D - GH نوشته شده:ببخشید دوستان میدونم اینجای جای این بحث ها نیست ولی :
آیا شما اطلاع دارید ساخت سریع رو اصول مهندسی مترو چه فوایدی رای شما
و کشور در پی داره ؟
جناب Palang mah gerefteh شما که این 20% پیشرفت رو در عرض 7 سال بیشتر میپسندی تا ساخت
100% مترو بدست کسانی که ساخت مترو حرفه اونها هست اونم در زمان 2 سال
آیا اطلاع دارید در عرض این دیر کرد چه هزینه بابت خرید بنزین و مشتقات اون از
خارج کشور هزینه میشه تا ضرر های حاصل از فقز مترو توسط خود شما جبران بشه ؟
آیا اطلاع دارید که به دلیل نبود خطوط مترو در زمان احداث که عمومآ چندین سال
طول میکشه چه هزینه ای جهت خرید اتوبوس های واحد که تمامآ ساخت کشور های
فرانسه ( رنو ) و آلمان ( بنز ) و چین ( یوتانگ ) هست صرف میشه و چه هزینه جهت
سرویس و تعمیر این اتوبوس ها درست به جیب همون خارجی هایی میشه که شما نمیپسندی
بیان مترو کشور رو راه اندازی کنن ؟
اگر اطلاع داشتین که پولی که جهت خرید اتوبوس وتعمیرات و قطعات یدکی ،
بنزین و گازوئیل از کشور های خارجی میشه با ساخت مترو دیگه نصیب خود ما
میشه این حرف رو نمی زدی .
دوستان سعی کنید فردای خودتون رو ببینید نه حال را . به هر حال ساخت تونل مترو
از تکنولوژی خاصی استفاده نمیکنه که ما بیایم و به این علم دست پیدا کنیم و خوشحال باشیم
که به تکنولوژی دست پیدا کردیم چون شما هر وقت خواستی میتونی یک تونل بکنی و به خارجی
ها هم نیازی نداشته باشی . ولی زمان سود خود ما رو بالا میبره و در عوض به خارجی ها ضرر
بیشتری میزنه !!
machkol شما هم میتونید با تفکرتون خستگی رو از تن خارجی ها بیرون کنید تا خودتون

[align=justify]
DH-G گرامی از تحلیل شما و از انتقادی که به نوشته های من داشتید سپاسگذاری می کنم. و باز هم از شما سپاسگذار هستم زیرا پرسشی را مطرح کرده اید که بعبارتی من آنرا متعلق بخودم می دانم. چنین پرسشی از دیدگاه من و برای من تنها به وجه تئوریک قابل تأویل و تقلیل نیست ، در هر صورت هر پاسخی که من در اینجا بتوانم ارائه دهم، برای خود من قانع کننده نخواهد بود زیرا که موضوع به پرسش و پاسخ محدود نمی شود بلکه چیزی ست نظیر نبرد موگادیشو، و به عبارت دیگر موضوع به نبردی عینی در زندگی روزمره مربوط می شود.
البته من و شما، و تمام دوستانی که در این بحث مستقیما شرکت می کنند و یا حتی کاربرانی که از اینجا عبور می کنند و نگاهی به این صفحه می اندازند...اینطور بنظر می رسد که ما همگی در رابطه با مسئلۀ کاملا مشخصی موقعیت انتقادی اتخاذ کرده ایم. ولی پرسش اینجاست که در فراسوی تمام این پرسش و پاسخها، چه اتفاقی روی می دهد. بنابراین پرسش به عملکرد نقد در جامعه و بطور مشخص جامعۀ ایرانی مربوط می شود.
پیش از هر سخنی اجازه دهید تا یک داستان کوتاه برایتان تعریف کنم ، پدرم را به یاد می آورم که همیشه گلایه می کرد و می گفت : « وقتی برای گرفتن حقوقم به بانک می روم با کیف بغلی ام می روم ، ولی این خارجیها با چمدانهایشان می آیند...» . و موضوع به همینجا خاتمه پیدا نمی کرد، حرفهایی هم از بابت « حق توحش » به یاد می آورم. « حق توحش » چیزی بود ( و یا شاید هنوز هم برقرار باشد ) نظیر « حقوق بدی آب و هوا یا حقوق دوری از مرکز» که احتمالا دولت پهلوی به کارمندان خارجی می پرداخت و یا اینکه آنها چنینی حقوقی را مطالبه می کردند.
حال می پردازم به نقد شما. ببینید دوست عزیز، در هر نقدی، چه آگاه باشیم و چه آگاه نباشیم، با تعدادی شاخص روبرو می شویم. در هر نقدی در عین حال می توانیم سیستم فکری خاصی را باز شناسی کنیم. و علاوه براین نقد می تواند رویکرد خاصی داشته باشد. و باز هم به این معنا که نقد می تواند هدفمند باشد.
در نقدی که شما در رابطه با موقعیت مترو و بطور کلی راه آهن ایران مطرح کرده اید، واجد شاخصهای کاملا روشنی ست که براساس بینش و نظام فکری و سیستم فکری مشخصی و هدف مشخصی سرو سامان گرفته اند که ممکن است در این سیستم فکری خیلی هم معتبر باشد. شما شاخصهای اقتصادی را مطرح می کنید. شما به خرید اتوبوس و جز اینها اشاره کرده اید...
ببینید نقد من تنها منحصر به مترو نیست، مسئله بر سر سهم مردم ایران از تولید و مصرف نیازمندیهایشان است. شاخص اتوبوس خریداری شده و نتایج آن محاسبات اقتصادی، نقد منرا نفی نمی کند. چرا که مترو در نقد من یک نمونه است، رویکرد نقد من زیر علامت سؤال بردن یک کلیت است. به عبارت دیگر چنین نقدی مربوط است به تمام کشورهای به اصطلاح جهان سوّم.
چنین جوامعی چنانکه بخواهند از یوغ بردگی و تحقیری آزاد شوند که امپریالیسم غرب بر آنها تحمیل ساخته است به هیچ عنوان نمی توانند بر اساس شاخصهای اقتصاد بین المللی عمل کنند چونکه این نظام جهانی هزارا و یک ترفند بی پدر در آستین دارد و حتی ممکن است اگر موقعیت خاصی ایجاب کند، همینها یعنی امپریالیستها بیایند و مترو را هم مجانی برای ما بسازند و گندم را هم به ضرر بما بفروشند. ولی در همۀ این داد و دهشها چشم انداز های دورتری دارد.
یکی از خصوصیان جهان سرمایه داری اغتشاش و آنارشیسم است. هرج و مرج یکی از ابزارکارهای این نظام است. هزار تا قانون با ده هزار تبصرۀ زیر و درشت یعنی بی قانونی.
متأسفانه اشتباهی که شما و بسیاری دیگر مرتکب می شوید این است که تنها مترو را می بینید، و آن مترویی را می بینید که با هزارو یک ایستگاه ظرف دوسال توسط فرانسه یا آلمان ساخته می شود...و بعد به اتوبوسهای ساخت فرانسه و آلمان اشاره می کنید و به نتایج اقتصادی چنین موقعیتی بعنوان شاخص می پردازید.
ولی نگاه من روی مدارس و مدارس فنی و آموزشگاهها و مراکز تحقیقاتی و کارخانجات و توده های میلیونی جوانان ایرانی متوقف شده ا ست که باید کار کنند و نه اینکه تنها تبدیل شوند به پادو برای محصولات از ما بهتران.
آن مترویی که ظرف دوسال در ایران ساخته می شود مفهومش وابستگی دراز مدت به آن تکنولوژی ست. ساختن مترو در تهران توسط فرانسه برای فرانسویها کار تولید می کند، کارخانه های خودشان را بحرکت در می آورد. اگر چنین قراردادهایی موجب گسترش علم و صنعت در کشور ما می شد، اگر چنین قرار دادهایی موجب کار بمفهوم واقعی کلمه برای کشور ما می شد، در اینصورت منهم با شما موافق می بودم. ولی اینطور نیست. عملا می بینید که خرید اتوبوسها چه مخارجی در بر دارد. و ملاحظه می کنید چگونه سرمایۀ کشور ما بجای وارد شدن در چرخ اقتصادی کشور، وارد چرخ صنایع جهان صنعت می شود و ما همچنان به ایرانی مصرف کننده تقلیل پیدا کرده ایم و در بازار جهانی تقریبا هیچ کاره ایم.
در این مورد البته حرف خیلی زیاد است و علاوه براین باید دانست که چنین مباحثی نیازمند پژوهشهای نهادینه است.
در مورد جملۀ آخر شما که به سود برای ما و ضرر برای دیگران اشاره کرده اید، باید بگویم من علی رغم اینکه از منافع مردم ایران دفاع می کنم (امیدوارم که اینطور باشد) ولی به ضرر دیگران هم راضی نیستم. من طرفدار قانون و عدالت هستم. همۀ اهالی کرۀ زمین حق زندگی دارند.
تبصره : چنین موقعیتی برای کشورهای جهان سوّم که پاسخگویی به تمام نیازمندیهای تکنولوژیک خود را به اروپا و آمریکا واگذار می کنند، موجب تباین سیر قهقرایی در تمام سطوح فردی و اجتماعی می شود و این یعنی اضمحلال عمومی فرهنگی و خصوصا روانی نزد افراد.