صفحه 118 از 448

ارسال شده: سه‌شنبه ۲۰ شهریور ۱۳۸۶, ۱۰:۵۰ ب.ظ
توسط vaispard
دي كوزه گري بديدم اندر بازار ++++ بر پاره گل لگد همي زد بسيار (خيام ) :razz: :razz:

ارسال شده: سه‌شنبه ۲۰ شهریور ۱۳۸۶, ۱۱:۱۲ ب.ظ
توسط naatamam
ریخته واریخته هر چیز من
مانده چای و استکان بر میز من

ارسال شده: سه‌شنبه ۲۰ شهریور ۱۳۸۶, ۱۱:۴۶ ب.ظ
توسط vaispard
نه چو خر به زير بارم ********** نه كه اشتري سوارم 8) 8) :???:

ارسال شده: چهارشنبه ۲۱ شهریور ۱۳۸۶, ۸:۳۲ ق.ظ
توسط milad1378
من از روييدن خار سر ديوار دانستم*********كه ناكس كس نمي گردد از اين بالا نشيني ها :sad: :-o :x :-P

ارسال شده: چهارشنبه ۲۱ شهریور ۱۳۸۶, ۸:۴۰ ق.ظ
توسط mohayer
آن کس که اسب داشت غبارش فرو نشست

گرد سم خران شما نیز بگذرد

(سیف فرغانه)

ارسال شده: چهارشنبه ۲۱ شهریور ۱۳۸۶, ۱:۳۳ ب.ظ
توسط milad1378
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند*******واندر آن ظلمت شب آب حياتم دادند :D :m:a

ارسال شده: چهارشنبه ۲۱ شهریور ۱۳۸۶, ۹:۳۰ ب.ظ
توسط vaispard
در اين دنيا كه مردانش عصا از كور مي دزدند ********** من از ساده دلي رنگ محبت آرزو دارم ( پشت چند تا وانت و كاميون) :o :razz:

ارسال شده: چهارشنبه ۲۱ شهریور ۱۳۸۶, ۱۱:۱۴ ب.ظ
توسط naatamam
من درد محبت را هرگز به تو نسپردم
این عقده دیرین را میدانی و میدانم

ارسال شده: پنج‌شنبه ۲۲ شهریور ۱۳۸۶, ۱:۰۴ ق.ظ
توسط sir.mohammad
ما جدا افتادگان را هیچ کس غمخوار نیست ************* جان فدای دوست کردن پیش ما دشوار نیست

ارسال شده: پنج‌شنبه ۲۲ شهریور ۱۳۸۶, ۷:۰۳ ق.ظ
توسط milad1378
تا كي به تمناي وصال تو يگانه**********اشكم شود از هر مژه چون سيل روانه :lol: :razz:

ارسال شده: پنج‌شنبه ۲۲ شهریور ۱۳۸۶, ۱۰:۴۲ ق.ظ
توسط mohayer
هله اي آنک بخوردي سحري باده که نوشت
هله پيش آ که بگويم سخن راز به گوشت

..مولوی..

ارسال شده: پنج‌شنبه ۲۲ شهریور ۱۳۸۶, ۱۱:۲۶ ق.ظ
توسط milad1378
تو كز محنت ديگران بي غمي********نشايد كه نامت نهند آدمي :-o :-? :x