صفحه 2 از 3
ارسال شده: شنبه ۲۰ آبان ۱۳۸۵, ۱:۵۹ ب.ظ
توسط Mohsen1001
sohrab_poet, يعني شما موقع تنهايي همه اين شعرها يادت مياد و از حفظ ميخوني؟

ارسال شده: شنبه ۲۰ آبان ۱۳۸۵, ۵:۵۵ ب.ظ
توسط sohrab_poet
آخه كجاي اين شعر طولانيه.
مثل اينكه تا حالا شعر طولاني نديديد.(مثلا شعري كه موقع شادي هام يادم مياد)
البته به همتون حق مي دم كه اين شعر براتون طولاني باشه.
چون من از قدرت حافظه بالاتري نسبت به(افراد عادي) بقيه برخوردارم يادگيري اين شعر ها برام سهل است.

ارسال شده: یکشنبه ۲۱ آبان ۱۳۸۵, ۷:۲۴ ب.ظ
توسط pejman
از دي كه گزشت هيچ ازو ياد مكن
فردا كه نيامدست فرياد مكن
بر نامده او گزشته بنياد مكن
حالي خوش باش و عمر خيش بر باد مكن
ارسال شده: دوشنبه ۲۹ آبان ۱۳۸۵, ۲:۲۰ ق.ظ
توسط essi10
چراوقتی که آدم تنها میشه غم و غصه اش قد یک دنیا میشه؟
میره یک گوشه پنهون میشینه اونجارو مثل یه زندون میبینه؟
غم تنهایی اسیرت میکنه تا بخوای بجنبی پیرت میکنه!!!!!!
وقتی که تنهامیشم اشک تو چشمهام پرمیزنه غم میادیواش یواش خونه دل در میزنه
یاد اون شبها می افتم زیر مهتاب بهار توی جنگل لب چشمه مینشستیم من و یار
غم تنهای اسیرت میکنه تا بخوای بجنبی پیرت میکنه!!!!!!!!!!!!!!
میگن این دنیا دیگه مثل قدیمها نمیشه دل این آدمها زشت و دیگه زیبا نمیشه
این بالا باز داره زاغ ابرها رو چوب میزنه اشک این ابرها زیاده ولی دریا نمیشه
غم تنهایی اسیرت میکنه تا بخوای بجنبی پیرت میکنه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ارسال شده: دوشنبه ۱۳ آذر ۱۳۸۵, ۷:۳۱ ب.ظ
توسط padshah
ديشب صداي تيشه از بيستون نيامد
شايد به خواب شيرين فرهاد رفته باشد................................................
شايد.....................
ارسال شده: شنبه ۱۸ آذر ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
توسط Ma3ouD
منو عشق آسمونی
منو اون نامحربونی
منو حرفهای نگفته
منو کشته زخم دوریت
منو باور نگاهت
منو قصه های خامت
منو تو و یادو خیالت
ارسال شده: شنبه ۱۸ آذر ۱۳۸۵, ۵:۰۳ ب.ظ
توسط akhmail
sohrab_poet, دقيقا" با شما موافقم،اين شعر حرف نداره
خنده بر بخت زنم يا بوفاداري دل
گريه بر خويش کنم يا به گرفتاري دل
***
يک نفس فرصت و صد حرف گره در خاطر
واي اگر گريه نيايد به مددکاري دل

ارسال شده: چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۸۵, ۲:۵۳ ق.ظ
توسط essi10
پشت این پنجره ها دل میگیره غم وغصه دل و تو میدونی
وقتی از بخت خودم حرف می زنم چشام اشک بارون میشه تو میدونی
هرچی بهش میگم تو آزادی دیگه میگه من دوستت دارم تو میدونی
می خوام امشب با خودم شکوه کنم شکوه های دلم و تو میدونی
بگم ای خدا چرا بختم سیاه است چرا بخت من سیاه است تو میدونی
پنجره بسته می شه شب می رسه چشام آروم نداره تو میدونی
اگه امشب بگذره فردا میشه مگه فردا چی میشه تو میدونی
عمریه غم تو دلم زندونیه دل من زندون داره تو میدونی
ارسال شده: چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۸۵, ۷:۱۰ ق.ظ
توسط g
ورد زبون همه اينه که صداي من نفرتيه ولي واستو عزيز من سرامد عاشقيه
ميخوام بگم دوست دارم اما نگو برو بيخيال تو هي ميگي ولم بکن بيخيال اين عشق محال
هر چي بگي براي تو همون ميشم اي نازنين ميشم مثل يه مرغکي تو دست تو بازم اسير
تويي تمام زندگيم برات ميميرم نازنين توي تمومه خاطرهام هرروز کنارت ميشينم من به ياد تو بياد عشقم
ميشينم با کوله بار غم تو رو ميشونم من هرروز کنارم به خيال خودم ميگم من تو رو دارم ولي اينو ميدونم من نيستي پيشم ميخوام بگم من تورودارم
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
توي آينه نگاه کن که چه زود زود تويه جووني غصه امد پيرت کنه نذار توي اوج جووني غبار غم بشينه روي دلت پيرو زمين گيرت کنه
منتظرش نباش ديگه اون تنها نيست تا آخر عمرت اگه تنها باشي اون نمياد خودش ميگفت يه روز ميزاره ميره خاطراتو ميبره از ياد
آخه دل من دل ساده من تا کي ميخواي خيره بموني به عکس روي ديوار
آخه دل من دل ديوونه من ديدي اونم تنهات گذاشت بعد يه عمر آزگار
ديدي اونم رفت اونم تنهات گذاشت رفت تو موندي يو بي کسيهاي کار يه عمر خاطره پيش روت
ديگه نماد اون نمياد از اون چي موند به جز يه عکس روبروت دل ديوونه من تاکي ميخواي خيره بموني عکس روي ديوار
ارسال شده: چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۸۵, ۵:۲۱ ب.ظ
توسط akhmail
گاهي،يادي،نگاهي،آهي.
ارسال شده: چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۸۵, ۶:۱۹ ب.ظ
توسط ARMIN
سلام
دوستان لطف کنند وقتي شعر رو مي نويسند . اگر به صورت سماعي آن را شنيده اند دقت بيشتري کنند تا شعر را درست بنويسند.
g, شعر دومت با اين جمله شروع مي شود :توي آينه خودتو ببين چه زود زود.... البته محسن يگانه اين طور مي خونه اگر شما از خواننده ديگري به غير از علي اسحابي اين ترانه را شنيديد که با آن متن مي خواند ممنون مي شم بگيد.
شعري که به ياد من مي ياد اين است :
من آن گلبرگ مغرورم که مي ميرم ز بي آبي
ولي با خفت خواري پي شبنم نمي گردم
دليل خيلي از تنهايي هاي من غرورم است.
ارسال شده: چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۸۵, ۶:۳۴ ب.ظ
توسط ms
شبی با خیال تو همخونه شد دل
نبودی . ندیدی چه ویرونه شد دل
نبودی . ندیدی پریشونیامو
فقط باد و بارون شنیدن صدامو
غمت سرد و وحشی به ویرونه میزد
دلم با تو خوش بود و پیمونه میزد
دلم با تو خوش بود و پیمونه میزد
نه مرد قلندر . نه آتش پرستم
فقط با خیالت شبا مست مستم
الهی سحر پشت کوهها بمیره
خدا این شبا رو از عاشق نگیره
نه یک شب که هر شب دلم بیقراره
میخواد مثل بارون بباره بباره
شب مرد تنها پر از یاد یاره
پر از گریه تلخ بی اختیاره
شب مرد تنها . شب بی تو مردن
شب غربت و دل به مستی سپردن
شبای جوونی چه بی اعتباره
همه اش بیقراری . همه اش انتظاره
همه اش بیقراری . همه اش انتظاره
نه مرد قلندر . نه آتش پرستم
فقط با خیالت شبا مست مستم
الهی سحر پشت کوهها بمیره
خدا این شبا رو از عاشق نگیره
شبی با خیال تو همخونه شد دل
نبودی . ندیدی چه ویرونه شد دل
نبودی . ندیدی پریشونیامو
فقط باد و بارون شنیدن صدامو
غمت سرد و وحشی به ویرونه میزد
دلم با تو خوش بود و پیمونه میزد
دلم با تو خوش بود و پیمونه میزد
نه مرد قلندر . نه آتش پرستم
فقط با خیالت شبا مست مستم
الهی سحر پشت کوهها بمیره
خدا این شبا رو از عاشق نگیره
غمت سرد و وحشی به ویرونه میزد
دلم با تو خوش بود و پیمونه میزد
دلم با تو خوش بود و پیمونه میزد
دلم با تو خوش بود و پیمونه میزد
دلم با تو خوش بود و پیمونه میزد