قبل از پرداختن به فلسفه گراولر و طراحی اون یک سوال بزرگ هست که ندیدم هیچ جا کسی از خودش بپرسه،
چرا گراولر برنامه ای محدود به نیروی در یایی امریکاست؟ نیروی هوایی امریکا که قاعدتا تهدیدات جدی تری از طرف موشکهای زمین به هوا داره چرا سمت هواپیماهای تاکتیکی جنگ الکترونیک نمیره؟
حتی یک قدم فراتر، چرا در عین باقی موندن و ارتقا پرنده ای مثل پراولر در نیروی دریایی امریکا نیروی هوایی میاد EF-111 رو بدون هیچ وارثی باز نشست می کنه و عملا این مهوم رو حذف می کنه؟
حقیقت اینه که در موج اول نبرد، جنگنده ای مثل گراولر هیچ محلی از اعراب نداره، گراولر حتی روی کاغذ هم شانسی برای بقا نداره،
در مواجهه با یک سیستم پدافندی منسجم، اولین دردسر گراولر دیکوی های پیشرفته خواهد بود،
دیکوی هایی که عملا یک رادار بدون کامپیوتر و رسیور هستند، و از نگاه اوپراتور گراولر یک تهدید محسوب میشن، دیکوی هایی مثل:
این دیکوی ها یکی یکی و دو تا دوتا استفاده نمیشن، فقط ست ارائه شده برای هر رادار ارتقا یافته سیستم پیچورا ام2 (سام3 بهینه شده) شامل 12 تا 30 دیکوی هست که رفتار رادار رو تقلید می کنن و تشخیص اونها از طریق سیگنال پروسسینگ غیر ممکنه، طبیعتا بعد از روشن شدن این همه هدف و شلیک موشکهای هارم، گراولر شروع می کنه به مقابله الکترونیک و تبدیل میشه به یک گلوله از امواج الکترو مغناطیسی، اینجاست که اولین بار گراولر قر بانی میشه،
یک سیستم پدافندی یکپارچه IADS که امروزه بسیار معمول و متداوله، عملا فقط به مختصات سه بعدی و سرعت هدف نیاز تاره تا به سمتش شلیک کنه.
مختصات گراولری که داره به شدت از خودش امواج الکترو مغناطیس ساطع می کنه به راحتی با استفاده از رادارهای غیر فعال مثل رادار ورا یا کلچوگا قابل کسبه، رادارهای غیر فعال هم البته یکی از عناصر متداول و بسیار عادی شبکه های منسجم پدافندی هستند:
رادار غیر فعال VERA E از کسب مختصات، هر موشکی که دارای لینک انتقال داده باشه که در سیستمهای IADS همه موشکها این قابلیت رو دارند، می تونه به سمت گراولر شلیک بشه و اون رو هدف قرار بده، از جمله موشکهایی که این توانایی رو دارند موشکهای سام6 و سام2 هستند که بدون نیاز به راداری های درگیری خودشون به وسیله لینک انتقال داده می تونن به شمت هدف لشک بشنف این وسط نمونه های جدید تر موشکهای سام2با برد 75 کیلومتر، سرعت 4 ماخ، هدایت رادیویی و سر جنگی 200 کیلویی که تاثیرات خطای 50 تا 300 متری رادارهای غیر فعال رو کم می کنه بسیار بسیار گزینه مناسبی هست، که حتی تک شلیک اون هم می تونه بسیار مهلک باشه برای گراولر:
تا اینجا گراولر یکبار از دست رفته، اما EA-18G یه مشکل بزرگ دیگه هم داره و اون رادارهای سه بعدی VHF هست، گراولر به طور ذاتی نمی تونه انتنهای مخصوص اخلال در باند متریک رو با خودش حمل کنه چون این آنتن ها بسیار بزرگ هستند، با به همین دلیل یعنی نیاز داشتن به انتن بزرگ موشکهای ضد رادار هم نمی تونن با رادارهای VHF در گیر بشن و در واقع در برابر رادارهای VHF سه بعدی نوین مثل رادار نیو کاملا بی دفاع هست، باز هم همون حکایت رادارهای غیر فعال تکرار میشه، تشخیص مختصات گراولر و بعد شلیک موشک:
این دومین بار که گراولر از دست رفت، سومین بار هم گراولر با سیستمهای اپتیکال طرف میشه، گراولر سمت خودش رو به راحتی باانتشار امواج ECM لو داده و بلافاصله سیستمهای مستقل پتیکال نمی تونن روش قفل کنن و بی هیچ مزاحمتی موشکهای پدافندی رو به صورت دقیق به سمت گراولر روانه کنن:
گراولر حتی روی کاغذ هم سه مشکل لاینحل داره، و اون فرمانده امریکایی که دستور ساخت گراولر رو داده اینها رو می فهمه،
فلسفه گراولر یه مقدار ظریف تره،گراولر یک جنگنده سرکوب دفاع هوایی نیست
گراولر در واقع یک پرنده پشتیبانیه که بعد از خرد شدن دفاع هوایی دشمن پشت یا در کنار جنگنده ها وارد صحنه نبرد میشه و مامورت اون برخورد با مقاومتهای منفرده،
برای مثال هرچقدر هم نیروی هوای امریکا موفق باشه در کوبیدن یک شبکه دفاع هوایی نمی تونه مطمئن باشه که دشمنش یک سیستم پنتسایر اس1 یا بوک ام2 رو جایی پنهان نکرده باشه، توی یک تونل غیر نظامی، یا زیر یک پل،
اما زمانی که همین بوک یا پنتسایر به صورت بزن و در رو می یاد بیرون و می خواد اقدام به شلیک کنه،
گراولر اونجاست تامانع این شلیک بشه و اول با اقدامات متقابل الکترونیک و بعد با برخورد سخت و موشکهای هارم مانع هدفگیری موفق سایت راداری بشه
سکوب دفاع هوایی امروز به ابزارهایی بسیار فراتر از موشکهای هارم یا EA-18G نیاز داره، که البته نباید اشتباه کرد، نیروی هوایی امریکا این ابزار ها رو کا ملا در اختیار