صفحه 11 از 448
ارسال شده: سهشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۸۵, ۱۰:۱۶ ب.ظ
توسط agheleh
مي خور به بانگ چنگ و مخور غصه ور کسي
گويد ترا که باده مخور گو هو الغفور
ارسال شده: چهارشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۵۶ ق.ظ
توسط sandbad
رسم بد عهدي ايام چو ديد ابر بهار
گريه اش بر سمن و سنبل و نسرين آمد
ارسال شده: چهارشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۸۵, ۶:۵۲ ق.ظ
توسط essi10
تا به من نزديك شد گفتم سلام اي آشنا
گفتم اما هيچ نشنيدم جز صداي خويش را
ارسال شده: چهارشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۸۵, ۱:۱۸ ب.ظ
توسط Leila
اگر به باده ي مشكين دلم كشد شايد
كه بوي خير ز زهد و ريا نمي ايد
ارسال شده: پنجشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸۵, ۶:۴۷ ق.ظ
توسط essi10
براي رعايت قوانين من با حرف (د) شروع مي كنم
در بوستان حريفان مانند لاله وگل
هريك گرفته جامي بر ياد روي ياري(حافظ)
ارسال شده: پنجشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸۵, ۱۲:۲۱ ب.ظ
توسط agheleh
esmail1,
شما خيلي خوب قوانين رو رعايت مي کنيد. من از شما ممنونم و اميدوارم بقيه دوستان هم به توالي بيت ها بيشتر دقت کنند. البته فکر مي کنم دوستان فقط صفحه ي اول رو نگاه مي کنند و با آخرين بيت صفحه اول ادامه مي دهند
يکچند دل از بخت، فريب عجبي خورد
پنداشت تو را با من مسکين نظري هست
ارسال شده: پنجشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸۵, ۱۲:۳۰ ب.ظ
توسط Leila
توانگرا دل درويش خود بدست اور
كه مخزن زر و گنج درم نخواهد ماند
ارسال شده: پنجشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸۵, ۱۲:۴۵ ب.ظ
توسط sandbad
دوش با من گفت پنهان کارداني تيزهوش
وز شما پنهان نشايد کرد سر مي فروش
ارسال شده: جمعه ۱۹ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۵ ق.ظ
توسط patoo87
سلام
ياري اندر کس نمي بينم ياران را چه شد
دوستي کي آخر آمد دوست داران را چه شد
ARMIN : به علت رعایت قوانین من شعری می گویم که با (ش) شروع و با (د) به اتمام برسد.
شبنم در اين بهار، دليل نشاط نيست
صبحي است كز وداع چمن گريه ميكند
ارسال شده: جمعه ۱۹ خرداد ۱۳۸۵, ۳:۱۰ ق.ظ
توسط essi10
PATOO87
به جمع ما خوش اومدي و خوشحالم از اينكه اولين پستت رو در اين تاپيك نوشتي و اما ...
در كنج دلم عشق كسي خانه ندارد
كس جاي در اين خانه ي ويرانه ندارد
ارسال شده: جمعه ۱۹ خرداد ۱۳۸۵, ۱۲:۱۲ ب.ظ
توسط Leila
جناب patoo87, بايد با ش شروع مي كردن
ديدم به خواب خوش كه به دستم پياله بود
تعبير رفت و كار بدولت حواله بود
ارسال شده: جمعه ۱۹ خرداد ۱۳۸۵, ۱۲:۴۳ ب.ظ
توسط Farhad3614
در گم شدن خويش چه پيدا شده ام
يارب مددي كه سخت تنها شده ام