صفحه 2 از 4

ارسال شده: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۱۱:۱۹ ب.ظ
توسط black hawk
كاري كه اين افراد ميكنن كار بزرگي كاش عده اي درس عبرت بگيرن
من موافق حجابم نه مخلفش چون هرچيزي تا اندازه اي لازمه

ارسال شده: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۱۱:۳۶ ب.ظ
توسط Elahe
Leila, من با شما موافقم :smile:

ارسال شده: جمعه ۲۶ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۲۷ ق.ظ
توسط Reza6662
Leila,
شما حجاب خودتون رو حفظ کنيد ولي با زور و شمشير قرار نيست همه مثل هم فکر کنند.

ارسال شده: جمعه ۲۶ خرداد ۱۳۸۵, ۳:۵۰ ق.ظ
توسط Mohsen1001
Reza6662, اتفاقا حالا که اينطوري شد بحث به اينجا کشيده شد بايد بگم که بله با زور و شمشيره کسي مجبورشون نکرده تو ايران زندگي کنن برن اونوره اب که راحت هر کاري ميخوان بکنن.

هر کشوري قوانين خودش رو داره که اونهايي که توش هستن بايد اونها رو رعايت کنن.
همه کشورها هم همينطوره تو امريکاش از اين هم بدتره يه قانوني که دارن هر چند مردم از اون خوششون هم نياد ولي بايد اونو رعايت کنن وگرنه بدترين مجازات ها رو بايد تحمل کنن :x

ارسال شده: جمعه ۲۶ خرداد ۱۳۸۵, ۷:۵۷ ق.ظ
توسط Reza6662
Mohsen1001,
اين حرف، حرفي بود که دقيقن محمدرضا پهلوي و حزب رستاخيز مي زدن و مي گفتن هرکس نمي تونه با شرائط ايران کنار بياد گذرنامه بگيره بره.
براي شما متاسفم که مثل 10% مردم ايران فکر ميکني.

ارسال شده: جمعه ۲۶ خرداد ۱۳۸۵, ۸:۲۶ ق.ظ
توسط Mahdi1944
دوستان خوبم عقايد افراد درست يا نادرست به خودشون مربوط مي‌شه، و فقط اجازه داريم خيلي محترمانه عقيده‌ي خودمون رو اعلام کنيم، توهين و بحث لفظي به هيچ وجه جايز نيست و کسي چنين اجازه‌اي نداره، لطفا حدود و پرده‌هاي احترام متقابل رو از بين نبريد که ارزش اين بسيار بالا و اگر از بين رفت قابل برگشت نيست.
طرز فکر و عقايد افراد ريشه در طرز زندگي و نوع محيط زندگي فرد داره و سطح آگاهي هم در اون نقش زيادي داره، پس دوستان لطفا رعايت کنيد تا خدايي نکرده کدورت و ناراحتي پيش نياد، فکر مي‌کنم ارزش دوستي و صميميت خيلي بالاتر از اينها باشه
موفق باشيد :D

ارسال شده: جمعه ۲۶ خرداد ۱۳۸۵, ۱۰:۰۰ ق.ظ
توسط Reza6662
من در اينجا سخني از «حجت الاسلام سيدحسين خميني» نقل مي کنم.
اميدوارم بحث اجبار در القاي ايدئولوژي فردي (غلط يا درست) به ديگران براي هميشه از جامعهء ما رخت بربندد و مانند افراد ملهدي چون مائو يا چگوآرا تفکر و انديشه نکنيم و جبر تاريخ را ملاک حرکت توده ها (مانند کره شمالي) ندانيم.

«حسين براي روح‌الله اعتباري هزاربار بيشتر از احمد داشت، حسين فرزند يتيم پسر مهترش مصطفي بود. از دو فرزند مصطفي كه مرگش آتش انقلاب را روشن كرد، مريم بي‌اعتنا به تخت نشيني نياي پدري، ره خود گرفت، پزشك شد و همراه همسرش دور از قدرت و دولت، سالهاي بسياري را در بيمارستان هلال احمر در دبي سر كرد. حسين اما جواني پرشور بود كه لباس پدر و نياي خود را بر تن داشت اما بيزار از آخوندهاي حكومتي بود. از بني‌صدر حمايت كرد و پدربزرگ علي‌رغم مهر بسيارش به او، حكم تبعيدش را به قم داد. در اين شهر نياي مادري‌اش شيخ مرتضي حائري يزدي به تعليمش نشست و پس از او عموي مادري‌اش در درنگهاي كوتاه و بلندش در قم معلمي شد كه بانگش زمزمه محبت و آواي عرفان و فرهنگ آزادگي داشت… نياي پدري نيز سرانجام پس از نياي مادري خاموش شد. حالا مادربزرگ او را در كنف حمايت خود گرفته بود و عموجان احمد گهگاه او را از دردهاي درونش آگاه مي‌كرد.
سه سال پيش سيد حسين به عراق و سپس به آمريكا رفت، در مصاحبه‌اي با من در راديوي تصويري ياران سرنگوني ولايت جهل و جور و فساد را آرزو كرد و از ديدارش با رضا پهلوي گفت. اما ناگهان خبر بازگشت او به ايران همه را غافلگير كرد. يكبار ديگر به عراق آمد و گفت كتابفروشي دور حرم را به زندگي زير سايه مرگ حكومت اسلامي ترجيح مي‌دهد. چند ماه بعد به قم بازگشت و ديگر خاموش شد. شايعه‌ها درباره‌اش بسيار بود. اما من مي‌دانستم كه او آرام نخواهد گرفت. سخنانش را در سالروز مرگ پدربزرگش بخوانيد. هفته پيش وقتي اين سخنان را از برنامه‌ام «پنجره‌اي رو به خانه پدري» از تلويزيون كانال يك پخش كردم به گزارش دهها تن از بينندگانم از جمله چند روحاني سرشناس رژيم برق شهر قم را نزديك به 20 دقيقه قطع كردند. با اين همه تكرار برنامه را خيلي‌ها ديدند و متن مصاحبه نيز دست به دست شد و اينك حرفهاي حسين را بخوانيد:
«ولايت فقيه يك بدعت است ما با آن مخالفيم مثل اكثريت مردم ايران، قرار نبود كه آيت‌الله خميني ولايت فقيه بياورد. او وعده دمكراسي و آزادي و عدالت را داده بود. وقتي انقلاب رخ داد،‌ ولايت فقيه اساساً جزء ثوابت و مباني انقلاب نبود. به طور كلي اكثريت علما مثل مرحوم آيت‌الله العظمي خوئي با ولايت فقيه به شكل امروزي‌اش مخالف بودند… انقلاب فرزندان راستين خود را بلعيد و از مسير خود منحرفش كردند. انقلاب از ‌آزادي مي‌گفت و از مردمسالاري، اما به سركوبي فرزندان برجسته‌اش كشيده شد. با طالقاني چنان كردند كه روي از همگان براي مدتي پنهان كرد. بسياري از انقلابي‌ها به قتل رسيدند و جمعي به صف مخالفان پيوستند. يا چون بني‌صدر به تبعيدگاه اجباري رفتند يا چون بهشتي در شرايطي مبهم به قتل رسيدند و يا هم چون منتظري خانه نشين شدند. انقلاب اما در زندگي مردم تأثير بسيار داشت امروز ديگر كسي استبداد را قبول نمي‌كند. امروز جامعه ما قابليت داشتن آزادي و دمكراسي را دارد…»
حسين خميني ديدارش با رضا پهلوي را ملاقات دو جوان ايراني مي‌داند كه هر دو از استبداد رنج مي‌برند. او حتي از اينكه جورج بوش را براي حمله به ايران و سرنگوني رژيم تشويق كرده است ناراحتي به دل راه نمي‌دهد. «بايد در ايران آزادي و مردمسالاري برقرار شود، حال يا ما خود مي‌توانيم اين كار را بكنيم و يا ناچاريم از قدرتهاي خارجي كمك بگيريم. تا كي مي‌توان در زندان بود؟ سرانجام براي رهائي بايد به جائي متوسل شد.»
حسين خميني كه به نيمه عمر نزديك مي‌شود حجاب اجباري را رد مي‌كند «اينها به زور و با اعمال خشونت و وحشي‌گري زنان را به حجاب داشتن وامي‌دارند. رنگ چادرها و روسري‌ها همه تيره است. چرا نبايد زنان و دختران ما در انتخاب پوشش خود آزاد باشند. امروز حكومت زنان را به بدترين شكل در حجاب كرده است قلب آدم مي‌گيرد وقتي اين همه سياه‌پوش را مي‌بيند. من به شكل طبيعي طرفدار حجاب اختياري هستم اما معتقدم زنان بايد آزاد باشند تا پوشش خود را برگزينند. آنكه مي‌خواهد بي‌حجاب بيرون آيد بايد آزاد باشد و عقيده‌اش مورد احترام جامعه باشد…»
سخنان حسين خميني كه به صورت چشمگيري در سايت شبكه تلويزيوني ماهواره‌اي «العربيه» منتشر شده است بهترين گواه بر بي‌اعتباري ميراثي است كه نيايش در پي خود به جا گذاشت. حالا اعتبار حاج آقا روح‌الله حتي مورد ترديد نواده اوست.»

ارسال شده: جمعه ۲۶ خرداد ۱۳۸۵, ۱۲:۳۳ ب.ظ
توسط Leila
هر چيزي اجبارش كه خوب نيست
ادم بايد بش برسه و قبولش كنه
دليل هم نمي شه هر كسي هر حرفي مي زنه حرفش مقارن با اسلام و درست باشه :-o

ارسال شده: جمعه ۲۶ خرداد ۱۳۸۵, ۱:۴۸ ب.ظ
توسط Reza6662
Leila,
در مورد اجباري نبودن الزامات ايدئولوژيکي با شما موافقم ولي در مورد اينکه کساني که نمي توانند اين اجبارات ايدئولوژيکي را بپذيرند از ايران خارج شوند اين نيز صحيح است البته براي گويندهء آن؛ چنانچه براي محمدرضا پهلوي اتفاق افتاد.

ارسال شده: جمعه ۲۶ خرداد ۱۳۸۵, ۱۰:۳۲ ب.ظ
توسط Leila
من نمي گم خودم اخر حجابم
ولي خوب ادم بايد به يه سري موارد و ارزش ها پايبند باشه
نه اينكه طرز فكر ديگران روش اثر بذاره
حجاب هم به اندازش خوبه نه از اينوري نه از اونوري :-(

ارسال شده: جمعه ۲۶ خرداد ۱۳۸۵, ۱۱:۱۸ ب.ظ
توسط Mahdi1944
دوستان مباحث داره از چارچوب خودش فراتر مي‌ره، لطفا رعايت کنيد :o :-o

ارسال شده: شنبه ۲۷ خرداد ۱۳۸۵, ۱۲:۲۱ ق.ظ
توسط Reza6662
Mahdi1944,
اينکه هرکس مثل ايدئولوژي من فکر نمي کنه بايد از ايران خارج بشه يک توهين بزرگ هست و من نمي بخشم. :cool: