جنگ چريکي کردستان1
ارسال شده: دوشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۸۶, ۱۰:۵۳ ق.ظ
پژاک شاخه ايراني حزب کارگرگران کردستان( پ ک ک) هست که با همکاري با منافقين و صدام چه در طول جنگ و چه در سالهاي بعد از جنگ خساراتي به ارتش و سپاه وارد کردند که نمونش همين چند ماه پيش سقوط يک هليکوپتر سپاه و شهادت چند فرمانده سپاه بود که بوسيله موشک استينگر که به تازگي از طريق آمريکايي ها بدست اونها رسيده. به جز ما ترکيه هم با پ ک ک خيلي مشکل داره که اگه اخبار اين چند ماه گوش مي کردين متوجه موضوع ميشدين. تابستان امسال هم نيروهاي ايراني با هماهنگي ترکيه به صورت مشترک شروع به بمباران و گلوله باران مراکز فعاليت آنها کردن.
اين طور که من از پسر داييم که سال 65 سربازيش تو کردستان بود ميگفت: زمستون 66 تو گردنه اي( اسمشو گفته بود ولي الان يادم نيست) يک دختر کوموله با 30 تا خمپاره 60 يک گردان ارتش 1 هفته اونجا زمينگير کرده بود با برادرش.
برادرش تک تير انداز بود سربازهاي بدبخت که ميخواستن برن بالا همه از دم هد شات ميشدن.
تمام جيب هاي ارتش شيشه هاي جلوشون سوراخ بود چون رانندهارو ميزدن.
در مورد سربریدن هم خليلي راست ميگه. کوموله ها شب شبيخون ميزدن. صبح که سربازا بلند ميشدن با جسدهاي بي سر رفقاشون که شب قبل پست داشتن روبه رو ميشدن سرهارو از جلوي سر در پادگان آويزون ميکردن تا تو روحيه سربازها اثر بذاره.
بررسي عمليات كمين صد انقلاب
يكي از موفقترين و معمولترين عمليات ضد انقلاب در كردستان اجراي عمليات كمين بر عليه نيروهاي خودي بوده كه قسمت اعظمي از عمليات ضدانقلاب در هر سال را به خود اختصاص ميداده.
عمليات كيمن عليه ستونهاي پياده و موتوريزه صورت ميگيرد و ضد انقلاب با بهره گيري از اصول:
1- غافلگيري
2- سرعت عمل
3- آتش انبوه
4- عمليات تهاجمي
دست به اين عمليات ميزد و از حداكثر استفاده از زمين منطقه نبرد و اطلاعات لازم در مورد نيروهاي خودي نيز غافل نمي باشد.
كمين ها كلا به دو صورت انجام مي گيرد.
الف – كمين زنجيره اي با فرصت:
قبل از عمليات، شناسايي دقدق صورت مي گيرد و بعد از شناسايي مسئولين نظامي با تشكيل جلسه و مشورت نحوه كمين را مشخص مي كنند. از مشخصات اوليه اينگونه كمينها ميتوان به موارد زير اشاره كرد:
1- محل كمين مكان مناسبي براي جنگيدن باشد.
2- زمين داراي پيچ و خم و موانع طبيعي لازم باشد.
3- ارتفاعات مسلط به محل كشتارگاه وجود داشته باشد.
4- راه مناسب براي عقب نشيني داشته باشد.
نيروها در كمين بدينگونه سازماندهي ميشوند.
- تيم اول براي مشغول كردن پايگاههاي خودي در اطراف محل كمين بوسيله سلاحهاي دورزن و تكتيرانداز مامور ميشوند.
- تيم دوم مامور تخليه و پشتيباني است كه در اصل مامور تخليه اسرا و غنائم و در صورت لزوم مجروحين ضد انقلاب از صحنه و نيز پشتيباني نيروهاي كمين در مواقع اضطراري است.
- تيم سوم تيم آتش است كه روي ارتفاعات مسلط منطقه بوده و آتش اوليه را براي اجراي كمين اجرا ميكند. تيربارها عمدتا در اختيار تيمهاي آتش قرار ميگيرد تا اجراي حجم زياد آتش را براي آنها ممكن سازد.
- چهارم تيم هجوم است كه ماموريت انهدام نفرات و تجهيزات به كمين افتاده را به عهده دارد و سلاحهاي ضد زره و خودرو و همچنين انواع نارنجكها در اختيار اين تيم است. بعلاوه نيروهاي ذكر شده ممكن است با چند تيم مختص بستن سر و ته كمين سازماندهي شوند تا اجازه گريز به نيروهاي كمين خورده داده نشود و همچنين جهت تامين عقبه و عقب نشيني ، تيم خاصي در مسير عقب نشيني تامين را برقرار سازد. در ضمن دو تيم پشتيباني با تامين عناصر امدادگر و بهداري جهت مداواي زخمي ها در نظر گرفته مي شوند و در حين عقب نشيني يا بعد از اجراي موفق كمين زخمي ها مداوا ميشوند.
ارنباطات در كمينهاي بزرگ بوسيله بي سيم هاي دستي كوچك برقرار مي شود و ممكن است بي سيم بزرگتر براي براي تماس با يگانهاي پشتيباني يا مادر نيز در سازمان نيروي كمين با توجه به بزرگ و كوچك بودن تعداد آنها وجود داشته باشد. در صورت نبودن بيسيم حتي از پيك نيز استفاده ميشود.
در كمين از افراد بومي غير نظامي نيز در اين جهت استفاده شده است و يا آنچه معمول تر است در كمين هاي جمع و جور تر از علائم متعددي مانند آينه يا چراغ دستي و يا صوتي مانند صداي حيوانات به صورت قراردادي استفاده شده است.
استعداد نيروهاي درگير در كمين بر مبناي طبيعت منطقه، هدف اجراي كيمن و همچنين استعداد نيروي خودي در كمين در نظر گرفته ميشود. البته پارامترهاي وضعيت و توان رزمي نيروي خودي و ميزان كنترل نيروي خودي در منطقه كمين و حول و حوش آن نيز بي اثر نيستند. ولي عمدتا كيمن بزرگ و زنجيره اي حداقل با نيرويي معادل 20- 25 نفر صورت ميگيرد. ولي در گذشته مواردي بوده كه كمين با استعداد خيلي بالاتر نيز انجام شده و بيشتر علت آن حجم زياد نيروهاي خودي كه كمين بر روي آنها انجام ميشده بوده است.
ضد انقلاب براي انتخاب محل و زمان كمين پارامترهاي زير را بيشتر مورد توجه قرار ميدهد:
1- اختفا و پوشش محل كمين و داشتن راههاي مناسب عقب نشيني كه به سادگي قابل تعاقب نباشد.در بعضي از موارد مسير عقب نشيني و نقاط الحاق يدكي تا دهها كيلومتر و حتي داخل خاك عراق در كمينهاي بزرگ مشخص ميگردد.
2- خارج از برد سلاحها خصوصا توپخانه نيروهاي خودي باشد.
3- محدود بودن طبيعي منطقه كشتارگاه كمين بوسيله عوارض زمين كه نيروي كمين خورده را در گسترش و عكس العمل در مقابل نيروي كمين كننده فلج كند يا جاده هاي فرعي و انحرافي براي تفرق نيروهاي خودي موجود نباشد. در صورتي كه طبيعت منطقه مشخصات منطقه را ايجاد نكرد حتي از مين گذاري در اطراف مسير حركت نيروها استفاده ميشود.
4- استفاده از آبادي ها به عنوان عقبه و راه نزديك شدن به محل كمين و پوشش حضور و يا فرار نيروهاي كمين.
5- استفاده از شرايط ديد نامناسب براي افزايش ميزان غافلگيري. به طور كلي ضدانقلاب كمين شبانه را به روزانه ترجيح ميدهد چون فرار ضدانقلاب را تسهيل ميكند.
6- استفاده از حداكثر اطلاعات محلي و حمله به نقاط ضعف نيروهاي درگير در كمين.
7- زمين امكان آرايش مناسب و كنترل كلي كمين و انهدام سريع و مطمئن خودروهاي اول و آخر ستون را بدهد و تسلط كافي براي اجراي آتش روي نيروهاي محافظ ستون را تامين كند.
ضد انقلاب از اصل فريب در كمين هاي خود سود ميبرد. گاهي ضد انقلاب براي كشاندن نيروها به داخل كمين به پايگاهها حمله ايذايي ميكند تا در اصل نيروي كمكي كه براي تقويت نيروهاي درگير حركت ميكند را به كمين اندازد يا پايگاهي را به كنترل خود در ميآورد و با استفاده از مشرف بودن آن به جاده و يا با استفاده از لباس نيروهاي خودي آنها را فريب داده و هنگامي كه احساس حداكثر امنيت را مينمايند به آنها يورش ميآورد و يا با جنگ الكترونيك نيروها را اغفال كرده و آنها را به داخل كيمن هدايت ميكند.
ديگر اينكه بعد از اجراي كمين براي وارد آوردن هرچه بيشتر تلفات به ينروي خودي اقدام به تله گذاري امكانات و حتي پيكر شهدا ميكند. البته اينگونه حركات تنها در كمينهاي با فرصت و بزرگ انجام ميشود كه لازمه اش داشتن وقت كافي، تجهيزات مناسب و آسودگي خيال از سوي ضدانقلاب نسبت به عكس العمل نيروهاي خودي بوده و با توجه به وضعيت ضدانقلاب در پايان سال 67 و آغاز سال 68 به ندرت اينگونه حركات از ضدانقلاب ديده شده و بيشتر كمين نوع دوم كه كمين تعجيلي و محدود است بوسيله ضد انقلاب انجام گرديد.
ب- كمين محدود يا تعجيلي:
اين نوع كمين صرفا براي ايجاد رعب و وحشت و ضربه زدن محدود سازمان داده شده. استعداد اين تيمها از حداقل 6-5 نفر تا 15-10 نفر متفاوت است. اين كمين گاهي به صورت اتفاقي و گذري زده ميشود و لازمه اش شناسايي و طراحي قبلي نيست بلكه بيشتر بر پايه استفاده از فرصتهاي پيش آمده استوار است. مشخصات پيچيده و برنامه حساب شده كمينهاي بزرگ در آنجا مدنظر نيست و وظيفه يك تيم در كمينهاي بافرصت را در آنجا ممكن است تنها يك شخص انجام دهد و كلا گروه اجرا كننده كمين با ديگر نيروها ارتباطي نداشته باشد. در اينجا استفاده از علائم بصري و صوتي معمولتر است.
در بسياري از موارد نيروها با توجه به استعداد كم آنقدر در موضع كمين باقي مي مانند كه طعمه اي مناسب وضعيت در حد توان خود بيابند. در اين نوع كمين از اصل فريب يا استفاده از مين و داشتن راه فرار مناسب و استفاده از ساعات طلوع و غروب آفتاب براي اجراي كمين بيشتر رعايت مي گردد و زمان كمين طوري انتخاب ميشود كه در پي آن با استفاده از تاريكي شب براحتي بتوان متواري شد.
دشمن با توجه به ضعف عمومي خود در سال 68 بيشتر به اين نوع كمين توجه داشته و 3 علت عمده توانست با استفاده از عمليات كمين ضربات خسارت باري را بر نيروهاي خودي وارد كند:
1- نيروي كمين كننده نسبت به منطقه توجيه بود و زمان و مكان درگيري را انتخاب كرده و ابتكار عمليات را در دست داشتند.
2- اطلاعات دشمن نسبت به نيروهاي خودي براي اجراي كمين به طور نسبي مناسب بود.
3- نكات حفاظتي و امنيتي بوسيله نيروهاي خودي يا كلاً رعايت نميشد يا به صورت ضعيف مورد توجه قرار مي گرفت.
ولي ضد انقلاب در سال 68 نسبت به اندازه اي كه در سالهاي گذشته به اجراي كمين متمايل بود از خود تلاشي نشان نداد بطوريكه از 203 مورد عمليات دشمن در سال 67 تعداد 57 مورد آن عمليات كمين بوده است يعني مجموعا 28 درصد و چيزي بيشتر از عمليات ضد انقلاب. ولي در فصل عملياتي سال 68 از 186 مورد عمليات دشمن تنها 23 مورد آن كمين بوده يعني چيزي حدود 12 درصد و معادل كمتر از كل عمليات ضد انقلاب.
با نگاهي گذرا به آمار و ارقام طرح شده به خوبي مشخص ميگردد كه استفاده از عمليات كمين و ميزان موفقيت آن براي ضدانقلاب در سال 68 نسبت به سالهاي گذشته نزول زيادي داشته است. يعني هم از لحاظ كيفي و بكارگيري مسائل تاكتيكي پيچيده و اصول عمليات كمين دراين زمينه نزول داشته و از انجام عمليات كمين بزرگ زنجيرهاي به انجام عملياتهاي كمين كوچك تعجيلي روي آورده است و هم از لحاظ ديگر درصد تعداد كمين نسبت به كل عمليات هاي ضد انقلاب به مراتب تنزل يافته كه نشانه عدم استقبال ضدانقلاب از اين شيوه نسبت به قبل بوده است.
دشمن در سال 68 چندين اصل تاكتيكي را كه هميشه مايه قوت عمليات كمينش بود بعلت اقدامات نيروهاي خودي از دست داد كه در نهايت به چنين نزولي دچار گشت. از اين ميان در درجه اول ابتكار عمل را ميتوان ذكر كرد. چون ضد انقلاب 6 ماه از سال (نيمه دوم) را عملا در خارج از ايران مي گذراند. در بازگشت مجدد به ايران نه تنها تسلط اطلاعاتي سابق خود را از دست داده بود بلكه از لحاظ شناسايي زمين و دشمن و خصوصا گسترش نيروي خودي تا مدت زيادي در حالت گيجي و ابهام به سر ميبرد و به همين دليل مجبور به اجراي كمين تعجيلي و محدود بود و زا طرف ديگر ميزان ضربه پذيري او افزايش مييافت و به همين خاطر نسبت به اراي كمين كمتر رغبتي از خود نشان ميداد.
در درجه دوم نيروهاي جمهوري اسلامي با گذشت زمان تسلط بيشتري بر زمين منطقه يافته و امكان اجراي آزادانه كمين هاي بزرگ را از ضدانقلاب سلب و حتي در ازاي كمين هاي محدود با كميت نازلتر نسبت به سال قبل درصد قابل قبولي تلفات به دشمن در كمينهاي خودش وارد ميكند و از جنبه اطلاعاتي آماده تر با ضدانقلاب برخورد ميكند. از اين بررسي ميتوان نتيجه گرفت كه مهمترين نقاط ضعف ضد انقلاب در سال 68 نسبت به سالهاي قبل عبارتند از:
1- خارج شدن نيمي از سال از منطقه عملياتي و بازگشت مجدد در سال بعد
2- عدم پذيرش تلفات و ريسك كه لازمه انجام عمليات چريكي است و از روحيه پايين ضدانقلاب نتيجه ميشود.
از نقاط قوت ضدانقلاب كاهش حدود 1 درصد تلفات خودش در انجام كمينها بود كه نتيجه رعايت بيشتر مسائل حفاظتي ميباشد.
از نقاط قوت نيروهاي خودي در سال 68 ميتوان به موارد زير اشاره كرد:
1- تحميل خروج ضدانقلاب از منطقه در نيمي از سال و در نتيجه تسلط بيشتر به زمين و كنترل تحركات در مناطق عملياتي كه باعث كاهش كمي و كيفي عمليات كمين دشمن گرديد.
2- تقليل قابل توجه درصد تلفات خودي در كمينهاي دشمن نشاندهنده رعايت بيشتر مسائل امنيت فيزيكي و اصول تامين فردي بوسيله نيروهاي خودي بوده است.
اين طور که من از پسر داييم که سال 65 سربازيش تو کردستان بود ميگفت: زمستون 66 تو گردنه اي( اسمشو گفته بود ولي الان يادم نيست) يک دختر کوموله با 30 تا خمپاره 60 يک گردان ارتش 1 هفته اونجا زمينگير کرده بود با برادرش.
برادرش تک تير انداز بود سربازهاي بدبخت که ميخواستن برن بالا همه از دم هد شات ميشدن.
تمام جيب هاي ارتش شيشه هاي جلوشون سوراخ بود چون رانندهارو ميزدن.
در مورد سربریدن هم خليلي راست ميگه. کوموله ها شب شبيخون ميزدن. صبح که سربازا بلند ميشدن با جسدهاي بي سر رفقاشون که شب قبل پست داشتن روبه رو ميشدن سرهارو از جلوي سر در پادگان آويزون ميکردن تا تو روحيه سربازها اثر بذاره.
بررسي عمليات كمين صد انقلاب
يكي از موفقترين و معمولترين عمليات ضد انقلاب در كردستان اجراي عمليات كمين بر عليه نيروهاي خودي بوده كه قسمت اعظمي از عمليات ضدانقلاب در هر سال را به خود اختصاص ميداده.
عمليات كيمن عليه ستونهاي پياده و موتوريزه صورت ميگيرد و ضد انقلاب با بهره گيري از اصول:
1- غافلگيري
2- سرعت عمل
3- آتش انبوه
4- عمليات تهاجمي
دست به اين عمليات ميزد و از حداكثر استفاده از زمين منطقه نبرد و اطلاعات لازم در مورد نيروهاي خودي نيز غافل نمي باشد.
كمين ها كلا به دو صورت انجام مي گيرد.
الف – كمين زنجيره اي با فرصت:
قبل از عمليات، شناسايي دقدق صورت مي گيرد و بعد از شناسايي مسئولين نظامي با تشكيل جلسه و مشورت نحوه كمين را مشخص مي كنند. از مشخصات اوليه اينگونه كمينها ميتوان به موارد زير اشاره كرد:
1- محل كمين مكان مناسبي براي جنگيدن باشد.
2- زمين داراي پيچ و خم و موانع طبيعي لازم باشد.
3- ارتفاعات مسلط به محل كشتارگاه وجود داشته باشد.
4- راه مناسب براي عقب نشيني داشته باشد.
نيروها در كمين بدينگونه سازماندهي ميشوند.
- تيم اول براي مشغول كردن پايگاههاي خودي در اطراف محل كمين بوسيله سلاحهاي دورزن و تكتيرانداز مامور ميشوند.
- تيم دوم مامور تخليه و پشتيباني است كه در اصل مامور تخليه اسرا و غنائم و در صورت لزوم مجروحين ضد انقلاب از صحنه و نيز پشتيباني نيروهاي كمين در مواقع اضطراري است.
- تيم سوم تيم آتش است كه روي ارتفاعات مسلط منطقه بوده و آتش اوليه را براي اجراي كمين اجرا ميكند. تيربارها عمدتا در اختيار تيمهاي آتش قرار ميگيرد تا اجراي حجم زياد آتش را براي آنها ممكن سازد.
- چهارم تيم هجوم است كه ماموريت انهدام نفرات و تجهيزات به كمين افتاده را به عهده دارد و سلاحهاي ضد زره و خودرو و همچنين انواع نارنجكها در اختيار اين تيم است. بعلاوه نيروهاي ذكر شده ممكن است با چند تيم مختص بستن سر و ته كمين سازماندهي شوند تا اجازه گريز به نيروهاي كمين خورده داده نشود و همچنين جهت تامين عقبه و عقب نشيني ، تيم خاصي در مسير عقب نشيني تامين را برقرار سازد. در ضمن دو تيم پشتيباني با تامين عناصر امدادگر و بهداري جهت مداواي زخمي ها در نظر گرفته مي شوند و در حين عقب نشيني يا بعد از اجراي موفق كمين زخمي ها مداوا ميشوند.
ارنباطات در كمينهاي بزرگ بوسيله بي سيم هاي دستي كوچك برقرار مي شود و ممكن است بي سيم بزرگتر براي براي تماس با يگانهاي پشتيباني يا مادر نيز در سازمان نيروي كمين با توجه به بزرگ و كوچك بودن تعداد آنها وجود داشته باشد. در صورت نبودن بيسيم حتي از پيك نيز استفاده ميشود.
در كمين از افراد بومي غير نظامي نيز در اين جهت استفاده شده است و يا آنچه معمول تر است در كمين هاي جمع و جور تر از علائم متعددي مانند آينه يا چراغ دستي و يا صوتي مانند صداي حيوانات به صورت قراردادي استفاده شده است.
استعداد نيروهاي درگير در كمين بر مبناي طبيعت منطقه، هدف اجراي كيمن و همچنين استعداد نيروي خودي در كمين در نظر گرفته ميشود. البته پارامترهاي وضعيت و توان رزمي نيروي خودي و ميزان كنترل نيروي خودي در منطقه كمين و حول و حوش آن نيز بي اثر نيستند. ولي عمدتا كيمن بزرگ و زنجيره اي حداقل با نيرويي معادل 20- 25 نفر صورت ميگيرد. ولي در گذشته مواردي بوده كه كمين با استعداد خيلي بالاتر نيز انجام شده و بيشتر علت آن حجم زياد نيروهاي خودي كه كمين بر روي آنها انجام ميشده بوده است.
ضد انقلاب براي انتخاب محل و زمان كمين پارامترهاي زير را بيشتر مورد توجه قرار ميدهد:
1- اختفا و پوشش محل كمين و داشتن راههاي مناسب عقب نشيني كه به سادگي قابل تعاقب نباشد.در بعضي از موارد مسير عقب نشيني و نقاط الحاق يدكي تا دهها كيلومتر و حتي داخل خاك عراق در كمينهاي بزرگ مشخص ميگردد.
2- خارج از برد سلاحها خصوصا توپخانه نيروهاي خودي باشد.
3- محدود بودن طبيعي منطقه كشتارگاه كمين بوسيله عوارض زمين كه نيروي كمين خورده را در گسترش و عكس العمل در مقابل نيروي كمين كننده فلج كند يا جاده هاي فرعي و انحرافي براي تفرق نيروهاي خودي موجود نباشد. در صورتي كه طبيعت منطقه مشخصات منطقه را ايجاد نكرد حتي از مين گذاري در اطراف مسير حركت نيروها استفاده ميشود.
4- استفاده از آبادي ها به عنوان عقبه و راه نزديك شدن به محل كمين و پوشش حضور و يا فرار نيروهاي كمين.
5- استفاده از شرايط ديد نامناسب براي افزايش ميزان غافلگيري. به طور كلي ضدانقلاب كمين شبانه را به روزانه ترجيح ميدهد چون فرار ضدانقلاب را تسهيل ميكند.
6- استفاده از حداكثر اطلاعات محلي و حمله به نقاط ضعف نيروهاي درگير در كمين.
7- زمين امكان آرايش مناسب و كنترل كلي كمين و انهدام سريع و مطمئن خودروهاي اول و آخر ستون را بدهد و تسلط كافي براي اجراي آتش روي نيروهاي محافظ ستون را تامين كند.
ضد انقلاب از اصل فريب در كمين هاي خود سود ميبرد. گاهي ضد انقلاب براي كشاندن نيروها به داخل كمين به پايگاهها حمله ايذايي ميكند تا در اصل نيروي كمكي كه براي تقويت نيروهاي درگير حركت ميكند را به كمين اندازد يا پايگاهي را به كنترل خود در ميآورد و با استفاده از مشرف بودن آن به جاده و يا با استفاده از لباس نيروهاي خودي آنها را فريب داده و هنگامي كه احساس حداكثر امنيت را مينمايند به آنها يورش ميآورد و يا با جنگ الكترونيك نيروها را اغفال كرده و آنها را به داخل كيمن هدايت ميكند.
ديگر اينكه بعد از اجراي كمين براي وارد آوردن هرچه بيشتر تلفات به ينروي خودي اقدام به تله گذاري امكانات و حتي پيكر شهدا ميكند. البته اينگونه حركات تنها در كمينهاي با فرصت و بزرگ انجام ميشود كه لازمه اش داشتن وقت كافي، تجهيزات مناسب و آسودگي خيال از سوي ضدانقلاب نسبت به عكس العمل نيروهاي خودي بوده و با توجه به وضعيت ضدانقلاب در پايان سال 67 و آغاز سال 68 به ندرت اينگونه حركات از ضدانقلاب ديده شده و بيشتر كمين نوع دوم كه كمين تعجيلي و محدود است بوسيله ضد انقلاب انجام گرديد.
ب- كمين محدود يا تعجيلي:
اين نوع كمين صرفا براي ايجاد رعب و وحشت و ضربه زدن محدود سازمان داده شده. استعداد اين تيمها از حداقل 6-5 نفر تا 15-10 نفر متفاوت است. اين كمين گاهي به صورت اتفاقي و گذري زده ميشود و لازمه اش شناسايي و طراحي قبلي نيست بلكه بيشتر بر پايه استفاده از فرصتهاي پيش آمده استوار است. مشخصات پيچيده و برنامه حساب شده كمينهاي بزرگ در آنجا مدنظر نيست و وظيفه يك تيم در كمينهاي بافرصت را در آنجا ممكن است تنها يك شخص انجام دهد و كلا گروه اجرا كننده كمين با ديگر نيروها ارتباطي نداشته باشد. در اينجا استفاده از علائم بصري و صوتي معمولتر است.
در بسياري از موارد نيروها با توجه به استعداد كم آنقدر در موضع كمين باقي مي مانند كه طعمه اي مناسب وضعيت در حد توان خود بيابند. در اين نوع كمين از اصل فريب يا استفاده از مين و داشتن راه فرار مناسب و استفاده از ساعات طلوع و غروب آفتاب براي اجراي كمين بيشتر رعايت مي گردد و زمان كمين طوري انتخاب ميشود كه در پي آن با استفاده از تاريكي شب براحتي بتوان متواري شد.
دشمن با توجه به ضعف عمومي خود در سال 68 بيشتر به اين نوع كمين توجه داشته و 3 علت عمده توانست با استفاده از عمليات كمين ضربات خسارت باري را بر نيروهاي خودي وارد كند:
1- نيروي كمين كننده نسبت به منطقه توجيه بود و زمان و مكان درگيري را انتخاب كرده و ابتكار عمليات را در دست داشتند.
2- اطلاعات دشمن نسبت به نيروهاي خودي براي اجراي كمين به طور نسبي مناسب بود.
3- نكات حفاظتي و امنيتي بوسيله نيروهاي خودي يا كلاً رعايت نميشد يا به صورت ضعيف مورد توجه قرار مي گرفت.
ولي ضد انقلاب در سال 68 نسبت به اندازه اي كه در سالهاي گذشته به اجراي كمين متمايل بود از خود تلاشي نشان نداد بطوريكه از 203 مورد عمليات دشمن در سال 67 تعداد 57 مورد آن عمليات كمين بوده است يعني مجموعا 28 درصد و چيزي بيشتر از عمليات ضد انقلاب. ولي در فصل عملياتي سال 68 از 186 مورد عمليات دشمن تنها 23 مورد آن كمين بوده يعني چيزي حدود 12 درصد و معادل كمتر از كل عمليات ضد انقلاب.
با نگاهي گذرا به آمار و ارقام طرح شده به خوبي مشخص ميگردد كه استفاده از عمليات كمين و ميزان موفقيت آن براي ضدانقلاب در سال 68 نسبت به سالهاي گذشته نزول زيادي داشته است. يعني هم از لحاظ كيفي و بكارگيري مسائل تاكتيكي پيچيده و اصول عمليات كمين دراين زمينه نزول داشته و از انجام عمليات كمين بزرگ زنجيرهاي به انجام عملياتهاي كمين كوچك تعجيلي روي آورده است و هم از لحاظ ديگر درصد تعداد كمين نسبت به كل عمليات هاي ضد انقلاب به مراتب تنزل يافته كه نشانه عدم استقبال ضدانقلاب از اين شيوه نسبت به قبل بوده است.
دشمن در سال 68 چندين اصل تاكتيكي را كه هميشه مايه قوت عمليات كمينش بود بعلت اقدامات نيروهاي خودي از دست داد كه در نهايت به چنين نزولي دچار گشت. از اين ميان در درجه اول ابتكار عمل را ميتوان ذكر كرد. چون ضد انقلاب 6 ماه از سال (نيمه دوم) را عملا در خارج از ايران مي گذراند. در بازگشت مجدد به ايران نه تنها تسلط اطلاعاتي سابق خود را از دست داده بود بلكه از لحاظ شناسايي زمين و دشمن و خصوصا گسترش نيروي خودي تا مدت زيادي در حالت گيجي و ابهام به سر ميبرد و به همين دليل مجبور به اجراي كمين تعجيلي و محدود بود و زا طرف ديگر ميزان ضربه پذيري او افزايش مييافت و به همين خاطر نسبت به اراي كمين كمتر رغبتي از خود نشان ميداد.
در درجه دوم نيروهاي جمهوري اسلامي با گذشت زمان تسلط بيشتري بر زمين منطقه يافته و امكان اجراي آزادانه كمين هاي بزرگ را از ضدانقلاب سلب و حتي در ازاي كمين هاي محدود با كميت نازلتر نسبت به سال قبل درصد قابل قبولي تلفات به دشمن در كمينهاي خودش وارد ميكند و از جنبه اطلاعاتي آماده تر با ضدانقلاب برخورد ميكند. از اين بررسي ميتوان نتيجه گرفت كه مهمترين نقاط ضعف ضد انقلاب در سال 68 نسبت به سالهاي قبل عبارتند از:
1- خارج شدن نيمي از سال از منطقه عملياتي و بازگشت مجدد در سال بعد
2- عدم پذيرش تلفات و ريسك كه لازمه انجام عمليات چريكي است و از روحيه پايين ضدانقلاب نتيجه ميشود.
از نقاط قوت ضدانقلاب كاهش حدود 1 درصد تلفات خودش در انجام كمينها بود كه نتيجه رعايت بيشتر مسائل حفاظتي ميباشد.
از نقاط قوت نيروهاي خودي در سال 68 ميتوان به موارد زير اشاره كرد:
1- تحميل خروج ضدانقلاب از منطقه در نيمي از سال و در نتيجه تسلط بيشتر به زمين و كنترل تحركات در مناطق عملياتي كه باعث كاهش كمي و كيفي عمليات كمين دشمن گرديد.
2- تقليل قابل توجه درصد تلفات خودي در كمينهاي دشمن نشاندهنده رعايت بيشتر مسائل امنيت فيزيكي و اصول تامين فردي بوسيله نيروهاي خودي بوده است.

