صفحه 2 از 2

Re: بعد از شهدا ما چه كرديم!!

ارسال شده: جمعه ۱۶ مرداد ۱۳۸۸, ۱۲:۰۱ ق.ظ
توسط ebrahim13552000
تصویر


تصویر



منبع:خبرگزاري مهر

Re: بعد از شهدا ما چه كرديم!!

ارسال شده: جمعه ۱۶ مرداد ۱۳۸۸, ۱:۵۲ ب.ظ
توسط RAHVAR
ما عکس شهدا را میبینیم ولی عکس شهدا عمل میکنیم
تصویر تصویر تصویر تصویر تصویر تصویر تصویر تصویر تصویر تصویر تصویر تصویر تصویر تصویر تصویر تصویر تصویر تصویر تصویر تصویر تصویر تصویر

Re: بعد از شهدا ما چه كرديم!!

ارسال شده: جمعه ۱۶ مرداد ۱۳۸۸, ۲:۱۷ ب.ظ
توسط ebrahim13552000
تصویر



سلام
دوست عزيز
شما ميتونيد عكس شهدا عمل نكنيد

Re: بعد از شهدا ما چه كرديم!!

ارسال شده: یک‌شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۸۸, ۱۰:۱۵ ب.ظ
توسط ebrahim13552000
تصویر


تصویر

تصویر

Re: بعد از شهدا ما چه كرديم!!

ارسال شده: یک‌شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۸۸, ۱۰:۳۰ ب.ظ
توسط ebrahim13552000
تصویر

Re: بعد از شهدا ما چه كرديم!!

ارسال شده: یک‌شنبه ۵ دی ۱۳۸۹, ۱۱:۰۴ ب.ظ
توسط RAHVAR
بعد از شهدا ما چه کردیم :sad:

پیکرهای پاکشان را تشییع کردیم ,فقط
بربلندیهای کوه دفنشان کردیم ,فقط

جملات ماندگار دکتر شریعتی درباره شهید و شهادت


 * ایناست که شهید غسل ندارد ، و شهید کفن ندارد و شهید حساب و کتاب ِ قیامتندارد . زیرا آن انسانی که گناه می کرد و خطا می کرد ، بودن ِ پیش ازشهادت را ، خود ِ شهید ، پیش از مرگ قربانی کرده است ، و اکنون "حضوریافته است ". 
 * شهادت، در یک کلمه ، بر خلاف تاریخهای دیگر که حادثه است ، درگیری است ، مرگتحمیل شده بر قهرمان است ، تراژدی است ؛ در فرهنگ ما یک "درجه" است ،وسیله نیست ؛ خود ، هدف است ، اصالت است ، خود ، یک تکامل ، یک عُلُو است، خود یک مسئولیت بزرگ است ، خود یک راه نیم بُر به طرف ِ صعود به قلۀمعراج بشریت است ، و یک فرهنگ است . 
 * شهادت ، دعوتی است به همۀ عصرها ، و به همۀ نسلها ، که : اگر می توانی ، بمیران ! و اگر نمی توانی ، بمیر ! 
 * ما ازوقتی که ، به گفتۀ جلال ، "سنت شهادت را فراموش کرده ایم ، و به مقبرهداری شهیدان پرداخته ایم ،مرگ سیاه را ناچار گردن نهاده ایم " ، و ازهنگامی که به جای شیعۀ علی بودن و از هنگامی که به جای شیعۀ حسین بودن وشیعۀ زینب بودن ، یعنی "پیرو شهیدان بودن" ، زنان و مردان ِ ما "عزادار ِشهیدان" شده اند و بس ، در عزای همیشگی مانده ایم ! 
 * اینکهحسین فریاد می زند - پس از اینکه همۀ عزیزانش را در خون می بیند و جز دشمنو کینه توز و غارتگر در برابرش نمی بیند - فریاد می زند که " آیا کسی هستکه مرا یاری کند و انتقام کشد؟" - هل من ناصر ینصرنی؟- مگر نمی داند کهکسی نیست که او را یاری کند و انتقام گیرد؟ این سؤال ، سؤال از تاریخفردای بشری است و این پرسش از آینده است و از همۀ ماست ، و این سؤال ،انتظار حسین را از عاشقانش بیان می کند ، و دعوت شهادت او را به همۀ کسانیکه برای شهیدان حرمت و عظمت قائلند اعلام می نماید. 
 * آنهانشان دادند ،شهید نشان می دهد و می آموزد و پیام می دهد که در برابر ظلم وستم ، ای کسانی که می پندارید "نتوانستن از جهاد معاف می کند" ، و ایکسانی که می گویید " پیروزی بر خصم هنگامی تحقق دارد که بر خصم غلبه شود "، نه ! شهید ، انسانی است که در عصر نتوانستن و غلبه نیافتن ، با مرگ خویشبر دشمن پیروز می شود ، و اگر دشمنش را نمی شکند ، رسوا می کند. 
 *و شهید ، قلب تاریخ است . همچنانکه قلب به رگهای خشک اندام ، خون حیات وزندگی می دهد ، جامعه ای که رو به مردن می رود ، جامعه ای که فرزندانشایمان خویش را به خویش از دست داده اند ، و جامعه ای که به مرگ تدریجیگرفتار است ، جامعه ای که تسلیم را تمکین کرده است ، جامعه ای که احساسمسئولیت را از یاد برده است ، و جامعه ای که اعتقاد به انسان بودن را درخود باخته است ، و تاریخی که از حیات و جنبش و حرکت و زایش بازمانده است ،شهید همچون قلبی ، به اندامهای خشک ِِ مُردۀ بی رمق ِ جامعه ، خون خویش رامی رساند و بزرگترین معجزۀ شهادتش این است که به یک نسل ، ایمان جدید بهخویشتن را می بخشد .  
 * شهیدکه حاضر است ، در همۀ صحنه های حق و باطل ، در همۀ جهادهای میان ظلم وعدل، شاهد است ، حضور دارد ، می خواهد با حضورش این پیام را به همۀ انسانهابدهد که وقتی در صحنه نیستی ، وقتی از صحنۀ حق و باطل زمان خویش غایبی ،هر کجا که خواهی باش ! وقتی در صحنۀ حق و باطل نیستی ، وقتی که شاهد عصرخودت و شهید حق و باطل جامعه ات نیستی ، هر کجا که می خواهی باش ، چه بهنماز ایستاده باشی ، چه به شراب نشسته باشی ، هر دو یکی است . شهادت ،حضور در صحنۀ حق و باطل همیشۀ تاریخ است .  
 *آنها که گستاخی آن را دارند که مرگ خویش را انتخاب کنند ، تنها به یکانتخاب بزرگ دست زده اند ، اما کار آنها که از آن پس زنده می مانند دشواراست و سنگین . و زینب مانده است ، کاروان اسیران در پی اش و صفهای دشمن ،تا افق ، در پیش راهش و رسالت رساندن پیام برادر بر دوشش . وارد شهر میشود ... 
 * اگریک خون پیام نداشته باشد ، در تاریخ گنگ می ماند و اگر یک خون پیام خویشرا به همۀ نسلها نگذارد ، جلاد ، شهید را در حصار یک عصر و یک زمان محبوسکرده است . اگر زینب ، پیام کربلا را به تاریخ باز نگوید ، کربلا در تاریخ[ محبوس] می ماند و کسانی که به این پیام نیازمندند از آن محروم می مانندو کسانی که با خون خویش ، با همۀ نسلها سخن می گویند، سخنشان را کسی نمیشنود ، این است که رسالت زینب سنگین و دشوار است . 

  * هر انقلابی دو چهره دارد : چهرۀ اول : خون و چهرۀ دوم : پیام . 
 
 * هر کساگر مسئولیت پذیرفتن حق را انتخاب کرده است ، و هر کس که می داند مسئولیتشیعه بودن یعنی چه ، مسئولیت آزاده انسان بودن یعنی چه ، باید بداند که درنبرد همیشۀ تاریخ و همیشۀ زمان و همه جای زمین - که همۀ صحنه ها کربلاست ،و همۀ ماهها محرم و همۀ روزها عاشورا - باید انتخاب کند : یا خون را ، یاپیام را ؛ یا حسین بودن را ، یا زینب بودن را ؛ یا آنچنان مردن را ، یااینچنین ماندن را . اگر نمی خواهد از صحنه غایب باشد . 
 * آنها که رفتند ، کاری حسینی کردند  
 و آنها که ماندند ، باید کاری زینبی کنند 
 و گرنه یزیدی اند ! 

Re: بعد از شهدا ما چه كرديم!!

ارسال شده: سه‌شنبه ۷ دی ۱۳۸۹, ۱۱:۱۷ ق.ظ
توسط میهن پرست
بعد از شهیدا ما چی کار کردیم.
هدفشون رو شنیدیم اما خودمون رو به نشنیدن زدیم.ارمان ها شون رو دیدیم اما خودمون رو به ندیدن زدیم.ماها خیلی بدهکاریم.

یک بار تو سایت رادیو فردا نوشته بود:شهیدان واقعی کسانی هستند که به نام ایران زمین و کوروش کبیر و رستم و ...به نبرد با تازیان رفتند نه انهایی که با زوزه های اهنگران و خمینی(یه چیز دیگه نوشته بود)و به نام اسلام به جبهه رفتند.اینها شهید نیستند یک عده احمقند و الی اخر.

ما شنیدیم و دم نزدیم.هر بار که از بابام میپرسم چطور بین 130 نفر که بیشترشون شهید شدن زنده موند میگفت شهادت کار هرکسی نیست.اونایی که رفتن مثل ایینه بودن ولی ماها شیشه خورده داشتیم.از لشگر 25 کربلا خیلی ها رفتن.توی اروند دفن شدن که ماها بمونیم.دلشون خوش بود که فردا ما خاکمونو میسازیم.فردا ما اسلام واقعی رو پیاده میکنیم ولی...

یه بار یکی میگفت حاضرم 20 سال برای امریکا خدمت سربازی کنم ولی برای ایران یک روزم نه.بهش گفتم پس این همه شهید چی.برگشت گفت اونا جوگیر شده بودن وگرنه الان ما هم مثل تایلند و امریکا بودیم.ازاد ازاد.
ما ها خیلی ارزون فروختیم بعضی ها به یه بسته بعضی ها به 2تا بسته بعضی ها به یه چمدون بعضی هامون به هیچی.

یه نفر میگفت.عمربن سعد حداقل امام رو به حکومت ری فروخت ولی خاک بر سر مردم کوفه که امامشون رو به هیچ فروختن.
امروزم اگه قراره بفروشیم خدا کنه ارزون معامله نکنیم.
چند شب پیش خواب دیدم جنگ شده شاید باورتون نشه ولی تو خواب به دوستم زنگ زدم که بیا فرار کنیم بریم دهات ما.اون جا خیلی امنه توی خواب فرار کردم حالا موندم چطور توی بیداری بعضی ها سینه سپر کردن.به قول یه عده شدن گوشت دم توپ.

تازگی ها بعضی ها شدن وکیل وصی شهدا.میگن چرا جنگ دیر تموم شد چرا بسیجی ها وارد عمل شدن همون ارتش اگه بود تلفات پایین میومد ولی شهیدا زندن وکیل نمیخوان.اونا میخواستن به کربلا برسن حیف که یه عده خیانت کردن وگرنه...

و حرف اخر امثال حاجی گرینوف که کم نیستن به یه میز همه چی رو فروختن.شهیدا لاغر بودن اونایی هم که چاق بودن از غصه چاق شده بودن.اینایی که امروز شکماشونو تریلی نمیکشه از کجا خوردن.یادش به خیر یه همسایه داشتیم که یه ترکش نخودی به پاش خورده بود.ولی یکی از مدیران ارشد بنیاد شهید و امور ایثارگران بود.تموم سابقه جبهش دو ماه بود اونم پشت جبهه.
راستش درد زیاده ولی دل گفتن نیست.گوش شنیدن نیست.ما ها جمله اسلام پیروز هست رو با شهیدا دفن کردیم.ما همه چی رو با شهیدا دفن کردیم.چفیه هاشون.لباساشون از همه مهمتر عقایدشون.

زیادی حرف زدم و در اخر شهید واژه ایست که اگر درک میشد...
به یاد تمام شهیدانی که رفتند تا بمانیم :razz: :razz: :razz: