صفحه 2 از 3

Re: مغز متفکر اپل , استیو جابز درگذشت

ارسال شده: پنج‌شنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۰, ۱۰:۵۷ ب.ظ
توسط Ph.Sepehr
سلام. :razz:
بدون هیچ گونه تمسخری(منظورم به قرآن نیست،منظورم به این فاتحه است):(مسلمان و مسیحی فرقی نمیکنه)

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ﴿۱﴾

الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۲﴾

الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ﴿۳﴾

مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ ﴿۴﴾

إِيَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ ﴿۵﴾

اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ ﴿۶﴾

صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ ﴿۷﴾

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿۱﴾

اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿۲﴾

لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ ﴿۳﴾

وَلَمْ يَكُن لَّهُ كُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾

Re: مغز متفکر اپل , استیو جابز درگذشت

ارسال شده: پنج‌شنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۰, ۱۱:۲۸ ب.ظ
توسط hf22
تو این شب جمعه خدا بیامرزه تمام اونایی که برا جامعه جهانی دنیایه بهتری ساختن خدا کنه خوبها بیشتر کنارمون بمونن روح شهدای با مرام جنگ هشت ساله خودمون هم در آرامش باشه که هر چی داریم از گذشت اونا هس ^:)^

Re: مغز متفکر اپل , استیو جابز درگذشت

ارسال شده: جمعه ۱۵ مهر ۱۳۹۰, ۱۲:۵۵ ق.ظ
توسط nima-rad
تصویر


تصویر


تصویر


تصویر


تصویر


تصویر


تصویر


تصویر


تصویر


تصویر


تصویر


تصویر


تصویر


تصویر


تصویر


تصویر


تصویر


تصویر


تصویر


تصویر


تصویر


تصویر


تصویر


تصویر






تصویر تصویر تصویر تصویر

Re: مغز متفکر اپل , استیو جابز درگذشت

ارسال شده: جمعه ۱۵ مهر ۱۳۹۰, ۲:۵۴ ب.ظ
توسط R.A.F
 پیغام خداحافظی استیو جابز در دانشگاه استنفورد   من امروز خیلی خوشحالم كه در مراسم فارغ‌التحصیلی شما كه در یكی از بهترین دانشگاه‌های دنیا درس مي‌خوانید هستم. من هیچ وقت از دانشگاه فارغ‌التحصیل نشده‌ام. امروز مي‌خواهم داستان زندگی ام را برایتان بگویم. خیلی طولانی نیست و سه تا داستان است.


تصویر

اولین داستان مربوط به ارتباط اتفاقات به ظاهر بی ربط زندگی است:
من بعد از شش ماه از شروع دانشگاه در كالج رید ترك تحصیل كردم ولی تا حدود یك سال و نیم بعد از ترك تحصیل تو دانشگاه مي‌آمدم و مي‌رفتم و خب حالا مي‌خواهم برای شما بگویم كه من چرا ترك تحصیل كردم. زندگی و مبارزه‌ی من قبل از تولدم شروع شد. مادر بیولوژیكی من یك دانشجوی مجرد بود كه تصمیم گرفته بود مرا در لیست پرورشگاه قرار بدهد كه یك خانواده مرا به سرپرستی قبول كند. او شدیداً اعتقاد داشت كه مرا یك خانواده با تحصیلات دانشگاهی باید به فرزندی قبول كند و همه چیز را برای این كار آماده كرده بود.

یك وكیل و زنش قبول كرده بودند كه مرا بعد از تولدم ازمادرم تحویل بگیرند و همه چیز آماده بود تا اینكه بعد از تولد من این خانواده گفتند كه پسر نمی خواهند و دوست دارند كه دختر داشته باشند. این جوری شد كه پدر و مادر فعلی من نصف شب یك تلفن دریافت كردند كه آیا حاضرند مرا به فرزندی قبول كنند یا نه و آنان گفتند كه حتماً. مادر بیولوژیكی من بعداً فهمید كه مادر من هیچ وقت از دانشگاه فارغ‌التحصیل نشده و پدر من هیچ وقت دبیرستان را تمام نكرده است. مادر اصلی من حاضر نشد كه مدارك مربوط به فرزند خواندگی مرا امضا كند تا اینكه آن‌ها قول دادند كه مرا وقتی كه بزرگ شدم حتماً به دانشگاه بفرستند.

این جوری شد كه هفده سال بعدش من وارد كالج شدم و به خاطر این كه در آن موقع اطلاعاتم كم بود دانشگاهی را انتخاب كردم كه شهریه‌ی آن تقریباً معادل دانشگاه استنفورد بود و پس انداز عمر پدر و مادرم را به سرعت برای شهریه‌ی دانشگاه خرج مي‌كردم بعد از شش ماه متوجه شدم كه دانشگاه فایده‌ی چندانی برایم ندارد. هیچ ایده‌ای كه مي‌خواهم با زندگی چه كار كنم و دانشگاه چه جوری مي‌خواهد به من كمك كند نداشتم و به جای این كه پس انداز عمر پدر و مادرم را خرج كنم ترك تحصیل كردم ولی ایمان داشتم كه همه چیز درست مي‌شود.

اولش یك كمی وحشت داشتم ولی الآن كه نگاه مي‌كنم مي‌بینم كه یكی از بهترین تصمیم‌های زندگی من بوده است. لحظه‌ای كه من ترك تحصیل كردم به جای این كه كلاس‌هایی را بروم كه به آن‌ها علاقه‌ای نداشتم شروع به كارهایی كردم كه واقعاً دوستشان داشتم. زندگی در آن دوره خیلی برای من آسان نبود. من اتاقی نداشتم و كف اتاق یكی از دوستانم مي‌خوابیدم. قوطی‌های خالی پپسی را به خاطر پنج سنت پس مي‌دادم كه با آن‌ها غذا بخرم.

بعضی وقت‌ها هفت مایل پیاده روی مي‌كردم كه یك غذای مجانی توی كلیسا بخورم. غذا‌هایشان را دوست داشتم. من به خاطر حس كنجكاوی و ابهام درونی‌ام توی راهی افتادم كه تبدیل به یك تجربه‌ی گران بها شد. كالج رید آن موقع یكی از بهترین تعلیم‌های خطاطی را تو كشور مي‌داد. تمام پوستر‌های دانشگاه با خط بسیار زیبا خطاطی مي‌شد و چون از برنامه‌ی عادی من ترك تحصیل كرده بودم، كلاس‌های خطاطی را برداشتم.

سبك آن‌ها خیلی جالب، زیبا، هنری و تاریخی بود و من خیلی از آن لذت مي‌بردم. امیدی نداشتم كه كلاس‌های خطاطی نقشی در زندگی حرفه‌ای آینده‌ی من داشته باشد ولی ده سال بعد از آن كلاس‌ها موقعی كه ما داشتیم اولین كامپیوتر مكینتاش را طراحی مي‌كردیم تمام مهارت‌های خطاطی من دوباره تو ذهن من برگشت و من آن‌ها را در طراحی گرافیكی مكینتاش استفاده كردم. مك اولین كامپیوتر با فونت‌های كامپیوتری هنری و قشنگ بود.

اگر من آن كلاس‌های خطاطی را آن موقع برنداشته بودم مك هیچ وقت فونت‌های هنری الآن را نداشت. هم چنین چون كه ویندوز طراحی مك را كپی كرد، احتمالاً هیچ كامپیوتری این فونت را نداشت. خب مي‌بینید آدم وقتی آینده را نگاه مي‌كند شاید تأثیر اتفاقات مشخص نباشد ولی وقتی گذشته را نگاه مي‌كند متوجه ارتباط این اتفاق‌ها مي‌شود. این یادتان نرود شما باید به یك چیز ایمان داشته باشید، به شجاعتتان، به سرنوشتتان، زندگی تان یا هر چیز دیگری. این چیزی است كه هیچ وقت مرا نا امید نكرده است و خیلی تغییرات در زندگی من ایجاد كرده است.

داستان دوم من در مورد دوست داشتن و شكست است:
من خرسند شدم كه چیزهایی را كه دوستشان داشتم خیلی زود پیدا كردم. من و همكارم «وز» شركت اپل را درگاراژ خانه‌ی پدر و مادرم وقتی كه من فقط بیست سال داشتم شروع كردیم ما خیلی سخت كار كردیم و در مدت ده سال اپل تبدیل شد به یك شركت دو بیلیون دلاری كه حدود چهارهزار نفر كارمند داشت.

ما جالب ترین مخلوق خودمان را به بازار عرضه كرده بودیم؛ مكینتاش. یك سال بعد از درآمدن مكینتاش وقتی كه من فقط سی ساله بودم هیأت مدیره‌ی اپل مرا از شركت اخراج كرد. چه جوری یك نفر مي‌تواند از شركتی كه خودش تأسیس مي‌كند اخراج شود؟ خیلی ساده. شركت رشد كرده بود و ما یك نفری را كه فكر مي‌كردیم توانایی خوبی برای اداره‌ی شركت داشته باشد استخدام كرده بودیم. همه چیز خیلی خوب پیش مي‌رفت تا این كه بعد از یكی دو سال در مورد استراتژی آینده‌ی شركت من با او اختلاف پیدا كردم و هیأت مدیره از او حمایت كرد و من رسماً اخراج شدم.

احساس مي‌كردم كه كل دستاورد زندگی ام را از دست داده‌ام. حدود چند ماهی نمی دانستم كه چه كار باید بكنم. من رسماً شكست خورده بودم و دیگر جایم در سیلیكان ولی نبود ولی یك احساسی در وجودم شروع به رشد كرد. احساسی كه من خیلی دوستش داشتم و اتفاقات اپل خیلی تغییرش نداده بودند. احساس شروع كردن از نو.

شاید من آن موقع متوجه نشدم اخراج از اپل یكی از بهترین اتفاقات زندگی من بود. سنگینی موفقیت با سبكی یك شروع تازه جایگزین شده بود و من كاملاً آزاد بودم. آن دوره از زندگی من پر از خلاقیت بود. در طول پنج سال بعد یك شركت به اسم نكست تأسیس كردم و یك شركت دیگر به اسم پیكسار و با یك زن خارق العاده آشنا شدم كه بعداً با او ازدواج كردم.

پیكسار اولین ابزار انیمیشن كامپیوتر دنیا را به اسم توی استوری به وجود آورد كه الآن موفقترین استودیوی تولید انیمیشن در دنیا ست. دریك سیر خارق العاده‌ی اتفاقات، شركت اپل نكست را خرید و این باعث شد من دوباره به اپل برگردم و تكنولوژی ابداع شده در نكست انقلابی در اپل ایجاد كرد. من با زنم لورن زندگی بسیار خوبی را شروع كردیم.

اگر من از اپل اخراج نمی شدم شاید هیچ كدام از این اتفاقات نمی افتاد. این اتفاق مثل داروی تلخی بود كه به یك مریض مي‌دهند ولی مریض واقعاً به آن احتیاج دارد. بعضی وقت‌ها زندگی مثل سنگ توی سر شما مي‌كوبد ولی شما ایمانتان را از دست ندهید. من مطمئن هستم تنها چیزی كه باعث شد من در زندگی ام همیشه در حركت باشم این بود كه من كاری را انجام مي‌دادم كه واقعاً دوستش داشتم.

داستان سوم من در مورد مرگ است:
من هفده سالم بود یك جایی خواندم كه اگر هر روز جوری زندگی كنید كه انگار آن روز آخرین روز زندگی تان باشد شاید یك روز این نظر به حقیقت تبدیل بشود. این جمله روی من تأثیر گذاشت و از آن موقع به مدت سی و سه سال هر روز وقتی كه من توی آینه نگاه مي‌كنم از خودم مي‌پرسم اگر امروز آخرین روز زندگی من باشد آیا باز هم كارهایی را كه امروز باید انجام بدهم، انجام مي‌دهم یا نه.

هر موقع جواب این سؤال نه باشد من مي‌فهمم تو زندگی ام به یك سری تغییرات احتیاج دارم. به خاطر دانستن این كه بالآخره یك روزی من خواهم مرد برای من به یك ابزار مهم تبدیل شده بود كه كمك كرد خیلی از تصمیم‌های زندگی ام را بگیرم چون كه تمام توقعات بزرگ از زندگی، تمام غرور، تمام شرمندگی از شكست، در مقابل مرگ رنگی ندارند.

حدود یك سال قبل دكترها تشخیص دادند كه من سرطان دارم. ساعت هفت و سی دقیقه‌ی صبح بود كه مرا معاینه كردند و یك تومور توی لوزالمعده‌ی من تشخیص دادند. من حتی نمی دانستم كه لوزالمعده چی هست و كجای آدم قرار دارد ولی دكترها گفتند این نوع سرطان غیرقابل درمان است و من بیشتر از سه ماه زنده نمی مانم. دكتر به من توصیه كرد به خانه بروم و اوضاع را رو به راه كنم. منظورش این بود كه برای مردن آماده باشم و مثلاً چیزهایی كه در مورد ده سال بعد قرار بود به بچه‌هایم بگویم در مدت سه ماه به آن‌ها یادآوری بكنم.

این به این معنی بود كه برای خداحافظی حاضر باشم. من با آن تشخیص تمام روز دست و پنجه نرم كردم و سر شب روی من آزمایش اپتیك انجام دادند. آن‌ها یك آندوسكوپ را توی حلقم فرو كردند كه از معده‌ام مي‌گذشت و وارد لوزالمعده‌ام مي‌شد. همسرم گفت كه وقتی دكتر نمونه را زیر میكروسكوپ گذاشت بی اختیار شروع به گریه كردن كرد

چون كه او گفت كه آن یكی از كمیاب ترین نمونه‌های سرطان لوزالمعده است و قابل درمان است. مرگ یك واقعیت مفید و هوشمند زندگی است. هیچ كس دوست ندارد كه بمیرد حتی آن‌هایی كه مي‌خواهند بمیرند و به بهشت وارد شوند. ولی با این وجود مرگ واقعیت مشترك در زندگی همه‌ی ما ست.

شاید مرگ بهترین اختراع زندگی باشد چون مأمور ایجاد تغییر و تحول است. مرگ كهنه‌ها را از میان بر مي‌دارد و راه را برای تازه‌ها باز مي‌كند. یادتان باشد كه زمان شما محدود است، پس زمانتان را با زندگی كردن به جای زندگی بقیه هدر ندهید.

هیچ وقت توی دام غم و غصه نیافتید و هیچ وقت نگذارید كه هیاهوی بقیه صدای درونی شما را خاموش كند و از همه مهمتر این كه شجاعت این را داشته باشید كه از احساس قلبی تان و ایمانتان پیروی كنید.

موقعی كه من سن شما بودم یك مجله‌ی خیلی خواندنی به نام كاتالوگ كامل زمین منتشر مي‌شد كه یكی از پرطرفدارترین مجله‌های نسل ما بود این مجله مال دهه‌ی شصت بود كه موقعی كه هیچ خبری از كامپیوترهای ارزان قیمت نبود تمام این مجله با دستگاه تایپ و قیچی و دوربین پولوراید درست مي‌شد. شاید یك چیزی شبیه گوگل الآن ولی سی و پنج سال قبل از این كه گوگل وجود داشته باشد.

در وسط دهه‌ی هفتاد آن‌ها آخرین شماره از كاتالوگ كامل زمین را منتشر كردند. آن موقع من سن الآن شما بودم و روی جلد آخرین شماره‌ی شان یك عكس از صبح زود یك منطقه‌ی روستایی كوهستانی بود. از آن نوعی كه شما ممكن است برای پیاده روی كوهستانی خیلی دوست داشته باشید. زیر آن عكس نوشته بود:

stay hungry stay foolish

این پیغام خداحافظی آن‌ها بود وقتی كه آخرین شماره را منتشر مي‌كردند

stay hungry stay foolish

این آرزویی هست كه من همیشه در مورد خودم داشتم و الآن وقت فارغ‌التحصیلی شما آرزویی هست كه برای شما مي‌كنم. 


[External Link Removed for Guests]

Re: مغز متفکر اپل , استیو جابز درگذشت

ارسال شده: جمعه ۱۵ مهر ۱۳۹۰, ۵:۴۶ ب.ظ
توسط Mahdi1944
من هم اين رخداد دردناک رو به تمام دنياي تکنولوژي تسليت ميگم، استيو جابز فردي خلاق و مبتکر بود که البته به نظر من اغلب درست اونها رو کنار هم قرار نميداد، اما اين ايده‌ها هر يک به تنهايي الهام بخش بسياري از اختراعات بعدي شد

Re: مغز متفکر اپل , استیو جابز درگذشت

ارسال شده: جمعه ۱۵ مهر ۱۳۹۰, ۱۱:۴۶ ب.ظ
توسط saeed_saba
خدا رحمتش کنه از بچه های مخلص تکنولوژی بود.

Re: مغز متفکر اپل , استیو جابز درگذشت

ارسال شده: شنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۰, ۹:۴۲ ب.ظ
توسط Java
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]

Re: مغز متفکر اپل , استیو جابز درگذشت

ارسال شده: سه‌شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۰, ۱۲:۲۳ ق.ظ
توسط hf22
ببینید چطور یک بچه فقیر که قوطی نوشابه میفروخت به اوج رسید بیاین تصمیم بگیریم به روز مرگمون فکر کنیم و وقتی همه میرن تا ما رو تنها رها کنن. اینطوری از ریسک کردن و جنگیدن با ترس و حرف حق زدن وحشتی نخواهیم داشت استیو خوب گفته که نگذارید دیگران شما را هدایت کنند و عمر شما را نابود کنند. مرگ هر روز دنبال ما میاد خدا کنه روز ملاقات با مرگ شرمنده خودمون نشیم و احساس یک آدم بی مصرف رو نداشته باشیم. این از جهنم بدتره!!! تصویرتصویر

Re: مغز متفکر اپل , استیو جابز درگذشت

ارسال شده: سه‌شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۰, ۱۲:۳۰ ق.ظ
توسط nima-rad
 آیا استیو جابز در آن دنیا بیکار خواهد نشست!؟ 


آخرین گزارش‌ها حاکی از آن است که مراسم تشییع جنازه استیو جابز روز جمعه برگزار خواهد شد و آن طور که گفته می‌شود قرار است این مراسم در جمعی کوچک و خصوصی برگزار شود. خودمان هم می‌دانیم که شاید هنوز زمان مناسبی برای انتشار کاریکاتور از استیو جابز نباشد اما وقتی به معنای واقعی آن پی می‌برید آن را مناسب این ایام می‌دانید ایام فقدان مردی که از دنیای ما رفت دنیایی که خود آن را تغییر داده بود!



تصویر

Re: مغز متفکر اپل , استیو جابز درگذشت

ارسال شده: سه‌شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۰, ۹:۴۶ ق.ظ
توسط shafagh
فکر کنم علاوه بر اینکه دانشمند بزرگی بود همانند انیشتین متین و متواضع بود و کلا در عالم علم زندگی می کرد و به باندهای سرمایه داری و صهیونیستی سر و کاری نداشت و این بزرگترین خصلتی است که انیشتین و استیو جابز را باخدمات بزرگی که انجام دادند در دل مردم جای دادمی گویند وقتی عالمی از دنیا می رود ضایعه ی او جبران ناپذیر است (چه فیلسوف و عالم بزرگ دینی نظیر شهید علامه مطهری یا دانشمندان علوم مادی نظیر انیشتین و استیو جابز )

Re: مغز متفکر اپل , استیو جابز درگذشت

ارسال شده: سه‌شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۰, ۵:۵۶ ب.ظ
توسط ali1371
خدا رحمتش کنه خیلی در رراه تکنولوژی به بشر خدمت کرد

Re: مغز متفکر اپل , استیو جابز درگذشت

ارسال شده: شنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۰, ۱۱:۱۷ ب.ظ
توسط Java
به گزارش سینمانگار، به نقل از هالیوود ریپورتر، هالیوود بی صبرانه منتظر است تا بتواند داستان زندگی "استیو جابز" را به سینماها بیاورد.

درست بعد از چند روز از مرگ "استیو جابز"، کمپانی سونی اعلام کرد که قصد دارد تا حق ساخت زندگی نامه این شخص که دنیای فن آوری را تکان داده است را بگیرد، تا "والتر ایزاکسون" فیلمنامه زندگی او را از کتاب زندگی نامه خود او بنویسد.

"مارک گوردن" نیز در مذاکره برای تهیه کردن این فیلم اقتباسی با سونی می باشد و قرار است که او و منجمنت360 با هم تولید این فیلم را در دست بگیرند.

"والتر ایزاکسون" ویراستار سابق مجله "تایمز" و نویسنده بهترین کتابهایی چون "بنجامین فرانکلین" و "هنری کیسینجر" است. او که کتاب "استیو جابز" را نیز نوشته، کسی است که برای مدتی تمام زندگی اش را به این شخصیت فقید اختصاص داده است.

ابتدا قرار بود که کتاب اش در تاریخ 21 نوامبر به کتابفروشی های سراسر آمریکا بیاید، اما با فوت ناگهانی "استیو جابز" این تاریخ به 24 اکتبر، تقریبا یکماه جلوتر انتقال یافت.

این کتاب حاصل دو سال زندگی و گفتگوی "آیزاکسون" با "جابز" می باشد. او در تمام مدت بیماری و زمانی که "جابز" از بیماری سرطان رنج می برد با او بود و تمام حالات و روحیات او را به خوبی در کتابش توصیف کرده است. اما با شدید تر شدن مریضی "جابز"، او نتوانست تا پایان کتاب دوام بیاورد و قسمت های آخر این کتاب را نخواند.

گفته می شود که آمار پیش فروش این کتاب با سرعت باورنکردنی رو به افزایش است، تا حدی که 42000 درصد آن مربوط به زمانی است که اپل مرگ او را اعلام کرد.

کتاب "استیو جابز" که با عنوان نام او نیز منتشر می شود، دارای بیش از 40 مصاحبه در زمان کار و بیش از صد مصاحبه با دوستان، اعضای خانواده، هم دانشگاهی ها و رقابت کننده گان او است.

به گزارش سینمانگار، "استیو جابز" یکی از موسسان کمپانی معروف اپل بود. میلیون ها میلیون انسان در سراسر جهان با فن آوری های او زندگی می کنند. او در انیمیشن سازی نیز با شرکت پیکسار که خود نام آن را انتخاب کرده بود، همکاری داشت و به عنوان مدیر عامل در آنجا کار می کرد. ساخت انیمیشنهایی چون «داستان اسباب بازی»، «وال- ای»، «راتاتویی»، «بالا»، «ماشین ها2» و ... در کمپانی پیکسار و با حضور"جابز" 7.2 میلیارد دلار سود برای آنها به دنبال داشت.

"استیو جابز" انسانی که دنیای فن آوری و انیمیشن را در سراسر دنیا تکان داد، سرانجام در 56 سالگی بر اثر سرطان درگذشت.
[External Link Removed for Guests]