مرد چشم آبی
ارسال شده: یکشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۳, ۱۱:۳۰ ب.ظ
"مرد چشم آبی"
مردی با قد متوسط، پوستی چروکیده آفتاب سوخته با لباسهای خاکی و موی ژولیده روی موتور نشسته، سمت مقصدی که از آن بی خبر بودم میرفت. چشمهای آبی براقی داشت، احتمالا سختی زندگی اینک از فروغ آنها کم کرده بود.
با دست های پینه بسته اش، مشخص بود از جایگاه اجتماعی بالایی برخوردار نیست.
و اما من، تماشاگر توی ماشین نشسته به این فکر می کردم. <<چقد زندگی میتونه متفاوت باشه! اگه این مرد تو محیط بهتری متولد می شد، شاید امروز انسانی برتر، از توانایی های فردی و رفاه بهتری برخوردار بود.>>
آخه، ظاهر به شدت زیبایی داشت!
مردی با قد متوسط، پوستی چروکیده آفتاب سوخته با لباسهای خاکی و موی ژولیده روی موتور نشسته، سمت مقصدی که از آن بی خبر بودم میرفت. چشمهای آبی براقی داشت، احتمالا سختی زندگی اینک از فروغ آنها کم کرده بود.
با دست های پینه بسته اش، مشخص بود از جایگاه اجتماعی بالایی برخوردار نیست.
و اما من، تماشاگر توی ماشین نشسته به این فکر می کردم. <<چقد زندگی میتونه متفاوت باشه! اگه این مرد تو محیط بهتری متولد می شد، شاید امروز انسانی برتر، از توانایی های فردی و رفاه بهتری برخوردار بود.>>
آخه، ظاهر به شدت زیبایی داشت!