صفحه 2 از 23

ارسال شده: چهارشنبه ۲۹ فروردین ۱۳۸۶, ۱:۳۴ ب.ظ
توسط hossein_s89
13
under one's very nose=درست جلوي چشمان شخص


مثال : the witness told the court that the murder had been comitted under his very nose

ارسال شده: چهارشنبه ۲۹ فروردین ۱۳۸۶, ۶:۴۶ ب.ظ
توسط dewdrop
14 :

HAVE SOMEONE'S NUMBER
دست كسي را خواندن. از نيت كسي آگاه بودن
joe has been so friendly to me recently. but i have his number. He just needs my money.

ارسال شده: پنج‌شنبه ۳۰ فروردین ۱۳۸۶, ۷:۰۹ ق.ظ
توسط hossein_s89
15:

eat one's hat= اسم خود را عوض كردن


مثال : you are not studying hard enough. I'll eat my hat if you pass the test

ارسال شده: پنج‌شنبه ۳۰ فروردین ۱۳۸۶, ۲:۲۳ ب.ظ
توسط airplane
کاسه داغ تر از اش :razz: more catholic than the the pop

ارسال شده: پنج‌شنبه ۳۰ فروردین ۱۳۸۶, ۴:۴۲ ب.ظ
توسط dewdrop
airplane, عزيز لطفا شماره اصطلاح را بنويسيد و با مثال اراعه دهيد

17


GO FLY A KITE!
برو پي كارت! بزن به چاك!
stop bothering me! go fly a kite!

البته جديدا تو فيلم ها از Buzz off هم استفاده ميكنند

ارسال شده: پنج‌شنبه ۳۰ فروردین ۱۳۸۶, ۸:۵۴ ب.ظ
توسط hossein_s89
beat about the bush = حاشيه رفتن , طفره رفتن

مثال : stop beating about the bush. Anwer my question Frankly

ارسال شده: جمعه ۳۱ فروردین ۱۳۸۶, ۱۲:۴۵ ق.ظ
توسط Leila
give me 5 : بزن قدش ( براي توافق )
skido 23 : بزن بريم ( هواپس )
عدد 5 و 23 توي اين اصطلاحاي ما وجود داره

ارسال شده: جمعه ۳۱ فروردین ۱۳۸۶, ۳:۲۱ ق.ظ
توسط dewdrop
Leila, hossein_s89, عزيز مثل اينکه با هم توافق کرده بوديم با مثال اراعه بديم و شماره گذاري کنيم :-o :grin: :-) :razz:


20-


MONEY TALKS!
پول رو رو سنگ بذاري سنگ آب ميشه! پول حلال مشكلاته!‌پول حرف اول رو مي زنه!
ِDon't worry. I have a way of getting things done. Money talks!

ارسال شده: شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۱:۲۸ ق.ظ
توسط hossein_s89
21

rain cats and dogs = شرشر باران امدن , مثل دم اسب باران امدن

مثال: it's raining cats and dogs. yo will get all soacked the minute you step out

ارسال شده: شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۱:۳۱ ق.ظ
توسط Leila
اين اصطلاح مثال در خودش نهفته هست و اينكه هر چيزي كه نياز به مثال باشه براش مياريم

به مزاجم سازگار نيست: i,m not very keen on spicy food

ارسال شده: شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۶:۵۵ ب.ظ
توسط hossein_s89
:razz:
fishy = مشكوك

مثال : when he saw the intrance door open, he found something fishy

:razz:

ارسال شده: یک‌شنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۱:۰۸ ق.ظ
توسط Leila
در اصطلاح بالايي من اشتباها not رو kot تايپ كردم :-o

so long : خداحافظ

power to you elbow : خسته نباشيد