به هر حال بنده چون ساعت ها تحقیق و پژوهش در این صنعت و خصوصا وضعیت مالی شرکت ها آن هم از کانال های غیر خبری و سندی داشته ام، نظرم را عرض کردم. نظرات دوستان به اعتقاد بنده همچنان بیانگر نداشتن شناخت کافی از این صنعت است.
ضمناً فراموش نکنید هدف من از تحقیقات دقیقاً پیش بینی روند این صنعت در کشور بوده است چون قصد سرمایه گذاری در این صنعت را داشتم.
فرمایش
CAPTAIN PILOT, درست است، و به اعتقاد بنده نیز از ظرفیت ها استفاده نشده است و البته این صنعت در ایران یک روند صعودی ندارد.
اما، بر خلاف ایشان تولیداتی که حتی تایرش هم از آلمان باد شده به داخل کشور آورده شود و تکنسین های ما آن را سوار می کنند را نشان گر تخصص ندیده و کاملاً برعکس این را ضعف تخصص به حساب میارم.
ضمناً در مورد خطوط تولید، بر خلاف نظر رامین، طبق اطلاعات بنده عمدتاً این خطوط مدت ها از عمر مجازشون پا را فراتر گذاشتند و خارج شدن همین امر باعث نزولی شدن استاندارد های کیفیتی واحد کنترل کیفی این شرکت ها است، تا آنجا که اگر این روند نزولی دنبال نشود عملاً هیچ محصول این شرکت از این گلوگاه با موفقیت عبور نخواهد کرد، که البته دلیلش فرسودگی خط تولید است و نه ضعف مدیریت.
مدیریت جهت به روز رسانی خط تولید نیازمند فاینانس است که متاسفانه محدودیت های فاینانس در کشور ما فقط مربوط به صنعت خودرو سای نیست. اگر به چند نوبت افزایش سرمایه این شرکت ها توجه کنید، در خواهید یافت مدت مصوب و تاخیر در دست یابی به مبلغ افزایش سرمایه گاه به یک سال کشیده شده است!
این در حالی است که از نظر فنی حداکثر ظرف 6 ماه باید فاینانس لازم جهت افزایش سرمایه انجام پذیرد. نگاه به سود انباشته این شرکت ها نیز بیانگر یک مسئله بسیار نگران کننده است، بدهکار تر شدن سالانه این شرکت ها و روشن است آن عوارض ها که دوستان فرمودند ریشه اش از کجاست.
حالا بحث این که این شرکت ها با این وضعیت به حیات خود ادامه بدهند یا خیر، از نظر اقتصادی پر واضح است این شرکت ها نه خودشان سودآور هستند و نه به مشتریانشان سود رسانی می کنند. سود صنایع خودرو سازی کشور ما بیش از هر کس در جیب وارد کنندگان و دلالان مواد اولیه و تجهیزات خطوط تولید آن میرود که بررسی دقیق ترش در اینجا به دلایلی قابل انجام نیست...
بحث عضویت شرکت ها در بورس، جهت روشن شدن وضعیت مالی شرکت ها بود تا برخی دوستان از توهم ریخته شدن سود کلان به جیب مدیران در بیایند، و برخی دوستان دیگر بدانند این مدیران از کدام کانال انتخاب می شوند.
ضمنا به سابقه مدیران حاضر نگاه کنید، آنگاه خواهید دریافت علاوه بر داشتن تخصص، پس از عبور از سلسله مراتب با احراز برتری و نمایش توانمندی در اداره امور خود را به این جایگاه رسانده اند. ضمنا اگر علت مشکلات این شرکت ها مدیرانش بود، مطمئن باشید در مجامع عمومی سهامداران این صنایع که وضع خوبی هم در بازار ندارند برخورد جدی باشون می کردند. یعنی این شرکت ها از سرمایه گذاری غدیر (در مقطعی بزرگترین شرکت سرمایه گذاری خاورمیانه) بزرگ تر هستند که بر سر چند تصمیم اشتباه و بر خلاف خواست دولت، با اعتراض سهامداران مواجه شد و در نهایت مدیریتش تغییر یافت؟
پس حاضر بودن این شرکت در بورس، اتفاقا خیلی از مسائل را تغییر میدهد، اما از همه این موارد بگذریم، گاهی یک کشور تصمیم به داشتن یک دانش، توانمندی به هر قیمتی می گیرد مثل انرژی هسته ای، مثل حضور در فضا، و مثل تولید خودرو در داخل کشور...
درست و اشتباه بودن این تصمیمات را نباید به عملکرد شرکت ها تامیم داد. اگر از من علت مشکلات این صنایع را بپرسند، دلیلش را نداشتن تخصص یا بی عرضه بودن مدیران نمی دانم، بلکه از اساس نادرست بودن این تصمیم استراتژیک معرفی میکنم.
به عبارت بهتر، بندهمعتقدم اگر با همین شرایط حاضر برترین مدیران دنیا و برترین نفرات تکنسین هم در این دو شرکت مشغول کار باشند، نتیجه چیز بهتری نخواهد شد

چون این حضور باعث نخواهد شد مشکلات شرکت در فاینانس جهت توسعه خطوط تولید توفیق بیشتری درش حاصل شود، یا مثلا ما به آلیاژ ملی دست یابیم یا دیگر مواد خام مورد نیاز.
تغییر مدیریت، تغییر روش جاری، تغییر نفرات تکنسین و کارشناس، تغییر ساختار و همه اینها فقط حرکت های تاکتیکی در این صنعت به حساب میاد.
اما همانطور که در پست قبل اشاره کردم، این صنعت در حال حاضر از نظر استراتژیک مسیری را دنبال میکند که نه صرفه مشتری در آن است و نه صرفه شرکت ها و با تغییرات تاکتیکی شاید مقطعی بتوان این روند را کند یا متوقف کرد اما بدون یک تغییر استراتژیک و بنیادین در سیاست های این صنعت هرگز شاهد تحول آن نخواهیم بود.
به زبان ساده، صنعت خودرو ایران، همانند کشوری است که در آن مشکل از شاه است و با تعویض نخست وزیر هیچ چیز کشور درست نخواهد شد ...