قربانيان مين

در اين بخش مي‌توانيد در مورد سلاح و ادوات جنگي زميني به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: شوراي نظارت, مديران هوافضا

Captain II
Captain II
پست: 353
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۸۶, ۱۲:۵۶ ب.ظ
محل اقامت: اهواز
سپاس‌های ارسالی: 148 بار
سپاس‌های دریافتی: 354 بار

پست توسط بهنام41 »

لارنس7 عزيز
باتشكر از عكسهايي كه گذاشته بودي
يه اشنايي قبلي با مرحوم شهيد محمود وند و مرحوم شهيد پازوكي داشتيم
چند روز قبل از شهادتش با چند نفر ازبچه هاي تهران مهمانش بوديم.
بچه هاخيلي مجذوب رفتارمرحوم شهيد محمود وند شدند و از اون يادگاري خواستند.اون مرحوم هم با تواضع بسيارناچار شد كه روي چند تا كارت تفحص براي اونا امضا كنه. به منم گفت مي خواي.گفتم كه نه وقت زياده.
خدا رحمتش كند.
Captain II
Captain II
پست: 353
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۸۶, ۱۲:۵۶ ب.ظ
محل اقامت: اهواز
سپاس‌های ارسالی: 148 بار
سپاس‌های دریافتی: 354 بار

پست توسط بهنام41 »

قربانيان مين و وظيفه دولت ها

بطور متداول در هرعمليات جنگي نيروهاي مهاجم و مدافع از كليه سلاحهاي خود به منظور حمله يا دفاع استفاده مي كنند.
استفاده از خمپاره اتدازها،توپخانه،سلاحهاي ضد تانك،هواپيما و مين در جنگهاي كلاسيك امري متداول مي باشد.
با پايان يافتن جنگ؛ آوارگان جنگي به محلهاي سكونت خود باز مي گردنند و اين در حاليست كه مناطق درگيري مملو از مهمات رها شده ،مهمات مدفون شده ،گلوله هاي عمل نكرده و مين هاي كار گذاشته شده مي باشد.
در شهريور 59 كشور ما نيز درگير جنگي ناخواسته شد . جنگي كه توسط عراق آغازو با حمايت هاي منطقه اي و سكوت بين المللي همراه بود.
درطي اين تهاجم شهرهاي خرمشهر،قصرشيرين ،نفت شهر،....به اشغال دشمن درامد و شهرهاي آبادان ،شوش ،سرپل ذهاب ،........محاصره وبسياري از شهرهاي مرزي در زير آتش توپخانه دشمن قرار گرفت و اراضي وسيعي در5 استان مرزي ما به تصرف دشمن درامد.
دشمن به منظور جلوگيري ازحملات نيروهاي خودي اقدام به مين گذاري در اراضي اشغال شده نمود.
با پايان جنگ و بازگشت آوارگان به محل سكونت خويش متاسفانه شاهد بوده ايم كه هر از چند گاهي هموطنان ما در برخورد با مهمات عمل نكرده و مين كشته و يا دچار اسيب هاي مالي و جاني مي شوند.
متاسفانه از نظر حقوقي جبران خسارات وارده به قربانيان مين و بازماندگان انها در ايران به فراموشي سپرده شده در حاليكه در آموزه هاي دين مبين اسلام برحرمت خون و جسم انسان تاكيد بسيار شده است و دولت و دولتمردان مي بايست براي مردم در اين زمينه اقدام لازم را انجام دهند.
قبل ازبررسي وضعيت حقوقي مصدومين به مين لازم است ياد اور شوم كه بيشتر قربانيان مين از اقشار محروم جامعه بوده و پس از حادثه وضعيت به مراتب دشوارتر اقتصادي و رواني را مي گذرانند.
پيشينه حقوقي ونقد قانون
تا تاريخ 4 /10 /73 در حاليكه بيش ازشش سال از پايان جنگ مي گذشت، هيچ گونه قانون حمايتي از مصدومين مين وجود نداشت و اين در حالي بود كه هرهفته شاهد چندين حادثه انفجار بوديم.در اين تاريخ آئين‌نامه اجرائي قانون برقراري حقوق وظيفه يا مستمري بازماندگان آن دسته از مهاجران و كساني كه به مناطق جنگي مراجعت نموده و به علت برخورد با مواد منفجره معلول يا فوت مي‌شوندبه تصويب هيئت وزيران رسيد.
براين اساس قرار شد كه قربانيان و مصدومين تحت پوشش بنيادشهيد،كميته امدادويا بنياد جانبازان قرار بگيرند.
در تبصره يك آن اين امر را به عدم احراز سهل انگاري فرد مشروط نموده است ، ذكرهمين كلمه باعث شده تا بسياري از قربانيان از حقوق اوليه خويش محروم شوند وافرادتشكيل دهنده كميسيون احراز سهل انگاري؛ موسوم به ماده 2 استانداري ؛ خود با بي توجهي به موازين عقلي و انساني و با توجيه اينكه" فرد وارد منطقه ممنوعه شده"،"مهمات را دستكاري كرده" راي به سهل انگاري فرد مصدوم داده و وي و خانواده مي بايست رنجهاي اقتصادي و اجتماعي معلوليت را تا پايان عمر تحمل نمايند.
دوستان ما در كميسيون ماده2 توجه ندارند كه افراد غير نظامي قادر به تشخيص مهمات و وسايل جنگي از ساير اشيا نيستند و همچنين محدوده منطقه ممنوعه مورد ادعاي ايشان فاقد علامت خطر، نگهبان و سيم خاردار مي باشد.
ادامه دارد
Captain II
Captain II
پست: 353
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۸۶, ۱۲:۵۶ ب.ظ
محل اقامت: اهواز
سپاس‌های ارسالی: 148 بار
سپاس‌های دریافتی: 354 بار

پست توسط بهنام41 »

عكسي از يك قرباني مين و مهمات عمل نكرده در خرمشهر

[External Link Removed for Guests]

اين نوجوان به علت عدم آگاهي،در حياط خلوت منزل با يك نارنجك دستي بازي مي كند كه دچار حادثه مي شود.
خرمشهر -منطقه پل نو-روستاي سرحانيه
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1910
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۹ فروردین ۱۳۸۶, ۱۲:۳۸ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1693 بار
سپاس‌های دریافتی: 4853 بار

پست توسط Miliali »

عکس ها وحشتناک هستند . لطفا اگر امکان داره يک روش ديگر رو انتخاب کنيد که ديدن عکس ها اختياري باشه ( مثل گذاشتن لينک تنها) .
Super Moderator
Super Moderator
پست: 949
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۸۴, ۲:۳۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2396 بار
سپاس‌های دریافتی: 1355 بار

پست توسط Reza 313 »

لارنس. 7 نوشته شده:  شهید علی محمود وند 

 [External Link Removed for Guests]

 


وقتي شهيد از شهيد سخن ميگويد...

مصاحبه شهيد مجيد پازوكي در مورد شهيد محمود وند...

"علي محمودوند، يه علي محمودوند من مي‌گم يه علي محمودوند مي‌شنوي. بعضي‌ها رو نمي‌شه همين جوري با حرف نشون داد، مثلاً بگي اين بود علي محمودوند.

اون ور بيشتر مي‌شناسنش. اصلاً بهتر مي‌دونن چي كار كرد. خدا بيشتر مي‌دونه چيكار كرد، كسي نمي‌شناختش.

شخصيتش عجيب و غرببي بود. پانزده سال با هم رفيق بوديم. شخصيتش رو خيلي سخت مي‌شد آدم بشناسش. اصلاً بعضي موقع‌ها يه چيزهايي مي‌گفت من الان هم تو فكرم كه اين يعني چي؟

من يكبار يادمه برگشت گفت: من به والله تا حالا از هيچي نترسيدم! من اين جمله رو فقط از امام شنيده بودم. بعد ما مي‌خنديديم، مي‌گفتيم چي مي‌گه؟

ولي عملاً تو خيبر و عمليات‌هاي ديگه، توي ميادين مين، ثابت شده بود از هيچي نمي‌ترسيد. خوب؛ حالا اين چه پشتوانه‌اي داشت كه اين حرف رو مي‌زد يا اون خستگي‌ناپذيريش يا اون تحمل دردش و اون مسائلش و مشكلاتش. با روحيه خيلي باز، باز هم اينجا كار مي‌كرد.

توي جنگ با اين رفيقاش توي اين منطقه {فكه} جنگيده بود. گردان حنظله‌اي بود ديگه. همون بچه‌هايي كه تو كانال گير كردند.

خيلي براش سنگين تموم شده بود اون شهادت سيصد نفري كه كنارش ديده بود، حدود سيصد نفر رو مي‌گفت تو كانال ديدم. يه مقداري هم بچه‌هاي كميل بودند و رفيقاش.

بعضي موقع‌ها، خاطره تعريف مي‌كرد، لحظه به لحظه تعريف مي‌كرد. مثلاً مي‌گفت: مثلاً كوچكترين حركت‌هاي بچه‌ها را هم تعريف مي‌كرد؛ اين اينطوري شد شهيد شد، اون اين طوري شد. حالتشون رو مي‌گفت.

خيلي باسش سنگين بود همش مي‌گفت من بايد برم اين بچه‌ها رو پيدا كنم، دلش اينجا بود كه بالاخره اون كانال كميل رو پيدا كرد، كانال حنظله رو. صدو بيست تا شهيد از كميل درآورد، هفتاد يا هشتاد تا هم از حنظله درآورد. ديگه ول نكرد.

يكبار سه ماه اينجا كار كرديم، شهيد پيدا نكرديم. اونقدر ناراحت بود هي راه مي‌رفت، قاطي كرده بود. اصلاً همين جوري ديگه داد مي‌زد، به حضرت علي مي‌گفت تو به من قول دادي كه هر چي بخوام بهم بدي، چرا سه ماه شهيد پيدا نكرديم؟ اگر من تا ده روز ديگر اينجا شهيد پيدا نشه مي‌زارم مي‌رم از اين فكه. همين طور راه مي‌رفت با خودش حرف مي‌زد.

نمي‌دونم اين فشار رو كه تحمل مي‌كرد، من احساس مي‌كنم كه واقعاً اون از تمام وجودش مايه گذاشته بود كه اين بچه‌ها رو پيدا كنه!

بچه‌اش كه مريض شد خيلي واسش سخت مي‌گذشت، بردش مشهد امام رضا، سي و هشت روز، اين طورها، سي روز، نزديك چهل روز، تو مشهد فقط بست بسته بودند به اون پنجره فولاد با خانوادش. حالا نمي‌دونم خودش، بچه‌هاش، نمي‌دونم كي خواب مي‌بينه؛ خواب امام رضا رو مي‌بينه كه ما همين جوري دوست داريم ببنيم. هرچي مي‌خواي از ما بخواه؛ بهت مي‌ديم، ولي اين رو نخواه. ما دوست داريم بچه‌ات رو همين جور ببينيم.

حتي يادمه؛ يكبار گفت يكبار اصرار كردم تو دعا, گريه كردم گفتم شفا بدش اين بچه رو. اومدن تو خوابم گفتند مگر نگفتيم بهت شفاي اين رو نخواه؟

اون بچه‌اش مريض بود. يكسره تو بيمارستان بود ـ خدمت شما عرض كنم ـ كليه درد داشت. يك كليه‌اش آسيب ديده بود تو جنگ؛ همش سنگساز بود. يا مرفين مي‌زد يا مي‌رفت توي اين بيابون‌ها. معمولاًخون‌ريزي داشت اين كليه‌اش درد مي‌كشيد ولي بازم هيچي نمي‌گفت. ادامه داد راه رو.

خيلي سَر و سِر داشت علي آقا با اين فكه، فكه رو مثل زمان جنگ مي‌دونست يعني چي؟ يعني يه قطعه‌اي از زمان جنگ كه هنوز مي‌شد توش مثل زمان جنگ زندگي كرد.

سال شصت و هفت يا شصت و هشت بود مي‌گفتش كه من خواب ديدم تو فكه شهيد مي‌شم، چهار يا پنج دفعه به من گفت اين رو. بيشتر منتظر بود بالاخره كي نوبتش مي‌رسد تا به بچه‌هاي حنظله برسه."


-----

در ضمن در [External Link Removed for Guests] هم ميتونيد تصاوير ديگري از اين بزرگوار را مشاهده بفرماييد ....
...آن ها که بر فراز آسمان درس پرواز آموخته بودند ، دیگر زیستن بر خاک زمین میسرشان نبود و جنگ بهانه ای بود تا مشق نیمه کاره ی آسمانی بودنشان را کامل کنند .... تصویر 
ارسال پست

بازگشت به “ادوات زميني”