پنج راهکار فرزند استاد مطهری برای خوشحجابی
ارسال شده: پنجشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۴:۲۳ ب.ظ
دکتر علی مطهری، فرزند استاد شهید مطهری در یادداشتی نوشت:
بدون شك وضعيت پوشش اسلامي در بخشي از جامعه ما در سالهاي اخير انحطاط پيدا كرده است و ميبايست براي آن تدبيري انديشيد.
اينكه علل اين انحطاط چه بوده، بحثي است كه فعلا دردي را دوا نميكند، تنها فايده آن اين است كه افراد و گروههايي كه در ايجاد اين وضعيت نقش اساسي داشته اند، بدانند در اصلاح آن، وظيفه و تكليف مضاعف دارند. آنها كه در سالهاي گذشته نظارتهاي موجود بر پوشش اسلامي را در ادارات دولتي و دانشگاهها و در سواحل دريا عملا ملغي اعلام كردند و به بدحجابي و بيحجابي به نوعي رسميت بخشيدند، طبعا امروز وظيفه سنگينتري دارند.
شك نيست كه وضع پوشش اسلامي در مجموع و در كل كشور نسبتا مطلوب است و آنچه نگراني ايجاد كرده است وضعيتي است كه در برخي مناطق مانند شمال تهران مشاهده ميشود و در شأن جمهوري اسلامي نيست. نظام خانواده در اسلام مانند هر نظام ديگري يك كل تجزيهناپذير است كه همه اجزاي آن بايد با هم موجود باشند و همه دستورهاي آن با هم اجرا شوند. نميشود بخشي از دستورها اجرا شود و بخشي ديگر معطل بماند. از نظر اسلام اولا انسان بهتر است در سالهاي آغاز جواني ازدواج كند و ثانيا هرگونه التذاذ جنسي بايد منحصر به محيط خانواده بوده و جامعه فقط محيط كار و فعاليت باشد. به عبارت ديگر جامعه نبايد تحريك جنسي شود تا از طرفي، بنيان خانواده هرچه بيشتر مستحكم شود و از طرف ديگر نيروي كار جامعه افزايش يابد. ولي ما متاسفانه هر دو پايه را سست كردهايم، از طرفي ازدواج را با آداب و رسوم دست و پاگير به صورت يك روياي دست نيافتني درآوردهايم و از طرف ديگر حساسيت خود را نسبت به تحريكاتي كه در جامعه از راه بدحجابي و اختلاط رخ ميدهد از دست دادهايم، آنگاه انتظار داريم كه هيچ خطايي هم از كسي سر نزند. اين حكم چنين بود كه كج دار و مريز.
اسلام كه از يك سو روابط آزاد جنسي را ممنوع اعلام كرده است، از سوي ديگر اولا بر ازدواج سهل و آسان تاكيد كرده و ثانيا تمهيداتي انديشيده است كه جامعه از نظر جنسي تحريك نشود و انواع التذاذات جنسي منحصر به محيط خانواده باشد؛ و الا اگر تحريكات به جاي خود باقي باشند و از آن سو ممنوعيتها برقرار، شك نيست كه موجب اختلالات رواني در افراد خصوصا جوانها خواهد شد و محروميتهاي جنسي از روان آگاه به روان ناخودآگاه انسان خواهد رفت و در آنجا به صورت عقدههاي رواني باقي خواهد ماند و ممكن است به صورت رفتار ناهنجار و حتي جنايت بروز كند.
اگر در غرب تحريكات جنسي آزاد است، در مقابل، روابط نيز آزاد است و راههاي ارضاء و اطفاء غريزه جنسي مهياست. اخلاق جنسي در جهان غرب عبارت است از تحريكها و ارضاهاي پي درپي و بدون حساب و كتاب، در حالي كه اخلاق جنسي اسلامي عبارت است از تحريكها و ارضاها در محدوده خانواده و عدم تحريك و ارضاء در محيط جامعه. آنچه كه ما امروز به آن عمل ميكنيم، نه روش اسلامي است و نه روش غربي، لذا مزاياي روش اسلامي را ندارد و معايب روش غربي را دارد. در جامعه ما تحريكات جنسي رو به افزايش ميرود و ممنوعيتهاي وجداني و قانوني به جاي خود محفوظ است، آزادي تحريكات را از غرب گرفتهايم و ممنوعيت روابط را از اسلام و انتظار داريم كه نتيجه مثبت هم بگيريم و هيچ گونه عقده رواني و رفتار ناهنجار در ميان مردم پيدا نشود. روشي كه ما در پيش گرفتهايم برخي از مردم ما را مصداق اين شعر حافظ كرده است كه:
يك دست به مصحفيم و يك دست به جام
گه نزد حلاليم و گهي نزد حرام
اينجاست كه به فلسفه وجوب پوشش براي زن و حرمت نظر براي مرد بيشتر پي ميبريم. خداوند از تشريع اين قانون، مصلحتي را منظور داشته كه آن حفظ و استحكام بنيان خانواده از راه منع تحريكات جنسي در جامعه است. پس اگر پوششي اين فلسفه را دربر نداشت و موجب تحريك جامعه شد- آنچنان كه مانتوها و شلوارهاي چسبان امروز عمل مي كنند ـ پوشش اسلامي نيست. به عبارت ديگر با حفظ ظاهر حجاب و از بين بردن محتوا و فلسفه آن، حكم خدا اجرا نشده بلكه به بازي گرفته شده است؛ همچنان كه با حيلههاي ربا كه شكل ظاهر ربا را از بين ميبرد ولي فلسفه حرمت آن كه اكل مال به باطل است همچنان محفوظ است، ربا از ربا بودن خود خارج نميشود.
اوامر و نواهي الهي براساس مصالح و مفاسد واقعي و براي نزديك شدن ما انسانها به آن مصالح و دور شدن از آن مفاسد است، خواه ما آن مصالح و مفاسد را بشناسيم و خواه نشناسيم، و الا ذات خداوند اجل از آن است كه بخواهد بندگان خود را بي جهت به زحمت بيندازد و احكامي را صادر كند كه هيچ نفعي به حال آنها ندارد و هيچ ضرري را از آنها دور نميسازد.
اما راه حل چيست؟ بسياري از افراد در پاسخ به اين سؤال بلافاصله ميگويند: كار فرهنگي. اين پاسخ مانند سخن كساني است كه درباره برخورد با مجرمان ميگويند مجرم را بايد تربيت كرد نه مجازات. در هر دو مورد، مغالطه به كار رفته است، زيرا سخن در اين است كه بعد از آنكه سالها كار فرهنگي شده است، با كساني كه پوشش اسلامي را رعايت نميكنند چه بايد كرد؟ و نيز سخن در اين است كه بعد از آنكه جامعه تلاش خود را در تربيت افراد انجام داده و در عين حال افرادي دست به دزدي يا جنايت ميزنند با اين مجرمان چه بايد كرد؟
سخن در اين نيست كه ميان كار فرهنگي و برخورد عملي در مسئله حجاب، كدام يك را انتخاب كنيم، زيرا هركدام اثر خود را دارد و در جاي خود بايد به كار رود؛ همچنان كه در برخورد با مجرم، هريك از تربيت و مجازات اثر خود را دارد و در جاي خود بايد استفاده شود. به قول سعدي:
درشتي و نرمي به هم در به است
چو رگزن كه جراح و مرهم نه است
از نظر اسلام نيز امر به معروف و نهي از منكر مرتبهاي دارد كه مستلزم اعمال زور است. اينجاست كه همه فقها معتقدند كه اين مرتبه امر به معروف و نهي از منكر وظيفه دولت اسلامي است زيرا اگر به عهده مردم باشد موجب هرج و مرج خواهد بود.
مثالي ذكر ميكنيم: چند سال قبل نيروي انتظامي حركتي را براي سامان دادن به ترافيك تهران انجام داد كه شايسته تقدير و تشكر بود. با يك عزم استوار و وارد كردن نيروي كافي به ميدان، كاري را كه محال مينمود، يعني به نظم درآوردن حركت موتورها و به طور كلي رفت و آمد خودروها در شهر تهران، به واقعيت تبديل كرد. موتورسوارهاي ما نيز مانند ساير نقاط جهان پشت چراغ قرمز ميايستادند و اين يعني تبديل يك آرزوي نزديك به رؤيا به واقعيت. اين كار نيروي انتظامي، مصداق آن مرتبه از امر به معروف و نهي از منكر بود كه مستلزم اعمال زور است و وظيفه دولت اسلامي ميباشد. كسي نميتواند اعتراض كند كه اين كار با آزادي مردم منافات دارد، زيرا داراي منافعي است كه به جامعه برمي گردد. از قبيل واكسن زدن به مردم يك شهر كه در معرض يك بيماري قرار دارند و كسي نميتواند اجبار در واكسن زدن را مخالف آزادي انسانها معرفي كند؛ زيرا ارزشي بالاتر يعني سلامتي انسانها به خطر افتاده است و اساسا آزادي يك كمال وسيلهاي است نه يك كمال هدفي، چون وسيلهاي است براي كسب كمالات انساني. آزادي يعني نبود مانع در راه رسيدن به كمالات انساني، بنابراين يك امر عدمي است و امر عدمي نميتواند مطلوب بالذات انسان باشد.
مبارزه با بدحجابي از اين قبيل است، از قبيل بهداشت عمومي يا سوادآموزي عمومي كه گرچه ممكن است برخي افراد ناراحت شوند اما گاهي كه افراد جاهل مصلحت خود و جامعه را نميفهمند بايد با اجبار به آنها واكسن زد يا سواد آموخت و يا لباس مناسب پوشاند. البته بديهي است كه نظارت بر پوشش اسلامي حساسيت خاص خود را دارد و بايد از هرگونه افراط و تفريط خودداري كرد. در گذشته گاهي اين نظارت با تجسس در زندگي مردم اشتباه گرفته ميشد. ممكن است زن و مردي يا پسر و دختري با پوشش مناسب در حال گذر باشند، ما حق نداريم تجسس كنيم كه آيا محرم هستند يا خير، بلكه اصل بر برائت است. در نقطه مقابل، ممكن است آن دو محرم باشند ولي لباس بسيار زننده و محرك پوشيده باشند، در اينجا ضابطين دولت حق دخالت دارند. اين دخالت نيز بسيار حساس است، اولا بايد به وسيله افراد آموزش ديده انجام شود، ثانيا اگر بازداشت زني لازم آمد، صرفا بايد به محلي كه توسط بانوان اداره ميشود تحويل داده شود، و ثالثا در نوبت اول و دوم به تذكر و ارشاد قناعت شود و در نوبت سوم جريمه نقدي و در نوبتهاي بعد هرآنچه را كه قانون معين كرده است عمل نمايند.
اقدام بعدي، ايجاد نظارت در ادارات دولتي و دانشگاهها بر كارمندان و مراجعان و دانشجويان از نظر پوشش اسلامي است تا بدحجابي از طرف نظام جمهوري اسلامي رسميت پيدا نكند. در مورد بانوان مسئله آرايش نيز مطرح است. اينكه گفتهاند پوشاندن وجه و كفين مستثني است، مقصود وجه بدون آرايش است. ايران ما از نظر مصرف مواد آرايشي در رديف اول جهان است. البته اگر اين مصرف در محيط و محدوده خانواده بود مانعي نداشت اما همه ما ميدانيم كه متاسفانه بسياري از بانوان ما بدون آرايش از منزل خارج نميشوند و اين يك نقطه ضعف در كارنامه ماست و با اصل «جامعه محيط كار و كوشش است نه التذاذ جنسي» منافات دارد.
اقدام ديگر، نظارت بر توليد مانتو است. مانتو معمولا براي بيرون از منزل تهيه ميشود، پس مانتوي چسبان و كمر باريك به چه معني است؟ دولت حق دارد مانع فعاليت اين گونه توليديها شود.
اقدام ديگر ايجاد امكانات ورزشي و تفريحي ويژه بانوان است كه متاسفانه معمولا در طراحي ورزشگاهها و تفريحگاهها توجه لازم به آن نميشود و بعد از افتتاح متوجه ميشوند كه بايد جايي هم ويژه بانوان احداث ميشد و از روي اضطرار قسمتي را كه شرايط لازم را ندارد و گاه موجب اختلاط هم ميشود به آنها اختصاص ميدهند. وقتي اوقات فراغت دختران جوان پر شد كمتر به فكر دلبري و متوجه كردن قلبها به خود ميافتند.
كشور ما با انقلابي كه به پا كرد، و با تهديداتي كه اكنون متوجه اوست، نياز به جوانان مجاهد و جنگاور دارد. با اين وضع فرهنگي از تعداد اين جوانان كاسته خواهد شد زيرا هوسراني و عياشي با مجاهدت و مبارزه و سختي كشيدن سازگار نيست، گرچه بسياري از جوانان ما در هر شرايطي خود را حفظ مي كنند. بنابراين اگر ملاحظات سياسي را هم در نظر بگيريم، بايد جو كشور ما جو حماسه و مجاهدت و ايثار و فداكاري باشد نه جو شهوتراني و هواپرستي. داستان اندلس اسلامي (اسپانياي امروز) كه چگونه غربيها با ترويج بيبندوباري و هوسراني و به تعبير يكي از مستشرقين با شراب و زن، اين سرزمين را از دست مسلمانان خارج كردند، عبرت خوبي است. جالب است كه به تعبير امام علي عليه السلام دشمنان ما در باطل خود مجتمع و استوارند و ما در حق خود متفرق و سست. ژاك شيراك رئيس جمهور فرانسه چند سال پيش اعلام كرد كه با مخالفان منع حجاب بيرحمانه برخورد ميكنيم، ولي ما همچنان در بند اين هستيم كه اگر برنامهاي را براي مبارزه با بدحجابي اجرا كنيم عكسالعمل آمريكا و اروپا چه خواهد بود!
باري، اميدواريم كه با يك برنامه حساب شده، وضعيت پوشش جامعه خود را اصلاح و به الگوي اسلامي نزديك نماييم. هسته و محتواي انقلاب اسلامي امور معنوي و فرهنگي است والا سدسازي و پل سازي و عمران و آباداني كه آن نيز ضروري است و بدون آن مسائل معنوي نيز سامان نمييابد، امر مشترك ميان همه نظامهاي حكومتي و دولتهاست.
بدون شك وضعيت پوشش اسلامي در بخشي از جامعه ما در سالهاي اخير انحطاط پيدا كرده است و ميبايست براي آن تدبيري انديشيد.
اينكه علل اين انحطاط چه بوده، بحثي است كه فعلا دردي را دوا نميكند، تنها فايده آن اين است كه افراد و گروههايي كه در ايجاد اين وضعيت نقش اساسي داشته اند، بدانند در اصلاح آن، وظيفه و تكليف مضاعف دارند. آنها كه در سالهاي گذشته نظارتهاي موجود بر پوشش اسلامي را در ادارات دولتي و دانشگاهها و در سواحل دريا عملا ملغي اعلام كردند و به بدحجابي و بيحجابي به نوعي رسميت بخشيدند، طبعا امروز وظيفه سنگينتري دارند.
شك نيست كه وضع پوشش اسلامي در مجموع و در كل كشور نسبتا مطلوب است و آنچه نگراني ايجاد كرده است وضعيتي است كه در برخي مناطق مانند شمال تهران مشاهده ميشود و در شأن جمهوري اسلامي نيست. نظام خانواده در اسلام مانند هر نظام ديگري يك كل تجزيهناپذير است كه همه اجزاي آن بايد با هم موجود باشند و همه دستورهاي آن با هم اجرا شوند. نميشود بخشي از دستورها اجرا شود و بخشي ديگر معطل بماند. از نظر اسلام اولا انسان بهتر است در سالهاي آغاز جواني ازدواج كند و ثانيا هرگونه التذاذ جنسي بايد منحصر به محيط خانواده بوده و جامعه فقط محيط كار و فعاليت باشد. به عبارت ديگر جامعه نبايد تحريك جنسي شود تا از طرفي، بنيان خانواده هرچه بيشتر مستحكم شود و از طرف ديگر نيروي كار جامعه افزايش يابد. ولي ما متاسفانه هر دو پايه را سست كردهايم، از طرفي ازدواج را با آداب و رسوم دست و پاگير به صورت يك روياي دست نيافتني درآوردهايم و از طرف ديگر حساسيت خود را نسبت به تحريكاتي كه در جامعه از راه بدحجابي و اختلاط رخ ميدهد از دست دادهايم، آنگاه انتظار داريم كه هيچ خطايي هم از كسي سر نزند. اين حكم چنين بود كه كج دار و مريز.
اسلام كه از يك سو روابط آزاد جنسي را ممنوع اعلام كرده است، از سوي ديگر اولا بر ازدواج سهل و آسان تاكيد كرده و ثانيا تمهيداتي انديشيده است كه جامعه از نظر جنسي تحريك نشود و انواع التذاذات جنسي منحصر به محيط خانواده باشد؛ و الا اگر تحريكات به جاي خود باقي باشند و از آن سو ممنوعيتها برقرار، شك نيست كه موجب اختلالات رواني در افراد خصوصا جوانها خواهد شد و محروميتهاي جنسي از روان آگاه به روان ناخودآگاه انسان خواهد رفت و در آنجا به صورت عقدههاي رواني باقي خواهد ماند و ممكن است به صورت رفتار ناهنجار و حتي جنايت بروز كند.
اگر در غرب تحريكات جنسي آزاد است، در مقابل، روابط نيز آزاد است و راههاي ارضاء و اطفاء غريزه جنسي مهياست. اخلاق جنسي در جهان غرب عبارت است از تحريكها و ارضاهاي پي درپي و بدون حساب و كتاب، در حالي كه اخلاق جنسي اسلامي عبارت است از تحريكها و ارضاها در محدوده خانواده و عدم تحريك و ارضاء در محيط جامعه. آنچه كه ما امروز به آن عمل ميكنيم، نه روش اسلامي است و نه روش غربي، لذا مزاياي روش اسلامي را ندارد و معايب روش غربي را دارد. در جامعه ما تحريكات جنسي رو به افزايش ميرود و ممنوعيتهاي وجداني و قانوني به جاي خود محفوظ است، آزادي تحريكات را از غرب گرفتهايم و ممنوعيت روابط را از اسلام و انتظار داريم كه نتيجه مثبت هم بگيريم و هيچ گونه عقده رواني و رفتار ناهنجار در ميان مردم پيدا نشود. روشي كه ما در پيش گرفتهايم برخي از مردم ما را مصداق اين شعر حافظ كرده است كه:
يك دست به مصحفيم و يك دست به جام
گه نزد حلاليم و گهي نزد حرام
اينجاست كه به فلسفه وجوب پوشش براي زن و حرمت نظر براي مرد بيشتر پي ميبريم. خداوند از تشريع اين قانون، مصلحتي را منظور داشته كه آن حفظ و استحكام بنيان خانواده از راه منع تحريكات جنسي در جامعه است. پس اگر پوششي اين فلسفه را دربر نداشت و موجب تحريك جامعه شد- آنچنان كه مانتوها و شلوارهاي چسبان امروز عمل مي كنند ـ پوشش اسلامي نيست. به عبارت ديگر با حفظ ظاهر حجاب و از بين بردن محتوا و فلسفه آن، حكم خدا اجرا نشده بلكه به بازي گرفته شده است؛ همچنان كه با حيلههاي ربا كه شكل ظاهر ربا را از بين ميبرد ولي فلسفه حرمت آن كه اكل مال به باطل است همچنان محفوظ است، ربا از ربا بودن خود خارج نميشود.
اوامر و نواهي الهي براساس مصالح و مفاسد واقعي و براي نزديك شدن ما انسانها به آن مصالح و دور شدن از آن مفاسد است، خواه ما آن مصالح و مفاسد را بشناسيم و خواه نشناسيم، و الا ذات خداوند اجل از آن است كه بخواهد بندگان خود را بي جهت به زحمت بيندازد و احكامي را صادر كند كه هيچ نفعي به حال آنها ندارد و هيچ ضرري را از آنها دور نميسازد.
اما راه حل چيست؟ بسياري از افراد در پاسخ به اين سؤال بلافاصله ميگويند: كار فرهنگي. اين پاسخ مانند سخن كساني است كه درباره برخورد با مجرمان ميگويند مجرم را بايد تربيت كرد نه مجازات. در هر دو مورد، مغالطه به كار رفته است، زيرا سخن در اين است كه بعد از آنكه سالها كار فرهنگي شده است، با كساني كه پوشش اسلامي را رعايت نميكنند چه بايد كرد؟ و نيز سخن در اين است كه بعد از آنكه جامعه تلاش خود را در تربيت افراد انجام داده و در عين حال افرادي دست به دزدي يا جنايت ميزنند با اين مجرمان چه بايد كرد؟
سخن در اين نيست كه ميان كار فرهنگي و برخورد عملي در مسئله حجاب، كدام يك را انتخاب كنيم، زيرا هركدام اثر خود را دارد و در جاي خود بايد به كار رود؛ همچنان كه در برخورد با مجرم، هريك از تربيت و مجازات اثر خود را دارد و در جاي خود بايد استفاده شود. به قول سعدي:
درشتي و نرمي به هم در به است
چو رگزن كه جراح و مرهم نه است
از نظر اسلام نيز امر به معروف و نهي از منكر مرتبهاي دارد كه مستلزم اعمال زور است. اينجاست كه همه فقها معتقدند كه اين مرتبه امر به معروف و نهي از منكر وظيفه دولت اسلامي است زيرا اگر به عهده مردم باشد موجب هرج و مرج خواهد بود.
مثالي ذكر ميكنيم: چند سال قبل نيروي انتظامي حركتي را براي سامان دادن به ترافيك تهران انجام داد كه شايسته تقدير و تشكر بود. با يك عزم استوار و وارد كردن نيروي كافي به ميدان، كاري را كه محال مينمود، يعني به نظم درآوردن حركت موتورها و به طور كلي رفت و آمد خودروها در شهر تهران، به واقعيت تبديل كرد. موتورسوارهاي ما نيز مانند ساير نقاط جهان پشت چراغ قرمز ميايستادند و اين يعني تبديل يك آرزوي نزديك به رؤيا به واقعيت. اين كار نيروي انتظامي، مصداق آن مرتبه از امر به معروف و نهي از منكر بود كه مستلزم اعمال زور است و وظيفه دولت اسلامي ميباشد. كسي نميتواند اعتراض كند كه اين كار با آزادي مردم منافات دارد، زيرا داراي منافعي است كه به جامعه برمي گردد. از قبيل واكسن زدن به مردم يك شهر كه در معرض يك بيماري قرار دارند و كسي نميتواند اجبار در واكسن زدن را مخالف آزادي انسانها معرفي كند؛ زيرا ارزشي بالاتر يعني سلامتي انسانها به خطر افتاده است و اساسا آزادي يك كمال وسيلهاي است نه يك كمال هدفي، چون وسيلهاي است براي كسب كمالات انساني. آزادي يعني نبود مانع در راه رسيدن به كمالات انساني، بنابراين يك امر عدمي است و امر عدمي نميتواند مطلوب بالذات انسان باشد.
مبارزه با بدحجابي از اين قبيل است، از قبيل بهداشت عمومي يا سوادآموزي عمومي كه گرچه ممكن است برخي افراد ناراحت شوند اما گاهي كه افراد جاهل مصلحت خود و جامعه را نميفهمند بايد با اجبار به آنها واكسن زد يا سواد آموخت و يا لباس مناسب پوشاند. البته بديهي است كه نظارت بر پوشش اسلامي حساسيت خاص خود را دارد و بايد از هرگونه افراط و تفريط خودداري كرد. در گذشته گاهي اين نظارت با تجسس در زندگي مردم اشتباه گرفته ميشد. ممكن است زن و مردي يا پسر و دختري با پوشش مناسب در حال گذر باشند، ما حق نداريم تجسس كنيم كه آيا محرم هستند يا خير، بلكه اصل بر برائت است. در نقطه مقابل، ممكن است آن دو محرم باشند ولي لباس بسيار زننده و محرك پوشيده باشند، در اينجا ضابطين دولت حق دخالت دارند. اين دخالت نيز بسيار حساس است، اولا بايد به وسيله افراد آموزش ديده انجام شود، ثانيا اگر بازداشت زني لازم آمد، صرفا بايد به محلي كه توسط بانوان اداره ميشود تحويل داده شود، و ثالثا در نوبت اول و دوم به تذكر و ارشاد قناعت شود و در نوبت سوم جريمه نقدي و در نوبتهاي بعد هرآنچه را كه قانون معين كرده است عمل نمايند.
اقدام بعدي، ايجاد نظارت در ادارات دولتي و دانشگاهها بر كارمندان و مراجعان و دانشجويان از نظر پوشش اسلامي است تا بدحجابي از طرف نظام جمهوري اسلامي رسميت پيدا نكند. در مورد بانوان مسئله آرايش نيز مطرح است. اينكه گفتهاند پوشاندن وجه و كفين مستثني است، مقصود وجه بدون آرايش است. ايران ما از نظر مصرف مواد آرايشي در رديف اول جهان است. البته اگر اين مصرف در محيط و محدوده خانواده بود مانعي نداشت اما همه ما ميدانيم كه متاسفانه بسياري از بانوان ما بدون آرايش از منزل خارج نميشوند و اين يك نقطه ضعف در كارنامه ماست و با اصل «جامعه محيط كار و كوشش است نه التذاذ جنسي» منافات دارد.
اقدام ديگر، نظارت بر توليد مانتو است. مانتو معمولا براي بيرون از منزل تهيه ميشود، پس مانتوي چسبان و كمر باريك به چه معني است؟ دولت حق دارد مانع فعاليت اين گونه توليديها شود.
اقدام ديگر ايجاد امكانات ورزشي و تفريحي ويژه بانوان است كه متاسفانه معمولا در طراحي ورزشگاهها و تفريحگاهها توجه لازم به آن نميشود و بعد از افتتاح متوجه ميشوند كه بايد جايي هم ويژه بانوان احداث ميشد و از روي اضطرار قسمتي را كه شرايط لازم را ندارد و گاه موجب اختلاط هم ميشود به آنها اختصاص ميدهند. وقتي اوقات فراغت دختران جوان پر شد كمتر به فكر دلبري و متوجه كردن قلبها به خود ميافتند.
كشور ما با انقلابي كه به پا كرد، و با تهديداتي كه اكنون متوجه اوست، نياز به جوانان مجاهد و جنگاور دارد. با اين وضع فرهنگي از تعداد اين جوانان كاسته خواهد شد زيرا هوسراني و عياشي با مجاهدت و مبارزه و سختي كشيدن سازگار نيست، گرچه بسياري از جوانان ما در هر شرايطي خود را حفظ مي كنند. بنابراين اگر ملاحظات سياسي را هم در نظر بگيريم، بايد جو كشور ما جو حماسه و مجاهدت و ايثار و فداكاري باشد نه جو شهوتراني و هواپرستي. داستان اندلس اسلامي (اسپانياي امروز) كه چگونه غربيها با ترويج بيبندوباري و هوسراني و به تعبير يكي از مستشرقين با شراب و زن، اين سرزمين را از دست مسلمانان خارج كردند، عبرت خوبي است. جالب است كه به تعبير امام علي عليه السلام دشمنان ما در باطل خود مجتمع و استوارند و ما در حق خود متفرق و سست. ژاك شيراك رئيس جمهور فرانسه چند سال پيش اعلام كرد كه با مخالفان منع حجاب بيرحمانه برخورد ميكنيم، ولي ما همچنان در بند اين هستيم كه اگر برنامهاي را براي مبارزه با بدحجابي اجرا كنيم عكسالعمل آمريكا و اروپا چه خواهد بود!
باري، اميدواريم كه با يك برنامه حساب شده، وضعيت پوشش جامعه خود را اصلاح و به الگوي اسلامي نزديك نماييم. هسته و محتواي انقلاب اسلامي امور معنوي و فرهنگي است والا سدسازي و پل سازي و عمران و آباداني كه آن نيز ضروري است و بدون آن مسائل معنوي نيز سامان نمييابد، امر مشترك ميان همه نظامهاي حكومتي و دولتهاست.


منم یکم موهام رو دادم بالا برا همین یکی از برادران دلاور بسیج به من گیر داد و همون جا طی یک عملیات شهادت طلبانه مو های منو داد پایین و منم ازش تشکر کردم و با هم کلی به اجنبی خندیدیم چون اجنبی به هدف خودش نرسید

