صفحه 2 از 4

ارسال شده: دوشنبه ۱۴ آبان ۱۳۸۶, ۳:۳۰ ق.ظ
توسط KH.I.A.2500
باسلام
اولا که در مورد سرخپوستان بايد بگم اونها خودشان هم با هم درگيري داشتند و اصلا متحد نبودند و مرتب به يکديگر حمله کرده و همديگر را ميکشتند . اين گسستگي موجب شکست و نابودي انها شد . مردم ايران متحد هستند .
هدف از رزمايش اين بود که بسيجيان را آماده کرده و کمي با شرايط و حال و هواي جنگي مانوس بشوند و اينکه به دشمن نشان بدهند ما مردمي داريم که بي هيچ اجباري و با علاقه به ميدان جنگ ميايند .
قرار نيست وقتي جنگ شد بسيجي هاي ما همينطوري وارد جبهه بشوند , براي جنگ حتما تجهيز خواهند شد و آموزشهاي لازم را هم خواهند ديد . شما که انتظار نداريد الان دست اونها سلاح هاي فوق مدرن بدهند .
پس ارتش ماله چيه ؟ سپاه ماله چيه ؟ فراموش نکنيد که اونها ارتش دارند و ما هم ارتش داريم . پس اين به اون در .
ولي ما سپاه هم داريم که اونها ندارند . ( در واقع ما دو ارتش داريم ) . حالا ما اضافه بر اينها يک چيز اضافه تر هم تازه داريم با نام بسيج ( بيست ميليون نفري) که آنها ندارند . در واقع آن چيزي که آنها دارند ما هم داريم ولي اضافه تر .

ارسال شده: دوشنبه ۱۴ آبان ۱۳۸۶, ۴:۴۱ ق.ظ
توسط كيارش
KH.I.A.2500, جان

امريكا يه نيروي علاوه بر ارتش داره كه در كل اندازه كل ارتش قوي هست ( سپاه تفنگداران دريايي)



اگه اشتباه مي كنم يكي بگه :-(

ارسال شده: دوشنبه ۱۴ آبان ۱۳۸۶, ۱۰:۲۹ ق.ظ
توسط Shahbaz


دوست من انسان موجود پیچده ای است
هر انسان سالم العقلی دارای اعتقاد وایمان وارتباط خاصی بامعبود و پرودگار خود است
تمام بشر دارای روح انسانی ای است که خداوند در وجودش قرار داده
این که ما خود رابا ایمان وحق مطلق
بپنداریم ودیگری را که شاید هزار برابر از ما بهتر باشد شر وبی ایمان و بی عرضه و ناتوان نشانگر نادانی و جهل
است وچندان پسندیده نیست
بیانات شما بیشتر ازنظر من شبیه شعارهای تو خالی است


دوست عزيز MAX

شبهه را از ان جهت شبهه مي گويند که خود را شبيه حق ميکند
تنها يک حقيقت مي تواند وجود داشته باشد و بقيه باطل اند هرچند رنگي از حقيقت داشته باشند
اگر انسان خود را حق نداند بهتر است که به دنبال حقيقت باشد تا به ان دست يابد
اينکه خداوند پيامبرش را با سپاهي از فرشتگان در جنگ بدر ياري داد درحالي که از نظر تجهيزات و نفرات از لشکر مشرکان کمتر بودند به نظر شما شعار است
ايا مشرکان به خداي خود ايمان نداشتند.
اينکه فکر کنيم امام حسين حق است و يزيد نيز در همان حال حق است به نظر شما امري منطقي است؟
اين اعمال و نيت انسانها است که انها را در جبهه حق يا باطل قرار مي دهد
به نظر مي رسد شما جزو اهل ... باشيد که اعتقاد دارند امام علي و معاويه هر دو اجتهاد کردند و راهي را برگزيدند
پس مشکلي نيست و هردو به بهشت مي روند
بگذريم
بحث من مربوط به فرق بين ايمان سرخ پوستي و ايمان شيعي بود
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
اما در مورد امکانات و تکنولوژي ما در سطح بسيار پائين تري نسبت به امريکا قرار داريم
و در صورت حمله ما دچار خسارتهاي زيادي مي شويم اما درهر حال مي جنگيم و پيروز مي شويم
يکي از دلايل اصلي اين فاصله عقب ماندگي دانش که در نتيجه سبب عقب ماندگي اقتصادي که اين نيز باعث عقب ماندگي نظامي مي شود. که اميد است با گرفتن زمان بتوانيم اين فاصله را کمتر کنيم.
اما ما در خانه خود مي جنگيم و انها هزاران کيلومتر دورتر از خانه پس ما از انگيزه بيشتري برخورداريم
و.....

ارسال شده: دوشنبه ۱۴ آبان ۱۳۸۶, ۸:۰۵ ب.ظ
توسط Palang mah gerefteh
shahbaz نوشته شده:

بحث من مربوط به فرق بين ايمان سرخ پوستي و ايمان شيعي بود


نمی دانم به چه علتی مرتب از مسیر بحث اصلی خارج می شوید. البته خوشبختانه همیشه در آخر کلام به موضوع اصلی برمی گردید یعنی موضوع تجهیزات.

ولی مقایسۀ ایمام سرخ پوست و ایمان مسلمان و مسیحی و یهود و غیرو، موضوعی ست که در بحث ما نمی گنجد. ولی مطمئن باشید که آن سرخپوست به همان اندازه که دیگران به اعتقاداتش پایبند است. ولی از آنجا که از درجۀ تمدن و پیشرفت فنی نازلتری نسبت به اروپایی ها برخوردار بودند شکست خوردند. زیرا تیرو کمان آنها در مقابل تفنگ اروپایی کارساز نبود. و البته کشف آمریکا مسئلۀ بسیار مهمی برای اروپا بود و بخشی از مسیحیت که « سفید انجیل» نامیده می شوند در واقع برای سرخپوستان روح آدمی قائل نمی شد. باید دانست که بخشی از مسیحیت برده داری و برتری نژادی را روا می داند. مرجع تقلید آنها هم اگر اشتباه نکرده باشم Saint Paul است. به همین علت در کشتار دسته جمعی سرخپوستان علاوه بر سلاحهای مدرن بوسیلۀ سلاح میکروبی (دقیقا بخاطر نمی دانم کدام میکروب؟) انجام گرفت. پتوهای آلوده به آنها دادند و آنها را درو کردند. در واقع ایجاد ایالات متحدۀ آمریکا روی ژنوسید تحقق پذیرفت. و این سنتی ست که تا کنون ادامه دارد.

ارسال شده: دوشنبه ۱۴ آبان ۱۳۸۶, ۹:۰۵ ب.ظ
توسط Palang mah gerefteh
KH.I.A.2500 نوشته شده:باسلام

هدف از رزمايش اين بود که بسيجيان را آماده کرده و کمي با شرايط و حال و هواي جنگي مانوس بشوند ... شما که انتظار نداريد الان دست اونها سلاح هاي فوق مدرن بدهند .
.


موضوعی را که شما به آن اشاره می کنید منرا به یاد یک متن قدیمی از فردریش انگلس می اندازد که دربارۀ جنگ ایران و انگلیس در روزنامۀ دیلی تریبون بتاریخ 22 می 1857 بچاپ رسیده است. البته متن بیشتر در ارتباط با جنگ علیه چین نوشته شده است. نتیجه گیری از این نوشته را به عهدۀ خود شما واگذار می کنم. به بخشی از گزارشهای او توجه کنید :

انگلیسیها بمحض اینکه به جنگی در آسیا خاتمه دادند، جنگ دیگری را براه انداختند. مقاومتی که از
جانب پارس و چین در رویارویی با هجوم بریتانیاییها بوقوع پیوست، سزاوار است که توجه ما را بخود جلب کند. در پارس ساخت و ساز نظامی ی اروپا با بربریت آسیایی پیوند خورده بود، در چین، اما تمدنی نیم بند و در حال اضمحلال، و یکی از کهنترین دولتهای جهان بود که با امکانات خودش به استقبال اروپائیها میآمد. پارس شکست آشکاری را بخود دید، در حالی که چین در نا امیدی و در موقعیتی نیمه گسیخته، آنچنان سیستم مقاومتی ایجاد کرد که اگر بکار برده شود، تکرار پیشرویهای پیروزمندانه ی اولیۀ ی جنگ انگلیس و چین را ناممکن خواهد ساخت.
پارس در موقعیتی بود مشابه با ترکیه در طول جنگ با روسیه در سال 1829-1828. مستشاران نظامی ی انگلیسی، فرانسوی، روسی هریک سهمی در سازماندهی ی ارتش پارسی داشتند.
سیستمهای نظامی یکی جانشین دیگری میشد و هرکدام در مأموریت خود شکست میخوردند، زیرا
حسادت، دسایس، ناآگاهی، حرص و آز و بزهکاری ی شرقیهایی که میبایستی به افسران و سربازان اروپایی تبدیل شوند عواملی بودند که در پیشرفت امور خلل وارد می ساختند(1). ارتش نوین و منظم هرگز فرصت نیافت که در صحنه ی نبرد قدرت ساز و برگ خود را بیازماید. عملیاتهای درخشان آن تنها به چند اردو علیه اکراد، ترکمنها و افغانها محدود میشد و به عنوان هسته ای مرکزی عمل میکرد که پیرامون آن متشکل از چندین واحد سوار نامنظم پارسی بود. واحدهای سوار نامنظم در نبرد واقعی خیلی قوی و مؤثر بودند، در حالیکه ارتش منظم غالبا کاری نمیکرد بجز تحمیل تجمعات متشکل نظامی به دشمن، ولی تنها در ظاهر خارق العاده بنظر میرسیدند. تا اینکه سرانجام جنگ علیه انگلیس شعله ور شد.
انگلیسیها به بوشهر حمله کردند و در آنجا با مقاومتی بی باکانه ولی ناکارآمد مواجه شدند. امّا مردانی که در بوشهر میجنگیدند جزء ارتش منظم نبودند : جنبش مقاومت از افراد محلی فارس و
عرب ساحلی تشکیل شده بود. ارتش منظم در فاصله ی شصت مایلی (حدود هشتاد و هشت کیلو متری) روی تپه ها در حال تجمع و تمرکز بود.و سرانجام حرکت میکند.
ارتش انگلیس_ و_ هندی در میان راه با آنها روبرو میشوند، و اگر چه پارسیها به شیوه ای که با توپخانه از آنها پذیرایی کردند، موجب تحسین آنها شد و اگر چه مربعی که تشکیل داده بودند، تمام اصول را به دقّت تمام به نمایش گذاشته بود، با اینحال تنها با یک حمله توسط یک رژیمان سواره نظام هند تمام ارتش پارسی از نگهبان تا واحدهای خط(2) درهم کوبیده شد. و جهت پی بردن به
کیفیت چنین واحدی از سواره نظام هندی در ارتش هند، باید به کتاب کاپیتان نولان(3) مراجعه کنیم.
افسران انگلیسی-هندی دربارۀ ی این واحد سوار براین عقیده هستند که فاقد ارزش بوده و حتی از
واحد سوار نامنظم ارتش انگلیس- و-هند نیز کیفیت نازلتری دارد. کاپیتان نولان نیز به سهم خود هیچ عملیاتی را نمی یابد که بتواند اعتبار آنرا تأیید کند. با اینحال ششصد سوار از همین رژیمان تنها در یک حمله ده هزار از ارتش منظم پارس را تارومار کردند. و آنچنان وحشتی در دل ارتش پارس ایجاد
کردند که از این پس، به استثنای توپخانه، در هیچ جای دیگری مقاومت نکردند. در محمرا خود را از دسترس دور نگهداشتند و تنها با توپخانه دفاع کردند و پس از خاموشی ی توپخانه و زمانیکه بریتانیاییها پیاده شدند، شامل نیرویی تجسسی بودند که تنها به سیصد تفنگدار و پنجاه سوار نامنظم محدود میشد، ولی تمام ارتش پارس عقب نشینی کرد و سلاحها و بار و بندیلشان را – نه برای فاتحین، چرا که چنین نامی برای آنها کافی نبود – بلکه برای مهاجمین بر جا گذاشتند. با این وجود تمام این موارد نه بما اجازه میدهد که پارسیان را ملّتی ترسو بدانیم و نه اینکه از ترویج تاکتیکهای اروپایی در نزد شرقیها صرفنظر کنیم. جنگهای روس و ترک در سالهای 1812_1806 و 1829_1928انباشته از چنین نمونه هایی است. مهمترین مقاومتها در مقابل روسها توسط واحدهای نامنظم در شهرهایی که واجد استحکامات بودند و در مناطق کوهستانی صورت پذیرفت. هر بار که واحدهای منظم در صحرا دست به عمل میزدنند، توسط روسها درهم کوبیده میشدند و غالبا با صدای اولین آتش، پا بفرار میگذاشتند. در حالی که تنها یک واحد نامنظم از آرنوتها (4) قادر بود که در یک خط در وارنا (5) هفته های تمام
حملات روسها را واپس زند. و با اینحال در آخرین جنگ، ارتش منظم ترک در هر نبرد از اولتنیتسا(6) و ستاته آ (7) تا کرس (8) و اینگور (9) ارتش روس را شکست میدهد. واقعیت این است که ترویج
سازماندهی ی نظام اروپایی در نزد ملّتهای بربر هنوز از مرحله ی تکوین نهایی خود بسیار دور است(10). تقسیم بندی ارتش نوین، مسلح شدن به ساز و برگ و تمرین به سبک اروپایی، جملگی مواردی هستند که در واقع باید آنها را جزء اولین گامها بدانیم. چرا که رایج ساختن قواعد
نظامی ی اروپایی به تنهایی کافی نیست و نظم و انظبات اروپایی را حاکم نخواهد ساخت، همانطور که انجام دستورالعمل اروپایی بخودی ی خود تاکتیک و استراتژی ی اروپایی را موجب نمیشود. مهمترین و در عین حال مشکلترین مرحله ایجاد گروهی افسر و گروهبان است که بر
طبق سیستم اروپای مدرن آموزش دیده باشند و از پیشداوریهای قدیمی و عادات ملّی در مورد ارتش رها شده باشند و بتوانند گروههای جدیدی را متشکل و سازماندهی کنند. تحقق چنین ضرورتی به زمانی طولانی نیازمند است و مطمئنا به علت موانعی همچون ناآگاهی، بی صبری، پیشداوریهای شرقی، پیچیدگیهای حوادث و توافق ناگزیر از جانب دربارهای شرقی همواره به تعویق می افتد. هر سلطان یا پادشاه به محض اینکه مشاهده میکند که ارتش او بی آنکه دچار بی نظمی شود قادر به انجام صف جمع و رژه و موضعگیری ست، دچار این توهم میشود که چنین ارتشی واجد انجام هر گونه عملیاتی خواهد بود. در مورد مدارس نظام نیز به مدّت زمان زیادی نیازمند است تا به میوه بنشیند، کاملا برسد و قابل بهره برداری باشد. در این مورد نیز به علّت بی ثبات بودن دولتهای شرقی، نمیتوانیم انتظار داشته باشیم که چنین مدارسی تحقق پیدا کنند. حتی در ترکیه افسران آموزش دیده و حاضر بخدمت بسیار محدود هستند و ارتش ترکیه در طول جنگ بدون حضور افسران اروپایی و مزدوران خارجی که در آن بخدمت گرفته بود، نمیتوانست از عهده ی کارزار برآید.
توپخانه در همه جا تنها سلاحی ست که از اهمیت خاصی برخوردار است. در این مورد شرقیها بقدری بی کفایت و ناآگاه هستند که اجبارا انجام تمام ضروریات را به عهده ی مستشاران اروپایی واگذار می کنند. نتیجه ی چنین موقعیتی، در ترکیه و پارس این است که توپخانه از پیاده نظام و سواره نظام پیشی گرفته است.
تحت چنین شرایطی بود که ارتش انگلیس_ و _ هندی توانست ارتش منظم پارس را درهم بکوبد، یعنی یکی از قدیمیترین ارتشهای شرقی که توسط سیستم اروپایی سازمان یافته بود و تنها ارتشی که تحت نظارت یک دولت شرقی نبود و کاملا تحت نظارت و اداره ی اروپایی فعالیت می کرد. تقریبا فرماندهی ی آن کاملا به عهده ی افسران اروپایی است و در عین حال از پشتیبانی
نیروهای توانمند ذخیره از جانب واحدهای بریتانیایی و نیروی دریایی قدرتمند برخوردار است،
چنین موضوعی جای تردید باقی نمیگذارد. و این درس عبرتی برای پارسها خواهد بود. آنها مثل ترکها خواهند آموخت که یونیفرم اروپایی و رژه رفتن بخودی خود معجزه نمیکند. احتمالا در بیست سال آینده پارسها به توان کارائی ترکها در پیروزیهای اخیرشان، خواهند رسید.

ارسال شده: دوشنبه ۱۴ آبان ۱۳۸۶, ۹:۲۶ ب.ظ
توسط Shahbaz
نمی دانم به چه علتی مرتب از مسیر بحث اصلی خارج می شوید. البته خوشبختانه همیشه در آخر کلام به موضوع اصلی برمی گردید یعنی موضوع تجهیزات.

بعضي از مطالب شما و دوستان ديگر موجب خروج از بحث اصلي است
من اصلا موافق بحثهاي سياسي و مذهبي در اين فروم نيستم
چون نظراتمان دراين زمينه به نظر مي رسه باهم موافقتي نداره بهتر مي بينم در اين مورد ادامه ندهم
دوست عزيز شما مطالبي را مي نويسيدکه نتيجه اخر ان اين است
تنها ايمان (به دين، وطن و....) مي تونه ارتشهاي ضعيفتر را در برابر ارتش قويتر حفظ کنه

ارسال شده: چهارشنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۶, ۳:۴۲ ق.ظ
توسط KH.I.A.2500
shahbaz نوشته :
اما در مورد امکانات و تکنولوژي ما در سطح بسيار پائين تري نسبت به امريکا قرار داريم
و در صورت حمله ما دچار خسارتهاي زيادي مي شويم اما درهر حال مي جنگيم و پيروز مي شويم
يکي از دلايل اصلي اين فاصله عقب ماندگي دانش که در نتيجه سبب عقب ماندگي اقتصادي که اين نيز باعث عقب ماندگي نظامي مي شود. که اميد است با گرفتن زمان بتوانيم اين فاصله را کمتر کنيم.
_________

با اين حرفتون مخالفم . ايران از نظر نظامي خيلي قدرتمنده ولي مثل امريکا نيست و البته روز به روز هم به اندازه چشمگیری به قدرتش اضافه میشه . ایران تجهیزات اصلی و کاربردی خودش را نشان نمیده و در نتیجه همه هم فکر میکنن که ایران حرفی برای گفتن نداره . مورد دیگه هم که هست و فکر نمیکنم برای کسی پوشیده باشه اینه که ایران داره به صورت جهشی و تساعدی پیشرفت میکنه و جلو میره . پس نباید از شنیدن بعضی از اخبار تعجب کرد .

_________

Palang mah gerefteh , خیلی طولانی بود کاش خلاصه اش رو مینوشتید . :-x

ارسال شده: چهارشنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۶, ۵:۲۷ ق.ظ
توسط Palang mah gerefteh
KH.I.A.2500 نوشته شده:shahbaz نوشته :
اما در مورد امکانات و تکنولوژي ما در سطح بسيار پائين تري نسبت به امريکا قرار داريم
و در صورت حمله ما دچار خسارتهاي زيادي مي شويم اما درهر حال مي جنگيم و پيروز مي شويم
يکي از دلايل اصلي اين فاصله عقب ماندگي دانش که در نتيجه سبب عقب ماندگي اقتصادي که اين نيز باعث عقب ماندگي نظامي مي شود. که اميد است با گرفتن زمان بتوانيم اين فاصله را کمتر کنيم.
_________

با اين حرفتون مخالفم . ايران از نظر نظامي خيلي قدرتمنده ولي مثل امريکا نيست و البته روز به روز هم به اندازه چشمگیری به قدرتش اضافه میشه . ایران تجهیزات اصلی و کاربردی خودش را نشان نمیده و در نتیجه همه هم فکر میکنن که ایران حرفی برای گفتن نداره . مورد دیگه هم که هست و فکر نمیکنم برای کسی پوشیده باشه اینه که ایران داره به صورت جهشی و تساعدی پیشرفت میکنه و جلو میره . پس نباید از شنیدن بعضی از اخبار تعجب کرد .

_________

Palang mah gerefteh , خیلی طولانی بود کاش خلاصه اش رو مینوشتید . :-x


دوست عزیز مثل معروفی هست که می گویند «هر که طاووس خواهد جور هندوستان کشد». این نوع متون تاریخی هستند و از جزئیاتی صحبت می کند که یک دنیا ارزش دارد و روشنگر بسیاری از حقایق امروز است. و در عین حال می تواند چشم انداز تازه ای برای تمام تأملات فنی ما در اینجا ایجاد کند.
بد نیست به شیوه های دفاع چینیها هم آشنا شویم. با آگاهی به این مطلب که من روایت خلاصه شده را دراینجا پست کردم. پیروز باشید!

ارسال شده: چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۳۸۶, ۵:۳۱ ق.ظ
توسط KH.I.A.2500
راستي يک هليکوپتر زرد و سفيد رنگ در رزمايش بود که توي تلويزيون هم براي چند ثانيه نشونش داد , کسي ميدونه اسمش چيه ؟

ارسال شده: چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۳۸۶, ۱۰:۳۴ ق.ظ
توسط Shahbaz
دو ست عزيز
يک بالگرد سفيد وجود داشت که از نوع MI-17 بود
فکر کنم مخصوص VIP بود

ارسال شده: پنج‌شنبه ۲۴ آبان ۱۳۸۶, ۱۱:۱۳ ق.ظ
توسط Shahbaz
[External Link Removed for Guests]
بالگرد MI-17 مربوط به هلال احمر ( رزمایش ایران مقتدر )

ارسال شده: پنج‌شنبه ۲۴ آبان ۱۳۸۶, ۱۲:۰۷ ب.ظ
توسط big-man
يه سوال به نظر شما ايران در حدي هست كه بتونه در صورت حمله آمريكا به ايران به خاك آمريكا خسارات وارد كنه؟
مثلا بمباراني .....موشكي.....