صفحه 2 از 4
ارسال شده: جمعه ۴ خرداد ۱۳۸۶, ۹:۲۵ ب.ظ
توسط zector
1- اگر محیط تغییر نکند
2- جاندار نیازی به تغییر نداشته باشد یعنی همان کارایی را در محیط های مختلف داشته باشد.
مثلا" جدیدا" ماهی هایی در اعماق اقیانوس پیدا شده اند که فکر می کردند 100 میلیون سال پیش منقرض شده اند . از آنجایی که آنها تفاوت زیادی با فسیل های 100 میلیون سال پیش خود نداشتند به آنها فسیل زنده گویند.
للینید توضیح این مساله کمی مشکل است. شما را رجوع می دهم به زیست شناسی پیش دانشگاهی. در آنجا به طور کامل در این مورد (تکامل) بحث شده است.
توضیح بیشتر از گنجایش پست من خارج است.
ارسال شده: جمعه ۴ خرداد ۱۳۸۶, ۱۱:۰۴ ب.ظ
توسط mann
طبق اطلاعات من محيط تغيير ميکند و در بالا اشاره کردم اين بحث علمي است اگر جواب قانع کنده داريد بنويسيد
ماهم استفاده کنيم اگر نداريد همون درس پيش دانشگاهي مربوط را بنويسيد چون من دست رسي ندارم به اين کتاب
چون اصلا هنرستان پيش ذانشگاهي ندارد

ممنون مي شوم

ارسال شده: جمعه ۴ خرداد ۱۳۸۶, ۱۱:۳۴ ب.ظ
توسط osilatoria
mann, سوال شما دقیقا چیه ؟
ارسال شده: شنبه ۵ خرداد ۱۳۸۶, ۱۲:۲۴ ق.ظ
توسط mann
مو جوداتي که به آنها فسيل زنده گفته مي شود( و دقيقا شبيه فسيل هاي پيدا شده متعلق
به سي تا هفتاد ميليون سال پيش هستند) چرا طبق نظريه تکامل تکامل نيافتند ؟
آيا اين گواه بر اشتباه بودن اين نظريه نيست؟ با توجه به اصل تغيير زمين در اعصار مختلف
سوال دقيقا اين است و از نظر من اين نظريه براي کسانيکه عقايد سکولار دارند مناسب است لازم به ذکر است
که در دوران قبل فروپاشي شوروي اين نظريه مهمترين حرف کمنيست ها براي رواج تفکراتشان بود
در جلسات في مابين کمنيستها و امپرياليست اهرم مناسبي نيز بود چون مسيحيان نه تنها نمي توانستند هيچ مثال عيني يا علمي ارايه کنند تا اين که فزيک دانان توانستند اثبات کنند اگر در معادلات فيزيک يک نظم کلي ونيروي جهت دهنده را در نظر نگيريم اين معادله نه تنها بي معني است بلکه بي جواب نيز هست پس يک نيروي کلي بر خصوصيات و قوانين فيزيکي جهان حاکم است که اين نيرو جز خداوند چيز ديگري نيست
ارسال شده: شنبه ۵ خرداد ۱۳۸۶, ۱۲:۴۱ ق.ظ
توسط osilatoria
مو جوداتي که به آنها فسيل زنده گفته مي شود( و دقيقا شبيه فسيل هاي پيدا شده متعلق
به سي تا هفتاد ميليون سال پيش هستند) چرا طبق نظريه تکامل تکامل نيافتند ؟
بر اساس نظریه ی داروین تغییر در گونه ها زمانی اتفاق میفته که محیط دچار تغییر میشه . افراد یک گونه هم به طور طبیعی دارای گوناگونی هستند . حالا اونهایی که با محیط تطابق دارن میتونن ژن های خودشون رو به نسل بعد منتقل کنن و حفظ میشن اما اونهایی که با محیط تطابق ندارن از بین میرن و به این سیر میگن انتخاب طبیعی . حالا اگر محیط تغییر نکنه افرادی که در گونه دچار تغییر شدن از بین میرن و نمونه اولیه ژن های خودش رو به نسل بعد منتقل میکنه چون دیگه نیازی به تغییر گونه برای سازگاری با محیط نیست چون محیط تغییری نکرده .
این مثال شما به هیچ وجه نظریه داروین رو رد نمیکنه بلکه نشون میده این نظریه چقدر جامع هست که برای همه نمونه ها توجیه منطقی و علمی داره .
که در دوران قبل فروپاشي شوروي اين نظريه مهمترين حرف کمنيست ها براي رواج تفکراتشان بود
جالبه که بدونید داروین یک فرد مذهبی بوده و این نظریه رو صرفا به عنوان یک نظریه علمی مطرح کرده حالا اگر گروه خاصی پیرو این نظریه شدن و خواستن توسط اون به اهداف شون برسن مثل ماتریالست ها ایرادی بر نظریه ی داروین وارد نمیکنه .
ارسال شده: شنبه ۵ خرداد ۱۳۸۶, ۱:۴۱ ق.ظ
توسط Saeid12345
من که حوصله نداشتم اين مطالب رو بخونم ولي يک نکته را ميدانم و ان اين است که حتي اگر نظريه تکامل درست باشد در مورد انسان صادق نيست چون ما اصلا از اين دنيا نيستيم و به نوعي داريم دوران تبعيدي خود را سپري ميکنيم.

ارسال شده: شنبه ۵ خرداد ۱۳۸۶, ۷:۵۰ ق.ظ
توسط KingArash
بايد بگم که اين تغييراتي که دوستان در مورد مثلاً صحراي نوادا و فسيلاش گفتن چيزي نيست که مال ديروز يا
پريشب باشه!! تغييراتي در اين وسعت در اثر تغييرات جهاني سطح آب درياها ( ائوستازي ) انجام ميشن که يک
پروسه زماني چند ميليون تا چند صد ميليون سال رو در بر مي گيرن!! يعني اينطور نيست که دريا به موجوداتش
بگه : محکم بشينين ميخوايم تغيير کنيم!!!! به عبارت ديگه يه فاصله زماني چند ده ميليون سالي براي يه موجود
و سيستم بدنيش کافيه که يا خودش رو با شرايط جديد وفق بده يا اينکه از سيستم حذف بشه، تغيير در شرايط
مثلاً دريايي که در نوادا بوده هم نياز به اين نداره که فلان موجود حتماً تکامل حاصل کنه و مثلاً يه موجود دريايي
تبديل به موجود بياباني بشه!! در بسياري از موارد يه مهاجرت ساده و يافتن جاي مناسبتر راه حل قضيه است!
اما طرف ديگه قضيه موجودات ديگري هستند نظير يک نوع ماهي که فقط در ّآبهاي غارهاي تاريک زندگي مي کنه
و جاي چشماش دقيقاً مشخصه ولي چشم نداره!! اين ديگه دقيقاً نشون ميده که اين موجود ابتدا داراي چشم
بوده ولي بتدريج در طول ميليون ها سال عدم کارايي اين عضو مشخص شده و بتدريج حذف شده و بجاش سنسورهاي
بسيار قوي مربوط به حس لامسه در موجود رشد کرده اند، خوب مشخصه که شما نمي تونيد فسيل مريوط به
قسمت مياني اين تحولات ( حذف چشم و رشد لامسه ) رو پيدا کنيد! چون فسيل شدن فقط خاص قسمت هاي
سخت موجود و تازه اونهم در شرايطي خيلي خاصه، و بهتره بگم فسيل شدن يک اتفاق نادره و اينطوري نيست
که هرکي مرد و افتاد رو زمين حتماً فسيل ميشه!! پس نبايد انتظار يافتن هر حلقه مفقوده اي رو داشته باشيم
زياد وارد بحث علمي و اصطلاحات قلمبه سلمبه نميشم فقط يه مثال ساده مي زنم:
هممون انسان هستيم و داراي خلقت مشترک، پس چرا من نوعي نمي تونم حتي براي دو قدم روي آسفالت
تميز راه برم ولي يه بومي آفريقا و يا آمازون حتي صد کيلومتر رو زمين پر از انواع چيزهاي برنده طبيعي راه ميره
که اگه ما دوقدم روش راه بريم بايد 3 ماه بستري بشيم؟؟؟ جواب خيلي سادست : شرايط طبيعي و اينکه در
چنين شرايطي پاي اون بابا يا مجبوره که ضخامت لايه شاخي پوست کف پا رو افزايش بده و به زندگيش برسه
يا اينکه منتظر کمک هاي انساندوستانه سازمان ضد ملل متحد براي ارسال کفش اسپرت باشه که در اينصورت
مرگش حتميه! و خوب مورد اول رو. انتخاب ميکنه و اين يعني انتخاب طبيعي و هيچ نيازي هم به فسيل و غيره
نداره!!
ارسال شده: شنبه ۵ خرداد ۱۳۸۶, ۱۰:۲۵ ق.ظ
توسط mann
دوست عزيز
حتي اگر به طور صد در صد هم نظريه به وجود آمدن موجودات پيچيده از موجودات تک ياخته يا تک سلولي ثابت شود
باز هم اين موضوع که خود موجودات تک سلولي چندان هم ساده نيستند باقي مي ماند
اما سوال اصلي اين نيست
سوال اصلي اين است که خود موجودات تک سلولي اوليه از کجا امده اند؟ از فضا يا زمان؟

ارسال شده: شنبه ۵ خرداد ۱۳۸۶, ۱۰:۳۲ ق.ظ
توسط mann
به هر حال ابهام هميشه وجود دارد و اين نظريه همه چيز را توضيح نمي دهد پس يا غلط است يا..............
يا ناقص.....يا کذب .....
اگر حيات به طور اتفاقي پديد آمده باشد پس در زمان حال نيز امکان پديد آمدن موجودات تک سلولي ساده
وجود دارد اما موجودات تک سلولي هم نمي توانند به اندازه يک ويروس ساده باشند
ويروس يک پوسته است با يک رشته ژن درون پوسته که در واقع حيات ندارد اما وجودش به وجود حيات نيازمند چون از طريق يک سلول زنده توليد مثل مي کند

ارسال شده: شنبه ۵ خرداد ۱۳۸۶, ۱۰:۴۵ ق.ظ
توسط mann
در بسياري از موارد يه مهاجرت ساده و يافتن جاي مناسبتر راه حل قضيه است!
اما طرف ديگه قضيه موجودات ديگري هستند نظير يک نوع ماهي که فقط در ّآبهاي غارهاي تاريک زندگي مي کنه
و جاي چشماش دقيقاً مشخصه ولي چشم نداره!!
اما در مورد مهاجرت يا سفر

خود مهاجرت از کجا ناشي مي شود ومثلا پرندگان از کجا مي فهمند مهاجرت کنند
1-چه طور موجودات اعماق اقيانوس به فکر مهاجرت افتادند؟
2- اين غريزه در حيوانات از کجا امده و نسل به نصل منتقل شده؟
3- ايا مي توان در ساختار ژنتيکي پرندگان ردي از عوامل مهاجرت پيدا کرد؟
4- مي توان گفت ژنتيک حافظه را منتقل مي کند؟
ارسال شده: شنبه ۵ خرداد ۱۳۸۶, ۱۱:۱۴ ق.ظ
توسط mann
اما اون طرف قضيه
من دقيقا با تکامل مخالف نيستم بلکه معتقدم تکامل موجود دريايي با موجودات خشکي تفاوت دارد
در واقع اين نظريه را ناقص مي دانم
اين تغييرات ظاهري يعني وجود کاسه چشم بدون چشم ممکن است به دليل نوعي انتخاب در ژنيک اتفاق افتاده باشه
مثلا در کنيا ناحيه اي وجود دارد که بيشترين قهرمانان دو استقامت را تحويل دنيا داده است آيا اين موضوع به صورت مادر زاد در وجود آن مردم وجود دارد؟ در اثر توجه و تمرين ژن مربوطه بيدار شده و در طول20-30 به جوانان اين ناحيه منتقل شده
اما در کل هيچ تغيير فاحشي در سيستم بدني اين افراد مشاحده نشده و تنها سيستم داخلي بدن بهتر اکسيژن را منتقل
مي کند باز هم در اين ارگان هاي داخلي هيچ تغيير فاحشي مشاهده نمي شود اما اگر اين روند ادامه پيدا کند ممکن است به ايجاد تغييرات ظاهري منجر شود اما موقتي
يعني اگر مردم آن ناحيه ديگر براي شرکت در مسابقات تمرين نکند اين تغييرات از بين ميرود و به حالت اوليه برقرار مي گردد
يعني اگر ار ژن مورد نظر کار بکشي مجبور به فعاليت مي شود اگر کار نکشي دوباره غير فعال مي گردد و هميشگي نيست
اين نوع ژن ها هميشه کم فعال هستند دليل ان را بعدا توضيح مي دهم
در نهايت چون ماهي از چشم استفاده نکرده ژن مربوطه از کار افتاده اما از بين نرفته يعني امکان دارد چشم دوباره رشدکند

ارسال شده: شنبه ۵ خرداد ۱۳۸۶, ۱۱:۱۶ ق.ظ
توسط Sardar
کسي جواب منو نداد
نحوه روي کار آمدن موجودات زنده از تقسيم به نر و ماده و تولید مثل به آن شکل؟