روشن نشد بر ما، که هوابرد تانک پرتاب کرده و بی مانند بوده یا خیر، چون اگر جز تانک چیفتن که گفتن پرتاب کرده باشد کار منحصر به فردی نبوده و اگر چیفتن پرتاب کردن به قول دوستان در ایران با چه هواپیمایی چنین تانکی را بلند کردن و تازه اصلا این کار با صرفه است؟
کم کم قصد ورود به جنگ و حضور هوابرد در اون را دارم.
نخست این که با هر کدام از پرسنل قدیمی هوابرد صحبت کنید دل پردردی از جنگ دارد. قطعا شما هم میدانید هوابرد در بین یگان های ارتش یک اعتبار خاص داشت و اساسا وقتی در یک عملیات اسم هوابرد هم جزو شرکت کنندگان بود نگاه متفاوتی بهش میشد. از نکات حائز اهمیت هوابرد پیشبرد اهداف با کمترین تلفات بود چیزی که در دوران جنگ ما در بیشتر یگان ها حاصل نمیشد و جزو نقاط ضعفشان به حساب میرفت.
احتمالا اکثر هوابردی های زمان جنگ اولین خاطره شان از آن ماموریت ویژه سال های نخست جنگ است و خواهند گفت اگر ... همان سال ها کار عراق یکسره شده بود! اما حیف که ...
بیش از یکسال از جنگ گذشته بود که در طی یک طرح نسبتاً بزرگ برنامه ریزی شده بود یکی از بی سابقه ترین عملیات های مشترک هوابرد در منطقه غربی کشور اجرا شود و از زمین نیز پس از تک های متوالی در تمامی جبه ها یک هجوم سراسری به خاک عراق برده شود و ضمن خارج کردن کامل دشمن از مرز ها، توسط هلی برد بخشی از یگان های هوابرد در قسمت هایی نیروهای دشمن به مسیرهایی هدایت شوند که در زیر آتش از قبل تنظیم شده توپخانه خودی بود.
به عبارتی نقشه کامل و حساب شده ای برای یکسره کردن کار دشمن که محوریت اون هم نیروی زمینی بود و این به معنای بزرگ بودن دست آوردش در صورت موفقیت عملیات بود. شاید بد نباشد اشاره کنم در نگرش نظامی، بیشترین دست آورد و البته تلفات حاصل عملیات های خاکی است.
این عملیات تقریبا در دوره ای بود که نیروی دریایی ارتش به طور کامل بر آب های منطقه مسلط شده بود و کنترل را به دست گرفته بود. یگان های شرکت کننده در عملیات از جبه ها خارج شده و در منطقه ای بین کرمان و یزد اردوگاه زدند. در این بین تمرینات پرش و هلی برد هوابرد شدیداً مورد توجه یگان های دیگر که قبلا نمونه این عملیات ها را ندیده بودند قرار گرفت اما همین مسئله و جلیب توجه حضور بالگردها در منطقه اردوگاه مشکل بزرگی آفرید.
ضعف آموزش در حوزه امنیت اطلاعات باعث شد که خبر تمرینات هوابرد به خارج درج کند و عراق نسبت به موضوع مشکوک شود. این شک باعث تقویت قبا و اتخاذ تصمیماتی از جانب آنها شد که عملیات بزرگ ایران را دچار تغییرات بزرگی کرد و نهایتاً تنها قسمت کوچکی از طرح که نفوذ و هدایت نیروهای دشمن به زیر آتش توپخانه خودی بود به اجرا در آمد. اما باز به علت همان ضعف حفاظتی، عملیات لو رفت به طوری که پس از فرود چتربازان در جبهه مورد نظر شدیدا مورد آماج حملات دشمن قرار گرفتند. به روایتی پیش از رسیدن چتربازان به زمین میدان فرود چتربازان پیدا نبود و تنها انبوه غبار دیده میشد که حاصل اصابت خمپاره زن های دشمن که از قبل بر روی منطقه فرود تنظیم شده اند بود.
خلاصه آقا آنطور که روشن است یکی از پر تلفات ترین اتفاقات برای هوابرد رقم خورد ... شاید برخی شعار نه چندان خوشایند " هوابرد نیمروزی، بسیج پیروزی" را شنیده باشند! که دلیلش همین تلفات بالا و از بین رفتن تمام چتربازان در این عملیات بود. هر چند علت اصلی این شکست ضعف اطلاعاتی بود. غیر از این مورد که جزو عملیات های سری حساب گشته و حتی بسیاری از پرسنل قدیمی هوابرد هم تنها در خاطراتشان به آن اشاره گذرا دارند و اطلاعات بیشتری در مورد نام و تاریخ و محل دقیقش نشد کسب کنم!
اما در کل عملیات هایی که هوابرد در اون حاضر بوده :
- فتح المبين
- بيت المقدس
- بستان
- بدر
- قادر
- مسلم ابن عقيل
- والفجر
- ارتفاعات بازي دراز
- ارتفاعات الله اكبر
- كربلاي 6
- شهيد مدني
البته در منابع معتبر قید شده هوابرد در 18 عملیات حضور داشته که من موفق شدم نام 11 تاش را پیدا کنم. در آینده سعی میکنم لیست را کامل تر کنم.