صفحه 2 از 9
ارسال شده: دوشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۲:۰۳ ب.ظ
توسط wolf156
زندگي ديگران
Das Leben der Anderen/The Lives of Others
نويسنده و کارگردان: فلوريان هنکل فون دونرسمارک. موسيقي: استفان موچا، گابريل يارد. مدير فيلمبرداري: هاگن بوگدانسکي. تدوين: پاتريشيا رومل. طراح صحنه: سيلکه بوهر. بازيگران: اولريش موهه[سروان گرد ويسلر]، مارتينا گدک[کريستا-ماريا زيلاند]، سباستين کخ[گئورگ درايمان]، اولريش توکور[سرهنگ دوم آنتون گروبيتز]، هانس يوئه بائر[پل هاوزر]، ولکمار کلينرت[آلبرت يرسکا]، ماتياس بره نر[کارل والنر]. ١٣٧ دقيقه. محصول ٢٠٠٦ آلمان. نامزد اسکار بهترين فيلم خارجي، برنده جايزه بهترين بازيگر مرد/موهه، بهترين کارگرداني و بهترين فيلمنامه از جوايز فيلم باواريا، برنده جايزه بهترين بازيگر/موهه، بهترين فيلم و بهترين فيلمنامه از مراسم فيلم اروپايي، برنده شش جايزه از مراسم فيلم آلماني، نامزد گلدن گلاب بهترين فيلم خارجي، برنده جايزه بهترين فيلم خارجي از مراسم Guldbagge، برنده جايزه تماشاگران از جشنوراه لوکارنو، برنده جايزه بهترين فيلم خارجي از انجمن منتقدان لس آنجلس، برنده جايزه مردم پسندترين فيلم از جشنواره ونکوور، برنده جايزه تماشاگران جشنواره ورشو و...
آلمان شرقي، اوايل دهه ١٩٨٠. گئورگ درايمان نمايشنامه نويسي موفق است که مدت هاست با هنرپيشه اي زيبا به نام کريستا ماريا زيلاند زندگي مشترکي دارد. کريستا هنرپيشه محبوب مردم و روشنفکران است که اغلب نقش اول نمايش هاي درايمان را نيز بازي مي کند تا اين که يک شب در نمايش افتتاحيه يکي از کارهاي آن دو، توجه وزير فرهنگ به کريستا جلب مي شود. اما کريستا اعتنايي به او نمي کند و همين امر وزير را خشمگين مي سازد. وزير از سرهنگ گروبيتز صاحب منصب اشتازي[سرويس اطلاعاتي آلمان شرقي] مي خواهد تا زندگي اين دو هنرمند را زير نظر بگيرد. گروبيتز نيز به نوبه خود زبده ترين مامور خود سروان ويسلر را مامور اين کار مي کند. ويسلر در تمامي آپارتمان درايمان و کريستا دستگاه هاي شنود و دوربين مخفي نصب کرده و بيست و چهار ساعته آنها را زير نظر مي گيرد. اما کم کم جذب زندگي اين دو و دنياي هنر و ادبيات مي شود. تا جايي که برخي کارهاي قابل مجازات آن دو را نيز ناديده مي گيرد. اما انتشار مقاله اي بدون امضا در اشپيگل درباره خودکشي يکي از نويسندگان آلمان شرقي همه چيز را به هم مي ريزد. مافوق هاي ويسلر از او مي خواهند کشف کنند آيا درايمان نقشي در نوشتن اين مقاله داشته يا خير؟ ويسلر سعي مي کند تا درايمان را تبرئه کند، اما گروبيتز با به دام انداختن کريستا پي به واقعيت مي برد. ولي در بازرسي خانه ماشين تحريري که تنها مدرک جرم درايمان است، يافت نمي شود و کريستا خودکشي مي کند. سال ها بعد از فروپاشي درايمان که پي به نقش ويسلر در نجات خود و بيگناهي کريستا برده کتاب خود با نام سمفوني انسان خوب را به او تقديم مي کند. اما از ديدارش چشم مي پوشد...
ارسال شده: دوشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۲:۰۸ ب.ظ
توسط wolf156
شنونده در شب
The Night Listener
کارگردان: پاتريک استتنر. فيلمنامه: آرميستيد مائوپين، تري اندرسون، پاتريک استتنر بر اساس رماني از آرميستيد مائوپين. موسيقي: پيتر ناشل. مدير فيلمبرداري: ليزا رينزلر. تدوين: اندي کاير. طراح صحنه: مايکل شاو. بازيگران: رابين ويليامز[گابريل نون]، توني کولت[دانا دي. لوگاند]، جو مورتون[اشي]، بابي کاناواله[جس]، روري کالکين[پيت دي. لوگاند]، ساندرا اوه[آنا]. ٩١ و ٨٢ دقيقه. محصول ٢٠٠٦ آمريکا.
گابريل نون نويسنده اي که به تازگي از محبوب خود جدا شده است، با قبول پيشنهاد ناشرش براي خواندن دست نوشته يک رمان با سرگذشت پر تلاطمي آشنا مي شود. اين رمان درباره پسر سيزده ساله اي به نام پيت لوگاند است که مورد تجاوز جنسي قرار گرفته است. گابريل تصميم مي گيرد پسرک را بيابد و با وي ارتباط برقرار کند. گابريل در مي يابد که پيت از سوي زني به نام دانا به فرزندي پذيرفته شده است. گابريل با پيت آشنا مي شود، اما پس از مدتي به اين فکر مي افتد که دانا شخصي خيالي است که پيت او را خلق کرده است. گابريل مي کوشد تا رازهاي پيرامون پيت و دانا را کشف کند، اما همزمان خاطرات دردناک گذشته خودش نيز به طرف او هجوم مي آورند.
ارسال شده: دوشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۲:۱۱ ب.ظ
توسط wolf156
مردان پرنده/خلبان ها
Flyboys
کارگردان: توني بيل. فيلمنامه: فيل سيرز، بليک تي. اوانز، ديويد اس. وارد بر اساس داستاني از بليک تي. اوانز. موسيقي: تره ور رابين، مدير فيلمبرداري: هنري براهام. تدوين: کريس بلوندن، ران راسن. طراح صحنه: چارلز وود. بازيگران: جيمز فرانکو[بلين راولينگز]، کريستين انهالت[هيگنز]، ، فيليپ وينچستر[ويليام جنسون]، ژان رنو[سروان تنالو]، مارتين هندرسون[ريد کسيدي]، عبدل ساليس[يوجين اسکينر]، جنيفر بکر[لوسينه]، تيلر لابين[بريجز لائوري]، ديويد اليسن[ادي بيگل]. ١٤٠ دقيقه. محصول ٢٠٠٦ فرانسه، آمريکا.
سال ١٩١٦. دومين سال جنگ جهاني اول که با شدت و خشونتي بي مانند ادامه دارد. گروهي از داوطلبان آمريکايي براي کمک به متفقين در برابر خلبان هاي آلماني اسکادراني ويژه تشکيل مي دهند. بلين راولينگز که مجبور به تخليه مزرعه موروثي خود در تکزاس شده، هيگينز که در خانواده اي نظامي متولد شده و در لزيون خارجي فرانسه نيز خدمت کرده و ويليام جنسون اهل نبراسکا که مي خواهد بر خلاف خواست پدر ثروتمند و قدرتمند خويش زندگي کند؛ در ميان اين داوطلبان هستند. آنها بايد براي غلبه بر ترس خود و زنده ماندن تن به نبردهاي سهمگين بدهند.
ارسال شده: دوشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۲:۲۰ ب.ظ
توسط wolf156
قطع / بريدن
Severance
کارگردان: کريستوفر اسميت. فيلمنامه: جيمز موران، کريستوفر اسميت. موسيقي: کريستين هنسون. مدير فيلمبرداري: اد وايلد. تدوين: استوارت گازارد. طراح صحنه: جان فرانکيش. بازيگران: تابي استيونس[هريس]، کلودي بليکلي[جيل]، اندي نايمن[گوردون]، بايو کيسي[بيلي]، تيم مک اينري[ريچارد]، لورا هريس[مگي]، دني داير[استيو]. ٩٠ دقيقه. محصول ٢٠٠٦ آلمان، انگلستان.
هفت کارمند و دوست که در دفتر فروش اروپايي يک شرکت توليد کننده اسلحه در انگلستان کار مي کنند، به خاطر نشان دادن رفتاري حرفه اي و بازده خوب پاداش دريافت مي کنند. اين پاداش سفري تفريحي در جنگل هاي مجارستان است. در اين سفر تفريحي قرار ست تا ضمن سرگرمي و تفريح همديگر را بيشتر بشناسند. اما جايي که در آن پا گذاشته اند به زودي زير سيطره کساني قرار مي گيرد که تشنه خون هستند. در اين جا ديگر قواعد و روابط محيط کار کاربردي ندارد، هر کس باهوش تر باشد از اين سفر تفريحي جان سالم به در خواهد برد....
ارسال شده: دوشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۲:۲۵ ب.ظ
توسط wolf156
چهارشنبه سوري
کارگردان: اصغر فرهادی
تهیه کننده: سیدجمال ساداتیان (بشرا فیلم)
بازیگران: هدیه تهرانی، حمید فرخ نژاد، ترانه علیدوستی، پانته آ بهرام، هومن سیدی، سحر دولتشاهی، مهران مهام، بهشاد شریفیان، جلال حد سراج پور
فیلمنامه: اصغر فرهادی، مانی حقیقی
مدیر فیلمبرداری: حسین جعفریان
تدوین: هایده صفی یاری
طراح صحنه و لباس: حسین مجد
طراح چهره پردازی: مهرداد میرکیانی
صدابردار: حسن زاهدی
عکاس: امیر عابدی
ارسال شده: دوشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۳:۵۵ ب.ظ
توسط wolf156
I AM A SEX ADDICT
من یک معتاد به س__ک____س هستم
کارگردان :کاوه زاهدی - تهیهکننده :توماس لوگرچی ،گرِگ وتکینز ،کاوه زاهدی - نویسنده :کاوه زاهدی - بازیگران :کاوه زاهدی ، ربکا لرد
موسیقی: هیلاری سولداتی - فیلمبرداری :گرِگ وتکینز - تدوین: توماس لوگرچی ،کاوه زاهدی
توزیعکننده آی اف سی فیلمز
انتشار ۲۰۰۵ (میلادی)
مدت ۹۸ دقیقه
زبان انگلیسی
کشور ایالات متحده امریکا
فیلم با مایههای کمیک و به روشی نیمه مستند، اعتیاد کارگردان (که در فیلم نقش خودش را ایفا میکند) به س__ک____س و تأثیر آن بر زندگی و روابط عاطفی و کار فیلمسازی او در دهههای دوم و سوم عمرش بیان میکند.
زاهدی در این فیلم با صداقتی تکاندهنده و با استفاده از تکنیکهای فیلم مستند (صدای راوی، تصویرسازی کامپیوتری، ...) الگوهای زندگی یک معتاد ـ دلیلتراشی، تصمیم به ترک، شکستن قول ـ را به تصویر میکشد. گنجاندن جزئیاتی در مورد ساخت فیلم از قبیل زندگی بعضی بازیگران، و قسمتهایی از فیلمهای خانگی زاهدی از زنانی که با آنها رابطه داشته، سبب باورپذیرتر شدن فیلم میشود.
ارسال شده: دوشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۴:۰۷ ب.ظ
توسط wolf156
The Interpreter
مترجم
کارگردان: سیدنی پولاک - تهیه کننده: سیدنی پولاک ،ج. مک براون ،آنتونی مینگلا
نویسندگان: چارلز راندولف ،اسکات فرانک ،استیون زیلیان - بازیگران: شان پن (توبین کلر) ،نیکول کیدمن (سیلویا بروم) ،کاترین کینر ،جسپر کریستنسن
فیلمبرداری: داریوش خنجی - تدوین: ویلیام استین کمپ
طراح صحنه: جان هوتمن -موسیقی: جیمز نیوتن هاوارد
عرضه کننده: استودیو یونیورسال (Universal Studios)
تاریخ عرضه: آوریل ۲۰۰۵ - زمان: ۱۲۸ دقیقه - زبان: انگلیسی
سیلویا بروم که متولد آفریقاست به عنوان مترجم شفاهی در سازمان ملل متحدد خدمت میکند روزی او به طور تصادفی و ناخواسته مکالمهای را میشنود که در آن یک رهبر آفریقایی که قرار است در مجمع عمومی سازمان ملل سخنرانی کند تهدید به قتل میشود این مکالمه به زبانی ادا میشود که عده بسیار محدودی از جمله سیلویا به آن اشراف دارند شنیدن این مکالمه باعث میشود تا زندگی سیلویا به طور جدی به مخاطره بیفتد تروریست ها متوجه میشوند که سیلویا از نقشه آنها با خبر شده است و در نتیجه در صدد از بین بردن او بر می آیند سیلویا مایوسانه به دنبال راهی برای خنثی کردن نقشه آنها و نیز نجات خود می گردد البته یافتن فردی که ادعای او را مبنی بر جریان تهدید به قتل باور کند دشوار است. یک مامور امنیتی فدرال به نام توبین کلر مامور حفاظت از جان سیلویا میشود و اعتماد چندانی به گفتههای سیلویا ندارد و معتقد است او همه حقیقت ماجرا را نمیگوید.او به سیلویا ظنین میشود و حتی حدس میزند که سیلویا هم جزو تیم تروریست هاست. توبین که گذشتهای رنج آلود دارد و تقریباً یک فرد شکست خورده است به همراه سیلویا مبارزهای را آغاز میکند که ممکن است به قیمت جان او و سیلویا تمام شود سیلویا و توبین در دو جایگاه متفاوت قرار دارند و از دو منظر متفاوت به زندگی نگاه میکنند. یکی مترجم سازمان ملل و به قدرت و اصالت واژهها اعتقاد دارد و دیگری یک مامور مخفی امنیتی است که ارزش چندانی برای گفتههای دیگران قائل نیست و در عوض سعی میکند با تفسیر رفتارهای اشخاص پی به افکار آنها ببرد آنها باید پیش از آنکه خیلی دیر شود یک بحران بین المللی را مهار کنند.آنها ضمن تعقیب و گریزهایشان به شناخت جدیدی از هم می رسند و حس میکنند که واقعا به یکدیگر نیاز دارند.
ارسال شده: دوشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۴:۱۲ ب.ظ
توسط wolf156
آقا و خانم اسمیت
Mr. & Mrs. Smith
کارگردان: دوگ لیمن - تهیه کننده: آکیوا گلدزمن - نویسنده: سیمون کینبرگ - موسیقی: جان پاول
بازیگران: براد پیت (جان اسمیت) ،آنجلینا جولی (جین اسمیت) ،آدام برادی (بنجامین دانز) ، کری واشنگتن (ادی)
عرضه کننده: فاکس قرن بیستم (20th Century Fox) - تاریخ عرضه: ۱۰ ژوئن ۲۰۰۵ - زمان: ۱۲۰ دقیقه - زبان: انگلیسی
جان و جین اسمیت برای رد گم کردن و برای این که به عنوان مظنون در یک بمب گذاری در بوگوتای کلمبیا دستگیر نشوند به شکل مصلحتی با هم ازدواج میکنند و بعد تصمیم میگیرند با هم زندگی کنند اما رابطه آنها به زودی به سردی میگراید.آنها در جلسات مشاوره خانواده شرکت میکنند اما نمیتوانند دلیل مشکلاتشان را کشف کنند در ادامه ما متوجه میشویم که جان و جین دو قاتل حرفهای هستند و در استفاده از انواع اسلحه ها متبحرند. سازمانهایی که هرکدام از آن دو را استخدام کردهاند رقیب و دشمن همدیگر هستند و جان و جین نیز از حرفه یکدیگر خبر ندارند. آنها به طور جداگانه مامور میشوند تا یک شاهد را که شدیدا مورد محافظت است به قتل برسانند. آن دو هم زمان و بی خبر از یکدیگر دست به عملیات میزنند و در نتیجه نقشههای یکدیگر را خنثی میکنند اما هر دو پی به هویت یکدیگر میبرند هر کدام از آن دو فکر میکنند که دیگری برای سرپوش گذاشتن بر اعمال تبهکارانه خود دست به ازدواج زده است. به هر کدام از آن دو دستور داده میشود تا دیگری را ظرف ۴۸ ساعت نابود کند. طی یک تیراندازی سنگین آنها به طور سطحی زخمی میشوند و خانه شان نیز ویران میشود. اما علاقه آن دو به هم مانع این میشود که همدیگر را به قتل برسانند. صبح روز بعد آدمکش های هر دو سازمان به سراغ جان و جین اسمیت میآیند تا آنها را به قتل برسانند. جان و جین موفق میشوند شاهدی را که قبلا در صدد کشتنش بودند اسیر کنند. اما در نهایت تعجب در مییابند که این شاهد تنها یک طعمه بوده و مسئولان دو سازمان تبهکاری از ابتدا میخواستند کاری کنند که جان و جین همدیگر را بکشند سرانجام جان و جین موفق میشوند تا تمام تبهکاران را نابود کنند بعد از اتمام این ماجراها آنها حس تازهای نسبت به یکدیگر پیدا میکنند.
ارسال شده: دوشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۴:۱۷ ب.ظ
توسط wolf156
Braveheart
شجاع دل
کارگردان: مل گیبسون - تهیهکننده: بروس داوی ،مل گیبسون ،جونیور آلن لد - نویسنده: رندل والاس
بازیگران: مل گیبسون (ویلیام والاس) ،سوفی مارکیو (ایزابل) ،پاتریک مکگوهان (پادشاه ادوارد اول)
عرضه کننده: فاکس قرن بیستم (20th Century Fox) ،پارامونت پیکچرز ( Paramount Pictures)
تاریخ عرضه: ۲۴ می۱۹۹۵ - زمان: ۱۷۷ دقیقه - زبان: انگلیسی
ویلیام والاس در سال ۱۲۷۶ در روستای ایرشایر در اسکاتلند به دنیا آمد در آن روزها شاه الکساندر سوم بیش از ۲۰ سال بود که بر این سرزمین فرمانروایی میکرد. سبک و سیاق او در فرمانروایی به گونهای بود که ثبات اقتصادی و صلح را برقرار و سلطه طلبی همیشگی انگلیسیها را به راحتی دفع کرده بود. در سال ۱۲۸۶ الکساندر در حین سوارکاری از اسبش به زمین افتاد و جان سپرد و بزرگان اسکاتلند، نوه ۴ساله او به نام «مارگارت» -که امروز از او با عنوان «بانوی نروژ» یاد میشود- را به عنوان ملکه اسکاتلند اعلام کردند و مقرر شد تا رسیدن او به سن قانونی مشاورین پدربزرگ فقیدش اداره مملکت را به عهده گیرند. مارگارت در سال ۱۲۹۰ در حالی که ۸ ساله بود طی سفری از نروژ به سوی اسکاتلند بیمار شد و جان داد. لردهای اسکاتلند برای جلوگیری از ایجاد بی نظمی و اغتشاش تصمیم به ایجاد حکومتی مستقل برای اسکاتلند گرفتند و بدین منظور از شاه ادوارد اول به واسطه حکومت موفقش دعوت کردند تا برای نیل به این هدف راهنمایی شان کند اما وقتی برای استقبال او رفتند با ارتش عظیمی از انگلستان مواجه شدند و بدین ترتیب سلطه انگلیسیها بر سرزمین اسکاتلند آغاز شد. ویلیام والاس در چنین شرایطی دوران کودکی خود را گذراند و با کینه انگلیسیها بزرگ شد. مطابق افسانههای محلی ایر شایر والاس اولین بار بر سر ماهیگیری با سربازان انگلیسی درگیر شد که در نتیجه آن دو تن از نظامیان انگلیسی را به قتل رساند و مقامات انگلیسی بلافاصله دستور دستگیری او را صادر کردند. بسیاری این واقعه را ناشی از کینه عمیق والاس از انگلیسیهایی میدانستند که در سال ۱۲۹۱ پدر و برادر بزرگتر او را کشته بودند. کشته شدن نامزد والاس به دست انگلیسیها خشم والاس را برمی انگیزد. در ۱۱ سپتامبر ۱۲۹۷ والاس که به ارتش شورشیهای «آندره دو مورای» پیوسته بود در نبرد «استرلینگ بریج» به پیروزی وسیعی دست یافت و سربازان «دوماری» که از داشتن فرماندهای چون «والاس» سرمست بودند به راحتی بر ۳۰۰ سواره نظام و ۱۰ هزار پیاده نظام انگلیسی چیره شدند. یک سال بعد در ۲۵ ژوئن ،۱۲۹۸ نبردی دیگر به نام «فالکیرک» رخ داد و «والاس» با تکیه بر هوش سرشار خود از دام ارتش انگلستان به سلامت گریخت. در این زمان اختلاف وسیعی بین سران نیروهای انقلابی درگرفته بود و سپتامبر همان سال «والاس» تصمیم به استعفا و سپردن سکان به «رابرت بروس» گرفت. او پس از استعفا به فعالیتهای صلح طلبانه پرداخت و مدتی را نیز برای انجام یک ماموریت دیپلماتیک در فرانسه گذراند گواینکه بسیاری اعتقاد دارند دلیل اقامت او در فرانسه چیزی جز این بودهاست. در ۵ اوت ۱۳۰۵ «سر ویلیام والاس» که دستگیریاش دیگر ناممکن مینمود به دست شوالیهای به نام «ژان دو منته» دستگیر و به اردوگاه سربازان انگلیسی در منطقهای نزدیک شهر گلاسکو منتقل شد. او که دولتمردان «پادشاه یاغیها» میخواندنش طی محاکمهای مجرم شناخته شد و به مرگ با چوبه دار محکوم شد که با مخالفت «والاس» مواجه شد و ترجیح داد با گیوتین اعدام شود. پس از آنکه سر او را از بدنش جدا کردند پیکر او را قطعه قطعه کردند و هر قطعه را به گوشهای از خاک اسکاتلند بردند تا مایه عبرت سایر انقلابیون شود.
ارسال شده: دوشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۴:۲۴ ب.ظ
توسط wolf156
پري
نویسنده وكارگردان: داریوش مهرجویی
بازیگران: نیکی کریمی، خسرو شکیبایی، علی مصفا، توران مهرزاد، فرهاد جم، پارسا پیروزفر، ژانت آوانسیان، محمدرضا شریفینیا، ژاله علو، کیوان رستمینژاد، امیرحسین شریفی
موسیقی: کیوان جهانشاهی - فیلمبرداری: علیرضا زریندست - تدوین: حسن حسندوست
اکران: ۱۳۷۳ - زبان: فارسی
پری (بازیگر این نقش در فیلم: نیکی کریمی)، دختری جوان و دانشجوی رشتهی ادبیات است که با خواندن کتاب سبز کوچکی در بارهی سلوک عارف گمنامی در قرن پنجم، دچار تحولات فکری میشود. کتاب به برادر بزرگتر پری - اسد - تعلق دارد که در حادثهی آتشسوزی کلبهاش درگذشته است. پری برادر دیگری نیز دارد که میکوشد او را از پریشانی برهاند.
ارسال شده: سهشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۹:۰۷ ب.ظ
توسط wolf156
زمان
Time
نويسنده و کارگردان: کيم کي دوک. موسيقي: هيونگ- وو نوه. مدير فيلمبرداري: يونگ-موو سونگ. تدوين: کيم کي دوک. طراح صحنه: کيون-وو چويي. بازيگران: يونگ-وو ها[جي-وو]، جي-يئون پارک[سه-هه]، هيئون-آ سئونگ[سي-هيويي]. ٩٧ دقيقه. محصول ٢٠٠٦ ژاپن، کره جنوبي. برنده پلاک جشنواره شيکاگو.
سه هه که از رفتار معشوق خود جي وو و توجه وي به زنان ديگر خسته شده، مي پندارد که دليل اصلي اين اتفاق سرخوردگي جي وو از ديدن چهره اي ثابت و يکنواخت است. از اين رو تصميم مي گيرد تا در سايه پيشرفت هاي تکنولوزيک سال هاي آغازين قرن بيست و يکم در زمينه جراحي پلاستيک، رابطه عاشقانه شان را رنگ و رويي تازه ببخشد. اما مشکل اينجاست که شش ماه زمان لازم است تا جاي زخم هاي چاقوي جراحي التيام بيابد و اين براي جي وو مدت کوتاهي نيست. سه هه بعد از عمل، شش ماه ناپديد مي شود و جي وو شروع به قرار گذاشتن با زنان ديگر مي کند، اما همه اين قرارها به ناکامي ختم مي شود تا اين که شش ماه بعد او با سي هيويي، دختري که در يک قهوه فروشي پيشخدمت مي کند و نامش به سه هه شبيه است آشنا مي شود...
ارسال شده: سهشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۹:۳۰ ب.ظ
توسط wolf156
پليس خوب، پليس بد
Bon Cop, Bad Cop
کارگردان: اريک کانوئل. فيلمنامه: پاتريک هورد، کوين تيرني، ليلا باسين، الکس اپستاين. مدير فيلمبرداري: بروس شون. تدوين: ژان فرانسوا برگرون. طراح صحنه: ژان بکوته. بازيگران: پاتريک هورد[ديويد بوشار]، کولم فيوره[مارتين وارد]، لوسي لوريه[سوزي]، سارا ژان لابروس[گابريل]، سارين بويلان[ايريس وارد]، لويي ژوزه هوده[جف]، پاتريس بلانژه[قاتل]. ١١٦ دقيقه. محصول ٢٠٠٦ کانادا.
جسدي در مرز دو ايالت کبک و انتاريو پيدا مي شود. دو مامور پليس محلي از دو ايالت در سر صحنه کشف جسد حاضر مي شوند. ديويد بوشار از بخش فرانسوي زبان و مارتين وارد از بخش انگليسي زبان و هر دو معتقدند که پرونده متعلق به ديگري است، چون نيمي از جسد در آن سوي خط مرزي قرار دارد. مافوق هاي آنها تصميم مي گيرند تا اين پرونده توسط هر دوي آنها حل شود و دو مامور پليس ناجور به شکل ناخواسته همکار مي شوند. به زودي جسد دوم يافت مي شود که مانند جسد قبلي، پيش از کشتن روي آرنج وي خالکوبي شده است. به زودي سرنخ ها يافت شده آن دو را به مردي روان پريش و همکار غول پيکرش جف مي رساند که با کشتن گردانندگان ليگ هاکي روي يخ در صدد انتقام گرفتن از آنهاست. ولي زماني که دختر بوشارد گروگان گرفته مي شود و جف سر وقت خانواده وارد مي رود، پرونده شکلي خصوصي پيدا مي کند.