صفحه 125 از 448

ارسال شده: پنج‌شنبه ۵ مهر ۱۳۸۶, ۶:۰۶ ب.ظ
توسط SadafG
ديدار دلفروزش در پايم ارغوان ريخت
گفتار جانفزايش در گوشم ارغنون زد (سعدي) :razz:

ارسال شده: جمعه ۶ مهر ۱۳۸۶, ۳:۵۰ ق.ظ
توسط KH.I.A.2500
* در ميان نامها نامي نديدم *** فقط نام تو را در بر گزيدم * :)

ارسال شده: جمعه ۶ مهر ۱۳۸۶, ۸:۱۷ ق.ظ
توسط renaz
محمل بدار اي ساربان، تندي مكن با كاروان
كز عشق آن سرو روان گويي روانم مي رود

شاعر: شادروان سعدي    

ارسال شده: جمعه ۶ مهر ۱۳۸۶, ۹:۴۷ ق.ظ
توسط SadafG
درون سينه آهي سرد دارم
رخي پژمرده،رنگي زرد دارم
ندانم عاشقم،مستم، چه هستم
همي دانم دلي پر درد دارم (فريدون مشيري) :K:L :razz:

ارسال شده: شنبه ۷ مهر ۱۳۸۶, ۱:۳۷ ق.ظ
توسط KH.I.A.2500
* ما در اين معبد سيار چه حاجت کرديم *** که کنون از مه و مه يار شکايت کرديم * ( خودم ) :( :)

ارسال شده: شنبه ۷ مهر ۱۳۸۶, ۸:۲۹ ق.ظ
توسط SadafG
مرا لفظ شيرين خواننده داد
ترا سمع و ادراک داننده داد (سعدي) :razz: :D

ارسال شده: شنبه ۷ مهر ۱۳۸۶, ۹:۲۲ ق.ظ
توسط naatamam
دل و دین که به یغما بردی زده ای ره من از هر سو
نشناسم سر خود از پا که به چوگان تو هستم گو
(از دکتر جواد نوربخش)

ارسال شده: شنبه ۷ مهر ۱۳۸۶, ۱۲:۴۵ ب.ظ
توسط Mahdi Mahdavi
آخه چه شعري بگم که آخرش واو باشه؟؟؟؟؟!!!! :? :-(

ارسال شده: شنبه ۷ مهر ۱۳۸۶, ۸:۴۸ ب.ظ
توسط SadafG
ورکشم باري بدانم تا کجا
ماهم و خورشيد پيشم پيشوا (مولانا) :razz: :-o

ارسال شده: یک‌شنبه ۸ مهر ۱۳۸۶, ۱:۵۰ ق.ظ
توسط KH.I.A.2500
* آنچه شيران را کند روبه مزاج *** احتياج است احتياج است احتياج * ( واقعا که همينه :? )

ارسال شده: یک‌شنبه ۸ مهر ۱۳۸۶, ۸:۴۰ ق.ظ
توسط naatamam
جمال شخص نه چشم است و زلف و عارض و خال
هــــــزار نکته دريـــن کــــار و بار دلـــداري ســت
(حافظ)

ارسال شده: یک‌شنبه ۸ مهر ۱۳۸۶, ۵:۵۱ ب.ظ
توسط SadafG
توانايي تن مدان از خورش
که لطف حقت مي دهد پرورش ( سعدي) :razz: