صفحه 2 از 3

ارسال شده: چهارشنبه ۲۹ شهریور ۱۳۸۵, ۱۲:۵۰ ق.ظ
توسط Colonel Chazan
Reza6662, جان
اينگونه مطالب هميشه خواننده هاي اختصاصي خود را دارند و به دليل سير داستاني رابطه خوبي با خواننده خود برقرار مي کنند.

موفق باشيد دوست من :-) :razz:

بخش سوم

ارسال شده: چهارشنبه ۲۹ شهریور ۱۳۸۵, ۷:۰۹ ب.ظ
توسط Reza6662
Colonel Chazan, از لطف شما متشکرم. :razz:

انفجار بیروت
پس از موفقیت نسبی عملیات خیبر و تقارن آن با انفجار مقر تفنگداران نیروی دریایی ایالات متحده در لبنان، «کاسپار واین برگر» وزیر دفاع وقت آمریکا گفت:
«دخالت ایران در انفجار، تایید کنندهء این امر است که آمریکا باید به عراق کمک کند.»

ناآشنایی با مفهوم سیاست، عدم درک توان ابرقدرتها، که با دخالت ایران در امر حضور نظامی شوروی در افغانستان و همچنین دخالت در جنگ سال 1982 لبنان و انفجار مقر تفنگداران نیروی دریایی، همراه بود، همگی انگیزه های کافی برای برخورد با نظام جمهوری اسلامی را نزد دو ابرقدرت وقت، شوروی و آمریکا، فراهم ساخت. اینکه بر پایهء چه سیاستی، منافع ملی ایران بدین شکل زیرپا نهاده شد و دشمنی دو ابرقدرت برای ایران به همین راحتی خریداری شد، جوابشان را تاریخ و شاید عدالتخانه های آینده، برملاسازند.

در اوضاع جدید، آمریکا و شوروی، برای اولین بار در تاریخ حیاتشان، بر سر یک موضوع توافق کردند، و آن محدود کردن نظام جمهوری اسلامی در ایران بود. عناصر اصلی این استراتژی بدین شرح می باشد:
1- تقویت وضعیت اقتصادی عراق؛
2- ایجاد محدودیت در منابع ارزی ایران؛
3- اجرای عملیات «استانچ» با هدف جلوگیری از فروش سلاح به ایران؛
4- ایجاد محدودیت در استخراج و فروش نفت ایران.

عملیات استانچ
عملیات استانچ (Operation Staunch) عملیاتی بود که آمریکایی ها طرح ریزی کردند تا از دسترسی ایران به تجهیزات نظامی، سلاح و قطعات یدکی جلوگیری کنند. این عملیات از پائیز 1983 شروع شد. به این ترتیب که آمریکایی ها با جمع آوری اطلاعات در مورد خریدهای سلاح و وسائل نظامی ایران، از طریق دولت یا واسطه ها و بازار سیاه، بلافاصله وارد عمل می شدند و به کشور فروشنده تذکر می دادند و یا بعضن اقدام به دستگیری فروشنده و واسطه و یا خریدار می کردند.
این اقدام آمریکایی ها، چند نتیجه داشت:
1) مسیر دست یابی ایران به سلاح طولانی می شد؛
2) سلاح با قیمت بالاتر خریداری می شد؛
3) برخی از این وسائل، از رده خارج و فاقد کیفیت لازم بودند.

جنگ نفتکش ها
عراقی ها به موازات تلاش برای رفع تنگناهای اقتصادی خود و فشار به ایران، برای پایان دادن به جنگ، در چارچوب موافقت آمریکا، ضربه زدن به توانایی های صدور نفت ایران با موشکهای اگزوسه و هواپیماهای سوپراتاندارد را طرح ریزی و اجرا کردند. چنانکه خبرگزاری رویتر از بغداد در مورد تهدید عراقی برای حمله به خارک، خبر زیر را مخاره کرد:
«عراق گفت اگر تهران دست به حملهء زمینی جدیدی در جبههء جنگ خلیج فارس بزند، این کشور، تاسیسات حیاتی نفتی ایران در جزیرهء خارک را مستقیمن مورد حمله قرار خواهد داد.»
خبرگزاری جمهوری اسلامی، گزارشهای ویژه، شمارهء 218، به تاریخ 20/8/1362، نیویورک تایمز، 19/8/1362
بدین ترتیب، عراقی ها برای نخستین بار با استفاده از هواپیماهای فرانسوی سوپراتاندارد، به تاریخ 3/2/1363 به تاسیسات جزیرهء خارک حمله کردند.

پادگان حمید
[External Link Removed for Guests] [External Link Removed for Guests]


حمایت شوروی از عراق
با گسترش روابط آمریکا و عراق، شوروی نیز متعاقب تغییر اوضاع جنگ پس از فتح خرمشهر، با واگذاری تجهیزات مدرن به عراق، بر میزان کمکهای خود به این کشور افزود. در فروردین 1363، یک هیات بلندپایه به ریاست پاکوف ریابوف (از افسران بلندپایه KGB که در سال 1986 به سمت سفیر شوروی در فرانسه منصوب شد) به بغداد اعزام شد و فروش 4.5 میلیارد دلار سلاح ساخت شوروی را به عراق مورد تایید قرار داد. وی به مقامات عراقی اطلاع داد که شوروی حاضر است میگهای23 و 21، هلیکوپترهای Mi-24 و 350 فروند موشک زمین به زمین اسکاد بی در اختیار عراق قرار دهد. سرانجام طه یاسین رمضان، معاون اول صدام، این قراردادها و همچنین قرارداد وام بلندمدت 2 میلیارد دلاری شوروی به عراق را به تاریخ 27 آوریل 1984 برابر 7 اردیبهشت 1363 در سفر به مسکو امضاء کرد.

موانع ایذایی چندلایهء طراحی شده توسط مستشاران روسی در منطقهء فکه
[External Link Removed for Guests] [External Link Removed for Guests]


شهريور 1363 تا شهريور 1364
گسترش جنگ
عراق پنجمين سال جنگ را در وضعيتي آغاز كرد كه پيش از آن سالانه نيمي از توليد ناخالص داخلي خود را، يعني حدود 14 ميليارد دلار، صرف خريد جنگ‏افزار از شوروي و فرانسه كرده بود. در همين سال نيز، 60 درصد از كل درآمد نفتي عراق به خريد جنگ‏افزار و تكنولوژي ساخت سلاح اختصاص يافت.
اعتبارات و سلاح‏هاي ارسالي شوروي و فرانسه به عراق و همچنين فروش بخش قابل توجهي از نفت صادراتي كويت و عربستان سعودي براي عراق، در مجموع وضعيتي را فراهم ساخت كه بنابر گزارش كميتهء روابط خارجي سناي آمريكا، تعادل نظامي را به سود عراق تغيير داد. در حالي كه بر اثر تحريم فروش سلاح به ايران، جمهوري اسلامي هيچ‏گونه تجهيزات مهم نظامي دريافت نكرده بود.

نشريهء المجله چاپ انگليس در آوريل 1985، عوامل اصلي برتری نظامي عراق را چنين ذكر كرد:

1) برتري كامل عراق در نيروي هوايي؛ عراق داراي 600 فروند هواپيماي بمب‏افكن و تهاجمي به شرح زير مي‏باشد:
* توپولف22
* ميگ23، 25 و 27
* سوخوي7، 20 و 22
* ميراژ اف1
* سوپر اتاندارد
در حالي كه ايران، تنها 60 تا 70 فروند هواپيماي جنگي آمادهء پرواز دارد.

2) برتري عراق در زمينهء سلاح‏هاي زميني به ويژه تانك و نفربر زرهي و توپ.

3) نيروهاي ايران از داشتن عوامل كمكي و پشتيباني لجستيكي و فرماندهي مناسب در هر عمليات تهاجمي، محروم مي‏باشند.

بمب افکن سنگین توپولف22 یا Tu-22 نیروی هوایی عراق
[External Link Removed for Guests]


عمليات ميمك
به تاريخ 25 مهر ماه 1363، عمليات ميمك روي ارتفاعات ميمك با هدف آزادسازي قسمتي از اراضي اشغالي انجام شد. اين عمليات صرف‏نظر از نتايج آن، نشان‏دهندهء استقامت ايران در برابر فشارهاي عراق، با وجود حملات سنگين هوايي اين كشور به جزيرهء خارك بود. عراق در اين عمليات نيز همانند عمليات خيبر، با تعداد بسيار زيادي گلوله‏هاي حاوي گازهاي شيميايي، منطقه را گلوله‏باران كرد.

مزار شهدای سال 1359 سوسنگرد
[External Link Removed for Guests]


حمله به مناطق مسكوني
اگر قصد عراق از ايجاد زيرساخت توليد گازهاي شيميايي، مقابله با حضور گستردهء نيروهاي داوطلب بود، حمله به نفت‏كش‏ها براي محروم كردن ايران از درآمد ارزي صورت مي‏گرفت؛ ضمن اينكه حمله به اماكن غيرنظامي با موشكهاي زمين به زمين و حملات هوايي، با هدف فشار رواني – اجتماعي مستقيم روي مردم و غيرمستقيم بر مسئولين و تصميم‏گيرندگان براي فراهم سازي زمينه‏هاي پايان دادن به جنگ بود.
اظهارات صدام در اين زمينه، تا اندازه‏اي، اهداف عراق را آشكار مي‏سازد:
«ما دو راه بيشتر نداريم، يا مصالحه و يا اينكه براي حل مسئلهء جنگ، بايد شهرهاي ايران را بزنيم.»

به دنبال انفجار اولين راكت هواپيماهاي عراق در تهران كه كاملن غيرقابل انتظار بود و نگراني‏هاي بسياري را به وجود آورد، برخي تحليل‏گران، هدف عراق را وادار ساختن ايران براي دست زدن به يك حملهء زميني زودرس ذكر كردند.

اقدام تلافي جويانهء ايران در برابر عراق، طي اين دوره، منجر به شليك 13 فروند موشك زمين به زمين اسكاد بي به شهرهاي كركوك و بغداد شد؛ كه يگان موشكي سپاه پاسداران، اجراي اين عمليات را برعهده داشت. اولين موشك ايران، ساعت 3:20 بامداد روز پنجشنبه 23/12/1363 به بانك رافدين بغداد اصابت كرد. شگفتي ناظران از اين واقعه و تكذيب عراق، نشان‏‎دهندهء اهميت و تاييد حملات موشكي ايران به بغداد بوده است. عراقي‏ها پس از وقوع چهار انفجار شديد در بغداد، همچنان اصابت موشك به بغداد را تكذيب مي‏كردند و اين انفجارها را حاصل اقداماتي خرابكارانه اعلام مي‏كردند. حتا سخنگوي وزارت خارجهء آمريكا نيز گفت: «چنين برداشت مي‏كنيم كه انفجار بغداد، يك انفجار داخلي بوده است.»

وقوع انفجارهاي پي در پي در بغداد و سردرگمي مقامات عراق، اوضاع را در اين شهر، دستخوش تغيير كرد و ديپلماتهاي غربي، روزها از تردد در شهر، اجتناب مي‏كردند. اين حملات، چند ماه ادامه يافت، ولي دو مسئله، منجر به عقيم كردند اهداف عراق در حمله به مناطق مسكوني شد: نخست آنكه حملات موشكي ايران به بغداد و عدم آمادگي عراق براي رويارويي با اين واقعه، وضعيت ناهنجاري را براي عراقي‏ها در شهر بغداد به وجود آورد. عراقي‏ها تصور نمي‏كردند ايران از توانايي لازم براي حملهء موشكي به بغداد برخوردار باشد؛ به همين دليل، كاملن غافلگير شدند. در ثاني، سپاه پاسداران، سيستم موشكي سام2 (يا Sa-2 Gudieline) با سرعت فعال كردند و بدين ترتيب، دفاع از تهران در برابر حملات هواپيماهاي عراقي، تقويت شد.

عمليات بدر
فشار رواني حاصل از اين وضعيت، اوضاع را به زبان عراق به چرخش درآورد. علاوه بر اين، آغاز عمليات بدر به تاريخ 19/12/1363 در منطقهء هورالهويزه، عراق را در وضعيت دشواري قرار داد. بدين معنا كه از يك سو بايد در خطوط مرزي به مقابله با تهاجم قواي نظامي ايران مي‏پرداخت و از سوي ديگر، مشكلات روحي – رواني مردم و ديپلماتهاي غربي را در بغداد، برطرف مي‏ساخت.
انتخاب منطقهء هور براي اجراي عمليات بدر، صرف‏نظر از نتايج آن، با دشواري‏هاي بسيار زيادي همراه بود. در حد فاصل عمليات خيبر (اسفند 1362) تا عمليات بدر، تلاشهاي بسياري براي انتخاب منطقهء عملياتي انجام گرفت، ولي، هيچ‏يك به نتيجهء مطلوب نرسيد.
در اين زمينه، سرلشگر محسن رضايي، فرمانده وقت سپاه پاسداران چنين گفت:
« . . . اگر نيروي زرهي، هليكوپترهاي موشك‏انداز و هواپيماهاي پشتيباني نزديك داشتيم، در كنار آتش توپخانه، مي‏توانستيم در دشت‏هاي عريض و عميق مانور بكنيم.»

شكست عمليات بدر
عمليات بدر، در موقعيتي بسيار دشوار، امكانات نظامي بسيار محدود ولي با اميدواري زياد آغاز شده بود. ليكن به دليل هوشياري و اطلاع دشمن از تاكتيك ايران براي اجراي عمليات در هور، و همچنين آمادگي‏هايي كه دشمن طي يك سال گذشته (پس از عمليات خيبر) به دست آورده بود، و مهمتر از همهء‌ اينها، كاستي‏هاي خودي در زمينهء پدافند هوايي و آتش توپخانه، با وجود پيشروي شجاعانه رزمندگان با سلاح‏هاي بسيار ساده‏اي نظير كلاشينكوف و آرپي‏جي7 در عمق مواضع دشمن، و حضور در غرب رودخانهء دجله، آنها سرانجام پس از يك هفته نبرد بسيار سخت و طاقت‏فرسا، به دليل استفادهء بسيار گستردهء عراق از سلاح‏هاي شيميايي، از مناطق تصرف شده، عقب‏نشيني كردند. نبرد اخير، مقدورات و محدوديت‏هاي هردو طرف را به خوبي نشان داد؛ عراق از جنگ‏افزارهاي بسيار زيادي برخوردار بود و يك نيروي هوايي عظيم داشت.

استفادهء بسيار گسترده از انواع سلاح‏هاي شيميايي
بنا بر آمار موجود، تنها در طول 5 روز از 22 تا 27/12/1363، عراقي‏ها بيش از 30 مورد از انواع سلاح‏هاي شيميايي را مورد استفاده قرار دادند. عراقي‏ها در كارخانه‎اي در حدود 10 كيلومتري جادهء سامرا – بغداد، در حال توليد سلاح شيميايي بودند. با اوج‏گيري عمليات بدر، به دستور صدام، توليدات كارخانه دو برابر شد. در اين كارخانه، هر ماه حدود 60 تن گاز خردل توليد مي‏‎شد. توليد گاز تابون و ساروين، به تازگي آغاز شده بود و طبق برنامه، توليد ماهانهء آن به 8 تن بالغ گرديد. عراقي‏ها، عمدهء گازهاي سمي مورد نياز خود را از آلمان غربي، هلند و انگليس تامين مي‏كردند.
ابعاد بسيار گستردهء عراق از سلاح‏هاي شيميايي، سرانجام شوراي امنيت را به تاريخ 25 آوريل 1985 وادار ساخت طي قطعنامه‏اي كاربرد سلاح‏هاي شيميايي از سوي عراق را محكوم كتد. طارق عزيز در اعتراض به قطعنامه در مصاحبه‏اي مطبوعاتي اعلام كرد: «عراق براي دفاع از خاك خود، هرگونه سلاحي را كه در اختيار دارد، به كار خواهد گرفت.»

انهدام تاسيسات صدور نفت جزيرهء خارك
با فرا رسيدن تابستان 1364، وزير اطلاعات عراق، طي مصاحبه‏اي تهديد كرد كه عراق، حملات خود را عليه كشتيراني در خليج فارس‏ تشديد خواهد كرد. سرانجام به تاريخ 24 مرداد 1364، ترمينال‏هاي نفتي ايران در خارك را مورد حمله قرار داد. گزارش‏هاي اوليه، حاكي از انهدام ترمينال‏هاي T و H در دو سوي جزيره بود. بنابر گزارش‏هاي موجود، عراق در حمله به خارك، از موشكهاي «آرما» استفاده كرد كه قادر به رديابي رادار بودند. اين اقدام عراق، مشكلات بسيار جدي را براي صدور نفت ايران به وجود آورد. (كتاب سوداگري مرگ، صفحهء 49)
هم‏زمان با حمله عراق به ترمينال‏هاي نفتي خارك، مرحلهء دوم حملات هوايي عراق عليه مردم غيرنظامي شهرها، از تاريخ خرداد 1364 آغاز شد.

موشك آرما
موشك آرما، بسيار پيچيده و پيشرفته بود و شركت سازندهء آن، نسبت به انتشار هرگونه عكس يا اطلاعات در مورد آن، خودداري كرد و در ليست طبقه‏بندي شدهء اقلام تسليحاتي عراق كه در اوت 1990 توسط سازمان اطلاعات ارتش فرانسه تهيه و ارائه شد، اطلاعاتي در مورد اين موشك، درج نشده بود.

با پيدايش وضعيت جديد در صحنهء جنگ و ملاحظات سياسي – اقتصادي كه به وجود آمده بود، ضرورت اجراي عمليات مطرح گرديد. سپاه و ارتش، هركدام، طرح‎‏هاي خود را ارائه كردند. ارتش، مناطق مختلفي مانند كوشك و شلمچه در جنوب و سيدكان در غرب را پيشنهاد كردند. سپاه نيز به دليل شكست عمليات بدر، بر اساس دركي كه پس از فتح خرمشهر از تحولات جنگ پيدا كرده بود، استراتژي كسب پيروزي با يك عمليات محدود و شتاب زده را بدون برخورداري از برنامهء درازمدت و افزايش توان، شكست خورده مي‏دانست.
[External Link Removed for Guests]


سيل ارسال سلاح به عراق
در همين وضعيت، سيل ارسال سلاح به عراق همچنان ادامه داشت، به طوري كه در خرداد 1364، طارق عزيز اعلام كرد: «عراق، موشكهاي پيشرفته و تسليحات بيشتري خواهد گرفت.» شيخ صباح الاحمد نيز در ملاقات با يك هيات ايراني در كويت، گفت: «صدام در مورد جنگ، مشغول رسيدن به توافق‏هايي با شوروي است.»
برابر گزارش روزنامهء دي‏ولت، چاپ آلمان، آمريكا متعهد شد 30 فروند هليكوپتر Blackhawk به مبلغ 30 ميليون دلار به عراق واگذار كند.
فرانسوي‏ها نيز در همين موقعيت، قرارداد تحويل 60 فروند هواپيماي ميراژ2000 را با عراق امضاء كردند.

تلاش‏هاي ديپلماتيك
اما در كنار تحولات جنگ و شعار جنگ جنگ تا پيروزي، در وزارت امور خارجه ايران، سياستي درهاي باز در سياست خارجي دنبال مي‏شد. اين رخداد، منجر به گرايش‏هاي دوگانه در ايران در زمينهء ادامهء جنگ شد. هنري كيسينجر، وزير خارجه سابق آمريكا طي تحليل كه در روزنامهء واشينگتن‏پست در اسفند 1364 منتشر شد، گفت:

« . . . ايران ضعيف، به نفع شوروي خواهد بود. ايران محور طبيعي براي اهداف روسيه است براي پيشروي به سوي آبهاي اقيانوس هند. . . . ايران يكپارچه كه سياست ملي معتدل را دنبال كند، با منافع غرب هماهنگي خواهد داشت. سياست منزوي كردن ايران تا موقعي درست است كه تهران توسط متعصب‏هاي توسعه‏طلب رهبري شود؛ لذا ايالات متحده بايد دروازه‏ها را به روي تهران نبندد، اگر يك جو واقعيت‏گرايي بر تهران حكفرما شود. به عقيدهء من، سياست عاقلانهء آمريكا بايد دو طريق را به موازات هم بپيمايد. ايستادگي در برابر توسعه‏طلبي ايراني‏هاي تندرو، همگام با برقراري يك رابطهء سازنده، آنگاه كه واقعيت‏هاي خودشان را نشان بدهند.»

بهبود روابط ايران و آمريكا
اين نظريات كيسينجر، به تدريج آثار خود را در سياست خارجي آمريكا نمايان ساخت و در ادامهء تلاش‏هاي آقاي هاشمي رفسنجاني جهت حل معضل گروگان‏گيري هواپيماي مسافربري شركت TWA آمريكا، سفر ايشان به چين و ژاپن، ابعاد رابطه با ايران، بسيار مورد توجه دولتمردان آمريكا قرار گرفت و زمينهء شكل‏گيري ماجراي موسوم به مك‏فارلين نيز از همين جا شروع شد.

جنگ جنگ تا . . .
مهمترين رخداد جنگ در ماه پاياني پنجمين سال، صدور حكم آيت ا... خميني به سپاه، جهت تشكيل سه نيروي هوايي، دريايي و زميني بود.
زماني كه حفظ و نگهداري منطقهء تصرف شده در عمليات بدر با دشواري بسياري روبه‏رو شد و فرماندهان در حال تصميم‏گيري بودند، آقاي سيدحسن روحاني, نمايندهء مجلس كه در قرارگاه حضور داشت، سعي كرد در جمع آنها، راهي براي خاتمه دادن به جنگ پيدا كند. آيت ا... خميني با حساسيتي كه در اين مورد (پايان جنگ) داشتند دستور دادند كه جلسات مزبور، فورن تعطيل شود. (خبرگزاري جمهوري اسلامي، گزارش‏هاي ويژه، 25/3/1364 – كتاب سالنماي جنگ، صفحهء 124)

به اميد خدا، ادامه دارد.

ارسال شده: چهارشنبه ۲۹ شهریور ۱۳۸۵, ۷:۳۷ ب.ظ
توسط ghalamman
Reza6662,
خيلي خيلي زيبا و کامل است...
اما يک سوال...واقعا اينقدر سياه نمايي و بي منت کردن تلاشهاي مردان جنگ لازم است؟

ارسال شده: چهارشنبه ۲۹ شهریور ۱۳۸۵, ۷:۴۷ ب.ظ
توسط Reza6662
همسفر با کوير,
ممنون از توجهت :razz: :)
من مدتي هست چندين جلد کتاب، از کتابخانهء محل کارم قرض کردم و مشغول جمع آوري اين مطلب شدم. براي همين براي موضوعاتي که احساس مي کردم شبه آور هستن، منابع دقيق ذکر کردم. به همين دليل شايد اين مطلب سياه نمايي به نظر برسه. به هرحال سعي کردم به حقيقت جنگ 8 ساله، نزديک باشه.
با تشکر از شما

ارسال شده: چهارشنبه ۲۹ شهریور ۱۳۸۵, ۹:۵۶ ب.ظ
توسط MeaN5990
آقا رضا شما کارتو حرف نداره.
مطالبتون واقعي جذاب و خوندنيه و تا حدي ما رو که جنگو نديديم با شرايط اون زمان اشنا ميکنه. :smile:

ارسال شده: جمعه ۳۱ شهریور ۱۳۸۵, ۹:۰۱ ق.ظ
توسط Fariborz
رضا جان مطالب مستند و مستدل بخاطر انعکاس عقايد مختلف , انسان رو از يکسونگری تا حد زيادی دور ميکند . در نهايت هر انسانی بايد از ميان کليه شنيده ها ارجحترين را انتخاب کند .اين سنت حسنه در دين مبين اسلام توصيه شده . بنابراين به عقيده من تا زمانی که مطالب توهين آميز و سطحی و بی محتوا نباشه , خواندن اونها بنظر من هيچ مانعی نداره . ازاينکه اين فرصت رو فراهم ميکنی تا سخنانی متفاوتی مطالعه کنيم سپاسگزارم . :razz: :razz: :razz: :smile: :smile:

ارسال شده: جمعه ۳۱ شهریور ۱۳۸۵, ۷:۵۹ ب.ظ
توسط Reza6662
sinos90, Fariborz,
از اظهار لطف و توجه شما عزيزان، سپاسگزارم. :)

شهریور 1364 تا شهریور 1365
تغییر توازن به سود ایران
رژیم عراق، روند تحولات جنگ در چهار سال گذشته و حفظ موقعیت نظامی خود را ناشی از برتری تسلیحاتی و اطلاعاتی خود ارزیابی می کرد. هر زمان که نیروهای نظامی ایران، پس از درهم شکستن خطوط دفاعی دشمن، با برتری آتش توپخانه، قدرت هوایی و قوای زرهی ارتش عراق مواجه می شدند و مواضع تصرف شدهء خود را از دست می دادند.
در آن زمان، برتری هوایی عراق، برابر اظهارات رابرت اسبوت، تحلیل‏گر نظامی موسسهء بین‏المللی تحقیقات استراتژیک لندن، شش بر یک بود. (روزنامهء رسالت، 14/2/65، به نقل از میدل ایست)

در آن زمان، عراق به شدت مشغول تجهیز و همچنین خرید تکنولوژی نظامی به منظور بهسازی سلاح‏هایش بود. برای مثال عراقی‏ها با کمک شوروی، کارخانه ای دایر کرده بودند که تانکهای قدیمی تی-55 را به لولهء توپ پرقدرت 105 میلی متری مجهز می ساخت. در این روند، عراقی‏ها با کمک فنی فرانسه، از توانایی لازم برای سوار کردن موشکهای فرانسوی بر هواپیماهای ساخت شوروی و بالعکس برخوردار شدند.

همکاری اطلاعاتی آمریکا با عراق و خشم اسرائیل
در فوریه 1986، دستیار امور خارجهء آمریکا در مسائل امنیتی که مسئولیت عملیات استانچ را بر عهده داشت، به بغداد سفر کرد تا در مورد توسعهء رو به افزایش داد و ستد میان آمریکا و عراق، مذاکره کند. این اقدام آمریکایی ها، باعث خشم و نگرانی مقامات اسرائیلی گشت. بنابر گزارشات، مرکز تحقیقات نظامی «سعد16» در نزدیکی موصل، از جملهء این همکاری های مشترک بود. بعدها، عراقی ها، یک فروند هواپیمای شناسایی RF-4E اسرائیل را بر فراز این مجتمع سرنگون ساختند. (کتاب سوداگری مرگ، ص455)
کمک های اطلاعاتی آمریکا به عراق، به عنوان یکی از مهمترین نیازمندی های این کشور، در صدر موافقت های عراق و آمریکا در سال 1986 یا 1365 بود.

قتلگاه فکه (محل شهادت حدود 70 نفر از نظامیان ایران به دلیل نبود آب و غذا و محاصره)
[External Link Removed for Guests]

کمک‏های عربستان سعودی
آواکس های عربستان سعودی، اطلاعات باارزشی را از فعالیت نیروی هوایی ایران در اختیار عراق قرار می دادند. هواپیماهای عراقی، با استفاده از همین اطلاعات بود که برای نخستین بار، تاسیسات صدور نفت ایران در جزیرهء سیری را مورد حمله قرار دادند و در راه بازگشت، با مشایعت جنگنده های F-15 عربستانی، از تانکرهای سوخت رسان سعودی ها، اقدام به سوختگیری هوایی کردند.

ادامهء کمک‏های فرانسه به عراق
علاوه بر کمک های اطلاعاتی آمریکا، فرانسه نیز مانند گذشته، سیل ارسال تسلیحات به عراق را ادامه می داد. یکی از فرودگاههای ناتو در فرانسه، مرکز بارگیری هواپیماهای Il-76 نیروی هوایی عراق بود و این هواپیماهای غول پیکر باری، هر روز به این فرودگاه می آمدند و موشکهایی نظیر ماترا، ماجیک، اگزوسه، آرما، انواع بمب های خوشه ای، تجهیزات الکترونیکی و رادار را با خود به عراق حمل می کردند. محموله های تسلیحاتی فرانسه به عراق، آن قدر زیاد بود که تقریبن از اواسط سال 1986 میلادی، حتا هواپیماهای غیرنظامی خط هوایی بغداد – پاریس نیز به حمل جنگ افزار می پرداختند.
سازمانهای اطلاعاتی فرانسه در نیمه های سال 1986، چنین برآورد کردند که اگر فرانسه، فقط سه هفته از ارسال سلاح به عراق خودداری کند، آن کشور شکست خواهد خورد. (کتاب سوداگری مرگ، ص453)

کمک‏های انگلیس به عراق
شرکتهای انگلیسی نیز بر خلاف آنچه که رسمن اعلام شده بود، فروش سلاح به عراق را ادامه می دادند. در این روند، بیش از 1.5 میلیارد دلار تکنولوژی پیشرفتهء نظامی به عراق صادر کردند؛ این در حالی بود که انگلیسی ها، با نصب دستگاههای پیشرفتهء استراق سمع در دفتر خرید سلاح ایران در لندن، اطلاعات کسب شده را در اختیار عراق قرار می دادند.

توان رزمی عراق در سال 1365
به دنبال تقویت توان رزمی عراق، استعداد ارتش این کشور به شرح زیر برآورد شد:

* 5 لشگر زرهی بسیار مجهز، شامل لشگرهای 3، 6، 10، 12 و 17.
* 3 تیپ مستقل زرهی، شامل تیپ های 10، 1 و 2 گارد ریاست جمهوری.
* 2 لشگر مجهز مکانیزه، شامل لشگرهای 1 و 5.
* 5 لشگر پیاده، شامل لشگرهای 2، 4، 7، 8 و 11.
* 70 تیپ مستقل پیاده از نیروهای احتیاط.
* 15 لشگر که پس از فتح خرمشهر سازمان دهی شدند؛ شامل لشگرهای 14، 15، 18، 19، 20، 21، 22، 23، 24، 26، 27، 28، 30 و 31.
* لشگرهای زرهی و مکانیزه در قالب 120 گردان تانک و نفربر با استعداد 45 تا 50 تانک، جمعن 5400 تا 6000 دستگاه تانک.
* 120 گردان توپخانهء صحرایی.
* 550 گردان نیروی پیاده.

بنا بر برآوردهای موجود که تجزیه و تحلیل آن توسط سردار غلام علی رشید به تاریخ 25 / 2 / 1364 (معاون عملیات فرمانده کل سپاه) انجام شده بود، ارتش عراق، بر پایهء سازمان و نیروی انسانی و تجهیزاتی که در اختیار داشت، از توانایی های زیر برخوردار بود:

* دشمن در هر زمان، توانایی جا به جایی 3 لشگر پیاده را در هر منطقه دارد. یک تیپ پیاده را در عرض تنها 24 ساعت، جابه‏جا می‏کند. یک تیپ زرهی را در 72 ساعت از غرب منتقل می‏کند.
* دشمن در هر زمان، دارای 5 لشگر زرهی و مکانیزهء بسیار مجهز و آماده است که در عرض 4 تا 5 روز، قابلیت مانور و جابه‏جایی سریع را دارد.
* دشمن در هر زمان، توانایی آزادسازی 40 گردان توپخانه را دارد که در خط جمع کند و در یک نقطه تمرکز بدهد.
* دشمن، توانایی یک ماه بمباران سنگین و فشار هوایی را به گستردگی عملیات بدر در اختیار دارد.
* دشمن، توانایی ادارهء 2 عملیات هم زمان به وسعت 3 تا 4 لشگر را دارد.
* دشمن در برابر عملیات آفندی ما که با 100 گردان انجام شده باشد، می تواند با 300 گردان آزاد، مقابله کند.

مشکل ایران در مرحلهء جدید جنگ، با توجه به افزایش توان نظامی عراق، اساسن ناشی از این بود که قادر به کسب پیروزی قاطع نظامی برای تغییر توازن به سود خود نبود. در سال ششم جنگ، در وضعیتی که دشمن بعثی 550 گردان نیروی پیاده در اختیار داشت و برای مقابله با عملیاتهای ایران، از 300 گردان نیروی آزاد برخوردار بود، سپاه تنها 80 گردان نیرو، آن هم تنها برای 7 روز جنگ در اختیار داشت. ضمن اینکه بخشی از توان رزمی سپاه به عنوان یک نیروی دفاعی در مناطق تصرف شده مانند جزیرهء مجنون و هور زمین گیر شده بود.

در این روند، کاهش توان ایران در برابر عراق، دو عارضهء اساسی به دنبال داشت:
1- ایران نمی توانست از امکان غافلگیری و تجزیهء قوای دشمن بهره ببرد؛
2- قوای نظامی ایران، فاقد توانایی لازم برای یک نبرد طولانی در یک عملیات بودند.

با توجه به واقعیت های موجود، کم کم این اعتقاد به وجود آمد که با این توان نمی توانیم غافلگیری را رعایت کنیم و قطعن باید این توان 3 برابر شود که با یکی دشمن را فریب دهیم و با 2 توان دیگر، بتوانیم به طور جدی عملیات کنیم.
اجتناب از رویارویی با دشمن، پس از عملیات ناموفق رمضان سبب گردید که ایران برای عملیات، همواره در جستجوی منطقه ای باشد که دشمن در آنجا حضور ندارد. این مسئله گرچه در عمل منجر به غافلگیری و به دست گیری ابتکار عمل می شد، ولی نشان‏دهندهء کاستی های نظامی ایران بود. همچنین بلافاصله پس از تمرکز قوای دشمن در منطقهء عملیاتی، به دلیل برتری نیروی نظامی دشمن، امکان پیشروی ایران از بین می رفت و تنها برای حفظ منطقهء تصرف شده، تلاش می‏شد. لذا چنین استدلال می‏شد که «ما جایی می توانیم بجنگیم که بلافاصله پشت یک رودخانه، یک عارضه یا تنگه ای برسیم تا عوارض طبیعی موجود، مانع حملهء دشمن شوند.»
[External Link Removed for Guests]

باور عمومی فرماندهان سپاه چنین بود که ادامهء جنگ با اجرای عملیات گسترده با توان موجود امکان پذیر نیست.
رحیم صفوی: «از تجارب عملیاتهای رمضان گرفته تا والفجرها و حتا خیبر و بدر به این نتیجهء قطعی رسیده ایم که با این مقدورات و امکانات حاضر که داریم، نمی توانیم عملیات گسترده داشته باشیم.»

غلام علی رشید: «ادامهء جنگ به روش پیشین و بر اساس استراتژی دستیابی به یک پیروزی، به بن بست رسیده است.»

استراتژی ادامهء جنگ با بسیج تمامی امکانات
سپاه از یک سو به این نتیجهء قطعی و روشن رسیده بود که امکان ادامهء جنگ با عملیات گسترده وجود ندارد و از سوی دیگر، اوضاع جنگ پس از شکست عملیات بدر، با تشدید فشار به ایران، اجرای عملیات را ضروری ساخته بود. سپاه پاسداران، علیرغم بن بست و کمبود شدید امکانات، در اندیشهء تداوم جنگ بود. با بررسی هایی که انجام گرفت، این نتیجه حاصل شد که برای ادامهء جنگ، بدون ورود کلیهء سازمانها و امکانات کشور، امکان موفقیت وجود ندارد. حداقل توان لازم برای ادامهء جنگ، 300 گردان نیرو بود که در آخرین پیشنهاد سپاه ارائه شد. در عین حال جمع بندی نتایج جلسات فرماندهان سپاه در این مرحله به شرح زیر بود:

1- استراتژی جنگ که بر اساس شعار «جنگ جنگ تا پیروزی» بوده است با شکست مواجه شده و باید تغییر کند.
2- توان خودی در قیاس با دشمن کاهش یافته و برای ادامهء جنگ یا کسب پیروزی کامل نظامی، کافی نیست.
3- با توان موجود، تنها می توان عملیات بسیار محدود انجام داد.
4- باید یک فرماندهی واحد با اختیارات و ستاد تخصصی، با قدرت کشور را به جنگ بکشاند و کلیهء امکانات را برای جنگ به کار گیرد.
5- ادامهء همکاری سپاه و ارتش امکان پذیر نیست؛ لذا باید به طور مستقل همکاری کنند. هرکدام طرح بدهند، فرماندهی عالی تصمیم بگیرد و هر کدام در زمین پیشنهادی خود بجنگند.
6- به دلیل کمبود شدید آتش توپخانه، نیروی هوایی و زرهی و برتری مطلق دشمن در این زمینه ها، اساس جنگ همچنان بر عملیات نیروهای پیاده در شب، همراه با حفظ غافلگیری می باشد.

سپاه بر پایهء همین ملاحظات و برای استمرار جنگ، استراتژی جدیدی را تبیین کرد که از اصول زیر پیروی می کرد:
1- ضرورت ادامهء جنگ با جنگ درازمدت.
2- اجرای عملیات محدود با هدف زنده نگه داشتن جنگ و فشار نظامی بر دشمن.
3- افزایش توان و سازمان رزم سپاه برای اجرای عملیات گسترده.
4- طرح ریزی و اجرای عملیات گسترده به صورت مستقل.

شرائط سپاه برای اجرای عملیات بزرگ
چنین پیش بینی می‏شد که با اجرای عملیات محدود، کلیهء خطوط دشمن درگیر نگه داشته می‏شود و برای همین، دشمن جهت اصلی تلاش نیروهای خودی برای اجرای عملیات گسترده را گم خواهد کرد.
سپاه بدین منظور، در فاصلهء خرداد تا شهریور 1364، سلسله عملیاتهای محدودی انجام داد که آثار مثبتی داشت. علاوه برا اینها، تلاش برای عملیات گسترده در جنوب با توجه به تجارب حاصله در عملیاتهای پشین به ویژه عملیات بدر، منجر به تعیین شرائط زیر شد:
1- در اختیار داشتن حداقل 150 گردان نیرو (هدفهای ارزشمند در جنوب بدون 150 گردان قابل تصرف نبودند).
2- در اختیار داشتن بیش از یک میلیون گلولهء توپ برای آتش پشتیبانی مناسب.
3- سلاح ضد زره هدایت شونده: حداقل 3000 موشک تاو.
4- اجرای تک پشتیبانی در جزیرهء مینو.
5- شرکت موثر نیروی هوایی ارتش برای پشتیبانی نزدیک هوایی.

عملیات اشغال فاو
در منطقهء جنوب، اجرای هرگونه عملیات گستردهء خارج از توان، منجر به شکست قطعی می‏شد، چون نمی شد از غافلگیری استفاده کرد. با توان موجود، حداکثر 5 یا 6 روز توان رزم موجود بود. تاخیر در اجرای عملیات گسترده نیز قابل پذیرش نبود، زیرا عدم اجرای عملیات بزرگ، بیشتر از اجرای عملیاتی بزرگ ولی شکست خورده، زیان آور بود. به همین دلیل ضرورتن باید عملیات بزرگ و گسترده انجام می‏شد. بحث و بررسی اجرای عملیات در منطقهء فاو، از خرداد 1364 آغاز شد.

برای اجرای موفقیت آمیز عملیات فاو، به دو تک پشتیبانی نیاز بود:
1) عملیات محدود سپاه در جزیرهء ام الرصاص.
2) عملیات ارتش در منطقهء شلمچه.

تجربیات حاصله از عملیات بدر در امر پدافند هوایی، سبب گردید سپاه، قرارگاه رعد به فرماندهی سرلشگر خلبان (شهید) بابایی را در کنترل عملیاتی خود بگیرد و ضمن نصب سیستم پدافند هوایی هاوک، اهداف را برای بمباران نیروی هوایی مشخص کند.
سرانجام در ساعت 22:10 مورخ 20/11/1364 فرمانده کل سپاه، رمز عملیات والفجر 8 را فرئت و دستور حمله صادر شد.
[External Link Removed for Guests] [External Link Removed for Guests]

غافلگیری دشمن در این عملیات و تاخیر عراقی‏ها در درک اصلی بودن عملیات در فاو، به نیروهای خودی فرصت داد تا منطقه را پاکسازی و تثبیت نمایند. پاتکهای بسیار سنگین دشمن در این عملیات، 75 روز مداوم به طول انجامید و سرانجام ارتش عراق، با ناامیدی از بازپس گیری منطقهء عملیات، حملات خود را متوقف ساخت.
تک پشتیبانی سپاه در منطقهء ام الرصاص با موفقیت همراه شد ولی ارتش در شلمچه، موفق به پیشروی نشد.

فتح فاو، آثار و نتایج بسیار برجسته و قابل توجهی را به دنبال داشت، زیرا برای نخستین بار پس از فتح خرمشهر، منطقهء مورد تهاجم، در یک عملیات بزرگ، پس از تصرف، تثبیت شده بود.
از میان رفتن برتری نظامی عراق، و برخورداری ایران از امتیاز نظامی، توازن نظامی را به سود ایران تغییر داد. این مهم در موقعیتی به دست آمد که تصور می‏شد عراق، اوضاع نظامی را تحت کنترل دارد و ایران قادر به شکاف عمده در خطوط دفاعی مستحکم عراق نیست.
در این زمینه، «ماهر عبدالرشید» از فرماندهان عالیرتبهء نظامی عراق که بعدها توسط صدام کشته شد، اعتراف می‏کند که: «ایران از روش های نظامی نوین استفاده کرده است.»

دفاع متحرک
عراقی‏ها پس از ناامیدی از بازپس گیری فاو، به دلیل تشدید آسیب پذیری مواضع دفاعی و استحکامات خود و آشکار شدن میزان قدرت دفاعی این کشور، استراتژی موسوم به «دفاع متحرک» را آغاز کردند. این اقدام عراق، نوعی تجدیدنظر در استراتژی و انتقال از موقعیت دفاعی به تهاجمی بود. در واقع عراقی‏ها قصد در نظر داشتند با کسب پیروزی نظامی، قدرت نظامی خود را مجددن به نمایش بگذارند. در این راستا صدام گفته بود: «از دم شروع می کنیم تا به سر (فاو) برسیم.»
آغاز تهاجم عراق در قالب دفاع متحرک، از شمال و در منطقهء عملیاتی والفجر 9 به تاریخ 16 / 12 / 1364 آغاز شد و با اشغال مجدد مهران به تاریخ 27 / 2 / 1365، پایان یافت.

گرچه ارتش عراق در فاو شکست خورد و نتوانست مواضع دفاعی خود را حفظ کند و یا منطقه را مجددن بازپس گیرد، ولی آنچه که حائز اهمیت بود و به اندازهء کافی مورد توجه قرار نگرفت، توانایی عراق برای 75 روز نبرد بی امان پیاپی در فاو و همچنین اجرای استراتژی طرح موسوم به «دفاع متحرک» بود.

فاو: 75 روز نبرد سنگین و بی امان
[External Link Removed for Guests] [External Link Removed for Guests]

عراق به موازات استراتژی دفاع متحرک، نفتکش ها و ترمینال های نفتی ایران در خلیج فارس را به وسیلهء جنگنده بمب افکن های فرانسوی سوپراتاندارد و میراژ اف1 و موشکهای اگزوسه، مورد حمله قرار می داد. موج جدید حملات عراق، پس از یک توقف سه ماه آغاز شد. هدفهای عراق، شامل اردوگاههای نظامی، پالایشگاههای نفت و اهداف غیرنظامی در مناطق مختلف بود. در ادامهء همین روند، عراقی‏ها پس از حمله به خارک، تاسیسات بارگیری نفت جزیرهء سیری را با کمک عربستان سعودی، مورد حمله قرار دادند.
150 هزار نیروی رزمی ایران، 75 روز نبرد سنگین را در برابر صدها دستگاه تانک و 750 هزار نیروی عراقی انجام دادند و منطقهء تصرف شده را حفظ کردند.

عملیاتهای محدود سپاه
بر خلاف تحلیل های پیشین، پیروزی ایران در فاو، نتایج مثبتی برای پایان دادن به جنگ نداشت، بلکه منجر به تشدید فشار بر ایران شد. از این مرحله به بعد، مقاومت در برابر فشارها، با اجرای عملیاتهای محدود یا گسترده امکان پذیر بود. بدین جهت، سپاه سلسله عملیاتهای محدودی را طرح ریزی و اجرا کرد:
* عملیات کربلای 1 به تاریخ 9 / 4 / 1365
* عملیات کربلای 2 به تاریخ 10 / 6 / 1365 در منطقهء حاج عمران
* عملیات دریایی کربلای 3 روی اسکلهء الامیه به تاریخ 10/6/1365
* عملیات انصار در جزیرهء جنوبی خیبر به تاریخ 20/6/1365
* عملیات فتح 1 به تاریخ 19/7/1365

بدین ترتیب، ششمین سال جنگ، در حالی پایان یافت که در سخت ترین وضعیت، سپاه با طرح ریزی و اجرای عملیات فاو، توازن جنگ را به سود جمهوری اسلامی تغییر داد؛ اما تشدید فشار بر ایران به جای اعطای امتیاز، کلیهء تحلیل ها و باورهای پیشین مبنی بر دستیابی به یک پیروزی و خاتمه دادن به جنگ را باطل ساخت.

به امید خدا، ادامه دارد.

ارسال شده: جمعه ۳۱ شهریور ۱۳۸۵, ۹:۱۳ ب.ظ
توسط JSF
عالي بود ممنون :razz: :razz: :razz:

ارسال شده: جمعه ۳۱ شهریور ۱۳۸۵, ۱۱:۰۳ ب.ظ
توسط Saeid12345
آقا رضا واقعا از زحمات شما براي افزايش آگاهي افراد کم سوادي مثل من درباره جنگ تحميلي تشکر ميکنم.
ميتوانم بگويم که 70% مطالب شما براي من کاملا تازه بود و باعث افزايش اطلاعات من نسبت به جنگ شد.
با تشکر
سعيد :D

ارسال شده: شنبه ۱ مهر ۱۳۸۵, ۱۰:۵۷ ب.ظ
توسط Reza6662
JSF, Saeid12345, ممنون از اظهار لطف و توجه شما دوستان :razz:

شهريور 1365 تا شهريور 1366
مذاكرهء مستقيم با آمريكا و تثبيت توازن به سود ايران
زمينه‏هاي شكل‏گيري مذاكرات پنهاني با مقامات ارشد آمريكايي، ضمن ارسال قطعات حساس يدكي نظامي به ايران در قبال آزادي گروگانهاي آمريكايي در لبنان، از سال 1364 آغاز شد.
به دنبال ميانجي‏گري ايران جهت آزادي گروگان‏هاي آمريكايي در بيروت و سپس كمك به حل هواپيماي مسافربري ربوده شدهء شركت TWA در بيروت، پس از سفر آقاي هاشمي رفسنجاني به سوريه، توجه آمريكا مجددن به ايران جلب شد.

رونالد ريگان رئيس جمهور اسبق آمريكا:
«اكنون هجده ماه است كه طي يك ابتكار سياسي محرمانه، ارتباط با ايران را در جريان كار خود قرار داده‏ايم. براي استفاده از اين ابتكار، ساده‏ترين و بهترين دلائل را در اختيار داريم:
1- تجديد روابط دوستانه با ايران؛
2- اقدامي شرافتمندانه براي خاتمه دادن به جنگ شش سالهء ايران و عراق؛
3- محو كردن تروريسم دولتي و خرابكاري؛
4- تاثير بخشيدن به روند بازگشت تمامي گروگان‏ها.
»

در گزارش سري هنري كيسينجر به ريگان، ضرورت گشودن كانال‏هاي مستقيم براي مذاكره با ايران مورد تاكيد قرار گرفته است. بر پايهء همين ملاحظات، آمريكايي‏ها مذاكرات محرمانه‏اي را از طريق يك ميانجي در لندن آغاز كردند و اميدوار بودند با بهره‏برداري از اختلاف‏نظر ميان جناح‏هاي سياسي ايران، با ارائهء امتيازاتي نظير فروش قطعات هواپيماهاي F-14 و موشكهاي فونيكس، براي تحكيم موقعيت جناح سياسي ميانه‏روي ايران، اقدام نمايند.
متعاقب تماس‏ها و اقدامات دوجانبه‏اي كه با درايت آقاي هاشمي رفسنجاني و از سال 1364 آغاز شد، هماهنگي لازم براي سفر هيات عالي‏رتبهء آمريكايي به تهران فراهم گشت.

كليهء اين اطلاعات و مطالبي كه در همين زمينه به آن اشاره خواهد شد، با استفاده از گزارش موسوم به «تاور» ترجمهء وزارت خارجهء ايران نوشته شده است.

يك سفر دوستانه به تهران
صبح روز يكشنبه 25 مي 1986 برابر 4 خرداد 1365، هيات عالي‏رتبهء آمريكايي به رياست مك‏فارلين و به همراهي نورث، كيو، تيچر، نير و رابط ارشد سازمان سيا، وارد فرودگاه مهرآباد تهران شده و مورد استقبال مقامات ايراني قرار گرفتند.
هيات آمريكايي پس از استقرار در هتل، اولين دور مذاكرات خود را در ساعت 17 آغاز كردند. در اين جلسه، هيات آمريكايي به رياست مك‏فارلين، نظريات خود را در زمينه‏هاي مختلف بيان كردند و متقابلن نظريات و پاسخ‏هاي هيات ايراني را استماع كردند.

مذاكرات در تهران
در اين جلسه، اولويت اصلي، «ساختن پل اطمينان» ذكر شد و مك‏فارلين حضور خود را در ايران، به نمايندگي از طرف رئيس جمهوري ايالات متحده آمريكا دانست. وي سفر خود به تهران را نشان دهندهء شروع فصل جديدي در مناسبات بين دو كشور ذكر كرد. وي همچنين تاكيد كرد كه براي نشان دادن حسن نيت آماده است اقلام مورد نياز ايران را تمامن تامين نمايد.
طرف ايراني نيز اظهار داشت: «به هر حال انتظار داريم كه اقلام بيشتري از طرف شما دريافت نمائيم تا در موقعيت بهتري از جهت رهبران خود باشيم. ايران 6 سال است كه درگير جنگ است. تصرف فاو، موفقيت بزرگي بود. ما انتظار دريافت تجهيزات بيشتري را داريم.»
همچنين طرف ايراني در مورد ميزان سلاح و قطعات يدكي حمل شده به ايران توسط هواپيماي هيات آمريكايي اعتراض كرد. دريادار نورث نيز محدوديت سوخت و وزن هواپيما را علت محدوديت در حمل سلاح ذكر كرد. بدين ترتيب جلسه در ساعت 19 به پايان رسيد.

دور دوم مذاكرات به تاريخ 26 مي 1986 برابر دوشنبه 5 خرداد 1365 ساعت 15:30 آغاز شد. مك‏فارلين در اين جلسه گفت: «هدف از آمدن به اينجا، ايجاد اساسي براي اعتماد و سپس پرداختن به مسائل مهم مي‏‎باشد.»
منظور از موضوعات مهم از نظر وي، موضوعاتي دربارهء شوروي و افغانستان بود. لازمهء صحبت در اين زمينه ملاقات با وزرا بود. وي در اين جلسه اظهار داشت: «مايلم با وزراي شما ملاقات نمايم.» وي دليل اين مسئله را عمدتن به دليل موقعيت خودش مي‏دانست. دور دوم مذاكرات در ساعت 16 پايان يافت و به نظر مي‏رسيد انتظار هيات آمريكايي اين بود كه براي تصميم‏گيري به ملاقات در سطوح بالاتر نياز است.
در دور سوم مذاكرات كه ساعت 19:30 همان روز آغاز شد، مك‏فارلين در جلسه شركت نكرد و نورث صريحن اظهار كرد: «چيزي كه ما به آن اميد بسته بوديم، توافق در خصوص جهت گفتگوها بين ايران و آمريكا بود. براي اين هدف، تصميمات سياسي لازم است.» وي همچنين در مورد لو رفتن مذاكرات، قبل از دست‏يابي به نتايج روشن از سوي روس‏ها نگران بود.
هوارد تيچر در اين جلسه بخشي از تهديدات شوروي عليه ايران از جمله استقرار 26 لشگر در نزديكي‏هاي ايران و اجراي تمريناتي براي اقدمات نظامي عليه ايران را برشمرد.
جرج كيو يكي ديگر از اعضاي هيات آمريكايي را اين گونه اعلام كرد: «ما براي توجيه اطلاعاتي، هشت ساعت مواد توجيهي در اختيار داريم.»
در ادامهء گفتگوها، طرف ايراني گفت: «پذيرش سفر مك‏فارلين به ايران، يك تحول جديد سياسي بوده است.»
نورث مجددن سوال كرد كه آيا مي‏توانند ترتيب ملاقات مك‏فارلين و رهبران ايران را بدهند. قرار شد اين درخواست منتقل شود و ادامهء مذاكرات در ساعت 10 صبح روز 27 مي 1986، پيگيري شود. اين جلسه در ساعت 5/1 بامداد پس از يك بحث سنگين به پايان رسيد.

در واقع معضل اصلي در اين مرحله، با توجه به حضور مك‏فارلين به عنوان نمايندهء رئيس جمهور آمريكا در ايران و درخواست وي براي گفتگو با مسئولين رده بالا، عدم تمايل آيت ا... خميني بود. ايشان در اين مورد گفتند:
«هيچ يك از مسئولين با آنها مذاكره نكند.»

در چهارمين دور مذاكرات كه در ساعت 10 صبح مورخ 28 مي 1986 برابر سه‏شنبه 6 خرداد 1365 انجام شد، طرف ايراني با مخالفتي كه از سوي رهبران ايران – آيت ا... خميني - ابراز شده بود، شرائط ويژهء و غيرقابل انجامي را براي آزادي گروگانها مطرح كردند! (خروج اسرائيل از جولان و جنوب لبنان، بازگشت آنتوان‏لحد به شرق بيروت، آزادي زندانيان اسير در كويت و . . . )
در اين جلسه، بحث‏ها از ماهيت سياسي برخوردار بودند. جلسه براي صرف ناهار تعطيل شد و مك‏فارلين در گزارش خود به دريادار پويندكستر، گزارش جلسه را براي گرفتن دستور از رئيس جمهور، مخابره كرد. در اين جلسه، آمريكايي‏ها تاكيد كردند: «شوروي تا ميزان قابل توجهي براي جلوگيري از شكست عراق در برابر ايران، جلو خواهند رفت، زيرا چنانچه عراق در جنگ شكست بخورد، اعتبار شوروي در منطقه به نحوي مصيبت‏بار اسيب خواهد ديد، ما فكر مي‏‎كنيم كه شوروي تمامي نيازهاي عراق را تامين نمايد و اگر كافي نباشد، به طور مستقيم با نيروي نظامي به ايران فشار خواهند آورد.»
در پايان جلسه توافق شد طرفين از شعار عليه يكديگر بكاهند و خود را به گفتگوهاي مستمر براي رفع اختلاف، متعهد نمايند و جلسات محرمانه باشد.

دوره پنجم مذاكرات در همان روز از ساعت 17 آغاز شد. در اين جلسه بر خلاف مذاكرات جلسهء صبح، بحث‏ها در مورد دشواري‏هاي موجود براي آزادي گروگانها بود. هيات آمريكايي مايل بود كه كليهء گروگانها آزاد شوند. طرف ايراني با ذكر دشواري‏ها، بر اين مسئله تاكيد مي‏كرد كه سلاح‏‎ها كمتر از آن چيزي است كه انتظار مي‏رفت و بايد سلاح‏هاي بيشتري تحويل شود. مك‏فارلين در اين جلسه اظهار داشت كه تمامي اقلام مورد نياز ايران آماده است و به مجرد اينكه گروگانها در اختيارشان قرار گيرد، سلاح‎ها و قطعات يدكي مورد نياز ايران را ظرف 10 ساعت، ارسال خواهند كرد. جلسهء پنجم بدون نتيجه در ساعت 18 به پايان رسيد.

دور ششم مذاكرات مجددن در همان روز از ساعت 21:30 آغاز شد. به دليل عدم حصول نتيجه و تمايل بازگشت در هيات آمريكايي‏ها، گذرنامهء‌ آنها بازگردانده شد. آمريكايي‏ها در اين جلسه، پيش‏نويس پيشنهاد براي تكامل تدريجي روابط را تسليم كردند.

آخرين دور گفتگوها به تاريخ 28 مي 1986 برابر چهارشنبه 7 خرداد 1365 انجام گرفت. مك‏فارلين معتقد بود: «فرصت مهمي براي ايران بود كه از دست رفت.» (به دليل مخالفت آيت ا... خميني)
برابر پيش‏نويس موافقت‏نامهء 27 مي 1986 برابر سه‏شنبه 6 خرداد 1365، گفتگوي سياسي ميان طرفين تا زمان افشاي اين روابط در آبان 1365 و مدتي پس از آن ادامه يافت. بعدها با افشاي اين روابط و معاملات، بحراني سياسي در آمريكا پديد آمد و منجر به اعتمادي متحدين آمريكا در منطقه نسبت به سياست خارجي آمريكا شد. مجموع اين عوامل، باعث شدند كه بخشي از تلاش آمريكا، صرف خروج از اين وضعيت شود و براي كسب اعتماد مجدد، تشديد فشار مستمر بر ايران، در دستور كار قرار گرفت.

تشديد حملات عراق به مراكز اقتصادي
پس از افشار ارسال پنهاني اسلحه به ايران، عراقي‏ها حملات هوايي خود را افزايش دادند. همچنين در پي بمباران نيروگاه نكا در آذر 1365، ساندي تلگراف به نقل از ديپلماتهاي مستقر در بغداد نوشت: «كمك‏هاي اطلاعاتي آمريكا به عراق، اين كشور را قادر ساخت به تاسيسات اقتصادي ايران و نيروگاه نكا، ضربه وارد كند.»
پس از ناكامي آمريكا براي ايجاد ارتباط و نزديك شدن با ايران، هدف آمريكا بر اين قرار گرفت كه جنگ بدون داشتن طرف بازنده يا پيروز، پايان يابد.
در اثر تهاجمات هوايي عراق به مراكز صنعتي و اقتصادي ايران و به موازات آن تهديد كمپاني‏هاي صادر كنندهء نفت ايران و حمله به نفتكش‏ها، ترمينال‏هاي نفتي و كشتي‏هاي تجاري، وضعيت اقتصادي جمهوري اسلامي رو به وخامت شديد گذاشت. ضمن اينكه قيمت نفت به كمتر از 10 دلار كاهش يافت؛ بدين ترتيب، درآمدهاي نفتي ايران در سال 1366 به رقم 40% سال 1356 كاهش يافت.

عمليات كربلاي 4
در اين موقعيت دشوار، عمليات كربلاي 4 كه سپاه از مدتها قبل، طرح‏ريزي و آماده‏سازي كرده بود، براي اجرا آماده شد. منطقهء عملياتي در حدفاصل پنج‎ضلعي در شمال شلمچه تا 4 كيلومتري انتهاي جزيرهء جنوبي جزيرهء مينو قرار داشت. چنين تدبير شد كه عمليات از دو محور شلمچه و ابوالخصيب با هدف بصره، طرح‏ريزي شود. عبور از جزائر ام‏الرصاص و بوارين در واقع تاكتيك ويژهء عمليات بود. به نظر مي‏رسيد با پيشروي به سمت ابوالخصيب و بصره و با مسدود كردن عقبهء سپاه هفتم عراق و عبور از ميان خط حد سپاه سوم و سپاه هفتم عراق مي‏توان دشمن را تجزيه كرد و به پيشروي در عمق ادامه داد.
عمليات كربلاي 4 سرانجام به تاريخ 3 / 10 / 1365 آغاز شد. تنها به فاصلهء 24 ساعت پس از شروع عمليات، به دليل وضعيت جديدي كه در خطوط درگيري به وجود آمد، فرمانده كل سپاه، دستور توقف عمليات را صادر كرد. به دليل افشاي عمليات بر اساس اطلاعات ارسالي آمريكا و همچنين استفادهء عراق از تجارب عمليات فاو، امكان پيروزي از بين رفته بود.

با پيدايش وضعيت جديد، به نظر مي‏رسيد كه توازن جنگ كه پس از فتح فاو به سود ايران تغيير كرده بود، مجددن در حال تغيير به سود عراق مي‏باشد. در چنين موقعيت دشواري، مجددن تمامي طرح‏هاي عملياتي مورد بازبيني قرار گرفت و سرانجام منطقهء شلمچه به دليل موفقيت لشگر 19 فجر و تيپ 57 حضرت ابوالفضل در محور شلمچه در زمان اجراي عمليات كربلاي4، مورد توجه فرمانده كل سپاه قرار گرفت.

عمليات كربلاي 5
كمتر از دو هفته از توقف و شكست عمليات كربلاي4، در روزهاي آغازين دي ماه 1365، سپاه پاسداران عمليات كربلاي 5 را در ساعت 2 بامداد 19 / 10 / 1365 در منطقهء شرق بصره آغاز كرد. تاخير در واكنش دشمن، نشان‏دهندهء حضور نيروهاي عراقي در منطقهء فاو براي بازپس‏گيري آن بود.
[External Link Removed for Guests] [External Link Removed for Guests]

تاكتيك ويژهء عمليات، عبور از كانال پرورش ماهي و اجتناب از تك جبهه‏اي از منطقهء شلمچه بود. سرانجام پس از يك نبرد بسيار سخت و دشوار، نيروها در شرق نهر جاسم، استقرار يافتند و دشمن به رغم تمام تلاش‏هايي كه انجام داد، نتوانست مناطق تصرف شده بازستاند.
اگرچه عراق نتوانست مناطق تصرف شده را بازپس گيرد، ولي ثابت كرد كه مي‏‎تواند از بصره دفاع كند. ايران نيز متقاعد شد كه حتا با عملياتهاي خوب تدارك يافته هم نمي‏توان عراق را شكست داد.
عراق براي جبران شكست در عمليات كربلاي5، مجددن حملات سنگين هوايي به شهرها و مردم بي‏دفاع را از سر گرفت.

روس‏ها و سيل ارسال تسليحات به عراق
روس‏ها كه از هم‏پيمانان سنتي رژيم بغداد به شمار مي‏رفتند، با پيدايش تنش در روابط ايران و آمريكا، حمايت از عراق را با افزايش ارسال انواع سلاح به اين كشور تشديد كردند. بنا بر برخي گزارش‏ها، شوروي از اول ژانويه 1987، يك قطار هوايي براي ارسال موشك‏هاي زمين به زمين با برد متوسط از نوع «اسكاد بي»، تانكهاي تي-72، هواپيماهاي ميگ23، ميگ27 و چهار هواپيماي سوخت‏رسان توپولف72 به كار انداخت.

عراق به موازات حملات سنگين هوايي خود جهت قطع صدور نفت ايران، تدريجن استراتژي نظامي خود را با كمك مستشاران روس، مورد بازبيني قرار داد و به اين نتيجه رسيد كه سرنوشت جنگ روي زمين تعيين خواهد شد، لذا به موازات افزايش توان نظامي، دستور كار نظامي تهاجمي‏تري را مورد توجه قرار داد.

مقابله به مثل در خليج‏فارس
جمهوري اسلامي براي مقابله با تشديد حملات عراق، سياست امنيت در خليج‏فارس براي همه يا هيچ‏كس را دنبال مي‏كرد. سياست مقابله به مثل ايران، با توجه به امكانات بسيار محدود و عدم تمايل به اين امر، مراحل مختلفي را پشت سر نهاد:

مرحلهء اول
در مرحلهء اول، تا سال 1363، ايران به ازاي هر سه حملهء عراق، تنها يك مورد را پاسخ مي‏داد. روش اقدام، استفاده از جنگنده‏هاي F-4E و پرتاب موشك ماوريك به سمت كشتي‏ها بود. اين موشكها منجر به غرق شدن كشتي نمي‏شدند ولي خساراتي را به آن وارد مي‏كردند. در اين مرحله، دو شكاري F-4E پايگاه شكاري بوشهر، كه در تعقيب جنگنده‏هاي عراقي بودند، توسط هواپيماهاي شكاري عربستان سعودي هدف قرار گرفتند و سقوط كردند و بدين ترتيب، سياست مقابله به مثل و دفاع با استفاده از هواپيما، متوقف شد.

مرحلهء دوم
در مرحلهء دوم، ضرورت مقابله به مثل سبب گرديد با استفاده از هليكوپترهاي نيروي دريايي و با استقرار آنها روي برخي سكوهاي نفتي در منطقهء جنوبي خليج‏فارس كه در برابر مسير كشتي‏راني قرار داشت، براي مقابله به مثل اقدام شود؛ اما به دنبال حملهء هوايي سنگين عراق به سكوي نفتي سلمان كه بيش از 100 ميليون دلار خسارت به دنبال داشت، عملن اين شيوه نيز كنار گذاشته شد.

مرحلهء سوم
در مرحلهء سوم، به كارگيري توپخانهء نيروي دريايي ارتش در منطقهء بعد از تنگهء هرمز از سال 1365 دنبال شد ولي نتيجهء قابل توجهي نداشت.

مرحلهء چهارم
حضور فعالانهء سپاه، مرحلهء چهارم از سياست مقابله به مثل ايران را تشكيل مي‏داد و آثار آن، تنها چند ماه پس از فروردين 1366 آشكار شد. در این مرحله، برخورد نفتکش ها به مین، حملات قایق های تندرو و شلیک موشکهای کرم ابریشم، زمینه های گسترش درگیری را به کشورهای منطقه به وجود آورد.
[External Link Removed for Guests]

درخواست عاجزانهء کویت از آمریکا برای اسکورت نفتکش هایش، در این مرحله اتفاق افتاد اما آمریکا در وهلهء اول، از اجابت درخواست کویتی ها خودداری کردند. اما کویت با ارائهء همین پیشنهاد به شوروی و پذیرش آن، آمریکایی ها را تحریک کرد تا پس از یک بررسی جدی در کنگرهء آمریکا و بحث میان کنگره و دولت، سرانجام پرچم آمریکا را بر فراز نفتکش های کویت به اهتزاز درآورند.

آمریکایی ها به موازات این اقدام، پس از تلاش های گسترده در سازمان ملل، سرانجام قطعنامهء 598 را به تصویب رساندند. در همین زمان، صدها تن از حجاج ایرانی توسط نظامیان عربستان سعودی در مکه قتل عام شدند.
برابر شواهد موجود، پس از مخالفت رهبر ایران با گفتگو با مقامات آمریکایی و همچنین افشا شدن ارتباط با آمریکا در ماجرای مک فارلین، آمریکایی ها با حضور گسترده در منطقهء خلیج فارس و اسکورت نفتکش ها، در نظر داشتند با ابتکار عمل جدید، پایان جنگ را فراهم سازند.

بدین ترتیب هفتمین سال جنگ در حالی پایان یافت که علیرغم تثبیت توازن جنگ به سود ایران، دامنهء فشار علیه ایران گسترش یافت و موانع و دشواری های ادامهء جنگ و فائق آمدن بر مشکلات و برخورداری از وضعیت مناسب برای پایان جنگ، بیش از گذشته خودنمایی می کرد.

به امید خدا، ادامه دارد.

ارسال شده: یک‌شنبه ۲ مهر ۱۳۸۵, ۱۲:۳۷ ق.ظ
توسط Fariborz
رضا جان باز هم ممنون. اين مطالب انسان رو به فکر کردن وادار ميکنه . سپاسگزارم دوست خوبم :razz: :razz: :smile: :smile: :smile:

ارسال شده: یک‌شنبه ۲ مهر ۱۳۸۵, ۷:۵۴ ب.ظ
توسط Reza6662
Fariborz,
از اينکه مورد توجه شما قرار گرفته خيلي خوشحالم. :razz: :)

شهريور 1366 تا مرداد 1367
پايان جنگ
هشتمين سال جنگ در حالي آغاز شد كه درگيري ايران و آمريكا در خليج‏فارس با حملات آمريكا به سكوهاي نفتي ايران و مقابلهء ايران، به نقطهء اوج خود رسيد.
پس از اصابت موشك كريم ابريشم به اسكلهء نفتي الاحمدي كويت در بامداد 30 مهر 1366 و انفجار يك بمب در كويت در دوم آبان همان سال، ريگان رئيس جمهور وقت آمريكا، با توجه به عدم دستيابي آمريكا به اهداف خود براي پايان بخشيدن به اوضاع بحراني در خليج‏فارس، اعلام كرد:
«فكر نمي‏كنم در هيچ چيز دچار اشتباه محاسبه شده باشيم. ما در آنجا (خليج‏فارس) براي آغاز جنگ حضور نداريم. . . ما گفته‏ايم در صورتي كه مورد حمله واقع بشويم، از خود دفاع مي‏كنيم.»

در آن زمان، حمله به مناطق مسكوني، ترمينال‏هاي صدور نفت، پالايشگاهها، منجر به وارد شدن فشار شديدي به ايران شد. ولي هيچ كدام منجر به پايان جنگ نشدند. بنابراين عراقي‏ها در جستجوي راه‏حل پايان دادن به جنگ، تغيير استراتژي عراق را از تدافعي به تهاجمي مورد توجه قرار دادند؛ ضمن اينكه تلاش براي دست‏يابي به موشك به منظور حملات موشكي به تهران و تداوم حمله به مراكز صنعتي و اقتصادي ايران را كماكن كار خود داشتند.

برابر برخي گزارش‏ها به تاريخ 15 مارس 1987 يعني 14 اسفند 1365، صدام در جلسه‏اي 5 ساعته با فرماندهان ارتش عراق و مسئولين حزب بعث، خطر شكست تدريجي عراق را مورد بررسي قرار دادند. در اين جلسه تصميمات اساسي براي تغيير استراتژي عراق، با گسترش بيشتر سازمان گارد رياست جمهوري و ساير نيروها جهت تدارك ضدحملات و تشديد جنگ نفتكش‏ها اتخاذ شد.
روس‏ها در اين مقطع، نقش تعيين شده‏اي در بهبود موقعيت عراق داشتند. رهبري جديد اتحاد شوروي، براي خاتمه دادن به جنگ، در انديشهء تجهيز بيشتر عراق بود.

در اين مقطع از جنگ، يعني بين 1986 تا 1988، روس‏ها، ارتش صدام را به اقلام زير تجهيز كردند:
2000 دستگاه تانك، شامل 800 تانك تي-72 و 1200 دستگاه تانك تي-62
300 هواپيماي جنگنده، شامل: ميگهاي25، 27 و 29
300 موشك زمين به زمين «اسكاد بي»
و هزاران عراده توپخانهء سنگين و نفربر زرهي
خريد اين اقلام، با كمك‏هاي بلاعوض حدود 60 تا 70 ميليارد دلاري كويت و عربستان ميسر گشت.

تحول اساسي در جنگ با دو عامل «گسترش سازمان رزم» و «خريد و انباشتن تجهيزات» عراق، انجام گرفت. در طول سال 1366، عراقي‏ها، تمرينات آموزشي گسترده‏اي را با انتقال نيروها از خط مقدم به عقب در تمام سطوح انجام دادند. واحدهاي گارد رياست جمهوري از آزادي عمل بيشتري برخوردار شدند. به واحدهاي توپخانه، آموزش‏هاي ويژه‏اي در زمينهء تمركز و تغيير مسير آتش داده شد. ضمن اينكه نيروي زميني عراق از 26 لشگر در سال 1365، به 45 لشگر در سال 1367 افزايش يافت. در اين حال، امكانات نظامي عراق، نسبت به 6 ماه پيش دو برابر شد. بنابراين در سال 1366، در وضعي كه ايران عميقن درگير مشكلات فزايندهء ناشي از فشارهاي بين‏المللي و حملات عراق به مراكز صنعتي و اقتصادي اين كشور بود، فضاي تنفس حياتي براي عراق فراهم شد.

گرچه موقعيت نظامي ايران با موفقيت در عمليات كربلاي5 تثبيت شد، ولي همين عمليات، نقطهء ثقل آغاز تحول جديد در جنگ و چرخش روند جنگ به زيان ايران بود. در واقع در اين عمليات، چكش ايران به سندان عراقي‏ها خورد و درهم شكست. پس از اين عمليات، ايران ديگر مجال بازسازي پيدا نكرد.

تاثيرات عمليات كربلاي5 بر روند جنگ:
1- بخش قابل توجهي از توان سپاه با استقرار در مناطق فاو، جزائر مجنون و شلكچه زمين گير شد.
2- استراتژي كشور براي بسيج امكانات، شكست خورد.
3- در منطقهء جنوب، به بن‏بست رسيديم و امكان غافلگير دشمن، از ميان رفت.

عمليات كربلاي 8
به تاريخ اردييبهشت 1366، عمليات كربلاي8 بر اثر اصرار مسئولين در شائطی بسیار بحرانی اجرا شد.

تغيير منطقهء عمليات از جنوب به غرب
لازمهء فائق آمدن بر وضعيت بحراني جنگ، تداوم تهاجمات ايران بود كه از اين پس حداقل براي يك مقطع زماني تنها در منطقهء غرب كشور، قابل پيگيري و اجرا بود. عوامل موثر در تغيير رويكرد نظامي ايران از جنوب به غرب، به شرح زير بود:
1- ضرورت تداوم جنگ و ممانعت از ايجاد ركود در جنگ.
2- حفظ ابتكار عمل در برابر دشمن.
3- گشودن جبههء جديد در مقابل دشمن و تجزيهء قواي آن.
4- كسب زمان از دشمن براي دستيابي به راهكار جديد در جبههء جنوب.

در اين چارچوب، سلسله عملياتي كه سپاه پاسداران در نيمهء اول سال 1366 (كربلاي10، فتح5، نصر4 و نصر7) انجام داد، عمليات نصر8 را نيز به تاريخ 29 / 8 / 1366 در ماووت به اجرا درآورد. سپاه، پس از آن، دو عمليات بيت‏المقدس2 و 3 را در 25 / 10 / 1366 و 23 / 11 / 1366 در محور ماووت اجرا كرد. با توجه به دشواري‏هاي موجود براي ادامهء عمليات در اين محور، سپاه پاسداران در منطقهء حلبچه، عمليات والفجر10 را طرح‏ريزي كرد و به تاريخ 23 / 12 / 1366 اجرا نمود.

در اين مرحله، رژيم عراق، به كارگيري گروهك مجاهدين خلق را براي مقابله با سياست‏هاي ايران در همكاري با معارضين كرد عراقي، به نحو قابل توجهي افزايش داد. ملاقات صدام و رجوي در بغداد، زمينهء اجراي عملياتهاي نامنظم مجاهدين خلق را فراهم ساخت. رجوي در پيامي به نيروهاي شناسايي خود تاكيد كرد كه عملياتهاي شناسايي، بدون برجاي نهادن ردپا از سازمان انجام گيرد.

با فرارسيدن ماه پاياني سال 1366، از نيمهء اسفند، حملات موشكي عراق به تهران آغاز شد. به دليل اين تصور كه عراق فاقد موشك مناسب براي حمله به تهران مي‏باشد، اين حملات موجب شگفتي ناظران شد. به نظر مي‏رسيد پاسخ ايران به تهاجمات هوايي عراق به مردم بي‏دفاع و غيرنظامي در شهرها، در اسفند 1363 و بعدها در سالهاي 1364 و 1365، منجر به تصميم عراقي‏ها و شتاب براي تهيه و ايجاد زيرساخت صنايع موشكي و همچنين دريافت موشكهاي اس.اس12 از اتحاد شوروي شده است.
اگرچه برخورداري عراق از توانايي شليك موشك به تهران، با كمك فني آلمان غربي و آرژانتين انجام شد، ولي كمك‏‎هاي فني روس‏ها و نقش مشاور فني و پشتيباني آنها در طرح‏‎ريزي ماموريت و سازمان يگان تهاجمي عراق در اين مرحله، بسيار برجسته و قابل توجه بوده است. اما نكتهء قابل تامل در انجام حملات موشكي به تهران اين است كه اين حملات با حمايت روس‏ها و در واقع با هدف تغيير موضع ايران در قبال افغانستان انجام شد.

علي اكبر ولايتي، وزير خارجهء وقت ايران:
«در اوج بمباران عراق، به قائم مقام وزير خارجهء شوروي گفتم: چرا به عراقي‏ها موشك مي‏دهد؟ گفت: شما دست از حمايت مجاهدين افغاني برداريد تا ما هم موشك ندهيم؛ معاملهء خوبي نيست؟»

نورالدين كيانوري، دبيركل حزب توده در مصاحبه با روزنامه جمهوري اسلامي 6 / 11 / 1371 :
«وزير خارجه شوروي به آقاي ولايتي گفته است شما به محض اينكه حمايت از افغانها را قطع كنيد، ما هم حملات عراق به ايران را متوقف مي‏كنيم.»

در سال 1987 برابر 1366، شش كشور غربي، سلاح‏‎هايي به ارزش 200 ميليون دلار به ايران فروختند. اين در حالي است كه عراق در همين سال، بيش از 15 ميليارد دلار (75 برابر ايران) سلاح و تجهيزات نظامي دريافت كرد. مجموع اين عوامل، سبب گرديد علائم و نشانه‏هاي قابل توجهي از تغيير قدرت به سود عراق آشكار شود.

سقوط فاو
در اين وضعيت، آمريكايي‏ها به تاريخ 28 / 1 / 1367 به دو سكوي نفتي ايران در خليج فارس حمله كردند و هم‏‎زمان با آن، عراقي‏ها پس از حملهء شيميايي گسترده به خطوط پدافندي ايران در فاو، با سپاهي بسيار مجهز، به فاو يورش آوردند.

حمله به فاو با استفاده از انبوهی از انواع سلاح های شیمیایی
[External Link Removed for Guests]

سقوط فاو در عرض 36 ساعت، پس از آنكه 2 سال و 3 ماه در اختيار ايران بود و در حالي كه عراق، از حضور عمدهء قواي ايران در غرب اطلاع داشت، با به كارگيري بسيار گستردهء سلاح‎‏هاي شيميايي نظير گاز خردل و سيانور انجام گرفت.

[External Link Removed for Guests]

اما موقعيت برتر نظامي عراق به دليل خريد انبوه تجهيزات و تغيير شيوهء رزم امكان پذير گشت. نيروهاي مسلح عراق، در نتيجهء فروش عظيم تسليحاتي توسط شوروي، در مدتي كمتر از 2 سال، سيستم‏هاي تسليحاتي خود را به بيشتر از 40% افزايش دادند. ارتش عراق در شرف بازپس‏گيري فاو در آوريل 1988، حدود 5000 تانك، 720 هواپيماي جنگي آماده و 420 هليكوپتر در اختيار داشت. اين خيل عظيم، با حداقل 300 موشك زمين به زمين اسكاد بي و مقادير زيادي مهمات شيميايي تكميل مي‎شد. عراق، نيروهاي زميني خود را از 26 لشگر در سال 1986 به 50 لشگر بسيار مجهز در سال 1988 رساند.

شهدای تک عراق در طلائیه (1367)
[External Link Removed for Guests]


سقوط شلمچه
ارتش عراق در ادامهء تهاجمات خود، در ساعت 8 صبح مورخ 4 / 3 / 1367 حمله به منطقهء شلمچه را آغاز كرد. در اين هجوم بسيار سنگين كه با كمك بيش از 1000 دستگاه تانك تي-72 انجام شد، منطقهء شلمچه ظرف تنها 8 ساعت سقوط كرد. امكانات فوق‏العاده، تجهيزات بسيار پيشرفته، كاربرد بسيار گستردهء سلاح‎هاي شيميايي و اجراي شيوه‏هاي نوين نظامي، برتري چشمگير عراق را موجب شد.
نگراني از احتمال پيشروي دشمن از محور شلمچه به سمت خرمشهر و آبادان، يگائهاي سپاه پاسداران را به تاريخ 22 / 3 / 1367 مجبور ساخت طي عملياتي به نام بيت‏المقدس7 به نيروهاي دشمن هجوم بردند و خسارات بسياري را بر آنها و تجهيزاتشان وارد كردند.

عمليات چلچراغ و سقوط مهران و دهلران
در روزهاي پاياني خرداد 1367، مجاهدين خلق، طي عملياتي به نام چلچراغ، به كمك عراق به مهران و دهلران كه در كنترل پدافندي شديد ارتش قرار داشت، حمله كردند. پيش از اين، مجاهدين به تاريخ 8 / 1 / 1367 به فكه حمله كرده بودند. در بهار همين سال، بعد از نشست محرمانهء رجوي و صدام، تجهيزات سنگين شامل تانكهاي تي-55 و نفربرهاي ب.ام.پي1 در اختيار اين گروهك قرار گرفت و افسران ارشد حزب بعث، آموزشهاي فشرده‏اي را براي آنها برگزار كردند.
مجاهدين پس از حمله به مهران، شعار «امروز مهران، فردا تهران» را سر دادند.

سقوط جزایر مجنون
به تاريخ 4 / 4 / 1367، تهاجم بسيار گستردهء نيروهاي عراقي به جزيرهء مجنون آغاز شد. اين حمله، اوج قدرت عراق بود. پس از اين، عراقي‏ها با توجه به بازپس‏گيري كليهء مناطق آزاد شده، مواضع جديد اتخاذ كردند.
در همين حال، آمريكايي‏ها، هواپيماي مسافربري ايران را با 2 فروند موشك كه از رزمناو آمريكايي وينسنس مستقر در خليج‏فارس شليك شد، ساقط كردند. اين حادثه، پيام روشن و قاطع آمريكا مبني بر قبول پايان سريع جنگ از طرف ايران بود.
در اين وضعيت، آقاي هاشمي رفسنجاني به سمت جانشين فرمانده كل قوا منصوب شد و قرار شد با ايجاد ستاد فرماندهي كل، هماهنگي ارتش و سپاه، تمركز صنايع نظامي و تهيهء مايحتاج نظامي، اعلام بسيج عمومي براي دفاع در برابر تهاجمات عراق انجام شود.

در اين مرحله، تداوم حملات عراق سبب گرديد در منطقهء شرهاني، زبيدات و ارتفاعات حمرين، قواي عراق ضمن حمله به خطوط دفاعي ارتش، تا عين خوش پيشروي كنند و در مجموع با حمله به مناطق مذكور، و همچنين ارتفاعات مناطق سومار و ميمك، نزديك به 17000 نفر را به اسارت بگيرند.
با ادامهء تهديدات عراق، عقب نشيني از حلبچه مورد بحث و بررسي قرار گرفت و نيروها، حلبچه را تخليه كردند.

اعدام اسرا، از تفریحات معمول صدام و حزب بعث
[External Link Removed for Guests] [External Link Removed for Guests]


قبول قطعنامهء 598
با توجه به شرائط بسیار وخیم حادث شده در جبهه ها، به تاريخ 27 / 4 / 1367 طي نامه‏اي از سوي رئيس جمهوري وقت ايران به خاوير پرز دكوئيار، دبير كل وقت سازمان ملل، پذيرش قطعنامهء 598 اعلام شد و اين خبر در ساعت 2 بعد از ظهر از راديو سراسري ايران پخش گرديد.
پذيرش قطعنامه از سوي عراق يك تاكتيك نظامي جديد ايران عنوان گرديد اما با واكنش مثبت آمريكايي‏ها روبه‏رو شد. آمريكايي‏ها از اقدام ايران، اظهار خرسندي كردند و سخنگوي وزارت خارجهء آمريكا اعلام كرد آمريكا پذيرش قطعنامهء 598 را توسط ايران، خوش‏آمد مي‏گويد. وايتهد، معاون وزير خارجهء آمريكا نيز اعلام كرد واشينگتن هفتهء گذشته پيامي براي ايران ارسال داشته و از تصميم اين كشور براي قوبل قطعنامهء 598 تقدير كرده است.
آمريكايي‏ها اقدام ايران را عامل مهمي در رفع موانع در روابط ايران و آمريكا مي‏دانستند. چنانكه جرج شولتز، وزير خارجهء آمريكا اعلام كرد: آمريكا مايل به تجديد مناسبات مستقيم با نمايندگان معتبر تهران است.

سه روز پس از پذيرش قطعنامهء 598، عراقي‏ها در روز جمعه 31 / 4 / 1367 تهاجم خود را در منطقهء جنوب آغاز كردند و در 30 كيلومتري شمال خرمشهر مستقر شدند. اين حركت، شباهت زيادي به تهاجم آنها در آغاز جنگ داشت. هدف عراق، وارد كردن ضربه سنگين نظامي به ايران، اشغال زمين و به اسارت گرفتن شمار بيشتري از نظاميان ايراني بود تا به هنگام مذاكرات بعد از جنگ، از آنها به عنوان برگ برنده استفاده كنند و به هنگام تبادل اسرا، نسبت به ايران، از موقعيت بهتري برخوردار شوند. ضمن اينكه اشغال مجدد خرمشهر، امتياز بزرگي براي عراق بود.
وضعيت بسيار حساسي بود و خرمشهر در آستانهء سقوط قرار داشت. اما طولي نكشيد كه سيل نيروهاي مردمي كه از قبول قطعنامه و تهاجم عراق متاثر بودند به سوي جبهه‏ها شتافتند و طي چند روز نبرد بسيار سنگين، با خسارات سنگيني كه به قواي عراقي تحميل كردند، آنها را مجبور به عقب‏نشيني ساختند.

عملیات فروغ جاویدان
هنوز در جبههء جنوب، ارتش عراق به طور كامل تا خط مرزي عقب زده نشده بود كه مقارن ساعت 14:30 مورخ 3 / 5 / 1367، گروهك مجاهدين خلق با پشتيباني ارتش عراق، هجوم مشترك خود را با هدف براندازي آغاز كردند با اين تصور كه اوضاع بين‏المللي به ضرر ايران مي‏باشد و همانند وضعيتي است كه آلمان در اواخر جنگ گرفتار آن شده بود.
رجوي در همان زمان طي تحليل گفته بود كه نبايد اين فرصت تاريخي را از دست بدهيم و بايد حمله كنيم و در شرائطي كه رژيم آخوندي نيروهاي حمله كننده ندارد، كار را تمام كنيم. رجوي در پاسخ به سوالات حاضرين در همين نشست مي‏گويد: «جمع‏بندي نهايي در ميدان آزادي.»

مجاهدي طرح خود را در يك نشست 24 ساعته آماده كردند و در تاريخ 31 / 4 / 1367 توجيه صورت گرفت و نام عمليات را فروغ جاويدان گذاشتند. سخنگوي مجاهدين، استراتژي سازمان را وارد كردن هرچه بيشتر تلفات و بازكردن راه براي يك انقلاب عمومي ضدخميني ذكر كرد.
[External Link Removed for Guests] [External Link Removed for Guests]


عملیات مرصاد
بلافاصله پس از اطلاع مردم از هجوم مجاهدين، نيروهاي مردمي راهي غرب كشور شدند و آنها را از روبه‎‏رو و پهلو مورد حمله قرار دادند و سازمان نظامي اين گروهك در اين عمليات متلاشي شد.

تجهیزات سوختهء مجاهدین در حاشیهء جادهء گیلانغرب به اسلام آباد
[External Link Removed for Guests]
عمدهء ادوات مجاهدین، توسط هلیکوپترهای کبرای هوانیروز منهدم گردیدند.

آتش بس 18 ساله
بدين ترتيب با حضور گستردهء نيروهاي مردمي در جبهه‏ها و پيام آيت ا... خميني به سپاه پاسداران براي مقاومت و رفع تهاجم عراق و مجاهدين، سرانجام عراقي‏ها پس از تحمل تلفات و عدم موفقيت در لشگركشي مجدد به خاك ايران و نااميدي از كارايي مجاهدين به عنوان يك عامل تعيين كننده، با برقراري آتش‏بس موافقت كردند و به تاريخ 29 / 5 / 1367 ميان ايران و عراق آتش‏بس برقرار شد که تاکنون، یعنی مهر 1385 ادامه دارد.