ارسال شده: جمعه ۲۶ آبان ۱۳۸۵, ۶:۲۱ ب.ظ
ابن سينا
حسين بن عبدالله بن سينا(428-370 قمرى/ 1037-980 ميلادي)، شناخته شده با نامهايي ديگري مانند ابن سينا، شرف الملك، شيخ الرئيس و اويسنا، دانشمند، فيلسوف و پزشك ايراني كه از شناخته شده ترين دانشمندان مسلمان در جهان است. در نزديكي بخارا به دنيا آمد و در همدان به خاك سپرده شد.كتاب شفاي او يك دانشنامهي فلسفي و كتاب قانون او يك دانشنامهي پزشكي است. او پژوهشهايي نيز در علوم طبيعي داشته و نخستين دانشمندي است كه در ايران پس از اسلام پيرامون آموزش و پرورش نظريهپردازي كرده است.
زندگينامه
پدر ابن سينا از مردمان بلخ بود، اما خود او در رمضان 370 قمري در روستايي به نام خرميثن در نزديكي بخارا به دنيا آمد. او از همان كودكي هوش سرشار خود را نشان داد. از اين رو، پدر او را به نزد سبزي فروشي به نام محمود مساحي برد كه از حساب هندي آگاه بود. او همگام با فراگيري حساب هندي، فقه را نيز در نزد اسماعيل زاهد فراگرفت. سپس در نزد ابوعبدالله ناتلي، كه به تازگي به بخارا آمده بود و پدر ابن سينا او را در خانهي خود جاي داده بود، منطق و رياضي آموخت. كتابهاي منطق ارسطو، اصول هندسهي اقليدوس و كتاب المجسطي بطلميوس، از جمله كتابهايي بود كه در اين دوران آنها را فراگرفت.
ابن سينا از 16 سالگي به كار پزشكي پرداخت و در 17 سالگي نوح بن منصور ساماني را درمان كرد. از اين رو، امير ساماني به او اجازه داد از كتابخانهي سلطنتي بهره گيرد. ابوعبيد جوزجاني، شاگرد بوعلي كه زندگينامهاي استاد خود را نوشته، پيرامون آن كتابخانه از زبان بوعلي چنين آورده است:"كتابهاي گوناگوني كه من در آنجا ديدم و خواندم، كسي حتي نام آنها را نشنيده بود ... پس آن كتابها را خواندم و از آنها بهرهمند شدم ... چون به سن 18 سالگي رسيدم از همهي اين علوم فارغ شده بودم و از آن پس چيزي بر من مكشوف نشد."
ابن سينا در زماني كه از آن كتابخانه بهرمند بود، پيوسته به خواندن كتابهاي منطق و فلسفه ميپرداخت. بيشتر زمان شب را نميخوابيد و روزها نيز كاري سواي خواندن، نوشتن و ياداشت برداري نميپرداخت. هر گاه كه با مسالهي دشواري رو به رو ميشد كه از فهم آن در ميماند به مسجد ميرفت و نماز ميخواند و از خداوند ياري ميخواست. شب كه به خانه باز ميگشت، چراغ پيش روي ميگذاشت و گاهي تا سحرگاه به خواندن و فكر كردن ميپرداخت. به گفتهي خودش:"هر گاه خوابش ميبرد، خود آن مسائل را در خواب ميديد و بسياري از آنها بر او روشن ميشد."
ابن سينا هنگامي كه تنها 18 سال داشت، در منطق، رياضي و علوم طبيعي چيره دست شده بود. در همين زمان بود كه خواندن كتاب مابعد الطبيعه ارسطو را آغاز كرد و آن گونه كه خود گفته است، بيش از 40 بار آن را خواند، اما از فهم درست آن ناتوان بود. با اين كه متن كتاب را از بر داشت، از درك آن نااميد شده بود و با خود ميگفت:"اين كتابي است كه راهي به سوي فهميدن آن نيست." اما روزي كتابي به نام اغراض مابعد الطبيعه، از ابونصر فارابي، از كتابفروشي به بهاي ناچيز خريد. سرانجام پس از خواندن كتاب فارابي به منظور و هدف ارسطو پي برد.
هنگامي كه ابن سينا 22 ساله بود، پدرش را از دست داد. در آن زمان دولت سامانيان رو به سستي بود و چندي نگذشت كه غزنويان بر بخارا دست يافتند. از اين رو، ابن سينا به گرگانج به نزد خوارزمشاه علي بن مامون و سپس به نزد جانشين او، مامون بن محمد، رفت و آنان او را گرامي داشتند. اما محمود غزنوي بر گرگانج نيز دست يافت و بوعلي به ناچار پنهاني از خوارزم بيرون رفت و به نسا، ابيورد، طوس، سمنگان، جاجرم و گرگان رفت تا به دربار قابوس بن وشمگير بپيوندد. اما پيش از رسيدن ابن سينا به گرگان، سپاهيان قابوس بر او شوريدند و او را زنداني كردند. او زماني را پنهاني در گرگان زيست و كار نگارش كتاب قانون را به سال 403 در شهر گرگان آغاز كرد. در اين زمان بود كه ابوعبيد جوزجاني به شاگردي او درآمد و تا پايان زندگي همراه او شد.
ابن سينا در سال 404 قمري به ري رفت و به خدمت سيده المالملوك، دختر سپهبد شروين، بيوهي فخر الدوله علي بويه و مادر مجد الدوله، درآمد. ابن سينا مجدالدوله را درمان كرد و نزديك يك سال در پشتيباني آن مادر و پسر زندگي كرد. سپس به دليل تهديدهاي محمود غزنوي به سال 405 به قزوين و سرانجام به همدان به نزد شمس الدولهي ديلمى رفت. شمس الدوله او را به جايگاه وزارت برگزيد، اما پس از مرگ آن فرمانروا به سال 412 قمري، چهارماه زنداني شد. سپس زماني را پنهاني و در گريز زندگي كرد و سپس به اصفهان رفت و علاءالدولهي كاكويه او را گرامي داشت.
ابن سينا نزديك 15 سال در اصفهان زندگي كرد و به آموزش و نگارش كتاب پرداخت. شبهاي جمعه نشست علمي در خانهي علاء الدوله، كه مردي دانش دوست بود، برگزار ميشد و ابن سينا و دانشمندان بسياري در آن شركت ميكردند و ابن سينا در همهي آن نشستها سرآمد بود. او در همان دوران بود كه نگارش دانشنامهي فلسفي شفا را آغاز كرد و بخشهاي منطق، مجسطي، اقليدس، رياضيات و موسيقي آن را در همانجا به پايان رساند. او كتاب الانصاف را نيز در اصفهان نوشت، اما آن كتاب در يورش سپاهيان مسعود غزنوي به اصفهان به سال 421، در پي تاراج خانهي ابنسينا از بين رفت.
ابن سينا همچنان در اصفهان ماند تا اين كه همراه علاءالدوله در نبردي عليه سپاهيان مسعود غزنوي به نزديكي همدان رفت. او در اين سفر به بيماري قولنج دچار شد و به ناچار به اصفهان بازگشت تا درمان خود را انجام دهد. پس از بهبودي بار ديگر همراه علاءالدوله به همدان رفت، اما بار ديگر بيماريش بازگشت. او پس از رسيدن به همدان از درمان خود دست كشيد و پس از چند روز، در نخستين جمعه از ماه رمضان 428 قمري بدر سن 58 سالگي در همانجا درگذشت و به خاك سپرده شد.
سالشمار زندگي
370 قمري، در روستاي خرميثن در نزديكي بخارا به دنيا آمد.
380 قمري، آموزشهاي پايهاي، از جمله فراگيري قرآن، و ادبيات، را به پايان رساند.
386 قمري، در پزشكي به جايگاه استادي رسيد و شاگرداني پرورش داد.
387 قمري، براي درمان نوح بن منصور ساماني به نزد او رفت و به كتابخانهي بزرگ بخارا راه يافت.
392 قمري، پدرش درگذشت و ابن سينا بخارا را به سوي گرگانج ترك كرد.
402 قمري، درخواست محمود غزنوي را براي رفتن به دربار او نپذيرفت و به سوي گرگان رفت.
403 قمري، نگارش قانون را در گرگان آغاز كرد. قابوس بن وشمگير، پشتيبان ابنسينا، زنداني شد.
404 قمري، به سوي ري روان شد و به نزد سيده امالملوك، بيوهي فخرادوله علي بويه، رفت.
405 قمري، به سوي همدان به راه افتاد و به نزد شمس الدوله رفت و بيماري او را درمان كرد.
406 قمري، به وزارت شمس الدوله برگزيده شد و نگارش كتاب فلسفي شفا را آغاز كرد.
412 قمري، از كار سياسي كناره گرفت و كار نوشت شفا را ادامه داد.
414 قمري، به اصفهان رفت و نزديك 15 سال در آن جا ماند و كتاب شفا را به پايان رساند.
421 قمري، محمود غزنوي به اصفهان يورش آورد و سپاهيان او خانهى ابن سينا را غارت كردند.
427 قمري، همراه علاءالدوله به همدان رفت و در نزديكي آنجا بيمار شد.
428 قمري، در 58 سالگي در شهر همدان درگذشت و در همانجا به خاك سپرده شد.
ابن سيناي پزشك
ابن سينا را بيشتر به عنوان پزشكي برجسته ميشناسند، اما او در مقايسه با زكرياي رازي، فيلسوف برجستهتري بوده است و از نظر مهارت و دانايي در پزشكي پس از رازي جاي ميگيرد. رازي پزشكي تجربهگرا بود و هر چه كه درستي آن از راه آزمايش روشن نميشد، نميپذيرفت. اما ابن سينا كه در فلسفه بسيار نقد كننده بود، در پزشكي بيش از اندازه از نظريههاي پيشينيان اثر پذيرفته بود. كتاب قانون او گنجينهاي از نظريههاي پزشكي است؛ نظريههاي پزشكاني مانند جالينوس رومي كه نادرستيها زيادي در آنها ديده ميشود. با اين همه، نه رازي و نه كتاب الحاوي او به پايهي شهرت ابن سينا و قانون او نرسيد. زيرا كتاب قانون بسيار استادانهتر از كتاب الحاوي نوشته شده و حجم كمتري دارد و بنابراين آسانتر از الحاوي ميتوان آن را نسخهبرداري كرد و از آن بهره گرفت. از اين رو، اين كتاب در خاور و باختر بسيار مورد توجه بود و ترجمهي لاتيني آن بارها به چاپ رسيد.
قانون به پنج كتاب تقسيم شده است. كتاب اول، كليات، دشوارترين بخش قانون است و دست كم 10 شرح بر ان نوشته شده است.( شناخته شدهترين شرحها را ابن نفيس نوشته و در آن به نقد نظريهي جالينوس پيرامون گردش خون پرداخته و نظر خود را دربارهي چگونگي گردش كوچك خون بيان كرده است.) كتاب كليات به چهار فن بخش شده است. فن اول پژوهشي است در چهار عنصر آتش، هوا، آب و خاك كه از رابطهي آنها با هم مزاجهاي چهارگانه، يعني خون، صفرا، سودا و بلغم، پديد ميآيد. مزاجها با نسبتها معيني در هم ميآميزند و اندامهاي ساده را به وجود ميآورند و كالبدشناسي اندامها در ادامه آمده است. كتاب اول با پرداختن به سه قوه پايان ميپذيرد: قوهي عاقله كه مركز آن مغز است؛ قوهي طبيعي كه باعث ماندگاري آدمي ميشود و مركز آن كبد و بيضههاست؛ قوهي حيواني كه مركز آن قلب است و زمان نفس حيواني را كه باعث حس و حركت ميشود، در دست دارد.
كتاب دوم، ادويه مفرده، دو بخش دارد كه يكي پيرامون ويژگيهاي داروهاي طبيعي و چگونگي نگهداري آنها و ديگري فهرست الفبايي از داروهاي شناخته شده همراه با ويژگيهاي دارويي آنهاست. كتاب سوم، امراض از فرق سر تا نوك پا، با گفتاري پيرامون بيماريهاي مغز آغاز ميشود و سپس به بيماريهاي اعصاب، چشم و گوش ميپردازد. در ادامه، گفتاري پيرامون درد مفصلها، عرق النساء(سياتيك) و بيماريهاي ناخن وجود دارد و سپس با كالبدشناسي اندامهاي مركب ميپردازد. كتاب چهارم، امراضي كه به اندام معيني اختصاص ندارند، گفتارهايي پيرامون تب، طبقهبندي تبها، پيشبيني بيماري، دملها و تاولهاي چركي، زخمها، زهرها و جانداران زهردار، بيماريها مو و گفتاري پيرامون چاغي و لاغري بيش از اندازه، است. كتاب پنجم، داروهاي مركب، گفتارهايي است پيرامون پادزهرها، حبها مكيدني، معجونها، قرصها، داروهاي منقي و ملين و چگونگي بهرهگيري از آنها در درمان بيماريها.
كتاب قانون در سدههاي ميانهي اروپا شناخته شدهترين كتاب پزشكي بود و تا سال 1650 كتاب درسي دانشگاههاي مونپليه و لوون بود. متن كامل اين كتاب پيش از سال 1187 ميلادي به كوشش گراردوس كرمونيايي و به فرمان اسقف اعظم تولدو(طليطله)، ريموند(درگذشته 1191 ميلادي) به لاتيني ترجمه شد. گراردوس كتاب الارجوزه في طب را نيز به لاتيني ترجمه كرده است. ترجمهي لاتيني قانون در دوران نوزايي اروپا از 1473 تا 1486 ميلادي بارها در ايتاليا به چاپ رسيد. آندرآ آلپاكو، شناخته شدهترين مترجم آثار پزشكي ابن سينا در آن دوران است كه ترجمههاي پيشين را نيز بازنگري كرد. كتاب قانون بين سالهاي 1960 تا 1954 ميلادي به روسي ترجمه شد. ترجمهي فارسي اين كتاب به كوشش شرفكندي(هژار) در سال 1370 منتشر شد.
........(كامل نيست)
ابن سيناي فيلسوف
........(كامل نيست)
پژوهش در طبيعت
........(كامل نيست)
ابن سينا و آموزش
........(كامل نيست)
نگارشهاى ابن سينا
ابن سينا انديشمند و نويسندهي پركار و توانايي بوده است. بر پايهي پژوهش يحيي مهدوي، 131 نوشته اصيل از ابن سينا و 111 اثر منسوب به او وجود داشته كه تنها بخشي از آنها به دست ما رسيده است. دراين جا گزيدهاي از آثار او كه به چاپ رسيده و به زبانها ديگر نيز ترجمه شده است، معرفي ميشود.
1. الشفاء: دانشنامهي فلسفي بزرگي است در چهار بخش منطق، طبيعيات(فيزيك)، رياضيات(هندسه، حساب، موسيقي و اخترشناسي) و مابعد الطبيعه.
2. النجات: چكيدهي شفاء و نظريههاي فلسفي ابن سينا
3. القانون في الطب: دانشنامهي پزشكي
4. الارجوزه في الطب: چكيدهي قانون به شعر(1326 بيت)
5. كتاب الانصاف: در برگيرندهي 28 هزار مساله بوده است
6. منطق المشرقين:
7. رساله اضحويه في امر المعاد:
8. عيون الحكمه
9.تسع رسائل في الحكمه و الطبيعيات
10. رساله حي بن يقضان: داستان فلسفي
11. رساله في ماهيت الصلاه: پيرامون نماز
12. رساله في الاكسير:
13. الاشارات و التنبيهات: آخرين و برجستهترين اثر ابن سينا
14. المبداء و المعاد:
15. النكت و افوائد: پيرامون منطق، الاهيات و طبيعيات
16. رساله في ماهيت العشق:
17. دانشنامهي علايي: دانشنامهي فلسفي به زبان فارسي
18. رسالهي رگشناسي: پيرامون نبض به فارسي
19. كنوز المعزمين: به فارسي
20. رسالهي جرثقيل: به فارسي
بوعلي در نگاه انديشمندان
جرج سارتن در كتاب مقدمهاي بر تاريخ علم ابن سينا را اين گونه معرفي كرده است:"جامع العلوم، فيلسوف، طبيب، رياضيدان، اخترشناس، پرآوازهترين دانشمند اسلام و يكي از شناخته شدهترين دانشمندان همهي ملتها، كشورها و دورانها." و پيرامون قانون نوشته است:"قانون به خاطر كمال صوري و ارزش ذاتياش، الحاوي رازي، الملكي علي بن عباس اهوازي و حتي آثار جالينوس را تحت الشعاع قرار داد و تا شش قرن در راس قرار گرفت." با اين همه، او فصل 33 كتاب خود(نيمهي نخست سدهي يازدهم ميلادي) را به پاس كوششهاي بيروني، عصر بيروني ناميده و دليل آن را اين گونه بيان كرده است:
"بيروني و ابن سينا، كه از قضا هم را ميشناختند، با هم تفاوت بسيار داشتند. بيروني مبين روحي پرتكاپو و نقاد بود و ابن سينا داراي روحيهي تركيبي. بيروني بيشتر كاشف بود و از اين لحاظ به آرمان علمي جديد نزديكتر شد، اما ابن سينا ذاتا يك سازماندهنده، جامع العلوم و فيلسوف بود. هر دو، حتي ابن سينا، در وهلهي اول به يك اندازه اهل علم بودند و دشوار است يكي از آن دو را انتخاب كنيم، مگر به خاطر اين كه زندگي بيروني اين عصر را كاملتر در بر ميگيرد. از اين رو، ميتوان گفت نمايندهي كاملتري براي اين عصر است. در آغاز قرن ابن سينا فقط 20 سال داشت و مرگ نابهنگامش در 1037 فرارسيد. نخستين اثر بزرگ بيروني نزديك سال هزار ميلادي پديدار شد و او تا 1048 زندگي كرد."
........(كامل نيست)
منبع:
1. مصاحب، غلامحسين. دايره المعارف فارسي(مقالهي ابوعلي سينا). انتشارات فرانكلين، 1345
2. دهخدا، علياكبر. لغتنامه(واژهي ابن سينا)، انتشارات دانشگاه تهران، 1377
3. زكي اسكندر، آلبرت/ قنواتي،ج.ش. ابنسينا(از مقالههاي زندگينامهي علمي دانشوران، به كوشش احمد بيرشك). ترجمهي حسين معصومي همداني.. انتشارات علمي و فرهنگي، 1369
4.خراساني، شرف الدين. ابن سينا(از مجموعه مقالههاي دايرهالمعارف بزرگ اسلامي، به كوشش سيدكاظم بجنوردي). انتشارات دايرهالمعارف بزرگ اسلامي، 1370
5. گرگين، ايران. ابن سينا(از مقالههاي فرهنگنامهي كوكان و نوجوانان، به كوشش توران ميرهادي). شركت تهيه و نشر فرهنگنامه، 1383
6. سارتن، جرج. مقدمهاي بر تاريخ علم. ترجمهي غلامحسين صدري افشار. انتشارات علمي و فرهنگي، 1383
حسين بن عبدالله بن سينا(428-370 قمرى/ 1037-980 ميلادي)، شناخته شده با نامهايي ديگري مانند ابن سينا، شرف الملك، شيخ الرئيس و اويسنا، دانشمند، فيلسوف و پزشك ايراني كه از شناخته شده ترين دانشمندان مسلمان در جهان است. در نزديكي بخارا به دنيا آمد و در همدان به خاك سپرده شد.كتاب شفاي او يك دانشنامهي فلسفي و كتاب قانون او يك دانشنامهي پزشكي است. او پژوهشهايي نيز در علوم طبيعي داشته و نخستين دانشمندي است كه در ايران پس از اسلام پيرامون آموزش و پرورش نظريهپردازي كرده است.
زندگينامه
پدر ابن سينا از مردمان بلخ بود، اما خود او در رمضان 370 قمري در روستايي به نام خرميثن در نزديكي بخارا به دنيا آمد. او از همان كودكي هوش سرشار خود را نشان داد. از اين رو، پدر او را به نزد سبزي فروشي به نام محمود مساحي برد كه از حساب هندي آگاه بود. او همگام با فراگيري حساب هندي، فقه را نيز در نزد اسماعيل زاهد فراگرفت. سپس در نزد ابوعبدالله ناتلي، كه به تازگي به بخارا آمده بود و پدر ابن سينا او را در خانهي خود جاي داده بود، منطق و رياضي آموخت. كتابهاي منطق ارسطو، اصول هندسهي اقليدوس و كتاب المجسطي بطلميوس، از جمله كتابهايي بود كه در اين دوران آنها را فراگرفت.
ابن سينا از 16 سالگي به كار پزشكي پرداخت و در 17 سالگي نوح بن منصور ساماني را درمان كرد. از اين رو، امير ساماني به او اجازه داد از كتابخانهي سلطنتي بهره گيرد. ابوعبيد جوزجاني، شاگرد بوعلي كه زندگينامهاي استاد خود را نوشته، پيرامون آن كتابخانه از زبان بوعلي چنين آورده است:"كتابهاي گوناگوني كه من در آنجا ديدم و خواندم، كسي حتي نام آنها را نشنيده بود ... پس آن كتابها را خواندم و از آنها بهرهمند شدم ... چون به سن 18 سالگي رسيدم از همهي اين علوم فارغ شده بودم و از آن پس چيزي بر من مكشوف نشد."
ابن سينا در زماني كه از آن كتابخانه بهرمند بود، پيوسته به خواندن كتابهاي منطق و فلسفه ميپرداخت. بيشتر زمان شب را نميخوابيد و روزها نيز كاري سواي خواندن، نوشتن و ياداشت برداري نميپرداخت. هر گاه كه با مسالهي دشواري رو به رو ميشد كه از فهم آن در ميماند به مسجد ميرفت و نماز ميخواند و از خداوند ياري ميخواست. شب كه به خانه باز ميگشت، چراغ پيش روي ميگذاشت و گاهي تا سحرگاه به خواندن و فكر كردن ميپرداخت. به گفتهي خودش:"هر گاه خوابش ميبرد، خود آن مسائل را در خواب ميديد و بسياري از آنها بر او روشن ميشد."
ابن سينا هنگامي كه تنها 18 سال داشت، در منطق، رياضي و علوم طبيعي چيره دست شده بود. در همين زمان بود كه خواندن كتاب مابعد الطبيعه ارسطو را آغاز كرد و آن گونه كه خود گفته است، بيش از 40 بار آن را خواند، اما از فهم درست آن ناتوان بود. با اين كه متن كتاب را از بر داشت، از درك آن نااميد شده بود و با خود ميگفت:"اين كتابي است كه راهي به سوي فهميدن آن نيست." اما روزي كتابي به نام اغراض مابعد الطبيعه، از ابونصر فارابي، از كتابفروشي به بهاي ناچيز خريد. سرانجام پس از خواندن كتاب فارابي به منظور و هدف ارسطو پي برد.
هنگامي كه ابن سينا 22 ساله بود، پدرش را از دست داد. در آن زمان دولت سامانيان رو به سستي بود و چندي نگذشت كه غزنويان بر بخارا دست يافتند. از اين رو، ابن سينا به گرگانج به نزد خوارزمشاه علي بن مامون و سپس به نزد جانشين او، مامون بن محمد، رفت و آنان او را گرامي داشتند. اما محمود غزنوي بر گرگانج نيز دست يافت و بوعلي به ناچار پنهاني از خوارزم بيرون رفت و به نسا، ابيورد، طوس، سمنگان، جاجرم و گرگان رفت تا به دربار قابوس بن وشمگير بپيوندد. اما پيش از رسيدن ابن سينا به گرگان، سپاهيان قابوس بر او شوريدند و او را زنداني كردند. او زماني را پنهاني در گرگان زيست و كار نگارش كتاب قانون را به سال 403 در شهر گرگان آغاز كرد. در اين زمان بود كه ابوعبيد جوزجاني به شاگردي او درآمد و تا پايان زندگي همراه او شد.
ابن سينا در سال 404 قمري به ري رفت و به خدمت سيده المالملوك، دختر سپهبد شروين، بيوهي فخر الدوله علي بويه و مادر مجد الدوله، درآمد. ابن سينا مجدالدوله را درمان كرد و نزديك يك سال در پشتيباني آن مادر و پسر زندگي كرد. سپس به دليل تهديدهاي محمود غزنوي به سال 405 به قزوين و سرانجام به همدان به نزد شمس الدولهي ديلمى رفت. شمس الدوله او را به جايگاه وزارت برگزيد، اما پس از مرگ آن فرمانروا به سال 412 قمري، چهارماه زنداني شد. سپس زماني را پنهاني و در گريز زندگي كرد و سپس به اصفهان رفت و علاءالدولهي كاكويه او را گرامي داشت.
ابن سينا نزديك 15 سال در اصفهان زندگي كرد و به آموزش و نگارش كتاب پرداخت. شبهاي جمعه نشست علمي در خانهي علاء الدوله، كه مردي دانش دوست بود، برگزار ميشد و ابن سينا و دانشمندان بسياري در آن شركت ميكردند و ابن سينا در همهي آن نشستها سرآمد بود. او در همان دوران بود كه نگارش دانشنامهي فلسفي شفا را آغاز كرد و بخشهاي منطق، مجسطي، اقليدس، رياضيات و موسيقي آن را در همانجا به پايان رساند. او كتاب الانصاف را نيز در اصفهان نوشت، اما آن كتاب در يورش سپاهيان مسعود غزنوي به اصفهان به سال 421، در پي تاراج خانهي ابنسينا از بين رفت.
ابن سينا همچنان در اصفهان ماند تا اين كه همراه علاءالدوله در نبردي عليه سپاهيان مسعود غزنوي به نزديكي همدان رفت. او در اين سفر به بيماري قولنج دچار شد و به ناچار به اصفهان بازگشت تا درمان خود را انجام دهد. پس از بهبودي بار ديگر همراه علاءالدوله به همدان رفت، اما بار ديگر بيماريش بازگشت. او پس از رسيدن به همدان از درمان خود دست كشيد و پس از چند روز، در نخستين جمعه از ماه رمضان 428 قمري بدر سن 58 سالگي در همانجا درگذشت و به خاك سپرده شد.
سالشمار زندگي
370 قمري، در روستاي خرميثن در نزديكي بخارا به دنيا آمد.
380 قمري، آموزشهاي پايهاي، از جمله فراگيري قرآن، و ادبيات، را به پايان رساند.
386 قمري، در پزشكي به جايگاه استادي رسيد و شاگرداني پرورش داد.
387 قمري، براي درمان نوح بن منصور ساماني به نزد او رفت و به كتابخانهي بزرگ بخارا راه يافت.
392 قمري، پدرش درگذشت و ابن سينا بخارا را به سوي گرگانج ترك كرد.
402 قمري، درخواست محمود غزنوي را براي رفتن به دربار او نپذيرفت و به سوي گرگان رفت.
403 قمري، نگارش قانون را در گرگان آغاز كرد. قابوس بن وشمگير، پشتيبان ابنسينا، زنداني شد.
404 قمري، به سوي ري روان شد و به نزد سيده امالملوك، بيوهي فخرادوله علي بويه، رفت.
405 قمري، به سوي همدان به راه افتاد و به نزد شمس الدوله رفت و بيماري او را درمان كرد.
406 قمري، به وزارت شمس الدوله برگزيده شد و نگارش كتاب فلسفي شفا را آغاز كرد.
412 قمري، از كار سياسي كناره گرفت و كار نوشت شفا را ادامه داد.
414 قمري، به اصفهان رفت و نزديك 15 سال در آن جا ماند و كتاب شفا را به پايان رساند.
421 قمري، محمود غزنوي به اصفهان يورش آورد و سپاهيان او خانهى ابن سينا را غارت كردند.
427 قمري، همراه علاءالدوله به همدان رفت و در نزديكي آنجا بيمار شد.
428 قمري، در 58 سالگي در شهر همدان درگذشت و در همانجا به خاك سپرده شد.
ابن سيناي پزشك
ابن سينا را بيشتر به عنوان پزشكي برجسته ميشناسند، اما او در مقايسه با زكرياي رازي، فيلسوف برجستهتري بوده است و از نظر مهارت و دانايي در پزشكي پس از رازي جاي ميگيرد. رازي پزشكي تجربهگرا بود و هر چه كه درستي آن از راه آزمايش روشن نميشد، نميپذيرفت. اما ابن سينا كه در فلسفه بسيار نقد كننده بود، در پزشكي بيش از اندازه از نظريههاي پيشينيان اثر پذيرفته بود. كتاب قانون او گنجينهاي از نظريههاي پزشكي است؛ نظريههاي پزشكاني مانند جالينوس رومي كه نادرستيها زيادي در آنها ديده ميشود. با اين همه، نه رازي و نه كتاب الحاوي او به پايهي شهرت ابن سينا و قانون او نرسيد. زيرا كتاب قانون بسيار استادانهتر از كتاب الحاوي نوشته شده و حجم كمتري دارد و بنابراين آسانتر از الحاوي ميتوان آن را نسخهبرداري كرد و از آن بهره گرفت. از اين رو، اين كتاب در خاور و باختر بسيار مورد توجه بود و ترجمهي لاتيني آن بارها به چاپ رسيد.
قانون به پنج كتاب تقسيم شده است. كتاب اول، كليات، دشوارترين بخش قانون است و دست كم 10 شرح بر ان نوشته شده است.( شناخته شدهترين شرحها را ابن نفيس نوشته و در آن به نقد نظريهي جالينوس پيرامون گردش خون پرداخته و نظر خود را دربارهي چگونگي گردش كوچك خون بيان كرده است.) كتاب كليات به چهار فن بخش شده است. فن اول پژوهشي است در چهار عنصر آتش، هوا، آب و خاك كه از رابطهي آنها با هم مزاجهاي چهارگانه، يعني خون، صفرا، سودا و بلغم، پديد ميآيد. مزاجها با نسبتها معيني در هم ميآميزند و اندامهاي ساده را به وجود ميآورند و كالبدشناسي اندامها در ادامه آمده است. كتاب اول با پرداختن به سه قوه پايان ميپذيرد: قوهي عاقله كه مركز آن مغز است؛ قوهي طبيعي كه باعث ماندگاري آدمي ميشود و مركز آن كبد و بيضههاست؛ قوهي حيواني كه مركز آن قلب است و زمان نفس حيواني را كه باعث حس و حركت ميشود، در دست دارد.
كتاب دوم، ادويه مفرده، دو بخش دارد كه يكي پيرامون ويژگيهاي داروهاي طبيعي و چگونگي نگهداري آنها و ديگري فهرست الفبايي از داروهاي شناخته شده همراه با ويژگيهاي دارويي آنهاست. كتاب سوم، امراض از فرق سر تا نوك پا، با گفتاري پيرامون بيماريهاي مغز آغاز ميشود و سپس به بيماريهاي اعصاب، چشم و گوش ميپردازد. در ادامه، گفتاري پيرامون درد مفصلها، عرق النساء(سياتيك) و بيماريهاي ناخن وجود دارد و سپس با كالبدشناسي اندامهاي مركب ميپردازد. كتاب چهارم، امراضي كه به اندام معيني اختصاص ندارند، گفتارهايي پيرامون تب، طبقهبندي تبها، پيشبيني بيماري، دملها و تاولهاي چركي، زخمها، زهرها و جانداران زهردار، بيماريها مو و گفتاري پيرامون چاغي و لاغري بيش از اندازه، است. كتاب پنجم، داروهاي مركب، گفتارهايي است پيرامون پادزهرها، حبها مكيدني، معجونها، قرصها، داروهاي منقي و ملين و چگونگي بهرهگيري از آنها در درمان بيماريها.
كتاب قانون در سدههاي ميانهي اروپا شناخته شدهترين كتاب پزشكي بود و تا سال 1650 كتاب درسي دانشگاههاي مونپليه و لوون بود. متن كامل اين كتاب پيش از سال 1187 ميلادي به كوشش گراردوس كرمونيايي و به فرمان اسقف اعظم تولدو(طليطله)، ريموند(درگذشته 1191 ميلادي) به لاتيني ترجمه شد. گراردوس كتاب الارجوزه في طب را نيز به لاتيني ترجمه كرده است. ترجمهي لاتيني قانون در دوران نوزايي اروپا از 1473 تا 1486 ميلادي بارها در ايتاليا به چاپ رسيد. آندرآ آلپاكو، شناخته شدهترين مترجم آثار پزشكي ابن سينا در آن دوران است كه ترجمههاي پيشين را نيز بازنگري كرد. كتاب قانون بين سالهاي 1960 تا 1954 ميلادي به روسي ترجمه شد. ترجمهي فارسي اين كتاب به كوشش شرفكندي(هژار) در سال 1370 منتشر شد.
........(كامل نيست)
ابن سيناي فيلسوف
........(كامل نيست)
پژوهش در طبيعت
........(كامل نيست)
ابن سينا و آموزش
........(كامل نيست)
نگارشهاى ابن سينا
ابن سينا انديشمند و نويسندهي پركار و توانايي بوده است. بر پايهي پژوهش يحيي مهدوي، 131 نوشته اصيل از ابن سينا و 111 اثر منسوب به او وجود داشته كه تنها بخشي از آنها به دست ما رسيده است. دراين جا گزيدهاي از آثار او كه به چاپ رسيده و به زبانها ديگر نيز ترجمه شده است، معرفي ميشود.
1. الشفاء: دانشنامهي فلسفي بزرگي است در چهار بخش منطق، طبيعيات(فيزيك)، رياضيات(هندسه، حساب، موسيقي و اخترشناسي) و مابعد الطبيعه.
2. النجات: چكيدهي شفاء و نظريههاي فلسفي ابن سينا
3. القانون في الطب: دانشنامهي پزشكي
4. الارجوزه في الطب: چكيدهي قانون به شعر(1326 بيت)
5. كتاب الانصاف: در برگيرندهي 28 هزار مساله بوده است
6. منطق المشرقين:
7. رساله اضحويه في امر المعاد:
8. عيون الحكمه
9.تسع رسائل في الحكمه و الطبيعيات
10. رساله حي بن يقضان: داستان فلسفي
11. رساله في ماهيت الصلاه: پيرامون نماز
12. رساله في الاكسير:
13. الاشارات و التنبيهات: آخرين و برجستهترين اثر ابن سينا
14. المبداء و المعاد:
15. النكت و افوائد: پيرامون منطق، الاهيات و طبيعيات
16. رساله في ماهيت العشق:
17. دانشنامهي علايي: دانشنامهي فلسفي به زبان فارسي
18. رسالهي رگشناسي: پيرامون نبض به فارسي
19. كنوز المعزمين: به فارسي
20. رسالهي جرثقيل: به فارسي
بوعلي در نگاه انديشمندان
جرج سارتن در كتاب مقدمهاي بر تاريخ علم ابن سينا را اين گونه معرفي كرده است:"جامع العلوم، فيلسوف، طبيب، رياضيدان، اخترشناس، پرآوازهترين دانشمند اسلام و يكي از شناخته شدهترين دانشمندان همهي ملتها، كشورها و دورانها." و پيرامون قانون نوشته است:"قانون به خاطر كمال صوري و ارزش ذاتياش، الحاوي رازي، الملكي علي بن عباس اهوازي و حتي آثار جالينوس را تحت الشعاع قرار داد و تا شش قرن در راس قرار گرفت." با اين همه، او فصل 33 كتاب خود(نيمهي نخست سدهي يازدهم ميلادي) را به پاس كوششهاي بيروني، عصر بيروني ناميده و دليل آن را اين گونه بيان كرده است:
"بيروني و ابن سينا، كه از قضا هم را ميشناختند، با هم تفاوت بسيار داشتند. بيروني مبين روحي پرتكاپو و نقاد بود و ابن سينا داراي روحيهي تركيبي. بيروني بيشتر كاشف بود و از اين لحاظ به آرمان علمي جديد نزديكتر شد، اما ابن سينا ذاتا يك سازماندهنده، جامع العلوم و فيلسوف بود. هر دو، حتي ابن سينا، در وهلهي اول به يك اندازه اهل علم بودند و دشوار است يكي از آن دو را انتخاب كنيم، مگر به خاطر اين كه زندگي بيروني اين عصر را كاملتر در بر ميگيرد. از اين رو، ميتوان گفت نمايندهي كاملتري براي اين عصر است. در آغاز قرن ابن سينا فقط 20 سال داشت و مرگ نابهنگامش در 1037 فرارسيد. نخستين اثر بزرگ بيروني نزديك سال هزار ميلادي پديدار شد و او تا 1048 زندگي كرد."
........(كامل نيست)
منبع:
1. مصاحب، غلامحسين. دايره المعارف فارسي(مقالهي ابوعلي سينا). انتشارات فرانكلين، 1345
2. دهخدا، علياكبر. لغتنامه(واژهي ابن سينا)، انتشارات دانشگاه تهران، 1377
3. زكي اسكندر، آلبرت/ قنواتي،ج.ش. ابنسينا(از مقالههاي زندگينامهي علمي دانشوران، به كوشش احمد بيرشك). ترجمهي حسين معصومي همداني.. انتشارات علمي و فرهنگي، 1369
4.خراساني، شرف الدين. ابن سينا(از مجموعه مقالههاي دايرهالمعارف بزرگ اسلامي، به كوشش سيدكاظم بجنوردي). انتشارات دايرهالمعارف بزرگ اسلامي، 1370
5. گرگين، ايران. ابن سينا(از مقالههاي فرهنگنامهي كوكان و نوجوانان، به كوشش توران ميرهادي). شركت تهيه و نشر فرهنگنامه، 1383
6. سارتن، جرج. مقدمهاي بر تاريخ علم. ترجمهي غلامحسين صدري افشار. انتشارات علمي و فرهنگي، 1383