صفحه 116 از 448
ارسال شده: شنبه ۱۷ شهریور ۱۳۸۶, ۸:۰۵ ق.ظ
توسط mohayer
يار آن حريف نيست که از در درآيدم
عشق آن حديث نيست که از دل برون شود
ارسال شده: شنبه ۱۷ شهریور ۱۳۸۶, ۹:۱۷ ق.ظ
توسط Yasser
دي شيخ با چراغ همي گشت گرد شهر *** كز ديو و دد ملولم و انسانم آرزوست
ارسال شده: شنبه ۱۷ شهریور ۱۳۸۶, ۱۱:۳۱ ق.ظ
توسط mohayer
تا تو پیدا آمدی پنهان شدم
زان كه با معشوق پنهان خوش تر است...
ارسال شده: شنبه ۱۷ شهریور ۱۳۸۶, ۱:۰۹ ب.ظ
توسط milad1378
ارسال شده: شنبه ۱۷ شهریور ۱۳۸۶, ۱:۵۱ ب.ظ
توسط Masoud
جانا كجا خواهي شدن؟ كي باز خواهي آمدن؟********* بي روي تو يكدم زدن، داني مرا نبود بقا

ارسال شده: شنبه ۱۷ شهریور ۱۳۸۶, ۴:۰۶ ب.ظ
توسط sir.mohammad
ای قاصد اگر نامه ز دلدار نداری******** از بهر تسلی ز زبانش سخنی ساز
ارسال شده: شنبه ۱۷ شهریور ۱۳۸۶, ۴:۳۴ ب.ظ
توسط Masoud
ز شيرين گفت در هر جا نشاني ست********* بهر سنگي ز شيرين داستاني ست
ارسال شده: شنبه ۱۷ شهریور ۱۳۸۶, ۶:۳۳ ب.ظ
توسط milad1378
ارسال شده: شنبه ۱۷ شهریور ۱۳۸۶, ۱۰:۴۴ ب.ظ
توسط naatamam
شراب لعل و جاي امن و يار مهربان ساقي
دلاکي به شود کارت اگر اکنون نخواهد شد
(حافظ)
ارسال شده: شنبه ۱۷ شهریور ۱۳۸۶, ۱۱:۰۰ ب.ظ
توسط Masoud
دو چشم در پياله لعل او ديد*********ز لعلش فتنه شد دل بر پياله

ارسال شده: یکشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸۶, ۴:۰۱ ق.ظ
توسط KH.I.A.2500
* هر کسي از ضن خود شد يار من *** از درون من نجست اسرار من *

ارسال شده: یکشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸۶, ۷:۳۹ ق.ظ
توسط milad1378
نوشدارويي و بعد از مرگ سهراب آمدي********سنگدل اين زودتر مي آمدي حالا چرا؟

8)