من چون تجربه کار در قسمت های خاص ستاد را دارم بد نیست اینجا یک اشاره بکنم، البته بنده اصولش را در ارتش بیان میکنم:
اساساً ارائه اطلاعات طبقه بندی شده، حتی پس از ابطال اونها تنها به شروط زیر مجاز است:
دستور سلسله مراتب.
داشتن اختیار در سازمان جهت نشر اطلاعات
احساس لزوم انتشار پس از درک طبقه بندی اطلاعات.
این درک طبقه بندی اطلاعات مقصود این هست شما مشرف بر اطلاعات باشید، به طور خودمونیش شما خودت تولید کنندش باشی یا از ابتدای تولید تا مصرفش محیط باشی برش نه اینکه جزیی از این ساختار باشی. مثلا شما میدانید این رمزها در کجا و کی یا بر اساس کدام فرمول طراحی میشدند؟ اگر خیر شما یک جز استفاده کننده از رمز ها بوده اید و فاقد درک طبقه بندی اونها !
همانطور که پیداست حتی بر فرض آگاه بودن شما از حساسیت اطلاعات باز تنها در صورت احساس لزوم باید به نشرش پرداخت. من موارد جالبی درمورد افشای همین چیزهای ساده را از نزدیک دیدم، بد نیست بگم عمل نکردن به وعده ام در مورد یکی از رزمایش های بزرگ اخیر (ارائه گزارش به دوستان در سنترال) هم همین مسئله بود.
خود من یک بار تنها بابت گفتن یک تاریخ (تاریخ رفتنم به منطقه برای پاسگاه فرماندهی) از طریق تلفن بازخواست شدم و عجیب تر اینکه تاریخش را برای کل تیپ تغییر دادند در حالی که در نظر من اصلا مسئله مهم نبود!
تجربه ثابت کرده بی ارزش ترین اطلاعات در یک یگان نظامی، از اهمیت بالایی برای دشمن برخوردار است. البته شاید امنیت بالا در کشورمان باعث شده اکثر ما فکر کنیم ما که دشمنی نداریم که به دنبال سو استفاده باشد، اما حتی همین عراق فلج شده نظامی هم در حال حاضر در مرزها شدیداً در حال تجسس در موارد نظامی ما است. پس در هر چیز سخت گیر نیستید در مسائل حفاظت یک نگاه متفاوت داشته باشید.
اگر زیاد حرف زدم دلیلش تجربه ام در این زمینه و یک جور حس مسئولیت در موردش بود. اما خاطرات سربازیتون جالب هست و مشتاق شنیدن باقیش، من هم در فرصت مناسب به شما ملحق خواهم شد و خاطرات شیرین و تلخ خودم را شرح خواهم داد. خصوصا با توجه به خدمت نسبتاً عجیب و غریب من در تیپ 45 تکاور (6 ماه) و 55 هوابرد (جاری)





