صفحه 2 از 5
ارسال شده: پنجشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸۶, ۹:۰۰ ب.ظ
توسط sinashez
البته اين يه نمونه واسه گستردگي ادبيات ترکي هستش. نمونه هاي ديگري هم ميشه رو کرد.

ارسال شده: پنجشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸۶, ۹:۲۵ ب.ظ
توسط hosein_fisher
سوال: کي ميتونه بگه معادل فارسي "داشلاندي" چيه؟
همانند سنگ سفت شد
هر کس موافقه براي اين تقاضا، يه نقل قولي بزنه و موافقت خودشو اعلام کنه
موافقم گارداش
زبان آذري بهترين زبان براي دادن احساسات چه شاد چه غمگين زبان آذري هست......

ارسال شده: پنجشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸۶, ۱۰:۵۰ ب.ظ
توسط KingArash
hosein_fisher نوشته شده:سوال: کي ميتونه بگه معادل فارسي "داشلاندي" چيه؟
همانند سنگ سفت شد
متاسفم !! ولی معنی این کلمه " سنگ شدن" نیست!! این کلمه به مفهوم پرت شدن یا ریختن اتفاقی یا حالا هرچی تو
مایه ها روی یه چیز دیگست. مثلاً :
چای اوستومه داشلاندی! ( معنی این جمله این نیست که چای روی لباسم تبدیل به سنگ شد!! -معنیش اینه که یه
مقدار چایی روی لباسم ریخت )
و یا این جمله که مادرا روزی 10000000 مرتبه به بچه های شیطونشون موقع خوردن مایعات بخصوص انواع رنگی اونا
میگن :
گوزله لیباسووا داشلانماسین ( مواظب باش رو لباسات نریزه !! )
مرسی

ارسال شده: پنجشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸۶, ۱۰:۵۸ ب.ظ
توسط osilatoria
من یه فارس هستم و خیلی دوست دارم ترکی باد بگیرم . اگر میشه از حرف های روزمره شروع کنین .

ارسال شده: جمعه ۱ تیر ۱۳۸۶, ۶:۵۰ ق.ظ
توسط ASHK HIKAYESI
خوب !
حالا من میخوام ببینم کی میتونه برای این عبارت معادل فارسی پیدا کنه ؟!
دیرماشماخ !
( پیشیه کیمین دیرماشماخ ! )

ارسال شده: جمعه ۱ تیر ۱۳۸۶, ۸:۳۷ ق.ظ
توسط KingArash
AB@N نوشته شده:خوب !
حالا من میخوام ببینم کی میتونه برای این عبارت معادل فارسی پیدا کنه ؟!
دیرماشماخ !( پیشیه کیمین دیرماشماخ ! )

به درگیر شدن فیزیکی با یه جسم به قصد بالا رفتن از اون جسم " دیرماشماخ " می گن. مثلاً :
داغا دیرماشماخ! به معنی بالا رفتن از کوه، منتهی به صورت جست و چابک.
شاید بشه از همین کلمه "جستن" به عنوان معادل استفاده کرد.
در ضمن دوستان توجه کنند که برای خیلی از لغات واقعاً نمی شه معادل کلمه ای پیدا کرد و در واقع معادلش
یه جمله میشه!
دوست عزیزی که خواستن این زبان از اول آموزش داده بشه، به نظر من آموزش زبان رو به دو روش میشه
انجام داد:
1.توسط کسی که متخصص اون زبان هستش و آموزش سیستماتیک اون زبان رو بلد هستش
2.قرار گرفتن در محیط اون زبان- که اکثر ماها به خاطر قرار گرفتن در محیط این زبان رو بلدیم و در نتیجه
از آموزشش عاجز، ولی اگه از بچه ها اگه کسی مورد اول رو بلد باشه خیلی خوشحال میشیم که
چیزی یاد بگیریم.
در نهایت از مسئولین محترم سایت و همچنین کاربرای فهیمش واقعاً تشکر میکنم به خاطر فضای سنگین
و محترمانه و در عین حال دوستانه سایت، چندین بار تو سایت های دیگه دیدم که همچین تاپیک هایی عنوان
شده و پس از چندین روز تبدیل شده به مسخره بازی و توهین هموطنان به همدیگه، پس چنین فضایی واقعاً
جای تشکر داره، ممنون

ارسال شده: جمعه ۱ تیر ۱۳۸۶, ۱۰:۲۱ ق.ظ
توسط کفير
من خيلي دوست دارم با زبان هموطنان آذري آشنا بشوم و خوشحال مي شود اين تاپيک ايجاد شود
ارسال شده: جمعه ۱ تیر ۱۳۸۶, ۱۱:۰۲ ق.ظ
توسط achachi98
فقط دوستان داشلاندي تلفظ صحيحش يا داشده(dashde) ؟
چون ماها داشده يا داشته مي گين نه داشلاندي

ارسال شده: جمعه ۱ تیر ۱۳۸۶, ۱۱:۳۰ ق.ظ
توسط dewdrop
ارسال شده: جمعه ۱ تیر ۱۳۸۶, ۱۲:۱۳ ب.ظ
توسط KingArash
sahar2006 نوشته شده:فقط دوستان داشلاندي تلفظ صحيحش يا داشده(dashde) ؟
چون ماها داشده يا داشته مي گين نه داشلاندي

نمی دونم اینی که دارم می گم درسته یا نه ولی :
" داشتی " یعنی اینکه یه چیزی مثلاً سر رفت : مثل اینکه بگیم : " سوت داشتی " یعنی شیر جوشید و از ظرفش
بیرون ریخت، ولی " داشلاندی " یعنی اینکه یه چیزی روی یه چیز دیگه می ریزه البته بصورت سهوی. مثلاً " انارین سوی
اوستوما داشلاندی" یعنی آب انار بصورت ناخواسته روی لباسم ریخت. البته ممکنه درست هم نباشه!!
البته گویش ها در قسمت های مختلف آذربایجان متفاوته و این شاید به گویش محلی هم برگرده، مثلاً ما در تبریز
به سیب زمینی می گیم " یرآلما " ولی تو فاصله 60 کیلومتری تبریز می گن " قارتوپی " ( خیلی جالبه که بدونین
که آلمانی ها هم به سیب زمینی می گن Gartopen - حالا نمی دونم این لغت از اونجا اومده یا از اینجا رفته ؟

)

ارسال شده: جمعه ۱ تیر ۱۳۸۶, ۳:۲۰ ب.ظ
توسط ASHK HIKAYESI
hajarash, جان !
جستن که فکر کنم میشه « آتیلماخ » !
شما اطلاعات خوبی دارید ! از اینکه زحمت میکشید ازتون ممنونم !
در باره ی « قارتوبه » جالبه که خلخالی ها هم از این لغت استفاده میکنن ! من حدس میزنم منظورشون قار _ توپه به معنای گلوله ی برف باشه !

( شاید البته )
حالا یکی دیگه برای اینکه معادلشو پیدا کنید !
سومودداماخ !

ارسال شده: جمعه ۱ تیر ۱۳۸۶, ۸:۰۵ ب.ظ
توسط achachi98
سومودداماخ اگه درست گفته باشم ميشه مکيدن
فقط دوستان اينجا اگه باشه تاپيک آموزش زيان ترکي به نظرم بهتره از کلمه هاي آسونتر استفاده کنيم چون اين کلماتي رو که مي گين واقعا معادل فارسي براش پيدا کردن سخته .........خودتونم مي دونين بعضي از کلمه ها هستن که معادل فارسي ندارند
من شروع مي کنم از کلماتي که روزانه استفاده ميشه
حالتون خوبه..........حالوز ياخچِدِ (ِhalooz yakhchede) که ضمير دوم جمع.... که واسه دوم مفرد ميشه حالون ياخچِدِhaloon) yakhchede)
چطوري خوبي؟.........کِفون،ياخچِسان؟kefoon yakhchesan
من مي رم بعدش تو بيا............من گِدِرَم سُرا سَن گَل man gederam sora san gal
خوردن ......يِمَخ yemakh مثلاً بخور....يِ ye يا بخوريد......يِيوزyeyooz
خوردم ........يِدِم yedem يا خوردي...........يِدون yedoon يا خورد........يِدِه yede يا خورديم.....يِدِخ yedekh يا خورديد......يِدوز yedooz يا خوردند........يِدِلَرyedelar
نشستن........اُتوماخ otoomakh مثلاً بشين....اُتِ ote يا بشينين ....اُتوروز
نشستم......اُتدِمotdem يا نشستي.....اُتدون otdon يا نشست.....اُتدِotde يا نشستيم.......اُتدِخotdekh يا نشستيد........اُتدوزotdooz يا نشستند......اُتدِلارotdelar
ضمير:
من:اگه درست بگم مي شه من.................................ما:بِزbez
تو:سَنsan...........................شما:سوزsooz
او:اُo..................................آنها:اولارolar