، زيرا من يهوه هستم.»
راهنما
بابهاي 19 و 20 . قوانين متفرقه
قوانيني دربارة روز سبت، بت پرستي، ذبايح سلامتي، خوشه چيني، دزدي، سوگند خوردن، مزد، قضاوت، سخن چيني، محبت برادرانه، جفت گيري حيوانات مختلف با هم و كاشتن دو نوع تخم با هم، زنا، باغهاي ميوه، پيشگويي و فالبيني، ريش تراشيده شده و جراحت بدن، فاحشگي، احترام به افراد مسن، مهرباني به بيگانگان، وزنها و پيمانههاي راست، پرستش «مولك»، جادوگري، والدين، زناي با محارم، لواطي، حيوانات پاك و ناپاك.
همساية خود را مثل خويشتن محبت نما، 19 : 18
اين يكي از نكات برجسته و متعالي شريعت موسي بود. توجه زيادي به مستمندان مبذول ميشد. كارمزد بايست روزبروز پرداخت شود. رباخواري ممنوع بود. قرض و هديه به نيازمندان داده ميشد. ماندههاي خوشه چيني براي فقرا در مزارع باقي گذاشته ميشد. در تمام عهدعتيق، تأكيد بيپايان بر مهرباني به بيوه زنان، يتيمان و بيگانگان بعمل آمده است.
زندگي با كنيز، چند همسري، طلاق، بردگي
اينها مجاز بودند ولي محدوديتهاي فراوان بر آنها گذارده شده بود (19 : 20 ؛ تثنيه 21:15؛ 24:1-4؛ خروج 21:2-11). شريعت موسي مقام ازدواج را به سطحي بسيار بالاتر از آنچه در ملل اطراف بود، ارتقاء داد. بردگي با ملاحظات مهربانانه كنار گذاشته شد، و هرگز در مقياس وسيع و با چنان سبعيتي كه در مصر، آشور، يونان، روم و ملل ديگر حاكم بود، در ميان يهوديان وجود نداشت.
مجازات اعدام
جرمهايي كه مجازاتشان اعدام بود، عبارت بودند از: قتل (پيدايش 9 : 6 ، خروج 21 : 12 ؛ تثنيه 19 : 11 - 13)، آدم دزدي (خروج 21 : 16 ؛ تثنيه 24 : 7)، مرگ ناشي از قصور و اهمال (خروج 21:28 ، 29)، زدن يا نفرين كردن والدين (خروج 21:15-17؛ لاويان 20:9؛ تثنيه 21:18-21)، بت پرستي (لاويان 20:1-5؛ تثنيه 13، 17:2-5)، جادوگري (خروج 22 : 18)، نبوت كذب (تثنيه 18 : 10 ، 11 ، 20)، كفر (لاويان 24 : 15 ، 16)، بيحرمتي به روز سبت (خروج 31 : 14)، زنا (لاويان 21 : 10؛ تثنيه 22:22)، تجاوز جنسي (تثنيه 22:23-27)، فساد پيش از ازدواج (تثنيه 22:13-21)، لواطي (لاويان 20:13)، همخوابگي با حيوانات (لاويان 20:15،16)، ازدواج با محارم (لاويان 20:11،12،14).
اين قوانين، قوانين خدا بودند
برخي از اينها شبيه قوانين حمورابي است، كه بيترديد موسي با آنها آشنايي داشت. و اگرچه ممكن است موسي تحت تاثير آموزش مصري يا سنّت بابلي بوده باشد، با اين حال بارها تكرار ميكند: «خداوند چنين ميگويد»، بدان معني كه اين قوانين، قوانين مستقيم از جانب خود خدا هستند.
برخي از آنها به نظر ما بسيار شديد و شاق هستند. ولي اگر خود را در دنياي زمان موسي تصور كنيم، خواهيم ديد كه اين قوانين حتي به اندازة كافي سخت نيستند. در مجموع، «شريعت موسي»، با تأكيدي كه بر اخلاق شخصي و برابري داشت، و با توجهي كه به پير و جوان، برده و دشمن، حيوانات، سلامتي خود و قواعد تغذيه مبذول ميداشت، بسيار پاكتر، معقولتر، انسانيتر و دموكراتيكتر و حكيمانهتر از همة قانون گذاريهاي بابل، مصر، يا هر كشور ديگر بوده است. اين شريعت ، «معجزة اخلاقي» جهان پيش از مسيحيت بود.
خدا شريعت موسي را داد كه «للة ما شد تا به مسيح برساند» (غلاطيان 3 : 24). برخي از مواد آن به خاطر تطبيق با «سخت دلي» آنها بود (متي 19 : 8).
قوانين مختلف
و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت:2 «تمامي جماعت بنياسرائيل را خطاب كرده، به ايشان بگو: مقدس باشيد، زيرا كه من يهوه خداي شما قدوس هستم. 3 هر يكي از شما مادر و پدر خود را احترام نمايد و سَبَّتهاي مرا نگاه داريد، من يهوه خداي شما هستم. 4 به سوي بتها ميل مكنيد، و خدايان ريخته شده براي خود مسازيد. من يهوه خداي شما هستم. 5 و چون ذبيحه سلامتي نزد خداوند بگذرانيد، آن را بگذرانيد تا مقبول شويد، 6 در روزي كه آن را ذبح نماييد. و در فرداي آن روز خورده شود، و اگر چيزي از آن تا روز سوم بماند به آتش سوخته شود. 7 و اگر در روز سوم خورده شود، مكروه ميباشد، مقبول نخواهد شد. 8 و هر كه آن را بخورد، متحمل گناه خود خواهد بود، زيرا چيز مقدس خداوند را بيحرمت كرده است، آن كس از قوم خود منقطع خواهد شد.
9 «و چون حاصل زمين خود را درو كنيد، گوشههاي مزرعه خود را تمام نكنيد، و محصول خود را خوشهچيني مكنيد. 10 و تاكستان خود را دانهچيني منما، و خوشههاي ريخته شدة تاكستان خود را بر مچين، آنها را براي فقير و غريب بگذار، من يهوه خداي شما هستم.
11 دزدي مكنيد، و مكر منماييد، و با يكديگر دروغ مگوييد. 12 و به نام من قسم دروغ مخوريد، كه نام خداي خود را بيحرمت نموده باشي، من يهوه هستم.
13 مال همسايه خود را غصب منما، و ستم مكن، و مزد مزدور نزد تو تا صبح نماند.
14 كر را لعنت مكن، و پيش روي كور سنگ لغزش مگذار، و از خداي خود بترس، من يهوه هستم.
15 در داوري بيانصافي مكن، و فقير را طرفداري منما و بزرگ را محترم مدار، و دربارة همساية خود به انصاف داوري بكن؛
16 «در ميان قوم خود براي سخنچيني گردش مكن، و بر خون همسايه خود مايست. من يهوه هستم.
17 «برادر خود را در دل خود بغض منما، البته همساية خود را تنبيه كن، و به سبب او متحمل گناه مباش. 18 از ابناي قوم خود انتقام مگير، و كينه مورز، و همساية خود را مثل خويشتن محبت نما. من يهوه هستم.
19 «فرايض مرا نگاه داريد. بهيمة خود را با غير جنس آن به جماع وامدار؛ و مزرعه خود را به دو قسم تخم مكار؛ و رخت از دوقسم بافته شده در بر خود مكن.
20 «و مردي كه با زني همبستر شود و آن زن كنيز و نامزد كسي باشد، اما فديه نداده شده، و نه آزادي به او بخشيده، ايشان را سياست بايد كرد، ليكن كشته نشوند زيرا كه او آزاد نبود. 21 و مرد براي قرباني جرم خود قوچ قرباني جرم را نزد خداوند به در خيمه اجتماع بياورد. 22 و كاهن براي وي به قوچ قرباني جرم نزد خداوند گناهش را كه كرده است كفاره خواهد كرد، و او از گناهي كه كرده است آمرزيده خواهد شد.
23 «و چون به آن زمين داخل شديد و هر قسم درخت را براي خوراك نشانديد، پس ميوة آن را مثل نامختوني آن بشماريد، سه سال براي شما نامختون باشد؛ خورده نشود. 24 و در سال چهارم همة ميوة آن براي تمجيد خداوند مقدس خواهد بود. 25 و در سال پنجم ميوة آن را بخوريد تا محصول خود را براي شما زياده كند. من يهوه خداي شما هستم. 26 هيچ چيز را با خون مخوريد و تفأل مزنيد و شگون مكنيد. 27 گوشههاي سر خود را متراشيد، و گوشههاي ريش خود را مچينيد. 28 بدن خود را بجهت مرده مجروح مسازيد، و هيچ نشان بر خود داغ مكنيد. من يهوه هستم.
29 «دختر خود را بيعصمت مساز، و او را به فاحشگي وامدار، مبادا زمين مرتكب زنا شود و زمين پر از فجور گردد.
30 «سَبَّتهاي مرا نگاه داريد، و مكان مقدس مرا محترم داريد. من يهوه هستم.
31 «به اصحاب اجنه توجه مكنيد، و از جادوگران پرسش منماييد، تا خود را به ايشان نجس سازيد. من يهوه خداي شما هستم.
32 «در پيش ريش سفيد برخيز، و روي مرد پير را محترم دار، و از خداي خود بترس. من يهوه هستم.
33 «و چون غريبي با تو در زمين شما مأوا گزيند، او را ميازاريد. 34 غريبي كه در ميان شما مأوا گزيند، مثل متوطن از شما باشد. و او را مثلخود محبت نما، زيرا كه شما در زمين مصر غريب بوديد. من يهوه خداي شما هستم.
35 «در عدل هيچ بيانصافي مكنيد، يعني در پيمايش يا در وزن يا در پيمانه. 36 ترازوهاي راست و سنگهاي راست و ايفة راست و هين راست بداريد. من يهوه خداي شما هستم كه شما را از زمين مصر بيرون آوردم. 37 پس جميع فرايض مرا و احكام مرا نگاه داريد و آنها را بجا آوريد. من يهوه هستم.» ترجمه تفسیری خداوند همچنين به موسي فرمود كه به بنياسرائيل بگويد: «مقدس باشيد زيرا من خداوند، خداي شما مقدس هستم. 3 به مادر و پدر خود احترام بگذاريد و قانون روز سبت مرا اطاعت كنيد، چون من خداوند، خداي شما هستم. 4 بت نسازيد و بتها را پرستش نكنيد، چون من خداوند، خداي شما هستم.
5 «وقتي كه قرباني سلامتي بهحضور من تقديم ميكنيد آن را طوري هديه كنيد كه مورد قبول من باشد. 6 گوشتش را در همان روزي كه آن را ذبح ميكنيد و يا روز بعد بخوريد. هر چه را كه تا روز سوم باقي مانده، بسوزانيد، 7 زيرا شرعاً نجس است و اگر كسي آن را بخورد من آن قرباني را قبول نخواهم كرد. 8 اگر در روز سوم از آن بخوريد مقصريد، چون به قدوسيت خداوند بياحترامي كردهايد و بايد از ميان قوم طرد شويد.
9 «وقتي كه محصول خود را درو ميكنيد، گوشه و كنار مزرعههاي خود را درو نكنيد و خوشههاي گندم به جا مانده را برنچينيد. 10 درمورد حاصل انگور خود نيز همينطور عمل كنيد خوشهها و دانههاي انگوري راكه بر زمين ميافتد، جمع نكنيد. آنها را براي فقرا و غريبان بگذاريد، چون من خداوند، خداي شما هستم.
11 «دزدي نكنيد، دروغ نگوييد و كسي را فريب ندهيد. 12 به نام من قسم دروغ نخوريد و به اين طريق نام مرا بيحرمت نكنيد، زيرا من خداوند، خداي شما هستم.
13 «مال كسي را غصب نكنيد و به كسي ظلم ننماييد و مزد كارگران خود را بهموقع بپردازيد.
14 «شخص كر را نفرين نكنيد و پيش پاي كور سنگ نياندازيد. از من بترسيد، زيرا من خداوند شما هستم.
15 «هنگام قضاوت، از فقير طرفداري بيجا نكنيد و از ثروتمند ترسي نداشته باشيد، بلكه هميشه قضاوتتان منصفانه باشد.
16 «سخن چيني نكنيد و با پخش خبر دروغ باعث نشويد كسي به مرگ محكوم شود.
17 «از كسي كينه به دل نگيريد، بلكه اختلاف خود را با او حل كنيد مبادا بخاطر او مرتكب گناه شويد . 18 از همسايه خود انتقام نگيريد و از وي نفرت نداشته باشيد بلكه او را چون جان خويش دوست بداريد زيرا من خداوند، خداي شما هستم.
19 «از قوانين من اطاعت كنيد. حيوانات اهلي خود را به جفتگيري با حيوانات غير همجنسشان وامداريد. در مزرعه خود دو نوع بذر نكاريد و لباسي را كه از دو جنس مختلف بافته شده نپوشيد.
20 «اگر مردي با كنيزي كه نامزد شخص ديگري است همبستر شود و آن كنيز هنوز بازخريد و آزاد نشده باشد، ايشان رانبايد كشت بلكه بايد تنبيه كرد، چون كنيز آزاد نبوده است. 21 مردي كه آن دختر را فريب داده، بايد بعنوان قرباني جبـران خـود قوچـي را دم در خيمـه عبـادت به حضـور خداوند بيـاورد. 22 كاهن بايد با اين قوچ براي گناه آن مـرد نزد خداوند كفاره كند و به اين ترتيب گناهش بخشيده خواهد شد.
23 «وقتي كه داخل سرزمين موعود شديد و انواع درختان ميوه در آنجا كاشتيد، سه سال از محصول آن نخوريد، چـون شرعاً نجـس به حسـاب ميآيد.
24 تمامي محصول سال چهارم را وقف من كنيد و براي تمجيد و تشكر از من به من هديه كنيد، 25 زيرا من خداوند، خداي شما هستم. در سال پنجم ميتوانيد محصول را براي خـود برداريد. اگر اين قانون را رعايت كنيد، درختان شمـا پرثمر خواهند بود.
26 «گوشتي را كه هنوز خون در آن است نخوريد. فالگيري و جادوگري نكنيد. 27 مثل بت پرستها موهاي ناحيه شقيقه خود را نتراشيد و گوشههاي ريش خود را نچينيد. 28 هنگام عزاداري براي مردگان خود مثل بتپرستان بدن خود را زخمي نكنيد و مانند آنها روي بدن خود خالكوبي ننماييد.
29 «حرمت ناموس دخترتان را با وادار كردن او به فاحشگي از بين نبريد مبادا سرزمين شما از شرارت و زنا پر شود.
30 «قوانين روز سبت را نگاهداريـد و عبادتگاه مـرا احـترام نماييد، چون من خـداوند، خداي شـما هسـتم.
31 «به جادوگران و احضاركنندگان ارواح متوسل نشويد و با اين كار خود را نجس نكنيد، زيرا من خداوند، خداي شما هستم.
32 «جلو پاي ريش سفيدان بلند شويد، به پيرمردان احترام بگذاريد و از من بترسيد، زيرا من خداوند، خداي شما هستم. 33 با غريباني كه در سرزمين تو زندگي ميكنند بدرفتاري مكن. 34 با ايشان مانند ساير اهالي سرزمينت رفتار كن، زيرا نبايد از ياد ببري كه تو نيز خودت در سرزمين مصر غريب و بيگانه بودي. من خداوند، خداي تو هستم.
35و36 «در داوري طرفداري مكن! در اندازهگيري طول و وزن و حجم، از مقياسها و وسايل صحيح استفاده كن. زيـرا من خداوند، خداي تو هستم كه تو را از سرزمين مصر بيرون آوردم. 37 از احكام و فرايض من بدقت اطاعت و پيروي كن، زيرا من يهوه هستم.»
راهنما
بابهاي 19 و 20 . قوانين متفرقه
قوانيني دربارة روز سبت، بت پرستي، ذبايح سلامتي، خوشه چيني، دزدي، سوگند خوردن، مزد، قضاوت، سخن چيني، محبت برادرانه، جفت گيري حيوانات مختلف با هم و كاشتن دو نوع تخم با هم، زنا، باغهاي ميوه، پيشگويي و فالبيني، ريش تراشيده شده و جراحت بدن، فاحشگي، احترام به افراد مسن، مهرباني به بيگانگان، وزنها و پيمانههاي راست، پرستش «مولك»، جادوگري، والدين، زناي با محارم، لواطي، حيوانات پاك و ناپاك.
همساية خود را مثل خويشتن محبت نما، 19 : 18
اين يكي از نكات برجسته و متعالي شريعت موسي بود. توجه زيادي به مستمندان مبذول ميشد. كارمزد بايست روزبروز پرداخت شود. رباخواري ممنوع بود. قرض و هديه به نيازمندان داده ميشد. ماندههاي خوشه چيني براي فقرا در مزارع باقي گذاشته ميشد. در تمام عهدعتيق، تأكيد بيپايان بر مهرباني به بيوه زنان، يتيمان و بيگانگان بعمل آمده است.
زندگي با كنيز، چند همسري، طلاق، بردگي
اينها مجاز بودند ولي محدوديتهاي فراوان بر آنها گذارده شده بود (19 : 20 ؛ تثنيه 21:15؛ 24:1-4؛ خروج 21:2-11). شريعت موسي مقام ازدواج را به سطحي بسيار بالاتر از آنچه در ملل اطراف بود، ارتقاء داد. بردگي با ملاحظات مهربانانه كنار گذاشته شد، و هرگز در مقياس وسيع و با چنان سبعيتي كه در مصر، آشور، يونان، روم و ملل ديگر حاكم بود، در ميان يهوديان وجود نداشت.
مجازات اعدام
جرمهايي كه مجازاتشان اعدام بود، عبارت بودند از: قتل (پيدايش 9 : 6 ، خروج 21 : 12 ؛ تثنيه 19 : 11 - 13)، آدم دزدي (خروج 21 : 16 ؛ تثنيه 24 : 7)، مرگ ناشي از قصور و اهمال (خروج 21:28 ، 29)، زدن يا نفرين كردن والدين (خروج 21:15-17؛ لاويان 20:9؛ تثنيه 21:18-21)، بت پرستي (لاويان 20:1-5؛ تثنيه 13، 17:2-5)، جادوگري (خروج 22 : 18)، نبوت كذب (تثنيه 18 : 10 ، 11 ، 20)، كفر (لاويان 24 : 15 ، 16)، بيحرمتي به روز سبت (خروج 31 : 14)، زنا (لاويان 21 : 10؛ تثنيه 22:22)، تجاوز جنسي (تثنيه 22:23-27)، فساد پيش از ازدواج (تثنيه 22:13-21)، لواطي (لاويان 20:13)، همخوابگي با حيوانات (لاويان 20:15،16)، ازدواج با محارم (لاويان 20:11،12،14).
اين قوانين، قوانين خدا بودند
برخي از اينها شبيه قوانين حمورابي است، كه بيترديد موسي با آنها آشنايي داشت. و اگرچه ممكن است موسي تحت تاثير آموزش مصري يا سنّت بابلي بوده باشد، با اين حال بارها تكرار ميكند: «خداوند چنين ميگويد»، بدان معني كه اين قوانين، قوانين مستقيم از جانب خود خدا هستند.
برخي از آنها به نظر ما بسيار شديد و شاق هستند. ولي اگر خود را در دنياي زمان موسي تصور كنيم، خواهيم ديد كه اين قوانين حتي به اندازة كافي سخت نيستند. در مجموع، «شريعت موسي»، با تأكيدي كه بر اخلاق شخصي و برابري داشت، و با توجهي كه به پير و جوان، برده و دشمن، حيوانات، سلامتي خود و قواعد تغذيه مبذول ميداشت، بسيار پاكتر، معقولتر، انسانيتر و دموكراتيكتر و حكيمانهتر از همة قانون گذاريهاي بابل، مصر، يا هر كشور ديگر بوده است. اين شريعت ، «معجزة اخلاقي» جهان پيش از مسيحيت بود.
خدا شريعت موسي را داد كه «للة ما شد تا به مسيح برساند» (غلاطيان 3 : 24). برخي از مواد آن به خاطر تطبيق با «سخت دلي» آنها بود (متي 19 : 8).
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
20 مجازات گناهان
مجازات گناه
و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت:2 «بنياسرائيل را بگو: هر كسي از بنياسرائيل يا از غريباني كه در اسرائيل مأوا گزينند، كه از ذريت خود به مولَك بدهد، البته كشته شود؛ قوم زمين او را با سنگ سنگسار كنند. 3 و من روي خود را به ضد آن شخص خواهم گردانيد، و او را از ميان قومش منقطع خواهم ساخت، زيرا كه از ذريت خود به مولك داده است، تا مكان مقدس مرا نجس سازد، و نام قدوس مرا بيحرمت كند. 4 و اگر قوم زمين چشمان خود را از آن شخص بپوشانند، وقتي كه از ذريت خود به مولك داده باشد، و او را نكشند، 5 آنگاه من روي خود را به ضد آن شخص و خاندانش خواهم گردانيد، و او را و همة كساني را كه در عقب او زناكار شده، در پيروي مولك زنا كردهاند، از ميان قوم ايشان منقطع خواهم ساخت.
6 «و كسي كه به سوي صاحبان اجنه و جادوگران توجه نمايد، تا در عقب ايشان زنا كند، من روي خود را به ضد آن شخص خواهم گردانيد، و او را از ميان قومش منقطع خواهم ساخت. 7 پس خود را تقديس نماييد و مقدس باشيد، زيرا من يهوه خداي شما هستم. 8 و فرايض مرا نگاه داشته، آنها را بجا آوريد. من يهوه هستم كه شما را تقديس مينمايم.
9 «و هر كسي كه پدر يا مادر خود را لعنت كند، البته كشته شود، چونكه پدر و مادر خود را لعنت كرده است، خونش بر خود او خواهد بود.
10 «و كسي كه با زن ديگري زنا كند يعني هر كه با زن همسايه خود زنا نمايد، زاني و زانيه البته كشته شوند. 11 و كسي كه با زن پدر خود بخوابد، و عورت پدر خود را كشف نمايد، هر دو البته كشته شوند. خون ايشان بر خود ايشان است. 12 و اگر كسي با عروس خود بخوابد، هر دو ايشان البته كشته شوند. فاحشگي كردهاند. خون ايشان بر خود ايشان است. 13 و اگر مردي با مردي مثل با زن بخوابد هر دو فجور كردهاند. هر دو ايشان البته كشته شوند. خون ايشان بر خود ايشان است. 14 و اگر كسي زني و مادرش را بگيرد، اين قباحت است. او و ايشان به آتش سوخته شوند، تا در ميان شما قباحتي نباشد. 15 و مردي كه با بهيمهاي جماع كند، البته كشته شود و آن بهيمه را نيز بكشيد. 16 و زني كه به بهيمهاي نزديك شود تا با آن جماع كند، آن زن و بهيمه را بكش. البته كشته شوند خون آنها بر خود آنهاست. 17 و كسي كهخواهر خود را خواه دختر پدرش خواه دختر مادرش باشد بگيرد، و عورت او را ببيند و او عورت وي را ببيند، اين رسوايي است. در پيش چشمان پسران قوم خود منقطع شوند، چون كه عورت خواهر خود را كشف كرده است. متحمل گناه خود خواهد بود. 18 و كسي كه با زن حايض بخوابد و عورت او را كشف نمايد، او چشمة او را كشف كرده است و او چشمة خون خود را كشف نموده است، هر دوي ايشان از ميان قوم خود منقطع خواهند شد. 19 و عورت خواهر مادرت يا خواهر پدرت را كشف مكن؛ آن كس خويش خود را عريان ساخته است. ايشان متحمل گناه خود خواهند بود. 20 و كسي كه با زن عموي خود بخوابد، عورت عموي خود را كشف كرده است. متحمل گناه خود خواهند بود. بيكس خواهند بود. 21 و كسي كه زن برادر خود را بگيرد، اين نجاست است. عورت برادر خود را كشف كرده است. بيكس خواهند بود.
22 «پس جميع فرايض مرا و جميع احكام مرا نگاه داشته، آنها را بجا آوريد، تا زميني كه من شما را به آنجا ميآورم تا در آن ساكن شويد، شما را قي نكند. 23 و به رسوم قومهايي كه من آنها را از پيش شما بيرون ميكنم رفتار ننماييد، زيرا كه جميع اين كارها را كردند پس ايشان را مكروه داشتم. 24 و به شما گفتم شما وارث اين زمين خواهيد بود ومن آن را به شما خواهم داد و وارث آن بشويد، زميني كه به شير و شهد جاري است. من يهوه خداي شما هستم كه شما را از امتها امتياز كردهام. 25 پس در ميان بهايم طاهر و نجس، و در ميان مرغان نجس و طاهر امتياز كنيد، وجانهاي خود را به بهيمه يا مرغ يا به هيچ چيزي كه بر زمين ميخزد مكروه مسازيد، كه آنها را براي شما جدا كردهام تا نجس باشند. 26 و براي من مقدس باشيد زيرا كه من يهوه قدوس هستم، و شما را از امتها امتياز كردهام تا از آن من باشيد. 27 مرد و زني كه صاحب اجنه يا جادوگر باشد، البته كشته شوند؛ ايشان را به سنگ سنگسار كنيد. خون ايشان بر خود ايشان است.» ترجمه تفسیری خداوند همچنين اين دستورات را براي قوم اسرائيل داد:
هركس، چه اسرائيلي باشد چه غريبي كه در ميان شما ساكن است، اگر بچه خود را براي بت مولك قرباني كند، قوم اسرائيل بايد او را سنگسار كنند. 3 من خود بر ضد او برميخيزم و او را از ميان قوم اسرائيل طرد كرده به سزاي اعمالش خواهم رساند، زيرا فرزند خود را براي مولك قرباني كرده و بدين وسيله عبادتگاه مرا نجس نموده و نام مقدس مرا بيحرمت ساختـه است. 4 اگر اهالـي محـل وانمـود كنند كه از كـاري كه آن مرد كرده، بيخبرنـد و نخواهنـد او را بكشند، 5 آنگاه من بر ضد او و خانوادهاش برميخيزم و او را با تمامي اشخاص ديگري كه از مولك پيروي نموده، به من خيانت ورزيدهاند طرد ميكنم و به سزاي اعمالشان ميرسانم.
6 اگر كسي به جادوگران و احضاركنندگان ارواح متوسل شده، با اين عمل به من خيانت ورزد من بر ضد او بر ميخيزم و او را از ميان قوم خود طرد كرده، به سزاي اعمالش ميرسانم. 7 پس خود را تقديس نماييد و مقدس باشيد، چون من خداوند، خداي شما هستم. 8 از فرامين من كه خداوند هستم و شما را تقديس ميكنم، اطاعت كنيد.
9 كسي كه پدر يا مادرش را نفرين كند، بايد كشته شود؛ و خونش بر گردن خودش خواهد بود.
10 اگر فردي با همسر شخص ديگري زنا كند، مرد و زن هر دو بايد كشته شوند. 11 اگر مردي با زن پدر خود همبستر شود به پدر خود بياحترامي كرده است، پس آن مرد و زن بايد كشته شوند؛ و خونشان به گردن خودشان ميباشد. 12 اگر مردي با عروس خود همبستر شود، هر دو بايد كشته بشوند، زيرا زنا كردهاند؛ و خونشان به گردن خودشان ميباشد. 13 اگر دو مرد با هم نزديكي كنند، عمل قبيحي انجام دادهاند و بايد كشته شوند؛ و خونشان به گـردن خودشان ميباشـد. 14 اگر مردي با زني و با مادر آن زن نزديكي كند، گناه بزرگي كرده است و هر سه بايد زنده زنده سوزانده شوند تا اين لكه ننگ از دامن شماپاك شود.
15 اگر مردي با حيواني نزديكي كند، آن مرد و حيوان بايد كشته شوند. 16 اگر زني با حيواني نزديكي كند، آن زن و حيوان بايد كشته شوند؛ و خونشان به گردن خودشان ميباشد.
17 اگر مردي با خواهر خود ازدواج كند و با او همبستر شود، خواه دختر پدرش باشد، خواه دختر مادرش، عمل شرمآوري كرده است و هر دو بايد در ملاءعام از ميان قوم طرد شوند و آن مرد بايد به سزاي گناه خود برسد، زيرا خواهر خود را بيعصمت كرده است. 18 اگر مردي با زني بههنگام عادت ماهانهاش همبستر شود، هر دو نفر بايد از ميان قوم اسرائيل طرد شوند، زيرا مقررات مربوط به طهارت را رعايت نكردهاند.
19 اگر مردي با خاله يا عمه خود همبستر شود، هر دو آنها بايد به سزاي گناه خود برسند زيرا بستگان نزديك يكديگرند. 20 اگر مردي با زن عموي خود همبستر شود، به عموي خود بياحترامي كرده است. آنها به سزاي گناه خود خواهند رسيد و بياولاد خواهند مرد. 21 اگر مردي زن برادر خود را به زني بگيرد، كار قبيحي كرده است زيرا نسبت به برادرش بياحترامي نموده است. هر دو ايشان بياولاد خواهند مرد.
22 بايد از تمامي قوانين و دستورات من اطاعت كنيد تا شما را از سرزمين جديدتان بيرون نكنم. 23 از رسوم مردمي كه از پيش شما ميرانم پيروي نكنيد چون ايشان همه اعمالي را كه من شما را از آنها برحذر ساختهام انجام ميدهند و به همين دليل است كه از آنها نفرت دارم.
24 قول دادهام سرزمين ايشان را به شما بدهم تا آن را به تصرف خود درآورده، مالك آن باشيد. آنجا سرزميني است كه شير و عسل در آن جاري است. من خداوند، خداي شما هستم كه شما را از قومهاي ديگر جدا كردهام.
25 بين پرندگان و حيواناتي كه گوشت آنها براي شما حلال است و آنهايي كه حرام است فرق بگذاريد. با خوردن گوشت پرندگان يا حيواناتي كهخوردن آنها را براي شما حرام كردهام خود را آلوده نكنيد. 26 براي من مقدس باشيد، زيرا من كه خداوند هستم مقدس ميباشم و شما را از ساير اقوام جدا ساختهام تا از آن من باشيـد.
27 احضاركننده روح يا جادوگر، چه مرد باشد چه زن، بايد حتماً سنگسار شود. خون او به گردن خودش است.
راهنما
بابهاي 19 و 20 . قوانين متفرقه
قوانيني دربارة روز سبت، بت پرستي، ذبايح سلامتي، خوشه چيني، دزدي، سوگند خوردن، مزد، قضاوت، سخن چيني، محبت برادرانه، جفت گيري حيوانات مختلف با هم و كاشتن دو نوع تخم با هم، زنا، باغهاي ميوه، پيشگويي و فالبيني، ريش تراشيده شده و جراحت بدن، فاحشگي، احترام به افراد مسن، مهرباني به بيگانگان، وزنها و پيمانههاي راست، پرستش «مولك»، جادوگري، والدين، زناي با محارم، لواطي، حيوانات پاك و ناپاك.
همساية خود را مثل خويشتن محبت نما، 19 : 18
اين يكي از نكات برجسته و متعالي شريعت موسي بود. توجه زيادي به مستمندان مبذول ميشد. كارمزد بايست روزبروز پرداخت شود. رباخواري ممنوع بود. قرض و هديه به نيازمندان داده ميشد. ماندههاي خوشه چيني براي فقرا در مزارع باقي گذاشته ميشد. در تمام عهدعتيق، تأكيد بيپايان بر مهرباني به بيوه زنان، يتيمان و بيگانگان بعمل آمده است.
زندگي با كنيز، چند همسري، طلاق، بردگي
اينها مجاز بودند ولي محدوديتهاي فراوان بر آنها گذارده شده بود (19 : 20 ؛ تثنيه 21:15؛ 24:1-4؛ خروج 21:2-11). شريعت موسي مقام ازدواج را به سطحي بسيار بالاتر از آنچه در ملل اطراف بود، ارتقاء داد. بردگي با ملاحظات مهربانانه كنار گذاشته شد، و هرگز در مقياس وسيع و با چنان سبعيتي كه در مصر، آشور، يونان، روم و ملل ديگر حاكم بود، در ميان يهوديان وجود نداشت.
مجازات اعدام
جرمهايي كه مجازاتشان اعدام بود، عبارت بودند از: قتل (پيدايش 9 : 6 ، خروج 21 : 12 ؛ تثنيه 19 : 11 - 13)، آدم دزدي (خروج 21 : 16 ؛ تثنيه 24 : 7)، مرگ ناشي از قصور و اهمال (خروج 21:28 ، 29)، زدن يا نفرين كردن والدين (خروج 21:15-17؛ لاويان 20:9؛ تثنيه 21:18-21)، بت پرستي (لاويان 20:1-5؛ تثنيه 13، 17:2-5)، جادوگري (خروج 22 : 18)، نبوت كذب (تثنيه 18 : 10 ، 11 ، 20)، كفر (لاويان 24 : 15 ، 16)، بيحرمتي به روز سبت (خروج 31 : 14)، زنا (لاويان 21 : 10؛ تثنيه 22:22)، تجاوز جنسي (تثنيه 22:23-27)، فساد پيش از ازدواج (تثنيه 22:13-21)، لواطي (لاويان 20:13)، همخوابگي با حيوانات (لاويان 20:15،16)، ازدواج با محارم (لاويان 20:11،12،14).
اين قوانين، قوانين خدا بودند
برخي از اينها شبيه قوانين حمورابي است، كه بيترديد موسي با آنها آشنايي داشت. و اگرچه ممكن است موسي تحت تاثير آموزش مصري يا سنّت بابلي بوده باشد، با اين حال بارها تكرار ميكند: «خداوند چنين ميگويد»، بدان معني كه اين قوانين، قوانين مستقيم از جانب خود خدا هستند.
برخي از آنها به نظر ما بسيار شديد و شاق هستند. ولي اگر خود را در دنياي زمان موسي تصور كنيم، خواهيم ديد كه اين قوانين حتي به اندازة كافي سخت نيستند. در مجموع، «شريعت موسي»، با تأكيدي كه بر اخلاق شخصي و برابري داشت، و با توجهي كه به پير و جوان، برده و دشمن، حيوانات، سلامتي خود و قواعد تغذيه مبذول ميداشت، بسيار پاكتر، معقولتر، انسانيتر و دموكراتيكتر و حكيمانهتر از همة قانون گذاريهاي بابل، مصر، يا هر كشور ديگر بوده است. اين شريعت ، «معجزة اخلاقي» جهان پيش از مسيحيت بود.
خدا شريعت موسي را داد كه «للة ما شد تا به مسيح برساند» (غلاطيان 3 : 24). برخي از مواد آن به خاطر تطبيق با «سخت دلي» آنها بود (متي 19 : 8).
مجازات گناه
و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت:2 «بنياسرائيل را بگو: هر كسي از بنياسرائيل يا از غريباني كه در اسرائيل مأوا گزينند، كه از ذريت خود به مولَك بدهد، البته كشته شود؛ قوم زمين او را با سنگ سنگسار كنند. 3 و من روي خود را به ضد آن شخص خواهم گردانيد، و او را از ميان قومش منقطع خواهم ساخت، زيرا كه از ذريت خود به مولك داده است، تا مكان مقدس مرا نجس سازد، و نام قدوس مرا بيحرمت كند. 4 و اگر قوم زمين چشمان خود را از آن شخص بپوشانند، وقتي كه از ذريت خود به مولك داده باشد، و او را نكشند، 5 آنگاه من روي خود را به ضد آن شخص و خاندانش خواهم گردانيد، و او را و همة كساني را كه در عقب او زناكار شده، در پيروي مولك زنا كردهاند، از ميان قوم ايشان منقطع خواهم ساخت.
6 «و كسي كه به سوي صاحبان اجنه و جادوگران توجه نمايد، تا در عقب ايشان زنا كند، من روي خود را به ضد آن شخص خواهم گردانيد، و او را از ميان قومش منقطع خواهم ساخت. 7 پس خود را تقديس نماييد و مقدس باشيد، زيرا من يهوه خداي شما هستم. 8 و فرايض مرا نگاه داشته، آنها را بجا آوريد. من يهوه هستم كه شما را تقديس مينمايم.
9 «و هر كسي كه پدر يا مادر خود را لعنت كند، البته كشته شود، چونكه پدر و مادر خود را لعنت كرده است، خونش بر خود او خواهد بود.
10 «و كسي كه با زن ديگري زنا كند يعني هر كه با زن همسايه خود زنا نمايد، زاني و زانيه البته كشته شوند. 11 و كسي كه با زن پدر خود بخوابد، و عورت پدر خود را كشف نمايد، هر دو البته كشته شوند. خون ايشان بر خود ايشان است. 12 و اگر كسي با عروس خود بخوابد، هر دو ايشان البته كشته شوند. فاحشگي كردهاند. خون ايشان بر خود ايشان است. 13 و اگر مردي با مردي مثل با زن بخوابد هر دو فجور كردهاند. هر دو ايشان البته كشته شوند. خون ايشان بر خود ايشان است. 14 و اگر كسي زني و مادرش را بگيرد، اين قباحت است. او و ايشان به آتش سوخته شوند، تا در ميان شما قباحتي نباشد. 15 و مردي كه با بهيمهاي جماع كند، البته كشته شود و آن بهيمه را نيز بكشيد. 16 و زني كه به بهيمهاي نزديك شود تا با آن جماع كند، آن زن و بهيمه را بكش. البته كشته شوند خون آنها بر خود آنهاست. 17 و كسي كهخواهر خود را خواه دختر پدرش خواه دختر مادرش باشد بگيرد، و عورت او را ببيند و او عورت وي را ببيند، اين رسوايي است. در پيش چشمان پسران قوم خود منقطع شوند، چون كه عورت خواهر خود را كشف كرده است. متحمل گناه خود خواهد بود. 18 و كسي كه با زن حايض بخوابد و عورت او را كشف نمايد، او چشمة او را كشف كرده است و او چشمة خون خود را كشف نموده است، هر دوي ايشان از ميان قوم خود منقطع خواهند شد. 19 و عورت خواهر مادرت يا خواهر پدرت را كشف مكن؛ آن كس خويش خود را عريان ساخته است. ايشان متحمل گناه خود خواهند بود. 20 و كسي كه با زن عموي خود بخوابد، عورت عموي خود را كشف كرده است. متحمل گناه خود خواهند بود. بيكس خواهند بود. 21 و كسي كه زن برادر خود را بگيرد، اين نجاست است. عورت برادر خود را كشف كرده است. بيكس خواهند بود.
22 «پس جميع فرايض مرا و جميع احكام مرا نگاه داشته، آنها را بجا آوريد، تا زميني كه من شما را به آنجا ميآورم تا در آن ساكن شويد، شما را قي نكند. 23 و به رسوم قومهايي كه من آنها را از پيش شما بيرون ميكنم رفتار ننماييد، زيرا كه جميع اين كارها را كردند پس ايشان را مكروه داشتم. 24 و به شما گفتم شما وارث اين زمين خواهيد بود ومن آن را به شما خواهم داد و وارث آن بشويد، زميني كه به شير و شهد جاري است. من يهوه خداي شما هستم كه شما را از امتها امتياز كردهام. 25 پس در ميان بهايم طاهر و نجس، و در ميان مرغان نجس و طاهر امتياز كنيد، وجانهاي خود را به بهيمه يا مرغ يا به هيچ چيزي كه بر زمين ميخزد مكروه مسازيد، كه آنها را براي شما جدا كردهام تا نجس باشند. 26 و براي من مقدس باشيد زيرا كه من يهوه قدوس هستم، و شما را از امتها امتياز كردهام تا از آن من باشيد. 27 مرد و زني كه صاحب اجنه يا جادوگر باشد، البته كشته شوند؛ ايشان را به سنگ سنگسار كنيد. خون ايشان بر خود ايشان است.» ترجمه تفسیری خداوند همچنين اين دستورات را براي قوم اسرائيل داد:
هركس، چه اسرائيلي باشد چه غريبي كه در ميان شما ساكن است، اگر بچه خود را براي بت مولك قرباني كند، قوم اسرائيل بايد او را سنگسار كنند. 3 من خود بر ضد او برميخيزم و او را از ميان قوم اسرائيل طرد كرده به سزاي اعمالش خواهم رساند، زيرا فرزند خود را براي مولك قرباني كرده و بدين وسيله عبادتگاه مرا نجس نموده و نام مقدس مرا بيحرمت ساختـه است. 4 اگر اهالـي محـل وانمـود كنند كه از كـاري كه آن مرد كرده، بيخبرنـد و نخواهنـد او را بكشند، 5 آنگاه من بر ضد او و خانوادهاش برميخيزم و او را با تمامي اشخاص ديگري كه از مولك پيروي نموده، به من خيانت ورزيدهاند طرد ميكنم و به سزاي اعمالشان ميرسانم.
6 اگر كسي به جادوگران و احضاركنندگان ارواح متوسل شده، با اين عمل به من خيانت ورزد من بر ضد او بر ميخيزم و او را از ميان قوم خود طرد كرده، به سزاي اعمالش ميرسانم. 7 پس خود را تقديس نماييد و مقدس باشيد، چون من خداوند، خداي شما هستم. 8 از فرامين من كه خداوند هستم و شما را تقديس ميكنم، اطاعت كنيد.
9 كسي كه پدر يا مادرش را نفرين كند، بايد كشته شود؛ و خونش بر گردن خودش خواهد بود.
10 اگر فردي با همسر شخص ديگري زنا كند، مرد و زن هر دو بايد كشته شوند. 11 اگر مردي با زن پدر خود همبستر شود به پدر خود بياحترامي كرده است، پس آن مرد و زن بايد كشته شوند؛ و خونشان به گردن خودشان ميباشد. 12 اگر مردي با عروس خود همبستر شود، هر دو بايد كشته بشوند، زيرا زنا كردهاند؛ و خونشان به گردن خودشان ميباشد. 13 اگر دو مرد با هم نزديكي كنند، عمل قبيحي انجام دادهاند و بايد كشته شوند؛ و خونشان به گـردن خودشان ميباشـد. 14 اگر مردي با زني و با مادر آن زن نزديكي كند، گناه بزرگي كرده است و هر سه بايد زنده زنده سوزانده شوند تا اين لكه ننگ از دامن شماپاك شود.
15 اگر مردي با حيواني نزديكي كند، آن مرد و حيوان بايد كشته شوند. 16 اگر زني با حيواني نزديكي كند، آن زن و حيوان بايد كشته شوند؛ و خونشان به گردن خودشان ميباشد.
17 اگر مردي با خواهر خود ازدواج كند و با او همبستر شود، خواه دختر پدرش باشد، خواه دختر مادرش، عمل شرمآوري كرده است و هر دو بايد در ملاءعام از ميان قوم طرد شوند و آن مرد بايد به سزاي گناه خود برسد، زيرا خواهر خود را بيعصمت كرده است. 18 اگر مردي با زني بههنگام عادت ماهانهاش همبستر شود، هر دو نفر بايد از ميان قوم اسرائيل طرد شوند، زيرا مقررات مربوط به طهارت را رعايت نكردهاند.
19 اگر مردي با خاله يا عمه خود همبستر شود، هر دو آنها بايد به سزاي گناه خود برسند زيرا بستگان نزديك يكديگرند. 20 اگر مردي با زن عموي خود همبستر شود، به عموي خود بياحترامي كرده است. آنها به سزاي گناه خود خواهند رسيد و بياولاد خواهند مرد. 21 اگر مردي زن برادر خود را به زني بگيرد، كار قبيحي كرده است زيرا نسبت به برادرش بياحترامي نموده است. هر دو ايشان بياولاد خواهند مرد.
22 بايد از تمامي قوانين و دستورات من اطاعت كنيد تا شما را از سرزمين جديدتان بيرون نكنم. 23 از رسوم مردمي كه از پيش شما ميرانم پيروي نكنيد چون ايشان همه اعمالي را كه من شما را از آنها برحذر ساختهام انجام ميدهند و به همين دليل است كه از آنها نفرت دارم.
24 قول دادهام سرزمين ايشان را به شما بدهم تا آن را به تصرف خود درآورده، مالك آن باشيد. آنجا سرزميني است كه شير و عسل در آن جاري است. من خداوند، خداي شما هستم كه شما را از قومهاي ديگر جدا كردهام.
25 بين پرندگان و حيواناتي كه گوشت آنها براي شما حلال است و آنهايي كه حرام است فرق بگذاريد. با خوردن گوشت پرندگان يا حيواناتي كهخوردن آنها را براي شما حرام كردهام خود را آلوده نكنيد. 26 براي من مقدس باشيد، زيرا من كه خداوند هستم مقدس ميباشم و شما را از ساير اقوام جدا ساختهام تا از آن من باشيـد.
27 احضاركننده روح يا جادوگر، چه مرد باشد چه زن، بايد حتماً سنگسار شود. خون او به گردن خودش است.
راهنما
بابهاي 19 و 20 . قوانين متفرقه
قوانيني دربارة روز سبت، بت پرستي، ذبايح سلامتي، خوشه چيني، دزدي، سوگند خوردن، مزد، قضاوت، سخن چيني، محبت برادرانه، جفت گيري حيوانات مختلف با هم و كاشتن دو نوع تخم با هم، زنا، باغهاي ميوه، پيشگويي و فالبيني، ريش تراشيده شده و جراحت بدن، فاحشگي، احترام به افراد مسن، مهرباني به بيگانگان، وزنها و پيمانههاي راست، پرستش «مولك»، جادوگري، والدين، زناي با محارم، لواطي، حيوانات پاك و ناپاك.
همساية خود را مثل خويشتن محبت نما، 19 : 18
اين يكي از نكات برجسته و متعالي شريعت موسي بود. توجه زيادي به مستمندان مبذول ميشد. كارمزد بايست روزبروز پرداخت شود. رباخواري ممنوع بود. قرض و هديه به نيازمندان داده ميشد. ماندههاي خوشه چيني براي فقرا در مزارع باقي گذاشته ميشد. در تمام عهدعتيق، تأكيد بيپايان بر مهرباني به بيوه زنان، يتيمان و بيگانگان بعمل آمده است.
زندگي با كنيز، چند همسري، طلاق، بردگي
اينها مجاز بودند ولي محدوديتهاي فراوان بر آنها گذارده شده بود (19 : 20 ؛ تثنيه 21:15؛ 24:1-4؛ خروج 21:2-11). شريعت موسي مقام ازدواج را به سطحي بسيار بالاتر از آنچه در ملل اطراف بود، ارتقاء داد. بردگي با ملاحظات مهربانانه كنار گذاشته شد، و هرگز در مقياس وسيع و با چنان سبعيتي كه در مصر، آشور، يونان، روم و ملل ديگر حاكم بود، در ميان يهوديان وجود نداشت.
مجازات اعدام
جرمهايي كه مجازاتشان اعدام بود، عبارت بودند از: قتل (پيدايش 9 : 6 ، خروج 21 : 12 ؛ تثنيه 19 : 11 - 13)، آدم دزدي (خروج 21 : 16 ؛ تثنيه 24 : 7)، مرگ ناشي از قصور و اهمال (خروج 21:28 ، 29)، زدن يا نفرين كردن والدين (خروج 21:15-17؛ لاويان 20:9؛ تثنيه 21:18-21)، بت پرستي (لاويان 20:1-5؛ تثنيه 13، 17:2-5)، جادوگري (خروج 22 : 18)، نبوت كذب (تثنيه 18 : 10 ، 11 ، 20)، كفر (لاويان 24 : 15 ، 16)، بيحرمتي به روز سبت (خروج 31 : 14)، زنا (لاويان 21 : 10؛ تثنيه 22:22)، تجاوز جنسي (تثنيه 22:23-27)، فساد پيش از ازدواج (تثنيه 22:13-21)، لواطي (لاويان 20:13)، همخوابگي با حيوانات (لاويان 20:15،16)، ازدواج با محارم (لاويان 20:11،12،14).
اين قوانين، قوانين خدا بودند
برخي از اينها شبيه قوانين حمورابي است، كه بيترديد موسي با آنها آشنايي داشت. و اگرچه ممكن است موسي تحت تاثير آموزش مصري يا سنّت بابلي بوده باشد، با اين حال بارها تكرار ميكند: «خداوند چنين ميگويد»، بدان معني كه اين قوانين، قوانين مستقيم از جانب خود خدا هستند.
برخي از آنها به نظر ما بسيار شديد و شاق هستند. ولي اگر خود را در دنياي زمان موسي تصور كنيم، خواهيم ديد كه اين قوانين حتي به اندازة كافي سخت نيستند. در مجموع، «شريعت موسي»، با تأكيدي كه بر اخلاق شخصي و برابري داشت، و با توجهي كه به پير و جوان، برده و دشمن، حيوانات، سلامتي خود و قواعد تغذيه مبذول ميداشت، بسيار پاكتر، معقولتر، انسانيتر و دموكراتيكتر و حكيمانهتر از همة قانون گذاريهاي بابل، مصر، يا هر كشور ديگر بوده است. اين شريعت ، «معجزة اخلاقي» جهان پيش از مسيحيت بود.
خدا شريعت موسي را داد كه «للة ما شد تا به مسيح برساند» (غلاطيان 3 : 24). برخي از مواد آن به خاطر تطبيق با «سخت دلي» آنها بود (متي 19 : 8).
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
21 تقدس کاهنان
قوانين براي كاهنان
و خداوند به موسي گفت: «به كاهنانيعني پسران هارون خطاب كرده، به ايشان بگو: كسي از شما براي مردگان، خود را نجس نسازد، 2 جز براي خويشان نزديك خود، يعني براي مادرش و پدرش و پسرش و دخترش و برادرش. 3 و براي خواهر باكرة خود كه قريب او باشد و شوهر ندارد؛ براي او خود را نجس تواند كرد. 4 چونكه در قوم خود رئيس است، خود را نجس نسازد، تا خويشتن را بيعصمت نمايد. 5 سر خود را بيمو نسازند، و گوشههاي ريش خود را نتراشند، و بدن خود را مجروح ننمايند. 6 براي خداي خود مقدس باشند، و نام خداي خود را بيحرمت ننمايند. زيرا كه هداياي آتشين خداوند و طعام خداي خود را ايشان ميگذرانند. پس مقدس باشند. 7 زن زانيه يا بيعصمت را نكاح ننمايند، و زن مطلقّه از شوهرش را نگيرند، زيرا او براي خداي خود مقدس است. 8 پس او را تقديس نما، زيرا كه او طعام خداي خود را ميگذراند. پس براي تو مقدس باشد، زيرا من يهوه كه شما را تقديسميكنم، قدوس هستم. 9 و دختر هر كاهني كه خود را به فاحشگي بيعصمت ساخته باشد، پدر خود را بيعصمت كرده است. به آتش سوخته شود.
10 «و آن كه از ميان برادرانش رئيس كهنه باشد، كه بر سر او روغن مسح ريخته شده، و تخصيص گرديده باشد تا لباس را بپوشد، موي سر خود را نگشايد و گريبان خود را چاك نكند، 11 و نزد هيچ شخص مرده نرود، و براي پدر خود و مادر خود خويشتن را نجس نسازد. 12 و از مكان مقدس بيرون نرود، و مكان مقدس خداي خود را بيعصمت نسازد، زيرا كه تاج روغن مسح خداي او بر وي ميباشد. من يهوه هستم. 13 و او زن باكرهاي نكاح كند. 14 و بيوه و مطلقه و بيعصمت و زانيه، اينها را نگيرد. فقط باكرهاي از قوم خود را به زني بگيرد. 15 و ذريت خود را در ميان قوم خود بيعصمت نسازد. من يهوه هستم كه او را مقدس ميسازم.»
16 و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت: 17 «هارون را خطاب كرده، بگو: هر كس از اولاد تو در طبقات ايشان كه عيب داشته باشد نزديك نيايد، تا طعام خداي خود را بگذراند. 18 پس هر كس كه عيب دارد نزديك نيايد، نه مرد كور و نه لنگ و نه پهن بيني و نه زايدالاعضا، 19 و نه كسي كه شكسته پا يا شكسته دست باشد، 20 و نه گوژپشت و نه كوتاه قد و نه كسي كه در چشم خود لكه دارد، و نه صاحب جَرَب و نه كسي كه گري دارد و نه شكسته بيضه. 21 هر كس از اولاد هارون كاهن كه عيب داشته باشد نزديك نيايد، تا هداياي آتشين خداوند را بگذراند، چونكه معيوب است، براي گذرانيدن طعام خداي خود نزديك نيايد. 22 طعام خداي خود را خواه از آنچهقدساقداس است و خواه از آنچه مقدس است، بخورد. 23 ليكن به حجاب داخل نشود و به مذبح نزديك نيايد، چونكه معيوب است، تا مكان مقدس مرا بيحرمت نسازد. من يهوه هستم كه ايشان را تقديس ميكنم.» 24 پس موسي هارون و پسرانش و تمامي بنياسرائيل را چنين گفت. ترجمه تفسیری خداوند به موسي فرمود: «به كاهنان كه از نسل هارون هستند بگو كه هرگز با دست زدن به شخص مرده خودشان را نجس نكنند، 2و3 مگر اينكه مرده از بستگان نزديك آنها باشد، مثل: مادر، پدر، پسر، دختر، برادر يا خواهري كه شوهر نكرده و تحت تكفل او بوده است. 4 كاهنان در ميان قوم خود رهبر هستند و نبايد مثل افراد عادي خودشان را نجس سازند.
5 «كاهنان نبايد موي سر يا گوشههاي ريش خود را بتراشند و يا بدن خود را مجروح كنند. 6 ايشان بايد براي من مقدس باشند و به اسم من بياحترامي نكنند. آنها براي من هداياي خوراكي بر آتش تقديم ميكنند، پس بايد مقدس باشند. 7 كاهن نبايد با يك فاحشه كه خود را بيعصمت كرده و يا با زني كه طلاق گرفته، ازدواج كند؛ چون او مرد مقدسي است. 8 كاهنان را مقدس بشماريد زيرا ايشان هداياي خوراكي به من تقديم ميكنند، و من كه خداوند هستم و شما را تقديس ميكنم، مقدس ميباشم. 9 اگر دختر كاهني فاحشه شود به تقدس پدرش لطمه ميزند و بايد زنده زنده سوزانده شود.
10 «كاهن اعظم كه با روغن مخصوص، مسح و تقديس شده و لباسهاي مخصوص كاهني را ميپوشد، نبايد هنگام عزاداري موي سر خود را باز كند يا گريبان لباس خود را چاك بزند. 11و12 او نبايد با خارج شدن از عبادتگاه و وارد شدن به خانهاي كه جنازهاي در آن هست، حتي اگر جنازه پدر يا مادرش باشد، خود را و عبادتگاه مقدس مرا بيحرمت سازد، زيرا تبرك روغن مسح من كه خداوند هستم بر سراوست. 13 او بايد با دختـر باكـرهاي ازدواج كنـد. 14و15 او نبايد با زن بيوه يا طلاق گرفته يا فاحشه ازدواج كند بلكه با دختر باكرهاي از قوم خود، در غيراينصورت فرزندان او ديگر مقدس نخواهند بود. من كه خداوند هستم او را براي كاهني تقديس كردهام.»
16و17 خداوند به موسي فرمود: « به هارون بگو كه در نسلهاي آينده هر كدام از فرزندانش كه عضوي از بدنش معيوب باشد نبايد هداياي خوراكي را به حضور من تقديم كند. 18 كسي كه نقصي در صورت داشته باشد و يا كور، شل، ناقص الخلقه، 19 دست يا پا شكسته، 20 گوژپشت يا كوتوله باشد، چشم معيوب يا مرض پوستي داشته يا خواجه باشد، 21 بسبب نقص جسمياش اجازه ندارد هداياي خوراكي را كه بر آتش به من تقديم ميشود، تقديم كند. 22 با وجود اين بايد از خوراك كاهنان كه از هداياي تقديمي به خداوند است به او غذا داده شود هم از هداياي مقدس و هم از مقدسترين هدايا. 23 ولي او نبايد به پرده مقدس عبادتگاه يا به قربانگاه نزديك شود چون نقص بدني دارد و اين عمل او عبادتگاه مرا بيحرمت ميكند، زيرا من كه خداوند هستم آن را تقديس كردهام.»
24 موسي اين دستورات را به هارون و پسرانش و تمامي قوم اسرائيل داد.
راهنما
باب هاي 21 و 22 . كاهنان و قربانيها
اين دو باب، مشروح مواد بابهاي 1 تا 9 هستند. كاهنان بايد فاقد هر گونه عيب و نقص جسماني باشند و فقط ميتوانند با يك دختر باكره ازدواج كنند. حيوانات قرباني هم بايد بيعيب و حداقل 8 روزه باشند.
قوانين براي كاهنان
و خداوند به موسي گفت: «به كاهنانيعني پسران هارون خطاب كرده، به ايشان بگو: كسي از شما براي مردگان، خود را نجس نسازد، 2 جز براي خويشان نزديك خود، يعني براي مادرش و پدرش و پسرش و دخترش و برادرش. 3 و براي خواهر باكرة خود كه قريب او باشد و شوهر ندارد؛ براي او خود را نجس تواند كرد. 4 چونكه در قوم خود رئيس است، خود را نجس نسازد، تا خويشتن را بيعصمت نمايد. 5 سر خود را بيمو نسازند، و گوشههاي ريش خود را نتراشند، و بدن خود را مجروح ننمايند. 6 براي خداي خود مقدس باشند، و نام خداي خود را بيحرمت ننمايند. زيرا كه هداياي آتشين خداوند و طعام خداي خود را ايشان ميگذرانند. پس مقدس باشند. 7 زن زانيه يا بيعصمت را نكاح ننمايند، و زن مطلقّه از شوهرش را نگيرند، زيرا او براي خداي خود مقدس است. 8 پس او را تقديس نما، زيرا كه او طعام خداي خود را ميگذراند. پس براي تو مقدس باشد، زيرا من يهوه كه شما را تقديسميكنم، قدوس هستم. 9 و دختر هر كاهني كه خود را به فاحشگي بيعصمت ساخته باشد، پدر خود را بيعصمت كرده است. به آتش سوخته شود.
10 «و آن كه از ميان برادرانش رئيس كهنه باشد، كه بر سر او روغن مسح ريخته شده، و تخصيص گرديده باشد تا لباس را بپوشد، موي سر خود را نگشايد و گريبان خود را چاك نكند، 11 و نزد هيچ شخص مرده نرود، و براي پدر خود و مادر خود خويشتن را نجس نسازد. 12 و از مكان مقدس بيرون نرود، و مكان مقدس خداي خود را بيعصمت نسازد، زيرا كه تاج روغن مسح خداي او بر وي ميباشد. من يهوه هستم. 13 و او زن باكرهاي نكاح كند. 14 و بيوه و مطلقه و بيعصمت و زانيه، اينها را نگيرد. فقط باكرهاي از قوم خود را به زني بگيرد. 15 و ذريت خود را در ميان قوم خود بيعصمت نسازد. من يهوه هستم كه او را مقدس ميسازم.»
16 و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت: 17 «هارون را خطاب كرده، بگو: هر كس از اولاد تو در طبقات ايشان كه عيب داشته باشد نزديك نيايد، تا طعام خداي خود را بگذراند. 18 پس هر كس كه عيب دارد نزديك نيايد، نه مرد كور و نه لنگ و نه پهن بيني و نه زايدالاعضا، 19 و نه كسي كه شكسته پا يا شكسته دست باشد، 20 و نه گوژپشت و نه كوتاه قد و نه كسي كه در چشم خود لكه دارد، و نه صاحب جَرَب و نه كسي كه گري دارد و نه شكسته بيضه. 21 هر كس از اولاد هارون كاهن كه عيب داشته باشد نزديك نيايد، تا هداياي آتشين خداوند را بگذراند، چونكه معيوب است، براي گذرانيدن طعام خداي خود نزديك نيايد. 22 طعام خداي خود را خواه از آنچهقدساقداس است و خواه از آنچه مقدس است، بخورد. 23 ليكن به حجاب داخل نشود و به مذبح نزديك نيايد، چونكه معيوب است، تا مكان مقدس مرا بيحرمت نسازد. من يهوه هستم كه ايشان را تقديس ميكنم.» 24 پس موسي هارون و پسرانش و تمامي بنياسرائيل را چنين گفت. ترجمه تفسیری خداوند به موسي فرمود: «به كاهنان كه از نسل هارون هستند بگو كه هرگز با دست زدن به شخص مرده خودشان را نجس نكنند، 2و3 مگر اينكه مرده از بستگان نزديك آنها باشد، مثل: مادر، پدر، پسر، دختر، برادر يا خواهري كه شوهر نكرده و تحت تكفل او بوده است. 4 كاهنان در ميان قوم خود رهبر هستند و نبايد مثل افراد عادي خودشان را نجس سازند.
5 «كاهنان نبايد موي سر يا گوشههاي ريش خود را بتراشند و يا بدن خود را مجروح كنند. 6 ايشان بايد براي من مقدس باشند و به اسم من بياحترامي نكنند. آنها براي من هداياي خوراكي بر آتش تقديم ميكنند، پس بايد مقدس باشند. 7 كاهن نبايد با يك فاحشه كه خود را بيعصمت كرده و يا با زني كه طلاق گرفته، ازدواج كند؛ چون او مرد مقدسي است. 8 كاهنان را مقدس بشماريد زيرا ايشان هداياي خوراكي به من تقديم ميكنند، و من كه خداوند هستم و شما را تقديس ميكنم، مقدس ميباشم. 9 اگر دختر كاهني فاحشه شود به تقدس پدرش لطمه ميزند و بايد زنده زنده سوزانده شود.
10 «كاهن اعظم كه با روغن مخصوص، مسح و تقديس شده و لباسهاي مخصوص كاهني را ميپوشد، نبايد هنگام عزاداري موي سر خود را باز كند يا گريبان لباس خود را چاك بزند. 11و12 او نبايد با خارج شدن از عبادتگاه و وارد شدن به خانهاي كه جنازهاي در آن هست، حتي اگر جنازه پدر يا مادرش باشد، خود را و عبادتگاه مقدس مرا بيحرمت سازد، زيرا تبرك روغن مسح من كه خداوند هستم بر سراوست. 13 او بايد با دختـر باكـرهاي ازدواج كنـد. 14و15 او نبايد با زن بيوه يا طلاق گرفته يا فاحشه ازدواج كند بلكه با دختر باكرهاي از قوم خود، در غيراينصورت فرزندان او ديگر مقدس نخواهند بود. من كه خداوند هستم او را براي كاهني تقديس كردهام.»
16و17 خداوند به موسي فرمود: « به هارون بگو كه در نسلهاي آينده هر كدام از فرزندانش كه عضوي از بدنش معيوب باشد نبايد هداياي خوراكي را به حضور من تقديم كند. 18 كسي كه نقصي در صورت داشته باشد و يا كور، شل، ناقص الخلقه، 19 دست يا پا شكسته، 20 گوژپشت يا كوتوله باشد، چشم معيوب يا مرض پوستي داشته يا خواجه باشد، 21 بسبب نقص جسمياش اجازه ندارد هداياي خوراكي را كه بر آتش به من تقديم ميشود، تقديم كند. 22 با وجود اين بايد از خوراك كاهنان كه از هداياي تقديمي به خداوند است به او غذا داده شود هم از هداياي مقدس و هم از مقدسترين هدايا. 23 ولي او نبايد به پرده مقدس عبادتگاه يا به قربانگاه نزديك شود چون نقص بدني دارد و اين عمل او عبادتگاه مرا بيحرمت ميكند، زيرا من كه خداوند هستم آن را تقديس كردهام.»
24 موسي اين دستورات را به هارون و پسرانش و تمامي قوم اسرائيل داد.
راهنما
باب هاي 21 و 22 . كاهنان و قربانيها
اين دو باب، مشروح مواد بابهاي 1 تا 9 هستند. كاهنان بايد فاقد هر گونه عيب و نقص جسماني باشند و فقط ميتوانند با يك دختر باكره ازدواج كنند. حيوانات قرباني هم بايد بيعيب و حداقل 8 روزه باشند.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
22 تقدس قربانی ها و هدایا
و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت:2 «هارون و پسرانش را بگو كه از موقوفات بنياسرائيل كه براي من وقف ميكنند احتراز نمايند، و نام قدوس مرا بيحرمت نسازند. من يهوه هستم. 3 به ايشان بگو: هر كس از همة ذريت شما در نسلهاي شما كه به موقوفاتي كه بنياسرائيل براي خداوند وقف نمايند نزديك بيايد، و نجاست او بر وي باشد، آن كس از حضور من منقطع خواهد شد. من يهوه هستم. 4 هر كس از ذريت هارون كه مبروص يا صاحب جريان باشد تا طاهر نشود، از چيزهاي مقدس نخورد، و كسي كه هر چيزي را كه از ميت نجس شود لمس نمايد، و كسي كه مني از وي درآيد، 5 و كسي كه هر حشرات را كه از آن نجس ميشوند لمس نمايد، يا آدمي را كه از او نجس ميشوند از هر نجاستي كه دارد. 6 پس كسي كه يكي از اينها را لمس نمايد تا شام نجس باشد، و تا بدن خود را به آب غسل ندهد از چيزهاي مقدس نخورد. 7 و چون آفتاب غروب كند، آنگاه طاهر خواهد بود، و بعد از آن از چيزهاي مقدس بخورد چونكه خوراك وي است. 8 مِيِّته يا دريده شده را نخورد تا از آن نجس شود. من يهوه هستم. 9 پس وصيت مرا نگاه دارند مبادا به سبب آن متحمل گناه شوند. و اگر آن را بيحرمت نمايند بميرند. من يهوه هستم كه ايشان را تقديس مينمايم. 10 هيچ غريبي چيز مقدس نخورد، و مهمان كاهن ومزدور او چيز مقدس نخورد. 11 اما اگر كاهن كسي را بخرد، زرخريد او ميباشد. او آن را بخورد و خانهزاد او نيز. هر دو خوراك او را بخورند. 12 و دختر كاهن اگر منكوحة مرد غريب باشد، از هداياي مقدس نخورد. 13 و دختر كاهن كه بيوه يا مطلقه بشود و اولاد نداشته، به خانه پدر خود مثل طفوليتش برگردد، خوراك پدر خود را بخورد، ليكن هيچ غريب از آن نخورد. 14 و اگر كسي سهواً چيز مقدس را بخورد، پنج يك بر آن اضافه كرده، آن چيز مقدس را به كاهن بدهد. 15 و چيزهاي مقدس بنياسرائيل را كه براي خداوند ميگذرانند، بيحرمت نسازند. 16 و به خوردن چيزهاي مقدس ايشان، ايشان را متحمل جرم گناه نسازند، زيرا من يهوه هستم كه ايشان را تقديس مينمايم.»
قرباني نامقبول
17 و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت: 18 «هارون و پسرانش و جميع بنياسرائيل را خطاب كرده، به ايشان بگو: هر كس از خاندان اسرائيل و از غريباني كه در اسرائيل باشند كه قرباني خود را بگذراند، خواه يكي از نذرهاي ايشان، خواه يكي از نوافل ايشان، كه آن را براي قرباني سوختني نزد خداوند ميگذرانند، 19 تا شما مقبول شويد. آن را نر بيعيب از گاو يا از گوسفند يا از بز بگذرانيد. 20 هر چه را كه عيب دارد مگذرانيد، براي شما مقبول نخواهد شد. 21 و اگر كسي ذبيحه سلامتي براي خداوند بگذراند، خواه براي وفاي نذر، خواه براي نافله، چه از رمه چه از گله، آن بيعيب باشد تا مقبولبشود، البته هيچ عيب در آن نباشد. 22 كور يا شكسته يا مجروح يا آبلهدار يا صاحب جَرَب يا گري، اينها را براي خداوند مگذرانيد، و از اينها هدية آتشين براي خداوند بر مذبح مگذاريد. 23 اما گاو و گوسفند كه زايد يا ناقص اعضا باشد، آن را براي نوافل بگذران،
ليكن براي نذر قبول نخواهد شد. 24 و آنچه را كه بيضة آن كوفته يا فشرده يا شكسته يا
بريده باشد، براي خداوند نزديك مياوريد، و در زمين خود قرباني مگذرانيد. 25 و از
دست غريب نيز طعام خداي خود را از هيچ يك از اينها مگذرانيد، زيرا فساد آنها در آنهاست چونكه عيب دارند، براي شما مقبول نخواهند شد.»
26 و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت: 27 «چون گاو يا گوسفند يا بز زاييده شود،
هفت روز نزد مادر خود بماند و در روز هشتم و بعد براي قرباني هدية آتشين نزد خداوند مقبول خواهد شد. 28 اما گاو يا گوسفند آن را با بچهاش در يك روز ذبح منماييد. 29 و چون ذبيحه تشكر براي خداوند ذبح نماييد، آن را ذبح كنيد تا مقبول شويد. 30 در همان روز خورده شود و چيزي از آن را تا صبح نگاه نداريد. من يهوه هستم. 31 پس اوامر مرا نگاه داشته، آنها را بجا آوريد. من يهوه هستم. 32 و نام
قدوس مرا بيحرمت مسازيد و در ميان بنياسرائيل تقديس خواهم شد. من يهوه هستم كه شما را تقديس مينمايم. 33 و شما را از زمين مصر بيرون آوردم تا خداي شما باشم. من يهوه هستم.» ترجمه تفسیری خداوند به موسي فرمود: «به هارون و پسرانش بگو كه حرمت قربانيها و هداياي مقدسي را كه قوم به من وقف ميكنند، نگه دارند و نام مقدس مرا بيحرمت نسازند، زيرا من خداوند هستم. در نسلهاي شما اگر كاهني كه شرعاً نجس است به اين هداياي مقدس دست بزند بايد از مقام كاهني بر كنار شود.
4 «كاهني كه جذامي باشد يا از بدنش مايع ترشح شود، تا وقتي كه شرعاً طاهر نشده، حق ندارد از قربانيهاي مقدس بخورد. هر كاهني كه به جنازهاي دست بزند يا در اثر خروج مني نجس گردد، 5 و ياحيوان يا شخصي را كه شرعاً نجـس است لمـس كند، 6 آن كاهن تا عصر نجس خواهد بود، و تا هنگام غروب كه غسل ميكند نبايد از قربانيهاي مقدس بخورد. 7 وقتي كه آفتاب غروب كرد، او دوباره طاهر ميشود و ميتواند از خوراك مقدس بخورد، چون معاش او همين است. 8و9 كاهن نبايد گوشت حيوان مرده يا حيواني را كه جانوران وحشي آن را دريده باشند بخورد، چون اين عمل او را نجس ميكند. به كاهنان بگو كه با دقت از اين دستورات اطاعت كنند، مبادا مجرم شناخته شده، بسبب سرپيچي از اين قوانين بميرند. من كه خداوند هستم ايشان را تقديس كردهام.
10 «هيچكس غير از كاهنان نبايد از قربانيهاي مقدس بخورد. مهمان يا نوكر كاهن كه از او مزد ميگيرد نيز نبايد از اين خوراك بخورد. 11 ولي اگر كاهن با پول خود غلامي بخرد، آن غلام ميتواند از قربانيهاي مقدس بخورد. فرزندان غلام يا كنيزي نيز كه در خانـه او بدنيـا بيايند ميتواننـد از آن بخورند. 12 اگر دختر يكي از كاهنان با شخصي كه كاهن نيست ازدواج كند، نبايد از هداياي مقدس بخورد؛ 13 ولي اگر بيوه شده يا طلاق گرفته باشد و فرزندي هم نداشته باشد كه از او نگهداري كند و به خانه پدرش باز گشته باشد، ميتواند مانند سابق از خوراك پدرش بخورد. پس كسي كه از خانواده كاهنان نيست، حق ندارد از اين خوراك بخورد.
14 «اگر كسي ندانسته از قربانيهاي مقدس بخورد، بايد همان مقدار را به اضافه يك پنجم به كاهن باز گرداند. 15و16 كاهنان نبايد اجازه دهند اشخاص غير مجاز قربانيهاي مقدس را بخورند و به اين وسيله مجرم شوند. اين كار بيحرمتي به هداياي مقدسي است كه بنياسرائيل به من تقديم ميكنند. من خداوند هستم و اين هدايا را تقديس كردهام.»
17و18 خداوند به موسي فرمود كه اين دستورات را به هارون و پسرانش و تمامي قوم اسرائيل بدهد: اگر يك نفر اسرائيلي يا غريبي كه در ميان شما ساكن است، به خداوند هديهاي براي قرباني سوختني تقديم كند، خواه نذري باشد خواه داوطلبانه، 19 فقط بشرطي مورد قبول خداوند خواهد بود كه آن حيوان،گاو يا گوسفند يا بز، نر و بيعيب باشد. 20 حيواني كه نقصي داشته باشد نبايد تقديم شود، چون مورد قبول خداوند نميباشد. 21 وقتي كسي از رمه يا گله خود حيواني را بعنوان قرباني سلامتي به خداوند تقديم ميكند، خواه نذري باشد خواه داوطلبانه، آن حيوان بايد سالم و بيعيب باشد و گر نه مورد قبول خداوند واقع نميشود. 22 حيوان كور، شل يا مجروح و يا حيواني كه بدنش پر از زخم است و يا مبتلا به گري يا آبله ميباشد، نبايد به خداوند هديه شود. اين نوع هديه را بر آتـش قربانگاه به خداونـد تقديـم نكنيد. 23 اگر گاو يا گوسفندي كه تقديم خداوند ميشود عضو زايد يا ناقصي داشته باشد، آن را بعنـوان قربانـي داوطلبانه ميتوان ذبح كرد ولي نه بعنوان نذر. 24 حيواني كه بيضهاش نقص داشته باشد يعني كوفته يا بريده باشد هرگز نبايد در سرزمين خود براي خداوند قرباني كنيد. 25 اين محدوديت، هم شامل قربانيهاي غريباني است كه در ميان شما ساكنند و هم قربانيهاي خود شما، چون هيچ حيوان معيوبي براي قرباني پذيرفته نميشود.
26و27 خداوند به موسي فرمود: «وقتي گاو يا گوسفند يا بزي زاييده شود بايد تا هفت روز پيش مادرش بماند ولي از روز هشتم به بعد ميتوان آن را بر آتش براي خداوند قرباني كرد. 28 گاو يا گوسفند را با نوزادش در يك روز سر نبريد. 29و30 وقتي كه قرباني شكرگزاري به من كه خداوند هستم تقديم ميكنيد، بايد طبق مقررات عمل كنيد تا مورد قبول من واقع شويد. در همان روز تمام گوشت حيوان قرباني شده را بخوريد و چيزي از آن را براي روز بعد باقي نگذاريد.
31 «شما بايد تمام اوامر مرا اطاعت كنيد، چون من خداوند هستم. 32و33 نام مقدس مرا بيحرمت نكنيد. مرا مقدس بدانيد زيرا من كه خداوند هستم، شما را تقديس كردم و از مصر نجات دادم تا خداي شما باشم.»
راهنما
باب هاي 21 و 22 . كاهنان و قربانيها
اين دو باب، مشروح مواد بابهاي 1 تا 9 هستند. كاهنان بايد فاقد هر گونه عيب و نقص جسماني باشند و فقط ميتوانند با يك دختر باكره ازدواج كنند. حيوانات قرباني هم بايد بيعيب و حداقل 8 روزه باشند.
و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت:2 «هارون و پسرانش را بگو كه از موقوفات بنياسرائيل كه براي من وقف ميكنند احتراز نمايند، و نام قدوس مرا بيحرمت نسازند. من يهوه هستم. 3 به ايشان بگو: هر كس از همة ذريت شما در نسلهاي شما كه به موقوفاتي كه بنياسرائيل براي خداوند وقف نمايند نزديك بيايد، و نجاست او بر وي باشد، آن كس از حضور من منقطع خواهد شد. من يهوه هستم. 4 هر كس از ذريت هارون كه مبروص يا صاحب جريان باشد تا طاهر نشود، از چيزهاي مقدس نخورد، و كسي كه هر چيزي را كه از ميت نجس شود لمس نمايد، و كسي كه مني از وي درآيد، 5 و كسي كه هر حشرات را كه از آن نجس ميشوند لمس نمايد، يا آدمي را كه از او نجس ميشوند از هر نجاستي كه دارد. 6 پس كسي كه يكي از اينها را لمس نمايد تا شام نجس باشد، و تا بدن خود را به آب غسل ندهد از چيزهاي مقدس نخورد. 7 و چون آفتاب غروب كند، آنگاه طاهر خواهد بود، و بعد از آن از چيزهاي مقدس بخورد چونكه خوراك وي است. 8 مِيِّته يا دريده شده را نخورد تا از آن نجس شود. من يهوه هستم. 9 پس وصيت مرا نگاه دارند مبادا به سبب آن متحمل گناه شوند. و اگر آن را بيحرمت نمايند بميرند. من يهوه هستم كه ايشان را تقديس مينمايم. 10 هيچ غريبي چيز مقدس نخورد، و مهمان كاهن ومزدور او چيز مقدس نخورد. 11 اما اگر كاهن كسي را بخرد، زرخريد او ميباشد. او آن را بخورد و خانهزاد او نيز. هر دو خوراك او را بخورند. 12 و دختر كاهن اگر منكوحة مرد غريب باشد، از هداياي مقدس نخورد. 13 و دختر كاهن كه بيوه يا مطلقه بشود و اولاد نداشته، به خانه پدر خود مثل طفوليتش برگردد، خوراك پدر خود را بخورد، ليكن هيچ غريب از آن نخورد. 14 و اگر كسي سهواً چيز مقدس را بخورد، پنج يك بر آن اضافه كرده، آن چيز مقدس را به كاهن بدهد. 15 و چيزهاي مقدس بنياسرائيل را كه براي خداوند ميگذرانند، بيحرمت نسازند. 16 و به خوردن چيزهاي مقدس ايشان، ايشان را متحمل جرم گناه نسازند، زيرا من يهوه هستم كه ايشان را تقديس مينمايم.»
قرباني نامقبول
17 و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت: 18 «هارون و پسرانش و جميع بنياسرائيل را خطاب كرده، به ايشان بگو: هر كس از خاندان اسرائيل و از غريباني كه در اسرائيل باشند كه قرباني خود را بگذراند، خواه يكي از نذرهاي ايشان، خواه يكي از نوافل ايشان، كه آن را براي قرباني سوختني نزد خداوند ميگذرانند، 19 تا شما مقبول شويد. آن را نر بيعيب از گاو يا از گوسفند يا از بز بگذرانيد. 20 هر چه را كه عيب دارد مگذرانيد، براي شما مقبول نخواهد شد. 21 و اگر كسي ذبيحه سلامتي براي خداوند بگذراند، خواه براي وفاي نذر، خواه براي نافله، چه از رمه چه از گله، آن بيعيب باشد تا مقبولبشود، البته هيچ عيب در آن نباشد. 22 كور يا شكسته يا مجروح يا آبلهدار يا صاحب جَرَب يا گري، اينها را براي خداوند مگذرانيد، و از اينها هدية آتشين براي خداوند بر مذبح مگذاريد. 23 اما گاو و گوسفند كه زايد يا ناقص اعضا باشد، آن را براي نوافل بگذران،
ليكن براي نذر قبول نخواهد شد. 24 و آنچه را كه بيضة آن كوفته يا فشرده يا شكسته يا
بريده باشد، براي خداوند نزديك مياوريد، و در زمين خود قرباني مگذرانيد. 25 و از
دست غريب نيز طعام خداي خود را از هيچ يك از اينها مگذرانيد، زيرا فساد آنها در آنهاست چونكه عيب دارند، براي شما مقبول نخواهند شد.»
26 و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت: 27 «چون گاو يا گوسفند يا بز زاييده شود،
هفت روز نزد مادر خود بماند و در روز هشتم و بعد براي قرباني هدية آتشين نزد خداوند مقبول خواهد شد. 28 اما گاو يا گوسفند آن را با بچهاش در يك روز ذبح منماييد. 29 و چون ذبيحه تشكر براي خداوند ذبح نماييد، آن را ذبح كنيد تا مقبول شويد. 30 در همان روز خورده شود و چيزي از آن را تا صبح نگاه نداريد. من يهوه هستم. 31 پس اوامر مرا نگاه داشته، آنها را بجا آوريد. من يهوه هستم. 32 و نام
قدوس مرا بيحرمت مسازيد و در ميان بنياسرائيل تقديس خواهم شد. من يهوه هستم كه شما را تقديس مينمايم. 33 و شما را از زمين مصر بيرون آوردم تا خداي شما باشم. من يهوه هستم.» ترجمه تفسیری خداوند به موسي فرمود: «به هارون و پسرانش بگو كه حرمت قربانيها و هداياي مقدسي را كه قوم به من وقف ميكنند، نگه دارند و نام مقدس مرا بيحرمت نسازند، زيرا من خداوند هستم. در نسلهاي شما اگر كاهني كه شرعاً نجس است به اين هداياي مقدس دست بزند بايد از مقام كاهني بر كنار شود.
4 «كاهني كه جذامي باشد يا از بدنش مايع ترشح شود، تا وقتي كه شرعاً طاهر نشده، حق ندارد از قربانيهاي مقدس بخورد. هر كاهني كه به جنازهاي دست بزند يا در اثر خروج مني نجس گردد، 5 و ياحيوان يا شخصي را كه شرعاً نجـس است لمـس كند، 6 آن كاهن تا عصر نجس خواهد بود، و تا هنگام غروب كه غسل ميكند نبايد از قربانيهاي مقدس بخورد. 7 وقتي كه آفتاب غروب كرد، او دوباره طاهر ميشود و ميتواند از خوراك مقدس بخورد، چون معاش او همين است. 8و9 كاهن نبايد گوشت حيوان مرده يا حيواني را كه جانوران وحشي آن را دريده باشند بخورد، چون اين عمل او را نجس ميكند. به كاهنان بگو كه با دقت از اين دستورات اطاعت كنند، مبادا مجرم شناخته شده، بسبب سرپيچي از اين قوانين بميرند. من كه خداوند هستم ايشان را تقديس كردهام.
10 «هيچكس غير از كاهنان نبايد از قربانيهاي مقدس بخورد. مهمان يا نوكر كاهن كه از او مزد ميگيرد نيز نبايد از اين خوراك بخورد. 11 ولي اگر كاهن با پول خود غلامي بخرد، آن غلام ميتواند از قربانيهاي مقدس بخورد. فرزندان غلام يا كنيزي نيز كه در خانـه او بدنيـا بيايند ميتواننـد از آن بخورند. 12 اگر دختر يكي از كاهنان با شخصي كه كاهن نيست ازدواج كند، نبايد از هداياي مقدس بخورد؛ 13 ولي اگر بيوه شده يا طلاق گرفته باشد و فرزندي هم نداشته باشد كه از او نگهداري كند و به خانه پدرش باز گشته باشد، ميتواند مانند سابق از خوراك پدرش بخورد. پس كسي كه از خانواده كاهنان نيست، حق ندارد از اين خوراك بخورد.
14 «اگر كسي ندانسته از قربانيهاي مقدس بخورد، بايد همان مقدار را به اضافه يك پنجم به كاهن باز گرداند. 15و16 كاهنان نبايد اجازه دهند اشخاص غير مجاز قربانيهاي مقدس را بخورند و به اين وسيله مجرم شوند. اين كار بيحرمتي به هداياي مقدسي است كه بنياسرائيل به من تقديم ميكنند. من خداوند هستم و اين هدايا را تقديس كردهام.»
17و18 خداوند به موسي فرمود كه اين دستورات را به هارون و پسرانش و تمامي قوم اسرائيل بدهد: اگر يك نفر اسرائيلي يا غريبي كه در ميان شما ساكن است، به خداوند هديهاي براي قرباني سوختني تقديم كند، خواه نذري باشد خواه داوطلبانه، 19 فقط بشرطي مورد قبول خداوند خواهد بود كه آن حيوان،گاو يا گوسفند يا بز، نر و بيعيب باشد. 20 حيواني كه نقصي داشته باشد نبايد تقديم شود، چون مورد قبول خداوند نميباشد. 21 وقتي كسي از رمه يا گله خود حيواني را بعنوان قرباني سلامتي به خداوند تقديم ميكند، خواه نذري باشد خواه داوطلبانه، آن حيوان بايد سالم و بيعيب باشد و گر نه مورد قبول خداوند واقع نميشود. 22 حيوان كور، شل يا مجروح و يا حيواني كه بدنش پر از زخم است و يا مبتلا به گري يا آبله ميباشد، نبايد به خداوند هديه شود. اين نوع هديه را بر آتـش قربانگاه به خداونـد تقديـم نكنيد. 23 اگر گاو يا گوسفندي كه تقديم خداوند ميشود عضو زايد يا ناقصي داشته باشد، آن را بعنـوان قربانـي داوطلبانه ميتوان ذبح كرد ولي نه بعنوان نذر. 24 حيواني كه بيضهاش نقص داشته باشد يعني كوفته يا بريده باشد هرگز نبايد در سرزمين خود براي خداوند قرباني كنيد. 25 اين محدوديت، هم شامل قربانيهاي غريباني است كه در ميان شما ساكنند و هم قربانيهاي خود شما، چون هيچ حيوان معيوبي براي قرباني پذيرفته نميشود.
26و27 خداوند به موسي فرمود: «وقتي گاو يا گوسفند يا بزي زاييده شود بايد تا هفت روز پيش مادرش بماند ولي از روز هشتم به بعد ميتوان آن را بر آتش براي خداوند قرباني كرد. 28 گاو يا گوسفند را با نوزادش در يك روز سر نبريد. 29و30 وقتي كه قرباني شكرگزاري به من كه خداوند هستم تقديم ميكنيد، بايد طبق مقررات عمل كنيد تا مورد قبول من واقع شويد. در همان روز تمام گوشت حيوان قرباني شده را بخوريد و چيزي از آن را براي روز بعد باقي نگذاريد.
31 «شما بايد تمام اوامر مرا اطاعت كنيد، چون من خداوند هستم. 32و33 نام مقدس مرا بيحرمت نكنيد. مرا مقدس بدانيد زيرا من كه خداوند هستم، شما را تقديس كردم و از مصر نجات دادم تا خداي شما باشم.»
راهنما
باب هاي 21 و 22 . كاهنان و قربانيها
اين دو باب، مشروح مواد بابهاي 1 تا 9 هستند. كاهنان بايد فاقد هر گونه عيب و نقص جسماني باشند و فقط ميتوانند با يك دختر باكره ازدواج كنند. حيوانات قرباني هم بايد بيعيب و حداقل 8 روزه باشند.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
23عید پسح،نان فطیر،نوبر محصولات،شیپورها،سایه بانها
محفلهاي مقدس
و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت:2 «بنياسرائيل را خطاب كرده، به ايشان بگو: موسمهاي خداوند كه آنها را محفلهاي مقدس خواهيد خواند، اينها موسمهاي من ميباشند.
سَبَّت
3 «شش روز كار كرده شود و در روز هفتم سَبَّت آرامي و محفل مقدس باشد. هيچ كار مكنيد. آن در همة مسكنهاي شما سَبَّت براي خداوند است.
فصح
4 «اينها موسمهاي خداوند و محفلهاي مقدس ميباشد، كه آنها را در وقتهاي آنها اعلان بايد كرد. 5 در ماه اول، در روز چهاردهم ماه بينالعصرين، فصح خداوند است. 6 و در روز پانزدهم اين ماه عيد فطير براي خداوند است، هفت روز فطير بخوريد. 7 در روز اول محفل مقدس براي شما باشد، هيچ كار از شغل مكنيد. 8 هفت روز هدية آتشين براي خداوند بگذرانيد، و در روز هفتم، محفل مقدس باشد؛ هيچ كار از شغل مكنيد.»
عيد نوبرها
9 و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت: 10 «بنياسرائيل را خطاب كرده، به ايشان بگو: چون به زميني كه من به شما ميدهم داخل شويد، و محصول آن را درو كنيد، آنگاه بافة نوبر خود رانزد كاهن بياوريد. 11 و بافه را به حضور خداوند بجنباند تا شما مقبول شويد، در فرداي بعد از سَبَّت كاهن آن را بجنباند. 12 و در روزي كه شما بافه را ميجنبانيد، برة يك سالة بيعيب براي قرباني سوختني به حضور خداوند بگذرانيد. 13 و هدية آردي آن دو عشر آرد نرم سرشته شده به روغن خواهد بود، تا هدية آتشين و عطر خوشبو براي خداوند باشد، و هدية ريختني آن چهار يك هين شراب خواهد بود. 14 و نان و خوشههاي برشته شده و خوشههاي تازه مخوريد، تا همان روزي كه قرباني خداي خود را بگذرانيد. اين براي پشتهاي شما در همة مسكنهاي شما فريضهاي ابدي خواهد بود.
عيد هفتهها
15 و از فرداي آن سَبَّت، از روزي كه بافة جنبانيدني را آورده باشيد، براي خود بشماريد تا هفت هفته تمام بشود. 16 تا فرداي بعد از سَبَّت هفتم، پنجاه روز بشماريد، و هدية آردي تازه براي خداوند بگذرانيد. 17 از مسكنهاي خود دو نان جنبانيدني از دو عشر بياوريد از آرد نرم باشد، و با خمير مايه پخته شود تا نوبر براي خداوند باشد. 18 و همراه نان، هفت برة يك سالة بيعيب و يك گوساله و دو قوچ، و آنها با هدية آردي و هدية ريختني آنها قرباني سوختني براي خداوند خواهدبود، و هدية آتشين و عطر خوشبو براي خداوند . 19 و يك بز نر براي قرباني گناه، و دو برة نر يك ساله براي ذبيحة سلامتي بگذرانيد. 20 و كاهن آنها را با نان نوبر بجهت هدية جنبانيدني به حضور خداوند با آن دو بره بجنباند، تا براي خداوند بجهت كاهن مقدس باشد. 21 و در همان روز منادي كنيد كه براي شما محفل مقدس باشد؛ و هيچ كار از شغل مكنيد. در همة مسكنهاي شما بر پشتهاي شما فريضة ابدي باشد. 22 و چون محصول زمين خود را درو كنيد، گوشههاي مزرعة خود را تماماً درو مكن، و حصاد خود را خوشهچيني منما، آنها را براي فقير و غريب بگذار. من يهوه خداي شما هستم.»
عيد كَرِنّاها
23 و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت: 24 «بنياسرائيل را خطاب كرده، بگو: در ماه هفتم در روز اول ماه، آرامي سَبَّت براي شما خواهد بود، يعني يادگاري نواختن كَرِنّاها و محفل مقدس. 25 هيچ كار از شغل مكنيد و هدية آتشين براي خداوند بگذرانيد.»
عيد كفاره
26 و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت: 27 «در دهم اين ماهِ هفتم، روز كفاره است. اين براي شما محفل مقدس باشد. جانهاي خود را ذليل سازيد، و هدية آتشين براي خداوند بگذرانيد. 28 و در همان روز هيچ كار مكنيد، زيراكه روز كفاره است تا براي شما به حضور يهوه خداي شما كفاره بشود. 29 و هر كسي كه در همان روز خود را ذليل نسازد، از قوم خود منقطع خواهد شد. 30 و هر كسي كه در همان روز هرگونه كاري بكند، آن شخص را از ميان قوم او منقطع خواهم ساخت. 31 هيچ كار مكنيد. براي پشتهاي شما در همة مسكنهاي شما فريضهايابدي است. 32 اين براي شما سَبَّت آرامي خواهدبود، پس جانهاي خود را ذليل سازيد، در شام روز نهم، از شام تا شام، سَبَّت خود را نگاه داريد.»
عيد خيمهها
33 و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت: 34 «بنياسرائيل را خطاب كرده، بگو: در روز پانزدهم اين ماه هفتم، عيد خيمهها، هفت روز براي خداوند خواهد بود. 35 در روز اول، محفل مقدس باشد؛ هيچ كار از شغل مكنيد. 36 هفت روز هدية آتشين براي خداوند بگذرانيد، و در روز هشتم جشن مقدس براي شما باشد، و هدية آتشين براي خداوند بگذرانيد. اين تكميل عيد است؛ هيچ كار از شغل مكنيد. 37 اين موسمهاي خداوند است كه در آنها محفلهاي مقدس را اعلان بكنيد تا هدية آتشين براي خداوند بگذرانيد، يعني قرباني سوختني و هدية آردي و ذبيحه و هداياي ريختني. مال هر روز را در روزش، 38 سواي سَبَّتهاي خداوند و سواي عطاياي خود و سواي جميع نذرهاي خود و سواي همة نوافل خود كه براي خداوند ميدهيد. 39 در روز پانزدهم ماه هفتم چون شما محصول زمين را جمع كرده باشيد، عيد خداوند را هفت روز نگاه داريد، در روز اول، آرامي سَبَّت خواهد بود، و در روز هشتم آرامي سَبَّت. 40 و در روز اول ميوة درختان نيكو براي خود بگيريد، و شاخههاي خرما و شاخههاي درختان پربرگ، و بيدهاي نهر، و به حضور يهوه خداي خود هفت روز شادي نماييد. 41 و آن را هر سال هفت روزبراي خداوند عيد نگاه داريد، براي پشتهاي شما فريضهاي ابدي است كه در ماه هفتم آن را عيد نگاه داريد. 42 هفت روز در خيمهها ساكن باشيد؛ همة متوطنان در اسرائيل در خيمهها ساكن شوند. 43 تا طبقات شما بدانند كه من بنياسرائيل را وقتي كه ايشان را از زمين مصر بيرون آوردم در خيمهها ساكن گردانيدم. من يهوه خداي شما هستم.» 44 پس موسي بنياسرائيل را از موسمهاي خداوند خبر داد. ترجمه تفسیری خداوند مقررات اعياد مقدس را توسط موسي به قوم اسرائيل داد و فرمود: «براي برگزاري اين اعياد، تمام قوم بايد براي عبادت منجمع شوند. 3 (در روز سبت نيز كه هفتمين روز هفته ميباشد، قوم بايد براي عبادت من جمع شوند. در هر جا كه ساكن باشند بايد در اين روز دست از كار كشيده، استراحت كنند.) 4 اين اعياد مقدس كه بايد هر سال جشن گرفته شوند از اين قرارند:
عيد پسح و عيد نان فطير
(اعداد 28:16-25)
5 «در غروب روز چهاردهم اولين ماه هر سال مراسم پسح را به احترام من بجا آوريد. 6 از روز پانزدهم همان ماه، عيد فطير آغاز ميشود و تا هفت روز بايد فقط نان بدون خميرمايه خورده شود. 7 در روز اول اين عيد براي عبادت جمع شويد و از همه كارهاي معمول خود دست بكشيد. 8 هفت روز هداياي سوختني به من تقديم نماييد و در روز هفتم نيز از كارهاي معمول خود دست كشيده براي عبادت جمع شويد.
عيد نوبر محصولات
(اعداد 28: 26-31)
9و10و11 «وقتي به سرزميني كه من به شما ميدهم رسيديد و اولين محصول خود را درو كرديد، روز بعد از سبت، اولين بافه را نزد كاهن بياوريد تا او آن را در حضور من تكان دهد و من آن را از شما قبول كنم. 12 همان روز يك بره يك ساله سالم و بيعيب بعنوان قرباني سوختني به من تقديم كنيد. 13 براي هديه آردي آن، دو كيلو آرد مرغوب مخلوط با روغن زيتون آورده، بر آتش به من تقديم كنيد؛ اين هديه موردپسند من است. يك ليتر شراب هم بعنوان هديه نوشيدني تقديم نماييد. 14 تا اين هدايا را به من تقديم نكردهايد، نبايد نان يا حبوبات تازه يا برشته بخوريد. اين قانوني است هميشگي براي تمام نسلهاي شما در هر جايي كه زندگي كنيد.
15 «هفت هفته بعد از روزي كه اولين بافه خود را به من تقديم كرديد، 16 يعني در روز پنجاهم كه روز بعد از هفتمين سبت است هديه ديگري از محصول تازه خود بهحضور من بياوريد. 17 هر خانوادهاي دوقرص نان كه از دو كيلو آرد مرغوب همراه با خميرمايه پخته شده باشد، بياورد تا در حضور من تكان داده شود و بعنوان هديهاي از آخرين برداشت محصول به من تقديم شود . 18 همراه با اين نانها، هفت بره يك ساله سالم و بيعيب، يك گوساله و دو قوچ بعنوان قرباني سوختني با هداياي آردي و نوشيدني آنها به من تقديم كنيد. اين هدايا كه بر آتش تقديم ميشوند موردپسند من ميباشند. 19 همچنين يك بز نر بعنوان قرباني گناه و دو بره نر يكساله بعنوان قرباني سلامتي ذبح كنيد.
20 «كاهن، اين دو بره ذبح شده را با نانهاي پخته شده از آخرين برداشت محصول شما بعنوان هديه مخصوص در حضور من تكان دهد. اين هدايا براي من مقدسند و بايد براي خوراك به كاهنان داده شوند. 21 در آن روز اعلان شود كه مردم از كارهاي محصول خود دست كشيده، براي عبادت جمع شوند. اين قانوني است هميشگي براي نسلهاي شما در هر جا كه باشيد. 22 (وقتي كه محصولات خود را درو ميكنيد، گوشههاي مزرعه خود را تمام درو نكنيد و خوشههاي برزمين افتاده را جمع نكنيد. آنها را براي فقرا و غريباني كه در ميان شما ساكنند، بگذاريد.) من خداوند، خداي شما اين دستورات را به شما ميدهم.
عيد شيپورها
(اعداد 29:1-6)
23و24 «روز اول ماه هفتم هر سال روز استراحت است و همه قوم اسرائيل بايد با شنيدن صداي شيپورها، براي عبادت جمع شوند. 25 در آن روز هديهاي بر آتش به من تقديم كنيد و هيچ كار ديگري انجام ندهيد.
روز كفاره
(اعداد 29:7-11)
26و27 «روز دهم ماه هفتم هر سال، روز كفاره است. در آن روز تمام قوم بايد براي عبادت جمعشوند و روزه بگيرند و هديهاي بر آتش به من تقديم كنند. 28 در روز كفاره هيچ كار نكنيد، زيرا روزي است كه بايد براي گناهان خود از من كه خداي شما هستم طلب آمرزش نماييد. 29 هر شخصي كه آن روز را در روزه بسر نبرد، از ميان قوم خود طرد خواهد شد. 30و31 من كسي را كه در آن روز دست به هر گونه كاري بزند، طرد كرده، مجازات خواهم نمود. اين قانوني است هميشگي براي نسلهاي شما در هر جا كه باشيد. 32 از غروب روز نهم ماه هفتم تا غروب روز بعد، روز مخصوص كفاره است و بايد در آن روز روزه بگيريد و استراحت كنيد.
عيد سايهبانها
(اعداد 29:12-40)
33و34 «روز پانزدهم ماه هفتم، عيد سايهبانها آغاز ميشود و بايد تا مدت هفت روز در حضور من جشن گرفته شود. 35 در روز اول تمامي قوم اسرائيل را براي عبادت جمع كنيد و از كارهاي معمول خود دست بكشيد. 36 در هر هفت روز عيد، هديهاي بر آتش به من تقديم نماييد. در روز هشتم دوباره تمامي قوم را براي عبادت جمع كنيد و هديهاي بر آتش به من تقديم نماييد. اين روز، آخرين روز عيد است و نبايد هيچ كاري انجام دهيد.
37 («اين است اعياد مقدسي كه در آنها بايد تمامي قوم براي عبادت جمع شده، قربانيهاي سوختني، هداياي آردي، هداياي نوشيدني و ساير قربانيها را بر آتش به درگاه من تقديم كنند. 38 اين اعياد مقدس غير از روزهاي مخصوص سبت است. هدايايي كه در اين اعياد تقديم ميكنيد غير از هداياي روزانه، نذري و داوطلبانهاي است كه به خداوند تقديم ميكنيد.)
39 «از روز پانزدهم ماه هفتم كه پايان برداشت محصول است، اين عيد هفت روزه را در حضور من جشن بگيريد. به ياد داشته باشيد كه روزهاي اول و آخر اين عيد، روزهاي استراحت ميباشند. 40 در روز اول، از درختان خود ميوههاي خوب بچينيد و شاخههاي نخل و شاخههاي درختان پربرگ و شاخههاي بيد گرفته با آنها سايهبان درست كنيد وهفت روز در حضور من كه خداوند، خداي شما هستم شادي كنيد. 41 برگزاري اين عيد هفت روزه در ماه هفتم، يك قانون دايمي است كه بايد نسل اندر نسل انجام گيرد. 42 در طول آن هفت روز همه شما اسرائيليها بايد در سايهبانها بسر بريد. 43 هدف از اين عيد آن است كه نسلهاي شما بدانند هنگامي كه من بنياسرائيل را از مصر بيرون آوردم، آنها رادر زير سايهبانها سكونت دادم. من خداوند، خداي شما هستم.»
44 بدين ترتيب موسي مقررات اعياد مقدس را به اطلاع قوم اسرائيل رسانيد.
راهنما
باب هاي 23 و 24 . جشنها، چراغ، نان فطير، كفر
جشنها (به تثنيه 16 مراجعه كنيد). چراغدان بايد دايماً روشن باشد. نان فطير بايد هر شنبه عوض شود. مجازات كفر مرگ است. قانون «چشم به عوضِ چشم» (24 : 19 - 21)، بخشي از حقوق مدني و كاملاً عادلانه بود (به متي 5 : 38 و لوقا 6 : 27 مراجعه كنيد).
محفلهاي مقدس
و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت:2 «بنياسرائيل را خطاب كرده، به ايشان بگو: موسمهاي خداوند كه آنها را محفلهاي مقدس خواهيد خواند، اينها موسمهاي من ميباشند.
سَبَّت
3 «شش روز كار كرده شود و در روز هفتم سَبَّت آرامي و محفل مقدس باشد. هيچ كار مكنيد. آن در همة مسكنهاي شما سَبَّت براي خداوند است.
فصح
4 «اينها موسمهاي خداوند و محفلهاي مقدس ميباشد، كه آنها را در وقتهاي آنها اعلان بايد كرد. 5 در ماه اول، در روز چهاردهم ماه بينالعصرين، فصح خداوند است. 6 و در روز پانزدهم اين ماه عيد فطير براي خداوند است، هفت روز فطير بخوريد. 7 در روز اول محفل مقدس براي شما باشد، هيچ كار از شغل مكنيد. 8 هفت روز هدية آتشين براي خداوند بگذرانيد، و در روز هفتم، محفل مقدس باشد؛ هيچ كار از شغل مكنيد.»
عيد نوبرها
9 و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت: 10 «بنياسرائيل را خطاب كرده، به ايشان بگو: چون به زميني كه من به شما ميدهم داخل شويد، و محصول آن را درو كنيد، آنگاه بافة نوبر خود رانزد كاهن بياوريد. 11 و بافه را به حضور خداوند بجنباند تا شما مقبول شويد، در فرداي بعد از سَبَّت كاهن آن را بجنباند. 12 و در روزي كه شما بافه را ميجنبانيد، برة يك سالة بيعيب براي قرباني سوختني به حضور خداوند بگذرانيد. 13 و هدية آردي آن دو عشر آرد نرم سرشته شده به روغن خواهد بود، تا هدية آتشين و عطر خوشبو براي خداوند باشد، و هدية ريختني آن چهار يك هين شراب خواهد بود. 14 و نان و خوشههاي برشته شده و خوشههاي تازه مخوريد، تا همان روزي كه قرباني خداي خود را بگذرانيد. اين براي پشتهاي شما در همة مسكنهاي شما فريضهاي ابدي خواهد بود.
عيد هفتهها
15 و از فرداي آن سَبَّت، از روزي كه بافة جنبانيدني را آورده باشيد، براي خود بشماريد تا هفت هفته تمام بشود. 16 تا فرداي بعد از سَبَّت هفتم، پنجاه روز بشماريد، و هدية آردي تازه براي خداوند بگذرانيد. 17 از مسكنهاي خود دو نان جنبانيدني از دو عشر بياوريد از آرد نرم باشد، و با خمير مايه پخته شود تا نوبر براي خداوند باشد. 18 و همراه نان، هفت برة يك سالة بيعيب و يك گوساله و دو قوچ، و آنها با هدية آردي و هدية ريختني آنها قرباني سوختني براي خداوند خواهدبود، و هدية آتشين و عطر خوشبو براي خداوند . 19 و يك بز نر براي قرباني گناه، و دو برة نر يك ساله براي ذبيحة سلامتي بگذرانيد. 20 و كاهن آنها را با نان نوبر بجهت هدية جنبانيدني به حضور خداوند با آن دو بره بجنباند، تا براي خداوند بجهت كاهن مقدس باشد. 21 و در همان روز منادي كنيد كه براي شما محفل مقدس باشد؛ و هيچ كار از شغل مكنيد. در همة مسكنهاي شما بر پشتهاي شما فريضة ابدي باشد. 22 و چون محصول زمين خود را درو كنيد، گوشههاي مزرعة خود را تماماً درو مكن، و حصاد خود را خوشهچيني منما، آنها را براي فقير و غريب بگذار. من يهوه خداي شما هستم.»
عيد كَرِنّاها
23 و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت: 24 «بنياسرائيل را خطاب كرده، بگو: در ماه هفتم در روز اول ماه، آرامي سَبَّت براي شما خواهد بود، يعني يادگاري نواختن كَرِنّاها و محفل مقدس. 25 هيچ كار از شغل مكنيد و هدية آتشين براي خداوند بگذرانيد.»
عيد كفاره
26 و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت: 27 «در دهم اين ماهِ هفتم، روز كفاره است. اين براي شما محفل مقدس باشد. جانهاي خود را ذليل سازيد، و هدية آتشين براي خداوند بگذرانيد. 28 و در همان روز هيچ كار مكنيد، زيراكه روز كفاره است تا براي شما به حضور يهوه خداي شما كفاره بشود. 29 و هر كسي كه در همان روز خود را ذليل نسازد، از قوم خود منقطع خواهد شد. 30 و هر كسي كه در همان روز هرگونه كاري بكند، آن شخص را از ميان قوم او منقطع خواهم ساخت. 31 هيچ كار مكنيد. براي پشتهاي شما در همة مسكنهاي شما فريضهايابدي است. 32 اين براي شما سَبَّت آرامي خواهدبود، پس جانهاي خود را ذليل سازيد، در شام روز نهم، از شام تا شام، سَبَّت خود را نگاه داريد.»
عيد خيمهها
33 و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت: 34 «بنياسرائيل را خطاب كرده، بگو: در روز پانزدهم اين ماه هفتم، عيد خيمهها، هفت روز براي خداوند خواهد بود. 35 در روز اول، محفل مقدس باشد؛ هيچ كار از شغل مكنيد. 36 هفت روز هدية آتشين براي خداوند بگذرانيد، و در روز هشتم جشن مقدس براي شما باشد، و هدية آتشين براي خداوند بگذرانيد. اين تكميل عيد است؛ هيچ كار از شغل مكنيد. 37 اين موسمهاي خداوند است كه در آنها محفلهاي مقدس را اعلان بكنيد تا هدية آتشين براي خداوند بگذرانيد، يعني قرباني سوختني و هدية آردي و ذبيحه و هداياي ريختني. مال هر روز را در روزش، 38 سواي سَبَّتهاي خداوند و سواي عطاياي خود و سواي جميع نذرهاي خود و سواي همة نوافل خود كه براي خداوند ميدهيد. 39 در روز پانزدهم ماه هفتم چون شما محصول زمين را جمع كرده باشيد، عيد خداوند را هفت روز نگاه داريد، در روز اول، آرامي سَبَّت خواهد بود، و در روز هشتم آرامي سَبَّت. 40 و در روز اول ميوة درختان نيكو براي خود بگيريد، و شاخههاي خرما و شاخههاي درختان پربرگ، و بيدهاي نهر، و به حضور يهوه خداي خود هفت روز شادي نماييد. 41 و آن را هر سال هفت روزبراي خداوند عيد نگاه داريد، براي پشتهاي شما فريضهاي ابدي است كه در ماه هفتم آن را عيد نگاه داريد. 42 هفت روز در خيمهها ساكن باشيد؛ همة متوطنان در اسرائيل در خيمهها ساكن شوند. 43 تا طبقات شما بدانند كه من بنياسرائيل را وقتي كه ايشان را از زمين مصر بيرون آوردم در خيمهها ساكن گردانيدم. من يهوه خداي شما هستم.» 44 پس موسي بنياسرائيل را از موسمهاي خداوند خبر داد. ترجمه تفسیری خداوند مقررات اعياد مقدس را توسط موسي به قوم اسرائيل داد و فرمود: «براي برگزاري اين اعياد، تمام قوم بايد براي عبادت منجمع شوند. 3 (در روز سبت نيز كه هفتمين روز هفته ميباشد، قوم بايد براي عبادت من جمع شوند. در هر جا كه ساكن باشند بايد در اين روز دست از كار كشيده، استراحت كنند.) 4 اين اعياد مقدس كه بايد هر سال جشن گرفته شوند از اين قرارند:
عيد پسح و عيد نان فطير
(اعداد 28:16-25)
5 «در غروب روز چهاردهم اولين ماه هر سال مراسم پسح را به احترام من بجا آوريد. 6 از روز پانزدهم همان ماه، عيد فطير آغاز ميشود و تا هفت روز بايد فقط نان بدون خميرمايه خورده شود. 7 در روز اول اين عيد براي عبادت جمع شويد و از همه كارهاي معمول خود دست بكشيد. 8 هفت روز هداياي سوختني به من تقديم نماييد و در روز هفتم نيز از كارهاي معمول خود دست كشيده براي عبادت جمع شويد.
عيد نوبر محصولات
(اعداد 28: 26-31)
9و10و11 «وقتي به سرزميني كه من به شما ميدهم رسيديد و اولين محصول خود را درو كرديد، روز بعد از سبت، اولين بافه را نزد كاهن بياوريد تا او آن را در حضور من تكان دهد و من آن را از شما قبول كنم. 12 همان روز يك بره يك ساله سالم و بيعيب بعنوان قرباني سوختني به من تقديم كنيد. 13 براي هديه آردي آن، دو كيلو آرد مرغوب مخلوط با روغن زيتون آورده، بر آتش به من تقديم كنيد؛ اين هديه موردپسند من است. يك ليتر شراب هم بعنوان هديه نوشيدني تقديم نماييد. 14 تا اين هدايا را به من تقديم نكردهايد، نبايد نان يا حبوبات تازه يا برشته بخوريد. اين قانوني است هميشگي براي تمام نسلهاي شما در هر جايي كه زندگي كنيد.
15 «هفت هفته بعد از روزي كه اولين بافه خود را به من تقديم كرديد، 16 يعني در روز پنجاهم كه روز بعد از هفتمين سبت است هديه ديگري از محصول تازه خود بهحضور من بياوريد. 17 هر خانوادهاي دوقرص نان كه از دو كيلو آرد مرغوب همراه با خميرمايه پخته شده باشد، بياورد تا در حضور من تكان داده شود و بعنوان هديهاي از آخرين برداشت محصول به من تقديم شود . 18 همراه با اين نانها، هفت بره يك ساله سالم و بيعيب، يك گوساله و دو قوچ بعنوان قرباني سوختني با هداياي آردي و نوشيدني آنها به من تقديم كنيد. اين هدايا كه بر آتش تقديم ميشوند موردپسند من ميباشند. 19 همچنين يك بز نر بعنوان قرباني گناه و دو بره نر يكساله بعنوان قرباني سلامتي ذبح كنيد.
20 «كاهن، اين دو بره ذبح شده را با نانهاي پخته شده از آخرين برداشت محصول شما بعنوان هديه مخصوص در حضور من تكان دهد. اين هدايا براي من مقدسند و بايد براي خوراك به كاهنان داده شوند. 21 در آن روز اعلان شود كه مردم از كارهاي محصول خود دست كشيده، براي عبادت جمع شوند. اين قانوني است هميشگي براي نسلهاي شما در هر جا كه باشيد. 22 (وقتي كه محصولات خود را درو ميكنيد، گوشههاي مزرعه خود را تمام درو نكنيد و خوشههاي برزمين افتاده را جمع نكنيد. آنها را براي فقرا و غريباني كه در ميان شما ساكنند، بگذاريد.) من خداوند، خداي شما اين دستورات را به شما ميدهم.
عيد شيپورها
(اعداد 29:1-6)
23و24 «روز اول ماه هفتم هر سال روز استراحت است و همه قوم اسرائيل بايد با شنيدن صداي شيپورها، براي عبادت جمع شوند. 25 در آن روز هديهاي بر آتش به من تقديم كنيد و هيچ كار ديگري انجام ندهيد.
روز كفاره
(اعداد 29:7-11)
26و27 «روز دهم ماه هفتم هر سال، روز كفاره است. در آن روز تمام قوم بايد براي عبادت جمعشوند و روزه بگيرند و هديهاي بر آتش به من تقديم كنند. 28 در روز كفاره هيچ كار نكنيد، زيرا روزي است كه بايد براي گناهان خود از من كه خداي شما هستم طلب آمرزش نماييد. 29 هر شخصي كه آن روز را در روزه بسر نبرد، از ميان قوم خود طرد خواهد شد. 30و31 من كسي را كه در آن روز دست به هر گونه كاري بزند، طرد كرده، مجازات خواهم نمود. اين قانوني است هميشگي براي نسلهاي شما در هر جا كه باشيد. 32 از غروب روز نهم ماه هفتم تا غروب روز بعد، روز مخصوص كفاره است و بايد در آن روز روزه بگيريد و استراحت كنيد.
عيد سايهبانها
(اعداد 29:12-40)
33و34 «روز پانزدهم ماه هفتم، عيد سايهبانها آغاز ميشود و بايد تا مدت هفت روز در حضور من جشن گرفته شود. 35 در روز اول تمامي قوم اسرائيل را براي عبادت جمع كنيد و از كارهاي معمول خود دست بكشيد. 36 در هر هفت روز عيد، هديهاي بر آتش به من تقديم نماييد. در روز هشتم دوباره تمامي قوم را براي عبادت جمع كنيد و هديهاي بر آتش به من تقديم نماييد. اين روز، آخرين روز عيد است و نبايد هيچ كاري انجام دهيد.
37 («اين است اعياد مقدسي كه در آنها بايد تمامي قوم براي عبادت جمع شده، قربانيهاي سوختني، هداياي آردي، هداياي نوشيدني و ساير قربانيها را بر آتش به درگاه من تقديم كنند. 38 اين اعياد مقدس غير از روزهاي مخصوص سبت است. هدايايي كه در اين اعياد تقديم ميكنيد غير از هداياي روزانه، نذري و داوطلبانهاي است كه به خداوند تقديم ميكنيد.)
39 «از روز پانزدهم ماه هفتم كه پايان برداشت محصول است، اين عيد هفت روزه را در حضور من جشن بگيريد. به ياد داشته باشيد كه روزهاي اول و آخر اين عيد، روزهاي استراحت ميباشند. 40 در روز اول، از درختان خود ميوههاي خوب بچينيد و شاخههاي نخل و شاخههاي درختان پربرگ و شاخههاي بيد گرفته با آنها سايهبان درست كنيد وهفت روز در حضور من كه خداوند، خداي شما هستم شادي كنيد. 41 برگزاري اين عيد هفت روزه در ماه هفتم، يك قانون دايمي است كه بايد نسل اندر نسل انجام گيرد. 42 در طول آن هفت روز همه شما اسرائيليها بايد در سايهبانها بسر بريد. 43 هدف از اين عيد آن است كه نسلهاي شما بدانند هنگامي كه من بنياسرائيل را از مصر بيرون آوردم، آنها رادر زير سايهبانها سكونت دادم. من خداوند، خداي شما هستم.»
44 بدين ترتيب موسي مقررات اعياد مقدس را به اطلاع قوم اسرائيل رسانيد.
راهنما
باب هاي 23 و 24 . جشنها، چراغ، نان فطير، كفر
جشنها (به تثنيه 16 مراجعه كنيد). چراغدان بايد دايماً روشن باشد. نان فطير بايد هر شنبه عوض شود. مجازات كفر مرگ است. قانون «چشم به عوضِ چشم» (24 : 19 - 21)، بخشي از حقوق مدني و كاملاً عادلانه بود (به متي 5 : 38 و لوقا 6 : 27 مراجعه كنيد).
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]