Re: صهيونيسم نوزايي ، استقرار ، فروپاشي
ارسال شده: شنبه ۶ آذر ۱۳۸۹, ۱۱:۳۵ ب.ظ
صهيونيسم عملگرا
صهيونيسم عملگرا بر جنبه هاي عملي دستيابي به اهداف صهيونيسم تاكيد دارد؛ هدف هايي از قبيل مهاجرت يهوديان به سرزمين فلسطين ، احداث شهرك هاي مهاجرنشين يهودي در مناطق اشغالي ، تاسيس نهادهاي آموزشي براي يهوديان.
صهيونيسم عملگرا معتقد است اين اهداف حتي در شرايطي كه اوضاع سياسي چندان فضا را براي عمل به آن ها مهيا نكرده است ، بايد با جديت پيگيري شوند. صهيونيسم عملگرا تقريبا عمري به قدمت صهيونيسم سياسي تئودورهرتزل و چه بسا بيش از آن يعني از اوايل دهه 1880 دارد. پس از مرگ هرتزل در 1904 وپس از آنكه اميد صهيونيست ها براي دستيابي به اهدافشان جهت كسب مجوز (منشور) به ياس تبديل شد وپس از آنكه مسئله مهاجرت به اوگاندا نيز كاملا منتفي شد (1905)، صهيونيست عملگرا برنامه ي شهرك سازي در فلسطين را با جديت و شدت بيش تري پيش گرفتند . در واقع هدف هرتزل اين بود كه با كسب مجوز از سلطان عثماني يا قدرت هاي استعماري اروپا براي استعمار فلسطين يا نقاط ديگر، از تضمين حقوق عمومي و بين المللي برخوردار باشد. اما هفت سال تلاش هاي هرتزل و ساير ((منشورگرايان)) در اين مورد به جايي نرسيد و با مرگ او ميان صهيونيست ها بر سر نحوه ديپلماسي صهيونيستي اختلاف افتاد. منشورگرايان معتقد بودند كه قبل از گرفتن منشور از سلطان عثماني و كسب مجوز استعمار فلسطين و ايجاد يك هويت مستقل در اين سرزمين ، نبايد كار عملي در رابطه با مستعمره ساختن فلسطين آغاز شود. در مقابل آنان صهيونيست هاي عملگرا معتقد بودند كه مستقر شدن در سرزمين فلسطين به كسب اجازه مقامات عثماني نياز ندارد.
بدين خاطر در كنگره هشتم صهيونيسم در سال 1907 ، طرحي از سوي حييم وايزمن ارائه و تصويب شد كه آن را ((صهيونيسم تركيبي)) ناميدند. طرفداران اين طرح صهيونيست هاي عملگرا بودند كه اعتقاد به رخنه تدريجي به فلسطين داشتند و مي گفتند اين كار بايد به شيوه اي سازماندهي شده انجام شود كه مستعمره هاي (آبادي هاي يهودي نشين) پررونق و فعال يهودي در فلسطين ايجاد كند. وايزمن و صهيونيست هاي عملگرا عقيده داشتند كه اين مستعمره ها تدريجا به هسته هاي اصلي جامعه ي صهيونيستي جديدي تبديل خواهند شد كه براي صدور منشور بر سلطان عثماني فشار وارد خواهند ساخت .
از آن پس صهيونيست هاي عملگرا برنامه شهرك سازي در فلسطين، يا به عبارت بهتر دهكده هاي مهاجرنشين يهودي را با جذب و شدت بيش تري در پيش گرفتند . پيشگامان معتقدند به دكترين صهيونيسم عملگرا عمدتا متعلق به نسل دوم مهاجران هستند كه در آن زمان وارد فلسطين شده و در آن سكني گزيدند. اين گروه بنيانگذاران شهرك هاي يهودي در مناطق اشغالي ، احداث شهرهاي مدرن، كارخانه هاي صنعتي در خدمت صهيونيسم و بسياري از طرح هاي زيربنايي كنوني در اسرائيل هستند. صهيونيست هاي عملگرا در سال 1907 يعني هنگامي كه اولين دفتر جنبش صهيونيسم در فلسطين توسط دكتر آرتور راپين راه اندازي شد، موقعيت خود را در فلسطين تثبيت نمودند. راپين داراي لقب ((پدر شهرك هاي صهيونيستي)) در فلسطين است. وي راه را براي تحول جنبش صهيونيسم ، از صهيونيسم سياسي هرتزل به صهيونيسم عملگراي وايزمن هموارد كرد . در سال 1908 شوراي اجرايي جنبش صهيونيسم وي را به عنوان رياست دفتر بخش صهيونيسم در فلسطين برگزيد كه تا سال 1943 يعني زمان فوتش تصدي اين پست را برعهده داشت و نيز نظارت بركار شهرك سازي در تمام نقاط فلسطين و به علاوه وظيفه تشويق و كمك به مهاجرت يهوديان به فلسطين و به خصوص به اولين دهكده يهودي نشين در دهكده جزريل را برعهده داشت . در ماه مي سال 1914 ، راپين نقشه خود را براي اتنقال اعراب از فلسطين به سوريه را طي نامه اي به ويكتور ژاكوبسون كه از سال 1908 رياست دفتر شركت فلسطيني هاي انگليسي تبار شاخه ((كنستانتينوپل)) تركيه را برعهده داشت، ارسال كرد . اين شركت نماينده غير رسمي سازمان صهيونيسم در تركيه بود . براي اولين بار طرح خريد زمين را براي اعراب نه در داخل فلسطين بلكه در منطقه اي خارج از آن مثلا سوريه را راپين پيشنهاد كرد، كه كوچ تدريجي اما اجباري آنان از فلسطين را تسهيل نمايد. ژاكوبسون در نامه اي به تاريخ 28 مي 1914 عدم موافقت خود را با طرح راپين اعلام كرد . وي معتقد بود كه اجراي اين طرح موجب تحريك اعراب و ايجاد نگراني و بدگماني آنان نسبت به مهاجرت يهوديان خواهد شد . اما كم تر از دو دهه بعد، ژاكوبسون تغيير راي داد. اوايل سال 1932 وي طرح خود را مبني بر تقسيم فلسطين غربي ارائه داد. در اين طرح دهكده هاي يهودي و عربي به طود يك در ميان كنار يكديگر قرار مي گرفتند . وي معتقد بود اين نوع تقسيم نه حساسيت برانگيز است و نه به اندازه طرح راپين هزينه بر، از سويي امنيت دهكده هاي يهودي نشين نيز به خوبي تامين مي شود. ژاكوبسون به منظور گفتگو در خصوص طرحش، به طور جداگانه با ژابوتينسكي، بن گوريون و فاربشتاين ملاقات كرد. در اين ملاقات ها ژاكوبسون پيشنهاد كرد كه آژانس يهود از دولت انگليس كه تا آن زمان قيموميت فلسطين را به عهده خواهد داشت بخواهد، حدود ششصد تا هفتصد هزار عرب را از مناطقي كه دهكده هاي يهودي در آن احداث شده اند را انتقال دهد و به فاصله ي زماني بسيار كوتاهي از آن، حدود يكصد و پنجاه تا دويست هزار يهودي را در اين مناظق جايگزين كند.
پس از راپين، بسياري از رهبران عملگراي صهيونيست ، پيشنهادهاي مشابهي براي انتقال اعراب و جايگزين كردن يهوديان ارائه دادند. از جمله نويسنده عربي زبان ((ناهوم سوكولوف)) كه بعدها رئيس سازماني جهاني صهيونيسم شد در سال 1914 طي نامه اي به وايزمن در خصوص مسائل سياسي حاشيه اي طرح انتقال اعراب هشدار داد. در دهمين كنگره ي صهيونيست ها كه در سال 1911 در بال سوئيس برگزار شد ، جاشوآ بوچميل طرح خريد زمين در شمال سوريه و شمال عراق براي اعراب فلسطيني و كوچاندن آن ها از فلسطين را بار ديگر مطرح ساخت كه اين بار مورد توجه شركت كنندگان قرار گرفت.
چنانچه مشاهده شد صهيونيسم سياسي پس از مرگ هرتزل رفته رفته جاي خود را به گروه تندروتري داد كه التزام عملي به مصوبات نخستين كنگره جهاني صهيونيسم 1897 داشت . انگليس پس از تسلط بر محدوديت هاي بسياري را در راه مهاجرت به اين سرزمين ايجاد كرد و اين مسئله باعث شد كه مرام صهيونيسم و نفي خط مشي حييم وايزمن و سازمان جهاني صهيونيسم براي تشكيل تدريجي دولت يهود در فلسطين هرگونه راه حل مساملت آميز را براي ايجاد كشوري يهودي مردود و مبارزه قهرآميز چه عليه ساكنان بومي فلسطين و چه عليه نظاميان انگليسي را سرلوحه برنامه هاي خود اعلام كنند.
اما در سالهاي نزديك به جنگ جهاني دوم يعني دهه هاي 1930 و 1940 صهيونيسم عملگرا در تلاشهاي ديود بن گورين براي تاسيس دولت يهود در فلسطين نمود يافت. تشكيل دولت يهود در فلسطين در ساعت 18:01 روز چهاردهم ماه مي سال 1948 به طور رسمي بوسيله ي ديويد بن گورين اعلام شد؛ نقطه عطف به بار نشستن تلاشهاي صهيونيسم عملگرا بود. بدين ترتيب صهيونيسم با تبديل يك آرمان مذهبي و معنوي به يك موضوع سياسي و سپس عماي كردن آن، بلاخره به يكي از اهداف اوليه خود كه تشكيل دولت مستقل يهود بود، رسيد. اما اين نقطه ،آغاز ماجراهاي بعدي است كه صهيونيسم عملگرا در حدود يك قرن فعاليت خود، براي منطقه خاورميانه به ارمغان آورده است.
[External Link Removed for Guests]
ديويد بن گورين
[External Link Removed for Guests]
حييم وايزمن
صهيونيسم عملگرا بر جنبه هاي عملي دستيابي به اهداف صهيونيسم تاكيد دارد؛ هدف هايي از قبيل مهاجرت يهوديان به سرزمين فلسطين ، احداث شهرك هاي مهاجرنشين يهودي در مناطق اشغالي ، تاسيس نهادهاي آموزشي براي يهوديان.
صهيونيسم عملگرا معتقد است اين اهداف حتي در شرايطي كه اوضاع سياسي چندان فضا را براي عمل به آن ها مهيا نكرده است ، بايد با جديت پيگيري شوند. صهيونيسم عملگرا تقريبا عمري به قدمت صهيونيسم سياسي تئودورهرتزل و چه بسا بيش از آن يعني از اوايل دهه 1880 دارد. پس از مرگ هرتزل در 1904 وپس از آنكه اميد صهيونيست ها براي دستيابي به اهدافشان جهت كسب مجوز (منشور) به ياس تبديل شد وپس از آنكه مسئله مهاجرت به اوگاندا نيز كاملا منتفي شد (1905)، صهيونيست عملگرا برنامه ي شهرك سازي در فلسطين را با جديت و شدت بيش تري پيش گرفتند . در واقع هدف هرتزل اين بود كه با كسب مجوز از سلطان عثماني يا قدرت هاي استعماري اروپا براي استعمار فلسطين يا نقاط ديگر، از تضمين حقوق عمومي و بين المللي برخوردار باشد. اما هفت سال تلاش هاي هرتزل و ساير ((منشورگرايان)) در اين مورد به جايي نرسيد و با مرگ او ميان صهيونيست ها بر سر نحوه ديپلماسي صهيونيستي اختلاف افتاد. منشورگرايان معتقد بودند كه قبل از گرفتن منشور از سلطان عثماني و كسب مجوز استعمار فلسطين و ايجاد يك هويت مستقل در اين سرزمين ، نبايد كار عملي در رابطه با مستعمره ساختن فلسطين آغاز شود. در مقابل آنان صهيونيست هاي عملگرا معتقد بودند كه مستقر شدن در سرزمين فلسطين به كسب اجازه مقامات عثماني نياز ندارد.
بدين خاطر در كنگره هشتم صهيونيسم در سال 1907 ، طرحي از سوي حييم وايزمن ارائه و تصويب شد كه آن را ((صهيونيسم تركيبي)) ناميدند. طرفداران اين طرح صهيونيست هاي عملگرا بودند كه اعتقاد به رخنه تدريجي به فلسطين داشتند و مي گفتند اين كار بايد به شيوه اي سازماندهي شده انجام شود كه مستعمره هاي (آبادي هاي يهودي نشين) پررونق و فعال يهودي در فلسطين ايجاد كند. وايزمن و صهيونيست هاي عملگرا عقيده داشتند كه اين مستعمره ها تدريجا به هسته هاي اصلي جامعه ي صهيونيستي جديدي تبديل خواهند شد كه براي صدور منشور بر سلطان عثماني فشار وارد خواهند ساخت .
از آن پس صهيونيست هاي عملگرا برنامه شهرك سازي در فلسطين، يا به عبارت بهتر دهكده هاي مهاجرنشين يهودي را با جذب و شدت بيش تري در پيش گرفتند . پيشگامان معتقدند به دكترين صهيونيسم عملگرا عمدتا متعلق به نسل دوم مهاجران هستند كه در آن زمان وارد فلسطين شده و در آن سكني گزيدند. اين گروه بنيانگذاران شهرك هاي يهودي در مناطق اشغالي ، احداث شهرهاي مدرن، كارخانه هاي صنعتي در خدمت صهيونيسم و بسياري از طرح هاي زيربنايي كنوني در اسرائيل هستند. صهيونيست هاي عملگرا در سال 1907 يعني هنگامي كه اولين دفتر جنبش صهيونيسم در فلسطين توسط دكتر آرتور راپين راه اندازي شد، موقعيت خود را در فلسطين تثبيت نمودند. راپين داراي لقب ((پدر شهرك هاي صهيونيستي)) در فلسطين است. وي راه را براي تحول جنبش صهيونيسم ، از صهيونيسم سياسي هرتزل به صهيونيسم عملگراي وايزمن هموارد كرد . در سال 1908 شوراي اجرايي جنبش صهيونيسم وي را به عنوان رياست دفتر بخش صهيونيسم در فلسطين برگزيد كه تا سال 1943 يعني زمان فوتش تصدي اين پست را برعهده داشت و نيز نظارت بركار شهرك سازي در تمام نقاط فلسطين و به علاوه وظيفه تشويق و كمك به مهاجرت يهوديان به فلسطين و به خصوص به اولين دهكده يهودي نشين در دهكده جزريل را برعهده داشت . در ماه مي سال 1914 ، راپين نقشه خود را براي اتنقال اعراب از فلسطين به سوريه را طي نامه اي به ويكتور ژاكوبسون كه از سال 1908 رياست دفتر شركت فلسطيني هاي انگليسي تبار شاخه ((كنستانتينوپل)) تركيه را برعهده داشت، ارسال كرد . اين شركت نماينده غير رسمي سازمان صهيونيسم در تركيه بود . براي اولين بار طرح خريد زمين را براي اعراب نه در داخل فلسطين بلكه در منطقه اي خارج از آن مثلا سوريه را راپين پيشنهاد كرد، كه كوچ تدريجي اما اجباري آنان از فلسطين را تسهيل نمايد. ژاكوبسون در نامه اي به تاريخ 28 مي 1914 عدم موافقت خود را با طرح راپين اعلام كرد . وي معتقد بود كه اجراي اين طرح موجب تحريك اعراب و ايجاد نگراني و بدگماني آنان نسبت به مهاجرت يهوديان خواهد شد . اما كم تر از دو دهه بعد، ژاكوبسون تغيير راي داد. اوايل سال 1932 وي طرح خود را مبني بر تقسيم فلسطين غربي ارائه داد. در اين طرح دهكده هاي يهودي و عربي به طود يك در ميان كنار يكديگر قرار مي گرفتند . وي معتقد بود اين نوع تقسيم نه حساسيت برانگيز است و نه به اندازه طرح راپين هزينه بر، از سويي امنيت دهكده هاي يهودي نشين نيز به خوبي تامين مي شود. ژاكوبسون به منظور گفتگو در خصوص طرحش، به طور جداگانه با ژابوتينسكي، بن گوريون و فاربشتاين ملاقات كرد. در اين ملاقات ها ژاكوبسون پيشنهاد كرد كه آژانس يهود از دولت انگليس كه تا آن زمان قيموميت فلسطين را به عهده خواهد داشت بخواهد، حدود ششصد تا هفتصد هزار عرب را از مناطقي كه دهكده هاي يهودي در آن احداث شده اند را انتقال دهد و به فاصله ي زماني بسيار كوتاهي از آن، حدود يكصد و پنجاه تا دويست هزار يهودي را در اين مناظق جايگزين كند.
پس از راپين، بسياري از رهبران عملگراي صهيونيست ، پيشنهادهاي مشابهي براي انتقال اعراب و جايگزين كردن يهوديان ارائه دادند. از جمله نويسنده عربي زبان ((ناهوم سوكولوف)) كه بعدها رئيس سازماني جهاني صهيونيسم شد در سال 1914 طي نامه اي به وايزمن در خصوص مسائل سياسي حاشيه اي طرح انتقال اعراب هشدار داد. در دهمين كنگره ي صهيونيست ها كه در سال 1911 در بال سوئيس برگزار شد ، جاشوآ بوچميل طرح خريد زمين در شمال سوريه و شمال عراق براي اعراب فلسطيني و كوچاندن آن ها از فلسطين را بار ديگر مطرح ساخت كه اين بار مورد توجه شركت كنندگان قرار گرفت.
چنانچه مشاهده شد صهيونيسم سياسي پس از مرگ هرتزل رفته رفته جاي خود را به گروه تندروتري داد كه التزام عملي به مصوبات نخستين كنگره جهاني صهيونيسم 1897 داشت . انگليس پس از تسلط بر محدوديت هاي بسياري را در راه مهاجرت به اين سرزمين ايجاد كرد و اين مسئله باعث شد كه مرام صهيونيسم و نفي خط مشي حييم وايزمن و سازمان جهاني صهيونيسم براي تشكيل تدريجي دولت يهود در فلسطين هرگونه راه حل مساملت آميز را براي ايجاد كشوري يهودي مردود و مبارزه قهرآميز چه عليه ساكنان بومي فلسطين و چه عليه نظاميان انگليسي را سرلوحه برنامه هاي خود اعلام كنند.
اما در سالهاي نزديك به جنگ جهاني دوم يعني دهه هاي 1930 و 1940 صهيونيسم عملگرا در تلاشهاي ديود بن گورين براي تاسيس دولت يهود در فلسطين نمود يافت. تشكيل دولت يهود در فلسطين در ساعت 18:01 روز چهاردهم ماه مي سال 1948 به طور رسمي بوسيله ي ديويد بن گورين اعلام شد؛ نقطه عطف به بار نشستن تلاشهاي صهيونيسم عملگرا بود. بدين ترتيب صهيونيسم با تبديل يك آرمان مذهبي و معنوي به يك موضوع سياسي و سپس عماي كردن آن، بلاخره به يكي از اهداف اوليه خود كه تشكيل دولت مستقل يهود بود، رسيد. اما اين نقطه ،آغاز ماجراهاي بعدي است كه صهيونيسم عملگرا در حدود يك قرن فعاليت خود، براي منطقه خاورميانه به ارمغان آورده است.
[External Link Removed for Guests]
ديويد بن گورين
[External Link Removed for Guests]
حييم وايزمن