صفحه 2 از 2

Re: مرگ کوروش

ارسال شده: دوشنبه ۶ مهر ۱۳۸۸, ۱۲:۲۰ ق.ظ
توسط HITMAN_KU
padeshah نوشته شده:با درود
اگه می سه یکی به من بگه ریشه مشکل ترک ها یا بهتر بگم آذری ها با پارس ها چیه تا آنجایی که من سواد دارم پارس ها ظلمی به ترک ها نکردند تازه ... بگذریم
اگه کسی بتونه در این مورد به من کمک کنه خیلی خوب می شه


عزیزم ترکهای آذربایجانی هیچ مشکلی با هیچ گروه قومی ایرانی ندارند.(مادر بنده آذریست).آنجه که مشکل ایجاد میکند تبلیغات کثیف شوئونیستس ضد ایرانی عده ایی خودفورش است.که حاضرن هرنوع خفتی را برای غلامی کردن پیش الهام علیف قبول کنند.مطمئنا هیچ عاقلی طرف اینها نمیرود.اما بدبختانه در طول 30 اخیر از آنجایی که فرهنگ ایرانی نکوهیده شد این جماعت فرصت عرض اندام پیدا کردند.و تا توانستند در جعل تاریخ کوشیدند اما بدبختانه ایرانیان شریف هرگز نتوانستند کتب خود را علیه اینان چاپ کنند.یادمان نرود ایران پرستان بسیاری همچون رستم فرخزاد-بابک کبیر خرمدین-شاه عباس کیبر صفوی-احمد کسروی-کلنل محمد تقی خان پسیان-ساتر خان بزرگ-شهریار عزیز-شهید باکری و....همه آذربایجانی بودند.حال این دلقکهای زمانه همه اینان را فراموش میکنند و به دریوزگی الهام علیف و عثمانیها می افتند!!!مردک علیف خود رئیس جمهور میداند آره ریاست جمهوری ارثیه پدریشه!!!

Re: مرگ کوروش

ارسال شده: دوشنبه ۶ مهر ۱۳۸۸, ۱۲:۲۹ ق.ظ
توسط HITMAN_KU
راستی این جماعت نام ایران را قبول ندارند و همواره از ایران به عوان ایران وآذربایجان نام میبرند :::P :???: :::P :???: :::P :???: :::P :???:

Re: مرگ کوروش

ارسال شده: سه‌شنبه ۷ مهر ۱۳۸۸, ۲:۰۳ ب.ظ
توسط ARSAM 88
درود
اغلب مورخان قدیم وحتی جدید ،به 9 کتاب بجا مانده از هرودت بسنده میکنند ؛ غافل از اینکه ایشان به کتب " هگاته HECATEE" مورخ قرن ششم قبل از میلاد که از اهالی میلوث بوده دسترسی پیدا کرده ولی نامی از این مورخ در نوشته های خود نبرده ...
شوربختانه بعد از سوزاندن کتابهای ایران زمین در زمان یورش تازیها که استاد مرداویز به اجماع به آن پرداخته و دلیلی برای تکرار آن نمیبینم ؛ مجبور هستیم که از نوشته های مورخانی نظیر هرودوت HERODOTE، کزنفون XENOPHON ،کتزیاس CTESIAS، دی نن DINON و غیره استفاده کنیم .
روایتی که مرگ کورش را بر پایه جنگ با ماساژتها میداند از گفته های هرودت میباشد که کماکان همه مورخان عهد قدیم بغیر از کزنفون و کتزیاس از ایشان اقتباس کرده اند .
حال بهتر میدانم که این اسطوره تاریخ یونان را بهتر بشناسیم :
هرودوت در شهر "هالی کارناس " که از مستعمرات یونان در آسیای صغیر بود و بعدها جزو مستملکات ایران شد بدنیا آمد ؛ مدت زندگانی او را از 484 تا 425 قبل از میلاد دانسته اند،سفرهای زیاد ولی کوتاهی به مستعمرات ایران ، مصر و ممالک مشرق زمین داشته...
ارسطو فقط اسلوب انشاء هرودوت را برای تاریخ نویسی پسندیده ولی او را افسانه گو نامیده ،و در کتابهای خود از غلطهای هرودوت بسیار یاد کرده.
توسیدید مورخ معروف یونانی که تاریخ جنگهای پلوپونس را نوشته ، در مقدمه کتاب خودش نوشته : هرودوت نثر نویسی است که به حقیقت نویسی علاقمند نبوده.
کتزیاس که در دربار داریوش دوم و اردشیر دوم پزشک بوده و به دفاتر پادشاهی که (بازی لی کای دیفترای )نامیده میشده دسترسی داشته ،قسمتهای بسیاری از نوشته های هرودوت در ارتباط کورش بزرگ ،کبوجیه ،داریوش ، و خشیارشا (تلفظ کنونی :خشایار ) را تکذیب کرده .
دیودورسیسیلی سخنگوی معروف رومی نوشته های هرودوت را همانند نوشته های ( ان نیو ENNIO )مورخ عهد قدیم، مملو از افسانه های گوناگون میداند.
استرابون جغرافیادان عالم قدیم گفته (کتاب 11 فصل 6 بند 3 )به شعرای قدیم همانند هومرHOMERE و هزیود HESIODEبیشتر میتوان اعتماد کرد تا به هرودوت !
اوسویوس EVSEVIUS وقایع نگار قرن سوم قبل از میلاد میگوید که هرودوت برای امرار معاش کتاب خود را در آتن بخصوص در مسابقات المپیک که آن زمان المپ نام داشت برای آنان میخواند و آتنی ها در ازای تمجیداتی که از آنها کرده بود 10 تالان (دوازده هزار تومان) به او دادند ...
دیون چری سس تم DION CHRYSOSTOME دانشمند قرن اول میلادی گفته :هرودوت در ازای کتاب خود از مردم (کرنت ) وجهی طلب کرد که آنان در جواب گفتند "نام نیک چیزی نیست که در بازار خرید و فروش شود" از آن پس هرودوت در کتابش بخصوص در جنگ سالامین از آنها به بدی نام آورده !
یادمان باشد موسس امپراتوری هخامنشی در 529 قبل از میلاد فوت کرده و آقای هرودوت هرگز به ایران نیامده و در آن زمان SITE مرجع وجود نداشته و باید از مردم عادی که به زبان همدیگر آشنا نبودند و به هیچ جایی دسترسی نداشته اند تحقیق میکرده، تاریخ دانان مصری نوشته هایش راجب به مصر را مملو از دروغ میدانند چرا که از این روش برای نوشته هایش استفاده میکرده و فقط 4 ماه در مصر بوده ؛ و در مورد کورش در کتاب 1 بند 214 گفته "راجب فوت کورش حکایات زیاد است ولی روایتی که من کرده ام به حقیقت نزدیکتر است " پس معلوم میشود خود هرودوت نیز از صحت کلامش مطمئن نبوده ...

در ضمن فضایل اخلاقی کورش کبیر فرا تر از آن بوده که در سالهای پایانی عمر خود (ایشان به روایتی 28 سال سلطنت کرده اند) به خواستگاری زنی بیوه از اهالی سکاها رفته باشند چرا که در عنفوان جوانی پانته آ که زیباترین زن ماد بود را نپذیرفت .
در آخر با تائید گفته های hermes_PERSIAN که به نکات مهمی اشاره کرده وثبت دو قوم سکائی در کتیبه نقش رستم داریوش یعنی (سک هومه ورک ، سک تیگرخودا ) بعنوان مستعمره ؛ باز به سختی میتوان گفت که مرگ این بزرگمرد چگونه بوده ...
پیروز و سر بلند باشید


با کمک از کتاب ایران باستان نوشته مشیرالدوله