آغاز عمليات
روز 10 / 2 / 1361
ساعت 30 دقيقه بامداد روز جمعه 10 ارديبهشت، قرارگاه سرفرماندهي كربلا با رمز يا علي ابن ابيطالب به قرارگاههاي قدس، نصر و فتح دستور اجراي عمليات طرح كربلا3 را با آغاز يورش به دشمن اعلام نمود.
پيشروي يگانهاي قرارگاه قدس تا ساعت 4 بامداد با وجود مقاومت سنگين دشمن ادامه يافت و خاكريزهاي خط مقدم دشمن سقوط كرد. يگانهاي قرارگاه قدس توانستند بين 700 تا 35000 متر مواضع دشمن رخنه كرده، تلفات و خسارات سنگيني را به متجاوز وارد كنند و تعدادي را نيز به اسارت درآورند. با روشن شدن هوا، مقاومت نيروهاي دشمن بيشتر شده و مانع از ادامهء پيشروي نيروهاي تكرو گرديد.
اما نيروهاي قرارگاه فتح كه در غرب كارون ماموريت پيشروي به سمت خط سرپل و تامين آن را داشتند پس از رسيدن به خطوط پدافندي مستحكم عراقيها در حوالي «سيدعبود»، با استفاده از سرعت و غافلگيري، ضمن انهدام ادوات نظامي دشمن و تصرف مواضع، صدها نفر را به اسارت درآوردند و به پيشروي خود به سمت جاده اهواز – خرمشهر ادامه دادند.
قرارگاههاي فتح1 و 3 و 4 ضمن درگيريهاي سبك و تن به تن، حدود ساعت 4 صبح به تدريج به جاده اهواز – خرمشهر (خط سرپل) نزديك شدند. عراقيها شانه شرقي جاده را به ارتفاعي حدود 2 متر خاكريز زده بودند. اين خاكريز مرتفع و طولاني، ميتوانست حركات خودرويي دشمن را روي جاده اهواز – خرمشهر از ديد و تير نيروهاي ما مصون نگهداشته و از همه مهمتر به عنوان يك موضع خوب و مستحكم و پدافندي، پيشروي نيروهاي ما را در غرب كارون به سمت مرز و شرق بصره سد نمايد.
يگانهاي قرارگاه فتح, پس از رسيدن به اين خاكريز، طي يك درگيري بسيار سنگين و در برخي مواقع تن به تن، موفق شدند تا ساعت 9 صبح، مقاومتهاي متجاوز را درهم شكسته و خط سرپل واگذاري را به طور كامل تصرف نموده و به تحكيم مواضع خود و آماده شدن براي دفع پاتكهاي دشمن بپردازند.
بدون ترديد خاكريز بلند و ممتدي كه متجاوز در شانه شرقي جاده اهواز – خرمشهر به وجود آورده بود، بهترين و موثرترين عامل در موفقيت ما در پدافند از سرپل بود. زيرا كه نيروهاي ما توانستند با سرعت عمل خود، قبل از اينكه دشمن اين خاكريز را به صورت يك موضع پدافندي سدكننده اشغال نمايد، آن را تصرف كرده و از آن براي خنثا كردن پاتكهاي مكرر و سنگين دشمن و حفاظت از خود استفاده نمايند. به احتمال بسيار اگر چنين خاكريزي وجود نميداشت، شايد نيروهاي ما قادر به دفع پاتكهاي دشمن نميشدند و خلاصه آنكه خاكريزي كه دشمن با آن قصد جلوگيري از پيشروي نيروهاي ما را داشت، بلاي جان خودش شد.
قرارگاه نصر (سپاه پاسداران)
به علت ناهماهنگي و كم تجربگي، بين نيروهاي نصر2 و نصر3، قسمت از جناح جنوبي نصر2 بازمانده و نصر2 توسط يگانهاي دشمن از اين جناح، تحت فشار بسيار شديد قرار گرفت و يك گردان پياده از تيپ2 لشگر21، متحمل تلفات بسيار سنگيني شد و در وضعيت بسيار دشواري قرار گرفت.
گردانهاي بسيجي غيرادغامي تيپ27 محمد رسولا... از نصر2 كه از خط سرپل عبور كرده بودند، در غرب جاده اهواز – خرمشهر با دشمن درگير شده و با حمله به يك موضع توپخانه، يازده عراده توپ 130 م م را به غنيمت درآورده بودند. اما با انجام پاتك بسيار سنگين ساعت 11تانكهاي دشمن مواجه شد و در اثر داشتن جناحهاي باز، در منطقهء مواضع دشمن در خطر محاصره افتاده و در موقعيت دشوار و خطيري قرار گرفتند.
در ساعت 11:30 با توجه به وضعيت خطرناك و بحراني نيروهاي نصر5 كه در نخلستانهاي اطراف نهر عرايض به محاصره درآمده بودند و براي نصرهاي 2 و 3 هم وضعيت بسيار نامناسبي پيش آمده بود و برايشان مقدور نبود كه براي كاهش فشار روي نصر5 به سمت غرب خرمشهر پيشروي كنند و اصولن به زحمت قادر بودند خط سرپل متصرفي خود را نيز حفظ كنند، لذا قرارگاه نصر به نصر5 دستور داد كه تلاش نمايد نيروهاي محاصره شدهء خود را در نهر عرايض به عقب بكشد.
نيروهاي نصر5 در نهر عرايض متحمل تلفات بسيار سنگيني شدند و عناصر باقيمانده به زحمت توانستند خود را از حلقهء محاصره نجات دهند و به عقب بازگردند.
نيروهاي تيپ27 از تصر2 نيز كه در خط غرب سرپل درگير شده بودند سرانجام در ساعت 13:30 بعد از ظهر با تحمل تلفات و خسارات بسيار سنگين به داخل منطقهء سرپل عقب رانده شدند و خط سرپل تامين شده توسط نصر2، به شدت ضعيفتر گرديد.
به طور كلي، چشمانداز عمليات در اولين روز نبرد، موفقيت آميز بود و اطلاعات بدست آمده از پيامهاي راديويي دشمن حاكي از آن بود كه به علت غافلگيري اوليهء نبرد، يگانهاي متجاوز قادر به كنترل خود نبوده و مداومن تقاضاي عقبنشيني ميكردند.
همچنين در اين روز، يگانهاي پدافند نيروهاي هوايي ارتش، موفق شدند 10 فروند از هواپيماهاي عراقي را سرنگون كنند.
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
روز 11 / 2 / 1361
در ساعت 2 بامداد روز 11 ارديبهشت، در حالي كه نيروهاي ما به شدت خسته بودند و اندكي هم از آتشباري دشمن كاسته شده بود، به منظور مداومت فشار بر دشمن، قدسهاي 3 و 4 و 5 به ترتيب در مناطق «طراح»، «سيدالجابر» و «نورد» مجددن به خاكريزهاي دشمن حمله بردند، اما به دليل مقاومت بسيار سنگين دشمن و اجتناب از تلفات به مواضع قبل از تك بازگشتند.
نيروي هوايي ارتش، در پشتيباني از عمليات قرارگاه قدس و عمل بر عليه پاتكهاي سنگين يگانهاي زرهي دشمن گاهن با 600 سورتي پرواز، فعاليت بسيار زيادي نشان داد. در اين روز يك فروند هواپيماي اف-4 با شليك موشك سام6 دشمن، سرنگون گرديد.
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
روز 12 / 2 / 1361
تلاش قرارگاه نصر براي ترميم خط سرپل، در اين شب كامل گرديد. ولي حدود ساعت 7:30 صبح، دشمن با انبوهي از تانكها و ادوات زرهي ديگر در حوالي جنوب گرمدشت، پاتك خود را آغاز نمود. پس از دفع پاتك دشمن با كمك بينظير كبراهاي هوانيروز، قرارگاه نصر تا پايان روز با دشمن به تبادل سنگين آتش پرداخت.
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
روز 13 / 2 / 1361
در ساعت 1 بامداد، قدس5 (تيپ بيتالمقدس سپاه) به منظور پس گرفتن مجدد خاكريزهاي خط مقدم دشمن، اقدام به تك در جبههء نورد (محور جاده اهواز – خرمشهر) نمود. تك مزبرو با مقاومت سنگين دشمن مواجه شد و ادامهء پيشروي مقدور نگرديد.
به طور خلاصه، يگانهاي خودي به تحكيم و تثبيت مواضع و دفع حملات دشمن ادامه داده و تبادل آتش شديد توپخانه بين طرفين در جريان بود. اطلاعات واصله نشان ميداد كه لشگر 3 زرهي عراق، شامل تيپهاي 6 و 12 زرهي و 8 مكانيزه و يگانهاي تقويتي پياده اعزامي از بصره، از خرمشهر تا گرمدشت مستقر شده و لشگر 9 زرهي عراقي شامل تيپهاي 43 و 35 مكانيزه تقويت شده با يگانهاي پياده سوداني و مصري، از گرمدشت تا حسينيه در مقابل سرپل مستقر شده بودند.
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
روز 14 / 2 / 1361
تبادل آتش بسيار شديدي در تمامي جبههها برقرار بود ولي از جانب دشمن حملهاي به سرپل صورت نگرفت. گزارشات واصله، حكايت از ورود نيروهاي زرهي و پياده جديد تقويتي دشمن به منطقه داشت. تمركز قواي متجاوز در گرمدشت و شمال خرمشهر وسيع بود.
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
روز 15 / 2 / 1361
در منطقهء قرارگاه فتح، دشمن پس از اجراي يك آتش شديد كه از ساعت 1:30 تا 4 بامداد به درازا كشيد، اقدام به حمله نمود كه با مقاومت جدي نيروهاي خودي مواجه شد و در ساعت 9:30 صبح دفع گرديد. ساعت 11 صبح مجددن دشمن دست به حمله زد كه در ساعت يك بعد از ظهر پس از تحمل ضايعات و تلفات، مجبور به عقبنشيني گرديد. نيم ساعت بعد، حملهء سوم دشمن آغاز شد كه با فعاليت شديد توپخانهء خودي و نيروهاي خط مقدم، عمليات سوم دشمن نيز خنثا شد و به ناچار در 3 كيلومتري خط سرپل متوقف و تثبيت گرديد. تلفات و ضايعات وارده به دشمن در اين حملات، سنگين برآورد گرديد.
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
روز 16 / 2 / 1361
قرارگاه فجر در ادامهء تامين طرح آفندي، پس از تغيير در سازمان رزمي يگانهاي تكرو، ساعت 2:10 بامداد در منطقهء عمومي تپه 182 و شيخ قندي به مواضع دشمن حمله كرد. در اين عمليات كه با رمز «يا علي اين ابيطالب» آغاز شد، علاوه بر يگانهاي ادغامي لشگر 77 و سپاه پاسداران كه به نام فجر 1 و 2 خوانده ميشدند، تيپ 17 پياده قم به نام فجر 5 و تيپ 33 المهدي به نام فجر6 شركت داشتند.
برابر طرح عملياتي، نيروهاي فجر 1 و 2 از سمت شرق به غرب به مواضع دشمن حمله كرده و فجرهاي 5 و 6 ضمن بستن عقبهء دشمن روي جادهء فكه – شيخ قندي، از سمت غرب به شرق به مواضع مزبور تك ميكنند و بدين ترتيب مواضع متجاوز از دو سمت مورد حمله قرار ميگرفت. فجرهاي 5 و 6 با الحاق با يكديگر روي جادهء شيخ قندي، محاصرهء نيروهاي دشمن را كامل و آنها را منهدم و منطقهء شيخ قندي را پاكسازي نمودند.
در ساعت 10:20، فجر5 و بيست دقيقهء بعد فجر6 و در ساعت 3 بامداد، فجرهاي 1 و 2 با دشمن درگير شدند و قبل از ساعت 4 بامداد، اولين خاكريزهاي دشمن را فجرهاي 1 و 2 به تصرف درآوردند و در ساعت 7 صبح فجرهاي 5 و 6 روي جادهء آسفالتهء فكه – شيخ قندي با يكديگر الحاق نموده و راه فرار دشمن سد و متجاوز به محاصرهء كامل درآمد. در اين عمليات كه با غافلگيري كامل دشمن انجام شد، نيروهاي دشمن در منطقهء شيخ قندي منهدم و حدود 790 نفر به اسارت درآمدند. نيروهاي فجر تا ساعت 10 صبح، هدفهاي خود را تحكيم و تثبيت نمودند و به طور قطعي، توانستند هدف خود را حفظ نمايند.
همچنين يك فروند هواپيماي اف-4 كه در پشتيباني از عمليات قرارگاه فجر عمل ميكرد در ساعت 6:30 صبح هدف سام6 قرار گرفت و سرنگون شد.
قرارگاه كربلا با ملاحظهء موفقيت قرارگاه فجر در تامين هدفهاي خود، دستور داد كه قرارگاه مذكور، حداكثر تا ساعت 2 بعد از ظهر روز 17 ارديبهشت ماه، طرح عملياتي خود را براي ادامهء تك به سوي فكه تهيه نموده و بنا به دستور بعدي، آن را اجرا نمايد. بنا به تدبير سرفرماندهي مشترك قرارگاه كربلا، اين عمليات (مرحلهء سوم عمليات بيتالمقدس) عنوان گرديد كه با توجه به آنچه در طرح عملياتي كربلا3 طرحريزي شده بود تازگي داشت. به هرحال چون قرارگاه فجر به خاطر پائين بودن توان رزمي و منطقهء وسيع مسئوليت، در آن وضعيت توانايي اجراي چنين عمليات وسيعي را نداشت، لذا ادامهء تك به سوي فكه اجرا نشد.
فرماندهان قرارگاه کربلا به همراه شهيد صياد شيرازي
[External Link Removed for Guests]
اجراي مرحلهء دوم عمليات
در اوائل روز 16 / 2 / 1361، قرارگاه كربلا مصمم گرديد كه مرحلهء دوم عمليات بيتالمقدس را برابر تدبير اعلام شده در دستور جزء به جزء شمارهء 2، اجرا نمايد. لذا ساعت 21:30 اين روز را به عنوان زمان آغاز مرحلهء دوم عمليات به قرارگاههاي قدس، فتح و نصر ابلاغ نمود.
قرارگاههاي فتح و نصر با تغيير سريع در سازمان رزمي و تغييراتي در گسترش نيروهاي خود، آمادهء اجراي ماموريت شدند.
چون در دستور جزء به جزء شمارهء 2، به قرارگاه نصر، جبههء كمعرضتري واگذار شده بود، لذا قرارگاه مزبور، نصرهاي 1 و 2 را در خط و نصرهاي 3 و 4 را در احتياط قرار داده و نصر 5 و 6 (تيپ 46 فجر سپاه پاسداران) را عهدهدار حفاظت و پوشش جناح جنوبي خود در پيشروي به سوي مرز نمود.
ساعت 22:15 (با 45 دقيقه تاخير) قرارگاه كربلا با صدور روز «يا علي ابن ابيطالب» به قرارگاههاي فتح و نصر دستور اجراي مرحلهء دوم عمليات بيتالمقدس را صادر كرد.
نيروهاي دشمن در مقابل هجوم سريع و غافلگيركنندهء يگانهاي ما، مقاومت بسيار ضعيفي نشان داده و خيلي زود اقدام به فرار و عقبنشيني دست زدند. نيروهاي ما، ضمن انهدام دشمن، به پيشروي به سوي مرز كه در فاصلهء 15 – 16 كيلومتري خط سرپل قرار داشت، ادامه دادند.
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
روز 17 / 2 / 1361
در ساعت 3:40 ، يگانهاي قرارگاه فتح با سركوب پاتك دشمن، به خاكريز مرزي عراق در منطقه محوله رسيد و براي اولين بار از آغاز جنگ، نيروهاي ما عملن به مرز مشترك با عراق رسيدند.
در ساعت 5:30 صبح، دشمن به قرارگاه فتح از منطقهء بالاي جادهء حسينيه پاتك نمود كه اين درگيري تا ساعت 10 صبح ادامه يافت و نيروهاي دشمن در اين پاتك به طور كامل محاصره و منهدم گرديدند.
نقشهء رخنهء ايجاد شده در محل نيروهاي قرارگاه فتح
[External Link Removed for Guests]
حدود ساعت 9 صبح، دشمن با نيروهاي تازه نفس به يك پاتك سنگين در جنوب غربي نصر2 (منطاق شمالي شلمچه) اقدام نمود كه با آتش بسيار سنگين توپخانه همراه بود و موفق به رخنه در بين يگانهاي نصر2 و ايجاد شكاف بين نصر1 و 2 گرديد.
قرارگاه نصر، فورن نيروهاي كمكي نصر3 و 4 را احضار نمود كه همراه با تلاش يگانهاي درگير، تا حدود زيادي منجر به ترميم رخنهها و شكافها گرديد.
تلاش مجدد قرارگاه نصر در ساعت 3 بامداد روز بعد (18 / 2 / 1361) براي ترميم كامل شكافها و تامين خط مرزي به عمل آمد. اگرچه شكافها كاملن ترميم گرديد ولي به علت مقاومت شديد دشمن، قرارگاه نصر موفق به تامين خاكريز مرزي در منطقه محوله نگرديد و كماكان در خاكريز دژ مرزي ايران (سه كيلومتري مرز عراق) مستقر ماند.
قرارگاه نصر از جناح جنوبي خود، تحت فشار بسيار سنگين و مداوم دشمن قرار داشت. زيرا دشمن براي حفظ خرمشهر سرسختانه تلاش ميكرد.
فعاليت هوايي دشمن بسيار شديد بود و در اين روز بيش از 20 بار تلاش نمود كه پلهاي شناور را بمباران كند كه موفق نشد. در اين روز 6 فروند از هواپيماهاي دشمن از نوع ميراژاف1 و سوخوي20 و 22 هدف قرار گرفته و سرنگون شدند و 2 خلبان عراقي به اسارت درآمدند. همچنين يك فروند هليكوپتر دشمن از نوع ميل24 به اشتباه در منطقهء شيخ قندي فرود آمد و خلبان آن دستگير شد.
اسراي دشمن در اين روز به 482 نفر بالغ شدند كه فرمانده و معاون تيپ 24 مكانيزه از جملهء آنان بودند.
بخش كوچكي از ضايعات وارده به يگانهاي دشمن در روز 17 / 2 / 1361
گردان تانك تيپ 26 زرهي = 80 درصد انهدام
گردان تانك المهلب = 60 درصد انهدام
گردان تانك تموز از تيپ 17 زرهي = 80 درصد انهدام
گردان 1 تيپ 19 پياده = 80 درصد انهدام
و 10 گردان و تيپ ديگر بين 10 تا 50 درصد منهدم شدند.
تعداد كشتههاي دشمن بيش از 3000 نفر برآورد گرديد.
همچنين قرارگاه كربلا به قرارگاه نصر دستور داد كه جادهء آسفالتهء خرمشهر – شلمچه را زير آتش توپخانهء خود قرار داده و تردد خودروهاي عراقي را روي اين محور مختل نموده و مانع از تجديد سازمان يگانهاي عقب راندهء دشمن در جناح جنوبي خود گردد.
منطقهء آزاد شده در عمليات مرحلهء دوم عمليات بيتالمقدس (17 / 2 / 1361)
فاصلهء قرارگاه نصر از خط مرز 3 كيلومتر و تا خرمشهر حدود 12 كيلومتر
[External Link Removed for Guests]
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
عمليات روز 18 / 2 / 1361 و 19 / 2 / 1361
در اوائل اين روز، سرفرماندهي تصميم گرفت براي افزايش بيشتر توان رزمي در منقطهء قرارگاه فتح و همچنين به منظور ادامهء پيشروي قرارگاه فتح در شرق بصره (شمال خرمشهر) به قرارگاه قدس دستور داد قدس2 (تيپ2 زرهي لشگر16 + تيپ پياده ثارا...) را كه در احتياط قرارگاه قدس قرار داشتند ظرف اين روز به منطقهء قرارگاه فتح حركت داده شده و در اختيار قرارگاه كربلا بگذارد.
اندكي بعد، خبر رسيد كه دشمن مواضع خود را در مناطق «طراح» ، «سيدجابر» ، «فرسيه» به يك عقبنشيني اختياري دست زده است تا از تهديد شرق بصره جلوگيري نمايد. اين همان چيزي بود كه در طرحريزي مانور عمليات كربلا3 پيشبيني شده بود.
حوالي ظهر، سه بريدگي بزرگ روي جادهء اهواز – خرمشهر با ريختن دهها كاميون كمپرسي سنگ و خاك، ترميم شد و جاده براي عبور عناصري از قدس 5 و 2 فراهم گشت. سپس اين نيروها با استفاده از جاده به پيشروي پرداخته و ساعت 2 بعد از ظهر، پادگان حميد پس از 19 ماه اشغال در حالي كه به طور كامل تخريب شده و تانكهاي چيفتن موجود در آن از طرف صدام به شاه حسين اردني اهداء شده بود به دست نيروهاي ما افتاد.
با الحاق عناصر قدس5 با فتح5 (قدس1 سابق) ارتباط زميني قرارگاههاي قدس و فتح (مناطق آزاد شدهء غرب كارون) با اهواز از طريق جادء اهواز – خرمشهر برقرار گرديد.
همچنين شهر هويزه كه توسط متجاوزين بعثي با خاك يكسان شده بود در ساعت 2 بعد از ظهر به اشغال نيروهاي ما درآمد.
طرح كلي حركت به اخذ تماس قرارگاه قدس
[External Link Removed for Guests]
قرارگاه كربلا از نيروي هوايي خواست كه ستونهاي زرهي دشمن را كه در منطقهء «جفير» به سمت جنوب غربي عقبنشيني ميكردند شناسايي و بمباران كند. نيروي هوايي با انجام بيش از 100 سورتي پرواز با هواپيماهاي اف-4 و استفاده از بمبهاي 500 پوندي از ارتفاع بالا و پائين ادوات زرهي دشمن را به شدت مورد هدف قرار داد. در اين عمليات نيز يك فروند اف-4 در منطقهء جفير هدف موشك دشمن قرار گرفت و سرنگون شد.
با توجه به تمركز قواي دشمن در شرق بصره براي پدافند از شهر، مرحلهء سوم عمليات يعني پيشروي به سمت شرق بصره مقدور ديده نميشد از اين رو تصميم گرفته شد كه تمركز تلاشهاي نيروهاي ما به آزادسازي خرمشهر معطوف شود. در طرحريزي عملياتي كربلا3، اگرچه پس از مرحلهء تامين مرز و خرمشهر ادامهء عمليات در شرق مرز و تهديد بصره به عنوان يك هدف تاكتيكي به منظور انحراف ذهن دشمن از خرمشهر به بصره منظور شده بود، اما واقعيت اين بود كه از همان ابتدا هم ضعفهايي در ادامهء يك عمليات وسيع و درازمدت چندمرحلهاي و قابل پيشبيني نبودن وضعيت و واكنشهاي دشمن، آزادسازي مناطق اشغالي غرب كارون و به ويژه خرمشهر به اهداف اصلي عمليات كربلا3 مبدل شدند.
عمليات بيت المقدس
مدیران انجمن: شوراي نظارت, مديران هوافضا

- پست: 4122
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۴, ۶:۱۶ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 4507 بار
- سپاسهای دریافتی: 4337 بار
- تماس:
قسمت پاياني مطلب
قسمت پاياني مطلب
با اين تفاصيل و در حالي كه توان رزمي نيروهاي ما پس از 9 روز درگيري مداوم و پيكار خونين، طبعن كاسته شده بود، سرفرماندهي تصميم گرفت كه هرچه سريعتر و قبل از آنكه دشمن، پدافند از خرمشهر را بيش از اين محكم نموده و نيروهاي تازهنفس و اضافي به اين حبهه گسيل نمايد، با تمركز توان كافي، فتح خرمشهر را فيصله دهيم.
پس از اخذ تصميم و تشكيل يك جلسه شور ستادي در 18 / 2 / 1361 و صدور پارهاي دستورات شفاهي براي آمادگي يگانها، قرارگاه كربلا در اولين ساعات روز 19 / 2 / 1361 با صدور دو دستور جزء به جزء عملياتي به شمارههاي 3 و 4 به قرارگاههاي سهگانه دستورات لازم را در مورد ادامهء عمليات ابلاغ نمود.
[External Link Removed for Guests]
در دستور جزء به جزء شمارهء3، قرارگاه كربلا، هدف خود را مبني بر تامين شلمچه و خرمشهر اعلام نموده و با واگذاري 4 تيپ اضافي به قرارگاه نصر ماموريت داد كه ضمن ادامهء پدافند در جبههء غربي (خاكريز دژ)، در منطقهء جبههء جنوبي خود تك نموده و همزمان با قطع راههاي عقبنشيني دشمن از شلمچه، خرمشهر را تامين و پاكسازي نمايد.
ماموريت ابلاغي به قراگاه قدس، عبارت بود از پيشروي در منطقه به منظور اخذ تماس مجدد با دشمن و رسيدن به به خط مرز در منطقهء «محوله» و سپس پدافند در امتداد خط مرز. (طلايه – كوشك – شمال پاسگاه كيلومتر25) در اجراي اين دستور، قرارگاه قدس با تشكيل تيپهاي ادغامي به نام قدس 1 ، 2 ، 3 ، 4 و 5 از ساعت 6 صبح روز 19 / 2 / 1361 براي اخذ تماس مجدد با دشمن در چهار محور به شرح زير به پيشروي پرداخته و تيپ 2 زرهي (تانكهاي چيفتن) را در احتياط قرار داد:
[External Link Removed for Guests]
يگانهاي قرارگاه قدس در روز 19 / 2 / 1361 به خط عمومي پاسگاه ژاندارمري كياندشت در جفير رسيده و آمادهء عبور از اين خط و ادامهء پيشروي به سمت جنوب گرديدند.
با آزاد شدن مناطق جنوب كرخهكور، ژاندارمري ناحيهء خوزستان، پاسگاههاي ژاندارمري حميد، هويزه و حسينيه را اگرچه نيمهمخروبه شده بودند ولي به همان حال گشايش نموده و پرسنل ژاندارمري در آن مستقر گرديدند.
سرفرماندهي عمليات، از نيروي هوايي نيز خواست كه نيروهاي دشمن را كه در محورهاي جفير در حال عقبنشيني بودند هدف قرار داده و حركات آنها را مختل نمايد.
در اين عمليات، تدبير قرارگاه نصر اين بود كه در جبههء باختري با نصرهاي 1 و 3 براي رساندن خود به خط مرز و در جبههء جنوبي با نصرهاي 3 ، 7 ، 5 و 6 به ترتيب از راست به چپ براي احاطه و آزادسازي خرمشهر تك نمايد.
طرح قرارگاه نصر براي محاصره و تصرف خرمشهر
[External Link Removed for Guests]
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
عمليات شب 19 / 2 / 1361 و روز 20 / 2 / 1361
ساعت 22:45 روز 19 / 2 / 1361 سرفرماندهي (قرارگاه كربلا) با ابلاغ كد به قرارگاه نصر، فرمان آغاز حملهء نيروهاي قرارگاه مذكور را به منظور احاطه و آزادسازي خرمشهر بر اساس دستور جزء به جزء شمارهء 3 صادر كرد.
تا ساعت 23:10 كلية يگانهاي تكرو و قرارگاه نصر با دشمن درگير شده و نبرد بسيار سنگيني بين طرفين درگرفته بود. در اين عمليات، تلفات و ضايعات دو طرف سنگين بود و يك فروند ميگ23 عراقي در منطقهء نصر5 سرنگون گرديد.
ارزيابي نتيجهء اين عمليات كه با شركت حدود 10 تيپ از نيروهاي سپاه و ارتش انجام شده بود نشان ميداد كه دشمن مصمم به پايداري سرسختانه بوده و كار فتح خرمشهر به سادگي ميسر نخواهد بود.
فرماندهي مشترك قرارگاه كربلا تصميم گرفت با واگذاري نيروهاي اضافي به قرارگاه نصر و افزايش توان رزمي آن كه در عمليات شب قبل، تقليل يافته بود، مجددن در شب 21 ارديبهشت با ادامهء تك و مداومت فشار بر دشمن تلاش نمايد.
بزرگترين عمليات جابهجايي نيرو
در طول شب 19 منتهي به ساعت صفر 20 / 2 / 1361، نيروي هوايي بنا با درخواست سرفرماندهي، تعداد 6 هزار نفر از نيروهاي تقويتي را با هواپيماهاي 747 از مشهد به پايگاه هوايي اميديه منتقل نمودند كه اين جابهجايي از نظر تعداد نفرات و سرعت و زمان كوتاه اجرا (فقط چند ساعت) بزرگترين عمليات ترابري نيروي هوايي در جنگ بود. افراد منتقل شده به پايگاه اميديه، به وسيلهء هليوكوپترهاي CH-47 (شينوك) و اتوبوس، به خطوط مقدم منتقل گرديدند.
در پايان روز 20 / 2 / 1361، يگانهاي قرارگاه قدس بدون اخذ تماس با دشمن، در حدود خط عمومي پادگان حميد – جفير – پاسگاه برزگر مستقر شده و قدس3 كه در محور جفير – طلايه عمل ميكرد از حوالي طلايه قديم، زيرآتش توپخانهء دشمن قرار گرفته بود. اما در منطقهء قرارگاه فتح درگيري به صورت تبادل پراكندهء آتش توپخانه، جريان داشت.
21 / 2 / 1361
ساعت 23:10 روز 20 / 2 / 1361 قرارگاه كربلا با اعلام كد «يا علي ابن ابيطالب» به قرارگاه نصر دستور داد كه هجوم خود به دشمن را آغاز نمايد، اما به دليل عدم آمادگي و مشكل ادغام نيروهاي تازهنفس، عمليات در ساعت 2:06 دقيقه بامداد روز 21 / 2 / 1361 عمليات آغاز شد.
نيروهاي نصر 2 ، 3 و 7 ضمن درگيري بسيار شديد، پيشروي نموده و در ساعت 4:40 عناصر نصر7 (تيپ25 پياده و تيپ55 هوابرد شيراز) به جادهء آسفالتهء شلمچه رسيده و آن را قطع كردند ولي با مقاومت و پاتك سنگين دشمن نتواستند جاده را نگهدارند و به مواضع اوليهء خود عقب زده شدند. نصرهاي 2 و 3 نيز نتوانستند كاري از پيش ببرند.
متاسفانه عمليات شب 21 / 2 / 1361 نتيجهاي دربرنداشت.
22 تا 24 / 2 / 1361
در روزهاي 22 و 23 ارديبهشت درگيري عمدهاي بين طرفين نبود.
روز 23 ارديبهشت، در تهران، فرمانده نيروي زميني ارتش با معاونت اطلاعات و عمليات و تعدادي از افسران معاونت مزبور، يك جلسه براي بررسي و پيدا كردن راهكار مناسب جهت آزادسازي خرمشهر برگزار نموده و پيشنهاداتي به سرفرماندهي قرارگاه كربلا ارائه كردند. در اين راهكارها، ادامهء تك در باختر مرز و تهديد شرق بصره به عنوان عاملي كه شدت پايداري دشمن در نگهداري خرمشهر را كاهش داده و يا خنثا خواهد نمود در نظر گرفته شده بود. در واقع تهديد شرق بصره، مقدم بر آزادسازي خرمشهر درنظر گرفته شده بود. اين نكته مسلم بود كه تهديد بصره، منجر به بستن عقبهء نيروهاي عراقي در شلمچه و خرمشهر ميشود. اما با طولاني شدن عمليات و پايداري سرسختانهء دشمن بعثي و خستگي نيروهاي خودي، توان رزمي مناسبي براي ادامهء پيشروي در شرق بصره مشاهده نميشد.
اخبار و اطلاعات واصله همچنان حاكي از آن بود كه دشمن نسبت به اعزام نيرو از ساير مناطق، به ويژه منطقهء غرب به جبههء جنوب مشغول است و با استقرار يگانهاي پياده در خطوط مقدم جبهه و ايجاد خاكريزهاي مرتفع، كماكان مواضع خطوط پدافندي خود را تقويت مينمود.
روز 23 / 2 / 1361 و صبح روز 24 / 2 / 1361 بدون حادثهء عمدهاي سپري شد. اما ساعت 3 بعد از ظهر آتش توپخانهء دشمن در جناح راست قدس3 بسيار شديد شده و ناگهان يگانهاي زرهي دشمن به مواضع ما حملهور شدند. گروه رزمي ما در اثر فشار دشمن نتوانست مقاومت كند و تا 3 كيلومتري شمال پاسگاه شهابي، عقب رانده شدند. در اين عمليات دشمن، 6 شهيد، 28 مجروح، 29 اسير تحمل كرديم و اكثر تجهيزات از جمله 7 دستگاه نفربر را از دست داديم و خاكريز گردان سوار زرهي و پاسگاه ژاندارمري شهابي به تصرف دشمن درآمد.
[External Link Removed for Guests]
عمليات دشمن در پهلوي راست قرارگاه قدس به مانند يك زنگ خطر در گوش قرارگاه مركزي صدا كرد و به پارهاي خوشباوريها در مورد زوال و ناتواني ارتش عراق خاتمه داد و معلوم شد برخلاف خوشخياليهاي خيليها، ماشين جنگي دشمن، هنوز سرحال و حاضر به كار است. حوادث بعدي و اقدامات دشمن نشان داد كه آنها قصدي براي تصرف مجدد جفير يا قطع جاده اهواز – خرمشهر و پيشروي به سوي كارون ندارد، اگرچه به يك سري حملات در اين منطقه و به ويژه كوشك دست زد اما قصد وي جلوگيري از پيشروي بيشتر نيروهاي ما به طرف مرز و متوقف كردن آنها بود نه تصرف مجدد سرزمينهاي آزاد شده و در حقيقت استراتژي عملياتي دشمن، پدافند بود نه آفند. البته بايد گفت كه برآوردهاي انجام شده در مورد راهكارهاي احتمالي دشمن، هيچيك منطقي و غيراصولي نبودند و عقل و احتياط، لزوم پيشگيري و انجام اقدامات لازم براي مقابله با حركات احتمالي دشمن را ضروري ميشمرد.
25 تا 30 / 2 / 1361
روز 25 ارديبهشت، قدس5 (تيپ37 زرهي و تيپ پياده امام رضا) برابر طرح قبلي در ساعت 6:20 در منطقه قرارگاه قدس، تك نموده و با متلاشي كردن عناصر تاميني دشمن در شرق خط مرز، موفق گرديد خط دژها را از دژ شمارهء 10 تا 14 اشغال نمايد.
قدس4 (تيپ58 ذوالفقار و تيپ ثارا... سپاه) به پيشروي در منطقه ادامه داد و به كوشك نزديك گرديد.
ساعت 6:30 روز 26 / 2 / 1361 دشمن در منطقهء قدس4 اقدام به تك و درگيري شديد نمود كه تا ساعت 9 صبح ادامه يافت و تك دشمن خنثا گرديد.
برابر عكسهاي تهيه شده توسط هواپيماهاي RF-4E، عراق با نصب يك پل شناور طويل روي اروندرود در حوالي جزيرهء بوارين، منطقهء خرمشهر و شلمچه را از طريق اين پل به كرانهء جنوبي رودخانه (خاك عراق) مرتبط نموده بود كه احداث اين پل، اقدامي احتياطي در مقابله با قطع احتمالي جادهء آسفالتهء شلمچه – پل نو و محاصرة خرمشهر ميبود.
به عنوان يك تدبير جديد، سرفرماندهي، به منظور جبران توان رزمي كاهش يافته و كمبود نيرو و تمركز هرچه بيشتر قوا در منطقهء عملياتي بيتالمقدس، براي اجراي مراحل سوم و چهارم طرح عملياتي كربلا3، تصميم گرفت كه تمامي لشگر77 پياده را از منطقهء پدافندي فتحالمبين به منطقهء عملياتي بيتالمقدس انتقال داده و به جاي آنها، يك قرارگاه جديد عملياتي به نام قائم با چند تيپ مستقل تشكيل دهد كه پدافند از منطقهء آزاد شدهء فتحالمبين را عهدهدار شود. فرماندهي ستاد قرارگاه قائم (سرهنگ توپخانه منوچهر دژاكام) از تهران اعزام شد و محل استقرار پاسگاه فرماندهي اين قرارگاه، در منطقهء «چنانه» بود.
در اوائل روز 26 / 2 / 1361، سرفرماندهي، دستور عملياتي جزء به جزء شمارهء 8 خود را تهيه و جهت اجرا به قرارگاههاي تابعه اعلام نمود. در اين دستور قرارگاه كربلا، منظور خود را در قالب «آخرين وضعيت» به شرح زير بيان مينمايد:
. . . تهديد متجاوز در منطقهء كوشك – طلايه و كوشك – پاسگاه كيلومتر25 رو به افزايش است و يگانهاي خودي مستقر در اين مناطق، هدف تكهاي محدود و آتش دشمن قرار گرفتهاند. قصد متجاوز براي قطع جادهء مواصلاتي اهواز – خرمشهر به منظور برهم زدن سازمان و گسترش ما براي تامين خرمشهر و يا ايجاد تاخير و توقف در ادامهء عمليات كربلا3 بسيار محتمل ميباشد. بنابراين استقرار يك پدافند مطمئن در طول خط مرز و در نواحي مذكور و جلوگيري از هرگونه پيشروي مجدد متجاوز در نقاط آزاد شده، ضرورت دارد.
با اينكه دستور جزء به جزء شمارهء 8 بيشتر جنبهء پدافندي داشت و اكثر دستورات ابلاغي به قرارگاههاي تابعه، مربوط به عمليات پدافندي بود سرفرماندهي (قرارگاه كربلا) اجراي ماموريتهاي آفندي براي تكميل آزادسازي مناطق اشغالي و به ويژه خرمشهر را از نظر دور نداشت و دستورات زير را نيز در دستور جزء به جزء ياد شده به قرارگاههاي تابعه ابلاغ نمود:
- قرارگاه قدس: تلاش براي تامين خطوط مرزي در منطقه
- قرارگاه فتح: آمادگي براي تامين شلمچه و قطع راه فرار و تقويت دشمن در منطقهء خرمشهر با تيپهاي 14 امامحسين و 8 نجف.
- قرارگاه نصر: آماده شدن براي احاطه و تامين و پاكسازي خرمشهر.
- قرارگاه فجر3: آمادگي براي اجراي تك در منطقهء نهر عرايض و كمك به قرارگاه نصر در تامين خرمشهر.
ساعت 1:30 بامداد روز 27 / 2 / 1361، قدس2 در منطقهء محوله در جنوب كوشك تك نموده و با انهدام عناصر پوششي دشمن، قسمتي از خط دژها را اشغال كردند.
ساعت 5:30 دشمن دست به پاتك زد كه با تحمل ضايعات و تلفات، مجبور به عقبنشيني گرديد.
روز 28 / 2 / 1361 بدون حادثهء عمدهاي سپري گرديد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
برعكس روز قبل كه جبهه آرام بود، در روز 29 / 2 / 1361 درگيريها شدت گرفت و در اوائل بامداد، دشمن در مناطقي از قرارگاه قدس و فتح، دست به حمله زد. حملهء دشمن در منطقهء پاسگاه كيلومتر 25 كه در ساعت 4:30 آغاز شد با مقاومت شديد فتح1 مواجه شده و دشمن با تحمل تلفات و ضايعات سنگيني در ساعت 9 صبح مجور به عقبنشيني گرديد.
ساعت 10 صبح دشمن مجددن تلاش نمود كه مواضع مقدم فتح1 را تصرف كند كه اين باز نيز با تلفات و ضايعات زياد، مجبور به عقبنشيني گرديد.
تلاش سوم متجاوزان بعثي در منطقهء فتح1 در ساعت 5 بعد از ظهر آغاز شد كه فعاليت دشمن براي تصرف مواضع فتح1 در اثر مقاومت بسيار شديد نيروهاي خودي و پشتيباني موثر توپخانه، خنثا گرديد.
همچنين در ساعت 5 بامداد، دشمن در مناطق قدسهاي 2 ، 4 و 5 اقدام به تك نمود و درگيري بسيار شديدي ايجاد گرديد كه تا ساعت 11 صبح ادامه يافت. سرانجام متجاوز با برجاي گذاشتن تلفات و ضايعات سنگين، مجبور به عقبنشيني گرديد و پس از آن تا ساعت 15:30 تبادل آتش شديدي در جريان بود و حدود ساعت 4 بعد از ظهر، دشمن مجددن در منطقهء قدس5 (يگان شمالي همجوار فتح1) دست به حمله زد كه با پايداري سرسختانهء يگانهاي قدس5 دشمن با قبول ضايعات و تلفات عقب نشست و تعداد كثيري نيز به اسارت درآمدند.
نتيجهاي كه از حملات عراق در روز 29 / 2 / 1361 عايد نيروهاي ما گرديد، اطمينان از كفايت و قدرت پدافندي در مناطق قرارگاههاي قدس، فتح و نصر بود و لذا ميشد كه به عمليات اصلي در جبههء خرمشهر پرداخت.
عمليات روز 30 تا 31 / 2 / 1361
سرانجام پس از چند روز بررسي، قرارگاه كربلا دستور عملياتي جزء به جزء شمارهء 9 را جهت محاصرهء نهايي خرمشهر صادر كرد. براين اساس قرار شد يك حملهء جبههاي به مواضع دشمن انجام شود و پيشروي مستقيم به سمت جنوب تا كرانهء اروندرود در حد فاصل غرب جادهء اهواز – خرمشهر تا خط مرز يعني جبههاي به عرض 16 تا 17 كيلومتر كه به محاصرهء خرمشهر منجر ميگرديد.
انتخاب اين راهكار به اين دليل بود كه در حد فاصل رودخانههاي كارون تا جادهء اهواز – خرمشهر به علت وجود مواضع و خاكريزهاي پدافندي در عمق و موانع و ميادين مين عميق و وسيع، اجراي گسترش و مانور بسيار مشكل و احتمال پيروزي بعيد بود و چون راههاي ورودي و خروجي شهر از سمت غرب باز بود، لذا تصرف و پاكسازي آن بسيار مشكل و نياز به جنگ كوچه به كوچه در شهر داشت، آن هم شهري كه يكسره به موضع و ميدان مين و سنگر تبديل شده بود. بنابراين تنها معبر مناسب براي حمله به شهر، حد فاصل جاده تا مرز بود، يعني منطقهء غرب خرمشهر كه دشمن فرصت نيافته بود در آن مانند شرق جاده خاكريز زده و ايجاد مواضع و مانع نمايد.
قسمتهايي از دستور جزء به جزء شمارهء 9 قرارگاه كربلا مورخهء 30 / 2 / 1361 :
. . . در ادامهء مرحلهء سوم عمليات بيتالمقدس، قرارگاه عملياتي كربلا در جنوب، در ساعت (؟) روز (؟) با به كار بردن قرارگاه فتح در خاور (چپ) و قرارگاه فجر3 در وسط و قرارگاه نصر در باختر (راست) تك نموده و نيروهاي دشمن را در منطقه منهدم و خرمشهر را تامين و در ساير مناطق به پدافند خود ادامه داده و با اجراي تكهاي محدود، دشمن را درگير مينمايد.
طرح نهايي قرارگاه كربلا براي محاصرهء خرمشهر از غرب
[External Link Removed for Guests]
در ساعات اوليهء روز 31 / 2 / 1361 دشمن در منطقهء قدس2 (حوالي جنوب كوشك) دست به حمله زد كه با هوشياري يگانها، حملهء دشمن دفع گرديد. در ساير مناطق، درگيري به صورت تبادل آتش بود.
برابر اطلاعات واصله از طريق شنود بيسيمهاي عراقي، اتومبيل حامل سرهنگ ستاد احمد زيدان فرمانده تيپ113 پياده عراق كه ضمنن فرماندهي نيروهاي مستقر در خرمشهر را نيز بر عهده داشت بر اثر برخورد با مين در ميدان مين داخل شهر، منهدم شده و فرماندهء مزبور به هلاكت رسيده بود.
به سوي خرمشهر
عمليات سنگين روزهاي 1 / 3 / 1361 تا 4 / 3 / 1361
روز 1 / 3 / 1361 درگيري كماكان به صورت تبادل آتش ادامه داشته و يگانهاي قرارگاههاي فجر و نصر كه بايستي در عمليات خرمشهر شركت نمايند به تكميل، تغيير، گسترش و شناسايي مشغول بودند.
ساعت 5:50 بامداد، مجتمع پتروشيمي ايران – ژاپن در ماهشهر، توسط 4 فروند هواپيماي ميراژ-اف1 عراق مورد هجوم قرار گرفت و خسارات بسيار سنگيني به بار آمد و دهها تن كشته شدند.
بالاخره ساعت 2:30 بامداد روز 1 / 3 / 1361 سومين تلاش براي آزادسازي خرمشهر بر اساس دستور جزء به جزء شمارهء 9 با آغاز گرديد.
دشمن در مقابل تك غافلگير كنندهء نيروهاي خودي در منطقهء خرمشهر و پلنو مجور به ترك خاكريزهاي دفاعي خود يكي پس از ديگري شده و ساعت 4:30 بامداد، جادهء آسفالتهء شلمچه – خرمشهر (جادهء پلنو) در محدودهء منطقهء نيروهاي نصر3 و فجر3 آزاد گرديده و نيروهاي دشمن، تحت فشار شديد، به پشت نهر عرايض و نهر خين عقب رانده شدند.
با تصرف جاده مرزي پاسگاه خيمن و خود پاسگاه مرزي، ارتباط زميني دشمن با خرمشهر قطع شد و شهر عملن به محاصره درآمد.
ساعت 2 بعد از ظهر، فجر3 به اروندرود رسيده و در حاشيهء شمالي آن گسترش يافتند و بدين ترتيب قرارگاههاي فجر3 و فتح، ماموريت واگذاري در دستور جزء به جزء شمارهء 9 را با موفقيت كامل انجام دادند.
در برابر تك سريع و غافلگير كنندهء نيروهاي ما، دشمن دچار وحشت و سرگرداني شديد شده و نتوانست عكسالعمل مناسبي نشان دهد. ارتباط يگانهاي دشمن با يكديگر قطع و فرار سربازان و درجهداران و سربازان از منطقهء خرمشهر، گوياي از هم پاشيدگي سازمان يگانهاي دشمن در خرمشهر بود.
نصر 2 و 3 با مقاومت شديد دشمن در منطقهء شلمچه مواجه و با ميادين مين متوالي روبهرو شدند و پيشروي آنها كند گرديد. نصر3 با ادامهء تلاش، سرانجامن موفق شد خط دژ در منطقهء محوله را به تصرف درآورد و نصر2 كه در نخلستانها، درگير پيكاري سخت و سنگين و گاهن تنبهتن با دشمن بود خود را تا 1.5 كيلومتري اروندرود جلو كشيد. در اين عمليات 1563 نفر به اسارت درآمدند، تعدادي تانك منهدم شد و يك فروند هليكوپتر ميل24 كه به علت نقص فني فرود آمده بود به غنيمت گرفته شد.
قدس1 و قدس4 نيز در مناطق تعيين شده دست به حمله زدند. قدس1 پس از مدتي پيشروي به علت برخورد با دشمن و طولاني شدن مسير با تصويب سرفرماندهي، به عقب برگشت. اما قدس4 با دشمن درگير و 18 تانك تي62 عراق را منهدم كرده و تلفات زيادي وارد آورده بود.
گزارشات اطلاعاتي از RF-4E نشان ميداد كه دشمن نيروهايش را از مقابل قرارگاه قدس برداشته و به خرمشهر فرستاده است، لذا عمدهء قواي متجاوز در مناطق مرزي طلايه و كوشك، احتمالن به پشت خط دژها عقبنشيني نموده است. لذا ساعت 21:30 روز 2 / 3 / 1361 قرارگاه قدس به قدس1 و 4 دستور داد كه در مناطق محوله مجددن پيشروي نمايند. قدس1 بدون برخورد با دشمن به راحتي 6 كيلومتر پيشروي كرده و در خاكريزهاي پس از پاسگاه شهابي كه در اثر هجوم مورخهء 24 / 2 / 1361 به اشغال درآمده بودند، مستقر شد.
قدس4 با عقبنشيني دشمن از تپه كوشك (شمالغربي پاسگاه كوشك)، تپهء مذكور را تصرف و قسمتي از خط دژ در منطقهء قدس4 را در اختيار گرفت.
نتيجهء عمليات در روز 2 / 3 / 1361 بسيار درخشان بود و ميتوان گفت قرارگاه كربلا (سرفرماندهي) به هدف خود كه محاصرهء كامل خرمشهر بود رسيد.
اسراي دشمن در اين روز به 2830 نفر بالغ شدند كه 56 نفر از آنها از افسران بودند.
در اواخر روز 2 / 3 / 1361، قرارگاه كربلا پس از بررسي آخرين وضعيت، تصميم به وارد كردن نيروها به شهر با صدور دستور جزء به جزء شمارهء 10 نمود:
. . . و به قرارگاه فتح ماموريت داده ميشود با ورود به خرمشهر، شهر را از نيروهاي دشمن پاكسازي نمايد.
همچنين سه دستگاه از پلهاي شناور موجود روي رودخانهء كارون، جمعآوري و در منطقهء شرق خرمشهر در مناطق حفار، مارد و شيرپاستوريزه نصب گرديد و نيروهاي تيپ23 نوهد و تكاوران نيروي دريايي با هدايت ناخدا افضلي با عبور از كارون، در اين نقاط، از شرق هم، خرمشهر را مورد تهديد قرار دادند:
[External Link Removed for Guests]
ساعت 3 بامداد روز 3 / 3 / 1361 يك دستگاه پل شناور روسي از نوع پيامپي در منطقهء مارد نصب گرديد و عناصري از تيپ23 نوهد به بخش شرقي شهر وارد شدند.
در تاريكي شب، تعدادي از افسران ارشد دشمن، با استفاده از قايق و عبور از اروند، اقدام به فرار نمودند كه اين قايقها، توسط تكاوران نيروي دريايي هدف قرار گرفتند.
دشمن در ساعت 3:50 و 11 صبح و 13:30 روز 3 / 3 / 1361 از سمت شلمچه به يگانهاي نصر2 و 3 حمله كردند و سعي كردند از طريق جادهء پلنو، حلقهء محاصرهء خرمشهر را بكشنند ولي طي نبردي بسيار سنگين، يگانهاي نصر3، با دادن تلفات و ضايعات زياد به دشمن، آنها را به عقب راندند.
ساعت 9:15 دشمن با نيروهاي موجود خود در شمال نهر خين و يگانهاي تقويتي كه با استفاده از پل شناور روي اروندرود به اين منطقه وارد كرده بودند، به سمت شمال و به منظور تصرف و آزادسازي جاده مرزي خرمشهر – خين دست به حملهء بسيار شديد زد تا بتواند نيروهاي محاصره شدهء خود در خرمشهر را نجات دهد. موج حملات دشمن كه هر بار با تحمل و ضايعات فراوان همراه بود، چندين بار با شدت تكرار
گرديد و سرانجام در ساعت 6 بعد از ظهر، دشمن كه از اين عملياتهاي خود نتيجهاي بدست نياورده بود، يگانهاي درگير خود در اين حملات (تيپ30 و 36 زرهي و تيپ25 مكانيزه و چند تيپ پيادهء ديگر) را به مواضع دفاعي عقب كشيد.
يگانهاي نصر2 و فجر3 در مقابل حملات ذكر شدهء دشمن، پايداري بسياري نشان دادند.
ساعت 11 صبح در حالي كه درگيري شديد بين نيروهاي مزبور و نيروهاي قرارگاه نصر در شمال نهر خين جريان داشت، يگانهاي قرارگاه فتح از سمت غرب و خيابان كشتارگاه به سهولت وارد شهر شدند. مقاومت دشمن ضعيف بود. در ناحيهء گمرك خرمشهر در كنار اروندرود، مقاومت اندكي وجود داشت كه به سرعت منهدم گرديد.
[External Link Removed for Guests]
ساعت 12 نيروهاي ما از سه طرف شمال، شرق و غرب وارد شهر شدند. دشمن پس از 24 ساعت محاصرهء نفسگير، راهي به جز تسليم يا مرگ نداشت. نيروهاي موجود در شهر عناصري متشكل از 14 تيپ پياده و زرهي، تعدادي گردان مستقل و نيروهاي جيشالشعبي بودند. ساعت 2 بعد از ظهر، خرمشهر به طور كامل تصرف و پرچم ايران بر فراز مسجد جامع و پل تخريب شدهء خرمشهر به اهتزاز درآمد و اين شهر پس از 578 روز اسارت (از 4 آبان 1359 تا ظهر 3 ارديبهشت 1361) آزاد گرديد.
تعداد اسراي تخليه شده از خرمشهر به بيش از 14000 نفر بالغ گرديد كه بين آنها 268 نفر از افسران ارشد نيز وجود داشت.
منابع:
1- پروندهء عملياتي طرح كربلا3: بايگاني معاونت عمليات و اطلاعات نيروي زميني ارتش
2- خاطرات تيمسار شهيد علي صياد شيرازي (كتاب ناگفتههايي از جنگ)
با اين تفاصيل و در حالي كه توان رزمي نيروهاي ما پس از 9 روز درگيري مداوم و پيكار خونين، طبعن كاسته شده بود، سرفرماندهي تصميم گرفت كه هرچه سريعتر و قبل از آنكه دشمن، پدافند از خرمشهر را بيش از اين محكم نموده و نيروهاي تازهنفس و اضافي به اين حبهه گسيل نمايد، با تمركز توان كافي، فتح خرمشهر را فيصله دهيم.
پس از اخذ تصميم و تشكيل يك جلسه شور ستادي در 18 / 2 / 1361 و صدور پارهاي دستورات شفاهي براي آمادگي يگانها، قرارگاه كربلا در اولين ساعات روز 19 / 2 / 1361 با صدور دو دستور جزء به جزء عملياتي به شمارههاي 3 و 4 به قرارگاههاي سهگانه دستورات لازم را در مورد ادامهء عمليات ابلاغ نمود.
[External Link Removed for Guests]
در دستور جزء به جزء شمارهء3، قرارگاه كربلا، هدف خود را مبني بر تامين شلمچه و خرمشهر اعلام نموده و با واگذاري 4 تيپ اضافي به قرارگاه نصر ماموريت داد كه ضمن ادامهء پدافند در جبههء غربي (خاكريز دژ)، در منطقهء جبههء جنوبي خود تك نموده و همزمان با قطع راههاي عقبنشيني دشمن از شلمچه، خرمشهر را تامين و پاكسازي نمايد.
ماموريت ابلاغي به قراگاه قدس، عبارت بود از پيشروي در منطقه به منظور اخذ تماس مجدد با دشمن و رسيدن به به خط مرز در منطقهء «محوله» و سپس پدافند در امتداد خط مرز. (طلايه – كوشك – شمال پاسگاه كيلومتر25) در اجراي اين دستور، قرارگاه قدس با تشكيل تيپهاي ادغامي به نام قدس 1 ، 2 ، 3 ، 4 و 5 از ساعت 6 صبح روز 19 / 2 / 1361 براي اخذ تماس مجدد با دشمن در چهار محور به شرح زير به پيشروي پرداخته و تيپ 2 زرهي (تانكهاي چيفتن) را در احتياط قرار داد:
[External Link Removed for Guests]
يگانهاي قرارگاه قدس در روز 19 / 2 / 1361 به خط عمومي پاسگاه ژاندارمري كياندشت در جفير رسيده و آمادهء عبور از اين خط و ادامهء پيشروي به سمت جنوب گرديدند.
با آزاد شدن مناطق جنوب كرخهكور، ژاندارمري ناحيهء خوزستان، پاسگاههاي ژاندارمري حميد، هويزه و حسينيه را اگرچه نيمهمخروبه شده بودند ولي به همان حال گشايش نموده و پرسنل ژاندارمري در آن مستقر گرديدند.
سرفرماندهي عمليات، از نيروي هوايي نيز خواست كه نيروهاي دشمن را كه در محورهاي جفير در حال عقبنشيني بودند هدف قرار داده و حركات آنها را مختل نمايد.
در اين عمليات، تدبير قرارگاه نصر اين بود كه در جبههء باختري با نصرهاي 1 و 3 براي رساندن خود به خط مرز و در جبههء جنوبي با نصرهاي 3 ، 7 ، 5 و 6 به ترتيب از راست به چپ براي احاطه و آزادسازي خرمشهر تك نمايد.
طرح قرارگاه نصر براي محاصره و تصرف خرمشهر
[External Link Removed for Guests]
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
عمليات شب 19 / 2 / 1361 و روز 20 / 2 / 1361
ساعت 22:45 روز 19 / 2 / 1361 سرفرماندهي (قرارگاه كربلا) با ابلاغ كد به قرارگاه نصر، فرمان آغاز حملهء نيروهاي قرارگاه مذكور را به منظور احاطه و آزادسازي خرمشهر بر اساس دستور جزء به جزء شمارهء 3 صادر كرد.
تا ساعت 23:10 كلية يگانهاي تكرو و قرارگاه نصر با دشمن درگير شده و نبرد بسيار سنگيني بين طرفين درگرفته بود. در اين عمليات، تلفات و ضايعات دو طرف سنگين بود و يك فروند ميگ23 عراقي در منطقهء نصر5 سرنگون گرديد.
ارزيابي نتيجهء اين عمليات كه با شركت حدود 10 تيپ از نيروهاي سپاه و ارتش انجام شده بود نشان ميداد كه دشمن مصمم به پايداري سرسختانه بوده و كار فتح خرمشهر به سادگي ميسر نخواهد بود.
فرماندهي مشترك قرارگاه كربلا تصميم گرفت با واگذاري نيروهاي اضافي به قرارگاه نصر و افزايش توان رزمي آن كه در عمليات شب قبل، تقليل يافته بود، مجددن در شب 21 ارديبهشت با ادامهء تك و مداومت فشار بر دشمن تلاش نمايد.
بزرگترين عمليات جابهجايي نيرو
در طول شب 19 منتهي به ساعت صفر 20 / 2 / 1361، نيروي هوايي بنا با درخواست سرفرماندهي، تعداد 6 هزار نفر از نيروهاي تقويتي را با هواپيماهاي 747 از مشهد به پايگاه هوايي اميديه منتقل نمودند كه اين جابهجايي از نظر تعداد نفرات و سرعت و زمان كوتاه اجرا (فقط چند ساعت) بزرگترين عمليات ترابري نيروي هوايي در جنگ بود. افراد منتقل شده به پايگاه اميديه، به وسيلهء هليوكوپترهاي CH-47 (شينوك) و اتوبوس، به خطوط مقدم منتقل گرديدند.
در پايان روز 20 / 2 / 1361، يگانهاي قرارگاه قدس بدون اخذ تماس با دشمن، در حدود خط عمومي پادگان حميد – جفير – پاسگاه برزگر مستقر شده و قدس3 كه در محور جفير – طلايه عمل ميكرد از حوالي طلايه قديم، زيرآتش توپخانهء دشمن قرار گرفته بود. اما در منطقهء قرارگاه فتح درگيري به صورت تبادل پراكندهء آتش توپخانه، جريان داشت.
21 / 2 / 1361
ساعت 23:10 روز 20 / 2 / 1361 قرارگاه كربلا با اعلام كد «يا علي ابن ابيطالب» به قرارگاه نصر دستور داد كه هجوم خود به دشمن را آغاز نمايد، اما به دليل عدم آمادگي و مشكل ادغام نيروهاي تازهنفس، عمليات در ساعت 2:06 دقيقه بامداد روز 21 / 2 / 1361 عمليات آغاز شد.
نيروهاي نصر 2 ، 3 و 7 ضمن درگيري بسيار شديد، پيشروي نموده و در ساعت 4:40 عناصر نصر7 (تيپ25 پياده و تيپ55 هوابرد شيراز) به جادهء آسفالتهء شلمچه رسيده و آن را قطع كردند ولي با مقاومت و پاتك سنگين دشمن نتواستند جاده را نگهدارند و به مواضع اوليهء خود عقب زده شدند. نصرهاي 2 و 3 نيز نتوانستند كاري از پيش ببرند.
متاسفانه عمليات شب 21 / 2 / 1361 نتيجهاي دربرنداشت.
22 تا 24 / 2 / 1361
در روزهاي 22 و 23 ارديبهشت درگيري عمدهاي بين طرفين نبود.
روز 23 ارديبهشت، در تهران، فرمانده نيروي زميني ارتش با معاونت اطلاعات و عمليات و تعدادي از افسران معاونت مزبور، يك جلسه براي بررسي و پيدا كردن راهكار مناسب جهت آزادسازي خرمشهر برگزار نموده و پيشنهاداتي به سرفرماندهي قرارگاه كربلا ارائه كردند. در اين راهكارها، ادامهء تك در باختر مرز و تهديد شرق بصره به عنوان عاملي كه شدت پايداري دشمن در نگهداري خرمشهر را كاهش داده و يا خنثا خواهد نمود در نظر گرفته شده بود. در واقع تهديد شرق بصره، مقدم بر آزادسازي خرمشهر درنظر گرفته شده بود. اين نكته مسلم بود كه تهديد بصره، منجر به بستن عقبهء نيروهاي عراقي در شلمچه و خرمشهر ميشود. اما با طولاني شدن عمليات و پايداري سرسختانهء دشمن بعثي و خستگي نيروهاي خودي، توان رزمي مناسبي براي ادامهء پيشروي در شرق بصره مشاهده نميشد.
اخبار و اطلاعات واصله همچنان حاكي از آن بود كه دشمن نسبت به اعزام نيرو از ساير مناطق، به ويژه منطقهء غرب به جبههء جنوب مشغول است و با استقرار يگانهاي پياده در خطوط مقدم جبهه و ايجاد خاكريزهاي مرتفع، كماكان مواضع خطوط پدافندي خود را تقويت مينمود.
روز 23 / 2 / 1361 و صبح روز 24 / 2 / 1361 بدون حادثهء عمدهاي سپري شد. اما ساعت 3 بعد از ظهر آتش توپخانهء دشمن در جناح راست قدس3 بسيار شديد شده و ناگهان يگانهاي زرهي دشمن به مواضع ما حملهور شدند. گروه رزمي ما در اثر فشار دشمن نتوانست مقاومت كند و تا 3 كيلومتري شمال پاسگاه شهابي، عقب رانده شدند. در اين عمليات دشمن، 6 شهيد، 28 مجروح، 29 اسير تحمل كرديم و اكثر تجهيزات از جمله 7 دستگاه نفربر را از دست داديم و خاكريز گردان سوار زرهي و پاسگاه ژاندارمري شهابي به تصرف دشمن درآمد.
[External Link Removed for Guests]
عمليات دشمن در پهلوي راست قرارگاه قدس به مانند يك زنگ خطر در گوش قرارگاه مركزي صدا كرد و به پارهاي خوشباوريها در مورد زوال و ناتواني ارتش عراق خاتمه داد و معلوم شد برخلاف خوشخياليهاي خيليها، ماشين جنگي دشمن، هنوز سرحال و حاضر به كار است. حوادث بعدي و اقدامات دشمن نشان داد كه آنها قصدي براي تصرف مجدد جفير يا قطع جاده اهواز – خرمشهر و پيشروي به سوي كارون ندارد، اگرچه به يك سري حملات در اين منطقه و به ويژه كوشك دست زد اما قصد وي جلوگيري از پيشروي بيشتر نيروهاي ما به طرف مرز و متوقف كردن آنها بود نه تصرف مجدد سرزمينهاي آزاد شده و در حقيقت استراتژي عملياتي دشمن، پدافند بود نه آفند. البته بايد گفت كه برآوردهاي انجام شده در مورد راهكارهاي احتمالي دشمن، هيچيك منطقي و غيراصولي نبودند و عقل و احتياط، لزوم پيشگيري و انجام اقدامات لازم براي مقابله با حركات احتمالي دشمن را ضروري ميشمرد.
25 تا 30 / 2 / 1361
روز 25 ارديبهشت، قدس5 (تيپ37 زرهي و تيپ پياده امام رضا) برابر طرح قبلي در ساعت 6:20 در منطقه قرارگاه قدس، تك نموده و با متلاشي كردن عناصر تاميني دشمن در شرق خط مرز، موفق گرديد خط دژها را از دژ شمارهء 10 تا 14 اشغال نمايد.
قدس4 (تيپ58 ذوالفقار و تيپ ثارا... سپاه) به پيشروي در منطقه ادامه داد و به كوشك نزديك گرديد.
ساعت 6:30 روز 26 / 2 / 1361 دشمن در منطقهء قدس4 اقدام به تك و درگيري شديد نمود كه تا ساعت 9 صبح ادامه يافت و تك دشمن خنثا گرديد.
برابر عكسهاي تهيه شده توسط هواپيماهاي RF-4E، عراق با نصب يك پل شناور طويل روي اروندرود در حوالي جزيرهء بوارين، منطقهء خرمشهر و شلمچه را از طريق اين پل به كرانهء جنوبي رودخانه (خاك عراق) مرتبط نموده بود كه احداث اين پل، اقدامي احتياطي در مقابله با قطع احتمالي جادهء آسفالتهء شلمچه – پل نو و محاصرة خرمشهر ميبود.
به عنوان يك تدبير جديد، سرفرماندهي، به منظور جبران توان رزمي كاهش يافته و كمبود نيرو و تمركز هرچه بيشتر قوا در منطقهء عملياتي بيتالمقدس، براي اجراي مراحل سوم و چهارم طرح عملياتي كربلا3، تصميم گرفت كه تمامي لشگر77 پياده را از منطقهء پدافندي فتحالمبين به منطقهء عملياتي بيتالمقدس انتقال داده و به جاي آنها، يك قرارگاه جديد عملياتي به نام قائم با چند تيپ مستقل تشكيل دهد كه پدافند از منطقهء آزاد شدهء فتحالمبين را عهدهدار شود. فرماندهي ستاد قرارگاه قائم (سرهنگ توپخانه منوچهر دژاكام) از تهران اعزام شد و محل استقرار پاسگاه فرماندهي اين قرارگاه، در منطقهء «چنانه» بود.
در اوائل روز 26 / 2 / 1361، سرفرماندهي، دستور عملياتي جزء به جزء شمارهء 8 خود را تهيه و جهت اجرا به قرارگاههاي تابعه اعلام نمود. در اين دستور قرارگاه كربلا، منظور خود را در قالب «آخرين وضعيت» به شرح زير بيان مينمايد:
. . . تهديد متجاوز در منطقهء كوشك – طلايه و كوشك – پاسگاه كيلومتر25 رو به افزايش است و يگانهاي خودي مستقر در اين مناطق، هدف تكهاي محدود و آتش دشمن قرار گرفتهاند. قصد متجاوز براي قطع جادهء مواصلاتي اهواز – خرمشهر به منظور برهم زدن سازمان و گسترش ما براي تامين خرمشهر و يا ايجاد تاخير و توقف در ادامهء عمليات كربلا3 بسيار محتمل ميباشد. بنابراين استقرار يك پدافند مطمئن در طول خط مرز و در نواحي مذكور و جلوگيري از هرگونه پيشروي مجدد متجاوز در نقاط آزاد شده، ضرورت دارد.
با اينكه دستور جزء به جزء شمارهء 8 بيشتر جنبهء پدافندي داشت و اكثر دستورات ابلاغي به قرارگاههاي تابعه، مربوط به عمليات پدافندي بود سرفرماندهي (قرارگاه كربلا) اجراي ماموريتهاي آفندي براي تكميل آزادسازي مناطق اشغالي و به ويژه خرمشهر را از نظر دور نداشت و دستورات زير را نيز در دستور جزء به جزء ياد شده به قرارگاههاي تابعه ابلاغ نمود:
- قرارگاه قدس: تلاش براي تامين خطوط مرزي در منطقه
- قرارگاه فتح: آمادگي براي تامين شلمچه و قطع راه فرار و تقويت دشمن در منطقهء خرمشهر با تيپهاي 14 امامحسين و 8 نجف.
- قرارگاه نصر: آماده شدن براي احاطه و تامين و پاكسازي خرمشهر.
- قرارگاه فجر3: آمادگي براي اجراي تك در منطقهء نهر عرايض و كمك به قرارگاه نصر در تامين خرمشهر.
ساعت 1:30 بامداد روز 27 / 2 / 1361، قدس2 در منطقهء محوله در جنوب كوشك تك نموده و با انهدام عناصر پوششي دشمن، قسمتي از خط دژها را اشغال كردند.
ساعت 5:30 دشمن دست به پاتك زد كه با تحمل ضايعات و تلفات، مجبور به عقبنشيني گرديد.
روز 28 / 2 / 1361 بدون حادثهء عمدهاي سپري گرديد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
برعكس روز قبل كه جبهه آرام بود، در روز 29 / 2 / 1361 درگيريها شدت گرفت و در اوائل بامداد، دشمن در مناطقي از قرارگاه قدس و فتح، دست به حمله زد. حملهء دشمن در منطقهء پاسگاه كيلومتر 25 كه در ساعت 4:30 آغاز شد با مقاومت شديد فتح1 مواجه شده و دشمن با تحمل تلفات و ضايعات سنگيني در ساعت 9 صبح مجور به عقبنشيني گرديد.
ساعت 10 صبح دشمن مجددن تلاش نمود كه مواضع مقدم فتح1 را تصرف كند كه اين باز نيز با تلفات و ضايعات زياد، مجبور به عقبنشيني گرديد.
تلاش سوم متجاوزان بعثي در منطقهء فتح1 در ساعت 5 بعد از ظهر آغاز شد كه فعاليت دشمن براي تصرف مواضع فتح1 در اثر مقاومت بسيار شديد نيروهاي خودي و پشتيباني موثر توپخانه، خنثا گرديد.
همچنين در ساعت 5 بامداد، دشمن در مناطق قدسهاي 2 ، 4 و 5 اقدام به تك نمود و درگيري بسيار شديدي ايجاد گرديد كه تا ساعت 11 صبح ادامه يافت. سرانجام متجاوز با برجاي گذاشتن تلفات و ضايعات سنگين، مجبور به عقبنشيني گرديد و پس از آن تا ساعت 15:30 تبادل آتش شديدي در جريان بود و حدود ساعت 4 بعد از ظهر، دشمن مجددن در منطقهء قدس5 (يگان شمالي همجوار فتح1) دست به حمله زد كه با پايداري سرسختانهء يگانهاي قدس5 دشمن با قبول ضايعات و تلفات عقب نشست و تعداد كثيري نيز به اسارت درآمدند.
نتيجهاي كه از حملات عراق در روز 29 / 2 / 1361 عايد نيروهاي ما گرديد، اطمينان از كفايت و قدرت پدافندي در مناطق قرارگاههاي قدس، فتح و نصر بود و لذا ميشد كه به عمليات اصلي در جبههء خرمشهر پرداخت.
عمليات روز 30 تا 31 / 2 / 1361
سرانجام پس از چند روز بررسي، قرارگاه كربلا دستور عملياتي جزء به جزء شمارهء 9 را جهت محاصرهء نهايي خرمشهر صادر كرد. براين اساس قرار شد يك حملهء جبههاي به مواضع دشمن انجام شود و پيشروي مستقيم به سمت جنوب تا كرانهء اروندرود در حد فاصل غرب جادهء اهواز – خرمشهر تا خط مرز يعني جبههاي به عرض 16 تا 17 كيلومتر كه به محاصرهء خرمشهر منجر ميگرديد.
انتخاب اين راهكار به اين دليل بود كه در حد فاصل رودخانههاي كارون تا جادهء اهواز – خرمشهر به علت وجود مواضع و خاكريزهاي پدافندي در عمق و موانع و ميادين مين عميق و وسيع، اجراي گسترش و مانور بسيار مشكل و احتمال پيروزي بعيد بود و چون راههاي ورودي و خروجي شهر از سمت غرب باز بود، لذا تصرف و پاكسازي آن بسيار مشكل و نياز به جنگ كوچه به كوچه در شهر داشت، آن هم شهري كه يكسره به موضع و ميدان مين و سنگر تبديل شده بود. بنابراين تنها معبر مناسب براي حمله به شهر، حد فاصل جاده تا مرز بود، يعني منطقهء غرب خرمشهر كه دشمن فرصت نيافته بود در آن مانند شرق جاده خاكريز زده و ايجاد مواضع و مانع نمايد.
قسمتهايي از دستور جزء به جزء شمارهء 9 قرارگاه كربلا مورخهء 30 / 2 / 1361 :
. . . در ادامهء مرحلهء سوم عمليات بيتالمقدس، قرارگاه عملياتي كربلا در جنوب، در ساعت (؟) روز (؟) با به كار بردن قرارگاه فتح در خاور (چپ) و قرارگاه فجر3 در وسط و قرارگاه نصر در باختر (راست) تك نموده و نيروهاي دشمن را در منطقه منهدم و خرمشهر را تامين و در ساير مناطق به پدافند خود ادامه داده و با اجراي تكهاي محدود، دشمن را درگير مينمايد.
طرح نهايي قرارگاه كربلا براي محاصرهء خرمشهر از غرب
[External Link Removed for Guests]
در ساعات اوليهء روز 31 / 2 / 1361 دشمن در منطقهء قدس2 (حوالي جنوب كوشك) دست به حمله زد كه با هوشياري يگانها، حملهء دشمن دفع گرديد. در ساير مناطق، درگيري به صورت تبادل آتش بود.
برابر اطلاعات واصله از طريق شنود بيسيمهاي عراقي، اتومبيل حامل سرهنگ ستاد احمد زيدان فرمانده تيپ113 پياده عراق كه ضمنن فرماندهي نيروهاي مستقر در خرمشهر را نيز بر عهده داشت بر اثر برخورد با مين در ميدان مين داخل شهر، منهدم شده و فرماندهء مزبور به هلاكت رسيده بود.
به سوي خرمشهر
عمليات سنگين روزهاي 1 / 3 / 1361 تا 4 / 3 / 1361
روز 1 / 3 / 1361 درگيري كماكان به صورت تبادل آتش ادامه داشته و يگانهاي قرارگاههاي فجر و نصر كه بايستي در عمليات خرمشهر شركت نمايند به تكميل، تغيير، گسترش و شناسايي مشغول بودند.
ساعت 5:50 بامداد، مجتمع پتروشيمي ايران – ژاپن در ماهشهر، توسط 4 فروند هواپيماي ميراژ-اف1 عراق مورد هجوم قرار گرفت و خسارات بسيار سنگيني به بار آمد و دهها تن كشته شدند.
بالاخره ساعت 2:30 بامداد روز 1 / 3 / 1361 سومين تلاش براي آزادسازي خرمشهر بر اساس دستور جزء به جزء شمارهء 9 با آغاز گرديد.
دشمن در مقابل تك غافلگير كنندهء نيروهاي خودي در منطقهء خرمشهر و پلنو مجور به ترك خاكريزهاي دفاعي خود يكي پس از ديگري شده و ساعت 4:30 بامداد، جادهء آسفالتهء شلمچه – خرمشهر (جادهء پلنو) در محدودهء منطقهء نيروهاي نصر3 و فجر3 آزاد گرديده و نيروهاي دشمن، تحت فشار شديد، به پشت نهر عرايض و نهر خين عقب رانده شدند.
با تصرف جاده مرزي پاسگاه خيمن و خود پاسگاه مرزي، ارتباط زميني دشمن با خرمشهر قطع شد و شهر عملن به محاصره درآمد.
ساعت 2 بعد از ظهر، فجر3 به اروندرود رسيده و در حاشيهء شمالي آن گسترش يافتند و بدين ترتيب قرارگاههاي فجر3 و فتح، ماموريت واگذاري در دستور جزء به جزء شمارهء 9 را با موفقيت كامل انجام دادند.
در برابر تك سريع و غافلگير كنندهء نيروهاي ما، دشمن دچار وحشت و سرگرداني شديد شده و نتوانست عكسالعمل مناسبي نشان دهد. ارتباط يگانهاي دشمن با يكديگر قطع و فرار سربازان و درجهداران و سربازان از منطقهء خرمشهر، گوياي از هم پاشيدگي سازمان يگانهاي دشمن در خرمشهر بود.
نصر 2 و 3 با مقاومت شديد دشمن در منطقهء شلمچه مواجه و با ميادين مين متوالي روبهرو شدند و پيشروي آنها كند گرديد. نصر3 با ادامهء تلاش، سرانجامن موفق شد خط دژ در منطقهء محوله را به تصرف درآورد و نصر2 كه در نخلستانها، درگير پيكاري سخت و سنگين و گاهن تنبهتن با دشمن بود خود را تا 1.5 كيلومتري اروندرود جلو كشيد. در اين عمليات 1563 نفر به اسارت درآمدند، تعدادي تانك منهدم شد و يك فروند هليكوپتر ميل24 كه به علت نقص فني فرود آمده بود به غنيمت گرفته شد.
قدس1 و قدس4 نيز در مناطق تعيين شده دست به حمله زدند. قدس1 پس از مدتي پيشروي به علت برخورد با دشمن و طولاني شدن مسير با تصويب سرفرماندهي، به عقب برگشت. اما قدس4 با دشمن درگير و 18 تانك تي62 عراق را منهدم كرده و تلفات زيادي وارد آورده بود.
گزارشات اطلاعاتي از RF-4E نشان ميداد كه دشمن نيروهايش را از مقابل قرارگاه قدس برداشته و به خرمشهر فرستاده است، لذا عمدهء قواي متجاوز در مناطق مرزي طلايه و كوشك، احتمالن به پشت خط دژها عقبنشيني نموده است. لذا ساعت 21:30 روز 2 / 3 / 1361 قرارگاه قدس به قدس1 و 4 دستور داد كه در مناطق محوله مجددن پيشروي نمايند. قدس1 بدون برخورد با دشمن به راحتي 6 كيلومتر پيشروي كرده و در خاكريزهاي پس از پاسگاه شهابي كه در اثر هجوم مورخهء 24 / 2 / 1361 به اشغال درآمده بودند، مستقر شد.
قدس4 با عقبنشيني دشمن از تپه كوشك (شمالغربي پاسگاه كوشك)، تپهء مذكور را تصرف و قسمتي از خط دژ در منطقهء قدس4 را در اختيار گرفت.
نتيجهء عمليات در روز 2 / 3 / 1361 بسيار درخشان بود و ميتوان گفت قرارگاه كربلا (سرفرماندهي) به هدف خود كه محاصرهء كامل خرمشهر بود رسيد.
اسراي دشمن در اين روز به 2830 نفر بالغ شدند كه 56 نفر از آنها از افسران بودند.
در اواخر روز 2 / 3 / 1361، قرارگاه كربلا پس از بررسي آخرين وضعيت، تصميم به وارد كردن نيروها به شهر با صدور دستور جزء به جزء شمارهء 10 نمود:
. . . و به قرارگاه فتح ماموريت داده ميشود با ورود به خرمشهر، شهر را از نيروهاي دشمن پاكسازي نمايد.
همچنين سه دستگاه از پلهاي شناور موجود روي رودخانهء كارون، جمعآوري و در منطقهء شرق خرمشهر در مناطق حفار، مارد و شيرپاستوريزه نصب گرديد و نيروهاي تيپ23 نوهد و تكاوران نيروي دريايي با هدايت ناخدا افضلي با عبور از كارون، در اين نقاط، از شرق هم، خرمشهر را مورد تهديد قرار دادند:
[External Link Removed for Guests]
ساعت 3 بامداد روز 3 / 3 / 1361 يك دستگاه پل شناور روسي از نوع پيامپي در منطقهء مارد نصب گرديد و عناصري از تيپ23 نوهد به بخش شرقي شهر وارد شدند.
در تاريكي شب، تعدادي از افسران ارشد دشمن، با استفاده از قايق و عبور از اروند، اقدام به فرار نمودند كه اين قايقها، توسط تكاوران نيروي دريايي هدف قرار گرفتند.
دشمن در ساعت 3:50 و 11 صبح و 13:30 روز 3 / 3 / 1361 از سمت شلمچه به يگانهاي نصر2 و 3 حمله كردند و سعي كردند از طريق جادهء پلنو، حلقهء محاصرهء خرمشهر را بكشنند ولي طي نبردي بسيار سنگين، يگانهاي نصر3، با دادن تلفات و ضايعات زياد به دشمن، آنها را به عقب راندند.
ساعت 9:15 دشمن با نيروهاي موجود خود در شمال نهر خين و يگانهاي تقويتي كه با استفاده از پل شناور روي اروندرود به اين منطقه وارد كرده بودند، به سمت شمال و به منظور تصرف و آزادسازي جاده مرزي خرمشهر – خين دست به حملهء بسيار شديد زد تا بتواند نيروهاي محاصره شدهء خود در خرمشهر را نجات دهد. موج حملات دشمن كه هر بار با تحمل و ضايعات فراوان همراه بود، چندين بار با شدت تكرار
گرديد و سرانجام در ساعت 6 بعد از ظهر، دشمن كه از اين عملياتهاي خود نتيجهاي بدست نياورده بود، يگانهاي درگير خود در اين حملات (تيپ30 و 36 زرهي و تيپ25 مكانيزه و چند تيپ پيادهء ديگر) را به مواضع دفاعي عقب كشيد.
يگانهاي نصر2 و فجر3 در مقابل حملات ذكر شدهء دشمن، پايداري بسياري نشان دادند.
ساعت 11 صبح در حالي كه درگيري شديد بين نيروهاي مزبور و نيروهاي قرارگاه نصر در شمال نهر خين جريان داشت، يگانهاي قرارگاه فتح از سمت غرب و خيابان كشتارگاه به سهولت وارد شهر شدند. مقاومت دشمن ضعيف بود. در ناحيهء گمرك خرمشهر در كنار اروندرود، مقاومت اندكي وجود داشت كه به سرعت منهدم گرديد.
[External Link Removed for Guests]
ساعت 12 نيروهاي ما از سه طرف شمال، شرق و غرب وارد شهر شدند. دشمن پس از 24 ساعت محاصرهء نفسگير، راهي به جز تسليم يا مرگ نداشت. نيروهاي موجود در شهر عناصري متشكل از 14 تيپ پياده و زرهي، تعدادي گردان مستقل و نيروهاي جيشالشعبي بودند. ساعت 2 بعد از ظهر، خرمشهر به طور كامل تصرف و پرچم ايران بر فراز مسجد جامع و پل تخريب شدهء خرمشهر به اهتزاز درآمد و اين شهر پس از 578 روز اسارت (از 4 آبان 1359 تا ظهر 3 ارديبهشت 1361) آزاد گرديد.
تعداد اسراي تخليه شده از خرمشهر به بيش از 14000 نفر بالغ گرديد كه بين آنها 268 نفر از افسران ارشد نيز وجود داشت.
منابع:
1- پروندهء عملياتي طرح كربلا3: بايگاني معاونت عمليات و اطلاعات نيروي زميني ارتش
2- خاطرات تيمسار شهيد علي صياد شيرازي (كتاب ناگفتههايي از جنگ)
آخرین ويرايش توسط 1 on Reza6662, ويرايش شده در 0.

- پست: 4122
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۴, ۶:۱۶ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 4507 بار
- سپاسهای دریافتی: 4337 بار
- تماس:
آلبوم تصاوير
آلبوم تصاوير (همگي متعلق به 30 ارديبهشت تا 4 خرداد 1361)
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]

- پست: 1790
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۶ فروردین ۱۳۸۵, ۳:۴۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 8 بار
- سپاسهای دریافتی: 258 بار

- پست: 4122
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۴, ۶:۱۶ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 4507 بار
- سپاسهای دریافتی: 4337 بار
- تماس:
بيت المقدس به روايت صياد شيرازي
بيتالمقدس به روايت صياد شيرازي
تيمسار شهيد «علي صياد شيرازي» در سال 1372 با حضور در مسجد كوي دانشگاه تهران، طي يك سخنراني به شرح عمليات افتخارآفرين «بيتالمقدس» يا آزادسازي خرمشهر، پرداخت.
در عمليات «بيتالمقدس» كه بعدها به نام «فتح خرمشهر» معروف شد، ما در جبههاي به طول 170 كيلومتري مبارزه كرديم، در اين عمليات قرارگاه قدس، فتح و نصر با توجه به تجربه عمليات طريقالقدس، ثامنالائمه و فتحالمبين، نبرد سنگيني را در منطقهاي به وسعت 6 هزار كيلومتر مربع آغاز كردند.
شهيد صياد شيرازي افزود: در اين عمليات كه ما اول در طول جاده اهواز و خرمشهر، كه خاكريز دشمن در طرف شرق بود، عمليات را آغاز كرديم. مرحله دوم پيشرفت دژ مرزي بود و مرحله سوم، دنبال كردن دشمن از شمال تا كوشك و بالاخره مرحله چهارم در خود شلمچه بود. ما سه بار متوالي حمله كرديم و تلفاتي در اين سه بار به ما وارد شد. در اين عمليات شهيد خرازي، شهيد زنده كاظمي، فرمانده تيپ نجف اشرف آن موقع و لشكر 88 اكنون، يك تيپ از هوابرد ارتش كه فرماندهي آن تيپ هنوز زنده است و مسؤوليت بالايي را دارد، اينها سه بار متوالي حمله كردند و تلفات سنگيني وارد شد كه يك دفعه ديديم فرماندهي در جلسهاي ما را جواب كردند و گفتند، شما چه جوري ميگوييد لشكر و تيپ! در صورتي كه اكنون 25 روز است كه ميجنگيم و تلفات سنگيني به ما وارد شده است، مجروح زياد دادهايم و نيروها خستهاند. البته حدود پنج هزار كيلومتر را آزاد كرده بوديم و پنج هزار نيروي دشمن را اسير گرفته بوديم ولي هنوز خرمشهر آزاد نشده بود و در دست دشمن بود و به شكل غده سرطاني نمود داشت، در آن زمان از نظر فرماندهي معنا نداشت كه جنگ قطع شود، آن زمان بهترين زمان جنگ براي فتح خرمشهر بود چون اگر حمله را نيمه كاره رها ميكرديم، دشمن خود را بازسازي ميكرد و در عمليات بعدي تلفات زيادتري ميداديم.
خداي متعال در قرارگاه كربلا جرقه نوري نشانده كه طرحي را در ذهن يك طراح قرار داد و آن طرح تنها راهي بود كه ميتوانستيم خرمشهر را محاصره كنيم و بعد آن را بگيريم. ما با سردار رضايي جلسهاي قرار داديم و براي اينكه هماهنگ با يكديگر عمل كنيم اين طرح را مورد بررسي قرار داديم، اين جلسه حدود پنج دقيقه بيشتر وقت نگرفت و هر دوي ما با اميدواري و قوت قلب گفتيم اين طرح بهترين طرح براي فتح خرمشهر است كه بايد اجرا شود.
شب عمليات شروع شد، سه تا محور بود، در محور اول با يك تيپ از لشكر 21 شهيد حمزه ارتش، آنها در محور اول در همان ساعات اوليه در بين صفوف دشمن شكاف ايجاد كردند. البته بين شلمچه و خرمشهر ما بايد در هفت كيلومتر دشمن را قطع ميكرديم و خودمان را به اروندرود ميرسانديم كه تازه به مردم بگوييم خرمشهر را محاصره كردهايم تا كه مردم حضور پررنگتري در جبهه داشته باشند. محور اول توسط شهيد احمد به نحو مطلوب پيش ميرفت ولي دو محور ديگر تا ساعت 5/4 صبح باز نشد و شهيد احمد نيز داد و بيداد ميكرد كه چرا نميآييد؟ ما داريم از چپ و راست ميخوريم. خدا كمك كرد، ساعت 5 صبح بود كه ديديم از پشت بيسيم با هيجان اعلام كردند كه شهيد خرازي گفت ما داريم به طرف جلو ميرويم و نزديك رودخانه هستيم و حدود 5/6 صبح بود كه اعلام كرد ما به رودخانه رسيديم. آنقدر آنها به سرعت پيشرفته بودند كه هليكوپتر دشمن فكر ميكرد كه هنوز در آن منطقه نيروهاي خودشان ساكن هستند. نزديكهاي صبح اين هليكوپتر در فاصله پايين از خرمشهر حركت ميكرد، اين هلي كوپتر را با آرپيجي زدند، هيچكس تاكنون با آرپيجي، پدافند نظامي نكرده است. از اين صحنه تلويزيون فيلمبرداري كرده و نشان ميدهد كه چگونه در هوا هليكوپتر دشمن سرنگون ميشود البته در همان روز نزديك بود كه اين بلا سر هليكوپترهاي خودي نيز بيايد. ساعت 7 صبح بود كه شهيد خرازي با بيسيم با هيجان با ما تماس گرفت و گفت ما توانستهايم حدود هفتصد نفر نيرو جمعآوري كنيم و اجازه ميخواست كه از طرف پل خاكريزي به طرف عراقيها بزند. ما آمديم بگوييم نه ولي به خرازي گفتم اجازه بدهيد كه مشورت كنم، در ستاد جنگ نيز وقتي پيشنهاد را مطرح كردم هيچ كس نظر مثبت نداشت، همه ميگفتند اگر اين عمليات نگرفت، هفتصد نفر را از دست ميدهيم. آمدم تماس بگيريم با شهيد خرازي و بگويم اين كار را نكند، ديدم كه او زودتر تماس گرفت و پرسيد كه سرانجام مذاكره چه شد؟ آمدم بگويم كه نميشود كه گفت دارد وقت ميگذرد و ما همان جا يك تصميمي گرفتهايم، من هم گفتم جلو برويد. نيم ساعت بيشتر طول كشيد كه سر و صداي بيسيم بلند شد گفتم حتما گير افتادهاند. بيسيم را روشن كردم ديدم شهيد خرازي ميگفت كه هر چه جلوي خود را نگاه ميكنيم، ميبينيم كه عراقيها دست خود را بالا گرفتهاند، چه كار بايد كنيم؟ من فهميدم منظور او چه چيزي است. چون نيروهاي عراقي زياد بودند و نيروهاي او كم بودند و نميتوانستند نيروهاي عراقي را كنترل كنند. پيشنهاد كردم يك هليكوپتر بالا برود و ببيند كه عمق آنها تا كجاست؟ يك هليكوپتر بالا رفت و خلبان با هيجان گفت تا چشم من كار ميكند تمام عراقيها در خيابان خرمشهر دستان خود را بالا بردهاند حالا نميشد كه به اسيران عراقي بگوييم كه شما فعلا در سنگر برويد كه ما نيرو جمعآوري كنيم و بعدا شما را ببريم و بازداشت كنيم. در نهايت خداوند اين را در ذهن ما رساند كه همه رزمندگان يك خط شوند و يك قسمت آنها به طرف رودخانه و قسمت ديگر آنها به طرف جاده خرمشهر تقسيمبندي شوند و با دست به سربازان عراقي علامت دهيم كه توي جاده بروند. چشمشان كور، ما ماشين نداشتيم كه با ماشين ببريمشان، بايد پياده ميرفتند، آن هم 165 کيلومتر در جادهء خرمشهر به اهواز! البته چون در منطقه خودمان حركت ميكردند خيالمان راحت بود، در اين عمليات برخلاف معمول كه دوست داشتيم اسير زيادي از دشمن بگيريم اين دفعه دوست داشتيم بگويند كه اسيران عراقي تمام شده است؛ البته نگران بوديم كه وضعيت فرق كند و اينها ـ سربازان عراقي ـ رفتنشان تا ده صبح طول كشيد، بعد سنگرها را تصرف كرديم و تا ساعت 5 بعدازظهر طول كشيد تا اسرا را كه حدود 14 هزار و پانصد نفر بودند، بشماريم . البته دو ماه طول كشيد كه تمام مهمات آنها را سنگر به سنگر بيرون آوريم. در اين عمليات ما توانستيم شش هزار كيلومتر مربع از خاك كشور را آزاد كنيم و حدود نه هزار نفر را نيز اسير كنيم. البته ما اكنون داريم با سرمايه شهدا زندگي ميكنيم و تا زندهايم بايد اين سرمايه بزرگ را حفظ كنيم. البته فكر نكنيم اين سرمايه باقيمانده از شهدا فقط به درد جبهه و جنگ ميخورد، ما عاشق جنگيدن نيستيم ولي خود را مكلف به جنگيدن با دشمنان خود ميكنيم و هر وقت كه زمان اقتضا كند، عاشقانه ميجنگيم. يك عده فكر ميكنند كه ما جنگطلب هستيم و جنگ را دوست داريم، رزمندگان اين جور نشان دادند كه جنگ را دوست ندارند ولي در مقابل دشمنان ايران، عاشقانه ميجنگند.

تيمسار شهيد «علي صياد شيرازي» در سال 1372 با حضور در مسجد كوي دانشگاه تهران، طي يك سخنراني به شرح عمليات افتخارآفرين «بيتالمقدس» يا آزادسازي خرمشهر، پرداخت.
در عمليات «بيتالمقدس» كه بعدها به نام «فتح خرمشهر» معروف شد، ما در جبههاي به طول 170 كيلومتري مبارزه كرديم، در اين عمليات قرارگاه قدس، فتح و نصر با توجه به تجربه عمليات طريقالقدس، ثامنالائمه و فتحالمبين، نبرد سنگيني را در منطقهاي به وسعت 6 هزار كيلومتر مربع آغاز كردند.
شهيد صياد شيرازي افزود: در اين عمليات كه ما اول در طول جاده اهواز و خرمشهر، كه خاكريز دشمن در طرف شرق بود، عمليات را آغاز كرديم. مرحله دوم پيشرفت دژ مرزي بود و مرحله سوم، دنبال كردن دشمن از شمال تا كوشك و بالاخره مرحله چهارم در خود شلمچه بود. ما سه بار متوالي حمله كرديم و تلفاتي در اين سه بار به ما وارد شد. در اين عمليات شهيد خرازي، شهيد زنده كاظمي، فرمانده تيپ نجف اشرف آن موقع و لشكر 88 اكنون، يك تيپ از هوابرد ارتش كه فرماندهي آن تيپ هنوز زنده است و مسؤوليت بالايي را دارد، اينها سه بار متوالي حمله كردند و تلفات سنگيني وارد شد كه يك دفعه ديديم فرماندهي در جلسهاي ما را جواب كردند و گفتند، شما چه جوري ميگوييد لشكر و تيپ! در صورتي كه اكنون 25 روز است كه ميجنگيم و تلفات سنگيني به ما وارد شده است، مجروح زياد دادهايم و نيروها خستهاند. البته حدود پنج هزار كيلومتر را آزاد كرده بوديم و پنج هزار نيروي دشمن را اسير گرفته بوديم ولي هنوز خرمشهر آزاد نشده بود و در دست دشمن بود و به شكل غده سرطاني نمود داشت، در آن زمان از نظر فرماندهي معنا نداشت كه جنگ قطع شود، آن زمان بهترين زمان جنگ براي فتح خرمشهر بود چون اگر حمله را نيمه كاره رها ميكرديم، دشمن خود را بازسازي ميكرد و در عمليات بعدي تلفات زيادتري ميداديم.
خداي متعال در قرارگاه كربلا جرقه نوري نشانده كه طرحي را در ذهن يك طراح قرار داد و آن طرح تنها راهي بود كه ميتوانستيم خرمشهر را محاصره كنيم و بعد آن را بگيريم. ما با سردار رضايي جلسهاي قرار داديم و براي اينكه هماهنگ با يكديگر عمل كنيم اين طرح را مورد بررسي قرار داديم، اين جلسه حدود پنج دقيقه بيشتر وقت نگرفت و هر دوي ما با اميدواري و قوت قلب گفتيم اين طرح بهترين طرح براي فتح خرمشهر است كه بايد اجرا شود.
شب عمليات شروع شد، سه تا محور بود، در محور اول با يك تيپ از لشكر 21 شهيد حمزه ارتش، آنها در محور اول در همان ساعات اوليه در بين صفوف دشمن شكاف ايجاد كردند. البته بين شلمچه و خرمشهر ما بايد در هفت كيلومتر دشمن را قطع ميكرديم و خودمان را به اروندرود ميرسانديم كه تازه به مردم بگوييم خرمشهر را محاصره كردهايم تا كه مردم حضور پررنگتري در جبهه داشته باشند. محور اول توسط شهيد احمد به نحو مطلوب پيش ميرفت ولي دو محور ديگر تا ساعت 5/4 صبح باز نشد و شهيد احمد نيز داد و بيداد ميكرد كه چرا نميآييد؟ ما داريم از چپ و راست ميخوريم. خدا كمك كرد، ساعت 5 صبح بود كه ديديم از پشت بيسيم با هيجان اعلام كردند كه شهيد خرازي گفت ما داريم به طرف جلو ميرويم و نزديك رودخانه هستيم و حدود 5/6 صبح بود كه اعلام كرد ما به رودخانه رسيديم. آنقدر آنها به سرعت پيشرفته بودند كه هليكوپتر دشمن فكر ميكرد كه هنوز در آن منطقه نيروهاي خودشان ساكن هستند. نزديكهاي صبح اين هليكوپتر در فاصله پايين از خرمشهر حركت ميكرد، اين هلي كوپتر را با آرپيجي زدند، هيچكس تاكنون با آرپيجي، پدافند نظامي نكرده است. از اين صحنه تلويزيون فيلمبرداري كرده و نشان ميدهد كه چگونه در هوا هليكوپتر دشمن سرنگون ميشود البته در همان روز نزديك بود كه اين بلا سر هليكوپترهاي خودي نيز بيايد. ساعت 7 صبح بود كه شهيد خرازي با بيسيم با هيجان با ما تماس گرفت و گفت ما توانستهايم حدود هفتصد نفر نيرو جمعآوري كنيم و اجازه ميخواست كه از طرف پل خاكريزي به طرف عراقيها بزند. ما آمديم بگوييم نه ولي به خرازي گفتم اجازه بدهيد كه مشورت كنم، در ستاد جنگ نيز وقتي پيشنهاد را مطرح كردم هيچ كس نظر مثبت نداشت، همه ميگفتند اگر اين عمليات نگرفت، هفتصد نفر را از دست ميدهيم. آمدم تماس بگيريم با شهيد خرازي و بگويم اين كار را نكند، ديدم كه او زودتر تماس گرفت و پرسيد كه سرانجام مذاكره چه شد؟ آمدم بگويم كه نميشود كه گفت دارد وقت ميگذرد و ما همان جا يك تصميمي گرفتهايم، من هم گفتم جلو برويد. نيم ساعت بيشتر طول كشيد كه سر و صداي بيسيم بلند شد گفتم حتما گير افتادهاند. بيسيم را روشن كردم ديدم شهيد خرازي ميگفت كه هر چه جلوي خود را نگاه ميكنيم، ميبينيم كه عراقيها دست خود را بالا گرفتهاند، چه كار بايد كنيم؟ من فهميدم منظور او چه چيزي است. چون نيروهاي عراقي زياد بودند و نيروهاي او كم بودند و نميتوانستند نيروهاي عراقي را كنترل كنند. پيشنهاد كردم يك هليكوپتر بالا برود و ببيند كه عمق آنها تا كجاست؟ يك هليكوپتر بالا رفت و خلبان با هيجان گفت تا چشم من كار ميكند تمام عراقيها در خيابان خرمشهر دستان خود را بالا بردهاند حالا نميشد كه به اسيران عراقي بگوييم كه شما فعلا در سنگر برويد كه ما نيرو جمعآوري كنيم و بعدا شما را ببريم و بازداشت كنيم. در نهايت خداوند اين را در ذهن ما رساند كه همه رزمندگان يك خط شوند و يك قسمت آنها به طرف رودخانه و قسمت ديگر آنها به طرف جاده خرمشهر تقسيمبندي شوند و با دست به سربازان عراقي علامت دهيم كه توي جاده بروند. چشمشان كور، ما ماشين نداشتيم كه با ماشين ببريمشان، بايد پياده ميرفتند، آن هم 165 کيلومتر در جادهء خرمشهر به اهواز! البته چون در منطقه خودمان حركت ميكردند خيالمان راحت بود، در اين عمليات برخلاف معمول كه دوست داشتيم اسير زيادي از دشمن بگيريم اين دفعه دوست داشتيم بگويند كه اسيران عراقي تمام شده است؛ البته نگران بوديم كه وضعيت فرق كند و اينها ـ سربازان عراقي ـ رفتنشان تا ده صبح طول كشيد، بعد سنگرها را تصرف كرديم و تا ساعت 5 بعدازظهر طول كشيد تا اسرا را كه حدود 14 هزار و پانصد نفر بودند، بشماريم . البته دو ماه طول كشيد كه تمام مهمات آنها را سنگر به سنگر بيرون آوريم. در اين عمليات ما توانستيم شش هزار كيلومتر مربع از خاك كشور را آزاد كنيم و حدود نه هزار نفر را نيز اسير كنيم. البته ما اكنون داريم با سرمايه شهدا زندگي ميكنيم و تا زندهايم بايد اين سرمايه بزرگ را حفظ كنيم. البته فكر نكنيم اين سرمايه باقيمانده از شهدا فقط به درد جبهه و جنگ ميخورد، ما عاشق جنگيدن نيستيم ولي خود را مكلف به جنگيدن با دشمنان خود ميكنيم و هر وقت كه زمان اقتضا كند، عاشقانه ميجنگيم. يك عده فكر ميكنند كه ما جنگطلب هستيم و جنگ را دوست داريم، رزمندگان اين جور نشان دادند كه جنگ را دوست ندارند ولي در مقابل دشمنان ايران، عاشقانه ميجنگند.


- پست: 1236
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۷ مرداد ۱۳۸۵, ۳:۱۲ ب.ظ
- محل اقامت: جايي درست وسط غربت شهر...انطرف تر از اب...در کنار خورشيد...
- سپاسهای دریافتی: 65 بار
- تماس:
فتح خرمشهر تداعي كننده افتخارات دفاع مقدس است
فرمانده نيروي دريايي سپاه: فتح خرمشهر تداعي كننده افتخارات دفاع مقدس است
خبرگزاري فارس: فرمانده نيروي دريايي سپاه پاسداران اسلامي گفت: فتح خرمشهر تداعي كننده افتخارات دفاع مقدس بوده كه به عنوان يك روز به ياد ماندني در تاريخ دفاع مقدس به ثبت رسيده است.
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي منطقه مقاومت بسيج هرمزگان، صفاري افزود: در بين 97 عملياتي كه در طول دفاع مقدس صورت گرفت، فتح خرمشهر سرآمد همه عملياتها بود و بزرگداشت سوم خرداد در واقع گراميداشت ايثار و فداكاري رزمندگان اسلام در دوران دفاع مقدس است.
وي با بيان خاطراتي از فداكاري و ايمان بسيجيان در عمليات بيتالمقدس اظهار داشت: امام مرتب تأكيد ميكردند ما به تكليف عمل ميكنيم و براي نتيجه نميجنگيم و براساس اين اعتقاد و توكل به خدا بود كه خرمشهر آزاد شد.
فرمانده نيروي درياي سپاه با تشريح مراحل چهارگانه عمليات بيتالمقدس به وضعيت دشمن در منطقه اشاره كرد و ادامه داد: دشمن منطقهاي به وسعت يكهزار كيلومتر را اشتغال كرده بود و در پشت دروازههاي اهواز قرار داشت در غرب رودخانه كارون با احداث موانع و استحكامات پيشرفته و استقرار 36 هزار نفر نيرو خطوط پدافندي بسيار پيچيدهاي را ايجاد كرده بود كه عبور از چنين خطوط مرگباري در ذهن هيچكس نميگنجيد.
وي گفت: با پيروزي در عمليات فتحالمبين و در آستانه حضور مردم در جبهه استقبال چنان زياد بود كه تهيه تجهيزات براي همه آنان مقدور نبود.
صفاري در خصوص آخرين روزهاي مرحله چهارم عمليات بيتالمقدس خاطرنشان كرد: در طول 20 روز نبرد تن به تن آخرين لحظههاي عمليات، فشار دشمن زياد شد و صدام پيام داده بود كه دفاع از خرمشهر يعني دفاع از بصره و بغداد و دفاع از عراق، دشمن نيروهاي تازه نفس وارد جنگ كرده بود و اين در حالي بود كه نيروهاي ما تحليل رفته بود.
وي اضافه كرد: در اين لحظات سخت كه همه اميدها براي فتح خرمشهر به نااميدي تبديل شده بود، فرماندهان و نيروها در قرارگاه كربلا و 4 قرارگاه عمل كننده دست به دعا و توسل برداشتند و با توكل به خدا در يك نبرد سينه به سينه و نفسگير سرانجام ساعت 3 بامداد روز سوم خرداد سال1361 وارد خرمشهر شدند و تا ساعت 11 صبح با تخليه 19 هزار اسير همه شهر را پاكسازي كردند.
صفاري خاطرنشان كرد: به اين ترتيب خرمشهر كه با مقاومت 34 روزه مردم و نيروي اندك نظامي به اشغال دشمن در آمده بود در حالي كه 36 هزار نيروي عراقي در شهر مستقر بودند توسط رزمندگان اسلام آزاد شد و موجي از شور و شادي در دل مردم ايران پديد آمد.
فرمانده نيروي دريايي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي استراتژي بازدارندگي و راهبرد عمليات پيشگيرانه در مقابله با تروريسم را بهانهاي براي حضور غيرمشروع در كشورها دانست و گفت: ايران، افغانستان و عراق منتظر ناجي نيست و ما براي مقابله با سربازان آمريكايي لحظه شماري ميكنيم.
وي در پايان گفت: آمريكا در باتلاق افغانستان و عراق دست و پا ميزند و به همين دليل در مواجه با ايران دنبال عمليات رواني است تا اگر بتواند از طريق ايجاد بحرانهاي داخلي ايران را تسليم خود كند.
منبع: [External Link Removed for Guests]
خبرگزاري فارس: فرمانده نيروي دريايي سپاه پاسداران اسلامي گفت: فتح خرمشهر تداعي كننده افتخارات دفاع مقدس بوده كه به عنوان يك روز به ياد ماندني در تاريخ دفاع مقدس به ثبت رسيده است.
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي منطقه مقاومت بسيج هرمزگان، صفاري افزود: در بين 97 عملياتي كه در طول دفاع مقدس صورت گرفت، فتح خرمشهر سرآمد همه عملياتها بود و بزرگداشت سوم خرداد در واقع گراميداشت ايثار و فداكاري رزمندگان اسلام در دوران دفاع مقدس است.
وي با بيان خاطراتي از فداكاري و ايمان بسيجيان در عمليات بيتالمقدس اظهار داشت: امام مرتب تأكيد ميكردند ما به تكليف عمل ميكنيم و براي نتيجه نميجنگيم و براساس اين اعتقاد و توكل به خدا بود كه خرمشهر آزاد شد.
فرمانده نيروي درياي سپاه با تشريح مراحل چهارگانه عمليات بيتالمقدس به وضعيت دشمن در منطقه اشاره كرد و ادامه داد: دشمن منطقهاي به وسعت يكهزار كيلومتر را اشتغال كرده بود و در پشت دروازههاي اهواز قرار داشت در غرب رودخانه كارون با احداث موانع و استحكامات پيشرفته و استقرار 36 هزار نفر نيرو خطوط پدافندي بسيار پيچيدهاي را ايجاد كرده بود كه عبور از چنين خطوط مرگباري در ذهن هيچكس نميگنجيد.
وي گفت: با پيروزي در عمليات فتحالمبين و در آستانه حضور مردم در جبهه استقبال چنان زياد بود كه تهيه تجهيزات براي همه آنان مقدور نبود.
صفاري در خصوص آخرين روزهاي مرحله چهارم عمليات بيتالمقدس خاطرنشان كرد: در طول 20 روز نبرد تن به تن آخرين لحظههاي عمليات، فشار دشمن زياد شد و صدام پيام داده بود كه دفاع از خرمشهر يعني دفاع از بصره و بغداد و دفاع از عراق، دشمن نيروهاي تازه نفس وارد جنگ كرده بود و اين در حالي بود كه نيروهاي ما تحليل رفته بود.
وي اضافه كرد: در اين لحظات سخت كه همه اميدها براي فتح خرمشهر به نااميدي تبديل شده بود، فرماندهان و نيروها در قرارگاه كربلا و 4 قرارگاه عمل كننده دست به دعا و توسل برداشتند و با توكل به خدا در يك نبرد سينه به سينه و نفسگير سرانجام ساعت 3 بامداد روز سوم خرداد سال1361 وارد خرمشهر شدند و تا ساعت 11 صبح با تخليه 19 هزار اسير همه شهر را پاكسازي كردند.
صفاري خاطرنشان كرد: به اين ترتيب خرمشهر كه با مقاومت 34 روزه مردم و نيروي اندك نظامي به اشغال دشمن در آمده بود در حالي كه 36 هزار نيروي عراقي در شهر مستقر بودند توسط رزمندگان اسلام آزاد شد و موجي از شور و شادي در دل مردم ايران پديد آمد.
فرمانده نيروي دريايي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي استراتژي بازدارندگي و راهبرد عمليات پيشگيرانه در مقابله با تروريسم را بهانهاي براي حضور غيرمشروع در كشورها دانست و گفت: ايران، افغانستان و عراق منتظر ناجي نيست و ما براي مقابله با سربازان آمريكايي لحظه شماري ميكنيم.
وي در پايان گفت: آمريكا در باتلاق افغانستان و عراق دست و پا ميزند و به همين دليل در مواجه با ايران دنبال عمليات رواني است تا اگر بتواند از طريق ايجاد بحرانهاي داخلي ايران را تسليم خود كند.
منبع: [External Link Removed for Guests]
پاسگاه مرزي گدار... سراوان
جاده زابل به زاهدان ...تاسوکي
تقاطع بلوار بزرگمهر و معلم... زاهدان
بلوار ثارلله مجتمع نسترن ...زاهدان
پاسگاه مرزي ناجا... سراوان
تاريخ هيچ کدام را از ياد نخواهد برد...
جاده زابل به زاهدان ...تاسوکي
تقاطع بلوار بزرگمهر و معلم... زاهدان
بلوار ثارلله مجتمع نسترن ...زاهدان
پاسگاه مرزي ناجا... سراوان
تاريخ هيچ کدام را از ياد نخواهد برد...

- پست: 4122
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۴, ۶:۱۶ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 4507 بار
- سپاسهای دریافتی: 4337 بار
- تماس:
به ياد سوم خرداد 1361
جامع خرمشهر، قلب شهر بود كه ميتپيد و تا بود مظهر ماندن و استقامت بود.
مسجد جامع خرمشهر، مادری بود كه فرزندان خويش را زير بال و پر گرفته بود و در بیپناهی پناه داده بود و تا بود مظهر ماندن و استقامت بود و آنگاه نيز كه خرمشهر به اشغال متجاوزان بعثی درآمد و مدافعان ناگزير شدند كه به آن سوی شط خرمشهر كوچ كنند باز هم مسجد جامع، مظهر همه آن آرزوهایی بود كه جز در باز پسگيری شهر برآورده نمیشد.
مسجد جامع، همه خرمشهر بود.
این لباس عروسی من است
مطلب زير که زحمت گردآوري اش با محمدحسين عباسي ولدي است، اشاره اي دارد به آخرين روز حيات شهناز حاجي شاه. شهيد شهناز حاجي شاه از معدود زناني بود که در ايام مقاومت 35 روزه خرمشهر در سمت يک امدادگر، لباس خدمت را به جامه شهادت گره زد. او که متولد سال 1336 در شهر خرمشهر است، هنوز هم براي اهالي اين شهر يادآور حماسه هاي آن روزگار است. شهناز حاجي شاه در همان روزهاي به يادماندني مقاومت خرمشهر يعني در تاريخ هشتم مهر 1359 به شهادت رسيد و مزارش در بهشت شهداي اين شهر تجسمي از فداکاري زنان سرزمين ماست.
***
شهناز حاجي شاه در همان روزهاي به يادماندني مقاومت خرمشهر يعني در تاريخ هشتم مهر 1359 به شهادت رسيد و مزارش در بهشت شهداي اين شهر تجسمي از فداکاري زنان سرزمين ماست.
خانمي از اهالي خرمشهر تعريف مي کرد که شب قبل از شهادت با شهناز و گروهي ديگر از خواهران دور هم جمع بوديم. آن شب شهناز لباس سفيد خيلي زيبايي به تن کرد و جوراب هاي سفيد پوشيد و چادر سفيدي به سر انداخت. گفتم؛ براي چه لباس سفيد پوشيده اي؟ در اين شور و حال و جنگ و گريزها پوشيدن لباس سفيد چه مناسبتي دارد؟
گفت؛ خب، معمولاً وقتي انسان خوشحال است، بهترين لباس ها را مي پوشد.
بعد رو به بچه ها کرد و گفت؛ بلند شويد تا دو رکعت نماز بخوانيم و چند عکس يادگاري با هم بگيريم. شايد اين آخرين عکس ها باشد. همين کار را هم کرديم.
با همان چادر و لباس سفيد عکس انداخت، حالات عجيبي داشت. آن شب وقتي نوبت نگهباني به او رسيد، گفتم؛ لباست را عوض کن و برو پست نگهباني را تحويل بگير اما او قبول نکرد و گفت؛ اين لباس عروسي من است. در اين لباس خيلي راحت هستم. يک چادر مشکي روي لباس هايم مي پوشم و چيزي معلوم نمي شود. با همان لباس ها رفت سر پست نگهباني.
***
روز پنجم مهرماه بني صدر به خرمشهر آمد و با ماشين از خيابان چهل متري رد شد. اتفاقاً آن روز خيلي هم شهر را مي زدند. وقتي بني صدر رد مي شد، شهناز داد مي زد؛ بني صدر را توي ماشين ببينيد آمده جبهه را ببيند،
شب، بني صدر به اهواز رفت و مصاحبه کرد. راديويي کوچک داشتيم که از طريق آن اخبار را مي شنيديم. بني صدر گفت؛ من رفتم خرمشهر، شهر امن و امان بود، مردم نقل و شيريني پخش مي کردند. شهناز اين حرف را شنيد، خيلي ناراحت شد و گفت؛ کجا شهر امن و امان است؟... شايد اين آقا خمپاره ها را به حساب نقل و شيريني گذاشته.
***
هشتم مهرماه بود. کاميوني از شيراز جنس آورده بود. وقتي باري مي رسيد، منتظر مردها نمي مانديم تا بيايند و آن را خالي کنند، خودمان دست به کار مي شديم. راننده بارها را خالي مي کرد و ما هم آن را در مکتب مي گذاشتيم تا بعداً تقسيم کنيم. مشغول اين کار بوديم که ديديم سر فلکه گل فروشي، خانه سمت چپ نبش خيابان را با خمپاره زدند. سريع رفتيم تا اگر زني در خانه بود بيرون بياوريم. در حالي که مي دويديم به پشت سرم نگاه کردم، ديدم شهناز محمدي و شهناز حاجي شاه هم دارند مي آيند. چهار، پنج مرد هم مي آمدند. حدود 10 متر از آنها جلوتر بودم و زودتر به خانه رسيدم. خانه خالي از سکنه بود برگشتم به فلکه. گفتم؛ برگرديد.
عراق محدوده اي پنجاه متري را مي زد. موقع برگشتن هم حدود 10 متر با آنها فاصله داشتم. ناگهان احساس کردم به طرف بالا رفتم و با صورت زمين خوردم. خيلي سنگين بودم و نمي توانستم سمت راستم را تکان بدهم.
سرم را بالا آوردم تا ببينم چه خبر است و چرا اين طوري شده ام، ديدم مردهايي که پشت سرم بودند، افتاده اند و ناله مي کنند. شهناز هم کنار فلکه روي زمين افتاده بود و چادرهاي شان را رويشان کشيده بودند، انگار که خواب بودند. به خود گفتم؛ چه راحت خوابيده اند و بلند هم نمي شوند، خيلي سنگين بودم. فهميدم مجروح شده ام. محمود فرخي از دور ما را ديده بود که افتاديم. سريع به طرف من دويد. فکر مي کردند که شهيد شده ام. از دور ديده بودند آتشي که مرا گرفت محکم به زمينم زده بود. حدس مي زدند شهيد شده باشم. فرخي مرا بلند کرد و روي دوشش انداخت. گفتم؛ کتف و سر و دستم مجروح شده ولي پا که دارم راه بروم. خودم را پايين کشيدم و گفتم؛ من راه مي آيم. به هر سختي که بود سوار ماشين شدم. همان موقع شهناز محمدي را که بيهوش بود آوردند تا سوار کنند. پايش دوتکه شده و به يک پوست آويزان بود. بعدها فهميدم گردنش هم آسيب ديده. يک ترکش مستقيم هم به قلب شهناز حاجي شاه اصابت کرده بود. او را هم سوار کردند. وقتي به بيمارستان مصدق رسيديم، دکتري که براي معاينه آمده بود، بعد از اندک لحظاتي که شهناز حاجي شاه را نگاه کرد، گفت؛ اين را ببريد، تمام کرده،
روايت دوم آن دو زن
در يکي از واپسين روزهاي مقاومت خرمشهر که حلقه محاصره بعثي ها هر لحظه تنگ تر مي شد، عراقي ها دست به محاصره خانه اي زدند که دو زن مبارز در بام آن خانه سنگر گرفته بودند. چند سرباز ايراني نيز که به شدت متاثر شده بودند از دور صحنه را زير نظر داشتند بي آنکه بتوانند کاري براي نجات آن دو زن انجام دهند. ديگر اما تا محاصره کامل خانه هيچ نمانده بود و صداي قهقهه عراقي ها کاملاً به گوش سربازان مرد ايراني مي رسيد. در اين حين ناگهان صداي همزمان دو شليک تير، به گوش ها رسيد. عراقي ها نيز وارد خانه شدند اما دقايقي بعد همگي از خانه بيرون رفتند و آن محل را ترک کردند. سربازان که درست نمي دانستند چه شده، به طرف خانه حرکت کردند.وقتي به پشت بام رسيدند ديدند اين دو زن روبه روي هم با فاصله اي حدود 3 متر بر اثر شليک مستقيم تير بر زمين افتاده اند.
دست هر دو آنها اسلحه بود، شرف و مردانگي اين دو زن حس مقاومت را در مردان ايراني برانگيخت. اين دو به راحتي از جان خود گذشتند تا دست بعثي هاي قهقهه زن هرگز به بدن زنده شان نرسد.
منبع اصلی: روزنامه شرق
برداشت از: بازتاب
[External Link Removed for Guests]

- پست: 4122
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۴, ۶:۱۶ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 4507 بار
- سپاسهای دریافتی: 4337 بار
- تماس:
عکسهای مرتبط با عمليات بيت المقدس
[External Link Removed for Guests] [External Link Removed for Guests] [External Link Removed for Guests] هرچه در دستشان بود، در اطراف خرمشهر به صورت عمودی کاشتند تا مانع فرود تکاوران چترباز ورزیده تیپ 55 هوابرد شیراز شوند. این عکس، خودروهای سوخته موجود در گمرک خرمشهر که به صورت عمودی درآمده اند، دیده می شوند. [External Link Removed for Guests] های F-5E پایگاه چهارم وحدتی دزفول، در روز گاه تا 55 سورتی پرواز را در جنوب منطقه عملیاتی نیروهای نصر2 و نصر3 که به مقاومت شدید عراقیها برخورده بودند انجام می دادند. [External Link Removed for Guests] پیشنهاد ناخدا یکم بهرام ملک افضلی، 500 تن از ورزیده ترین تکاوران نیروی دریایی با قایق و شبانه از رودخانه کارون گذشتند و ضمن درگیری با عراقیها، امکان نصب پلهای شناور را برای لشگر 16 زرهی قزوین فراهم ساختند. [External Link Removed for Guests] از پل دیگر رودخانه [External Link Removed for Guests] این نقشه، منطقه درگیری نیروهای فتح در شمال و نصر در مرکز به خوبی مشخص است. [External Link Removed for Guests] به 20 هزار سرباز عراقی تا زمانی که آب خوردن برای نوشیدن داشتند، سرسختانه در شهر مقاومت کردند، اما وقتی که دیدند فرماندهانشان با شنا سعی دارند از اروند بگذرند، پی به محاصره کاملشان بردند. تصویر درگیری شماری از سربازان لشگر 92 زرهی خوزستان را مشاهده می فرمایید. [External Link Removed for Guests] از خرمشهر در روز 3 خرداد خلاف هیتلر که مناطق اشغالی همچون شهر پاریس را سالم نگهداری کرده بود، صدام علاقه بسیاری به کشتن مردم و تخریب کردن شهرها داشت. [External Link Removed for Guests] Mi-24 Hind که در نخلستانهای نزدیک به خرمشهر به اشتباه فرود آمد و به غنمیت گرفته شد.
[External Link Removed for Guests]

