صفحه 2 از 3
ارسال شده: دوشنبه ۷ خرداد ۱۳۸۶, ۱۲:۵۱ ق.ظ
توسط Mohsen1001
اولین برنامه شب شیشه ای که ده نمکی را اورده بودند ، اون لپ تاپی که جلوی رشید پور بود در حال نصب ویندوز XP بود و هیچ کارایی دیگه ای نداشت ،
من نمیدونم اخه دیگه لپ تاپ هم کلاس داره ؟!! که هرجوری مونده باید سر صحنه باشه حتی در حال نصب ویندوز

ارسال شده: دوشنبه ۷ خرداد ۱۳۸۶, ۳:۴۸ ق.ظ
توسط dewdrop
و حالا نوبت منه كه چند تا گاف از رضا رشيدپور بگم
1- تو برنامه شب شيشه اي تو قسمتهاي اول بود دقيقا تاريخش يادم نيست نشون ميداد براي ارسال پيام کوتاه خود به شماره 300005 ارسال نميايد بعد که برنامه شروع شد رضا گفتش که شماره اي که پيام کوتاه خودتون رو بفرستيد هست : (( سي هزارو پنج ... ))
2-تو برنامه عبور شيشه اي در مورد سي دي هاي مبتذل حرف ميزند در مورد فيلم جعلي که از يکي از بازيگران زن درست کرده بودند حرف ميزدند که رضا گفت حالا خدا ميدونه که کي سي دي ما هم به بازار بياد !!
ارسال شده: دوشنبه ۷ خرداد ۱۳۸۶, ۷:۴۶ ق.ظ
توسط Sardar
توي فيلم سجاده آتش وقتي فرمانده عراقي به هلي کوپتر سوار شد و هنگامي که من به هلي کوپتر دقت کردم ديدم که هلي کوپتر کبرا بود در حالي که من فکر ميکنم در زمان جنگ عراقي ها فقط هلي کوپتر ميل داشتند.

ارسال شده: دوشنبه ۷ خرداد ۱۳۸۶, ۱۰:۴۹ ق.ظ
توسط Ines
تو برنامه شب شیشه ای، یکی از بازیگران تلویزیون مهمان برنامه بود. که داشت میگفت: پسرم یک کاستی به من داد گفت اینو ببین مایکل جکسونه. میرقصه برات کیف کن.
گذاشتم تو ویدئو: دیدم عجب اعجوبه ای. عجب رقصی.....
که یکدفعه رشید پور گفت تیتراژ رفت. و سر و ته قضیه رو هم آورد و مصلحتی قول داد که یک بار دیگه ایشون رو دعوت کنند تا بقیه اش رو تعریف کنه.

ارسال شده: دوشنبه ۷ خرداد ۱۳۸۶, ۲:۵۰ ب.ظ
توسط dewdrop
توي فيلم خوش ركاب تو قسمتي که تو راه جنگ بودند نرسيده به جاده يه جا که نگه داشتن که پلاک ماشين بود که شماره کويت بود بعد آقا تقي پرسيد اين پلاک ر از کجا آوردي گفت اين مال جنگ عراق با کويت هست !!!!!!!!!!!!!! ( نکتش اينه که جنگ کويت با عراق بعد از جنگ ايران با عراق بود

)
ارسال شده: شنبه ۲ تیر ۱۳۸۶, ۱۱:۰۹ ب.ظ
توسط Leila
شبكههاي تلويزيوني در خرداد ماه 86 با حدود 20 گاف، اتفاق غير منتظره و تازهها رو به رو بودند كه اغلب آن چه خبرنگار سرويس تلويزيون ايسنا با آن برخورد، در حوزه گافها گنجانده ميشوند.
ـ سهشنبه اول خرداد ماه در حالي كه قرار بود مسابقه تيمهاي استقلال اهواز و سايپا در همان روز به طور مستقيم از شبكه دو سيما به روي آنتن برود، در قالب زيرنويس اعلام شد كه اين مسابقه فردا پخش خواهد شد.
ـ به رغم اعلام شبكه سه سيما مبني بر پخش سريال «سالهاي برف و بنفشه» طي روزهاي13 ،14 و 15 خرداد ماه اين شبكه در روز 14 خرداد ماه تكرار شب قبل را پخش كرد و به اين ترتيب اين قسمت سه بار پشت سر هم پخش شد.
به گزارش ايسنا، در اين روزها همچنين به رغم اعلام قبلي شبكه اول سيما فيلم تلويزيوني «پايان نمايش» به روي آنتن نرفت تا قسمت يك تا شش «مدار صفر درجه» به طور خلاصه تكرار شود.
ـ مجري برنامهي «شب شيشهيي» كه خلاف روال معمول اين برنامه كه روزهاي يكشنبه پخش نميشود،روز شنبه 12 خرداد ماه اعلام كرد كه فردا برنامه شب شيشهيي پخش ميشود، اما در روز يكشنبه 13 خرداد ماه در با استفاده از زيرنويس اعلام كردند كه اين برنامه پخش نميشود و فيلم چندين بار پخش شدهي «تيرباران» به روي آنتن شبكه تهران رفت.
ـ مجري برنامه شب شيشهيي همچنين 12 خرداد ماه بينندگان تلويزيوني را به تماشاي برنامه «فوقالعاده» كه پس از برنامه «شب شيشهيي» پخش ميشد، دعوت كرد. اين در حالي است كه در طول هفته اعلام شده بود، فوقالعاده روزهاي يكشنبه و دوشنبه (13 و 14 خرداد ماه) با حضور سيدحسن خميني از شبكه سه پخش ميشود.
ـ سيدحسن خميني كه 13 خرداد ماه در برنامهي «فوقالعاده»، در پاسخ به اظهارات مجري كه از وي خواسته بود «آنان را از بركه جاري معلوماتشان سيراب كند» متذكر شد كه حتما منظورش «جوي جاري» بوده است؛چرا كه «بركه» جاي ثابتي است و جاري نميشود!
ـ مجري برنامه پرتو شبكه چهار سيما، نهم خرداد ماه ساعت 21 به ناگاه ميان جملات مهمان پريد كه تازه صحبت در خصوص مبحثي را آغاز كرده بود. وي كه بابت اين مساله از مهمان عذرخواهي ميكرد به بيان اين جمله پرداخت كه «دل خودم هم سوخت كه وقت نداريم».
ـ برنامه اخبار علمي ـ فرهنگي شبكه دو سيما مدتي است كه علاوه بر ارائه خبر از طريق گوينده با استفاده از زيرنويس نيز برخي اخبار را به اطلاع مخاطبان خود ميرساند.
اين بخش خبري همچنين دهم خرداد ماه، با عدم همخواني تصاوير و اخباري كه توسط گوينده ارائه ميشد، مواجه شد و گوينده هر چه تلاش كرد نتوانست به تصاوير برسد.
ـ برنامهي «مردم ايران سلام» 17 دهم خرداد ماه با حضور حجتالاسلام والمسلمين قرائتي به روي آنتن رفت او در پاسخ به پرسش مجري درباره اين كه كدام فرزندش را بيشتر دوست دارد متذكر شد كه صدا و سيما نبايد چنين پرسشهاي فتنه برانگيزي را مطرح كند.
ـ 16 خرداد ماه و به هنگام پخش زنده مسابقه اميد ايران، كارگردان تلويزيوني از توپي كه به پشت دروازه فرود آمده بود، به اشتباه افتاد و نتيجه بر صفحه تلويزيون را يك بر يك مساوي درج كرد.
ـ اخبار شبانگاهي شبكه سه سيما نيز در اين روز بر روي خبر دونادوني بازيكن ايتاليايي، از چهره توتي ديگر بازيكن اين تيم استفاده كرد.
ـ برنامه سيماي خانواده روزهاي پنجشنبه با هدف معرفي مناطق مختلف ايران آيتمهاي خود را پخش ميكند. مجري اين برنامه پنجشنبه 17 خرداد ماه با شنيدن صداي عقب بردن نوار به گمان اين كه صداي آب را ميشنود بينندگان را به تماشاي گزارشي درباره آب انبارهاي تهران دعوت كرد.
ـ اخبار ورزشي ساعت 18 و 45 دقيقه شبكه سه سيما، شنبه 19 خرداد ماه اعلام كرد كه مهدويكيا با قراردادي 4 ساله به اينتراخت فرانكفورت پيوسته است. اين در حاليست كه اخبار شبانگاهي شبكه سه در همين روز اعلام كرد كه مهدويكيا با قراردادي 3 ساله به اين تيم آلماني ميرود.
ـ اخبار ساعت 21 شبكه اول، 30 خرداد ماه و در قالب زيرنويس حقشناس، نماينده بندرانزلي را به اشتباه حسين زماني نماينده ملاير معرفي كرد. اين در حاليست كه در بخش قبلي اين گزارش خبري نام نماينده انزلي درست نوشته شده بود.
ـ رييس سازمان صدا و سيما در گفتوگويي مستقيم كه به هنگام مراسم اختتاميه توليدات راديويي و تلويزيوني مراكز استانها با وي شد اعلام كرد كه هم اينك يك فيلم تلويزيوني توليدي مراكز از شبكه دو سيما پخش ميشود اين در حالي است اين فيلم از شبكه سه سيما پخش ميشد.
ـ علي دايي پس از مشكل با مجري برنامه نود و اعلام آن در شب شيشهيي با پا در مياني مديران شبكه سه بار ديگر به برنامه نود دعوت شد. بر اين اساس اين شبكه از روز قبل با درج اين خبر از طريق زيرنويس به بينندگان اعلام كرد كه آقاي علي دايي(!) به برنامه نود ميآيد.
ـ آنتن شبكههاي تلويزيوني در خرداد ماه 86 نيز همانند ماههاي گذشته بارها قطع شد كه اين اشتباه را در خصوص شبكه سه سيما در تعداد دفعات بيشتر شاهد بوديم.
ksabz
ارسال شده: شنبه ۲ تیر ۱۳۸۶, ۱۱:۱۵ ب.ظ
توسط DANG3R
پنج شنبه شب داشتم ساعت 2 شب تکرار افسران پلیسو می دیدم که این لئو بینی تصادف کرده بود برده بودنش بیمارستان.سروان آندرافرّی اومده بود ملاقاتش به جای اینکه بگه ""چطوری لئو"" گفت ""چطوری ولو""
موفق باشید
ارسال شده: دوشنبه ۱۱ تیر ۱۳۸۶, ۱۰:۲۹ ق.ظ
توسط DANG3R
ارسال شده: شنبه ۳۰ تیر ۱۳۸۶, ۲:۱۸ ق.ظ
توسط DANG3R
تو اولین برنامه کوله پشتی همین دکتر شاهین فرهنگ اومده بود این آقا فرزاد حسنی گفت متولد 57 ولی خود آقای دکتر می خواست جریانو تعریف کنه گفت من 15 16 ساله بودم که مهم ترین اتفاق زندگیم که رفتن به جنگ بود برایم رخ داد.پس نتیجه می گیریم47 بوده نه 57!!!!
بعدش به یک مداح زنگ زدن؛وقتی تلفنو قطع کرد به این فرهنگ همش اسم اون مداحه رو می گفت.
ایمیلشون تو زیرنویس هست koolehposhti@,,,,,.,,,, ولی تو دکورشون نوشت koule
poshti@irib.ir
امروز زیرنویس شبکه دو نوشت "جواهری در قصر - 20:30 دقیقه؛توی یک زیرنویس دیگه پنج دقیقه بعدش اول نوشت صندلی داغ 20:30 بعدش نوشت جواهری در قصر 21:30
امیدوارم جالب باشند و به دردتون بخورن و بخندید
موفق باشید
ارسال شده: شنبه ۳۰ تیر ۱۳۸۶, ۲:۵۱ ق.ظ
توسط nt
DJ.:.DANGEROUS, ممنون
همش را متوجه شده بودم الا اون ايميل را
توي چارخونه اون قسمتي که شيشه ماشين باباي فرزاد شکسته بودو ضبط را دزديده بودند .... داشت مي گفت :
شيشه باباي من ماشينش شکسته
تازه اگر فيلم ما چند نفررا ببنيد اون پسره که خواننده هست و پرايد سبز داره ،توي فيلم از 2 تا پرايد عين هم استفاده ميشه و تقريبا يک بار درميون عوض ميکنه
عين اين قضيه براي ماشين سريالي که ايام رمضان پخش ميشد[روزگار خوش حبیب آقا !] اتفاق ميوفتاد(هموني که يارو کارمند اداره ماليات بودو پيکان سفيد داشت)
من تو فيلم ها فقط پلاک ماشين ها را ميبينم و بس

ارسال شده: شنبه ۳۰ تیر ۱۳۸۶, ۳:۰۱ ق.ظ
توسط DANG3R
بله یک بار حرف پلاکش "د" بود اون یک بارو نمی دونم.("ما چند نفر")
این چیزها زیاد اتفاق می افته موبایلها عوض می شن ، ماشین ها عوض می شن.
مثل همین امروز یک فیلم شبکه دو گذاشته بود دربارۀ ا ن ر ژ ی ه س ت ه ای بود؛طرف اولش 6030 داشت بعدش آخرای فیلم 3230 که البته یک بار وسط فیلم هم 3230 داشت ولی دوباره 6030 شد و دوباره آخر فیلم 3230!!!
یک جریان از همین پلاک ها؛تو سریا "راه بی پایان"اگر دقت کرده باشید ماشین خانم غزل توتونچی پلاک ملی داره ولی قسمت پیش وقتی منصور و خواهر منصور و نامزد منصور می خواستن با ماشین این خانم برن خونه؛ پلاک لیزری تهران-14 داشت.!!؟!؟
موفق باشید
ارسال شده: شنبه ۳۰ تیر ۱۳۸۶, ۳:۱۶ ق.ظ
توسط nt
تو يکي از قسمت هاي طنز ارث بابام اون پسر توپوله روي حياط ميومد يه لباس تنش بود ، توي خونه يک لباس
يک بار شبکه استاني ما يک مسابقه گذاشته بود که 2 شرکت شرکت کننده حضوري داشت (2 نا خانم بودند)، اونا بايد يک فيلم را ميدن و بعد به جاي شخصيت هاي اون حرف ميزند(به نوعي دوبلاژ) بعد اين که فيلم را نشون دادن يکي از زن ها روشو کرد به طرف اون يکي و شروع کرد به دوبله و حرف زدن اينقر جو گير شده بود که يادش رفته بود بايد به جاي شخصيت فيلم حرف بزنه و داشت با اون يکي حال و احوال ميکرد و اصلا به مانيتور نگاه نمي کرد که آخراش کم آورد همش ميگفت ديگه چه خبر

که مجري آخرکار بهش گير داد
