کورش

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث مرتبط با تاريخ ايران به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت

Major I
Major I
پست: 863
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۹ دی ۱۳۸۸, ۱۰:۵۳ ب.ظ
محل اقامت: البرز
سپاس‌های ارسالی: 5392 بار
سپاس‌های دریافتی: 4116 بار
تماس:

Re: کورش

پست توسط FARSHAD.ADL »

ای قهرمان خسته تن و خسته جتن من

دانم تو کیستی

دانم تو چیستی

یک عمر در سراچه دلتنگ زندگی

مردانه زیستی

در پیش خلق خنده به لب داشتی ولی

پنهان گریستی

در چشم من مسیح بزرگ زمانه ای

ای مرد پاکزاد

بر جان پاک تو

از من درود باد

از من درود باد
Major I
Major I
پست: 863
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۹ دی ۱۳۸۸, ۱۰:۵۳ ب.ظ
محل اقامت: البرز
سپاس‌های ارسالی: 5392 بار
سپاس‌های دریافتی: 4116 بار
تماس:

Re: کورش

پست توسط FARSHAD.ADL »

روزی که کوروش وارد شهر صور شد یکی از برجسته ترین کمانداران سرزمین فینیقیه (که صور از شهرهای آن بود) تصمیم گرفت که کوروش را به قتل برساند. آن مرد به اسم “ارتب” خوانده می شد و برادرش در یکی از جنگ ها به دست سربازان کوروش به قتل رسیده بود. کوروش در آن روز به طور رسمی وارد صور شده بود و پیشاپیش او، به رسم آن زمان ارابه آفتاب را به حرکت در می آوردند و ارابه آفتاب حامل شکل خورشید بود و شانزده اسب سفید رنگ که چهار به چهار به ارابه بسته بودند آن را می کشید و مردم از تماشای زینت اسب ها سیر نمی شدند …





هیچ کس سوار ارابه آفتاب نمی شد و حتی خود کوروش هم قدم در ارابه نمی گذاشت و بعد از ارابه آفتاب کوروش سوار بر اسب می آمد. از آنجا که پادشاه ایران ریش بلند داشت و در اعیاد و روزهای مراسم رسمی، موی ریش و سرش را مجعد می کردند و با جواهر می آراستند. کوروش به طوری که افلاطون و هرودوت و گزنفون و دیگران نوشته اند علاقه به تجمل نداشت و در زندگی خصوصی از تجمل پرهیز می کرد، ولی می دانست که در تشریفات رسمی باید تجمل داشته باشد تا اینکه آن دسته از مردم که دارای قوه فهم زیاد نیستند تحت تاثیر تجمل وی قرار بگیرند. در آن روز کوروش، از جواهر می درخشید و اسبش هم روپوش مرصع داشت و به سوی معبد “بعل” خدای بزرگ صور می رفت و رسم کوروش این بود که هر زمان به طور رسمی وارد یکی از شهرهای امپراطوری ایران(که سکنه آن بت پرست بودند) می گردید، اول به معبد خدای بزرگ آن شهر می رفت تا اینکه سکنه محلی بدانند که وی کیش و آیین آنها را محترم می شمارد.

در حالی که کوروش سوار بر اسب به سوی معبد می رفت، “ارتب” تیرانداز برجسته فینیقی وسط شاخه های انبوه یک درخت انتظار نزدیک شدن کوروش را می کشید!

در صور، مردم می دانستند که تیر ارتب خطا نمی کند و نیروی مچ و بازوی او هنگام کشیدن زه کمان به قدری زیاد است که وقتی تیر رها شد از فاصله نزدیک، تا انتهای پیکان در بدن فرو می رود. در آن روز ارتب یک تیر سه شعبه را که دارای سه پیکان بود بر کمان نهاده انتظار نزدیک شدن موسس سلسله هخامنشی را می کشید و همین که کوروش نزدیک گردید، گلوی او را هدف ساخت و زه کمان را بعد از کشیدن رها کرد. صدای رها شدن زه، به گوش همه رسید و تمام سرها متوجه درختی شد که ارتب روی یکی از شاخه های آن نشسته بود. در همان لحظه که صدای رها شدن تیر در فضا پیچید، اسب کوروش سر سم رفت. اگر اسب در همان لحظه سر سم نمی رفت تیر سه شعبه به گلوی کوروش اصابت می کرد و او را به قتل می رسانید. کوروش بر اثر سر سم رفتن اسب پیاده شد و افراد گارد جاوید که عقب او بودند وی را احاطه کردند و سینه های خویش را سپر نمودند که مبادا تیر دیگر به سویش پرتاب شود، چون بر اثر شنیدن صدای زه و سفیر عبور تیر، فهمیدند که نسبت به کوروش سوءقصد شده است و بعد از این که وی را سالم دیدند خوش حال گردیدند، زیرا تصور می نمودند که کوروش به علت آنکه تیر خورده به زمین افتاده است.

در حالی که عده ای از افراد گارد جاوید کوروش را احاطه کردند، عده ای دیگر از آنها درخت را احاطه کردند و ارتب را از آن فرود آوردند و دست هایش را بستند…

کوروش بعد از اینکه از اسم و رسم سوءقصد کننده مطلع گردید گفت که او را نگاه دارند تا اینکه بعد مجازاتش را تعیین نماید و اسب خود را که سبب نجاتش از مرگ شده بود مورد نوازش قرار داد و سوار شد و راه معبد را پبش گرفت و در آن معبد که عمارتی عظیم و دارای هفت طبقه بود مقابل مجسمه بعل به احترام ایستاد. کوروش بعد از مراجعت از معبد، امر کرد که ارتب را نزد او بیاورند و از وی پرسید برای چه به طرف من تیر انداختی و می خواستی مرا به قتل برسانی؟

ارتب جواب داد ای پادشاه چون سربازان تو برادر مرا کشتند من می خواستم انتقام خون برادرم را بگیرم و یقین داشتم که تو را خواهم کشت، زیرا تیر من خطا نمی کند و من یک تیر سه شعبه را به سوی تو رها کردم، ولی همین که تیر من از کمان جدا شد، اسب تو به رو درآمد و اینک می دانم که تو مورد حمایت خدای بعل و سایر خدایان هستی و اگر می دانستم تو از طرف بعل و خدایان دیگر مورد حمایت قرار گرفته ای نسبت به تو سوءقصد نمی کردم و به طرف تو تیر پرتاب نمی نمودم!

کوروش گفت در قانون نوشته شده که اگر کسی سوءقصد کند و سوءقصد کننده به مقصود نرسد دستی که با آن می خواسته سوءقصد نماید باید مقطوع گردد. اما من فکر می کنم که هنگامی که به طرف من تیر انداختی با هر دو دست مبادرت به سوءقصد کردی و با یک دست کمان را نگاه داشتی و با دست دیگر زه را کشیدی. ارتب گفت همین طور است. کوروش گفت هر دو دست در سوءقصد گناهکار است و من اگر بخواهم تو را مجازات نمایم باید دستور بدهم که دو دستت را قطع نمایند ولی اگر دو دستت قطع شود دیگر نخواهی توانست نان خود را تحصیل نمایی، این است که من از مجازات تو صرفنظر می کنم.

ارتب که نمی توانست باور کند پادشاه ایران از مجازاتش گذشته، گفت ای پادشاه آیا مرا به قتل نخواهی رساند؟ کوروش گفت : نه. ارتب گفت ای پادشاه آیا تو دست های مرا نخواهی برید؟ کوروش گفت: نه. ارتب گفت من شنیده بودم که تو هیچ جنایت را بدون مجازات نمی گذاری و اگر یکی از اتباع تو را به قتل برسانند، به طور حتم قاتل را خواهی کشت و اگر او را مجروح نمایند ضارب را به قصاص خواهی رسانید. کوروش گفت همین طور است. ارتب پرسید پس چرا از مجازات من صرفنظر کرده ای در صورتی که من می خواستم خودت را به قتل برسانم؟ پادشاه ایران گفت: برای اینکه من می توانم از حق خود صرفنظر کنم، ولی نمی توانم از حق یکی از اتباع خود صرفنظر نمایم چون در آن صورت مردی ستمگر خواهم شد.

ارتب گفت به راستی که بزرگی و پادشاهی به تو برازنده است و من از امروز به بعد آرزویی ندارم جز این که به تو خدمت کنم و بتوانم به وسیله خدمات خود واقعه امروز را جبران نمایم. کوروش گفت من می گویم تو را وارد خدمت کنند.

از آن روز به بعد ارتب در سفر و حضر پیوسته با کوروش بود و می خواست که فرصتی به دست آورد و جان خود را در راه کوروش فدا نماید ولی آن را به دست نمی آورد. در آخرین جنگ کوروش که جنگ او با قبایل مسقند بود نیز ارتب حضور داشت و کنار کوروش می جنگید و بعد از آنکه موسس سلسله هخامنشی(کوروش بزرگ) به قتل رسید، ارتب بود که با ابراز شهامت زیاد جسد کوروش را از میدان جنگ بدر برد و اگر دلیری او به کار نمی افتاد شاید جسد موسس سلسله هخامنشی از مسقند خارج نمی شد و آنها نسبت به آن جسد بی احترامی می کردند، ولی ارتب جسد را از میدان جنگ بدر برد و با جنازه کوروش به پاسارگاد رفت و روزی که جسد کوروش در قبرستان گذاشته شد، کنار قبر با کارد از بالای سینه تا زیر شکم خود را شکافت و افتاد و قبل از اینکه جان بسپارد گفت : بعد از کوروش زندگی برای من ارزش ندارد.

vatanfa.com
New Member
پست: 2
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۰, ۱۰:۳۹ ق.ظ
سپاس‌های دریافتی: 7 بار

Re: کورش

پست توسط ارگاسپ »

کوروش تو نخواب که ملتت در خواب است
آرامگهت غرقه به زیر آب است
اینبار نه بیگانه که دشمن ز خود است
صد ننگ به ما که روح تو بی تاب است.
تصویر
Senior Poster
Senior Poster
پست: 739
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۳ تیر ۱۳۸۸, ۲:۲۶ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 326 بار
سپاس‌های دریافتی: 1085 بار

Re: کورش

پست توسط HITMAN_KU »

تاکید می کنم که مرگ کوروش مشکوک است!!! چون هم منابعی مرگ اورا طبیعی گزارش دادند و هم منابعی مرگ او را به ماساژتها نسبت دادند و هم منابعی مرگ اورا به خزرها نسبت دادند!!!
اما به دلیل وجود وصیت نامه مرگ طبیعی او محتمل تر است
Junior Poster
Junior Poster
نمایه کاربر
پست: 115
تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۰, ۹:۵۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 754 بار
سپاس‌های دریافتی: 315 بار

Re: کورش

پست توسط super flanker »

من شنیدم که تو جنگ با تومروس کشته شده :-x
هر جا که دیدی سایه آدم های کوچک بزرگ است، بدان که خورشید در حال غروب کردن است...
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 756
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۷, ۱:۲۱ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 4048 بار
سپاس‌های دریافتی: 2811 بار

Re: کورش

پست توسط Erratic »

  تصویر    داریوش بزرگ در بیستون

ستون یکم-بند ۴
داریوش شاه گوید: هشت تن از دودمان ما پیش از این شاه بودند. من نهمین آنها هستم. ما پشت در پشت شاه بوده‌ایم.... 
Fast Poster
Fast Poster
نمایه کاربر
پست: 233
تاریخ عضویت: جمعه ۲۷ اسفند ۱۳۸۹, ۹:۳۲ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 303 بار
سپاس‌های دریافتی: 575 بار

Re: کورش

پست توسط alavi66 »

راشا نوشته شده:
آخه مگر میشه کسی کوروش بزرگ و افتخار سرزمین پارسی رو نشناسه !!!!!!!!!!

  گرامي و محترم
 راشا تصویر تصویر

ضمن عرض سلام و ادب متاسفانه مجبور هستم قسمت ابتدايي متن شما را ويرايش كنم براي جلوگيري از تنش و ارسال مطالب بعدي در اين خصوص اميدوارم درك نماييد تصویر تصویر

با احترام
رونين تصویر تصویر

هرگز نخواب کوروش،

ای مهرآریایی

بی نام تو،وطن نیز


[SIZE=150]نام و نشان ندارد
 

خوانندگان محترم را را بی طرفانه به این متن تاریخی که از سایت شخصی رضا مردای غیاث آبادی( که نویسنده کتب تاریخی ایران باستان است) برداشت کرده ام دعوت می کنم لطفا بعد از خواندن نویسنده کتاب را دروغگو نخوانید:

یکی دیگر از جنگ‌های کورش که منجر به نابودی تمدنی کهن شد، غلبه او بر مادها و تسخیر شهر هگمتانه (همدان/ اکباتان) بود. غلبه‌ای که با مساعدت اشراف و فئودال‌ها صورت پذیرفت و منجر به غارت هگمتانه و به بردگی کشیدن گروهی از مردم آن شد.
او توانست با به اسارت گرفتن آمیتیس (دختر آخرین پادشاه ماد) و تهدید مبنی بر شکنجه او و فرزندانش، شاه را وادار به تسلیم کند و سپس با کشتن شوهر آمیتیس، او را به همسری خود در آورد. در نهایت نیز شاه نگون‌بخت و شکست خورده در بیابانی دورافتاده رها شد تا از گرسنگی و تشنگی جان بسپارد.


در تاریخ ایران کمبریج به سرپرستی ایلیا گرشویچ آمده است که «گرایش مردم ماد نسبت به کورش خصمانه بود» (ص ۲۴۱). او هگمتانه را غارت کرد و برخی از مادها را به بردگی گرفت» (ص ۲۴۰).
با اینکه مادها دستکم دو بار در زمان داریوش بزرگ کوشیدند تا استقلال خود را از سلطه هخامنشیان باز یابند، اما در هر دوبار با [External Link Removed for Guests] مواجه شدند و ۳۸٫۰۰۰ نفر از آنان قتل‌عام گردیدند. چنین بود که هویت و تمدن ماد از میان رفت و از صفحه تاریخ محو شد.
بنگرید به: گرشویچ، ایلیا، تاریخ ایران دوره ماد- از مجموعه تاریخ کمبریج، ترجمه بهرام شالگونی، تهران، انتشارات جامی، ۱۳۸۷،
جانم فدای پیامبر مهربانی.
پیامبری که برای رهایی آدمیان از گمراهی هیچ اجرتی نخواست در حالی که گمراه کنندگان برای گمراه کردن مردم اجرت مطالبه می کنند.
Fast Poster
Fast Poster
نمایه کاربر
پست: 233
تاریخ عضویت: جمعه ۲۷ اسفند ۱۳۸۹, ۹:۳۲ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 303 بار
سپاس‌های دریافتی: 575 بار

Re: کورش

پست توسط alavi66 »

برگی دیگر از تاریخ زندگانی کورش با مطالعه این صفحات فهمیدم که اگر کورش یهودیان را آزاد نمی کرد هیچ وقت کورش بزرگ نمی شد

پیش از این به نابودی برخی از تمدن‌های کهن به دست کورش و دیگر هخامنشیان اشاره کردیم. یکی دیگر از تمدن‌هایی که به دست کورش بر افتاد و از بین رفت، تمدن کهن و درخشان لیدی بود. با اینکه اهالی لیدی در همان زمان کوشیدند تا از سلطه هخامنشیان رهایی یابند، اما این قیام که به رهبری پاکتیاس بر پا شد، به فرمان کورش بزرگ و به خشن‌ترین شکل ممکن سرکوب شد.

کورش با اعزام سپاهی به فرماندهی مازارس دستور داد که تمامی قیام‌کنندگان را به بردگی بکشند و رهبر آنان را زنده به نزد او بفرستند. او همچنین دستور داد لیدیایی‌ها را چنان خرد و منکوب سازند که راه هرگونه شورشی علیه سلطه پارسیان هخامنشی بسته شود.

سپاه کورش به سرعت دست به منکوب کردن لیدیایی‌ها می‌زند و رهبر آنان را به اسارت می‌گیرد. شهرهای پری‌ین و مگنزی غارت می‌شوند و مردم شهرهای فوسه و تئوس خانه‌های خود را رها کرده و راه فرار در پیش می‌گیرند. ساکنان کاریه به بردگی کشیده می‌شوند و گروهی از اهالی کزانتوس و کونوس در لیکیه دست به انتحار می‌زنند و مرگ را بر تعبد و بندگی ترجیح می‌دهند. شهرها یکی پس از دیگری تسخیر می‌شوند و پس از اینکه تاراج می‌گردند، پادگان‌های نظامی پارسی و نیروهای ضد شورش هخامنشی در آنها مستقر می‌شوند.

برای آگاهی بیشتر و تفصیل منابع بنگرید به: بریان، پی‌یر، تاریخ امپراتوری هخامنشیان، ترجمه مهدی سمسار، تهران، انتشارات زریاب، ۱۳۷۷، جلد اول، صفحه ۱۱۴ تا ۱۱۷٫
جانم فدای پیامبر مهربانی.
پیامبری که برای رهایی آدمیان از گمراهی هیچ اجرتی نخواست در حالی که گمراه کنندگان برای گمراه کردن مردم اجرت مطالبه می کنند.
Fast Poster
Fast Poster
نمایه کاربر
پست: 233
تاریخ عضویت: جمعه ۲۷ اسفند ۱۳۸۹, ۹:۳۲ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 303 بار
سپاس‌های دریافتی: 575 بار

Re: کورش

پست توسط alavi66 »

ما کورش را نه در تواریخ ایرانی که در تواریخ یونانی و تورات شناخته ایم اما همه واقعیتهای زندگی کورش را باور نکرده ایم برگی دیگر از این واقعیت ها:

چنانکه گفته شد، یکی از منابعی که برای وصف سجایای کورش به فراوانی بدان استناد می‌شود، کورش‌نامه (سیروپدی) نوشته گزنفون است. اما در این استنادها معمولاً به بازگویی بخش‌های دلپسند آن اکتفا می‌شود و بقیه متن را نادیده می‌انگارند.

گزنفون آورده است که کورش برای حمله و تسخیر شهر نینوا، روز عید را انتخاب کرد که مردم سرگرم جشن و شادی هستند. او به سپاهیان خود می‌گوید که خانه‌های مردم قابل احتراق است و ما می‌توانیم با پشتیبانی خدا و با مشعل‌های فراوانی که داریم، آنها را به آتش بکشیم تا ساکنان شهر در میان شعله‌های آتش بسوزند.

آنان در حالیکه بانگ جشن و شادی در شهر پیچیده بود، وارد شهر شدند و هر آنکس را که می‌دیدند به ضرب تیغ از پای در می‌آوردند. گزنفون نقل کرده که: «کورش به سواره نظام و سربازان خود فرمان داد هر کس را که در کوچه‌ها یافتند، بکشند».

پس از این پیروزی، اولین اقدام کورش و سپاهیانش این بود که در برابر خدایان به میمنت این پیروزی شکرگزاری کنند و سهمی از غنائم ناشی از غارت شهر را به معابد خدایان اختصاص داد.

کورش همچنین فرمان داد تا خانه‌های بزرگان شهر را مصادره کنند و به سردارانی که مجاهدت بیشتری کرده بودند، واگذار شوند. او به مردان تحت امر خود اختیار داد تا اسیران جنگی را تحت مالکیت خود نگه دارند.

کورش به مردم نینوا فرمان داد که از حاکمی که او معین می‌کند، فرمانبرداری کنند و به کشت و کار مشغول شوند تا بتوانند خراج و غنائم لازم را پرداخت کنند.

برای آگاهی بیشتر از جمله بنگرید به: گزنفون، کورش‌نامه، ترجمه رضا مشایخی، چاپ ششم، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۸۶، صفحه ۲۱۴ تا ۲۱۶٫
جانم فدای پیامبر مهربانی.
پیامبری که برای رهایی آدمیان از گمراهی هیچ اجرتی نخواست در حالی که گمراه کنندگان برای گمراه کردن مردم اجرت مطالبه می کنند.
Fast Poster
Fast Poster
نمایه کاربر
پست: 233
تاریخ عضویت: جمعه ۲۷ اسفند ۱۳۸۹, ۹:۳۲ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 303 بار
سپاس‌های دریافتی: 575 بار

Re: کورش

پست توسط alavi66 »

به نقل از وبسایت رسمی رضا مرادی غیاث آبادی:

کورش بزرگ را می‌توان بی‌اغراق از بزرگ‌ترین نابودکنندگان تمدن‌ها و اقوام و مردمان ایرانی دانست. بسیاری از تمدن‌های کهن و درخشان ایران‌زمین و از جمله تمدن کردی مادها، تمدن ارمنی اورارتوها، تمدن گیلانی کادوسیان، تمدن مازندرانی امردها، تمدن خوزستانی عیلامیان، تمدن آذربایجانی ساگارتیان، تمدن لری کاسیان، و دیگر تمدن‌های منطقه برای همیشه به دست کورش بزرگ نابود شدند و جز نامی از آنان در تاریخ باقی نماند. بسیاری از عقب‌ماندگی‌های تاریخی این اقوام و مردمان ریشه‌ در تجاوز و ویرانگری‌های کورش دارد. تجاوزی که اثرات مخرب آن تاکنون به تمامی از سر مردم برطرف نشده است و با آن دست به گریبان هستند. رفتارهای امروزی کورش‌پرستانه و کورش‌ستایانه می‌تواند موجب تداوم سلطه تاریخی کورش و هخامنشیان بر مردم بشمار آید و آن سلطه را زنده نگاه دارد. در باره جزئیات و چگونگی نابودی این تمدن‌ها در آینده و به تفکیک خواهم نوشت. اگر مهلتی باشد.
لطفا پس از خواندن این متون نویسنده را مورد عنایت قرار ندهید ایشان مورخ هستند و سالهای در مورد تاریخ ایران باستان کار کرده اند اما یک خصلت دارند و ان دشمنی با قوم گراها و کورش پرستان است
جانم فدای پیامبر مهربانی.
پیامبری که برای رهایی آدمیان از گمراهی هیچ اجرتی نخواست در حالی که گمراه کنندگان برای گمراه کردن مردم اجرت مطالبه می کنند.
Fast Poster
Fast Poster
نمایه کاربر
پست: 233
تاریخ عضویت: جمعه ۲۷ اسفند ۱۳۸۹, ۹:۳۲ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 303 بار
سپاس‌های دریافتی: 575 بار

Re: کورش

پست توسط alavi66 »

لطفا نگویید که چون مورخان غربی هستند انها دشمن ما هستند و حرف آنها اعتباری ندارد.ما نام کورش را نه از مورخان ایرانی که همین ها فراگرفته ایم


یکی دیگر از کشورها و تمدن‌هایی که به دست کورش بزرگ و با تهاجم سپاه پارسی او نابود شد، تمدن درخشان گیلان باستان یعنی کادوسی/ کادوسیان بود که در جنوب‌غربی دریای کاسپی/ دریای مازندران جای داشت. کادوسیان دستکم یکبار کوشیدند تا استقلال و هویت خود را باز یابند اما با سرکوب هخامنشیان مواجه شدند و برای همیشه از تاریخ محو گردیدند. آثار و اشیای باستانی و از جمله جام‌های زرین مشهور مارلیک، کلورَز، عمارلو و املش متعلق به این تمدن بزرگ و نابود شده هستند که همگی قبل از زمان هخامنشیان ساخته شده‌اند.

برای آگاهی بیشتر از جمله بنگرید به: تاریخ پلوتارک، بخش اردشیر، بندهای ۲۸ و ۲۹؛ دیودور سیسیلی، ایران و شرق باستان در کتابخانه تاریخی، ترجمه حمید بیکس شورکایی و اسماعیل سنگاری، انتشارات جامی، تهران، ۱۳۸۴، صفحه ۱۴۹؛ مشیرالدوله پیرنیا، تاریخ ایران باستان، جلد یکم، ص ۱۱۲۸ تا ۱۱۳۱٫
جانم فدای پیامبر مهربانی.
پیامبری که برای رهایی آدمیان از گمراهی هیچ اجرتی نخواست در حالی که گمراه کنندگان برای گمراه کردن مردم اجرت مطالبه می کنند.
Fast Poster
Fast Poster
نمایه کاربر
پست: 233
تاریخ عضویت: جمعه ۲۷ اسفند ۱۳۸۹, ۹:۳۲ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 303 بار
سپاس‌های دریافتی: 575 بار

Re: کورش

پست توسط alavi66 »

این هم در مورد نام ایران به نقل از وبسایت موصوف الذکر امیدوارم مدیر محترم کامنتهای من را سانسور نکند:

یکی دیگر از فریبگری‌های کورش‌پرستان و آسیب‌هایی که با پرچم ایران‌دوستی به ایران می‌زنند، این است که سعی می‌کنند کورش را بنیانگذار کشور ایران معرفی کنند. در حالیکه نه تنها در اسناد تاریخی چنین ادعایی نیامده، که حتی در زمان کورش و هخامنشیان چیزی به نام کشور «ایران» وجود خارجی نداشته است. اما اگر منظور کشوری است که بعدها ایران نامیده شد، در اینصورت باید گفت که قدمت این کشور و تمدن بسا بیش از زمان کورش است و چنین ادعایی موجب بی‌قدر کردن قدمت تاریخی یک تمدن کهنسال خواهد بود. کمترین آسیب چنین ادعایی این خواهد بود که مدعیانش نخواهند توانست از قدمت تمدن بیش از ۲۵۰۰ سال و دستاوردهای علمی و اجتماعی آن سخنی بگویند و یا از آن دفاع کنند. دوستی خاله خرسه که می‌گویند همین است.
جانم فدای پیامبر مهربانی.
پیامبری که برای رهایی آدمیان از گمراهی هیچ اجرتی نخواست در حالی که گمراه کنندگان برای گمراه کردن مردم اجرت مطالبه می کنند.
ارسال پست

بازگشت به “تاريخ ايران”