ضرب المثلها و اصطلاحات زبان فرانسوی
مدیر انجمن: شوراي نظارت

- پست: 326
- تاریخ عضویت: جمعه ۵ خرداد ۱۳۸۵, ۱۲:۰۵ ق.ظ
- محل اقامت: مونترال
- سپاسهای ارسالی: 3 بار
- سپاسهای دریافتی: 42 بار
[align=left]à l'envers: inside out
à l'étroit: cramped for space
À l'impossible nul n'est tenue : No one is bound to do the impossible.
à l'instant: a moment ago
À l'oeuvre on reconnaît l'artisan : You can tell an artist by his handiwork.
à main armée : armed
À mauvais ouvrier point de bons outils : A bad workman blames his tools.
à moitié : halfway
À mon avis : In my opinion
à peine : hardly
à l'étroit: cramped for space
À l'impossible nul n'est tenue : No one is bound to do the impossible.
à l'instant: a moment ago
À l'oeuvre on reconnaît l'artisan : You can tell an artist by his handiwork.
à main armée : armed
À mauvais ouvrier point de bons outils : A bad workman blames his tools.
à moitié : halfway
À mon avis : In my opinion
à peine : hardly

-
- پست: 623
- تاریخ عضویت: جمعه ۱۱ اسفند ۱۳۸۵, ۱۲:۳۵ ب.ظ
- سپاسهای دریافتی: 54 بار

-
- پست: 623
- تاریخ عضویت: جمعه ۱۱ اسفند ۱۳۸۵, ۱۲:۳۵ ب.ظ
- سپاسهای دریافتی: 54 بار

-
- پست: 623
- تاریخ عضویت: جمعه ۱۱ اسفند ۱۳۸۵, ۱۲:۳۵ ب.ظ
- سپاسهای دریافتی: 54 بار
Tirer au flanc
از جمله اصطلاحاتي ست که از زبان نظاميان وارد زبان عادي شده است. نزديکترين اصطلاح فارسي به آن عبارت است از
دستي از دور بر آتش داشتن و احتمالا همينطور اصطلاحي که مي گويند کنار گود نشسته مي گويد لنگش کن. از زیر کار در رو...
Le flanc جهت مخالف Le front هست
le front خط مقدم جبهه، یعنی جایی که در موقعیت جنگی بیشترین ضربه را می بیند
Le flanc خطوط آخر و در واقع جای کمابیش امنی ست
بشکل اسم و ناسزای تحقیر کننده نیز بکار می رود
Un tire-au-flanc
Il est un vrai tire-au flanc
Le guide du tire-au-flanc, truces et astuces pour avoir l'air débordé (اسم یک کتاب است).
راهنما برای کنار گود نشسته ها و انواع و اقسام دوز و کلک برای تظاهر به مشغلۀ فکری داشتن
از جمله اصطلاحاتي ست که از زبان نظاميان وارد زبان عادي شده است. نزديکترين اصطلاح فارسي به آن عبارت است از
دستي از دور بر آتش داشتن و احتمالا همينطور اصطلاحي که مي گويند کنار گود نشسته مي گويد لنگش کن. از زیر کار در رو...
Le flanc جهت مخالف Le front هست
le front خط مقدم جبهه، یعنی جایی که در موقعیت جنگی بیشترین ضربه را می بیند
Le flanc خطوط آخر و در واقع جای کمابیش امنی ست
بشکل اسم و ناسزای تحقیر کننده نیز بکار می رود
Un tire-au-flanc
Il est un vrai tire-au flanc
Le guide du tire-au-flanc, truces et astuces pour avoir l'air débordé (اسم یک کتاب است).
راهنما برای کنار گود نشسته ها و انواع و اقسام دوز و کلک برای تظاهر به مشغلۀ فکری داشتن
-
- پست: 4
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ دی ۱۳۸۷, ۹:۵۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1 بار
Re: ضرب المثلها و اصطلاحات زبان فرانسوی
سلام منم به فرانسه خيلي عتاقه مندم ولي موضوع قابل توجهي پيدا نكردم اميدوارم اوضاع بهتر بشه



-
- پست: 4
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ دی ۱۳۸۷, ۹:۵۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1 بار

- پست: 155
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۸ آبان ۱۳۸۷, ۲:۴۸ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 446 بار
- سپاسهای دریافتی: 506 بار
- تماس:
Re: ضرب المثلها و اصطلاحات زبان فرانسوی
با سپاس از Dahkoo گرامي به سبب ايجاد اين تاپيك كه بسيار ارزنده خواهد بود،
لازم ديدم كه املاي چند واژه در جمله ها را با اجازه ايشان اصلاح كنم؛
Un tiens vaut mieux que deux tu l'auras.
Les cordonniers sont les plus mals chaussés.
Le temps perdu ne se rattrape jamais.
Ce n'est pas la mer à boire.
Apprendre par coeur.
و چند ضرب المثل ديگر تا جائي كه حافظه ام ياري كند:
Pour un moine, L'abbaye ne se perd pas.
برگردانش به پارسي ميشود «براي يك بي نماز در ِ مسجد را نمي بندند».
À sotte demande point de réponse.
در فرانسه بمعناي «جواب ابلهان خاموشي است» استفاده ميشود.
Après la pluie, le beau temps.
كه معادل پارسي آن «پايان شب سيه سپيد است» ميباشد.
Chat échaudé craint l'eau froide.
برگردان پارسي اش ميشود «مارگزيده از ريسمان سياه و سپيد ميترسد».
Vouloir c'est pouvoir.
«خواستن توانستن است.»
موفق باشيد
لازم ديدم كه املاي چند واژه در جمله ها را با اجازه ايشان اصلاح كنم؛
Un tiens vaux mieux que deux tu l'auras
Un tiens vaut mieux que deux tu l'auras.
Les cordonniers sont les plus mal chaussée
Les cordonniers sont les plus mals chaussés.
le tepms perdu ne se rattrape jamais
Le temps perdu ne se rattrape jamais.
ce nest pas la mer a boire
Ce n'est pas la mer à boire.
prendre par coeur
Apprendre par coeur.
و چند ضرب المثل ديگر تا جائي كه حافظه ام ياري كند:
Pour un moine, L'abbaye ne se perd pas.
برگردانش به پارسي ميشود «براي يك بي نماز در ِ مسجد را نمي بندند».
À sotte demande point de réponse.
در فرانسه بمعناي «جواب ابلهان خاموشي است» استفاده ميشود.
Après la pluie, le beau temps.
كه معادل پارسي آن «پايان شب سيه سپيد است» ميباشد.
Chat échaudé craint l'eau froide.
برگردان پارسي اش ميشود «مارگزيده از ريسمان سياه و سپيد ميترسد».
Vouloir c'est pouvoir.
«خواستن توانستن است.»
موفق باشيد

از خون جوانان وطن لاله دميده
از ماتم سرو قدشان، سرو خميده
در سايۀ گل، بلبل ازين غصه خزيده
گل نيز چو من، در غمشان جامه دريده
از ماتم سرو قدشان، سرو خميده
در سايۀ گل، بلبل ازين غصه خزيده
گل نيز چو من، در غمشان جامه دريده

- پست: 155
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۸ آبان ۱۳۸۷, ۲:۴۸ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 446 بار
- سپاسهای دریافتی: 506 بار
- تماس:
Re: ضرب المثلها و اصطلاحات زبان فرانسوی
Qui cherche, trouve.
بمعني «جوينده، يابنده است» استفاده ميشود
Le loup mourra dans sa peau.
در فرانسه كاربرد ضرب المثل «توبـۀ گرگ مرگ است» پارسي را دارد
On apprend à tout âge.
حكم ضرب المثل «ز گهواره تا گور دانش بجوي» در پارسي است
از عزيزان مطلع و دانش آموختگاه زبان فرانسه هم تقاضا دارم با همكاري خويش باعث پربارتر شدن اين بخش شوند.
بمعني «جوينده، يابنده است» استفاده ميشود
Le loup mourra dans sa peau.
در فرانسه كاربرد ضرب المثل «توبـۀ گرگ مرگ است» پارسي را دارد
On apprend à tout âge.
حكم ضرب المثل «ز گهواره تا گور دانش بجوي» در پارسي است
از عزيزان مطلع و دانش آموختگاه زبان فرانسه هم تقاضا دارم با همكاري خويش باعث پربارتر شدن اين بخش شوند.

از خون جوانان وطن لاله دميده
از ماتم سرو قدشان، سرو خميده
در سايۀ گل، بلبل ازين غصه خزيده
گل نيز چو من، در غمشان جامه دريده
از ماتم سرو قدشان، سرو خميده
در سايۀ گل، بلبل ازين غصه خزيده
گل نيز چو من، در غمشان جامه دريده

