صفحه 2 از 7

Re: صندلی داغ با حضور Mahdi1944...!

ارسال شده: پنج‌شنبه ۱۱ تیر ۱۳۸۸, ۳:۰۷ ق.ظ
توسط Mahdi1944
HB نوشته شده:سلام اقاي عظيمي
عليک سلام

شما چرا اينقدر مهربون هستين؟
باز هم سوالي از چرايي چيزي که در درست بودن اون بايد ترديد کرد!
مهرباني، خوبي، بدي، و از اين قبيل صفتها نسبي هست و افراد مختلف معيارهاي سنجش متفاوتي دارند، دين ما به ما دستور داده با هم مهربان باشيم، به هم کمک کنيم، پس اگر دنبال چرايي اين رفتاري که شما اون رو به مهربوني تعبير کرديد هستيد، بايد ريشه‌ي اون رو در ارزش گذاري‌هاي من نسبت به موجوديتها (از جمله انسانها) و اصولي که به اون معتقد هستم جستجو کرد، حال شما رفتاري که در قبال شما داشتم رو مهربوني تعبير کرديد، اميدوارم ديگران هم همين نظر رو داشته باشند، به هر حال از اينکه اين صفت زيبا رو به من نسبت داديد سپاسگزارم

شما بيشتر از يک مهندس کامپيوتر به نظرم روانشناس هستين؟ درسته؟
روانشناسي از علاقه‌مندي ‌هاي اصلي من هست که در اين زمينه تلاش کردم، اما اينکه بيشتر مهندس کامپيوتر هستم يا روانشناس رو نميدونم

اگه از يکي خوشتون بياد چيکار ميکنين؟
دو کلمه‌ي کنار هم "خوشتون بياد" در سطوح مختلف و متفاوتي قابل بررسي هست که رفتار در هر سطح کاملا متفاوت هست، اما در شکل کلي اون، هر انساني در اولين مواجه با يک موجوديت بر اساس معيارهايي اون رو ارزش گذاري اوليه ميکنه که اين ارزش‌گذاري اوليه منتج به تعيين حدود و سطوح تعاملي ميشه، در مواجهه‌هاي بعدي اين بينش به سمت تکامل پيش ميره و مفاهيمي مانند دوست داشتن، علاقه، احترام و ... در اون پديدار ميشه، حال به همون ميزاني که اين ارزش گذاري بين دو فرد مشترک باشه، يعني طرفين در قبال هم سطوح يکساني رو تعريف کرده باشند، روابط پايدار و تحکيم ميشه، و هر چه اين اشتراکها بيشتر باشه و سطوح بالاتري تعيين شده باشه، مفاهيم ثانويه اين ارتباط مانند همين دوست داشتن يا به قولي "خوشتون بياد" قوي‌تر ميشه، و اگر اين اشتراکات کمتر باشه، خواسته يا ناخواسته فردي که ارزش گذاري بالاتري در قبال طرف مقابل انجام داده،‌ محکوم به فراموش کردن اين بخشي از ارزش که مشترک تعريف نشده هست تا به سطحي يکسان با طرف مقابل برسه، هر چند ممکنه هزينه‌هاي سنگين روحي و جسمي رو مجبور باشه تحمل کنه تا اين موضوع رو که به نوعي ميشه نام اون رو شکست گذاشت تحمل کنه، با اين اوصاف، بايد معيارهاي ما شکلي داشته باشه که ارتباط ما با ديگران رو تضمين کنه و تخمين ارزش گذاري فرد مقابل نسبت به خود يکي از معيارهايي هست که بايد قبل از پيدايش روابط ثانويه سنجيده بشه و اگر ترديد وجود داره آزمونهايي براي رسيدن به يقين تعيين کنيم، به اين شکل قبل از ايجاد علاقه و ديگر موارد مشابه ميشه پيشگيري کرد تا از پرداخت هزينه‌هاي سنگين شکست جلوگيري کرد، با اين توضيحات، من اگر از کسي خوشم بياد، ابتدا آزمونهايي از فرد مقابل به عمل ميارم که حدود نسبي‌اي که احتمالا فرد مقابل در قبال من تعيين خواهد کرد رو تخمين ميزنم و بر همين اساس ارزش‌گذاريهاي خودم رو تعيين ميکنم، در هر مرحله‌اي که کمي احساس کنم اشتباه کردم، تجديد نظر ميکنم و هميشه کمترين ميزان ممکن رو در نظر ميگيرم و اگر نشانه‌هاي مثبتي ببينم به سطح مورد نظرم اين مقدار گذاريها رو ارتقا ميدم، به اين شکل کمتر توقع بيجايي از فردي خواهم داشت و احتمال شکست هم کمتر خواهد بود، همچنين وقتي ما براي هر رفتاري مباني درستي داشته باشيم، راحت‌تر ميتونيم اگر متحمل شکستي شديم با اون کنار بيايم و متحمل هزينه‌هاي بعدي نشيم، نيازي نيست اون رو هميشه کلامي ابراز کنيم، اما اگر فردي بود که ارزش بالايي برام داشت، حتما اين رو بهش ابراز ميکنم


عشق يعني چه؟
براي عشق ميشه دهها کتاب نوشت، اما به اعتقاد من عشق مقدسه و مفاهيم مشابه و انحرافي زيادي در کنار عشق وجود داره که بايد بسيار دقت کرد که مفهوم و احساس ديگري رو با اون اشتباه نگرفته باشيم، عشق مقدس هست و از ابتداي پيدايش فرد و قبل از جهان ماده بين افراد وجود داشته و اينکه چه زماني ظهور پيدا کنه، به اراده خداوند و قضا و قدر مربوط هست و عشق واقعي عشقي هست که انسان رو در نهايت به عشق حقيقي يعني معبود برسونه، معشوق حقيقي خداست و عشق زميني مقدمه‌اي براي عشق حقيقي هست و به نوعي با عشق حقيقي، عشق زميني معني و استحکام پيدا ميکنه، از ديدگاهي ديگر، عشق راهي از پيش تعيين شده براي رسيدن به معشوق حقيقي يعني خالق هست، پس ما فقط جستجو ميکنيم تا راه و همسفر خود را پيدا کرده با هم به سمت معشوق حقيقي حرکت کنيم و به نوعي عشق و معشوق زميني لازمه‌اي براي پيمايش راه رسيدن به معشوق حقيقي هست، پس به همين دليل عشق زميني نيز مقدس است، هر چند ممکن هست برخي با پيدا کردن راه و همراه، مجذوب جمال آن شده و از هدف و معشوق حقيقي باز مانند که اين مهمترين آفت عشق هست



همسر اينده شما چه ميارهايي داشته باشه؟
معيارها در سطوح اهميت مختلفي براي خودم دارم، اما اونهايي که اساسي هست فکر ميکنم اينها باشه: ايمان، تقوا، صداقت، اخلاق خوب، ظاهر و چهره‌ي خوب و قابل قبول و همچنين از نظر اعتقادي، فکري، اخلاقي و ... هم شبيه و يا مکمل من باشه نه در تضاد من، اينها معيارهاي اوليه‌اي هستند که نبود هر يک از اونها مانع از انتخاب ميشه، در پله‌ي بعدي معيار‌هاي ثانويه‌اي وجود داره، مانند نوع حجاب، جايگاه خانوادگي و ... که فکر نميکنم باز کردن بيشتر اين موضوع در چارچوب اين بحث درست باشه
موفق باشيد


Re: صندلی داغ با حضور Mahdi1944...!

ارسال شده: پنج‌شنبه ۱۱ تیر ۱۳۸۸, ۳:۲۲ ق.ظ
توسط Mahdi1944
SHAHRAM نوشته شده:سلام به همه دوستان
Mil@d, عزیز :razz: من از تاپیک صندلی داغ خیلی خوشم اومده!البته پست نداده بودم تا الان چون سوالاتم توی سوالات دوستان بود و....

Mahdi1944, عزیز من هم سوال د.ومی nt, عزیز :razz: (- دلیل موفقیتتون چیه ؟(لطفا کامل پاسخ بدید که برای ما جوانان هم درس و تجربه ای باشد) چون ماشاا... هرچی می پرسیم به نحو احسن جواب میدید.) رو دارم....الیته این پست رو دا دم تا به اندازه 2 تا سوال برای پاسخ دادن وقت بزارید و یکم تخصصی تر و در رشته مهندسی کامپیوتر جواب بدید :razz: ....مرسی

مهران جان، روالهاي کلي که مطرح کردم در هر زمينه‌اي ميتونه کاربرد داشته باشه، شما اون رو براي کامپيوتر تعميم بديد تصویر

Re: صندلی داغ با حضور Mahdi1944...!

ارسال شده: پنج‌شنبه ۱۱ تیر ۱۳۸۸, ۳:۴۷ ق.ظ
توسط Mil@d
سلام دوباره
خوب فضای صندلی فضای خاصی است و جو این صندلی همه را گرفته و از نوع پاسخها و سوالات کاملا بارزه!
مهدی تقریبا اون کنجکاوی که کاربران پیرامون هویت و منش اش داشتند برطرف کرد.منظورم از صبر و حوصله وقتی است که برای به نتیجه رساندن مخاطب می گذاری حتی اگر گهگاهی مخاطب موضوعی را بیش از حد کش دهد یک نکته دیگر هم بگم خیلی از کاربران فکر میکردند مهدی 30 به بالا است!
-------------------------
1.به کدامیک از شهرهای مکه-مدینه-کربلا-نجف-شلمچه سفر کردی؟و چه گذشت؟
2.در یک فلاش بک کوتاه بگید چی بودی چی شدی چه خواهی شد؟
3.تفریح مورد علاقه و همراه با چه کسانی؟
4.خیلی از کمبود وقت صحبت میکنید...جریان چیه؟
5.چند تا دوست واقعی و بسیار معتمد دارید و چه ویژگیهایی باعث شد که رفاقتی پایدار با اونها داشته باشین؟
6.با آشپزی میونه دارین و کلا غذاهای مورد علاقه چیا هستن؟
7.سقف آرزوهای زندگی مادی شما؟--سقف آرزوهای معنوی شما؟
8.اگه رییس صداوسیما بودین چطور در پیکر این سازمان عریض و طویل 13 هزار نفری روح حیات دوباره می دمیدید تا دیگه کسی بی بی سی و صدای امریکا نگاه نکنه؟
9.تو این چند ساله نارفیقانی بوده اند که نارو زده اند! مصداق این جمله هستید یا نه...میبخشم اما فراموش نمی کنم!
10.ویژگی اخلاقی خاصی که حس میکنید برای دیگران آزاردهنده است!
11.اهل رانندگی هستین و ماشین مورد علاقه؟موتور سیکلت چی؟
12.کارتون و یا برنامه مورد علاقه در کودکی؟
13.در دانشگاه چه اتفاقاتی برات شیرین و چه صحنه هایی آزاردهنده بود؟
------------------------
و حالا یک سوالات خودمونی تر !
14.میونه ای با اسب سواری ماهیگیری شکار داری؟
15.آخرین بار به چی خندیدی و از چی گریه ات گرفت؟
16.برنامه نویسی رو از کی شروع کردی و بزرگترین پروژه هایی که انجام دادی چی بوده؟
17.اوضاع مالی رو به راه است؟
18.سیاوش تو این آهنگ زندگی رو اینطوری توصیف میکنه!
زندگی یعنی چکیدن همچو شمع از گرمی عشق... زندگی یعنی لطافت گم شدن بر نرمی عشق... زندگی یعنی دویدن بی امان در وادی عشق... رفتن آخر رسیدن بر در آبادی عشق... میتوان هرلحظه هر جا عاشق و دلداده بودن... پرغرور چون آبشاران بودن اما ساده بودن... میشود اندوه شب را از نگاه صبح فهمید.... یا به وقت ریزش اشک شادی بگذشته را دید...میتوان در گریه ابر با خیال غنچه خوش بود... زایش آینده را در هر خزانی دید و آسود
نظرت درباره این تعریف؟

19.درباره کاربرا نظر ندادی یک چندتایی رو میگم! نظر روانشناسانه و شخصیت شناسانه بده...(برای همه جالبه)

مهدی
فربیرز
شهریار
محسن
میلاد
یاسر میم
میلادنگار
--------------

20.آثار مثبتی که حس میکنی صندلی داغ تا امروز بر سنترال برجا گذاشته چیا بوده...!

21.یک غزل از شیخ ازل

بیا که رایت منصور پادشاه رسید نوید فتح و بشارت به مهر و ماه رسید
جمال بخت ز روی ظفر نقاب انداخت کمال عدل به فریاد دادخواه رسید
سپهر دور خوش اکنون کند که ماه آمد جهان به کام دل اکنون رسد که شاه رسید
ز قاطعان طریق این زمان شوند ایمن قوافل دل و دانش که مرد راه رسید
عزیز مصر به رغم برادران غیور ز قعر چاه برآمد به اوج ماه رسید
کجاست صوفی دجال فعل ملحدشکل بگو بسوز که مهدی دین پناه رسید
صبا بگو که چه‌ها بر سرم در این غم عشق ز آتش دل سوزان و دود آه رسید
ز شوق روی تو شاها بدین اسیر فراق همان رسید کز آتش به برگ کاه رسید
مرو به خواب که حافظ به بارگاه قبول ز ورد نیم شب و درس صبحگاه رسید

Re: صندلی داغ با حضور Mahdi1944...!

ارسال شده: پنج‌شنبه ۱۱ تیر ۱۳۸۸, ۳:۵۶ ق.ظ
توسط Mahdi1944
Mohammad 1985 نوشته شده:سلام
سلام


با توجه به مشغله مهدی عزیز دوستان بهتر ایشون رو بمباران سوال نکنن ! البته مهدی جان بچه ها اشتیاق زیادی دارن برای سوال پرسیدن از شما !
خوب یه سری سوال !

1 میزان آشنایی و تخصص شما در سخت افزار چقدر هست ؟
ميزان واحد ميخواد، مثلا متر، ليتر و ...!!
اما در حدي که لازم داشتم دنبال کردم و در حدي هست که لنگ معلومات يا اطلاعاتي در زمينه‌ي سخت افزار نمونم، در زمينه‌ي تعمير سخت افزار هم فعاليتي به اون شکل نداشتم

2 با کدوم زبان برنامه نویسی بیشتر حال میکنی ؟
بر اساس نياز و کاربرد انتخاب ميکنم، برخي مواقع ممکنه نياز ايجاب کنه اسمبلي هم استفاده کنم، برخي مواقع هم جاوا يا سي‌شارپ، اما جديدا علاقه‌ي عجيبي به زبان جاوا يعني پدر تمام زبانها سطح بالا (از جمله CSharp) پيدا کردم و احتمالا اين زبان رو دنبال خواهم کرد

3 مشخصات سیستمتون ؟! ( البه فکر کنم لپ تاپ دارید )
CPU: متاسفانه Intel Centrino Duo 2GHZ
رم: 2GB
هارد ديسک: 160GB
گرافيک: Nvidia GForce Go 7300
و ....
بله اينها مربوط به لپتاپ Sony Vaio AR-150G هست


4 اینتل یا ای ام دی ؟!
قطعاAMD


5 چی شد که به سمت رشته کامپیوتر رفتی ؟ آیا از قبل علاقه داشتی یا بعدا علاقه پیدا کردی ؟
از زماني که خاطرات اون رو به ياد دارم به کارهاي فني و فکري علاقه داشتم،‌ ابتدا با ارميچر و اسپيکر بازي ميکردم (البته از بزرگترها شنيدم دوران کودکي به قابلمه، بخاري، چراع گاز و آشپزي علاقه نشون ميدادم تصویر)، بعدها سراغ قطعات الکترونيکي مانند راديو، واکمن، فرستنده و امثال اون رفتم، در نهايت به ديجيتال علاقه‌مند شدم و انتخاب نهايي هم چيزي که به اينها به نوعي ميشه گفت روح داد، يعني علوم کامپيوتر و گرايش نرم افزار، از ابتدا که کنکور دادم بدون هيچ ترديدي همين رشته رو انتخاب کرده بودم و شکر خدا به اون رسيدم که از اين بايت عميقا از خداوند سپاسگزارم

6 اگه مجددا به عقب برگردی آیا مجددا این رشته رو انتخاب میکنی ؟
بدون ترديد بله، البته انتخاب دوم من ارتباط مفهومي روشني به کامپيوتر نداره، اگر کامپيوتر رو انتخاب نميکردم روانشناسي انتخاب من بود و شايد هم در آينده خدا فرصتي داد تا به اين بعد از علايقم هم به صورت اصولي‌تر و علمي‌تر (در چارچوب تحصيلات دانشگاهي) بپردازم


7 تا حالا شده از سنترال خسته بشی یا پشیمون بشی از راه اندازیش ؟ ( البته منظورم این نیست از خود سنترال خسته شده باشی منظورم از مشکلات و مسائلی که پیش اومده برات به واسطه سنترال هست )
چيزي رو انتخاب نميکنم که چند وقت بعد با مواجه با سختي‌ها و مشکلات از اون پشيمون بشم، اگر ميبينيد در جايي هستم که خودم انتخاب کردم، اطمينان داشته باشيد مفهومي به نام نا اميدي، پشيماني يا خستگي واقعي در من پيدا نخواهيد کرد، نهايتا خستگي فيزيکي و مقطعي ناشي از کار زياد رو ميشه مورد قبول قلمداد کرد

بیشتر از این نمی پرسم چون وقت نداری ! هر کدوم رو هم خواستی جواب ندید و دیگر هیچ !
ممنون از شما و ديگر هيچ ...

Re: صندلی داغ با حضور Mahdi1944...!

ارسال شده: پنج‌شنبه ۱۱ تیر ۱۳۸۸, ۵:۱۷ ق.ظ
توسط Mahdi1944
Mil@d نوشته شده:سلام دوباره
خوب فضای صندلی فضای خاصی است و جو این صندلی همه را گرفته و از نوع پاسخها و سوالات کاملا بارزه!

مهدی تقریبا اون کنجکاوی که کاربران پیرامون هویت و منش اش داشتند برطرف کرد.منظورم از صبر و حوصله وقتی است که برای به نتیجه رساندن مخاطب می گذاری حتی اگر گهگاهی مخاطب موضوعی را بیش از حد کش دهد یک نکته دیگر هم بگم خیلی از کاربران فکر میکردند مهدی 30 به بالا است!
عليک سلام دوباره

نظر لطف شماست، اين جو هم اميدارم آفتابي و خوب باشه، نه ابري يا مه گرفته
در مورد سن هم به هر حال هر فردي استنباطي داره ديگه
-------------------------

1.به کدامیک از شهرهای مکه-مدینه-کربلا-نجف-شلمچه سفر کردی؟و چه گذشت؟
فقط به کربلاي ايران يعني شلمچه سفر کردم، با افتخار و غرور گريه کردم ...


2.در یک فلاش بک کوتاه بگید چی بودی چی شدی چه خواهی شد؟
در بدو تولد پاک و بدون گناه مانند هر فرد ديگري متولد شدم، اما خام و بي‌تجربه، در طول اين بيست و چند سال زندگي تجربه‌هاي زيادي کسب کردم و به سمت تعالي و کمال حرکت کردم، قطعا مانند هر انسان غير معصومي به گناهان زيادي هم آلوده هستم که از خداوند اميد بخشش دارم و آرزو دارم در آينده به تکامل و تعالي لازم براي سفر به جهان ابدي برسم تا در اون دنيا سربلند باشم، چيزي که در اين جهان دوست دارم بعد از من باقي بمونه هم نامي که به نيکي برده بشه


3.تفریح مورد علاقه و همراه با چه کسانی؟
به طبيعت و گردش در زيبايي‌هاي اون علاقه دارم، اينکه چه چيزي مورد علاقه‌ي من هست رو شرايط و نياز فعلي من در هر لحظه تعيين ميکنه، اما هر کاري و هر جايي با کساني که برام عزيز هستند لذت بخشه و روابط انساني رو به محيط ارجع ميدونم


4.خیلی از کمبود وقت صحبت میکنید...جریان چیه؟
براي زندگي و کارهاي خودم تا چندين ماه بعد معمولا برنامه‌هايي دارم و وقتي برنامه وجود داشته باشه، سعي ميشه بهينه‌ترين حالت ممکن تعيين بشه که هم نيازهاي روحي و هم نيازهاي جسمي فرد تامين بشه، از طرفي من بايد بيشتر تلاش کنم، چون تکيه‌گاهي که اغلب هم سن و سالهاي من دارند رو ندارم که بخوام در مواقع سختي به اون متکي باشم، پس اگر وقتي داشته باشم سعي ميکنم در چيزي صرف کنم که سودي براي خودم و يا ديگران داشته باشه و به کارهاي کم ارزش‌تر توجهي نميکنم، پس زماني که کارهاي مهمتري داشته باشم وقت ندارم


5.چند تا دوست واقعی و بسیار معتمد دارید و چه ویژگیهایی باعث شد که رفاقتی پایدار با اونها داشته باشین؟
دوستان نزديک و واقعي من کمتر از انگشتان يک دست هست که اونها رو هم بعد از چندين سال بررسي، با هم بودن و شناخت و درک شرايط مختلف انتخاب کردم، از نظر اعتقادي کاملا با من هماهنگ هستند، در ديگر موارد پر اهميت هم در تضاد با من نيستند، بجز اين با اغلب افرادي که تعاملي دارم، بسيار صميمي هستم در ظاهر، چون براي انسانيت احترام قائلم و کمکي بتونم براشون انجام ميدم، اما هيچ وقت به صرف چند ماه آشنايي فردي رو دوست خودم نميدونم، اما ممکنه افرادي رو در نظر بگيرم که شرايط لازم براي دوستي رو در اونها ببينم و قوانيني که قبلا در مورد ارتباط افراد توضيح دادم بر اين روابط صدق ميکنه (ارزش گذاري، تخمين و ...)، فکر ميکنم صداقت و يکرنگي بين ما مهمترين عامل تحکيم روابط من با ديگران هست، البته وقتي ارزش‌گذاريها در مورد فرد به سطح بلوغ و تکامل قابل اتکايي رسيده باشه اين موارد معني پيدا ميکنه و هر فرد صادقي دوست من نيست


6.با آشپزی میونه دارین و کلا غذاهای مورد علاقه چیا هستن؟
چندين سال تنها زندگي کردم و خواه نا خواه چيزهايي از آشپزي ميدونم (کمي بيشتر از تخم مرغ و گوجه و .... تصویر)
در مورد غذاي مورد علاقه، تقريبا هر چيز حلالي رو به صورت تکي و با پخت درست رو ميخورم، مثلا تخم مرغ رو دوست دارم، گوجه رو هم دوست دارم، اما محاله اينها با هم مخلوط شوند و من به اون لب بزنم!!!
اما غذاهايي که به اون علاقه دارم، کباب، پيتزا

7.سقف آرزوهای زندگی مادی شما؟--سقف آرزوهای معنوی شما؟
آرزوهاي مادي: براي خودم داشتن يک زندگي نرمال برام کافيه، اما چون نوشتيد آرزو، آرزو دارم اونقدر دارا باشم که هيچ وقت ناتواني رو نبينم که نتونم کمکش کنم و شرمنده و غمگين از کنار اون عبور کنم
آرزوهاي معنوي: رسيدن به سعادت دنيا و آخرت، تکامل، عاقبت به خيري و باقي ماندن نامي که به نيکي برده شود

8.اگه رییس صداوسیما بودین چطور در پیکر این سازمان عریض و طویل 13 هزار نفری روح حیات دوباره می دمیدید تا دیگه کسی بی بی سی و صدای امریکا نگاه نکنه؟
اول اينکه من عقيده ندارم اين سازمان بي‌روح هست، اما اگر کمي با واقعيتهاي جامعه با نگاهي غير متعصبانه‌تر و به شکلي واقع گرايانه‌تر نگاه ميشد، از روشها و تکنولوژي‌هاي روز بيشتر استفاده ميشد، کسي به سمت چنين شبکه‌هاي سراسر دروغ و نيرنگ نميرفت، البته برخي هم براي کنجکاوي حرف همه رو ميشوند و برخي هم به خاطر فرار از محدوديتهاي مشروع موجود در کانالهاي جمهوري اسلامي به سمت شبکه‌هاي مورد اشاره‌ي شما ميروند که بايد علت و مشکل را در خودشون جستجو کنند، به جاي اينکه به رعايت حدود اسلامي ايراد بگيرند!


9.تو این چند ساله نارفیقانی بوده اند که نارو زده اند! مصداق این جمله هستید یا نه...میبخشم اما فراموش نمی کنم!
بله...


10.ویژگی اخلاقی خاصی که حس میکنید برای دیگران آزاردهنده است!
اگر به چنين چيزي واقف باشم قطعا رفع ميکنم، اما چيزي که برخي رو آزار ميده جديت من در شرايط خاص هست که شايد مورد انتظار افراد نيست، اما من اين رو منفي نميدونم که اون رو رفع کنم


11.اهل رانندگی هستین و ماشین مورد علاقه؟موتور سیکلت چی؟
رانندگي با ماشين رو دوست دارم، گواهينامه هم تقريبا همزمان با 18 سالگي گرفتم، اما معمولا رانندگي نميکنم، ماشين مورد علاقه در حالت ايدال آزرا يا مدلهاي مختلف غير هاچ‌بک بنز و بي‌ام و در حالت عادي هر چيزي که بتونم تهيه کنم جز رنو، ژيان و امثال اون! به موتور هم هيچ علاقه‌اي ندارم و فقط در مواقع نياز، اجبار و ضرورت از اون استفاده ميکنم، اما رانندگي با هر دو رو به خوبي بلدم

12.کارتون و یا برنامه مورد علاقه در کودکی؟
اغلب کارتونهاي دوران کودکي چون بخشي از خاطرات اون دوران شيرين و بي‌نظير هستند، بهشون علاقه دارم و اگر وقتي داشته باشم و تلويزيون اونها رو پخش کنه ميبينم (متي‌کمان، فوتباليستها، موش و گربه، خانواده دکتر ارنست و ...)، فقط به برنامه‌هاي عروسکي آلرژي دارم


13.در دانشگاه چه اتفاقاتی برات شیرین و چه صحنه هایی آزاردهنده بود؟
ديدن يک رنگي و تلاش هم کلاسيها و کمک به اونها برام شيرينه و بي منطقي، ناکارامدي و زورگويي ذاتي موجود در نظام آموزشي برام آزاردهنده هست، همينطور ديدن افرادي که براي هر چيزي به دانشگاه ممکنه اومده باشند، جز درس خوندن آزار دهنده هست


------------------------
و حالا یک سوالات خودمونی تر !

14.میونه ای با اسب سواری ماهیگیری شکار داری؟
اسب سواري رو تجربه کردم، همينطور الاغ سواري و شتر سواري رو! تصویر
ماهيگيري هم يکي دو بار سعي کردم، اما هرگز ماهي نگرفتم تصویر
در شکار با تفنگ موفق بودم تصویر

15.آخرین بار به چی خندیدی و از چی گریه ات گرفت؟
اين اواخر به سادگي و خامي برخي گريه کردم و به پافشاري بر اشتباه و چشم بستن بر حقايق، پذيرش بي‌چون و چراي حرف بيگانگان براي برخي خيلي تلخ خنديدم! براي آبروي ايراني که بازيچه شد نيز هنوز عزادارم، علاوه بر اون براي موضوعي در زندگي شخصي نيز گريه کردم


16.برنامه نویسی رو از کی شروع کردی و بزرگترین پروژه هایی که انجام دادی چی بوده؟
شايد از 10 يا 12 سالگي ... (دقيقا به خاطر ندارم، اما همين حدود بود)
دليلي براي مطرح کردن اون در اينجا نميبينم

17.اوضاع مالی رو به راه است؟
شکر خدا، ناراضي و ناسپاس نيستم


18.سیاوش تو این آهنگ زندگی رو اینطوری توصیف میکنه!
زندگی یعنی چکیدن همچو شمع از گرمی عشق... زندگی یعنی لطافت گم شدن بر نرمی عشق... زندگی یعنی دویدن بی امان در وادی عشق... رفتن آخر رسیدن بر در آبادی عشق... میتوان هرلحظه هر جا عاشق و دلداده بودن... پرغرور چون آبشاران بودن اما ساده بودن... میشود اندوه شب را از نگاه صبح فهمید.... یا به وقت ریزش اشک شادی بگذشته را دید...میتوان در گریه ابر با خیال غنچه خوش بود... زایش آینده را در هر خزانی دید و آسود

نظرت درباره این تعریف؟
بسيار زيبا و عميق توصيف کرده


19.درباره کاربرا نظر ندادی یک چندتایی رو میگم! نظر روانشناسانه و شخصیت شناسانه بده...(برای همه جالبه)


مهدی: مهدي
فربیرز: سنگ صبور، يار و معلمي دلسوز و مهربان
شهریار: ياري منطقي و صبور
محسن: نماد تعادل مادي و معنوي
میلاد: حرکت در مسيري رو به پيشرفت
یاسر میم: منطقي و متين
میلادنگار: منطقي و از نظر فکري نسبتا شبيه به مهدي

--------------


20.آثار مثبتی که حس میکنی صندلی داغ تا امروز بر سنترال برجا گذاشته چیا بوده...!
ايجاد جوي صميمي‌تر، ايجاد شناخت و پاسخ به سوالات و کنجکاويهاي فردي کاربران، و اينکه نشون ميده افرادي که الان در کنار ما هستند، ثمره‌ي چه فکر و عقايدي هستند

21.یک غزل از شیخ ازل

بیا که رایت منصور پادشاه رسید نوید فتح و بشارت به مهر و ماه رسید
جمال بخت ز روی ظفر نقاب انداخت کمال عدل به فریاد دادخواه رسید
سپهر دور خوش اکنون کند که ماه آمد جهان به کام دل اکنون رسد که شاه رسید
ز قاطعان طریق این زمان شوند ایمن قوافل دل و دانش که مرد راه رسید
عزیز مصر به رغم برادران غیور ز قعر چاه برآمد به اوج ماه رسید
کجاست صوفی دجال فعل ملحدشکل بگو بسوز که مهدی دین پناه رسید
صبا بگو که چه‌ها بر سرم در این غم عشق ز آتش دل سوزان و دود آه رسید
ز شوق روی تو شاها بدین اسیر فراق همان رسید کز آتش به برگ کاه رسید

مرو به خواب که حافظ به بارگاه قبول ز ورد نیم شب و درس صبحگاه رسید

توصيف بخشي از شکوه و عظمت دوران ظهور منجي موعود

Re: صندلی داغ با حضور Mahdi1944...!

ارسال شده: پنج‌شنبه ۱۱ تیر ۱۳۸۸, ۱۱:۰۱ ق.ظ
توسط fereshteh blue
سلام

يك كم سوال پرسيدن از مدير سخته آدم دستپاچه مي شه خوب البته نه هر مديري ! :o

1 تا به حال با كسي دعوا كرديد ؟ البته از صبر و حوصله شما مي شه حدس زد كه نه !

2 ديدم كساني را كه شيراز زندگي مي كنند و به هيچ عنوان دوست ندارند اين شهر را ترك كنند علت چيه ؟

3 وقتي وارد دانشگاه شديد فضاي حاكم بر محيط چقدر با پيش فرض شما يكي بود ؟ بيشتر منظورم دروس و اساتيد هستند .

4 اگر تصميم به مسافرت داشته باشيد اولين چيزي كه آماده مي كنيد چيه ؟

5 چقدر علاقه به نگهداري حيوانات داريد ؟ اصلاً دوست داريد زندگي موجود زنده اي وابسته به شما باشد ؟

6 خيلي از آدم ها دوست دارند مدتي دور از تمام امكانات و وسايل فناوري باشند دوست داريد مدتي چنين زندگي را تجربه كنيد ؟

7 اگر حس كنيد كه بزرگترين مشكل و ناراحتي را داريد اولين كسي كه به ذهنتون مي رسه شايد براي درد دل ! چه كسي هست ؟

8 مدرسه كه مي رفتيد دانش آموز شيطوني بوديد ؟ (سر كلاس حرف بزنيد يا شلوغ كنيد)

خوب بدين وسيله نهايت تشكر خودم را از شما بابت تمام زحماتي كه بهتون دادم اعلام مي كنم :razz:

راستي يه چيزي شما استاد خوبي خواهيد شد و امكانش هست سر كلاستون شيطوني كرد و خيلي نگران نمره ي پايان ترم نبود !!

Re: صندلی داغ با حضور Mahdi1944...!

ارسال شده: پنج‌شنبه ۱۱ تیر ۱۳۸۸, ۱۱:۱۷ ق.ظ
توسط renger
Mahdi1944, عزیز سلام
منم یه چند تا سوال کوچیک دارم بپرسم با اجازتون
اولش بگم من فکر میکردم 1944 سال تولد شماست :o
1-هدف از زندگی چیه؟ یعنی برای چی به دنیا میایم و میریم؟
2-مسلما دوست داری کارت گسترش بدی برای آینده ات چه برنامه ای داری؟ منظورم آینده کاریته.
3-ممکنه یه روز سی سی فراموش کنی و تعطیل بشه؟
4-نظرت درباره این اتفاقات اخیر که بعد از انتخابات افتاد چیه؟ یه نظرت چی باعث شد؟ چرا؟ و کی مسببه؟ کی باید جواب خون های ریخته شده رو بده
5-به نظرت مشکل اصلی ما ایرانی ها چیه؟
6-آینده ایران چطور میبینی؟به نظرت در راه درستی قرار گرفتیم؟
7-اوج خوشبختی یه انسان در چی میتونه باشه؟ آیا خودت خوشبخت میدونی؟
8-چفدر دیگه باید صبر کنیم تا ظهور کنه؟ یعنی دنیا از این بدتر باید بشه؟
9-برای سی سی چه برنامه هایی داری؟ تا کجا میخوای گسترشش بدی؟
10-به نظرت رمز موفقیت بیل گیتس چی بود؟ همه میدونیم که اون دوستاش از یه گاراژ شروع کردن یه کیشون شد موسس مایکروسافت یکی شد اپل چرا؟
ممنون از صبر و حوصله تون :D

Re: صندلی داغ با حضور Mahdi1944...!

ارسال شده: پنج‌شنبه ۱۱ تیر ۱۳۸۸, ۱۱:۳۳ ق.ظ
توسط CentralWeb
آخجون نوبیت آقا مهدی گل :razz:

دو سه تا سوال دارم:
1. چرا از تم زرد برای سایت استفاده کردی و چرا تغییرش نمی دی! :grin:

2.اگه یه روز مثل بیلگیتس بشی و رئیس شرکت بزرگی باشی دیگه چه آرزویی از خدا داری؟ :-(

3.رئیس سایتی بودن چه حالی داره؟ :grin:

4.از اینکه توی صف نونوایی وایسی چه حسی داری؟

5.اگه بخواهی یه شرکت رایانه ای بزنی توی کدوم شهر ایران میزنی؟

6.اگه بخواهی برای کار و یا تحصیل به خارج از کشور بری کجا میری؟

7.اگه از گوگل یا مایکروسافت پیشنهاد همکاری بدن میری؟


حالا نظرت در مورد کلمات زیر چیه؟
0.رهبر معظم انقلاب 1.ایران 2.امام خمینی (ره) 3.احمدی نژاد 4.آمریکا 5.انگلیس
6.گوگل 7.مایکروسافت 8.لینوکس 9.ویندوز 7 10.یاهو



دیگه ببخشید وقتت رو گرفتم ...

Re: صندلی داغ با حضور Mahdi1944...!

ارسال شده: پنج‌شنبه ۱۱ تیر ۱۳۸۸, ۲:۱۸ ب.ظ
توسط Mahdi1944
fereshteh blue نوشته شده:سلام
عليک سلام

يك كم سوال پرسيدن از مدير سخته آدم دستپاچه مي شه خوب البته نه هر مديري ! :o


1 تا به حال با كسي دعوا كرديد ؟ البته از صبر و حوصله شما مي شه حدس زد كه نه !
اگر منظورتون از کودکي تا به حال هست بله، معمولا خودم شروع کننده دعوايي نيستم، اما دعوا يک رابطه‌ي خشن دو طرفه هست که تمايل يک سمت به اون براي بروزش کافيه، من سعي ميکنم فرد رو آروم کنم، اما اگر موفق نبودم و دعوايي شروع شد، فکر نميکنم مغلوب باشم تصویر

2 ديدم كساني را كه شيراز زندگي مي كنند و به هيچ عنوان دوست ندارند اين شهر را ترك كنند علت چيه ؟
شيراز شهر خوش آب و هوا، زيبا و به نسبت آرومي هست، فکر ميکنم اين سه دليل خوبي براي زندگي و دلبستن به اون باشه

3 وقتي وارد دانشگاه شديد فضاي حاكم بر محيط چقدر با پيش فرض شما يكي بود ؟ بيشتر منظورم دروس و اساتيد هستند .
قبل از ورود به دانشگاه با افراد زيادي صحبت کرده بودم، مشکلات رو از زبان اونها شنيده بودم و با محيط تا حد زيادي آشنا شده بودم، پس در واقع پيشفرض من بک پيشفرض خام يا رويايي نبود که وقتي با اون مواجه بشم برام عجيب باشه و به طور نسبي با اون تصويري که در اثر تحقيق در ذهنم ايجاد شده بود منطبق بود

4 اگر تصميم به مسافرت داشته باشيد اولين چيزي كه آماده مي كنيد چيه ؟
جعبه‌ي دارويي يا کمکهاي اوليه

5 چقدر علاقه به نگهداري حيوانات داريد ؟ اصلاً دوست داريد زندگي موجود زنده اي وابسته به شما باشد ؟
اينکه دوست دارم حيوان خانگي داشته باشم رو انکار نميکنم، مثلا دوست داشتم يک طوطي سخن گو داشته باشم، اما وقتي به منطق خودم رجوع ميکنم، از اون منصرف ميشم، حيوانات هم حق آزادي دارند و با اسير يا محدود کردن اونها مخالفم، پس حيوان خانگي نگهداري نميکنم

6 خيلي از آدم ها دوست دارند مدتي دور از تمام امكانات و وسايل فناوري باشند دوست داريد مدتي چنين زندگي را تجربه كنيد ؟
اگر اين "مدتي" ميشه چند روز (زير يک هفته)، معمولا در طول يکسال و شايد ابتداي هر سال يکبار اون رو تجربه ميکنم، اگر منظور از مدتي، مثلا چند ماه هست، خير، جبران اين وقفه بسيار سخت خواهد بود، انسانها در اين دوران هر روز بايد چيزهاي جديدي فراگرفته و به کار ببرند، وگرنه از قافله‌ي علم و زندگي عقب خواهند بود، پس قطع رابطه طولاني‌مدت با جهان مدرن کار درستي نيست، اما تجربه‌ي کوتاه‌مدتي از اون هم فکر ميکنم لازمه و به آدم درک بهتري از زندگي ميده

7 اگر حس كنيد كه بزرگترين مشكل و ناراحتي را داريد اولين كسي كه به ذهنتون مي رسه شايد براي درد دل ! چه كسي هست ؟
در اين شرايط معمولا بجز خودم به کسي اعتماد نميکنم (لااقل فعلا چنين محرمي در زندگي نميشناسم) و براي رفع اون دعا ميکنم و از خدا درمانم رو طلب ميکنم، شايد نهايتا اون مشکل يا عامل ناراحتي رو در يک صفحه متني تايپ کنم، چند بار از روي اون بخونم و حذف کنم، عقيده دارم دردها و مشکلات بايد در دل خود انسان باشه و ديگران رو نبايد درگير کرد

8 مدرسه كه مي رفتيد دانش آموز شيطوني بوديد ؟ (سر كلاس حرف بزنيد يا شلوغ كنيد)
خير، هميشه جزو بچه مثبتهاي کلاس بودم و کمتر مشکل انضباطي داشتم، حتي هرگز خودم سعي در تقلب کردن هم نداشتم

خوب بدين وسيله نهايت تشكر خودم را از شما بابت تمام زحماتي كه بهتون دادم اعلام مي كنم :razz:
ممنون از شما

راستي يه چيزي شما استاد خوبي خواهيد شد و امكانش هست سر كلاستون شيطوني كرد و خيلي نگران نمره ي پايان ترم نبود !!
شيطوني رو قول نميدم، چون بايد ديد در چه سطحي و با چه هدفي انجام ميشه، اما فکر ميکنم کسي نگران نمره نخواهد بود، اولين قدم در ياد گيري داشتن اطمينان و امنيت خاطر هست، سعي ميکنم اين رو از ابتدا در دانشجويان القا کنم، همچنين اهميت اون درس و تلاش کردن رو. مفاهيمي که خودم به مفيد بودن اونها اعتقادي نداشته باشم رو مطرح نميکنم، بيان مطالب کاربردي و مفيد هم در ترغيب دانشجويان موثر خواهد بود

Re: صندلی داغ با حضور Mahdi1944...!

ارسال شده: پنج‌شنبه ۱۱ تیر ۱۳۸۸, ۳:۰۹ ب.ظ
توسط Mahdi1944
renger نوشته شده:Mahdi1944, عزیز سلام
عليک سلام

منم یه چند تا سوال کوچیک دارم بپرسم با اجازتون

اولش بگم من فکر میکردم 1944 سال تولد شماست :o
مهدي: تصویر

1-هدف از زندگی چیه؟ یعنی برای چی به دنیا میایم و میریم؟
به دنيا مياييم تا فرا بگيريم، امتحان شده و به تکامل برسيم، يا به نوعي فرصت بروز حقيقت وجودي خودمون رو داشته باشيم و ميميريم تا پاداش و نتيجه‌ي اعمالمون رو ببينيم


2-مسلما دوست داری کارت گسترش بدی برای آینده ات چه برنامه ای داری؟ منظورم آینده کاریته.
دليلي براي بروز افکارم در اين زمينه نميبينم


3-ممکنه یه روز سی سی فراموش کنی و تعطیل بشه؟
با توجه به اهدافي که از ابتدا تعيين کردم، خير، فکر نميکنم، اما تضمين هم نميکنم


4-نظرت درباره این اتفاقات اخیر که بعد از انتخابات افتاد چیه؟ یه نظرت چی باعث شد؟ چرا؟ و کی مسببه؟ کی باید جواب خون های ریخته شده رو بده
سردسته‌ي اين آشوبگران مستقيما عامل و مسئول اين اقدامات ننگين، خونهاي ريخته شده، مشکلات به وجود آمده و آبروي رفته‌ي ايران هست و بايد به سختي مجازات شود، هيچ انسان عاقلي وحشي‌گري و اعتراض از مجراي غير قانوني رو تاييد نميکنه و کسي رو به اغتشاش و کارهاي احمقانه به بهانه‌هاي احمقانه‌تر ترغيب نميکنه، حقيقتا دلم براي فريب‌خوردگان بيگناه اين حوادث ميسوزه، فجايع به وجود آمده دل هر انساني رو به درد مياره


5-به نظرت مشکل اصلی ما ایرانی ها چیه؟
اينکه فکر ميکنيم عالم دهر هستيم و در هر زمينه‌اي خودمون رو صاحب نظر ميدونيم


6-آینده ایران چطور میبینی؟به نظرت در راه درستی قرار گرفتیم؟
آينده‌ي ايران رو روشن ميبينم و فکر ميکنم در مسير اشتباهي قرار نگرفته، هر چند تا ايدالها هم فاصله‌ي زيادي وجود داره، اما سمت حرکت رو مثبت ميدونم


7-اوج خوشبختی یه انسان در چی میتونه باشه؟ آیا خودت خوشبخت میدونی؟
رسيدن به سعادت دنيا و آخرت اوج خوشبختي انسان هست، خودم رو خوشبخت ميدونم و شکرگذارم، اما مسلما در اوج خوشبختي نيستم...


8-چفدر دیگه باید صبر کنیم تا ظهور کنه؟ یعنی دنیا از این بدتر باید بشه؟
اين رو من نميدونم، فقط ميتونيم مقدمات ظهور رو در حد توانمون فراهم کنيم، منتظر بمونيم و دعا کنيم


9-برای سی سی چه برنامه هایی داری؟ تا کجا میخوای گسترشش بدی؟
اگر منظورتون هدف و قله‌هست، تا جايي که به يکي از اصليترين منابع علمي فارسي زبان تبديل بشه


10-به نظرت رمز موفقیت بیل گیتس چی بود؟ همه میدونیم که اون دوستاش از یه گاراژ شروع کردن یه کیشون شد موسس مایکروسافت یکی شد اپل چرا؟
داشتن اهداف بزرگ و تلاش براي رسيدن به اون


ممنون از صبر و حوصله تون:D
من هم متقابل سپاسگزارم

Re: صندلی داغ با حضور Mahdi1944...!

ارسال شده: پنج‌شنبه ۱۱ تیر ۱۳۸۸, ۳:۴۱ ب.ظ
توسط Mahdi1944
CentralWeb نوشته شده:آخجون نوبیت آقا مهدی گل :razz:

دو سه تا سوال دارم:

1. چرا از تم زرد برای سایت استفاده کردی و چرا تغییرش نمی دی! :grin:
با توجه به روانشناسي رنگها رنگ نارنجي رو رنگ مناسبي براي انجمن ميدونم

2.اگه یه روز مثل بیلگیتس بشی و رئیس شرکت بزرگی باشی دیگه چه آرزویی از خدا داری؟ :-(
آرزوها ثابت هستند و تفاوتي نميکنه ما در اون لحظه در چه جايگاهي هستيم، پس با امروزم فکر نميکنم تفاوت داشته باشه

3.رئیس سایتی بودن چه حالی داره؟ :grin:
احساس مسئوليت

4.از اینکه توی صف نونوایی وایسی چه حسی داری؟
تلف شدن وقت، اما به هر حال اين هم بخشي از تلاش براي برآورده کردن نيازهاي ما هست و بايد انجام داد

5.اگه بخواهی یه شرکت رایانه ای بزنی توی کدوم شهر ایران میزنی؟
هر وقت تصميمي در اين زمينه داشتم، در اون مورد بر اساس شرايط و نيازها بررسي و انتخاب ميکنم، اما فکر کنم اگر قرار بر اين کار بشه، شيراز

6.اگه بخواهی برای کار و یا تحصیل به خارج از کشور بری کجا میری؟
هيچ وقت قبل از ايجاد نياز و يا داشتن دليل کافي در مورد چنين مباحثي فکر نميکنم، هميشه شرايط و نيازهاي اون زمان تعيين کننده نوع تصميم من هست، پس چون فعلا چنين تصميمي ندارم، هيچ جايي جز ايران رو انتخاب نميکنم

7.اگه از گوگل یا مایکروسافت پیشنهاد همکاری بدن میری؟
فکر نميکنم از من دعوت کنند و من هم فکر نميکنم بپذيرم اگر چنين پيشنهادي به من بشه

حالا نظرت در مورد کلمات زیر چیه؟
0.رهبر معظم انقلاب: دانا و مدبر
1.ایران: قبلا پاسخ دادم
2.امام خمینی (ره) : رهبري وارسته
3.احمدی نژاد: رئيس جمهور قانوني ايران در حال حاضر
4.آمریکا: خونريز و بي‌رحم و البته تکنولوژي و پيشرفت
5.انگلیس: مکار و حيله‌گر
6.گوگل: غول موفق دنياي مجازي
7.مایکروسافت: انحصار
8.لینوکس: متن باز
9.ویندوز 7: جاني تازه
10.یاهو: در حال نزول

دیگه ببخشید وقتت رو گرفتم ...
خواهش ميکنم

Re: صندلی داغ با حضور Mahdi1944...!

ارسال شده: پنج‌شنبه ۱۱ تیر ۱۳۸۸, ۸:۰۱ ب.ظ
توسط HB
سلام اقاي عظيمي
ممنون بابت جوابتون
نوشتين ازمون هايي براي تخمين ميزان ارزش خودتون از نظر ديگران دارين، ميشه بيشتر توضيح بدين؟
اگر احساس کنين جايي اضافي هستين چيکار ميکنين؟

فعلا همينا